روابط ایران و عربستان سعودی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
روابط ایران و عربستان سعودی
نقشه موقعیت ایران و عربستان سعودی را نشان می‌دهد

ایران

عربستان سعودی

روابط ایران و عربستان به مجموعه مراودات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی بین ایران و عربستان گفته می‌شود. این روابط هیچگاه در سطح مطلوب برقرار نبوده است. بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ روابط دو کشور تیره‌تر و خصمانه‌تر شد و تاکنون بارها منازعات نظامی و دیپلماتیک بین دو کشور رخ داده است. هر دو کشور مدعی صیانت و رهبری بر سایر کشورهای مسلمان خاورمیانه هستند که در این بین ایران به عنوان یک کشور شیعه مذهب و عربستان سعودی به عنوان یک کشور سنی مذهب، اختلافات اعتقادی و سیاسی متعددی دارند که معمولاً منافعی متضاد را برای یکدیگر ترسیم کرده است. حمایت عربستان از صدام حسین در جنگ ایران و عراق و حمایت ایران از شیعیان یمن در نزاع یمن (۲۰۱۰–۲۰۰۹) نمونه‌ای از اختلافات و درگیری‌ها است. همچنین دو کشور اختلافات مرزی در خلیج فارس با یکدیگر دارند که بیشتر به سبب بهره‌برداری بیشتر از منابع هیدروکربنی خلیج فارس (نفت و …) است.[۱]

پیش از انقلاب ۱۳۵۷[ویرایش]

پیش از وقوع انقلاب ۱۳۵۷ ایران، روابط ایران و عربستان سعودی در چهارچوبی که ایالات متحده آمریکا برای آنها تعریف کرده بود قرار داشت. پادشاه ایران و پادشاه عربستان به عنوان دو دست‌نشانده آمریکا در منطقه، هرکدام بخشی از مسئولیت‌های مبارزه با نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در خاورمیانه را در زمان جنگ سرد برعهده داشتند. در این زمان در حالیکه اختلاف نظرهای سیاسی بین دو کشور وجود نداشت، مناقشات مرزی و انرژی همواره در روابط دوجانبه حضور داشت.[۲]

ظهور انقلاب ۱۳۵۷[ویرایش]

با پیروزی انقلاب ایران، آیت‌الله خمینی، رهبر انقلاب، از مردم کشورهای عربی خواستند تا علیه پادشاهان مورد حمایت آمریکا قیام کنند. این اقدام با واکنش کشورهای عربی به‌خصوص عربستان سعودی همراه بود و منجر به حمایت عربستان سعودی از عراق در جنگ با ایران شد.[۲]

کشتار حاجیان ایرانی در سال ۱۹۸۷ شدیدترین ضربه را به روابط دوجانبه وارد کرد و وخیم‌ترین دوران بین دو کشور رقم خورد. بطوریکه خمینی در یکی از سخنرانیهایش گفته بود:

حتی در صورتی که احتمال بخشش صدام وجود داشته باشد، هیچگاه نمی توان خیانت عربستان سعودی به اسلام را فراموش کرد.

بعد از وفات خمینی، جو سنگین روابط دوجانبه رو به سبکی نهاد.[۲]

دوران هاشمی رفسنجانی[ویرایش]

در دوران هاشمی رفسنجانی، با تلاش‌های وی جهت شکستن ایزولاسیون سیاسی ایران از جانب کشورهای جهان، روابط دوجانبه رو به بهبود نهاد. این دوران مصادف بود با اوایل دهه ۹۰ میلادی و حمله عراق به کویت. همچنین در این دوره روابط اقتصادی نیز شروع شد.[۲] وی سفرهای متعددی به عربستان انجام داد و جایگاه خاصی نزذ مقامات عربستانی پیدا کرده است. این جایگاه به حدی بود که بعد از اتمام دوره ریاست‌جمهوری هاشمی و در ۲۰ خرداد ۱۳۸۷، از وی که سمت رییس مجلس خبرگان رهبری و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده داشت، به عنوان مهمان ویژه کنفرانس بین‌المللی گفتگوی اسلامی دعوت به عمل آمد تا در این کنفرانس شرکت کند. در این سفر ۱۰ روزه به هاشمی اجازه داده شد از منطقه فدک بازدید نماید.[۳]

دوران خاتمی[ویرایش]

با روی کار آمدن سید محمد خاتمی و نظریه گفتگوی تمدن‌های وی که اساس سیاست خارجی وی را تشکیل می‌داد، روابط دوجانبه بیش از گذشته تقویت شد. این سال‌های نزدیکی روابط بدون چالش نیز همراه نبود، بمب‌گذاری برج‌های خبر که مضنون اولیه آن ایران عنوان شد و حمله به کنسولگری ایران در افغانستان که منجر به کشته‌شدن ۸ دیپلمات ایرانی شد، از جمله این اقدامات خرابکارانه است.[۲]

اما این بهبود روابط بعد سال ۲۰۰۳ تداوم نداشت. در این سال با حمله آمریکا به عراق، تنش در روابط دوجانبه ایجاد شد.[۲] با اینحال از این دوران با عنوان دوران طلایی روابط دو کشور یاد می‌کنند. به طوریکه در زمانی که احتمال حمله مستقیم آمریکا به ایران زیاد بود، عربستانی‌ها به دلیل حسن نیت خود، مقامات ایران را از جزئیات طرح حمله احتمالی باخبر کردند.[۴]

دوران احمدی‌نژاد[ویرایش]

با روی کار آمدن احمدی‌نژاد به مرور تنش‌های دوجانبه به اوج خود رسید. در حالیکه احمدی‌نژاد در زمان دولت نهم، عربستان سعودی ۴ بار میزبان رئیس‌جمهور ایران بود، در زمان دولت دهم تنها یکبار موفق شد به عربستان سفر کند (مرداد ۱۳۹۱) که این سفر نیز برای حضور در اجلاس مکه به منظور حل بحران سوریه انجام گرفته بود.[۴] احمدی‌نژاد همواره در سخنانش کشورهای عرب منطقه را در کشتار فلسطینیان مقصر می‌دانست و مردم این کشورها را علیه حکومت‌هایشان می‌شوراند. همچنین ریاض همواره نگران نفوذ ایران در دولت اول نوری مالکی بود. حمایت عربستان از گروه تروریستی جندالله، نزاع یمن (۲۰۱۰–۲۰۰۹)، متهم شدن ایران به اقدام برای ترور سفیر عربستان، نزاع داخلی لبنان (۲۰۰۸)، ترور دانشمندان هسته‌ای ایران، اعتراضات در عربستان سعودی (۲۰۱۱) و در نهایت جنگ داخلی سوریه نمونه‌هایی از برخوردهای سیاسی و نظامی مستقیم و غیرمستقیم دو طرف در خلال سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ می‌باشد.[۲] در زمانی نیز که نایف بن عبدالعزیز فوت کرد، عده‌ای در مقابل سفارت عربستان در ایران، اقدام به توزیع شیرینی نمودند.[۴]

مهمترین اختلافات بوجود آمده در دولت محمود احمدی‌نژاد که ریشه‌های ایدئولوژیکی و ژئوپولیتیکی دارند، عبارتند از:[۵]

رخداد دیدگاه حکومت ایران دیدگاه حکومت عربستان سعودی
جنگ داخلی سوریه حامی بشار اسد در مقام رئیس‌جمهور سوریه مخالف حضور اسد در حکومت سوریه و حامی شورشیان
خیزش بحرین حامی معترضین شیعه عامل اصلی کمک به رژیم بحرین در سرکوب معترضان شیعه
انقلاب مصر حامی برکناری حسنی مبارک- حامی محمد مرسی- مخالف حضور مجدد نظامیان در حکومت مصر مخالف برکناری حسنی مبارک- حامی احمد شفیق- موافق حضور نظامیان بعد از برکناری مرسی
سیاست در عراق موافق نوری مالکی به عنوان نخست‌وزیر عراق مخالف نوری مالکی و حامی تجهیزاتی مخالفان وی

بر اساس اسناد منتشر شدهٔ ویکی‌لیکس، عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه وقت عربستان سعودی خواستار حملهٔ نظامی ایالات متحده امریکا به ایران و متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران بوده است. او در آوریل ۲۰۰۸ به ریان کروکر، سفیر ایالات متحده در عراق و ژنرال دیوید پترائوس گفته بود «سر افعی را قطع کنید». عادل الجبیر، سفیر عربستان در واشینگتن، از توصیه‌های مکرّر ملک عبدالله به آمریکا دربارهٔ حملهٔ نظامی به ایران و متوقف‌کردن برنامه هسته‌ای این کشور یاد کرده است.[۶]

متهم شدن ایران به اقدام برای ترور سفیر عربستان[ویرایش]

نوشتار اصلی: متهم شدن ایران به اقدام برای ترور سفیر عربستان


توطئه ترور عادل الجبیر، سفیر عربستان در خاک امریکا، توسط سپاه قدس در ۱۹ مهر ۱۳۹۰ (۱۱ اکتبر ۲۰۱۱ میلادی) توسط اریک هولدر وزیر دادگستری آمریکا اعلام گردید. وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا در تاریخ ۱۱ اکتبر ۲۰۱۱ میلادی، یک شهروند ایرانی-آمریکایی به نام منصور ارباب‌سیَر را به عنوان متهم اصلی و یک شهروند دیگر ایرانی به نام علی غلام شکوری که افسر ارشد نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی شده است را به ارتباط‌گیری، طراحی و پرداخت پول به کارتل لوس زتاس جهت ترور عادل الجبیر، سفیر ریاض در واشنگتن متهم کرده است. دولت ایران در نخستین واکنش این اتهام را سناریوی تبلیغاتی آمریکا و اسرائیل دانست.

اعدام ۱۸ ایرانی[ویرایش]

بنابر اخبار خبرگزاری ها عربستان ۱۸ ایرانی را در زندان دمام به جرم مواد مخدر گردن زده است.[۷]

دوران روحانی[ویرایش]

بعد از انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس یازدهمین دولت جمهوری اسلامی ایران، عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه وقت عربستان سعودی، از اولین رهبران سیاسی بود که انتخاب روحانی را تبریک گفت و برای وی آرزوی موفقیت کرد. روحانی نیز چند روز بعد این پیام را پاسخ گفت و ابراز امیدواری کرد ایران و عربستان با کمک یکدیگر بتوانند ثبات را به منطقه خاورمیانه بازگردانند.[۸] روحانی در نخستین نشست خبری‌اش که در ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ انجام شد، عربستانی‌ها را برادر خود خواند و از روابط سیاسی با این کشور استقبال کرد.[۹] با این وجود در روزهایی که مذاکرات «ژنو ۲» و «ژنو ۳» در حال پیگیری بود، برخی مقامات دولتی و افراد سرشناس عربستانی نارضایتی خود را از امضای این توافق‌نامه ابراز کردند. از جمله دلایل ناخرسندی عربستانی‌ها از نزدیکی ایران و آمریکا، نگرانی از گسترش نفوذ محور مقاومت در منطقه خاورمیانه در سایه سکوت آمریکا در زمان ایجاد رابطه با ایران بوده است.[۱۰] در همان زمان برخی رسانه‌ها از سنگ‌اندازی عربستان سعودی و اسرائیل در مسیر حصول توافق هسته‌ای ایران و غرب خبر دادند.[۱۱] بعد از حصول توافق هسته‌ای ژنو، عربستانی‌ها بعد از سکوتی چند روزه، پیام تبریکی محتاطانه در خصوص امضای چنین نفاهم‌نامه‌ای منتشر کردند.[۱۲]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]