هزینه فرصت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

هزینه فرصت یا هزینه فرصت از دست رفته یکی از مفاهیم مهم اقتصاد است.

یکی از اصول اساسی اقتصاددانان این است که منابع کمیاب می‌باشند. این بدان معناست که هرگاه ما تصمیم به استفاده از یک منبع می‌گیریم، در واقع ما از فرصت استفاده کردن از آن منبع در جایی دیگر و به شکلی دیگر، چشم پوشی کرده‌ایم. این موضوع به کرات در زندگی روزمرهٔ ما قابل مشاهده است، جایی که ما دائماً در حال تصمیم‌گیری هستیم که با درآمد و زمان محدود خودمان چه کاری انجام دهیم. آیا باید به سینما برویم و یا برای امتحان هفتهٔ آینده خود مطالعه کنیم؟ آیا باید به شهر x سفر کنیم یا یک ماشین بخریم؟ آیا باید ادامهٔ تحصیل بدهیم یا بلافاصله بعد از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه وارد بازار کار شویم؟ در هر کدام از این موارد، در واقع هر انتخاب فرصت انجام دادن کار دیگر را از ما می‌گیرد.

تعریف هزینهٔ فرصت[ویرایش]

اگر یک فرد و یا یک بنگاه، از میان چندین انتخاب متفاوت یکی را برگزیند، هزینهٔ فرصت این فرد یا بنگاه، معادل است با هزینه مرتبط با بهترین انتخاب ممکن از بین سایر انتخاب‌های باقی‌مانده که از آن صرف نظر شده‌است. البته بیشتر اوقات در اقتصاد هزینهٔ فرصت در پروژه‌های اقتصادی مطرح می‌گردد و هدف اصلی از طرح آن نیز بررسی تخصیص بهینه منابع موجود است. مفهوم هزینهٔ فرصت نقش مهمی را در تضمین اینکه منابع کمیاب به صورت کارا مورد استفاده قرار گرفته‌اند یا نه، بازی می‌کند. بنابراین محدود به هزینه‌های پولی و یا مالی نمی‌شود و هر چیزی که دارای ارزش باشد و از آن صرف نظر شده باشد، می‌تواند به عنوان هزینهٔ فرصت تلقی شود. از آن جمله می‌توان به هزینهٔ واقعی محصول صرف نظر شده، زمان و یا لذت از دست رفته اشاره کرد.

مثال‌هایی برای هزینهٔ فرصت[ویرایش]

  • فرض کنید شخصی که ۱۰۰۰۰ تومان دارد، می‌تواند یا یک کتاب بخرد و یا یک لباس. اگر او کتاب بخرد، هزینهٔ فرصت او لباس خواهد بود و اگر او لباس را بخرد، هزینهٔ فرصت او کتاب خواهد بود. اگر تعداد انتخاب‌های ممکن برای این شخص بیشتر از ۲ مورد باشد و او یکی را انتخاب کند، هزینهٔ فرصت او، بهترین انتخاب از بین انتخاب‌های باقی‌مانده خواهد بود.
  • فرض کنید شما تصمیم می‌گیرید برای ادامهٔ تحصیل وارد دانشگاه شوید. در این صورت فرض کنید که هزینه‌های شما اعم از هزینهٔ رفت‌وآمد و خرید کتابها و… معادل با ۱،۴۰۰،۰۰۰ تومان باشد. آیا هزینهٔ رفتن شما به دانشگاه همین مقدار خواهد بود؟ مسلماً اینطور نیست. شما همچنین باید هزینهٔ فرصتِ مدت زمانی را که صرف مطالعه کردن و رفتن به کلاس درس کرده‌اید، در نظر بگیرید. تصور کنید که اگر شما زمان خود را به جای ادامهٔ تحصیل، صرف یک کار تمام وقت می‌کردید، می‌توانستید درآمدی معادل با ۱،۶۰۰،۰۰۰ تومان داشته باشید. اگر شما هزینهٔ واقعیِ تحصیل و درآمدی که از آن صرف نظر کرده‌اید را جمع کنید (یعنی ۳،۰۰۰،۰۰۰ تومان)، این مقدار معادل خواهد بود با هزینهٔ فرصت تحصیل شما در دانشگاه.

طبقه‌بندی هزینه‌ها با دیدگاه نقدی یا غیرنقدی بودن آنها[ویرایش]

هزینهٔ ضمنی (Implicit Costs): اگر هزینه‌ای که بنگاه متحمل می‌شود به صورت پرداخت غیر نقدی باشد، به آن هزینهٔ ضمنی گفته می‌شود.

هزینهٔ واضح (Explicit Costs): اگر هزینه‌ای که بنگاه متحمل می‌شود به صورت نقدی باشد، به آن هزینهٔ واضح گفته می‌شود.

تمایز بین هزینه‌های ضمنی و آشکار، یک تفاوت کلیدی در چگونگی آنالیز یک فعالیت توسط یک اقتصاددان و یک حسابدار را آشکار می‌سازد. اقتصاددانان علاقه‌مند به مطالعة این موضوع هستند که بنگاه‌ها، چگونه تولید کرده و چگونه در مورد تعیین قیمت محصول خود تصمیم گیری می‌کنند. از آنجائیکه این تصمیم گیری‌ها بر پایة هزینه‌های واضح و ضمنی می‌باشند، لذا اقتصاددانان به هنگام اندازه‌گیری هزینه‌های یک بنگاه، هر دو نوعِ این هزینه‌ها را در نظر می‌گیرند. در نقطة مقابل، حسابداران وظیفة کنترل جریان ورود و خروج پول نقد به بنگاه‌ها را بر عهده دارند و در نتیجه آنها فقط هزینه‌های واضح را در نظر می‌گیرند. برای روشن شدن این مطلب به مثال‌های زیر توجه کنید:

  • شخصی را در نظر بگیرید که صاحب یک رستوران می‌باشد. این شخص مسلط به کار با رایانه بوده و در صورتی که به عنوان یک برنامه‌نویس فعالیت کند، می‌تواند به ازای هر ساعت کار درآمدی معادل با ۵۰۰۰ تومان کسب نماید. حال اگر این شخص به جای کار کردن به عنوان یک برنامه‌نویس، در رستورانش مشغول به کار شود، حسابدار این رستوران این ۵۰۰۰ تومان در ساعت را به عنوان هزینهٔ تهیهٔ غذا در نظر نخواهد گرفت. در واقع اینجا، هزینهٔ از دست دادن ۵۰۰۰ تومان در ساعت در عوض یک ساعت کار کردن در رستوران، یک هزینهٔ ضمنی می‌باشد. در واقع اگر شخص در رستوران کار کند، هیچ ۵۰۰۰ تومانی را پرداخت نخواهد کرد. اما یک اقتصاددان این ۵۰۰۰ تومان که از آن صرف نظر شده است را هم جزء هزینه‌ها در نظر می‌گیرد، چرا که این ۵۰۰۰ تومان در ساعت هم بر روی تصمیم‌گیری شخص در مورد فعالیت رستورانش تأثیرگذار خواهد بود. برای مثال اگر این میزان دستمزد، از ۵۰۰۰ تومان به ۱۵۰۰۰ تومان در ساعت افزایش پیدا کند، ممکن است شخص به این نتیجه برسد که رستوران خود را تعطیل کرده و به عنوان یک برنامه‌نویس تمام وقت شروع به فعالیت کند.
  • یک هزینهٔ ضمنی بسیاری از فعالیت‌ها، هزینهٔ فرصت سرمایه مالیای است که در آن فعالیت سرمایه‌گذاری شده است. برای مثال فرض کنید که شخصی ۱۰۰،۰۰۰،۰۰۰ تومان از پس‌اندازش را صرف خرید یک سوپر مارکت کرده است. اگر این شخص به جای خرید سوپر مارکت، پولش را در حساب بانکیاش قرار می‌داد و از نرخ سود سالیانهٔ ۱۵ درصد بهره‌مند می‌شد، آنگاه به ازای هر سال، سودی معادل با ۱۵،۰۰۰،۰۰۰ تومان بدست می‌آورد. بنابراین این شخص با خرید این سوپر مارکت، از این ۱۵،۰۰۰،۰۰۰ تومان صرف نظر کرده است. در واقع این ۱۵،۰۰۰،۰۰۰ تومان یکی از هزینه‌های ضمنی این شخص برای خرید سوپرمارکت است.

هزینه‌های فرصت در مصرف[ویرایش]

هزینه فرصت نه تنها برای اصطلاحات مادی و مالی به کار نمی‌رود بلکه اصطلاحی است برای هر چیز دارای ارزش. به عنوان مثال شخصی که تمایل دارد هر دو برنامه تلویزیونی را که همزمان پخش می‌شود نگاه کند می‌تواند فقط یکی از آن برنامه‌ها را نگاه کند بنابراین هزینه فرصت تماشای "دلاس" نمی‌تواند باعث لذت از دیگر برنامه‌های موردعلاقه‌اش شود (همچون برنامهٔ سلسله). اگر شخصی یکی از برنامه‌ها را ضبط کند وقتی که برنامهٔ دیگر را نگاه می‌کند هزینه فرصت می‌تواند مدت زمانی باشد که فرد برای تماشای برنامه در مقابل برنامه‌های دیگر می‌گذارد. در موقعیت رستوران هزینه فرصت می‌تواند آزمایش غذای ماهی باشد. هزینه فرصت هزینهٔ سفارش هردو غذا می‌تواند دوگانه باشد. بیش از۲۰ دلار برای خرید غذای دوم: یک خانواده ممکن است تصمیم بگیرد که دورهٔ تعطیلی کوتاه مدت را برای سفر به " دایسنیلند" استفاده کند بیش از آنکه به کارهای خانه رسیدگی کند. هزینه فرصت داشتن فرزندان شادتر می‌تواند یک حمام تعمیر شده باشد. در حفاظت محیطی هزینه فرصت همچنین قابل اجراست این مطب می‌تواند در قانون اثبات شود که باید بوی سرطانزای بنزین به طور کامل از بین برود. متأسفانه این مسئله نیازمند پالایشگاه‌هایی است که تجهیزاتی با قیمت میلیون‌ها دلار را نصب کند و هزینه را به عهدهٔ مصرف کننده‌ها بگذارد. تعداد قابل توجهی از موارد سرطانی مربوط به بنزین است. اگرچه کم است اما چند مورد را در سال می‌توان در کشور ایالات متحده تخمین زد. بنابراین تصمیم کاهش بوها به خاطر هزینه فرصت مورد انتقاد قرار گرفته است. صدها میلیون دلار که برای این طرح صرف شده می‌توانست در مورد دیگری که بسیار سودمندتر است همچون کاهش مرگ و میر از طریق سرطان و اتومبیل مصرف شود. این اعمال (یا صریح تر یکی از بهترین آنها) هزینه فرصت کاهش بوی بنزین هستند

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • سایت Investopedia.com: opportunity cost
  • مجله اقتصادی The Economist
  • کتاب Microeconomics نوشته شده توسط آقای Paul Samuelson، ویرایش هجدهم
  • کتاب Principles of Microeconomics نوشته شده توسط آقای mankiw، ویرایش پنجم
  • ویکی‌پدیای انگلیسی