اکبر گنجی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
در دانشگاه شیکاگو (۲۸ سپتامبر ۲۰۰۶)

اکبر گنجی (زادهٔ ۱۱ بهمن ۱۳۳۸، تهران) نویسنده، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی ایرانی است.

تولد[ویرایش]

اکبر گنجی در روز ۱۱ بهمن ۱۳۳۸ در کوی سیزده آبان شهر ری، تهران به دنیا آمد.

بعد از انقلاب ۱۳۵۷ تا دوم خرداد ۱۳۷۶[ویرایش]

وی در دوران انقلاب ۱۳۵۷ ایران از فعالین خیابانی بود که بعدها با تشکیل سپاه پاسداران به آن گروه پیوست. اکبر گنجی از مخالفین ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر بود [۱] وی در سال ۱۳۶۲ در یک سخنرانی علنی در پادگان ولی عصر و در حضور محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه، به سیاست ادامه جنگ اعتراض کرد و آن را بی‌فایده دانست. وی در همان سخنرانی که باعث بحرانی در سپاه شد، فرماندهی سپاه، از جمله محسن رضایی، محسن رفیقدوست، ذوالقدرو زیبایی نژاد را متهم کرد که سپاه را آلت دست سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کرده‌اند و با نیروی نظامی سپاه کار سیاسی می‌کنند و خواستار برکناری فرماندهی سپاه شد.[۲] این سخنرانی که با استقبال نیروهای لشکر محمدرسول‌الله سپاه و تنش میان آنان با فرماندهی سپاه شده بود، واکنش شدیدی در سپاه در حال جنگ ایجاد کرد[۳] دادستانی سپاه این برخورد را تمرد در شرایط جنگی دانست و برای گنجی خواستار اشد مجازات یعنی حکم اعدام شد. اما با وساطت آیت‌الله منتظری و آیت‌الله یوسف صانعی این موضوع منتفی شد.[۴] وی در سال ۱۳۶۳ از سپاه استعفا داد و از آنجا بیرون آمد. او بعد از کنار رفتن از سپاه چند سالی رابط فرهنگی سفارت ایران در ترکیه بود و همچنین او با اعضای نهاد اطلاعات نخست وزیری مانند سعید حجاریان که بنیان گذاران اصلی وزارت اطلاعات بودند ارتباط داشت که گاهی باعث شده بعضی وی را از اعضای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بدانند.[چه کسانی؟] خود او هرگونه حضور و ارتباط با وزارت اطلاعات را تکذیب می‌کند. با پایان جنگ و پس از ورود به دانشگاه، از اوایل دههٔ هفتاد گنجی به حلقهٔ کیان پیوست. حلقه‌ای که پس از جدا شدن خاتمی و شمس الواعظین و اعضای چپ مذهبی گرداننده روزنامه کیهان از آن نهاد به نشریه کیان روی آوردند و عبدالکریم سروش، روشنفکر دینی مشهور ایرانی که در آن زمان از استادان این جریان و همچنین یکی از موثرترین اعضای نهاد انقلاب فرهنگی که هنوز با نام شورای عالی انقلاب فرهنگی وجود دارد بود آنان را به لحاظ فکری تغذیه می‌کرد.

بعد از دوم خرداد[ویرایش]

با پیروزی محمد خاتمی در دوم خرداد ۱۳۷۶ و در انتخابات ریاست جمهوری، یاران او که اکبر گنجی نیز در میان آن‌ها بود به نام اصلاح طلبان شهره شدند و فعالیت‌های گستردهٔ سیاسی و اجتماعی را پی گرفتند. زندانی شدن اکبر گنجی به دلیل واکاوی فاشیسم مذهبی در دانشگاه شیراز و انتشار هفته نامه راه نو از رویدادهای چشمگیر این دوران زندگی اوست. همچنین پیگیری پرونده قتلهای زنجیره‌ای طی داستان-گزارش‌هایی به نام تاریکخانه اشباح و عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری که اولین گام او برای جدایی کامل از طیف اصلاح طلبان طرفدار حکومت ولایت فقیه به شمار می‌رود از مهم‌ترین نوشته‌های وی در این دوران است.

اکبر گنجی که حیطهٔ کاری خود را به پرونده و افشای رازهای قتل‌های زنجیره‌ای ایران تخصیص داده بود، پس از مدتی با گسترش دایرهٔ کاری خود، دامنهٔ تحقیقاتش را به تمامی قتل‌های مرموز «دگر اندیشان» در سال‌های قبل بسط داد. با الهام از یک داستان بلوک شرق اروپا، کتابی به نام «عالی‌جنابان خاکستری» نوشته «ویتالی شنتالینسکی»، از اسامی رمز همچون «تاریک‌خانهٔ اشباح» برای محفل طراحان قتل‌ها، استفاده کرد. طراحان قتل‌ها را «عالیجنابان خاکستری» و اجراکنندهٔ آن را «شاه‌کلید» نامید. به باور او، دستورها از تاریکخانه به شاه‌کلید داده می‌شد و شاه‌کلید آن دستورات را برای اجرا، به سعید امامی که تنها یک مجری برای قتل‌ها بوده‌است، ابلاغ می‌کرد.[۵]

در ماه آذر سال ۱۳۷۹، گنجی پس از زندانی شدن و هنگام حضور در دادگاه، علناً علی فلاحیان، وزیر اطلاعات سابق در دوران هاشمی رفسنجانی را شاه‌کلید قتل‌های زنجیره‌ای نامید و از روحانیون دیگری نیز نام برد، از جمله محمدتقی مصباح یزدی که او را محرک و صادرکنندهٔ فتوای قتل‌ها یا به اصطلاح، «مراد عالیجنابان خاکستری» خواند.[۶] این اظهارات منجر به حملهٔ بنیادگرایان به وی و انکار نوشته‌های او توسط ایشان شد.[۷] کتاب‌های «تاریک‌خانهٔ اشباح» و «عالی‌جناب سرخ‌پوش و عالی‌جنابان خاکستری» به پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ ایران مبدل شده و در مدت شش ماه بیش از دویست هزار نسخه از آنان فروش رفت.

در تاریخ ۷ دسامبر ۲۰۱۰ میلادی، اکبر گنجی در مصاحبه‌ای با بخش فارسی بی‌بی‌سی افشا کرد که «قتل‌های زنجیره‌ای ایران پروژه‌ای حکومتی بود» و «خود علی خامنه‌ای هم پشت آن بود و شروع کردند به ترور مخالفان در داخل و خارج کشور و تعداد زیادی از مخالفان را هم در خارج کشور ترور کردند».[۸]

ماجرای کنفرانس برلین[ویرایش]

وی پس از شرکت در کنفرانس جنجالی ایران پس از انتخابات که بعدها به کنفرانس برلین مشهور شد، پس از بازگشت به ایران در فرودگاه مهرآباد تهران در مورخ سوم اردیبهشت ۱۳۷۹دستگیر شد.[۹]

بازگشت به تهران و محاکمه[ویرایش]

دادگاه اولیه گنجی به ریاست قاضی مرتضوی وی را به دلیل چند اتهام سنگین سیاسی به ده سال حبس و پنج سال تبعید محکوم کرد اما دو سال بعد در دادگاه تجدیدنظر حکم گنجی تنها به شش ماه حبس کاهش یافت. قاضی این دادگاه علی بخشی بود که چندی بعد بازخرید گردید. با اعتراض دادستانی تهران، حکم گنجی دوباره نقض شد و این بار به شش سال حبس بدل گردید.[۱۰]

زندان و اعتصاب غذا[ویرایش]

اکبر گنجی در زندان نه تنها از مواضع خود عدول نکرد که در برخی از آنها رادیکال تر نیز شد. وی ابتدا جزوه مانیفست جمهوری‌خواهی را نوشت که در آن به جدایی کامل دین از سیاست پرداخت. از این مانیفست در سال ۱۳۸۴، جلد دومی هم به قلم گنجی در زندان اوین منتشر شد که در آن شخص سید علی خامنه‌ای را به شدت مورد انتقاد قرار داد. وی در این مانیفست از تاکتیک تحریم انتخابات ریاست جمهوری دورهٔ نهم دفاع کرد.[۱۱] وی سرانجام در اعتراض به آنچه بدرفتاری‌های فراوان در زندان اوین می‌خواند، ابتدا برای سیزده روز دست به اعتصاب غذای نامحدود زد که با موافقت با به مرخصی آمدنش، این اعتصاب غذا شکست. گنجی پس از بازگشت به خانه در مصاحبه‌هایی با خبرگزاری‌های بین‌المللی رسماً بر سیاست تحریم انتخابات صحه گذارد و به‌شدت از جدایی کامل دین از سیاست و تأسیس یک جمهوری تمام عیار به جای جمهوری اسلامی دفاع نمود.[نیازمند منبع] این گفتگوها او را به زندان بازگرداند و اکبر گنجی دوباره برای مدت قریب هفتاد روز دست به اعتصاب غذای نامحدود زد. در این مدت بسیاری از ایرانیان سراسر جهان و سران کشورهای غربی به حمایت از او برخاستند. رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا جرج دبلیو بوش، تونی بلر نخست وزیر انگلیس و کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل متحد از جمله شخصیت‌های بین‌المللی بودند که خواهان آزادی اکبر گنجی شدند.

در پی وخامت اوضاع عمومی و پس از چاپ عکس‌هایی از اکبر گنجی که وی را در حالتی رنجور نشان می‌داد، دادستان تهران سعید مرتضوی دستور انتقال گنجی را به بیمارستان میلاد صادر کرد. سرانجام پس از هفتاد روز، وی را به زندان اوین بازگرداندند. [نیازمند منبع]

در زمان اعتصاب غذا، گنجی در نامه‌هایی به آزادگان جهان (۲ نامه) و در جواب نامه‌های آیت‌الله منتظری و دکتر سروش که خواهان پایان اعتصاب غذای وی شده بودند، وی علاوه بر وارد نمودن انتقاداتی جدی به حاکمیت ایران، خواستار برکناری سید علی خامنه‌ای و شرکت او در یک انتخابات عمومی به منظور سنجش میزان محبوبیتش شد. وی در این نامه‌ها صراحتاً از تغییر نظام سیاسی ایران صحبت کرد.

خروج از ایران و دیدار با اندیشمندان مشهور جهان[ویرایش]

اکبر گنجی (راست) در ملاقات با ریچارد رارتی

گنجی چند ماه پس از پایان دوران زندان به خارج از ایران مسافرت کرد. گنجی از همان ابتدا، سفر خود را موقتی نامید و گفت به کشور باز خواهد گشت. گنجی جایزه قلم طلایی انجمن جهانی روزنامه نگران را در کاخ کرملین روسیه دریافت کرد. پس از آن به ایتالیا رفت و درفش نقره‌ای شهر فلورانس را گرفت. رئیس پیشین دادگاه بین‌المللی جنایت‌های جنگی، او را با نلسون ماندلا، واسلاو هاول مقایسه کرد و نمایندگان شهر فلورانس او را از سلسله «راهگشایان آزادی دانستند که فضای استبداد را می‌شکند.[نیازمند منبع]

گنجی در این سفر با بسیاری از اندیشمندان مشهور جهان دیدار و گفتگو کرد.

پس از آن به فرانسه، آمریکا و کانادا رفت و جوایز متعدد دیگری را دریافت نمود. و در بسیاری از دانشگاه‌های آمریکا و کانادا و همچنین در پارلمان اروپا سخنرانی کرد.

محسن مخملباف کارگردانی ایرانی بعد از دریافت جایزه پاراجانوف در ارمنستان آن را به اکبر گنجی تقدیم کرد و او را بزرگ مردی نامید که سالها زندان خانه‌اش بود.[۱۲]

کتاب ها[ویرایش]

تلقي فاشيستي از دين و حکومت( مجموعه مقالات)، طرح نو، 1377 . نقدي براي تمام فصول( مجموعه مقالات خرداد و فتح)، طرح نو، 1378. تاريکخانه اشباح (مجموعه مقالات درباره قتلهاي زنجيره اي)، طرح نو، 1378. عاليجناب سرخپوش و عاليجنابان خاکستري (مجموعه مقالات صبح امروز)، طرح نو، 1378. کيمياي آزادي (دفاعيات اکبر گنجي در دادگاه کنفرانس برلين) طرح نو، 1380. اصلاحگري معمارانه (مجموعه مقالات از زندان)، طرح نو، 1381. مجمع الجزاير زندان گونه (مقالاتي از زندان)، طرح نو، 1381. سنت، مدرنيته و پست مدرن. مانيفست جمهوريخواهي، جلد اول (چاپ نشد). مانيفست جمهوري خواهي، جلد دوم (چاپ نشد).

مجموعه مقالات قرآن محمدی و حکم ارتداد[ویرایش]

اکبر گنجی به دلیل نوشتن مجموعه مقالات قرآن محمدی که در آن مقالات دلایل بسیاری را برای این مدعا که «قرآن یک کلام بشریست» مطرح می‌کند، توسط آیت‌الله مکارم شیرازی مرتد و ناپاک اعلام شد [۱۳] اکبر گنجی در آن مقالات از معتقدان به این سخن که «قرآن کلام خداست» می‌خواهد تنها یک دلیل برای صدق این مدعای خود بیاورند. گنجی معتقد است در طول تاریخ معتقدان به این مدعا که «قرآن کلام خداست» حتی یک دلیل منطقی برای ادعای خود نیاورده‌اند. وی همچنین در کتاب آسمانی یهودیان و مسیحیان تردید کرده‌است. گنجی در بخش دیگری از این مقالات مدعی می‌شود که امام دوازدهم شیعیان (امام زمان) وجود خارجی نداشته‌است: «دوازدهمین امام شیعیان (مهدی) وجود خارجی ندارد، امام غایب، برساختهٔ نزاع‌های خانوادگی بر سر ارث و میراث است.»[۱۴][۱۵][۱۶]

جایزه‌ها[ویرایش]

اکبر گنجی به‌خاطر تلاش برای پیش‌برد آزادی، برندهٔ جایزهٔ ۵۰۰ هزار دلاری میلتون فریدمن سال ۲۰۱۰ شد. موسسهٔ تحقیقاتی کیتو اعلام کرد که این جایزه را به‌علت حمایت اکبر گنجی از «دموکراسی سکولار و افشای نقش حکومت مذهبی ایران در قتل مخالفان» به وی اعطا کرده‌است.[۱۷]

دیگر جایزه های رسانه ای اکبر گنجی: "هلمن همت" در سال 1999 برای دفاع از آزادی بيان، "انجمن روزنامه نگاران" کانادا در سال 2000، "درفش نقره ای" ايالت توسکانی ايتاليا از سوی شهرداری پراتو در آذر 84، "قلم طلايی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ايران" در سال 1384، "انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران" به عنوان روزنامه نگار برتر در سال 1385، "آزادی مطبوعات" شهر سی ينا در ایتالیا در سال 2006، اعطاي شهروندي افتخاري فلورانس در 25 نوامبر (آذر 1384)
، جايزه ويژه گفتگوي فرهنگ هاي انجمن خبرنگاران خارجي در بريتانيا (آذر 1384)
، "قلم طلائي" سال 2006 از سوي انجمن جهاني مطبوعات و بنياد جهاني ناشران
، "مدافعان حقوق بشر مارتين آنالز" در سال 2006، "انجمن ملی روزنامه نگاران آمريکا" در جولای 2006 و "آزادی بيان جان هامفری" از سوی سازمان حقوق و دموکراسی کانادا در سال 2007.

نامه‌ها[ویرایش]

پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد و رویدادهای بعد از آن، اکبرگنجی طی نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل متحد، ضمن توضیح کوتاهی پیرامون آن حوادث، شش درخواست مشخص را مطرح کرد. در طول یک ماه، ۲۶۵ تن از بزرگترین روشنفکران جهان- چون یورگن هابرماس، مارتا نسبام، چارلز تیلور، نوام چامسکی، جوز راموز هورتا(برندهٔ جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۹۶)، نادین گوردیمر (برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات در سال ۱۹۹۱)، اورهان پاموک(برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات در سال ۲۰۰۶)، ماریو وارگاس یوسا(رمان نویس مشهور پرویی)، رابرت بلا، شیلابن حبیب، کورنل وست، هیلری پتنام، بنجامین باربر، هاوارد زین، مایکل والزر، طلال اسد، خوزه کازوناوا، نانسی فریزر، مارشال برمن، جوشوا کوهن، فیلیپ پتیت، ریچارد جی برنشتاین- با تأیید محتوای این نامه، آن را امضا کردند تا در اختیار دبیرکل سازمان ملل متحد قرار گیرد.

شش درخواست گنجی عبارت بودند از:

  1. تشکیل یک کمیتهٔ بین‌المللی حقیقت‌یاب به منظور بررسی فرایند رأی‌گیری، شمارش آرا و اعلام نتایج موارد تقلب و دستکاری در آرای مردم.
  2. اعمال فشار به دولت ایران جهت ابطال انتخابات تقلبی و برگزاری انتخابات آزاد، رقابتی و منصفانه زیر نظر سازمان ملل متحد.
  3. اعمال فشار به دولت ایران جهت آزادی کلیهٔ زندانیان اعتراض‌های اخیر.
  4. اعمال فشار به دولت ایران جهت رفع توقیف از رسانه‌های تعطیل شده در روزهای اخیر، و به رسمیت شناختن حق مردم ایران در زمینه آزادی، اظهار نظر و اعتراض مسالمت آمیز به نتایج انتخابات اخیر.
  5. اعمال فشار به دولت ایران جهت ممانعت از هرگونه سرکوب و اعمال خشونت علیه مردم ایران.
  6. به رسمیت نشناختن دولت کودتایی احمدی‌نژاد و عدم همکاری با آن از سوی تمامی دولت‌ها و مجامع بین‌المللی.

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به اکبر گنجی در ویکی‌گفتاورد موجود است.


منابع[ویرایش]