پوسته یاخته

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
غشاء سلولی

پوستهٔ یاخته یا غِشاء یاخته یا غشای پلاسمایی به پوسته نازک یاخته‌ها که از یک یادولایه فسفولیپیدی تشکیل شده گفته می‌شود.
غشای سلولی همچنین به عنوان مرز میان اندامک‌های درون یاخته‌ای عمل می‌کند. در واقع غشاء سلول جداری ست که محافظت از سلول را برعهده دارد. سیتو پلاسم در داخل غشاء سلول است و محیط خارج سلولی در خارج از آن قرار دارد. غشاء سلول از یک لایه پروتئین و دو لایه چربی تشکیل شده است. رفت‌وآمد مواد به داخل و خارج سلول از طریق کانال‌های غشاء سلول انجام می‌شود. از بین رفتن این غشاء آسیب پذیری سلول را سبب می‌شود.
غشای پلاسمایی شامل دولایه فسفولیپیدی همراه با کلسترول و پروتئین‌های درون غشایی یا سطح غشایی می‌باشد.

به بیانی دیگر بخش اعظم اندامک‌های سلول بوسیله غشاءهایی مفروش شده‌اند که به طور عمده از لیپیدها و پروتئین‌ها تشکیل شده‌اند.این غشاءها شامل غشاء سلولی، غشاء هسته، غشای رتیکولوم اِندوپلاسمیک و غشاء میتوکندریها، لیزوزوم‌ها و دستگاه گلژی هستند.
لیپیدهای غشاءها سدی ایجاد می‌کنند که از حرکت آزاد آب موجود در مایع میان‌یاخته و مواد محلول در آب از یک بخش سلول به یک بخش دیگر جلوگیری می‌کنند زیرا آب در چربی محلول نیست. اما باید دانست که ملکول‌های پروتئینی در غشاء٬ غالباً در سراسر عرض غشاء نفوذ کرده و به این ترتیب مسیرهای اختصاصی، که غالباً منافذ یا Pores نامیده می‌شوند برای عبور مواد ویژه از غشاء به وجود می‌آورند. همچنین بسیاری از سایر پروتئین‌های غشاء آنزیمها هستند که تعداد زیادی از واکنش‌های شیمیایی مختلف را کاتالیز می‌کنند.

پوستهٔ یاخته[ویرایش]

شکل پروتئین‌ها در پوستهٔ یاخته

غشای سلول که به طور کامل سلول را احاطه می‌کند، یک ساختار خم پذیر ارتجاعی نازک به ضخامت ۵/۷ تا ۱۰ نانومتر است. غشاء تقریباً از پروتئین‌ها و لیپیدها تشکیل شده‌است و ترکیب تقریبی عبارت است از: پروتئینها ۵۵ درصد، فسفولیپیدها ۲۵ درصد، کلسترول ۱۳ درصد و سایر لیپیدها ۴ درصد و کربوهیدرات‌ها ۳ درصد.
سد لیپیدی غشای سلول از نفوذ آب جلوگیری می‌کند: ساختار پایه غشای سلول یک لایه چربی دو طبقه‌است که یک ورقه نازک از لیپیدها فقط به ضخامت دو مولکول بوده و در سراسر سطح سلول٬ یکپارچه‌است. جای‌جای این ورقه نازک لیپیدی، مولکول‌های پروتئینی درشت از نوع کروی شکل قرار دارند.
ساختارپایه لایه دوطبقه چربی از مولکول‌های فسفولیپید تشکیل شده‌است. یک انتهای هر مولکول فسفولیپید در آب محلول بوده یعنی آب‌دوست (هیدروفیل) است. انتهای دیگر فقط در چربی‌ها محلول بوده یعنی آب‌گریز (هیدروفوب) است. انتهای فسفاتی فسفولیپد هیدروفیلیک و اسید چربی آن هیدروفوبیک است. چون قسمت‌های آب گریز فسفولیپیدها به وسیله آب دفع می‌شوند اما به سوی یکدیگر جذب می‌شوند لذا دارای یک تمایل طبیعی هستند و آنها در پهلوی همدیگر در مرکز غشاء قرار دارند. بخش‌ها فسفاتی آب دوست دو سطح غشاء را که در تماس با اطراف است می‌پوشانند. لایه دو طبقهٔ چربی در وسط غشاء به مواد طبیعی محلول در آب از قبیل یونها، گلوکز و اوره نفوذ پذیر است بر عکس، مواد محلول در چربی از جمله اکسیژن، کربن دی اکسید و الکل می‌توانند با سهولت در این بخش از غشاء نفوذ کنند. یک صفت ویژه لایه دوطبقه چربی ان است که یک مایع است نه یک جامد. بنابر این بخش‌هایی از غشاء می‌توانند عملاً در سطح غشاء از یک نقطه به یک نقطه دیگرجریان پیدا کنند. پروتئین‌ها و سایر مواد محلول در غشای دو طبقه لیپیدی یا شناور در آن تمایل دارند که به کلیه غشای سلول انتشار یابند.
مولکول‌های کلسترول درغشا نیز ماهیت چربی دارند زیرا هسته استروئیدی آنها بسیار محلول در چربی است. این مولکول‌ها از یک نظر در لایه دو طبقه غشاء حل شده‌اند. این مولکوها به طور عمده به تعیین مزان نفوذ پذیری لایه لایه دو طبقه به اجزای محلول در آب و مایعات بدن کمک می‌کنند. کلسترول همچنین قسمت زیادی از قابلیت تحرک غشا را کنترل می‌کند.

پروتئین‌های غشای سلول[ویرایش]

توده‌های کروی شکل که در لایه دو طبقه چربی شناورند، اینها پروتئین‌های غشاء هستند که قسمت اعظم آنهارا گلیکو پروتئین‌ها تشکل می‌دهند. دو نوع پروتئین در غشاء وجود دارد: پروتئین‌های انتگرال یا سرتاسری که در تمام ضخامت غشاء نفوذ می‌کنند و پروتئین‌های محیطی که فقط به یک سطح غشاء می‌چسبند و در آن نفوذ نمی‌کنند.
تعداد زیادی از پروتئین‌های انتگرال کانال ها(یا منافذ) ساختاری ایجاد می‌کنند که از طریق آنها مولکول‌های آب و مواد محلول درآب به ویژه یون‌ها می‌توانند بین مایع خارج سلولی و داخل سلولی انتشار یابند. این کانال‌های پروتئینی دارای خواص انتخابی نیز هستند که دیفوزیون ترجیحی برخی مواد به میزان بیشتر از مواد دیگر را امکانپذیر می‌سازند. تعدادی دیگر از پروتئین‌های انتگرال به عنوان پروتئین‌های حامل برای انتقال دادن موادی عمل می‌کنند که در غیر این صورت نمی‌توانستند از لایه دو طبقه چربی نفوذ کنند. گاهی نیز این پروتئین‌های حامل مواد را در جهتی خلاف جهت انتشار طبیعی انها انتقال می‌دهند که « انتقال فعال» نامیده می‌شوند. تعداد دیگری از پروتئین‌ها انتگرال به صورت آنزیم‌ها عمل می‌کنند.
پروتئین‌های محیطی به طور عمده روی سطح داخلی غشاء وجود دارند و غالباً به یکی از پروتئین‌های انتگرال چسبیده‌اند. این پروتئین‌های محیطی تقریباً به طور کامل به صورت آنزیم‌ها یا سایر انواع کنترل کننده‌ها عمل داخلی سلولی عمل می‌کنند.

کربوهیدرات‌های غشاء – گلیکوکالیس سلولی[ویرایش]

کربوهیدرات‌های غشاء تقریباً همیشه به صورت ترکیب با پروتئین‌ها به شکل گلیکوپروتئین‌ها و گلیکولیپیدها وجود دارند. در واقع بخش بزرگی از پروتئین‌های انتگرال از نوع گلیکوپروتئینها و در حدود یک‌دهم مولکول‌های لیپید از نوع گلیکولیپیدها هستند. بخش‌های گلیکو در این مولکول‌ها تقریباً همیشه به طرف سطح خارجی سلول برآمدگی پیدا می‌کنند و از سطح سلول به سوی خارج آویزان هستند. بسیاری از ترکیب‌های کربوهیدراتی دیگر موسوم به پروتئوگلیکان‌ها که به طور عمده از مواد کربوهیدراتی تشکیل شده‌اند که به هسته‌های کوچک پروتئینی متصل شده‌اند نیز غالباً به طور سست به سطح خارجی سلول متصل هستند. به‌این ترتیب تمامی سطح سلول دارای یک پوشش سست کربوهیدراتی موسوم به گلیکوکالیس است.

این بخش‌های کربوهیدراتی که به سطح خارجی سلول متصل شده‌اند دارای چندین عمل مهم هستند:

  1. بسیاری ازانها بار الکتریکی منفی دارند و این موضوع به بیشتر سلول‌ها یک سطح با بار کلی منفی می‌بخشد که سایر اشیای منفی را دفع می‌کند.
  2. گلیکو کالیس بعضی از سلول‌ها به گلکو کالیس سلول‌های دیگر می‌چسبند و به این ترتیب سلول‌ها را به یک دیگر می‌چسبانند.
  3. بسیاری از کربوهیدرات‌ها به عنوان مواد حامل برای گرفتن هورمون‌هایی ازجمله انسولین عمل می‌کنند. و پس از انجام این عمل این مجموعه پروتئین‌های چسبیده به سطح داخلی غشاء را فعال می‌کند که به نوبه خود یک سری متوالی از انزیم‌های داخل سلولی را فعال می‌کنند.
  4. بعضی از بخش‌های کربوهیدراتی وارد واکنش‌های شیمیایی می‌شوند.

منابع[ویرایش]

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ پوسته یاخته موجود است.
  • کتاب فیزیولوژی پزشکی – نوشته پروفسور ارتور گایتون، پروفسور جان هال – ترجمه دکتر فرخ شادان، دکتر امیر صدیقی – صفحه ۱۷

جستارهای وابسته[ویرایش]