هزینههای نابرگشتنی
در اقتصاد و تصمیمگیری تجاری هزینههای نابرگشتنی هزینههایی هستند که از قبل رخ داده و قابل دریافت مجدد نیستند. هزینههای کاهشی در مقابل انواع احتمال قراردارند که هزینههای آیندهایاند که ممکن است دیده شوند یا در صورتی که اقدامی صورت گیرد تغییر کند. هردو هزینهٔ گذشته و آینده ممکن است ثابت (تا زمانی که تجارتی درحال عمل است و تحت تاثیر حجم خارجی قرار نگرفتهاست (و یا متغیر) وابسته به حجم باشد.
باوجود این اکثر اقتصاددانان طبقهبندی هزینههای نابرگشتنی به صورت ثابت یا متغیر را اشتباه میدانند. برای نمونه، اگر شرکتی یک هزینهٔ میلیون دلاری نصب نرمافزاری شرکتی را از دست دهد آن هزینه کاهش یافتهاست. زیرا یکبار رخ میدهد و قابل بازیافت نیست.
هزینهٔ نابرگشتنی را با نامهای دیگری نیز مینامند ازجمله: هزینه به حسابرفته، هزینه مستهلکشده، هزینه نقلیلی، هزینه ریخته، هزینه هدر رفته، هزینه ریخته شده و اولیه، هزینه اولیه نابرگشتنی تولید، هزینه غیرمستمر، هزینه یکپارچه، بهاء تمامشده از دسترفته، هزینه نهائی متغیر.[۱]
در تئوری قدیمی ریز اقتصادی تنها هزینههای احتمالی آینده مربوط به تصمیم سرمایه گذاری است. اقتصادهای سنتی پیشنهاد میکنند که یک بازیگر اقتصادی به هزینههای نابرگشتنی اجازهٔ تاثیر بر تصمیمات رانمیدهد زیرا انجام چنین کاری یک تصمیم را به نوبهٔ خود به طور منطقی ارزیابی نمیکند. تصمیم گیرنده ممکن است تصمیم منطقیای را بر اساس انگیزهها و استدلالهای خودشان بگیرند. این دلایل ممکن است تصمیم متفاوتی را نسبت به آنچه بطور موثر یا سودمند ارائه میشود عرضه کند. و آن مسئلهای استدلالی در نظر گرفته میشود و متمایز از مسئلهٔ هزینهٔ نابرگشتنی است.
شواهد اقتصادهای رفتاری نشان میدهند که این تئوری قادر به پیشبینی رفتار دنیای واقعی نیست. هزینههای نابرگشتنی این کار راانجام میدهند درحقیقت بر تصمیمات بازیگران تاثیری میگذارد زیرا انسانها متاثر از خسارت و تاثیر قالب بندی میباشند و در پرتو چنین شناختهایی عجیب نیست که افراد اغلب در رفتار به نوعی که اقتصاددانان آنرا منطقی و معقول می دانند شکست میخورند. هزینههای نابرگشتنی نباید بر بهترین انتخاب منطقی تصمیم گیرندگان تاثیر بگذارند. باوجود این تا زمانیکه یک تصمیم گیرنده ازمنابع استفاده میکند هزینهٔ احتمالی از هزینههای آینده غیر قابل انکار است و در هر فرایند تصمیم گیری دخیل است. به عنوان مثال اگر فردی سفارش بلیطهای فیلم را درنظر بگیرد اما در حقیقت آنها را نخریدهاست این هزینه غیر قابل انکار باقی میماند و اگر هزینهٔ بلیطها به مقداری ملزم به پرداخت بیش از هزینه و ارزش آن سازد او باید در هزینهٔ احتمالی در تصمیمگیریاش تغییری حاصل کند و در تصمیم گیری خود دوباره ارزیابی و اندیشه کند.
محتویات |
شرح [ویرایش]
هزینهٔ نابرگشتنی با خسارت اقتصادی فرق میکند. به عنوان مثال: وقتی ماشینی خریده میشود ودر نهایت دوباره فروخته میشود. با وجود این برای قیمت اصلی خرید دوباره فروخته نمیشود. خسارت اقتصادی متفاوت است شامل هزینههای اجرایی و کاری. مجموع پرداختی نباید بر تصمیم گیری منطقی در آینده بر ماشین تاثیر بگذاردو بدون توجه به مقدار خریدمجدد:اگر مالک مقدار بیشتری ازفروش ماشین به جای نفروختن آن به دست آورد پس باید فروخته شود بدون توجه به قیمت پرداختی. در این مفهوم هزینهٔ نابرگشتنی مقدار دقیقی نیست بلکه مدت و اصلاح اقتصادی برای مجموعه مقدار پرداختی است. در گذشته که دیگر شبیه به تصمیماتی درمورد آینده نیست دراصطلاح ارزشی ومقداری مشابه باهزینهٔ اصلی یا خسارت مورد انتظار اقتصادی ممکن است استفاده شود. همچنین به صورت اختصاری برای خطایی در تحلیل باتوجه به کاهش هزینهٔ نابرگشتنی استفاده میشود. اقتصاد دانانی نظیر ارنست دوپوس استدلال کرد که هزینههای نابرگشتنی وقتی تصمیم منطقی گرفته میشود مورد توجه قرار نمیگیرد. در مورد بلیط فیلم که ازقبل فروخته شدهاست خریداربلیط بین دو نتیجهٔ نهایی میتواند انتخاب کند اگر دریابد که فیلم را دوست ندارد.
- ۱- پرداخت قیمت بلیط و متاسف شدن ازتماشای فیلمی که نمیخواهد آنرا تماشا کند یا
- ۲- پرداخت قیمت بلیط واستفادهٔ بهینه برای سرگرمی بیشتر.
درهرمورد خریدار بلیط قیمت بلیط راپرداخت کرده به منظور اینکه بخشی از تصمیم برآینده دیگر تاثیر نمیگذارد. اگر این خریدار از خرید بلیط پشیمان شده باشد تصمیم حاضر باید بر اساس این باشد که آیا میخواهد اصلاً فیلم را تماشا کند یا نه بدون توجه به قیمت آن فقط به گونهای که به فیلمی آزاد روی بیاورد.
اقتصاد دان خواهد گفت که از آن جایی که دومین گزینه درمورد متاثر شدن تنها به یک روش {خرج پول} است درحالی که اولی مربوط به متاثر شدن در دو مورد است (خرج پول به اضافه زمان هدر رفته) گزینهٔ دوم ترجیحاً در اولویت است. هزینههای نابرگشتنی ممکن است باعث افزایش پیش بینی نشدهٔ قیمت شود. در تجارت مثالی ازهزینههای نابرگشتنی ممکن است در یک کارخانه سرمایه گذاری شوند ویا در تحقیقی که ارزش کمتر یا فاقد هزینه است سرمایهگذاری شود. به عنوان مثال: ۲۰ میلیون دلار در گیاه نوری خرج شدهاست مقدار حاضر صفر است زیرا ناقص است. {وهیچ خرید یا درمانی امکان پذیر نیست}. این گیاه ممکن است با ۱۰ میلیون دلار اضافه کامل شود یا رها شود و امکان ارزشمند متفاوتی به ارزش ۵ میلیون دلار ساخته میشود. روشن است که رهایی و ساختار امکان نهایی تصمیم بسیار منطقی تری است هر چند خسارت کلی ای از هزینههای اصلی را ارائه میکند. -کل مبلغ سرمایه گذاری شده هزینهٔ نابرگشتنی است. اگر تصمیم گیرندگان رفتار نامعقول و دارای انگیزهٔ اشتباهی داشته باشند تکمیل پروژه ممکن است انتخاب شود. به عنوان مثال سیاستمداران یا مدیران ممکن است انگیزهٔ بیشتری برای رخداد کل خسارت داشته باشند. در عمل ابهام و عدم قطعیت مشخصی در چنین مواردی وجود دارد و تصمیم ممکن است نامعقول ظاهرشوند که همزمان برای بازیگران اقتصادی درگیر و دریافت انگیزههای خودشان منطقی است.
اقتصادهای رفتاری تشخیص میدهند که هزینههای نابرگشتنی اغلب بر تصمیم اقتصادی با توجه به خسارت تاثیر میگذارند. هزینهٔ پرداخت شده نقطه عطفی برای ارزش و مقدار میشود درحالیکه هزینهٔ پرداختی باید نامربوط باشد و رفتاری نا معقول درنظر گرفته میشود. از اینرو آزمایش و تجربی اقتصادی نشان داده که هزینهٔ نابرگشتنی و خسارت معمول و رایج هستند.
معقولیت اقتصادی [ویرایش]
همانطور که توسط اکثر اقتصادها در نظر گرفته می شده محدود میشود و مفاهیم زیادی برای امور مالی اقتصادی و بازارهای امنیتی دارد. دانبل کهنمان برندهٔ جایزهٔ نوبل در اقتصاد خودش در این حوضه با همکارانش آموس تورسکی به نوبهٔ خود فعالیت زیادی داشت. خصوصیات مشخص کنندهٔ روش اکتشافی هزینههای نابرگشتنی.
دو مشخصهٔ خاص تعیین کنندهٔ روش اکتشافی قابل ذکر به صورت زیر هستند: ۱- تعصب احتمالی خوش بینانه که بدین وسیله بعد از سرمایه گذاری ارزیابی تصمیم سرمایهای افزایش مییابد. ۲- نیاز به مسئولیت فردی هزینهٔ نابرگشتنی در آ نهایی که مسئولیت فردی برای سرمایه گذاریهایی که به صورت کاهش یافته در نظر گرفته میشوند ظاهر میشود.
تعصب احتمالی خوشبینانه [ویرایش]
در سال ۱۹۶۸ ناکس و اینکستر در تجربهٔ هزینهٔ نابرگشتنی به ۱۴۱ شرط بند اسبی رسیدند: ۷۲ نفر شرط ۲دلاری را درطول ۳۰ ثانیه قبلی و ۶۹ نفر ۲دلار در ۳۰ ثانیه بعدی را به پایان رساندند. فرضیهٔ آنها این بود که افرادی که خودشان را در اقداماتی درگیر کردند{شرط بندی دلاری} ناهماهنگی بعد از تصمیم را کاهش میدهد که این عمل با اعتقاد قوی به اینکه برندهای را انتخاب کرده بودند انجام میشود. ناکس و اینکستر از شرط بندها خواست تا شانسهای اسبی برنده بر یک مقیاس یا نقطهای درجه بندی میکند آنچه آنها دریافتند این بود که افراد شرط بند شانس برنده شدن اسب شان در میانگین {۴۸/۳} صدمی که متناظر با شانس و احتمال درستی از برنده شدن است درجه بندی کردند و در حالی که افرادی که شرط بندی را تمام کرده بودند درجه بندی میانگینی از{۸۱/۴} را میدادند که متناظر با احتمال خوبی از بردن است فرضیهٔ آنها تائید شد: بعد از درگیری ۲دلاری افراد ازاینکه شرط شان برنده میشود مطمئن تر شدند. ناکس و اینکستر تست اضافی بر پشتیبانی اسبها انجام دادند و تکرار مشابه یافته هایشان را بعد از معمولی سازی مدیریت کردند. شواهد اضافی از تخمینهای احتمالی در آرکز و بلومر و آرکز و هوتزل دریافت میشود.
لوازم و ضروریت مسئولیت فردی [ویرایش]
درتحقیقی از ۹۶ دانشجوی تجارت در ۱۹۷۶ استا و و فاکس به افراد شرکت کننده انتخابی بین انجام سرمایه گذاری الف و ب در یک انجمن شرکتی فعال یا در بخشهای دیگر شرکت فرضیهای دادند. استاو و فاکس افراد شرکت کننده را به دو گروه تقسیم کردند:
۱- شرط مسئولیت کم و شرایط مسئولیتپذیری بالا و زیاد درشرایط مسئولیتپذیری زیاد افراد شرکتکننده گفتند که آنها به عنوان مدیر سرمایه گذاری الف و ب ناامیدکننده و اولیهای را انجام دادند در شرایط مسئولیت پذیری کم به عناصر گفته شده بود که مدیری سابق سرمایه گذاری اولیهای از الف و ب در تقسیم فعال انجام داد و دادههای سودی مشابهی مشابه با گروهی دیگر ارائه کردند. درهر دو مورد از عناصر سپس خواسته شده بود تا سرمایه گذاری ۲۰ میلیون دلاری ای را انجام دهند. و تعامل خوبی بین مسئولیتپذیری فرضی و سرمایه گذاری میانگین با مسئولیت پذیری بالا به طور میانگین ۹۷/۱۲ میلیون دلاری و شرایط کم با میانگین۴۳/۹ میلیون دلاری وجود داشت نتایج مشابهی در مطالع قبلی توسط استاو و آرکز و بلومر و وایت بدست آمده بود.
خسارت و خطای هزینهٔ نابرگشتنی [ویرایش]
افراد زیادی دارای سوءتفاهمها و سوءبرداشتهای قوی ای درمورد منابع هدر رفته (خسارت)هستند. درمثال بالا شامل یک بلیط فیلم غیر قابل برگشت اکثر افراد به عنوان مثال احساس اعزام و مجبور به تماشای یک فیلم علیرغم علاقهشان میکنند زیرا کاری غیر ازاین هدر رفتن قیمت بلیط است آنها احساس میکنند که نقطهٔ برگشتی ندارند و گاهی اوقات به خطای هزینهٔ نابرگشتنی معروف است اقتصاددانان این رفتار را غیر معقول و منطقی مینامند. و ناکارآمد است زیرا منابع را با وابستگی به اطلاعاتی که نامربوط به تصمیم گرفته شدهاست تخصیص نمیدهند. به لحاظ محاورهای معروف به رها کردن پول خوب بعد از نوع بد است. این نوع تفکر در برگشت ممکن است اندازهٔ غیر استانداردی ازمصرف که در نهایت موضوعی وبرای مشتری بی نظیر است را انعکاس دهد. خریدار بلیطی که بلیطی را به فیلمی از قبل میخرد تعهدی شبه عمومی به تماشای آن میدارد. ترک اولیهٔ این نوع قضاوت اشتباه را برای بیگانگان آشکار میکند وظاهری که بدنبال پنهان سازی آن است در نهایت او افتخار میکند که هزینه فرصت مصرف نهایی زمان را تشخیص دادهاست.
ایدهٔ هزینههای نابرگشتنی اغلب وقتی بکار میروند که تصمیمات تجارت تحلیلی گرفته میشوند. مثالی معمولی ازیک هزینهٔ نابرگشتنی برای یک تجارت بهبود نام تجاری است این نوع بازاریابی در بردارندهٔ هزینههایی است که به طور معمول قابل باز سازی نیست بهبود بعدی اسم تجاری در عوض پول نقد ممکن نیست مثال دوم هزینههای الف و ب است. وقتی هزینهای خرج میشود آنها نابرگشتنی هستند وبرتصمیمی هزینهای نهایی تاثیر ندارد. بنابراین یک شرکت داروسازی به دنبال تعدیل قیمتهای بالا است زیرا نیاز به غلبه بر مخارج الف و ب در خطاها و اشتباهات دارد این شرکت قیمتهای بازاری ای را اعلام میکند که الف و ب ارزش یک دلار یا یک میلیون دلاری را اعلام می کردهاست با وجود این هزینههای الف وب و توانایی غلبه برآنها فاکتورهایی در تصمیم گیری درمورد خرج پول در الف و ب میباشند. هزینهٔ نابرگشتنی در تئوری بازی گاهی اوقات معروف به خطای همزمان است و به حقیقتی بر میگردد که دولتهای فرانسوی و انگلیس سرمایه گذاری توسهٔ همزمان حتی بعد ازاینکه ظاهر شد که مورد اقتصادی ای برای سفینهٔ فضایی وجود نداردادامه دادند. این پروژه بطور خصوصی به دولت انگلیس به صورت فاجعهای تجاری که هرگز شروع نشده بود و تقریباً لغو شده بود ولی موضوعات قانونی وسیاسی اجرای آنرا غیر ممکن ساخته بود برمیگردد.
فاجعهٔ هزینهٔ نابرگشتنی [ویرایش]
فاجعهٔ هزینهٔ نابرگشتنی رویکرد اقتصادیای است که هزینههای نابرگشتنی وقتی تقسیماتی منجر به وضعیتی شود که کل تعداد تصمیمی خوب به فاجعهای عظیم تر منجر میشود نباید درنظر گرفته شود این شرایط فاجعه بار با استفاده از تئوری بازی برای بازیهایی تک بازیکنی توضیح داده میشوند. این فاجعه بانتیجهٔ تصمیمی خوب نباید با خطای هزینهٔ نابرگشتنی وقتی سوء تفاهمی و برداشت از هزینههای نابرگشتنی منجر به تصمیمی بدی میشوند اشتباهاً در نظر گرفته شود.
اصل قدیمی [ویرایش]
این اصل تئوری اقتصادی استفاده شده درتجارت است اقتصاد دانان بر هزینههای زیاد یاجانبی و مزایای هر تصمیم تاکید میورزند این تئوری بر اهمیت نادیده گرفتن هزینههای گذشته وتنها درنظرگرفتن هزینههای آینده و مزایای آن وقتی تصمیمی گرفته میشود تاکید میکند واعلام میدارد که وقتی تصمیم گرفته میشود محاسبهٔ سختی از هزینههای اضافی رخ میدهد و اینها را درمقابل مزایای اضافی آن ارزیابی میکند.
منابع [ویرایش]
- Wikipedia contributors, "Sunk costs," Wikipedia, The Free Encyclopedia, (accessed July 4, 2012).
- ↑ واژهنامه در آفتاب، بازدید: ژوئیه ۲۰۱۲.
|
||||||||||||||||||||||||||