میلتون فریدمن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
میلتون فریدمن
Portrait of Milton Friedman.jpg
متولد ۳۱ ژوئیهٔ ۱۹۱۲(۱۹۱۲-07-۳۱)
بروکلین , نیویورک
مرگ ۱۶ نوامبر ۲۰۰۶ میلادی (۹۴ سال)
سانفرانسیسکو , کالیفرنیا
ملیت آمریکایی
رشته فعالیت اقتصاد
محل کار انستیتو هوور
دانشگاه شیکاگو
دانشگاه کلمبیا
دفتر ملی پژوهش اقتصادی
جوایز Nobel prize medal.svg جایزه نوبل اقتصاد (۱۹۷۶)
مدال آزادی رئیس‌جمهوری

میلتون فریدمن (به انگلیسی: Milton Friedman) (زاده ۳۱ ژوئیه، ۱۹۱۲ - درگذشته ۱۶ نوامبر، ۲۰۰۶) اقتصاددان، آماردان و نویسندهٔ آمریکایی بود که به مدت بیش از سه دهه در دانشگاه شیکاگو تدریس می‌کرد. کارهایش در زمینه‌های اقتصاد کلان، اقتصاد خرد، تاریخ و آمار اقتصاد است. در سال ٬۱۹۷۶ نوبل اقتصاد را به دلیل پژوهش بر تحلیل مصرف، نظریه و تاریخچه پولی و پیچیدگی سیاست پایدارسازی از آن خود کرد.[۱] او به عنوان یکی از رهبران مکتب اقتصادی شیکاگو، تأثیر شگرفی بر برنامه پژوهشی حرفهٔ اقتصاد برجای نهاد. یک ارزیابی از اقتصاددانان فریدمن را دومین اقتصاددان محبوب قرن بیستم پس از جان مینارد کینز،[۲] خواند و اکونومیست او را «اثرگذارترین اقتصاددان نیمهٔ دوم قرن بیستم... احتمالاً کل آن» توصیف کرد.[۳]

چالش‌های فریدمن با آن چه بعدتر نظریه «خام کینزی» (در برابر نو کینزی) خواند[۴] با بازتفسیر او در دهه ۱۹۵۰ از تابع مصرف آغاز شد، و او مخالف اصلی سیاستهای دولتی کینزی شد.[۵] او در اواخر دهه ۱۹۶۰ شیوه خود را (در کنار همه جریان اصلی علم اقتصاد) استفاده کننده از «ابزار و زبان کینزی» و با این حال رد کننده نتیجه‌گیری‌های «ابتدایی» آن توصیف کرد.[۶] طی دهه ۱۹۶۰ او مروج سیاست اقتصاد خرد جایگزین بود که «مانیتاریسم (پول گرایی)» شناخته می‌شود. نظریه او بیان می‌کرد که یک نرخ «طبیعی» بیکاری وجود دارد و استدلال می‌کرد که دولت‌ها می‌توانند اشتغال را بیشتر از این نرخ زیاد کنند (مثلاً با افزایش نیاز مجموع با ریسک شتاب دادن به تورم)[۷] او استدلال می‌کرد که منحنی فیلیپس پایدار نیست و پیش بینی کرد که به رکود تورمی منجر خواهد شد.[۸] فریدمن با وجودی که با وجود فدرال رزرو مخالف بود استدلال می‌کرد که در شرایطی که این نهاد وجود دارد، بسط دادن کوچک، ثابت ذخیره پولی تنها سیاست بخردانه است.[۹]

فریدمن مشاور اقتصادی رونالد ریگان، رییس جمهور جمهوریخواه ایالات متحده بود. فلسفه سیاسی او از فضایل نظام اقتصادی بازار آزاد با دخالت حداقلی دولت را ستایش می‌کرد. او یک بار گفت که او بیش از همه به نقش خود در حذف سربازگیری در ایالات متحده افتخار می‌کند و این که حمایت او از حق انتخاب مدرسه منجر شد او بنیاد فریدمن برای انتخاب آموزشی را بنیان نهد. او در کتاب ۱۹۶۲ خود، سرمایه داری و آزادی، از سیاست‌هایی چون ارتش داوطلبانه، نرخ‌های مبادله آزادانه شناور، حذف مجوزهای پزشکی، مالیات بر درآمد منفی و ووشرهای آموزشی دفاع کرد.[۱۰] ایده‌های او در خصوص سیاست پولی، مالیات گیری، خصوصی سازی و مقررات زدایی بر سیاست‌های دولتی، مخصوصاً در دههٔ ۱۹۸۰ اثر گذاشت. نظریه پولی او بر پاسخ فدرال رزرو بر بحران اقتصادی جهانی ۰۸-۲۰۰۷ اثر گذاشت.[۱۱]

آثار میلتون فریدمن مشتمل بر تک نگاری‌ها، کتاب‌ها، مقالات دانشورانه، ستون‌های مجلات، برنامه‌های تلویزیونی، ویدئوها و سخنرانی‌های بسیار است و حوزه گسترده‌ای از موضوعات از اقتصاد خرد، اقتصاد کلان، تاریخ اقتصادی، و مسائل سیاست عمومی را در بر می‌گیرد. کتاب‌ها و نوشته‌های او به طور گسترده خوانده شده و اثر بین‌المللی داشته‌اند، از جمله بر کشورهای سابقاً استالینیست.[۱۲][۱۳][۱۴][۱۵]

زندگی[ویرایش]

میلتون فریدمن در سال ۱۹۱۲ میلادی در خانواده‌ای فقیر در بروکلین نیویورک متولد شد. وی تحصیلات آکادمیک خود را در دانشگاه راتگرز نیوجرسی آغاز نمود. وی در سال ۱۹۴۶ موفق به دریافت مدرک دکترای اقتصاد از دانشگاه کلمبیا شد. وی سپس روانه دانشگاه شیکاگو شد و در آنجا به مدت سی سال به فعالیت‌های آکادمیک پرداخت. فریدمن در سال ۱۹۶۲ کتاب سرمایه‌داری و آزادی را منتشر نمود و در آن از هرچه کمتر شدن نقش دولت در بازار آزاد، برای ایجاد آزادی سیاسی و اجتماعی دفاع کرد.[۱۶] وی در این کتاب، سرمایه‌داری را شرط لازم برای دستیابی به آزادی‌های سیاسی عنوان می‌کند؛ هرچند که آن را شرط کافی نمی‌داند.[۱۷]

وی پس از کودتای شیلی، طی نامه‌ای به پینوشه مسیر صحیح سیاست‌های اقتصادی را خاطرنشان کرد. همچنین تعدادی از دانشجویان شیلیایی وی در دانشگاه شیکاگو، به مناصب مهم دولتی در شیلی دست یافتند و به پسران شیکاگو مشهور شدند. بسیاری از پسرهای شیکاگو، پس از کودتاهای نظامی در کشورهای آمریکای جنوبی، مشاوران و سردمداران اصلاحات اقتصادی فریدمنیِ این دیکتاتورهای نظامی شدند و با پشتیبانی تمام قد این نظام‌های دیکتاتوری توسط شکنجه‌ها و جنایات وحشیانه و از بین بردن مخالفان، این اصلاحات را پیش بردند. او همچنین طی سفرهایی که به چین و شیلی داشت، با مقامات این کشورها دیدار کرد. به همین دلیل، وی در طول حیات خود از سوی برخی آزادیخواهان به همکاری با دولت‌های غیردموکراتیک چین و شیلی متهم شد و مورد انتقاد قرار گرفت.[۱۸]

او پس از بازنشستگی، به موسسه هوور دانشگاه استنفورد رفت تا در آنجا فعالیت‌های خود را در ارتباط بیشتر با مردم دنبال نماید. به‌طور مثال در این دوران که مقارن با اوج دوران جنگ سرد بود، توانست یک برنامه تلویزیونی در مورد ارزش آزادی اقتصادی بسازد. او همچنین در این دوره توانست با ورود به حوزه عملی، نظریات خود را در دنیای واقعی آزمایش کند. فریدمن به نیکسون، رییس جمهور آمریکا مشاوره اقتصادی می‌داد و در دوران ریاست جمهوری ریگان مشاور اقتصادی رییس جمهور آمریکا شد. برخی، رشد مستمر اقتصادی آمریکا در دهه‌های اخیر را مرهون ایده‌های فریدمن می‌دانند. میلتون فریدمن سرانجام در نوامبر سال ۲۰۰۶ میلادی (آبان ۱۳۸۵ شمسی) درگذشت.[۱۹]

عملکرد آکادمیک[ویرایش]

سال‌های آغازین[ویرایش]

فریدمن در سال ۱۹۴۰، عضویت در هیئت علمی دانشگاه ویسکانسین-مدیسن را پذیرفت ولی به خاصر اختلاف با سایر اعضای هیئت علمی در خصوص درگیر بودن آمریکا در جنگ جهانی دوم آنجا را ترک کرد. فریدمن معتقد بود آمریکا باید وارد جنگ شود.[۲۰] در ۱۹۴۳، فریدمن به شاخهٔ پژوهش جنگ در دانشگاه کلمبیا پیوست، و در باقی ماندهٔ دورهٔ جنگ جهانی دوم در آنجا به عنوان آماردان ریاضیاتی کار کرد و بر مسائل طراحی اسلحه، تاکتیک‌های نظامی و آزمایشهای متالورژی تمرکز کرد.[۲۰][۲۱]

در سال ۱۹۴۵، فریدمن «درآمدها از شغل حرفه‌ای مستقل» (نوشته شده به همراه کوزنتس و کامل شده طی ۱۹۴۰) را به عنوان پایان نامهٔ دکترا به کلمبیا ارائه کرد. دانشگاه در سال ۱۹۴۶ به او دکترا اعطا کرد. فریدمن سال تحصیلی ۱۹۴۵–۱۹۴۶ را به تدریس در دانشگاه مینه‌سوتا (که دوستش جرج استیگلر در آن کار می‌کرد) پرداخت. در ۱۲ فوریه، ۱۹۴۵ پسرش، دیوید دی فریدمن به دنیا آمد.

دانشگاه شیکاگو[ویرایش]

فریدمن در ۱۹۴۶، پیشنهاد تدریس نظریهٔ اقتصادی در دانشگاه شیکاگو را پذیرفت. (جایگاهی که پس از رفتن استاد سابق جیکوب وینر به دانشگاه پرینستون ایجاد شده بود). فریدمن در ۳۰ سال بعد برای دانشگاه شیکاگو کار کرد. او در آنجا در ایجاد یک جمعیت فکری مشارکت کرد که محصولش چندین جایزهٔ نوبل بود و به طور جمعی به عنوان مکتب اقتصادی شیکاگو شناخته می‌شود.

در آن زمان، آرتور برنز که رییس دفتر ملی پژوهش اقتصادی بود از فریدمن دعوت کرد دگرباره به کارکنان دفتر بپیوندد. او این دعوت را پذیرفت و مسئولیت تحقیق دفتر در خصوص نقش پول در چرخه کسب و کار بر عهده گرفت. در نتیجه، او «کارگاه پول و بانکداری» (کارگاه شیکاگو) را آغاز کرد که مروج احیای مطالعات پولی بود. در نیمهٔ دوم دهه ۱۹۴۰، فریدمن شروع به همکاری با آنا شوارتز، از تاریخدانان اقتصادی در دفتر کرد، که نهایتاً منجر به انتشار کتابی نوشتهٔ مشترک فریدمن و شوارتز به نام یک تاریخچه مالی ایالات متحده، ۱۸۶۷-۱۹۶۰ شد.

فریدمن سال تحصیلی ۱۹۵۴-۱۹۵۵ را به عنوان فلوی مهمان فولبرایت در گونویل اند کیوس کالج، کیمبریج گذراند. در آن زمان هیئت علمی اقتصاد کیمبریج به یک اکثریت کینزی، و یک اقلیت ضد کینزی تقسیم می‌شد. فریدمن گمان می‌کرد به این خاطر به فلوشیپ دعوت شده که نظراتش برای هر دو گروه کیمبریج غیرقابل پذیرش بوده است. بعدتر ستون‌های هفتگی او برای مجلهٔ نیوزویک (۱۹۶۶–۸۴) خوانندهٔ بسیار داشت و در بین اهالی سیاست و کسب و کار اثرگذاری فزاینده‌ای داشت.[۲۲] از ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۸، او و پل ساموئلسون در رشته کاست‌های اقتصادی، یک مجموعهٔ آبونمانی دو هفته‌ای شرکت کردند که در آن اقتصاددانان در خصوص موضوعات اقتصادی روز به مدت هر بار نیم ساعت مباحثه می‌کردند.[۲۳][۲۴]

فریدمن در سال ۱۹۶۴ مشاور اقتصادی بری گلدواتر، نامزد انتخابات ریاست جمهوری از حزب جمهوریخواه بود.

جایزه نوبل در علوم اقتصادی[ویرایش]

فریدمن جایزه نوبل اقتصاد را در سال ۱۹۷۶ به تنهایی، به خاطر «دستاوردهایش در زمینه‌های تحلیل مصرف، تاریخ و نظریهٔ پولی و به خاطر نشان دادن پیچیدگی سیاست پایدارسازی» دریافت کرد.[۱]

نظریات[ویرایش]

نظریات اقتصادی[ویرایش]

او همواره از نظریهٔ بازار آزاد در اقتصاد طرفداری می‌کرد و بنیان‌گذار مکتب پولی (مونتاریسم) است.

فریدمن، یکی از اولین اقتصاددان‌هایی بود که معتقد بود برای کنترل تورم و جلوگیری از افزایش هزینه تولید منجر به رکود، متغیرهای پولی و حجم نقدینگی می‌بایست در تناسب با نرخ رشد اقتصادی قرار بگیرد.[۲۵] فریدمن همچنین نشان داد که مصرف تابعی از درآمد است و شهروندان بر اساس پیش‌بینی درازمدت درآمد خود، رفتارهای مصرفی خود را تنظیم می‌کنند. بنابراین تغییرات مقطعی در درآمد، اثر فوری و جدی بر رفتار مصرفی آن‌ها ندارد. فریدمن برخلاف بسیاری از اقتصاددانان پیش از خود معتقد بود که تورم، نه تنها بیکاری را کاهش نمی‌دهد بلکه باعث رکود نیز می‌شود. به نظر فریدمن، مهم‌ترین عامل ایجاد تورم، رشد سریعتر حجم پول نسبت به مقدار واقعی تولید کالا و خدمات است.

برخی از نظریات پولی میلتون فریدمن، در تقابل با نظریات جان مینارد کینز، اقتصاددان برجسته و سرشناس انگلیسی قرار دارد.

او همچنین در روش‌شناسی علم اقتصاد، معتقد بود که اقتصاد تحصیلی عبارت است از «فراهم آوردن نظامی از تصمیم‌ها که بتوان از آن‌ها برای ارایه پیش‌بینی‌های درست درباره نتایج هرگونه تغییری در اوضاع و احوال استفاده نمود. یعنی اقتصاد تحصیلی یک علم عینی مانند فیزیک است.»[۲۶] فریدمن بهترین راهکار برای کشورهای نفت‌خیز را اعطای سهام یکسان نفتی به هر فرد بالای ۲۱ سال سن می‌دانست که حق و مسئولیت یکسانی را برای همه ساکنان کشورهای نفتی ایجاد می‌کند.[۲۷]

نظریات سیاسی و اجتماعی[ویرایش]

دیدگاه سیاسی فریدمن، که خودش را لیبرال کلاسیک می‌داند، بر مزایای بازار آزاد و مضرات دخالت دولت تأکید می‌کند. این دیدگاه، دیدگاه محافظه‌کاران و آزادی‌خواهان آمریکایی را شکل می‌دهد. او پیوسته بر این باور بود که اگر سرمایه‌داری یا کاپیتالیسم، و یا آزادی اقتصادی، به کشورهایی که توسط دولت‌های تمامیت‌خواه اداره می‌شود شناسانده شود، آزادی سیاسی به همراه خواهد داشت. او همچنین در کتاب خود با نام سرمایه داری و آزادی از به حداقل رساندن نقش دولت در بازار آزاد دفاع کرده است تا جامعه بتواند به آزادی‌های سیاسی و اجتماعی دست یابد. فریدمن به آزادی نه تنها در حوزه اقتصاد، بلکه در تمام حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی معتقد بود.

نظریات آماری[ویرایش]

فریدمن در علم آمار، آزمون فریدمن را معرفی کرد.

تأثیرات اندیشه‌های فریدمن[ویرایش]

طرفداری‌های فریدمن از بازار آزاد در دورهٔ «دولت بزرگ» و مالیات‌های سنگین در دهه‌های ۱۹۴۰، ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ دیدگاه اقلیت به حساب می‌آمد. به‌مرور، نظریات او مورد قبول قرار گرفت و دههٔ ۱۹۸۰ اوج مقبولیت ایده‌های فریدمن بود. نظرات او در مورد سیاست‌های عرضهٔ پول، مالیات و خصوصی‌سازی، سیاست‌های دولت‌های دنیا را تحت تأثیر قرار داد. به طور ویژه در زمان رونالد ریگان در آمریکا و مارگارت تاچر در انگلستان، از ایده‌های اقتصادی او استفاده شد. ایده‌های او در سراسر جهان مورد مطالعه قرار گرفت و نقش اساسی در تغییر اقتصاد چین بازی کرد.

هنگ کنگ[ویرایش]

فریدمن یک بار گفت، «اگر می‌خواهی سرمایه‌داریِ در عمل را ببینی، به هنگ کنگ برو.»[۲۸] او در ۱۹۹۰ نوشت که اقتصاد هنگ کنگ شاید بهترین نمونهٔ یک اقتصاد بازار آزاد باشد.[۲۹]

او یک ماه پیش از مرگش، در مقاله‌ای برای وال استریت ژورنال با عنوان «هنگ کنگ در اشتباه است - کاوپرتویت [اگر بود] چه می‌گفت؟» از دانلد تسانگ مسئول اجرایی هنگ کنک، به خاطر رها کردن «عدم مداخله گرایی مثبت» انتقاد کرد.[۳۰] تسانگ بعدتر گفت او فقط شعار را به «بازار بزرگ، دولت کوچک» که در آن دولت کوچک، کمتر از ۲۰٪ جی دی پی تعریف می‌شود، بوده است. در مناظره‌ای بین تسانگ و رقیبش الن لیونگ، پیش از انتخابات سال ۲۰۰۷، لیونگ این مسئله را پیش کشید و تسانگ را متهم کرد فریدمن را تا حد مرگ عصبانی کرده است.

شیلی[ویرایش]

نوشتار اصلی: معجزه شیلی

در ۱۹۷۵، دو سال پس از کودتای نظامی که دیکتاتور نظامی آگوستو پینوشه را به قدرت رساند و دولت سالوادور آلنده را به قدرت رساند، اقتصاد شیلی دچار بحران شدیدی شد. فریدمن و آرنولد هربرگر دعوت یک بنیاد خصوصی شیلیایی را برای بازدید از شیلی و سخنرانی درباره اصول آزادی اقتصادی پذیرفتند.[۳۱] او هفت روز را در شیلی به سر برد و رشته سخنرانی‌هایی در دانشگاه کاتولیک شیلی و دانشگاه ملی شیلی ایراد کرد. عنوان یکی از سخنرانی‌ها «شکنندگی آزادی» بود و موضوع آن به گفتهٔ فریدمن «تهدید آزادی توسط یک دولت متمرکز نظامی» بود.[۳۲]

در جریان این بازدید فریدمن با پینوشه ملاقات کرد، و پینوشه از فریدمن نظرش را درباره وضعیت و سیاست‌های اقتصادی شیلی پرسید.

فریدمن در نامه‌ای در پاسخ به درخواست پینوشه، «مشکلات کلیدی اقتصادی شیلی را به وضوح تورم، و ترویج یک اقتصاد بازار اجتماعی سالم» دانست.[۳۳] او اعلام کرد که تنها راه پایان دادن به تورم، کاهش شدید نرخ افزایش حجم پول است و این که کاستن از هزینه کرد دولت مطلوبترین راه کاستن از کسری بودجه مالی است زیرا بخش خصوصی را با پایه گذاشتن یک رشد اقتصادی سالم تقویت می‌کند.[۳۳]

افتخارات[ویرایش]

میلتون فریدمن در سال ۱۹۷۶ موفق به دریافت جایزه نوبل اقتصاد شد. این جایزه به خاطر موفقیت‌هایش در زمینهٔ تحلیل مصرف، تاریخ و نظریهٔ عرضهٔ پول و همچنین نمایش پیچیدگی‌های سیاست‌های اقتصادی ثبات‌سازی به وی اهدا شد.[۳۴]

هفته نامهٔ اکونومیست (The Economist) از او به عنوان «تأثیرگذارترین اقتصاددان نیمهٔ دوم قرن بیستم... و حتی شاید تمامی آن» نام می‌برد.[۳۵]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ "Milton Friedman on nobelprize.org". Nobel Prize. 1976. Retrieved February 20, 2008. 
  2. Davis, William L, Bob Figgins, David Hedengren, and Daniel B. Klein. "Economic Professors' Favorite Economic Thinkers, Journals, and Blogs", Econ Journal Watch 8(2): 126–146, May 2011.
  3. "Milton Friedman, a giant among economists". The Economist. November 23, 2006. Retrieved February 20, 2008. 
  4. "Milton Friedman". Commanding Heights. PBS. October 1, 2000. Retrieved September 19, 2011. 
  5. Milton Friedman—Economist as Public Intellectual
  6. Mark Skousen (2009-02-28). The Making of Modern Economics: The Lives and Ideas of the Great Thinkers. M.E. Sharpe. p. 407. ISBN 0-7656-2227-0. 
  7. Among macroeconomists, the "natural" rate has been increasingly replaced by James Tobin's NAIRU, the non-accelerating inflation rate of unemployment, which is seen as having fewer normative connotations.
  8. Nobel prize winner Paul Krugman stated that, "In 1968 in one of the decisive intellectual achievements of postwar economics, Friedman not only showed why the apparent tradeoff embodied in the idea of the Phillips curve was wrong; he also predicted the emergence of combined inflation and high unemployment...dubbed ‘stagflation. ” Paul Krugman, Peddling Prosperity: Economic Sense and Nonsense in an Age of Diminished Expectations (1995) p 43 online
  9. Doherty, Brian (June 1, 1995). "Best of Both Worlds". Reason Magazine. Retrieved October 24, 2009 
  10. Milton Friedman (1912–2006)
  11. Bullock, Penn (November 17, 2009). "Bernanke's Philosopher". Reason Magazine. Retrieved February 4, 2010 
  12. "Capitalism and Friedman" (editorial), The Wall Street Journal November 17, 2006
  13. Václav Klaus (January 29, 2007). "Remarks at Milton Friedman Memorial Service". Retrieved August 22, 2008. 
  14. Johan Norberg, Defaming Milton Friedman: Naomi Klein's disastrous yet popular polemic against the great free market economist, Reason Magazine, Washington, D.C. , Oct. 2008
  15. Friedman 1999, p. 506
  16. غفارزاده، شهروند امروز
  17. الحسینی، مهرنامه
  18. الحسینی، مهرنامه
  19. غفارزاده، شهروند امروز
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ "Milton Friedman Biography - Academy of Achievement". Achievement.org. Retrieved 2014-04-22. 
  21. Philip Mirowski (2002). Machine Dreams: Economics Becomes a Cyborg Science. Cambridge University Press. pp. 202–3. ISBN 9780521775267. 
  22. CATO, "Letter from Washington," National Review, September 19, 1980, Vol. 32 Issue 19, p. 1119
  23. Rose and Milton Friedman
  24. Inventory of the Paul A. Samuelson Papers, 1933–2010 and undated | Finding Aids | Rubenstein Library
  25. غفارزاده، شهروند امروز
  26. غفارزاده، شهروند امروز
  27. مرگ اقتصاددان بزرگ حامی بازار آزاد وبگاه همشهری آنلاین
  28. Ingdahl, Waldemar (March 22, 2007). "Real Virtuality". The American. Retrieved February 20, 2008. 
  29. Friedman, Milton; Friedman, Rose (1990). Free to Choose: A Personal Statement. Harvest Books. p. 34. ISBN 0-15-633460-7. 
  30. Friedman, Milton (October 6, 2006). "Dr. Milton Friedman". Opinion Journal. Retrieved February 20, 2008. 
  31. Letter from Arnold Harberger to Stig Ramel as reprinted in the Wall Street Journal 12/10/1976, and in Two Lucky People: Memoirs By Milton Friedman, Rose D. Friedman. Appendix A, pp. 598–599. Accessible at books.google.com
  32. Milton Friedman (August 31, 1984). Iceland Television Debate (Flash Video) (Television production). Reykjavík: Icelandic State Television. Event occurs at 009:48:00. Retrieved June 27, 2010. 
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ [http:// Two Lucky People: Memoirs By Milton Friedman, Rose D. Friedman. Appendix A, pp. 591–593. Letter from Friedman to Pinochet, April 21, 1975.]
  34. برنده جایزه نوبل
  35. اکونومیست

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

ویدئوها