سوزن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
انواع سوزن‌های دوزندگی

سوزَن گونه‌ای ابزار است که به صورت میله کوچک و باریکی از پولاد ساخته می‌شود. از سوزن برای کارهای گوناگون استفاده می‌شود.

ریشه شناسی[ویرایش]

پسوند ن در پایان این واژه همان است که در پایان واژگان نهنبن، انجمن، روزن، میهن، هاون، پرویزن، چمن[۱] و واژگان نوساخته تاون[۲] و پوشن[۳] نیز دیده میشود و پسوندی است که با آن اسم و بویژه اسم ابزار میسازند.

سوزن دوزندگی[ویرایش]

سوراخ سوزن شماره ۵

سوزن دوزندگی یا سوزن خیاطی معمولاً برای پیوند دادن تکه‌های جامه، پارچه، چرم با برزنت به هم بکار می‌رود. سوزن‌ها همچنین برای زیور و تزئین اجسام بکار می‌روند. کار تزئینی با سوزن، سوزندوزی نام دارد. سوزندوزی یکی از شاخه‌های رودوزی است. یک سر سوزن دوزندگی آن تیز است و سر دیگر آن معمولاً دارای یک سوراخ باز و کشیده است که ته سوزن یا «چشم سوزن» نامیده می‌شود. درازای ته سوزن معمولاً میان ۲ تا ۱۰ میلی‌متر است ولی ضخامت یک سوزن دوزندگی معمولاً بیشتر از ۲ میلی‌متر نیست.

رد کردن نخ از چشم سوزن را «نخ کردن سوزن» می‌نامند. رد کردن موقت نخ از لای پارچه به‌وسیله سوزن را «کوک زدن» می‌نامند.

کبف کوچکی که برای نگهداری سوزن و نخ‌های رنگی بکار می‌رود «کیفچه سوزن‌نخ» نام دارد. جعبه‌های کوچکی هم به همین منظور بکار می‌روند به نام «جعبه سوزن‌نخ».

در قدیم به دوزندگان در بازار «سوزنگر» گفته می‌شد.

انواع دیگر سوزن[ویرایش]

زبانزدهای ادبی با سوزن[ویرایش]

  • یک سوزن به خود زدن و یک جوالدوز به دیگران.
  • سوزن بیندازی پائین نمی‌آید.
  • یک سرسوزن حالی‌اش نیست.
  • پیدا کردن سوزن در کاهدان
  • گاهی از درب دروازه ردنمی شه، گاهی از سوراخ سوزن ردمی شه.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. http://ensani.ir/fa/article/175900/بابی-در-ریشه-شناسی-واژگان-زبان-فارسی
  2. «تاوَن» [عمومی] هم‌ارزِ «oven, four (fr.)»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی. «فارسی». در همان. دفتر اول. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۶۴-۷۵۳۱-۳۱-۱ (ذیل سرواژهٔ تاوَن)
  3. «پوشَن» [عمومی] هم‌ارزِ «cover»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی. «فارسی». در همان. دفتر اول. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۶۴-۷۵۳۱-۳۱-۱ (ذیل سرواژهٔ پوشَن)
  4. واژه نامه دهخدا