اقتصاد رفتاری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

اقتصاد رفتاری (به انگلیسی: Behavioral economics) و فاینانس رفتاری رشته‌ای است که با روش علمی در فضای روان‌شناسی شناختی٬ فاکتورهای مربوط به احساسات و اجتماع را در تحلیل و فهم بازارها و عوامل اقتصادی به کار می‌گیرد. از آنجا که واحد تحلیل در این دو علم، فرد و رفتار او می باشد تعامل بین علم اقتصاد و روان ‎شناسی می تواند برای نظریه پردازی اقتصادی مورد استفاده اقتصاددانان قرار گیرد در طی سال‌های اخیر محققانی هم چون دانیل کانمن (دانیل کاهنمن)، آمارس تورسکی (Amas Tversky)، دیک تالر (Richard THALER) و اخیراً نیز کالین کامرر (Colin Camerer) و جرج لاونستین (george loewnstein)، برخی از اصول و اندیشه‌های علم اقتصاد را به عنوان اصولی غیر واقع گرایانه از نظر روانشناختی، مورد انتقاد قرار داده‌اند.اقتصاددانانی نظیر کنت ارو (kenth arrow)، پیتر دیاموند (پیتر ای. دیاموند)، دان مک فادن (Daniel McFadden)، رابرت سولو (Robert Solow) تنها تحقیقات اندکی را در این زمینه انجام داده‌اند ولی گستردگی اقتصاد را ترویج ننموده‌اند این نا به سامانی به وجود آمده در مورد واقع گرایی روانشناختی هم اکنون منجر به بروز به نتایجی گردیده است.عمدتاً تلاش‌هایی تحت عنوان"علم اقتصاد رفتاری" صورت گرفته تا از نظر روانشناختی ماهیت و نتایج بسیار واقعی تر از طبیعت انسان در علم اقتصا بدست آید که این ماهیت‌ها به طرز نامحدودی در دهه اخیر، گسترش و فزونی یافته است.تاجایی که امروز علم اقتصاد رفتاری جایگاه خود را در اقتصاد متعارف باز کرده است و افرادی نظیر دیوید لایبسون David Laibson) در زمینه اقتصاد کلان وارنست فییر در اقتصاد کار، جایگاه مناسبی در اقتصاد کلان دارند.از طرف دیگر دانشگاههای معتبر بسیاری دانشجو در مقاطع پیشرفته در زمینه اقتصاد رفتاری می‌گیرند.

تاریخچه اقتصاد رفتاری[ویرایش]

در طول دوره‌ی کلاسیک، اقتصاددانان و روان‌شناسان ارتباط تنگاتنگ داشته‌اند. به عنوان مثال آدام اسمیت (1759، Smith)مقال‌ه‌ای در خصوص اصول روان‌شناسی رفتار افراد تحت عنوان نظریه‌های احساسات اخلاقی(The theory of moral sentiments ) نگاشت.[۱] جرمی بنتام(Bentham 1789) نیز نوشته‌های زیادی در مورد پایه‌های روانشناختی مطلوبیت ارایه داده‌است.[۲][۳] در طول دوران توسعه‌ی اقتصاد نئوکلاسیک، اقتصاددانان کم‌کم خود را از موضوعات روان‌شناسی دور کردند. در طول این دوران اقتصاددانان تلاش می‌کردند تا حوزه‌ی علمی خود را به علوم طبیعی نزدیک کنند با این توضیح که رفتار اقتصادی از مفروضات طبیعت عامل اقتصادی‌جدا شد. موضوع دیگر استفاده از روابط ریاضی در نمونه‌سازی‌های اقتصادی بود تا آن‌جا که رشته‌ی اقتصادسنجی با استقبال زیادی مواجه و رویکرد ریاضی در اقتصاد به‌عنوان رویکردی فراگیر تبدیل شد. مفهوم انسان اقتصادی شکل گرفت به گونه‌ای که بر عقلانیت تأکید داشت. با این حال تحلیل‌های روان‌شناسی ادامه یافت تا بسیاری از موضوعات را در زمان توسعه‌ی اقتصاد نئوکلاسیک توضیح دهد.از این دست می‌توان به فعالیت‌های فرانسیس اجورث(Francis edgeworth)، ویلفردو پارتو(Vilfredoparetoاروینگ فیشر(Irvingfisher) و جان مینارد کینز(John maynard Keynes) اشاره کرد.این دانشمندان معتقد بودند که پدیده‌های مربوط به روان‌شناسی فردی، قیمت‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند.به عنوان مثال، اسمیت اثر پدیده‌ی «خودبرتربینی»را در مشاغل پرخطر مورد بحث قرارداد. در این حالت افراد باتوجه به عامل غرور یا اعتماد به نفس بیش از حد، به کارهای سختی دست می‌زنند که باید دستمزد بیش‌تری داشته باشد، لیکن با این عنوان که «این کار سختی نیست» آن کار را انجام می‌دهند. بنابراین، این عامل باعث می‌شود قیمت نیروی کار در چنین مشاغلی از قیمت واقعی کم‌تر شود. کینز در اوایل قرن 20 به عامل توهم پولی اشاره کرد.به این معنا که افراد به ارزش اسمی پول توجه دارند تا به ارزش واقعی آن. در نهایت فیشر در سال 1929 کتابی با عنوان«نظریه‌ی بهره» در مورد توهم پولی نگاشت. فیشر در بخشی از این کتاب به تشریح رفتار افراد در مورد پس‌انداز پرداخته که آن را تابع عواملی از جمله خود کنترلی، دوراندیشی و عادت اشخاص تصویر کرده است. در اواسط قرن 20، روان‌شناسی از مباحث اقتصادی جدا شد.البته عوامل متعددی باعث شد مباحث روان‌شناسی مجدداً در تحقیقات اقتصادی راه باید و اصول اقتصادرفتاری شکل گیرد. مطلوبیت مورد انتظار و نمونه‌های مطلوبیت تنزیل شده (به انگلیسی: discounted utility models)به‌عنوان مفروضاتی که شرایط قابل آزمونی برای تصمیم‌گیری در شرایط عدم‌اطمینان و مصرف بین دوره‌ای ایجاد می‌کردند، به شکل گسترده‌ای مورد پذیرش قرار گرفتند.البته پدیده‌های غیرمعمول((به انگلیسی: anomalies) به تکرار، مورد مشاهده قرار گرفتند که باعث تغییراتی در این‌گونه فرضیات شد. علاوه بر این در دهه‌ی 19690، روان‌شناسی شناختی، مغز انسان را به عنوان ابزار پردازش‌گر اطلاعات معرفی کرد(برعکس نمونه‌های رفتاری). روان‌شناسانی از جمله ادواردز(Edwards,1968)، آموس تورسکی و دانیل کانمن(kahneman and tversky,1979 ) نمونه‌های شناختی خود را در خصوص تصمیم‌گیری در شرایط ریسک و عدم اطمینان در مقابل نمونه‌های رفتار عقلایی ارایه کردند. [۴] مقاله‌ی اسلویچ 1972، (Slovic)در حوزه‌ی رفتار فردی سرمایه‌گذاران در خصوص برداشت نادرست افراد از ریسک، نقطه‌ی‌عطفی در تحقیقات رفتاری در حوزه‌ی مالی بود.[۵]یکی از مهم‌ترین مقالات که باعث توسعه‌ی اقتصاد و حوزه‌ی مالی رفتاری شد مقاله‌ی کانمن و تورسکی در سال 1979 با عنوان”نظریه دورنما(Prospect theory)تصمیم‌گیری در شرایط ریسک “بود که در آن از روش‌های روانشناسی شناختی برای توضیح شماری از پدیده‌های غیرمعمول در چارچوب تصمیم‌گیری بر مبنای اقتصاد عقلایی استفاده کردند.[۶] سرانجام کنفرانس دانشگاه شیکاگو در سال 1987 و فصلنامه‌ی اقتصاد(یادبود آموس تورسکی)که به موضوعات اقتصاد رفتاری اختصاص یافته بود، نقطه‌ی عطفی در توسعه‌ی تحقیقات مشابه شد. گستردگی تحقیقات مالی و یافتن پدیده‌های غیرمعمول و استثنائات در واقعیت‌های بازار سهام و به‌طور گسترده‌تری در تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری که نمونه‌های متعارف در نظریه‌های پیشرفته سرمایه‌گذاری قادر به تبیین آن نبودند، محققان را به سمت نظریه‌های‌رفتاری رهنمون ساخت. مطالعات‌رفتاری در دهه‌ی 1990 به شکل گسترده‌تری رایج شد.دی‌بونت و تالر در سال 1985 نشان دادند وقتی سهام بر مبنای بازدهی 3 تا 5 سال به شکل تاریخی رتبه‌بندی می‌شوند، سهامی که در گذشته بازدهی بیش‌تری داشته‌اند (برندگان تاریخی)در سال‌های بعد بازدهی کم‌تری ارایه داده‌اند(بازندگان آتی).البته آن‌ها این رفتار بازدهی را به عکس‌العمل بیش ازحد و کم‌ترازحد سرمایه‌گذاران نسبت داده‌اند.به عبارت دیگر سرمایه‌گذاران در مقابل برندگان تاریخی بیش ازحد خوش‌بین و در مقابل بازندگان تاریخی بیش ازحد بدبین بوده‌اند که البته همین امر خود منجر به فاصله‌ی قیمت‌های ذاتی و قیمت‌های بازار می‌شود.[۷] در سال 1992 کانمن و تورسکی نظریه دورنما را توسعه دادند و«نظریه دورنمای تجمعی (((kahneman and tverskyṣ1992 )را ارایه دادند که بسیاری از تحقیقات قبل از آن را به صورت یک نظریه منسجم ارایه کرد.از آن به بعد نیز مطالعات تجربی زیادی مفروضات و نتایج این نظریه را تأیید کرده است. مقاله جیگادیش و تیتمن در سال 1993 ( Jegadeesh and titmanṣ1993 )پدیده‌ی غیرعادی دیگری را نشان داد که سهام دارای بازده بالاتر در طول 6 ماه گذشته، در سال بعد بازدهی بیش‌تری را به نسبت سهام دارای بازده کم‌تر ایجاد می‌کند. در سال 1998 دانیل، هیرشیفر و سابر امانیام( Daniel et al.ṣ1998 )مقاله‌ی «روان‌شناسی سرمایه‌گذار و عکس‌العمل بیش ازحد و کم‌ترازحد بازار سهام» را مطرح کردند.در این مقاله پدیده‌ی فرااطمینان((به انگلیسی: overconfidence)و خود اسنادی (به انگلیسی: Self-attribution theory)تبیین شد. در همان سال یعنی سال 1998 دو مقاله‌ی دیگر در بیان عکس‌العمل بیش ازحد و کم‌ترازحد توسط باربریز، شیفر و ویشنیارایه شد. در نهایت جایزه‌ی نوبل اقتصاد در سال 2002 به دانیل کانمن به علت تحقیقات گسترده‌اش در کاربرد و روان‌شناسی در اقتصاد اعطا شد و بدین ترتیب حوزه‌ی گسترده‌ای از تحقیقات مورد توجه محققان قرار گرفت.آموس تورسکی به‌عنوان همکار کانمن در طول سال‌ها تحقیق تیمی، در سال 1996 درگذشت و چون جایزه‌ی نوبل به افراد زنده تعلق می‌گیرد، کانمن به دریافت جایزه‌ی نوبل نائل آمد که البته همکاری‌های تورسکی در سال‌های تحقیق را یادآور شد.

اقتصاد رفتاری به دنبال چیست؟[ویرایش]

اقتصاد رفتاری به دنبال افزایش قدرت توضیح دهندگی علم اقتصاد از طریق واقعی تر کردن بنیان‌های روانشناسی است.هسته اصلی اقتصاد رفتاری اعتقاد به افزایش واقع گرایی زیربناهای روانشناختی علم اقتصاد است که سبب بهبود نظریه‌های اقتصادی در انجام وظایف خود نظیر توصیف بهتر تئوری‌ها، پیش‌بینی بهتر حوادث و پیشنهاد سیاست‌های اقتصادی بهتر می‌شود.البته این دیدگاه در جایگاه نفی اساس اقتصاد نئوکلاسیک برپایه حداکثر کردن مطلوبیت(به انگلیسی: utility maximization)، تعادل(به انگلیسی: equlibrium) و کارایی(به انگلیسی: efficiency)قرار ندارد.چراکه دیدگاه نئو کلاسیک مفید است و چارجوب تئوریک مناسبی برای تحلیل‌های اقتصاددانان فراهم می‌آورد که در خیلی از زمینه‌ها نیز پیش بینی‌های صحیحی انجام می‌دهد اما در برخی موارد ناکارآمد است و می‌بایستی تعدیل شود که این مجرای بروز علم اقتصاد رفتاری است. اکثر مقالات در زمینه اقتصاد رفتاری تعدادی از فروض بنیادین اقتصاد نئوکلاسیک را با توجه به واقع گرایی روانشناختی تعدیل می‌کند.البته اقتصاد رفتاری را نباید به عنوان نظریات رادیکال در نظر گرفت.چراکهفقط به دنبال آزاد کردن فروض ساده کننده اساس اقتصاد نئوکلاسیک است.برای مثال اقتصاددانان نئوکلاسیک به طور مشخص ابراز می‌کنند که انسنان‌ها در مورد انصاف و عدالت نگران نیستند.که با حذف این فرض می‌توان به نظریات واقعی تر در علم اقتصاد رسید.[۸]

ارزش گذاری اقتصاد رفتاری[ویرایش]

استیگلر(stigler)بیان می‌کند که نظریات اقتصادی می‌باسیت با سه سولفه انطباق با واقعیت، کلی بودن. سازگاری سنجیده شوند.نظریات اقتصاد رفتاری نیز می‌بایست با این سه مولفه قضاوت شوند.هرچند که نظریات اقتصاد رفتاری معمولاً به علت وارد کردن چند پارامتر به داخل مدل از انسجام کمتری برخوردار است.[۹]

روش‌های اقتصاد رفتاری[ویرایش]

روش‌های (به انگلیسی: methods) به کار گرفته شده در اقتصاد رفتاری به سان همان روش‌های است که سایر زمینه‌های اقتصاد متعارف به کار می‌گیرند.در اصل ، اقتصاد رفتاری به شدت به شواهدی که براساس آزمایش یا تجربه(به انگلیسی: experiment) به دست می‌آیند متکی است.با این وجود، اخیراً ، اقتصاددانان رفتاری از آزمایش تجربه فراتر رفته‌اند و تمام روش‌های به کارگرفته شده در علم اقتصاد متعارف را پذیرفته‌اند.[۱۰]

موضوعات اقتصاد رفتاری[ویرایش]

مالیه رفتاری[ویرایش]

ایده اصلی مالیه رفتاری (به انگلیسی: Behavioral finance) تبیین این موضوع است که چرا شرکت کنندگان بازار خطاهای سیستماتیک انجام می‌دهند.اینگونه خطاها قیمت‌ها و بازدهی هر را تحت تاثیر قرار می‌دهد و بازارها را نا کارآمد می‌کند.مالیه رفتاری هم چنین به بررسی آربیتراژ (به انگلیسی: arbitrage)سایر شرکت کنندگان بازار در اینگونه ناکارآمدی‌ها می‌پردازد. مالیه رفتاری ناکارآمدی‌هایی نظیر عکس العمل‌های نامناسب به اطلاعاتی مانند روندهای بازار (به انگلیسی: market trends)را پررنگ می‌کند و در حالت حدی علت حباب‌ها(به انگلیسی: bubble)و سقوط‌ها(به انگلیسی: crash)را بررسی می‌کند. این گونه عکس العمل‌ها به توجه محدود سرمایه‌گذار، اطمینان بیش از حد(به انگلیسی: overconfidence)، تجاوز از نقطه بهینه، تقلید یا شکلک سازی(غریزه گروه) و پارازیت تجارت نسبت داده شده‌است. تحلیلگرهای تکنیکی، اقتصاد رفتاری را به مثابه فامیل نزدیک مالیه رفتاری در نظر می‌گیرند که پایه‌ی تئوری برای تحلیل‌های تکنیکی قرار می‌گیرد.[۱۱]

مالیه رفتاری کمی[ویرایش]

مالیه رفتاری کمی(به انگلیسی: quantative behavioral finance) از روش شناسی ریاضی و آماری برای فهم تبعیض‌های رفتاری(به انگلیسی: Behavioral bias) استفاده می‌کند.[۱۲]در تحقیقات بازار یابی، یک مطالعه نشان می‌دهد که شواهد اندکی که تبعیض‌های بدتر می‌کند اثر تصمیمات بازار یابی را.شرکت کننده‌های برجسته شامل گوندز و کاگینالپ (ویراستار ژورنال مالیه رفتاری(Journal of Behavioral Finance)از سال2001 تا 2004) و همکاران وی وروناسمیت(نوبلیست 2002)، دیوید پورتر، دان بالنویچ و ولادیمیرا ایلوا و احمت دوران وری استورام را شامل می‌شوند.[۱۳]

انتقاد گرایی[ویرایش]

انتقاد گرایانی(به انگلیسی: criticism) نظیر یوجن فاما(eugenfama) فرضیه‌های بازار کارا را تایید می‌کنند.آن‌ها مخالفت کردند که مالیه رفتاری بیشتر مجموعه ای از استثناها(به انگلیسی: anomailies) است تا شاخه ای حقیقی از مالیه باشد و این مجموعه استثناها یا در بازار به سرعت از طریق بالا رفتن قیمت از بین می‌رود یا با ساختارهای جزیی بازار توضیح داده می‌شود.با این وجود تبیعیض‌های شناختی(به انگلیسی: cognitive biases) افراد از تبیعض‌های اجتماعی(به انگلیسی: social biases) جداست؛سابق بر این می‌شد از بازار میانگین گرفته شود هنگامی که دیگران می‌توانند یک حلقه بازی(به انگلیسی: feedback loops)خودی مثبت ایجاد کنند بازار را بیشتر وبیشتر به سمت تعادل قیمتی منصفانه(به انگلیسی: fair price) براند.به طور مشابه برای یک استثنا که کارایی بازار را به مخاطره می‌اندازد، سرمایه‌گذار می‌بایست قادر به مبادله علیه آن باشد و سود غیر متعارف کسب کند؛که این در بسیاری از موارد برای استثناها صحیح نیست.[۱۴] مثال مشخص برای انقاد گرایی در شرح "معمای برابری پاداش"(به انگلیسی: equality premium puzzle) ظاهر می‌شود.این گونه بحث می‌شود که علت موانع ورود (به انگلیسی: entry barrier) است(هم عملی و هم روانی) و بازدهی بین سهام و اوراق قرضه به دلیل بازبودن منابع الکترونیک بازار سهام برای معامله گران می‌باستی برابر شود.در پاسخ دیگران مخالف کردند که که بیشتر وجوه سرمایه‌گذاری شخصی مدیریت می‌شوند از طریق وجوه سالخورده، حداقل کننده اثر مشهور موانع ورود هستند.به علاوه سرمایه‌گذاران حرفه ای و مدیران مالی به نظر می‌رسد بیشتر اوراق نگه دری کنند تا یک نفر انتظار تفاوت‌های بازدهی داشته باشد.[۱۵]

نظریه بازی رفتاری[ویرایش]

نظریه بازی رفتاری(به انگلیسی: Behavioral game theory) موضوعی است که به بررسی تصمیمات و رفتار متقابل استراتژیک با روش‌های نظریه بازی‌ها، اقتصاد آزمایشگاهی(تجربی) و روانشناسی آزمایشگاهی(تجربی) می‌پردازدآزمایش‌ها شامل آزمودن انحراف از ساده سازی‌های رایج تئوری‌های اقتصادی نظیر قاعده استقلال[۱۶]، و صرفنظر کردن از نوع دوستی [۱۷] ، انصاف [۱۸] و آثار قالب گیری می‌باشد.در بعد اثباتی، روش‌ها برای شناخت روابط متقابل و ترجیحات اجتاعی به کار بسته شده است.به عنوان یک برنامه پژوهشی، این موضوع در سه دهه اخیر پیشرفت قابل توجهی داشته است.

استدلال اقتصادی در حیوانات غیر انسانی[ویرایش]

تنی چند از روانشناسان تطبیقی دانشگاههای امریکا سعی در نشان دادن استدلال در حیوانات غیر انسانی (به انگلیسی: economics resoning in non-human animals)انجام دادند.تلاش‌های اولیه در این زمینه بروی رفتار موش صحرایی و کبوتر تمرکز کرده بود.این مطالعات به اصول رفتارشناسی روانشناسی نزدیک شده بود ، جایی که هدف اصلی کشف شباهت رفتاری حیوانات غیر انسان به رفتار انسانی در سرایط آزمایش قابل حصول بوده است.این تحقیقات از لحاظ روش شناسی به کارهای انجام شده توسط "فرستر" و"اسکینر" [۱۹] شباهت بسیار زیادی دارد. جدا از شباهت‌های روش شناسی، محققان اخیر از واژه شناسی رفتارشناسان نیز تخطی کرده‌اند.اگر چه این مطالعات مقدمات را برای "محیط شرطی شدن عامل" فراهم کرده است(با استفاده از غذا به عنوان پاداش برای نوک زدن و فشردن میله).

افراد تاثیر گذار در اقتصاد رفتاری[ویرایش]

  1. دانیل آریلی(به انگلیسی: Dan Ariely)
  2. کولین کمرر (به انگلیسی: Colin Camerer)
  3. ارنست فهر(به انگلیسی: Ernst Fehr)
  4. دانیل کاهنمن(به انگلیسی: دانیل کاهنمن)
  5. دیوید لیبیسون(به انگلیسی: David Laibson)
  6. جورج لوونستین(به انگلیسی: George Loewenstein)
  7. متیو رابین(به انگلیسی: Matthew Rabin)
  8. هربرت سیمون(به انگلیسی: هربرت الکساندر سیمون)
  9. ریچارد تالر(به انگلیسی: Richard Thaler)
  10. پاول اسلویک(به انگلیسی: Paul Slovic)
  11. آموس تورسکی(به انگلیسی: Amos Tversky)

منابع[ویرایش]

  1. Smith, A. (1759/1892). The Theory of Moral Sentiments. New York: Prometheus Books
  2. http://www.utilitarianism.com/jeremy-bentham/index.html
  3. An Introduction to the Principles of Morals and Legislation , Jeremy Bentham
  4. Kahneman, D. & Tversky, A. (1979). Prospect theory: An analysis of decision under risk. Econometrica, 47, 263-291
  5. >Slovic, Paul. (1995). The construction of preferences. American Psychologist, 50, 364-371
  6. Kahneman, D. & Tversky, A. (1979). Prospect theory: An analysis of decision under risk. Econometrica, 47, 263-291
  7. De Bondt, W. F. M. & Thaler, R. (1985). Does the stock market overreact? Journal of Finance, 40(3), 793-805
  8. Behavioral Economics: Past, Present, Future Colin F. Camere,chapter1
  9. Behavioral Economics: Past, Present, Future Colin F. Camere,chapter1
  10. Behavioral Economics: Past, Present, Future Colin F. Camere,chapter1
  11. Kirkpatrick 2007, p. 49
  12. "Escalation Bias: Does It Extend to Marketing?". Journal of the Academy of Marketing Science
  13. http://www.dimensional.com/famafrench/2009/08/fama-on-market-efficiency-in-a-volatile-market.html Fama
  14. http://www.dimensional.com/famafrench/2009/08/fama-on-market-efficiency-in-a-volatile-market.html Fama on Market Efficiency in a Volatile Market
  15. See Freeman, 2004 for a review
  16. "Violations of the Betweenness Axiom and Nonlinearity in Probability," Journal of Risk and Uncertainty, 8(2), pp. 167-196
  17. James Andreoni et al. (2008). "altruism in experiments," The New Palgrave Dictionary of Economics, 2nd Edition. Abstrac
  18. H. Peyton Young (2008). "social norms," The New Palgrave Dictionary of Economics, 2nd Edition. Abstract
  19. Ferster, C.B. et al. (1957). Schedules of Reinforcement. New York: Appleton-Century-Crofts
  1. c.f.camerer، G.Loewenstein and M.Rabin(eds)، Advances in behavioral economics، (New York:Prinston university press، 2004
  2. مهدی خانی علیرضا."چشم اندازی بر روانشناسی و اقتصاد(اقتصاد رفتاری)".تهران
  3. Neumann J.Morgenstern O.1994، theory of Games and Economics Behavior، Prinston university Press، Prinston
  4. Daniel Kahneman and Amos Tversky، Choices، Values، and Frames
#ویکی پیدیا انگلیسی

پانویس[ویرایش]

  1. Smith، A. (1759/1892). The Theory of Moral Sentiments. New York: Prometheus Books
  2. An Introduction to the Principles of Morals and Legislation ، Jeremy Bentham
  3. http://www.utilitarianism.com/jeremy-bentham/index.html
  4. Kahneman، D. & Tversky، A. (1979). Prospect theory: An analysis of decision under risk. Econometrica، 47، 263-291
  5. Slovic، Paul. (1995). The construction of preferences. American Psychologist، 50، 364-371
  6. Kahneman، D. & Tversky، A. (1979). Prospect theory: An analysis of decision under risk. Econometrica، 47، 263-291
  7. De Bondt، W. F. M. & Thaler، R. (1985). Does the stock market overreact? Journal of Finance، 40(3)، 793-805
  8. Behavioral Economics: Past، Present، Future Colin F. Camere، chapter1
  9. Behavioral Economics: Past، Present، Future Colin F. Camere، chapter1
  10. Behavioral Economics: Past، Present، Future Colin F. Camere، chapter1
  11. Kirkpatrick 2007، p. 49
  12. "Escalation Bias: Does It Extend to Marketing?". Journal of the Academy of Marketing Science
  13. "Dr. Donald A. Balenovich". Indiana University of Pennsylvania، Mathematics Department
  14. >http://www.dimensional.com/famafrench/2009/08/fama-on-market-efficiency-in-a-volatile-market.html Fama on Market Efficiency in a Volatile Market
  15. See Freeman، 2004 for a review
  16. "Violations of the Betweenness Axiom and Nonlinearity in Probability، " Journal of Risk and Uncertainty، 8(2)، pp. 167-196
  17. James Andreoni et al. (2008). "altruism in experiments، " The New Palgrave Dictionary of Economics، 2nd Edition. Abstrac
  18. H. Peyton Young (2008). "social norms، " The New Palgrave Dictionary of Economics، 2nd Edition. Abstract
  19. > Ferster، C.B. et al. (1957). Schedules of Reinforcement. New York: Appleton-Century-Crofts