کهربا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
آویزهای ساخته شده از کهربا (ابعاد آویز بیضی شکل ۵۲ در ۳۲ میلیمتر است)

کهربا به صمغ (انگم) فسیل شدهٔ درخت گفته می‌شود که معمولاً به دلیل رنگ و زیبائی طبیعی آن از دوران نوسنگی دارای ارزش است. معمولاً ازاین ماده برای ساخت اشیاء تزئینی و جواهر استفاده می‌شود. از دوران باستان تا به امروز کهربا به عنوان سنگ جواهری بسیار ارزشمند بوده و به شکل های مختلف در آورده شده است [۱].کهربا به عنوان عنصری در عطرها، عامل بهبودی در طب عامیانه، و به عنوان جواهر مورد استفاده قرار می گیرد.

پنج طبقه کهربا وجود دارد که بر اساس ترکیبات شیمیایی آن ها تعریف می شوند. از آن جا که منشا آن صمغ نرم و چسبنده ی درختان است، کهربا در برخی مواقع شامل اجزاء حیوانات و گیاهان به عنوان ناخالصی ها می باشد. اصطلاح ambrite به آن کهرباهایی اطلاق می شود که از لایه های زغال سنگ نیوزیلند یافت می شوند[۲].

تاریخ و نام ها[ویرایش]

یک مورچه در داخل کهربای بالتیک

کهربا با نام انگلیسی amber از اسم عربی عنبر[۳] ( هم ریشه با عنبر زبان فارسی میانه[۴] ) از لاتین قرون وسطی ambar و فرانسوی میانه ambre مشتق می شود. این کلمه در انگلیسی قرون وسطی در قرن 14 به تصویب رسید و به عنوان اشاره کننده به عنبر سائل، ماده ای مومی شکل جامد که از نهنگ عنبر گرفته می شود، شناخته شد. در زبان های رومی تبار، از اواخر قرن 13 مفهوم کلمه به کهربای بالتیک ( صمغ های فسیلی ) تعمیم داده شده است. در ابتدا عنبر سفید یا زرد نامیده می شد، این معنا در اوایل قرن 15 در انگلیسی به تصویب رسید. زمانی که استفاده از کهربا کاهش یافت، این معنا مفهوم اصلی کلمه شد[۳].

در لغت از دو واژه کاه و ربا ساخته شده است و به معنای رباینده کاه است. این معنا به این دلیل برای این ماده به کار می رود که به هنگام مالیده شدن آن به یک پارچه یا امثال آن، در سطح کهربا الکتریسیته ساکن القاء می شود و این الکتریسیته ساکن باعث ربایش کاه می گردد. واژه عربی کَهرَبا معرب واژه پارسی کَهرُبا است که امروزه در زبان عربی به معنی «الکتریسیته» می باشد.

یک پشه و یک مگس به دام افتاده در کهربا، متعلق به حدود 40 تا 60 میلیون سال پیش

دو ماده ی کهربای زرد و کهربای خاکستری به طور ممکن با هم همراه شدند چرا که هر دوی آن ها شناور در ساحل یافت گردیند. عنبر گریس چگالی کمتری نسبت به آب دارد و شناور است در حالی که کهربا برای شناور بودن غلظت بسیار بالایی دارد، اگر چه چگالی کم تری نسبت به سنگ دارد[۵].

نامهای کلاسیک برای کهربا، الکتروم لاتین و ἤλεκτρον یونان باستان (ELEKTRON)، همگی به معنای واحد ἠλέκτωρ " خورشید درخشان" مرتبط می شوند[۶][۷]. مطابق یک افسانه، زمانی که فایتون پسر هلیوس ( خورشید ) کشته شد، خواهران عزادار او درختان صنوبر (سرده) شدند و اشک های آنان 'الکترون'، کهربا شد[۸].

کهربا در قرن 4 قبل از میلاد توسط ثئوفراستوس مورد بحث واقع شد و دوباره در 330 قبل از میلاد به وسیله ی پیتاس (ایزدبانو)، کسی که کارش در اقیانوس از دست رفت بحث شد، اما توسط pleny و elder در کتاب " تاریخ طبیعی " ارجاع داده شد[۹].

پیتاس می گوید که مردم آلمان، گوتیک ها، ساکن ساحل ورودی اقیانوسی به نام Mentonomon بودند که قلمرو آن ها 6 هزار استادیا ( واحد اندازه گیری یونان و رم باستان) گسترده است، که در یکی از روزهای آرام این قلمرو، در جزیره ی آبالوس، در ساحل آن، کهربای شناور بر موج ها، به شکل ماده ای دفعی از دریاو در شکل ساروج شنی دیده می شود، که ساکنان آن را به عنوان سوخت استفاده می کنند و آن را به همسایگان خود تیتان ها می فروشند

.

پشه ای در داخل کهربا

پیش تر پلینی می گوید که جزیره ی بزرگ ساحل Scythia، که توسط گزنفون از لامپساکوس، نویسنده ی کتاب سفر خیالی در یونان، بالسیا خوانده می شد، توسط پیتاس باسیلیا نامیده می شود. فرض بر این است که مسیرهای تجاری خوبی برای کهربای مربوط به بالتیک با مدیترانه وجود داشت ( معروف به جاده کهربا ). پلینی به طور آشکار اظهار می کند که آلمانی ها کهربا را به پانونیا صادر می کنند. مردمان باستان جنوب ایتالیا در کار کهربا بودند، مهم ترین مثال ها را می توان در موزه ی باستان شناسی Museum of Siritide to Matera یافت. کهربا در دوران باستان به همان طریق موکنای استفاده می شد و در دوران ماقبل مدیترانه ای از ذخایر سیسیل می آید[۱۰].

اتاق کهربا با استفاده از کهربای کالینینگراد بازسازی شد

پلینی همچنین به نقل از نظر Nicias می گوید؛ کهربا، " مایعی است که توسط پرتوهای خورشید تولید میشود؛ و این که این پرتوها در لحظه ی چرخش ظاهری خورشید، با بزرگ ترین نیرویی در حال اصابت بر زمین، بر روی آن عرقی چرب بر جا می گذارند، که این با جریان اقیانوس حمل می شود، و به سمت سواحل آلمان منتقل می شود." علاوه بر توضیحات خیالی که بر طبق آن کهربا " توسط خورشید تولید می شود"، پلینی نظراتی را نقل می کند که به خوبی از منشا کهربا که صمغ درختان است آگاهی می دهد و نام بومی لاتین آن succinum را ذکر می کند[۱۱].

موزه ی باستان شناسی Siritide to Matera

وی همچنین می گوید کهربا در مصر و هند نیز یافت میشود و او همچنین با گفتن این که زنان سوریه با این ماده حلقه های دوک خود را می سازند، و آن را هارپکس می نامند، به خواص الکتروستاتیک کهربا اشاره می کند.

پلین اظهار می کند که نام آلمانی کهربا glæsum بود، " به این دلیل که سزار آلمانی به ناوگان آن بخش فرمان داد، که به یکی از این جزایر نام Glæsaria را بدهند، توسط قوم بربر تحت عنوان Austeravia اتریش شناخته شد." در زبان آلمانی میانه ی پایینی Middle Low German، کهربا با عنوان berne-, barn-, börnstēn شناخته می شود. واژه ی Low German در قرن 18 در High German نیز مهم تلقی گردید.

در اوایل قرن نوزدهم، اولین گزارش در مورد کهربا از آمریکای شمالی از اکتشافات نیوجرسی در میان Crosswicks Creek نزدیک ترنتون در کمدن و نزدیک وودبری دریافت شد[۱۲].

کانی شناسی[ویرایش]

کهربا در گروه فسیل های صمغی در ترکیب‌های آلی (سنگهای ارگانیک) که منشا گیاهی یا جانوری دارند قرار دارد. در دوران قدیم زمین شناسی به صورت صمغ از درختان کاج مخروطی شکل به نام (پیتوس-سوکسینیفرا) خارج شده و پس از خشک و سخت شدن به صورت فسیل و سنگ درآمده است.

ترکیب و شکل گیری[ویرایش]

کهربا از انواع ناهمگونی از مواد رزینی (صمغی) تشکیل شده که کما بیش در الکل، اتر و کلوروفرم محلول اند و همچنین مواد نامحلول قیری. کهربا ابر مولکولی از پلیمریزاسیون رادیکال آزاد چندین پیش ساز خانواده لابدان، به عنوان مثال COMMUNIC اسید، cummunol و biformene می باشد[۱۳][۱۴]. فرمول کلی کهربا C۱۰H۱۶O است گرمادهی بالای 200 درجه ی سانتی گراد ( 392 درجه ی فارنهایت ) باعث می شود که کهربا تجزیه شده و روغنی از کهربا خارج شود، و ته نشین و پس ماندی به نام "کلوفون کهربا" یا "قیر کهربا" برجای بماند؛ زمانی که محلول در روغن تربانتین یا در روغن کتان شد این "جلای کهربا" یا "لاک کهربا" را شکل میدهد[۱۳].

ساختمان[ویرایش]

کهربای پولیش نخورده

پلیمریزاسیون مولکولی، ناشی از فشار بالا و دمای های تولید شده توسط رسوب پوشاننده، ابتدا صمغ را به کوپال تبدیل می کند.تحمل فشار و گرما ترپن ها را فشرده کرده و باعث شکل گیری کهربا می شود[۱۵].

برای روی دادن این واقعه، صمغ باید در مقابل پوسیدگی مقاوم باشد. برخی از درختان صمغ تولید می کنند،اما در اغلب موارد این ته نشست توسط فرایند های فیزیکی و شیمیایی شکسته می شود. در معرض نور، باران، میکرواورگانیزم ها ( مانند باکتری و قارچ ها ) و دماهای شدید منجر به تجزیه ی صمغ می شود. برای این که صمغ بیشتر زنده بماند تا تبدیل به کهربا شود، آن باید به چنین نیروهایی مقاوم باشد و یا تحت شرایطی تولید شود که چنین نیروهایی را مانع شود[۱۶].

صمغ چوب، منبع کهربا

منشاء گیاه شناسی[ویرایش]

صمغ های فسیل اروپایی به دو دسته هستند؛ کهربای مشهور بالتیک و دیگری که شبیه گروه Aghathis می باشد. صمغ های فسیل آمریکایی و آفریقایی تقریبا به گروه جدید Hymenaea مرتبط می باشند[۱۷]، در حالی که کهرباهای بالتیک فرض می گردد که از صمغ فسیل گیاهان خانواده ی Sciadopityaceae باشند که در شمال اروپا زندگی می کنند[۱۸].

ناخالصی ها[ویرایش]

رشد غیر طبیعی صمغ در درختان زنده، می تواند منجر به شکل گیری کهربا شود[۱۹]. ناخالصی ها اغلب وجود دارند، مخصوصا زمانی که صمغ بر روی زمین می ریزد. چنین کهربای ناخالص firniss نامیده می شود.

چنین ناخالصی های مواد دیگر می تواند باعث تولید کهربا با رنگ غیر منتظره شود. پیریت ها احتمالا رنگ آبی ایجاد می کنند. کهربای استخوانی کدر بودن حالت ابری خود را مدیون حباب های کوچک متعدد در داخل صمغ است[۲۰]، با این حال، کهربای به اصطلاح سیاه در حقیقت فقط نوعی از شبق می باشد.

در کهربای تیره و حتی کهربای مات، تصور بر این است که ناخالصی ها از انرژی بالا، کنتراست بالا و وضوح بالای پرتو ایکس استفاده می کنند[۲۱].

استخراج و فرآوری[ویرایش]

استخراج کهربا بالتیک از ته نشست های هولوسن، گدانسک، لهستان

توزیع و معدن[ویرایش]

رنگ منحصر به فرد کهربا بالتیک. سنگ های صیقلی

کهربا در سطح جهان عمدتا در سنگ های دورره ی سن کرتاسه یا جوان تر گسترده شده است. از لحاظ تاریخی، ساحل ساملند غرب Königsberg در پروس منبع پیشرو کهربای جهان بود. 90 درصد کهربای قابل استخراج جهان هنوز در آن منطقه واقع است که در سال 1946 کالینینگراد روسیه شد[۲۲].

تکه هایی از کهربا از کف دریا توسط امواج کنده شده، و با دست، لاروبی و یا غواصی جمع آوری می شوند. در جای دیگر، کهربا هم در آثار باز و هم در گالری های زیرزمینی استخراج می شود. سپس گره های زمین آبی باید حذف شوند و پوسته ی مات پاک شود، که می توان در داخل بشکه ی گردان حاوی شن و ماسه و آب این کار را انجام داد. سایش، این پوسته را، از کهربای دریایی حذف می کند[۲۰].

کهربای کارائیب، به خصوص کهربای آبی دومنیکن از طریق ایجاد حفره استخراج می شود که به علت خطر ریزش تونل خطرناک می باشد[۲۳].

بهسازی[ویرایش]

کارخانجات کهربای وین، کهربای کمرنگ را برای تولید پیپ، و سایر ابزار های سیگار کشیدن استفاده می کنند، که آن را داخل دستگاه تراش گزارده و با آب و سفید کردن یا با سنگ های پوسیده و روغن صیقل می دهند. درخشش نهایی به وسیله ی سایش با فلانل داده میشود. زمانی که کهربا به تدریج در دوش روغن، گرما دهی شود نرم و منعطف خواهد شد. دو قطعه کهربا ممکن است توسط آغشتن سطوح آن ها با روغن بزرک، حرارت دادن آنها، و سپس فشردن آنها به هم در حالی که گرم هستند با هم یکی شوند. کهربای ابری ممکن است در حمامی از روغن شفاف سازی شود، بدین معنی که روغن منافذ بی شمار را که باعث تیرگی آن شده اند پر می کند. قطعات کوچک، که قبلا به دور انداخته شده و یا تنها برای جلا استفاده می شوند، در حال حاضر در اندازه ی بزرگ به منظور تشکیل "ambroid" یا "کهربای فشرده" استفاده می شود. این قطعات با دقت در نبود هوا گرم شده و سپس به یک توده حجیم توسط فشار هیدرولیکی شدید فشرده می شوند، کهربای نرم در میان منافذ یک صفحه فلزی رانده می شود. این محصول به طور گسترده برای تولید طلا و جواهر ارزان و ابزارآلات استعمال دخانیات استفاده می شود. این کهربای فشرده ترکیبی از رنگ های درخشان پولاریزه را تلاءلو می کند. کهربا اغلب با سایر صمغ ها مانند کوپال و صمغ کاج و همچنین سلولوید و حتی با شیشه به کارمیرود. کهربای بالتیک گاهی اوقات به طور مصنوعی رنگ آمیزی می شود، اما همچنان به نام "کهربای واقعی" خوانده می شود[۲۰].

صید کهربا از ساحل دریای بالتیک، طوفان های زمستانی قطعات کهربا را پرتاب می کنند.. نزدیک گدانسک، لهستان

ظاهر[ویرایش]

کهربا در طیف وسیعی از رنگ های مختلف رخ می دهد. به عنوان معمول زردهای زرد-نارنجی-قهوه ای همراه کهربا هستند، کهربا می تواند در طیفی از رنگ های مختلف از سفید گرفته تا لیموویی کم رنگ به قهوه ای و سیاه متغیر باشد. رنگ های دیگر غیر معمول عبارتند از کهربای قرمز (گاهی اوقات به عنوان "کهربا گیلاس" شناخته می شود)، عنبر سبز، و حتی کهربا ی آبی، که نادر و بسیار محبوب می باشد.

کهربای بالتیک به همراه ناخالصی ها

کهربای زرد سخت، شفاف، زرد، نارنجی، و یا صمغ های فسیلی قهوه ای از درختان همیشه سبز است. برای ایرانیان به وسیله ی پهلوی کلمه ی مرکب کاه-روبا ( از کاه به همراه جذب، ربودن که اشاره به خاصیت الکتریکی آن دارد ) شناخته شده است که وارد زبان عربی با عنوان کهرَبا شده است ( بعدها کلمه ی عربی برای الکتریسیته شد)، همچنین در اروپا Amber نامیده شد. در امتداد ساحل جنوبی دریای بالتیک، کهربای زرد یافت شده، از طریق تجارت به اروپای غربی و خاورمیانه رسیده است. کسب ساحلی کهربای زرد شاید دلیلی بوده است که به آن عنوان عنبر سائل اختصاص می دهند. علاوه بر این، مانند عنبر سائل، صمغ را می توان به عنوان بخور خوشبو سوزاند. استفاده ی معمول تر از صمغ، با این حال، برای تزیین بود-به راحتی بریده و جلا داده می شد، آن را می توان به طلا و جواهر زیبا تبدیل کرد. بسیاری از کهرباهای بسیار باارزش در مقایسه با کهربای ابری و کهربا ی مات شفاف هستند. کهربای مات شامل حباب های متعدد کوچک است. این نوع از کهربا تحت عنوان "کهربای استخوانی" شناخته می شود[۲۴].

اگر چه همه ی کهربای دومینیکن فلورسنت است، کمیاب ترین کهربای دومینیکن کهربای آبی می باشد. آن در نور طبیعی خورشید و هر منبع نور دیگر تا حدی یا کاملا فرابنفش است. در طول موج اشعه ماوراء بنفش، بازتاب بسیار قوی، تقریبا سفید دارد. تنها در حدود 100 کیلوگرم (220 پوند) در سال پیدا می شود،چیزی که سبب با ارزش و گران بودن آن می شود[۲۵].

معدن کهربا "پریمرسکوج" در Yantarny، کالینینگراد، روسیه
کهربای آبی از جمهوری دومنیکن

طبقه بندی[ویرایش]

اساسا دو نوع صمغ گیاهی با پتانسیل فسیله شدن وجود دارد. ترپنوئیدها، تولید شده توسط مخروطیان و نهاندانگان، متشکل از ساختار حلقوی از ایزوپرن (C5H8) واحد. صمغ فنولیک امروزه تنها به وسیله ی نهاندانگان تولید می شود. medullosans منقرض یک نوع سوم از صمغ را تولید می کند، که اغلب به عنوان کهربای رگه دار یافت می شود. ترکیب شیمیایی و ساختار کلی کهرباها برای تقسیم کهربا به 5 بخش استفاده می شود[۲۶]. همچنین یک طبقه بندی جداگانه از گوهر سنگ های کهربا، با توجه به راه تولید آنان است[۲۷][۲۸].

گروه I[ویرایش]

این طبقه فراوان ترین است. این شامل اسیدهای کربوکسیلیک labdatriene مانند اسیدهای COMMUNIC یا Ozic است[۲۹].

Ia[ویرایش]

شامل Succinite، و Glessite ( کهربای عادی بالتیک ) می شود که دارای پایه ی اسیدی است. کهربای بالتیک در تقطیر خشک سوکسینیک اسید تولید می کند، نسبت های متنوع از 3 درصد تا 8 درصد بوده، و بزرگترین در انواع مات و استخوانی می باشد. دود معطر و تحریک کننده خارج شده از سوختن کهربا عمدتا به خاطر این اسید است. کهربای بالتیک به وسیله ی محصول خود از اسید سوکسینیک، یعنی succinite متمایز می شود. سوکسنایت سختی بین 2 و 3 دارد که تقریبا بیشتر از بسیاری از سایر صمغ های فسیلی است. وزن مخصوص آن از 1.05 به 1.010 متغیر می باشد. آن می تواند ازسایر کهربا ها به وسیله ی طیف سنجی مادون سرخ به دلیل اوج جذب کربونیل متمایز گردد. طیف سنجی مادون سرخ می تواند سن نسبی یک نمونه کهربا را شناسایی کند. اسید سوکسینیک شاید جز اصلی کهربا نباشد اما ترجیحا حاصل تخریب اسید استیک است[۳۰].

Ib[ویرایش]

مشابه طبقه ی Ia پایه ی اسیدی دارند، اما آن ها اسید سوکسینیک ندارند.

Ic[ویرایش]

این طبقه پایه ی اسیدی enantio-labdatrienonic را دارا می باشد. مشهود ترین آن کهربای دومنیکین است. کهربای دومنیکین با شفافیت بیشتر از کهربای بالتیک متمایز می شود و اغلب شامل تعداد بیشتری اجزای فسیلی است. این، بازسازی دقیقی از اکوسیستم جنگل های طولانی از بین رفته ی گرمسیری را فراهم کرده است[۳۱]. صمغ گونه Hymenaea protera منبع کهربای دومنیکن بوده و آن سوکسنایت نیست بلکه رتینیت می باشد[۳۲].

گروه II[ویرایش]

این کهربا ها از صمغ هایی با یک پایه ی sesquiterpenoid ، نظیر cadinene، تشکیل می شوند.

گروه III[ویرایش]

این کهرباها پلی استایرن هستند.

گروه IV[ویرایش]

گروه چهارم چیزی از سبد زباله ی کاغذی است؛ کهرباهای آن پلیمریزه نمی شوند، اما عمدتا شامل sesquiterpenoids مبتنی بر cedrene هستند.

گروه V[ویرایش]

صمغ گروه پنجم به نظر می رسد که از کاج و یا خانواده ی کاج تولید می شوند.

پیشینه ی زمین شناسی[ویرایش]

نمونه ای از کهربا شامل تعدادی ناخالصی های ناواضح

تاریخ به دست آورن قدیمی ترین کهربا دوره ی کربونیفر بالایی است ( 320 سال پیش )[۳۳]. ترکیب شیمیایی مطابقت کهربا را با تولید کنندگان آن مشکل می سازد-آن بیشتر شبیه صمغ تولید شده با گیاهان گلدار می باشد؛ با این وجود، هیچ فسیل گیاه گلداری تا کرتاسه وجود ندارد. کهربا مدت ها بعد از کربونیفر بیشتر می شود، در اوایل کرتاسه، 150 میلیون سال پیش، در آن هنگام که همراه حشرات یافت می شود. کهربای قدیمی با اجزای بی مهرگان از مشرق، از لبنان و اردن می آید. این کهربا تقریبا با قدمت 125-135 میلیون سال، از ارزش علمی بالایی برخوردار است و شواهدی از برخی از قدیمی ترین نمونه های اکوسیستم ارائه می کند[۳۴].

در لبنان بیش از 450 برونزد یا رخنمون از کهربای کرتاسه پایینی توسط Dany Azar دیرینه شناس و حشره شناس لبنانی کشف گردید[۳۵]. در میان این رخنمون ها به تعدا 20 همراه با اجزاء بیولوژیکی حاوی قدیمی ترین نماینده از چندین خانواده ی بندپایان زمینی بی مهره بودند. حتی پیش تر، کهربای ژوراسیک در لبنان یافت شده بوده است. تعدادی از حشرات قابل توجه و عنکبوت ها اخیرا در کهربای اردن کشف شدند که شامل سوسک های zorapterans،و clerid،و Planthopper قدیمی بودند. بعد از 1945 این سرزمین اطراف کونیگسبرگ، پروس به سمت لنینگراد، روسیه، جایی که اکنون کهربا به طور سیستماتیک استخراج می شود معطوف گردید[۳۶].

کهربای بالتیک و یا سوکسونیت ( بنابر مستند تاریخی به عنوان کهربای پروس با گره نامنظم در شن و ماسه، شناخته شده به عنوان زمین آبی در طبقات پایین الیگوسن سامبیا پروس رخ می دهد.

اهمیت دیرینه شناسی[ویرایش]

کهربا قطعا حالت منحصر به فرد بودن خود را حفظ نموده است و در بازسازی اکوسیستم و ارگانیزم ها مفید می باشد. کهربا گاها شامل جانوران یا ماده ی گیاه است که در صمغ گرفتار می شوند. حشرات، عنکبوت ها و حتی تارشان، کرم ها، قورباغه ها، سخت پوستان، باکتری ها و آمیب ها، میکروفسیل های دریایی، چوب، گل ها و میوه، مو، پر و سایر موجودات ریز در کهربا 130 میلیون سال قبل یافت می شده است[۳۷] و [۳۸] و [۳۹].

در اوت 2012، دو کنه ی گرفتار در کهربا به عنوان قدیمی ترین حیوانات که تا کنون در ماده یافت شده است شناسایی شدند؛ عمر کنه ها 230 میلیون سال بوده و در شمال شرقی ایتالیا کشف شدند[۴۰].

کاربرد[ویرایش]

جواهر کهربای جمهوری دومنیکن

کهربا از دوران ما قبل تاریخ در تولید جواهرات و زیور آلات و همچنین در طب سنتی مورد استفاده قرار می گرفته است. کهربا همچنین در مشروب akvavit به عنوان طعم دهنده محسوب می شود. کهربا به عنوان عنصری در عطرسازی امورد استفاده قرار می گیرد.

جواهرات[ویرایش]

کهربا از دوران سنگی از 13000 هزار سال پیش استفاده می شده است. زیورآلات کهربا در مقابر میسنی ها و سایر مکان های اروپا یافت شده است. امروز از کهربا در تولید سیگار و دمنده ی شیشه استفاده می شود[۴۱] و [۴۲]. جایگاه کهربا در فرهنگ سنتی به آن ارزش گردشگری داده؛ موزه ی کهربای پالانگا Palanga Amber Museum به صمغ های فسیل شده اختصاص داده شده است[۴۳].

کاربرد دارویی تاریخی[ویرایش]

کهربا مدت طولانی است که در طب سنتی برای خواص درمانی آن استفاده می شود[۴۴].

بوی کهربا و عطریات کهربا[ویرایش]

جواهر کهربای لیتوانیایی

در چین باستان سوزاندن کهربا در طول جشن های بزرگ مرسوم بود. اگر کهربا تحت شرایط مناسب گرم شود، روغن کهربا تولید می شود، و در زمان های گذشته این با نیتریک اسید برای ایجاد مشک مصنوعی ترکیب می شد -صمغی با بوی مشک عجیب[۴۵]. اگر چه زمانی که کهربا می سوزد، رایحه ی خاص درخت کاج را بیرون پراکنده می کند، لیکن محصولات مدرن، مثل عطر، به طور معمول کهربا ی واقعی را با توجه به این واقعیت که کهربای فسیل، عطر و بوی بسیار کم دارد استفاده نمی کنند. در عطرسازی ، اغلب رایحه ای با عنوان "کهربا" تولید و ثبت می شود[۴۶][۴۷] به تقلید از حرارت طلایی فسیلی.

رایحه ی کهربا، اساسا به تقلید از عنبر گریس یا لابادانوم مشتق شد، اما با توجه به گونه های در حال انقراض نهنگ عنبر رایحه ی کهربا اکنون تا حد زیادی از صمغ مشتق می شود[۴۸]. اصطلاح "کهربا" به طور گسترده برای توصیف عطر و بویی گرم، مشک، نفیس و گرانبها و عسل مانند و نیز تا حدودی شرقی و خاکی گرفته می شود. می توان آن را به صورت مصنوعی ایجاد کرد و یااز صمغ های طبیعی تولید نمود.

معادن بزرگ کهربا در جهان[ویرایش]

کشورهای ایتالیا، جمهوری دومینیکن، رومانی، برمه، چین، کانادا، مکزیک، ژاپن، روسیه و آمریکا دارای معدن کهربا هستند. کهربا-که از اوایل دوره زمین شناسی کرتاسه وجود داشته- توسط آفتیم آکرااز کوههای لبنان در جنوب بیروت استخراج شده است.معروف ترین کهربا ها در ساحل لهستان و شوروی سابق یافت می شوند. بزرگ ترین معدن کهربا در غرب کالیمینگراد در روسیه در عمق ۳۰ متری زمین در زیر شن و ماسه است.

رنگ کهربایی[ویرایش]

نوشتار اصلی: رنگ کهربایی

این رنگ که در زبان انگلیسی Amber تلفظ می گردد، به رنگی بین رنگ های نارنجی و زرد گفته می شود. در صنایع روشنایی این رنگ کاربرد گسترده ای دارد، به طوری که گاهی اوقات در کنار نورهای اصلی (آبی، سبز، قرمز) به عنوان کمکی برای ساخت طیف رنگی مورد استفاده قرار می گیرد.

منابع[ویرایش]

  1. "Amber" (2004). In Maxine N. Lurie and Marc Mappen (eds.) Encyclopedia of New Jersey, Rutgers University Press, ISBN 0813533252.
  2. Poinar GO, Poinar R. (1995) The quest for life in amber. Basic Books, ISBN 0-201-48928-7, p. 133
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ Harper, Douglas. "amber". Online Etymology Dictionary. and "amber". Oxford English Dictionary (3rd ed.). Oxford University Press. September 2005.
  4. A Concise Pahlavi Dictionary, D N MacKenzie, Oxford University Press, 1971, ISBN 0 19 713559 5
  5. Abu Zaid al Hassan from Siraf & Sulaiman the Merchant (851), Silsilat-al-Tawarikh (travels in Asia)
  6. Homeric (Iliad 6.513, 19.398). The feminine ἠλεκτρίς being later used as a name of the Moon. King, Rev. C.W. (1867). The Natural History of Gems or Decorative Stones. Cambridge (UK). p. 315.
  7. The derivation of the modern term "electric" from the Greek word for amber dates to the 1600 (Latin electricus "amber-like", in De Magnete by William Gilbert). Heilbron, J.L. (1979). Electricity in the 17th and 18th Centuries: A Study of Early Modern Physics. University of California Press. p. 169. ISBN 978-0-520-03478-5.. The word "electron" (for the fundamental particle) was coined in 1891 by the Irish physicist George Stoney whilst analyzing elementary charges for the first time. Aber, Susie Ward. "Welcome to the World of Amber". Emporia State University. Archived from the original on 28 April 2007. Retrieved 11 May 2007.. "Origin of word Electron". Patent-invent.com. Retrieved 30 July 2010.
  8. Michael R. Collings, Gemlore: An Introduction to Precious and Semi-Precious Stones, 2009, p. 20
  9. Natural History 37.11
  10. Natural History IV.27.13 or IV.13.95 in the Loeb edition
  11. succinic acid as well as succinite, a term given to a particular type of amber by James Dwight Dana
  12. Amber" (2004). In Maxine N. Lurie and Marc Mappen (eds.) Encyclopedia of New Jersey, Rutgers University Press, ISBN 0813533252
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ Rudler 1911, p. 792.
  14. Manuel Villanueva-García, Antonio Martínez-Richa, and Juvencio Robles Assignment of vibrational spectra of labdatriene derivatives and ambers: A combined experimental and density functional theoretical study Arkivoc (EJ-1567C) pp. 449–458
  15. Rice, Patty C. (2006). Amber: Golden Gem of the Ages. 4th Ed. AuthorHouse. ISBN 1-4259-3849-3.
  16. Poinar, George O. (1992) Life in amber. Stanford, Calif.: Stanford University Press, p. 12, ISBN 0804720010
  17. Lambert, JB; Poinar Jr, GO (2002). "Amber: the organic gemstone". Accounts of Chemical Research 35 (8): 628–36. doi:10.1021/ar0001970.
  18. Wolfe, A. P.; Tappert, R.; Muehlenbachs, K.; Boudreau, M.; McKellar, R. C.; Basinger, J. F.; Garrett, A. (30 June 2009). "A new proposal concerning the botanical origin of Baltic amber". Proceedings of the Royal Society B: Biological Sciences 276 (1672): 3403–3412. doi:10.1098/rspb.2009.0806. PMC 2817186. PMID 19570786
  19. Sherborn, Charles Davies. "Natural Science: A Monthly Review of Scientific Progress, Volume 1
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ۲۰٫۲ Rudler 1911, p. 793.
  21. Amos, Jonathan (1 April 2008). "BBC News, " Secret 'dino bugs' revealed", 1 April 2008". BBC News. Archived from the original on 28 August 2010. Retrieved 30 July 2010
  22. Amber Trade and the Environment in the Kaliningrad Oblast. Gurukul.ucc.american.edu. Retrieved on 19 September 2012.
  23. Amos, Jonathan (1 April 2008). "BBC News, " Secret 'dino bugs' revealed", 1 April 2008". BBC News. Archived from the original on 28 August 2010. Retrieved 30 July 2010.
  24. "Amber". (1999). In G. W. Bowersock, Peter Brown, Oleg Grabar (eds.) Late Antiquity: A Guide to the Postclassical World, Harvard University Press, ISBN 0674511735.
  25. Manuel A. Iturralde-Vennet (2001). "Geology of the Amber-Bearing Deposits of the Greater Antilles" (PDF). Caribbean Journal of Science 37 (3): 141–167. Archived from the original (PDF) on 11 May 2011.
  26. Grimaldi, D. (2009). "Pushing Back Amber Production". Science 326 (5949): 51–2. Bibcode:2009Sci...326...51G. doi:10.1126/science.1179328. PMID 19797645
  27. Anderson, K; Winans, R; Botto, R (1992). "The nature and fate of natural resins in the geosphere—II. Identification, classification and nomenclature of resinites". Organic Geochemistry 18 (6): 829–841. doi:10.1016/0146-6380(92)90051-X.
  28. Anderson, K; Botto, R (1993). "The nature and fate of natural resins in the geosphere—III. Re-evaluation of the structure and composition of Highgate Copalite and Glessite". Organic Geochemistry 20 (7): 1027. doi:10.1016/0146-6380(93)90111-N.
  29. Anderson, Ken B. (1996). "New Evidence Concerning the Structure, Composition, and Maturation of Class I (Polylabdanoid) Resinites". Amber, Resinite, and Fossil Resins. ACS Symposium Series 617. pp. 105–129. doi:10.1021/bk-1995-0617.ch006. ISBN 0-8412-3336-5
  30. Shashoua, Yvonne (2007). "Degradation and inhibitive conservation of Baltic amber in museum collections" (PDF). Department of Conservation, The National Museum of Denmark. Archived from the original (PDF) on 11 May 2011.
  31. George Poinar, Jr. and Roberta Poinar, 1999. The Amber Forest: A Reconstruction of a Vanished World, (Princeton University Press) ISBN 0-691-02888-5
  32. Grimaldi, D. A. (1996) Amber – Window to the Past. – American Museum of Natural History, New York, ISBN 0810919664
  33. Bray, P. S.; Anderson, K. B. (2009). "Identification of Carboniferous (320 Million Years Old) Class Ic Amber". Science 326 (5949): 132–134. Bibcode:2009Sci...326..132B. doi:10.1126/science.1177539. PMID 19797659.
  34. Poinar, P.O., Jr., and R.K. Milki (2001) Lebanese Amber: The Oldest Insect Ecosystem in Fossilized Resin. Oregon State University Press, Corvallis. ISBN 0-87071-533-X.
  35. Azar, Dany (2012). "Lebanese amber: a "Guinness Book of Records"". Annales Universitatis Paedagogicae Cracoviensis 111: 44–60.
  36. Langenheim, Jean (2003). Plant Resins: Chemistry, Evolution, Ecology, and Ethnobotany. Timber Press Inc. ISBN 0-88192-574-8.
  37. "Scientist: Frog could be 25 million years old". MSNBC. 16 February 2007. Retrieved 30 July 2010.
  38. Waggoner, Benjamin M. (13 July 1996). "Bacteria and protists from Middle Cretaceous amber of Ellsworth County, Kansas". PaleoBios 17 (1): 20–26.
  39. Girard, V.; Schmidt, A.; Saint Martin, S.; Struwe, S.; Perrichot, V.; Saint Martin, J.; Grosheny, D.; Breton, G.; Néraudeau, D. (2008). "Evidence for marine microfossils from amber". Proceedings of the National Academy of Sciences of the United States of America 105 (45): 17426–17429. Bibcode:2008PNAS..10517426G. doi:10.1073/pnas.0804980105. PMC 2582268. PMID 18981417.
  40. Kaufman, Rachel (28 August 2012). "Goldbugs". National Geographic
  41. "Interview with expert pipe maker, Baldo Baldi. Accessed 10-12-09". Pipesandtobaccos.com. 11 February 2000. Archived from the original on 16 February 2006. Retrieved 30 July 2010.
  42. Curt W. Beck, Anthony Harding and Helen Hughes-Brock, "Amber in the Mycenaean World" The Annual of the British School at Athens, vol. 69 (November 1974), pp. 145-172. DOI:10.1017/S0068245400005505
  43. "Maker of amber mouthpiece for glass blowing pipes. Accessed 10-12-09". Steinertindustries.com. 7 May 2007. Archived from the original on 16 July 2011. Retrieved 30 July 2010.
  44. Lisa Markman (2009). "Teething: Facts and Fiction" (PDF). Pediatr. Rev. 30 (8): e59–e64. doi:10.1542/pir.30-8-e59. PMID 19648257.
  45. Amber as an aphrodisiac. Aphrodisiacs-info.com. Retrieved on 19 September 2012.
  46. Thermer, Ernst T. "Saturated indane derivatives and processes for producing same" U.S. Patent 3,703,479, U.S. Patent 3,681,464, issue date 1972
  47. Perfume compositions and perfume articles containing one isomer of an octahydrotetramethyl acetonaphthone, John B. Hall, Rumson; James Milton Sanders, Eatontown U.S. Patent 3,929,677, Publication Date: 30 December 1975
  48. Gomes, Paula B, Mata, Vera G, Rodrigues, A E (2005). "Characterization of the Portuguese-Grown Cistus ladanifer Essential Oil" (PDF). Journal of Essential Oil Research 17 (2): 160. doi:10.1080/10412905.2005.9698864

ویکی‌پدیای انگلیسیhttp://en.wikipedia.org/wiki/Amber