اوز
مختصات: شرقی′۰۱°۵۴ شمالی′۴۶°۲۷ / ۵۴٫۰۱۷غرب ۲۷٫۷۶۷جنوب
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
|
|
لحن این مقاله برای دانشنامهٔ ویکیپدیا نامناسب است. لطفا کلمات ستایشگونه و غیر ادبی و عبارات غیردانشنامهای موجود در این مقاله را بزدایید. برای راهنمایی بیشتر صفحهٔ راهنمایی برای نوشتن مقالههای بهتر را ببینید. |
| اِوَز اِوَز |
||
|---|---|---|
|
|
||
| اطلاعات کلی | ||
| کشور | ||
| استان | فارس | |
| شهرستان | لارستان | |
| بخش | اِوَز | |
| مردم | ||
| جمعیت | 23821 | |
| رشد جمعیت | 2.5 | |
| زبان گفتاری | فارسی و لارستانی با لهجه اِوَزی | |
| مذهب | اسلام (سنی) | |
| جغرافیای طبیعی | ||
| ارتفاع از سطح دریا | 1050 | |
| آبوهوا | ||
| میانگین دمای سالانه | 22 | |
| میانگین بارش سالانه | 203 | |
| روزهای یخبندان سالانه | نداريم | |
| اطلاعات شهری | ||
| شهردار | مسعود کراماتی | |
| پیششماره تلفنی | 0782362 | |
| تابلوی خوشآمد به شهر | ||
| خَش اُندی | ||
اِوَز نام شهریست در جنوب استان فارس بازمانده از دوران کهن و جلوهگاهی از فرهنگ تاریخی ایثار و نیکوکاری مردمان فارس است. شهر تاریخی و جنوبی اِوَز در ۴۰ کیلومتری شمال غربی شهر لار و ۳۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شیراز مرکز استان فارس در ارتفاع افزون بر ۱۰۰۰ متری از سطح دریا واقع شده است. این شهر در دشتی میان ۲ رشتهکوه از دنبالهٔ کوههای زاگرس جنوبی قرار دارد.
محتویات |
[ویرایش] ریشهیابی نام اوز
استاد عبدالمجید ارفعی، استاد برجستهٔ زبانهای باستانی و استاد دانشگاه شیکاگو دربارهٔ واژهٔ اوز میگوید[۱]:
| « | اَوَز دارای یک صورت تحولی است و شکل دیگری است از کلمهٔ اهواز، خوز و خوزستان که این اسم را زمان هخامنشی داشته ایم و به ایلامیهای خوزستان اطلاق میشده است. این واژه که با فتح الف و واو و سکون ز درست میباشد ریشهاش در فارسی باستان اوجه (UVAJA) و (UVJA) میباشد. از همین کلمه هم خوز آمده است ( او تبدیل به خو و ج تبدیل به ز) و هم اهواز ( او تبدیل به اه و ج تبدیل به ز). در اوز، او (UVA) خودش مانده و ج تبدیل به ز شده است. | » |
در لغت اوستایی اِ-وَذ یا اَ-وَذ مرکب از حرف نفی "اَ" و "وذ" (تری و آب بسیار)، به معنی جایی است که رطوبت و تری و آب بسیار در بر ندارد و این با شرایط اقلیمی و جغرافیایی اوز که در گذشته از آب آب انبارها می آشامیدند، همخوانی دارد.
[ویرایش] محدودهٔ شهر اِوَز
از شمال جویم و بخش جویم، از جنوب بخش لامرد، از مغرب شهر خنج، و از سمت مشرق به گراش و لار محدود میگردد.
[ویرایش] مردم
مردم اِوَز به دلیل وابستگی شدید به محل و وجود ایمان قوی وفاداری مردم به آیینها و رسوم کهن هنوز فرهنگ غنی تلاش زحمت و رسوم و باورداشتهای آیینی در آن حفظ شده است. در این شهر تاریخی حدود ۲۳۸۲۱ نفر جمعیت زندگی میکنند و کار بیشتر مردم مسافرت به کشورهای حوزهٔ خلیج فارس و تجارت است.
گفته میشود قدمت سکونت انسان در شهر اِوَز به دوران پیش از اسلام میرسد. این شهر گوشهای از فعالیتهای مردانی را در دل دارد که تاریخ مردی و جوانمردی را از آنان به وام گرفته است.
[ویرایش] مراکز آموزش عالی و دانشگاهها
- دانشگاه پیام نور مرکز اِوَز : این دانشگاه در سال ۱۳۷۵ تأسیس شد و تا سال ۱۳۸۹ دارای ۳۵ رشتهٔ تحصیلی کارشناسی میباشد.
و دانشگاه آزاد اسلامی مرکز اِوَز: این دانشگاه در سال ۱۳۸۷ شروع به کار کرده است و ساختمان جدید دانشگاه در پنجهزار متر مربع با کمک نیکوکاران در اِوَز در حال ساخت است. در حال حاضر رشتههای حقوق، علوم قضایی، کامپیوتر (سخت افزار - نرم افزار)، صنایع اتومبیل، مکانیک خودرو، عمران و بتن در این دانشگاه دایر میباشد و افزون بر یکصد دانشجو مشغول به تحصیل میباشند.
همچنین سه حوزهٔ علمیه به نامهای مدرسهٔ علوم دینی امام شافعی (ره)، مدرسهٔ عالی احمدیه و حوزهٔ علمیهٔ خدیجهٔ کبری (رض)، در رشتههای شریعت، فقه و حفظ سالانه طلاب زیادی را از سراسر ایران از جمله تهران، تربت جام، کردستان، بلوچستان، خراسان، بوشهر، هرمزگان و گلستان و سایر نقاط میپذیرد.
[ویرایش] آب آشامیدنی
اِوَز از دیرباز با مشکل آب آشامیدنی روبرو بودهاست و خشکسالی و زمینهای شور نیز به این امر دامن زدهاست. آب لولهکشی این شهر در گذشته شور بود و برای شستوشو و آبیاری گیاهان مورد استفاده قرار میگرفت، اما در بهمنماه سال ۱۳۸۶ آب شیرین از سد سلمان فارسی در شبکهٔ لولهکشی این شهر جاری شد. هر چند اوز هنوز هم با مشکل آب روبروست و از آبِ آبانبارها نیز بینیاز نگشتهاست زیرا وفور آب شیرین منوط به بارندگی کافی است که بتواند سد سلمان فارسی را پر کند. گفتنی است در گذشته و حال منبع اصلی آب آشامیدنی مردم شهر اوز، از آبانبارهای زیادی که در شهر و خارج از شهر وجود دارد تهیه میشود که در زبان محلی به آن برکه میگویند. قابل ذکر میباشد که طبق آخرین آمار حدود ۷۵۰ آبانبار برزگ و کوچک در شهر و بخش اوز برای تأمین آب آشامیدنی به همت مردم منطقه ساخته شده است که بعضی از این آبانبارها در حال تخریب میباشند.
[ویرایش] گویش
میدانیم زبانهای ایرانی شاخهای از گروه زبانهای هندی و ایرانی از خانوادهٔ زبانهای هند و اروپایی به حساب میآیند. از لحاظ تبارشناسی و تحول تاریخی زبانهای ایرانی را به سه دورهٔ زیر تقسیم کرده اند : ۱- دورهٔ باستان ۲- دورهٔ میانه ۳- دورهٔ نو
عمدهترین زبانهای دورهٔ باستان یکی اوستایی و دیگری پارسی باستان است، که آثاری از آن به جا مانده است. در دورهٔ میانه زبانها را به دو گروه شرقی و غربی تقسیم می کنند. زبانهایی مانند سغدی از گروه شرقی در دوره میانه می باشند. در تقسیمبندیها هر یک از گروههای شرقی و غربی را به دو دستهٔ شمالی و جنوبی باز بخش کرده اند. در گروه غربی و در شاخهٔ جنوبی از این گروه زبانها متداول در فارس در دورهٔ ساسانیان مد نظر بوده است که مهمترین آنها پارسی میانه (پهلوی) است که کتابهای متعددی از آن دوره باقی مانده است. زبان لارستانی و از جمله گویش اوزی دنبالهٔ زیرگروه جنوب غربی دورهٔ میانه میباشد که با فارسی، لری، کُمزاری، بشکردی و … در یک گروه قرار میگیرند. در لارستان گویشهای متعددی رواج دارد که عمدهٔ آنها لاری، بستکی، گراشی، خنجی، و اوزی میباشند. استاد و زبانشناس عالیقدر ایران کلباسی دربارهٔ این زبانها ازجمله مینویسد :
| « | منطقهٔ لارستان در استان فارس دارای گونههای زبانی فراوانی مانند: لاری، گراشی، خنجی، اوزی و بستکی است که نسبت به فارسی معیار تفاوتهای بسیار اساسی دارند. ولی نسبت به یکدیگر معمولاً تنها دارای تفاوت آوایی و واژگانی اند. به این دلیل شاید بتوان همهٔ گونههای زبانی این منطقه را لهجههایی از یک گویش دانست. | » |
گونههای زبانی منطقهٔ لارستان بسیاری از ویژگیهای زبانهای ایران باستان را در خود حفظ کرده اند.
چهار ویژگی عمده اینها میباشند:
۱- ویژگی ارگیتو دارند.
به این معنی که به جای شناسهٔ فعلی (در زمانهای گذشتهٔ افعال متعدّی) از ضمایر شخصی پیوسته یا عامل استفاده میکنند. مثلاً:
Ŝagôt- میگفت
-ôŝgot گفت
که در آن تکواژههای ŝ - ôŝ ضمایر شخصی پیوسته اند که نقش فاعلی دارند.
۲- بر خلاف فارسی معیار حرف اضافه پس از ضمایر پیوسته شخصی قرار می گیرند.
به مرد گفت - ŝo mard got
که حرف اضافه o ( به ) پس از ضمیر ŝ ( پیوسته شخصی ) که نقش فاعلی دارد آمده است. و یا مثلاً :
با من ( بام ) m – omra
با تو ( بات ) t – omra
با او ( باش ) ŝ – omra
و یا :
برای من ( برام ) m – ose
برای تو ( برات ) t- ose
برای او ( براش ) ŝ – ose
که حرف اضافه O بعد از ضمایر آمده است.
۳- نشانه استمرار در این گونه های زبانی تکواژ ( a - ) است. مانند :
می روم - aĉôm
می خوری a – xreŝ
می دهمت t- a – tôm
۴- نشانه جمع در این زبان پسوند ( – iyā ) است. مثلاً : مرغها mor૪ – iyā
سنگها sang – iyā
جوجه ها ĉikal – iyā »
با توجه به آنچه که از استاد « ایران کلباسی » نقل شد زبان لارستانی و از جمله گویش اوزی بسیاری از ویژگیهای زبانهای ایرانی باستان را در خود حفظ کرده اند. در باره این شباهتها و ساختارهای باقی مانده به اختصار به چند مورد اشاره می شود :
Kauĉ : در گویش اوزی به معنای « خم شده و فشرده شده » است که می تواند از فارسی باستان (*hamĉauka ) از ریشه ( *kauk- ) به معنای کشیدن با پیشوند ham آمده باشد. در فارسی میانه ترفانی هم (*ni – kauĉa ) معنای خمیدن می دهد.
hengeza : در گویش اوزی به معنای « انغوزه » صمغ معروف است. این کلمه احتمالاً از فارسی باستان (*angu-Jatu- ) آمده است که خود از (*angu- ) به معنای تند و بد مزه و (*-Jatu ) به معنای صمغ ترکیب یافته است.
در گویش اوزی کلمه zaz به معنی صمغ بدمزه و تندی است که فارسی آن « ژاژ » است.
bahta: در گویش اوزی گاو و گوسفندی است که اخته شده باشد. bahta احتمالاً از ایرانی باستان (*vaxtaka – ) آمده باشد که مشق از ریشه ( vax ) به معنای « چابک و فرز » است. در خراسانی نیز ( baxta ) گوسفند ۳ ساله نر و در کردی ( baxta ) گوسفند نر ۴ ساله معنی شده است. ( به تبدیل ( x ) ( h ) مراجعه شود ).
Berāse : برادر کوچک در اوستایی (*braөr ) در پارتی ( berār ) بلوچی (brās )
Bard : سنگ در فارسی میانه ward به معنای سنگ است. در ایرانی باستان (*varta ) و در اوستایی (*varəta ) به همین معنی است. در پارتی کتبه ای نیز آمده است wat یعنی سنگ. از همین کلمه در گویش اوزی داریم barde که به معنای تگرگ است که شاید از آن آب یخ زده ( سنگی ) استفاده میشود. bereza: تنور تاوهای برای نان تیری در فارسی میانه واژهٔ ( brêzah ) « تنور » وجود دارد که خود از ( brêz- ) آمده است که ماده مضارع فعل briŝtan « برشتن » گرفته شده است. (*brêz ) مشتق است از ایرانی باستان (*braizn- ) « ماده ی مضارع » که از ریشه (*braiz- ) به معنای برشتن و سرخ کردن آمده است. مشابه این کلمه در اوستایی (*bərəjya ) و در سنسکریت (*bhŗjj) می باشد. در فارسی میانه ترفانی ( brēza ) به معنای « تاوه » است.
علاوه بر شباهت های واژگانی ویژگی « ارگیتو » گویش اوزی نزدیکی چشمگیری به همین ویژگی در فارسی میانه دارد. به نحوی که می توان گفت احتمالاً بازمانده از همین زبان است. به چند مثال توجه کنیم:
فارسی میانه
گویش اوزی
متون مانوی (۱۸.۱۲) tō pus kē hē tô pus ke heŝ – تو پسر چه کسی هستی؟
متون مانوی u-ŝ pursid ō man (M۲۱R ii) ŝôz mô pursi – او از من پرسید
ارداویر افنامه – u-ŝ ō xwardan mardōmāndād ô) ŝ ô xôrde mardom da – به خورد مردمان داد.
ارداویر افنامه – u-m did mard-ē kē tan andar dēg i rōyēn kardēstēd … ôm di mardi ke tanôŝ ôdige madan ŝô kerdestôd – دیدم مردی که تن او در دیگ روئین کرده اند.
حالا با توجه به اینها می توان احتمال داد که گویش اوزی و به طور کلی زبان لارستانی بازمانده مستقیمی از زبان فارسی میانه ( پهلوی ) باشد. چرا که منطقه لارستان بنا به خاطر بدی آب و هوا و عدم واقع شدن در مسیرهای بازرگانی قدیم کمتر مورد تاخت و تاز اقوام دیگر قرار گرفته و این از زبان رایج قدیمی در این منطقه حفاظت کرده است. به طوری که بسیاری از خصوصیات اصلی خویش را همچنان حفظ کرده است. توجه کنیم به این که منطقه لارستان و خصوصاً « کاریان » در عهد ساسانی موقعیت ویژه ای داشته است. لذا زبان لارستانی می تواند شباهت بسیاری به زبان رایج در همان منطقه از عهد ساسانی داشته باشد.
[ویرایش] آثار باستانی
اِوَز ریشهٔ تاریخی مردم سرزمین جنوب و لارستان است. وجود دژهایی مانند کلاته، پرویزه و عبدالقادری، آتشکدهٔ محلچه، تل پس تنب و زبرجد از آثار تاریخی این شهر به شمار میروند. بر اساس مستندهای مهم و اعلام سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری برکهٔ سلفی در زمان حکومت تیموریان ساخته شده است. سد و چاههای تنگ عنوه، مسجد جامع، دژ پرویزه، توپ نادری در کنار این دژ قدمت اوز را به سالیان دور و دراز میکشاند. از جمله آثار باستانیای که در این شهر وجود دارد خانههای خشتی بسیار قدیمی با بادگیرهای بزرگ و زیبا است. علاوه بر این به حمام قدیمی این شهر که معروف به حمام شهرداری است و آبانبارهای قدیمی از جمله به آب انبار ملا محمد کرامتی که قدمتی نزدیک به سیصد سال دارد نیز میتوان اشاره کرد. در ۳ کیلومتری اوز در روی کوه، قلعهای درست شده است، به نام قلعهٔ پرویزه (به زبان محلی: پروده) که در آن آثار زیادی وجود دارد. از جمله خانههای مسکونی خشتی اوز میتوان به خانهٔ رئیس محمدسعید سوداگر و خانهٔحاجی ملاعبدالرحیم کرامتی اشاره کرد.
[ویرایش] محلهها
اِوَز به دو قسمت محلهٔ بالا و محلهٔ پایین تقسیم شده که محلهٔ بالا به منطقهای که رو به سمت بالای شهر میگویند و محلهٔ پایین را هم به منطقهای که رو به سمت پایین است میگویند. هر کدام از محلهها به قسمتهای زیاد دیگری تبدیل شده، ولی در صورتی که بگویید محلهٔ بالا همه میدانند که شما قسمت بالای شهر را میگویید. تمام مردم این شهر با هر توان مالی به طور عادی در سطح شهر پخش شدهاند و نام بردن بالا و پایین کاری به اعیاننشین و یا غیره ندارد.
[ویرایش] نگارخانه
[ویرایش] منابع
- ↑ روزنامهٔ عصر اوز، شمارهٔ ۴۶، مهرماه ۱۳۸۳، صفحهٔ ۱۴
- شفائی، عبدالعزیز، (اِوَز از دیده گاه تاریخ) ، سال انتشار ۱۳۶۸ خورشیدی.
- مختصات جغرافیایی
- مختصری دربارهء گویش اوزی - www.mazraei.tk , www.gapolap.blogfa.com
[ویرایش] پیوند به بیرون
- EvazNama.Com - وب سایت خبری تحلیلی اوزنما
- Ewazfootball.com - وب سایت هیئت فوتبال اوز
- Evaz۴U.com - وب سایت شهر اِوَز
- ستارههای اِوَز
- عصر اِوَز - روزنامه عصر اِوَز
- دانشگاه پیام نور مرکز اِوَز
- وبلاگ اطلاع رسانی رشته های کامپیوتر و فناوری اطلاعات دانشگاه پیام نور مرکز اِوَز
- وبلاگ اطلاع رسانی بخش آموزش دانشگاه پیام نور مرکز اِوَز
- اِوَز فارس به سایت اِوَز فارس خوش آمدید .
- دست نوشت یک اوزی - وبلاگ شخصی امیر مزرعی
| این یک نوشتار خُرد پیرامون شهرهای ایران است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |