عفو بین‌الملل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
عفو بین‌الملل
AI logo 2008.svg
نماد سازمان عفو بین‌الملل
بنیادگذاری ژوئیه ۱۹۶۱ توسط پیتر بننسون در انگلستان
گونه سازمان مردم‌نهاد و ناسودبر
هدف حمایت از حقوق بشر
جایگاه لندن
گسترهٔ کاری جهانی
شمار عضوها ۳ میلیون نفر عضو و طرف‌دار[۱]
شعار بهتر است به جای نفرین تاریکی شمعی روشن کرد
وب‌گاه www.amnesty.org
اعتراض گروهی از فعالان حقوق بشر عضو سازمان عفو بین‌الملل در شهر میامی، فلوریدا به وضعیت زندگی زندانیان در بازداشتگاه گوانتانامو.

عفو بین‌الملل (به انگلیسی: Amnesty International) سازمانی غیر دولتی می‌باشد که با داشتن بیش از ۳ میلیون عضو در زمینه حمایت از حقوق بشر فعالیت می‌کند. هدف گذاری این بنیاد غیر دولتی اینست که بتواند با تحقیق و فعالیت در زمینه حقوق بشر از پایمال شدن حقوق انسانها در سطح دنیا جلوگیری کرده و در نهایت خواستار برقراری عدالت در مورد افرادی که حقوق ایشان به هر نحوی پایمال گردیده می‌باشد.[۲]

عفو بین‌الملل در سال ۱۹۶۱ و با تاثیرپذیری مستفیم از مقاله زندانیان فراموش شده که در مجله آبزرور توسط پیتر بننسون نوشته شد[۳] در لندن تأسیس گردید. این ارگان سعی دارد تا با متوجه کردن افراد به مسائل حقوق بشر و استانداردهای جهانی تا حد ممکن فشار را بر دولت‌هایی که اجازه سواستفاده در کشور خود را می‌دهند افزایش دهد..[۲]. این ارگان دارنده جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۷۷ جهت مبارزه با شکنجه در دنیا[۴] و همچنین دارنده جایزه سازمان ملل متحد در زمینه حقوق بشر می‌باشد.[۵] این ارگان طولانی ترین پشتوانه تاریخی را در زمنیه حمایت از حقوق بشر در دنیا داراست و بسیاری بر این باورند که این ارگان بوده است که استانداردهای لازم را برای جریان حقوق بشر بوجود آورده است.[۶].

۱۹۶۰[ویرایش]

عفو بین‌الملل در سال ۱۹۶۱ توسط پیتر بنِنسون وکیل کارگری تأسیس گردید.[۷]. به گفته وی وقتی در تاریخ ۱۹ نوامبر سال ۱۹۶۰ در حال گذر از متروی لندن بود مقاله‌ای در مورد دو جوانی که در شهر کویمبرای پرتغال به هفت سال زندان به دلیل خوردن مشروب به سلامتی آزادی خورده بوده‌اند را در روزنامه می‌خواند اما جالب آنکه محققین هیچ گاه روزنامه مورد اشاره را پیدا نکردند.[۸]. در سال ۱۹۶۰ کشور پرتغال توسط دولت استادو نوو (پرتغال) به نخست وزیری آنتونیو ده الیویرا سالازار هدایت می‌شد.[۹]. این حکومت در طبیعت خویش حکومتی استبدادی و دیکتاتوری بود که به خصوص دشمنی خاصی با گروهای Anti-communism (به فارسی: گروه‌های ضد کمونیست) داشت و آنان را به عنوان دشمنان پرتغالی‌ها در نظر می‌گرفت. پیتر بنِنسون در مقاله خود با نام زندانیان فراموش شده واکنش خود را این گونه بیان می‌کند: "روزنامه خود را در هر روزی از هفته باز کنید. حتماً در قسمتی از آن خبری از فردی در جایی از آن خواهید یافت که به دلیل آنکه دولت با نظر وی مخالف است دچار شکنجه شده است یا به زندان افتاده و یا حتی اعدام گردیده است. در آن لحظه خواننده روزنامه دچار حالتی از خشم نسبت به این اتفاقات می‌شود. حال اگر این حالت افراد را بتوان به نوعی در یک جا جمع و ساماندهی کرد٫ آنگاه می‌توان انتظار داشت تا اتفاقات مؤثری در این زمینه به وقوع بپیوندد".[۱۰].

پیتر با دوست خود Eric Baker کار می‌کرد. اریک بِکر عضو گروه Quakers or Religious Society of Friends بود که از نظر مالی Campaign for Nuclear Disarmamen به (فارسی: کمپین مبارزه برای خلع سلاح‌های هسته‌ای) را حمایت می‌کرد. او همچنین به عنوان دبیر این گروه Quaker Peace and Social Witness فعالیت می‌کرد. پیتر در خاطرات خود از وی به عنوان "شریک در راه شروع یک پروژه" نام می‌برد.[۱۱]. در نهایت پیتر به کمک دیگر نویسندگان و دانشگاهیان و وکلا به خصوص الک دیگز مقاله‌ای را از طریق Louis Blom-Cooper به (فارسی: لوئیس بلوم - کوپر) به David Astor به (فارسی: دیوید آستر) ویرایشگر روزنامه آبزرور ارسال کرد و او هم مقاله را در تاریخ ۲۸ مه ۱۳۶۱ با نام زندانیان فراموش شده در آن روزنامه به چاپ رسانید. این مقاله دقت و توجه خوانندگان خود را به کسانی که به دلیل داشتن اعتقاد شخصی یا باوری مذهبی که مورد تأیید حکومت نبوده است به زندان افتاده، شکنجه شده و حتی اعدام گردیده‌اند جلب می‌کند[۱۰]و یا به بیانی دیگر، زیر پا گذاشتن بندهای ۱۸ و ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر توسط دولت‌های جهان را به خوانندگان خود گوشزد می‌کند. در این مقاله از گستره زیر پا گذاشتن حقوق جوامع توسط دولت‌ها در زمینه‌های متفاوت منجمله حق داشتن روزنامه‌های آزاد٫ حق داشتن اعتقادات سیاسی مخالف با نظام حاکم، حق داشتن Public Trial (فارسی: محاکمه در دادگاه عمومی) و حق داشتن امنیت در کشور بحث به میان می‌آید. دراین مقاله از پایه گذاری سازمان عفو بین‌الملل در راستای جلب نظر عموم جامعه و با هدف حمایت از حقوق افرادی که بنِنسون از انان به عنوان زندانیان عقیدتی نام می‌برد صحبت به میان می‌آید. این استیناف دوباره توسط تعداد زیادی از روزنامه‌ها به چاپ رسید. در همان سال پیتر کتابی را تحت عنوان Persecution ۱۹۶۱ به (فارسی: شکنجه ۱۹۶۱) به چاپ رسانید که در آن تحقیقات پیتر و بکر از ۹ زندانی به نامهای (Maurice Adin٫ ٫ Agostinho Neto٫ Ashton Jones٫ Patrick Duncan٫ Olga Ivinskaya٫ Luis Taruc٫ Constantin Noica٫ Hu Feng و Antonio Amat) به جزئیات نوشته شده است.[۱۲]. در ژوئیه سال ۱۹۶۱ دبیر این سازمان تصمیم بر آن گرفت تا این استیناف را به یک ارگان دایمی تبدیل کند که اولین جلسه این سازمان نیز در همان سال و در شهر لندن بر‌گزار گردید. بنِنسون ضمانت داد که این ارگان هر ۳ گروه سیاسی را نمایندگی خواهد کرد و همچنین نمایندگانی از مجلس با گرایش به حزب کارگر (بریتانیا)٫حزب محافظه‌کار (بریتانیا) و حزب لیبرال بریتانیا در لیست اعضای این سازمان قرار داده شدند.[۱۳] در تاریخ ۳۰ سپتامبر سال ۱۳۶۲ این ارگان رسماً نام خود را به سازمان عفو بین‌الملل تغییر داد. در بین سالهای ۱۹۶۱ و ۱۹۶۲ این ارگان تنها به نام عفو شناخته می‌شد.[۱۴]

حال چیزی که به عنوان یک استیناف در یک روزنامه مطرح گردیده بود تبدیل به ارگانی بین‌المللی شده و از افرادی که به دلیل ارایه باورها و اعقاید خودشان به صورت مسالمت آمیز به زندان محکوم شده بودند حمایت می‌کند و سعی بر آن دارد تا از مواد ۱۸ و ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر تا حد امکان حمایت به عمل بیاورد. از همان ابتدا، تحقیق و اجرای کمپین‌های مختلف در این سازمان نقشی اساسی داشت. کتابخانه‌ای نیز جهت نگهداری اطلاعات کسانی که به دلایل غیر قابل قبول به زندان افتاده‌اند ساخته شد و نیز شبکه‌ای از گروه‌هایی که به نام گروه‌های درختی (به انگلیسی: 'THREES' groups) شناخته می‌شدند شروع به کار کردند. هر کدام از این گروه‌ها ۳ زندانی را نمایندگی می‌کردند که هر کدام از آن‌ها خود نیز نماینده یکی از باورهای کاپیتالیست٫ کمونیست و توسعه (به انگلیسی: developing) بودند.

با رسیدن به میانه‌های سال ۱۹۶۰ حضور عفو بین‌الملل در دنیا هر روز بیشتر و بیشتر می‌شد و در نتیجه قسمت‌های جدیدی با نام گروه بین‌الملل و منشی بین‌الملل نیز شروع به کار کردند. وظیفه این قسمت‌های جدید در سازمان عفو بین‌الملل مدیریت ارگان‌های درون مرزی این سازمان می‌باشد که در زبان انگلیسی به آن "Sections" گفته می‌شود و هم اکنون در بسیاری از کشورهای دنیا مشغول به فعالیت می‌باشد. این ارگان آهسته به اجماعی در مورد قوانین و تکنیک‌های خود می‌رسید. برای نمونه می‌شود از زندانی‌هایی که خشونت در مبارزات را حمایت می‌کردند همچون نلسون ماندلا نام برد که به صورتی نانوشته در این سازمان به این نتیجه رسیده شد که نمی‌توان نام زندانی عقیدتی را بر این افراد گذاشت. جدا از کتابخانه این سازمان و گروه‌های درختی، فعالیت‌های عفو بین‌الملل گسترده تر گردیده و امروزه این گروه تلاش زیادی در زمینه حمایت از خانواده‌های زندانیان، فرستادن اعضا جهت مشاهده محاکمه‌های عمومی، ارایه نماینده به دولت‌ها و در آخر پیدا کردن منطقه‌ای امن و شغل مناسب برای زندانی‌های عقیدتی در کشورهای دیگر، انجام می‌دهد. قدرت نفوذ این سازمان هر روز رو به افزایش است تا جایی که عفو بین‌الملل در بسیاری از کشورهای دنیا حتی نفوذ خود را در ارگان‌های دولتی نیز نشان داده است. این ارگان قبل از به اتمام رسیدن این دهه به عنوان مشاور ارشد سازمان ملل متحد٫ شورای اروپا و سازمان یونسکو شناخته شد.

۱۹۷۰[ویرایش]

شخصیت‌های اصلی‌ای که در این دهه سازمان را هدایت می‌کردند شان مک‌براید و مارتین آنالز بودند. دراین دوره این سازمان نه تنها به فعالیت‌های خود در حمایت از زندانی‌های عقیدتی ادامه می‌داد بلکه فعالیت‌های این سازمان گسترده تر گردید و تلاش در برگذاری دادگاه‌های منصفانه برای افراد و همچنین جلوگیری از زندانی شدن افراد بدون برگذاری دادگاه نیز جزو وظیفه‌های این گروه قرار گرفت.(ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر) همچنین این سازمان به طور خاص بر روی مبارزه با شکنجه افراد در زندان، فعالیت‌هایی جدی می‌کرد (ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر). عفو بین‌الملل باور داشت، دلایلی که دولت‌ها زندانی‌ها را شکنجه می‌کنند اینست که یا می‌خواهند از زندانی مورد نظر اطلاعات خاصی را بدست بیاورند و یا می‌خواهند گروه سیاسی مقابل خود را توسط ترور از میدان خارج کنند و یا هردو. نکته مهم دیگر برای این سازمان صادرات انواع دانش و ادوات شکنجه به دیگر کشورهای دنیا بود و به خصوص آموزش این‌گونه شیوه‌های شکنجه توسط قدرت‌های بزرگ دنیا به دولت‌هایی که زیر نظر آنها کار می‌کنند. برای نمونه می‌توان ایالات متحده آمریکا را مثال زد که از سازمان اطلاعات جاسوسی خودسیا برای رسیدن به این مقصود استفاده می‌کند.

عفو بین‌الملل گزارش‌های زیادی را از تمامی کشورهایی که در آن دولت‌های مطبوعه از شکنجه استفاده می‌کردند جمع آوری و سمینار بین‌المللی را در مورد شکنجه بر‌گزار کرد. دلیل برگذاری این سمینار متوجه کردن نظر جوامع و مردم کشورهای متفاوت بود تا از این طریق با برگذاری کمپین‌های لغو شکنجه، فشار خود را بر دولت‌ها بیشتر کند. این کمپین‌ها سال‌ها به طور مستمر اجرا گردید.

اعضای این سازمان از ۱۵٫۰۰۰[۱۵] نفر در سال ۱۹۶۹ به ۲۰۰٬۰۰۰[۱۶] نفر در سال ۱۹۷۹ افزایش یافت. افزایش اعضا عفو بین‌الملل در این ۱۰ سال باعث شد تا فعالیت‌های این سازمان نیز گسترده‌تر شود و تنها محدود به افراد داخل زندان نگردد، بلکه به فعالیت‌های خارج از دیوارهای زندان مانند سر به نیست کردن افراد، حکم اعدام و همچنین حق پناهندگی نیز بپردازد. اولین شیوه‌ای که این سازمان در پیش گرفت به نام "اقدام فوری" (به انگلیسی: "Urgent Action") این بود تا اعضا این سازمان شروع به اقداماتی عملی بکنند. اولین مورد نیز در تاریخ ۱۹ مارچ ۱۹۷۳ در راستای دستگیری "Luiz Basilio Rossi" استاد دانشگاه برزیلی توسط دولت این کشور اتفاق افتاد. این سازمان در سطوح بین دولتی نیز فعالیت‌های خود را پیگیری کرده است. عفو بین‌الملل درخواست خود را به سازمان ملل متحد جهت به تصویب رساندن استانداردهای اولیه در زمینه حقوق زندانیان (به انگلیسی: Standard Minimum Rules for the Treatment of Prisoners و همچنین پیگیری کنوانسیون‌های بشردوستانه موجود، در راستای محفوظ نگه داشتن ۲ موصبه میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی ارائه کرد و موفق به دریافت منشورها و مصوبات جدیدی برای جلوگیری از بدرفتاری با زندانیان گردید. عفو بین‌الملل همچنین توسط سازمان بین دولتی حقوق بشر در ایالات متحده آمریکا٫ (به انگلیسی: Inter-American Commission on Human Rights)٫ به عنوان مشاور خود معرفی گردید.

در سال ۱۹۷۶ سازمان عفو بین‌الملل شروع به برگزاری برنامه‌هایی متفاوت جهت جمع آوری کمک‌های مالی کرد که در ادامه به عنوان تخم‌های مخفی یک پلیس (به انگلیسی: The Secret Policeman's Balls معروف شد. این برنامه‌ها ابتدا در شهر لندن و با محتوای طنز بر‌گزار گردید که روزنامه دیلی تلگراف عنوان "the crème de la crème of the British comedy world" را برای آن برگزید.[۱۷]. این برنامه‌ها ابتدا با هنر نمایی‌های گروه مونتی پایتون شروع شد، اما در ادامه بسیاری از چهره‌های موسیقی راک آن زمان نیز به اجرا در این برنامه پرداختند. این برنامه توسط یکی از اعضای گروه مونتی پایتون به نام جان کلیز (به [[انگلیسی: John Cleese) تهیه و با همکاری مدیر اجرایی سرگرمی‌ها مارتین لوئیس (به انگلیسی: Martin Lewis) و زیر نظر یکی از اعضا عفو بین‌الملل پیتر لاف (به انگلیسی: Peter Luff (معاون مدیر کل عفو بین‌الملل ۱۹۷۴-۱۹۷۸) و با کمک مسئول جمع آوری مالی سازمان پیتر والکر اجرا گردید. کلیز، لاف و والکر در ۲ اجرای اول در سالهای ۱۹۷۶ و ۱۹۷۸ با هم به همکاری پرداختند. کلیز، لوئیس و والکر در سالهای ۱۹۷۹ و ۱۹۸۱ با هم به همکاری پرداختند و این برنامه توسط دیلی تلگراف به عنوان تکراری بی نظیر یا به نوعی تعمید دوباره برنامه تخمان مخفی یک پلیس یا همان "The Secret Policeman's Ball" معرفی گردید.[۱۷].

در سال ۱۹۷۷ این سازمان افتخار دریافت جایزه صلح نوبل برای فعالیت‌های خود علیه شکنجه[۱۸] و در سال ۱۹۷۸نیز افتخار دریافت جایزه سازمان ملل متحد در زمینه حقوق بشر[۱۹]. را به خود اختصاص داد.

۱۹۸۰[ویرایش]

تمبر بیست و پنجمین سالگرد عفو بین‌الملل نقاشی شده توسط Rannvá Kunoy یازده ساله

با رسیدن دهه ۸۰ میلادی فعالیت های این سازمان انتقاد دولت ها را به سمت خود جلب میکرد. اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سازمان عفو بین‌الملل را متهم به جاسوسی و دولت کشور مراکش نیز این سازمان را به دفاع از افرادی که قانون را زیرپا گذاشته‌اند متهم کردند و دولت آرژانتین انتشار گزارش سالیانه این سازمان را در آن کشور ممنوع اعلام کرد. [۲۰].

این سازمان در ادامه دهه ۸۰ میلادی به فعالیت ها خود بر ضد شکنجه ادامه داده و در راستای حمایت از زندانی های عقیدتی فعالیت می‌کرد. در این دوره همچنین مشکلات جدیدی از قبیل اعدام های بدون محاکمه، حرکات نظامی، امنیت و انتقال پلیس، کشتارهای سیاسی و ناپدید شدن نیز به دیگر مشکلات اضافه گردید.

در انتهای دهه ۸۰ میلادی افزایش آمار پناهندگان در دنیا به وضوح یکی از نگرانی‌های اصلی عفو بین‌الملل بود. اگر چه دلیل بسیاری از پناهندگان جنگ و قحطی بود، این سازمان در راستای تبعیت از اصولی که بر پایه آن‌ها شروع به کار کرده بود، توجه خود را معطوف به افرادی که به دلایل حقوق بشری مجبور به گریختن از کشور خود شده بودند میکرد. این سازمان اعتقاد داشت که به جای تصویب کردن قوانین جدید در راستای محدودیت ورود افرادی که به دنبال امنیت جانی پناهنده میشوند، دولت‌ها می‌بایست راهی برای حل مشکل نقض حقوق بشر در کشورهای مختلف پیدا کنند.

به غیر از کمپین این سازمان بر ضد شکنجه در نیمه اول دهه ۸۰ میلادی، دو فستیوال موسیقی نیز جهت افزایش اطلاعات مردم از وجود سازمان عفو بین‌الملل و اهمیت حقوق بشر در دنیا، به خصوص در میان جوانان آن دوره درانتهای این دهه بر‌گزار گردید. در سال ۱۹۸۶ تور موسیقی با نام توطئه امید (به انگلیسی: A Conspiracy of Hope) که متشکل از ۵ کنسرت در ایالات متحده آمریکا با ۳۰ اجرای عجیب و متفاوت بود در یکی از بزرگترین استادیوم‌ها و در سال ۱۹۸۸ نیز توری با نام حال نوبت حقوق بشر است به (انگلیسی: !Human Rights Now) و با اجرای حدود ۲۰ کنسرت در ۵ قاره و در مدت ۶ هفته٫ که مصادف بود با چهلمین سالگرد اعلامیه جهانی حقوق بشر بر‌گزار گردید. در هر دوی تورهای اشاره شده جمعی از معروفترین موسیقیدانان آن زمان شرکت داشتند.

۱۹۹۰[ویرایش]

در دهه ۹۰ میلادی این سازمان، با مدیریت دبیر کل سنگالی خود en:Pierre Sané به گسترش خود در سطح دنیا ادامه داده و اعضای آن به بیش از ۱ میلیون نفر در ۱۵۰ کشور و خطه متفاوت افزایش یافت. این سازمان به فعالیتهای خود در زمینه مشکلات وسیع امروزه جهان ادامه می‌داد. [۲۱]. به طور مثال گروه‌هایی از آفریقای جنوبی در سال ۱۹۹۲ به این سازمان پیوسته و میزبانی پیر زانِی دبیر کل این سازمان را بر عهد گرفتند تا ایشان با حکومت آپارتاید (جدانژادی[۲۲]) وقت ملاقات و فشار خود بر این حکومت را برای تحقیق در مورد اتهامات وارده به پلیس این کشور در زمینه رفتار بد با مردم، توقف فروش سلاح به منطقه دریاچه های بزرگ آفریقا و توقف مجازات اعدام افزایش دهد. به طور خاص، این سازمان توانست توجه دنیا را به زیر پا گذاشتن حقوق گروه های خاص، منجمله پناهندگان٫ اقلیتهای نژادی/قومی/مذهبی٫ زنان جامعه و افرادی که اعدام و یا محکوم به اعدام شده بودند جلب کند. گزارش مجازات اعدام توسط سازمان عفو بین‌الملل (When the State Kills به فارسی: وقتی دولت اقدام به کشتن میکند) [۲۳] و کمپین Human Rights are Women's Rights (به فارسی: حقوق بشر حقوق زنان است) از فعالیتهای این سازمان در این زمینه بود. در طی دهه ۹۰ میلادی عفو بین‌الملل به دلیل مبارزات مسلحانه‌ای که در کشورهای آنگولا٫ تیمور شرقی و همچنین کشورهای حاشیه خلیج فارس و یوگوسلاوی قدیم میشد و در نتیجه منجر به نقض حقوق بشر در این مناطق میگردید مجبور به نشاندن واکنش هایی در این زمینه گردید. این سازمان نسبت به حمله نظامی کشورهای دیگر موضعی بی طرفانه را اتخاذ کرد. این سازمان نه درگذشته و (نه در حال) استفاده از قدرت حتی از نوع کشنده آن را رد نکرده و هیچگاه از گروه های درگیر در آن زمان درخواستی جهت بر زمین گذاشتن سلاح های خود نکرد. در عوض عفو بین‌الملل انگیزه دخالت های خارجی و سلیقه‌ای برخورد کردن گروه هایی که نیروی نظامی به این کشورها ارسال کردند را که در راستای منافع استراتژیک گروه‌های خارجی درگیر بود مورد سوال و نقد قرار داد. این سازمان استدلال خود را بر این اساس پایه‌گذاری میکند که هر عملی در این راستا باید برای جلوگیری از تبدیل مشکلات حقوق بشری به یک فاجه باشد و در نهایت هم دخالت و هم کوتاهی کشورهای خارجی نشان دهنده شکست خوردن جامه جهانی می‌باشد.

در سال ۱۹۹۵ وقتی سازمان عفو بین‌الملل سعی داشت تا نقش شرکت نفت شل را دراعدام طرفدار محیط زیست و حقوق بشر در کشور نیجریه کِن سارو ویوا را بر ملا کند متوقف شد. روزنامه ها و شرکت های تبلیغاتی از پخش تبلیغهای این سازمان به دلیل اینکه شِل مشتری این شرکت ها بود خودداری به عمل آوردند. شرکت نفت شل ادعا میکرد که عملیات حفاری نفت بوده است که قبلاً حقوق بشر در این کشور را نقض کرده و هیچ راهی برای حمایت از این حقوق در آنجا در نظر گرفته نشده است. در راستای مبارزه با اقداماتی که عفو بین‌الملل در ضدیت با فعالیتهای شل انجام میداد٫این شرکت نیز سعی داشت تا با کارهای تبلیغاتی پیشرفت زندگی در کشور نیجریه را به فعالیتهای خود نسبت دهد. سالیل شتی دبیر کل سازمان عفو بین‌الملل در آن زمان در سخنانی به چگونگیِ تقویت تفکر جامعه جهانی توسط رسانه های عمومی پرداخت. [۱۳]. جیمز م. راسِل نیز عنوان میکند که چگونه تلاش و علاقه رسانه های خصوصی برای سودآوری در تناقض با تقاضای عفو بین‌الملل برای شنیده شدن از طریق این رسانه ها قرار میگیرد. [۲۴].

سازمان عفو بین‌الملل فعالیت های بسیاری جهت به رسمیت شناخته شدن حقوق بشر در سطح عمومی انجام میداد. کمپین 'Get Up, Sign Up' (به فارسی: بلند شو و عضو شو) در پنجاهمین سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر بر‌گزار گردید که ۱۳ میلیون نفر امضاء در حمایت از این سازمان جمع آوری شد و در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۹۸ (روز جهانی حقوق بشر) کنسرت Decl در شهر پاریس فرانسه نیز در همین راستا بر‌گزار گردید. در رده میان دولتی نیز این سازمان در حمایت از تشکیل کمیساریای عالی حقوق بشر در سازمان ملل متحد(در سال ۱۹۹۳ تاسیس شد) و همچنین تاسیس دیوان بین‌المللی کیفری(در سال ۲۰۰۲ تاسیس شد) فعالیت‌های خود را پیگیری میکرد.

بعد از دستگیری سناتور آگوستو پینوشه٫ رئیس جمهور سابق کشور شیلی توسط سرویس پلیس متروپل٫ سازمان عفو بین‌الملل در راستای اینکه وی از رفتن به کشور اسپانیا و محاکمه گریزان بود وارد کارزار مبارزه پینوشه گردید. لئونارد هافمن(لرد هافمن) رابطه غیر مستقیمی با سازمان عفو بین‌الملل داشت و این رابطه منتهی به یک آزمون مهم برای سیستم قضایی و قوانین بریتانیا گردید.[۲۵]. شکایتی از سوی جک استراو دبیر en:Home Office (به فارسی: وزرات کشور)) علیه آزادی پینوشه قبل از گرفتن همچین تصمیمی از سوی سیستم قضایی انگلستان صورت گرفت. این شکایت توسط en:High Court of Justice (به فارسی: دیوان عالی کشور) رد و آگوستو پینوشه آزاد و به کشور شیلی برگردانده شد. [۲۶]. این حرکت٫ چالشی قانونی به شمار آمده و شکایت نسبت به تصمیمی که تا آن زمان گرفته نشده است غیر قابل مطابقت با حاکمیت قانون بود و این گونه به نظر می آمد که دبیر وزارت کشور انگلستان با پیش بینی و علم به این که این کار چه تبعاتی در پی خواهد داشت به هر دلیل نا معلومی مرتکب این اشتباه گردید.

۲۰۰۰[ویرایش]

بعد از سال ۲۰۰۰ سازمان عفو بین‌الملل دستور کار خود را به مشکلات برآمده از جهانی سازی (به انگلیسی en:Globalization) و عکس العمل هایی که نسبت به حملات ۱۱ سپتامبر انجام میشد معطوف گرداند. سیر جهانی شدن٫ تغییراتی اساسی در سیاست های این سازمان ایجاد کرد و باعث شد تا عفو بین‌الملل فعالیت های خود در زمینه های اقتصادی و حقوق شهروندی و فرهنگی را که در گذشته کاهش داده بود مجدداً افزایش دهد. این سازمان باور داشت٫ این تغییرات دارای اهمیت بالایی است٫ نه به دلیل دادن اعتبار به موضوع ارجح نبودن حقوق نسبت به یکدیگر (به انگلیسی: Indivisibility of Human Rights[۲۷]) بلکه بدلیل افزایش بی اندازه قدرت شرکت های بزرگ در دنیا و همچنین تضعیف بسیاری از کشورها به دلیل جهانی سازی. [۲۸]

بعد از حملات ۱۱ سپتامبر٫ دبیر کل جدید سازمان عفو بین‌الملل در آن زمان خانم آیرین زوبایدا خان گزارش داد که یکی از مسئولین ارشد دولت به نماینده این سازمان اعلام کرده است که "نقش شما نیز با سقوط برجهای دوقلو سقوط کرد". [۲۹]. در سالهای پس از حمالات ۱۱ سپتامبر٫ عده ای بر این باور هستند که دست آوردهای این سازمان با این حملات از بین رفت. استدلال سازمان عفو بین‌الملل اینگونه بود که حقوق بشر٫ اساس امنیت برای تمام افراد میباشد نه آنکه سدی باشد برای رسیدن به امنیت. انتقادات سختی از طرف حکومت جورج بوش و روزنامه واشینگتن پست نسبت به آیرین خان به دلیل تشبیه بازداشتگاه گوانتانامو آمریکا در کوبا به اداره کل اردوگاه‌های کار و اصلاح در شوروی سابق وارد گردید.[۳۰][۳۱].

در نیمه اول این دهه٫این سازمان توجه خود را به خشونت علیه زنان٫ تصلت بر مبادلات اسلحه در جهان٫ نگرانیها در زمینه موئثر بودن سازمان ملل متحد و خاتمه دادن به شکنجه در دنیا معطوف کرد.[۳۲]. با داشتن نزدیک به ۲ میلیون عضو در سال ۲۰۰۵ این سازمان به فعالیت های خود در زمینه زندانیان عقیدتی ادامه میداد. در سال ۲۰۰۷ کمیته اجرایی این سازمان تصمیم به حمایت از مسئله سقط جنین زنان در مواردی که محدودیت هایی در بارداری زنان به دلیل تجاوز٫ خشونت و نزدیکی کردن با اقوام و در زمانی که باردادی برای زندگی زن خطر مرگ و زندگی دارد را گرفت. [۳۳][۳۴]. سازمان عفو بین‌الملل در ۱۷ مارچ ۲۰۰۸ در مورد جنگ عراق گزارشی تهیه کرده و در آن اعلام کرد که با وجود ادعاهایی که در زمینه ارتقا امنیت در عراق میشود٫ موقعیت حقوق بشر در این کشور بعد از شروع جنگ در سال ۲۰۰۳ فاجعه بار میباشد. در سال ۲۰۰۸ این سازمان کمپین جمع آوری کمک های مالی خود توسط تلفن همراه را که به حمایت کنندگان اجازه میداد کمکهای کوچک ۵ دلاری خود را با فرستادن پیامک RIGHTS به شماه ۹۰۹۹۹ پرداخت کنند آغاز کرد. این کمپین با مشارکت شرکت Mgive و سازمان غیر دولتی Mobile Giving Foundation (بنیاد کمک از طریق موبایل) به انجام رسید. [۳۵]. در سال ۲۰۰۹ عفو بین‌الملل٫ اسرائیل و گروه حماس در فلسطین را به انجام جنایات جنگی در زمان حمله اسرائیل به غزه که به عملیات سرب گداخته معروف است و منجر به کشته شدن بیش از ۱٫۴۰۰ فلسطینی و ۱۳ اسرائیلی گردید متهم کرد.[۳۶]. درگزارشی ۱۱۷ صفحه ای عفو بین‌الملل اسرائیل را به دلیل کشتن صدها شهروند فلسطینی و تخریب هزاران خانه در فلسطین محکوم کرد. این سازمان همچنین شواهدی منوط به استفاده سپر انسانی توسط نیروی های نظامی فلسطین جهت توقف حملات نیروهای اسرائیلی بدست آورد. هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل درباره مناقشه غزه نیز تحقیقاتی در این زمینه انجام داد و سازمان عفو بین‌الملل نیز اعلام کرد که نتایج این تحقیقات با تحقیقاتی که سازمان عفو بین‌الملل در محل انجام داده است کاملاً مطابقت داشته و در نتیجه از سازمان ملل متحد تقاضا کرد تا بی درنگ جهت ارائه توصیه های لازم در این زمینه اقدام نماید. [۳۷][۳۸].

۲۰۱۰[ویرایش]

در فبریه سال ۲۰۱۰ عقو بین‌الملل فعالیت گیتا سگهل٫ دبیر بخش جنسیت خود را به دلیل انتقاد از این سازمان جهت داشتن رابطه با معظم بگ٫ دبیر گروه حقوق بشری با نام زندانیان قفس (Cageprisoners) به تعلیق درآورد. "وی این رابطه را حالتی مشمئز کننده از یک اشتباه معرفی میکند" که باعث به خطر افتادن شهرت سازمان عفو بین‌الملل در زمینه حقوق بشر میشود. وی در ادامه میگوید: "این اشتباه است که این سازمان با یکی از حمایت کنندگان اصلی طالبان در انگلستان همکاری کند".[۳۹][۴۰][۴۱]. سازمان عفو بین‌الملل در جوابیه خود خبر از عدم تعلیق سگهل به دلیل مطرح کردن این مسئله داد و گفت معظم بگ عقاید شخصی خود را بیان کرده و این عقاید ارتباطی به سازمان عفو بین‌الملل ندارد. از میان کسانی که در حمایت از سگهل سخنرانی کردند میتوان از سلمان رشدی (" عفو بین‌الملل صدمه غیر قابل حسابی و به نظر میرسد که رهبری ای سازمان دچار مشکلاتی روانی گشته و توانایی خود را برای تمیز دادن خوب از بد در از دست داده است")٫ و اعضاء مجلس دنیس مک شِین٫ جوان اِسمیت٫ کریستوفر هیچینز٫ مارتین برایت٫ مٍلانی فیلیپس و نیک کُهن نام برد. [۴۲][۴۳][۴۴][۴۵][۴۶][۴۷][۴۸][۴۹].

در فوریه سال ۲۰۱۱ از مسئولین کشور سوئیس درخواست کرد تا حقیقاتی را در زمینه جورج دبلیو بوش انجام داده و او را دستگیر کند.

در ژوئیه سال ۲۰۱۱ این سازمان پنجاهمین سالگرد خود را با ساخت فیلم کارتونیی به کارگردانی کارلوس لاسکانو و به تهیه کنندگی اِِلین لوشن آرت استودیو دریم و آهنگسازی برنده جایزه اسکار هانس زیمر و نامزد جایزه اسکار لورنِ بالف جشن گرفت. این فیلم با مضمون اینکه مبارزه در راه حقوق بشر هنوز تمام نشده است ساخته شد.[۵۰].

اصول[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Amnesty International. Retrieved 2 June 2011
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ "About Amnesty International". Amnesty International. Retrieved 20 July 2008. 
  3. Peter Benenson. "The Forgotten Prisoners", [[|آبزرورThe Observer]], 28 May 1961. Retrieved 28 May 2011.
  4. The Nobel Prize in Peace 1977
  5. http://www.ohchr.org/Documents/Press/previous_recipients.pdf "United Nations Prize in the field of Human Rights"
  6. James Ronand, Howard Ramos, Kathleen Rodgers (2005), "Transnational Information Politics: NGO Human Rights Reporting, 1986–2000", International Studies Quarterly (2005) 49, 557–587
  7. Childs, Peter; Storry, Mike, eds. (2002). "Amnesty International". Encyclopedia of Contemporary British Culture. London: Routledge. pp. 22–23. 
  8. Elizabeth Keane (2006). An Irish Statesman and Revolutionary: The Nationalist and Internationalist Politics of Sean MacBride. I.B.Tauris. ISBN 978-1-84511-125-0. 
  9. Douglas L. Wheeler, Walter C. Opello (2010). Historical Dictionary of Portugal. p.xxvi. Scarecrow Press, 2010
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ Benenson, Peter (28 May 1961). "The forgotten prisoners". The Observer (UK). Archived from the original on 16 January 2009. Retrieved 19 September 2006. 
  11. Benenson, P. (1983). Memoir
  12. Buchanan, T. (2002). "The Truth Will Set You Free': The Making of Amnesty International". Journal of Contemporary History 37 (4): 575–97. doi:10.1177/00220094020370040501. JSTOR 3180761. 
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ Tracy McVeigh. "Amnesty International marks 50 years of fighting for free speech | World news | The Observer". Guardian. Retrieved 2013-03-11. 
  14. Amnesty International Report 1962. Amnesty International. 1963. 
  15. Amnesty International Report 1968-69. Amnesty International. 1969. 
  16. Amnesty International Report 1979. Amnesty International. 1980. 
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ Monahan, Mark (4 October 2008). "Hot ticket: The Secret Policeman's Ball at the Royal Albert Hall, London". The Daily Telegraph (UK). 
  18. The Nobel Prize in Peace 1977
  19. "United Nations Prize in the field of Human Rights" (PDF). Retrieved 2013-03-11. 
  20. Amnesty International is accused of espionage Archived ۱۲ ژوئن ۲۰۱۱ at the Wayback Machine
  21. "Who we are". Amnesty International. Retrieved 2 June 2011. 
  22. واژهٔ مصوب فرهنگستان در حوزهٔ ع. سیاسی هم‌ارزِ آپارتاید (به انگلیسی: apartheid)؛ منبع: گروه واژه‌گزینی و زیر نظر حسن حبیبی، «لاتین»، در (۱۳۷۶-۱۳۸۵)، فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شابک ‎۹۷۸-۹۶۴-۷۵۳۱-۷۷-۱ (ذیل سرواژهٔ apartheid) 
  23. When the state Kilss report by Amnesty International http://files.amnesty.org/ai50timeline/1989-when-state-kills
  24. Russell, James M. (2002). "The Ambivalence About The Globalization Of Telecommunications: The Story Of Amnesty International, Shell Oil Company And Nigeria". Journal Of Human Rights 1.3: 416. 
  25. خطای اسکریپتی
  26. uncredited (31 February 2000). "Pinochet appeal fails". BBC News. Retrieved 9 February 2009. 
  27. http://www.law.uts.edu.au/research/coursework/dora_anthony.pdf
  28. Amnesty International News Service "Amnesty International 26th International Council Meeting Media briefing", 15 August 2003. Retrieved 9 January 2011.
  29. Amnesty International Report 2002. Amnesty International. 2003. 
  30. "'American Gulag'". The Washington Post. 26 May 2005. Retrieved 2 October 2006. 
  31. "Bush says Amnesty report 'absurd'". BBC. 31 May 2005. Retrieved 2 October 2006. 
  32. "endtorture.org International Campaign against Torture" (PDF). Retrieved 2013-03-11. 
  33. "Amnesty International Becomes a Pro-Choice Organization". Archive.newsmax.com. 21 August 2007. Retrieved 18 March 2010. 
  34. "Women's Rights | Amnesty International USA". Amnestyusa.org. Retrieved 2013-03-11. 
  35. "Mobile Giving Foundation- Charities". Mobilegiving.org. Archived from the original on 8 February 2010. Retrieved 18 March 2010. 
  36. Koutsoukis, Jason (3 July 2009). "Israel used human shields: Amnesty". Melbourne: Fairfax Digital. Retrieved 3 July 2009. 
  37. "UN must ensure Goldstone inquiry recommendations are implemented". 15 September 2009. 
  38. Gaza civilians endangered by the military tactics of both sides
  39. ""Amnesty chief suspended after attacking group's links to 'Britain's most famous Taliban supporter'", Daily Mail, 9 February 2010, accessed 10 February 2010". Daily Mail (London). 9 February 2010. Archived from the original on 12 February 2010. Retrieved 18 March 2010. 
  40. "Bright, Martin, "Gita Sahgal: A Statement", ''Spectator'', 7 February 2010, accessed 10 February 2010". Spectator.co.uk. 7 February 2010. Retrieved 18 March 2010. 
  41. "Joan Smith: Amnesty shouldn't support men like Moazzam Begg; A prisoner of conscience can turn into an apologist for extremism," ایندیپندنت, 11 February 2010, accessed 11 February 2010
  42. "Salman Rushdie's statement on Amnesty International", The Sunday Times, 21 February 2010
  43. MacShane, Member of British Parliament, Denis (10 February 2010). "Letter To Amnesty International from". Archived from the original on 16 February 2010. Retrieved 17 February 2010. 
  44. Phillips, Melanie (14 February 2010). "The human wrongs industry spits out one of its own". The Spectator (UK). Retrieved 23 February 2010. 
  45. Smith, Joan, "Joan Smith: Amnesty shouldn't support men like Moazzam Begg; A prisoner of conscience can turn into an apologist for extremism", ایندیپندنت, 11 February 2010, accessed 17 February 2010
  46. Plait, Phil. "Amnesty International loses sight of its original purpose. - Slate Magazine". Slate.com. Retrieved 2013-03-11. 
  47. Bright, Martin, "Amnesty International, Moazzam Begg and the Bravery of Gita Sahgal", The Spectator, 7 February 2010
  48. "Misalliance; Amnesty has lent spurious legitimacy to extremists who spurn its values," تایمز, 12 February 2010, accessed 17 February 2010
  49. Cohen, Nick, "We abhor torture – but that requires paying a price; Spineless judges, third-rate politicians and Amnesty prefer an easy life to fighting for liberty," آبزرور, 14 February 2010, 17 February 2010
  50. "President Bush cancels visit to Switzerland". Amnesty International. 6 February 2011. Retrieved 8 February 2011.