پرش به محتوا

اوج (روایت)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
نقاشی که تفسیر شکسپیر از چاقو خوردن جولیوس سزار را به تصویر می‌کشد، غوغایی را در کاپیتول، محل رخداد همه‌چیز، نشان می‌دهد.
مرگ سزار، اوج نمایشنامه شکسپیر ژولیوس سزار

اُوج یا بِزَنگاه در اصطلاح ادبیات داستانی و ادبیات نمایشی، شورانگیزترین و تنش‌زاترین و برانگیزاننده‌ترین و عالی‌ترین لحظه است که طی آن بحران به نهایت تعارض خود می‌رسد و گره‌گشایی به دنبال آن می‌آید. اوج در واقع ادامهٔ حوادث گذشته و نتیجهٔ منطقی آنها است. به عنوان مثال، هنگامی که در داستانی از صادق هدایت، داش آکل مرجان را شوهر می‌دهد نقطهٔ اوج داستان واقع می‌گردد.[۱]

  • شریفی، محمد (۱۳۸۷). محمدرضا جعفری (ویراستار). فرهنگ ادبیات فارسی. تهران: فرهنگ نشر نو و انتشارات معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۴۴۳-۴۱-۸.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]