روابط ایران و افغانستان
|
|
ممکن است این مقاله نیازمند ویکیسازی باشد تا با استانداردهای کیفی ویکیپدیا همخوانی یابد. خواهشمندیم با افزودن پیوندهای داخلی مرتبط، یا با بهبود چیدمان به بهبود آن کمک کنید.
برای جزئیات بیشتر روی [نمایش] کلیک کنید.
هیچ دلیلی برای این برچسب ویکیسازی ذکر نشدهاست. میتوانید دلیلتان را با استفاده از پارامتر
|
| افغانستان | ایران |
روابط ایران و افغانستان بر مبنای مشترکات بسیاری که درتاریخ، فرهنگ و دین داشتهاست استوار بودهاست. در سالهای قبل از انقلاب ایران روابط نسبتا آرامی بین دو کشور برقرار بودهاست و شاههای دو کشور روابط دوستانهای با یکدیگر داشتهاند. با وقوع انقلاب هفت بهمن ۵۷ در افغانستان حکومت پهلوی گرچه به سختی دولت کمونیستی افغانستان را به رسمیت شناخت اما روابط خود را تا سطح کاردار تنزل داده بود. از سویی باوقوع انقلاب ۲۲ بهمن ۵۷ در ایران، باعث ضعف روابط بین دو کشور گردید.
مردم افغانستان دولت جدید افغانستان را کمونیستی و کافر میخواندند و از سویی آیت الله خمینی رهبرانقلاب ایران انقلاب خویش را اسلامی میخواند و این باعث محبوبیت انقلاب اسلامی ایران در افغانستان گردید. ایران از اولین کشورهایی بود که تجاوز به افغانستان و حضور نیروهای نظامی شوروی را محکوم کرد.
محتویات |
[ویرایش] تاریخچه
آغاز روابط ایران و افغانستان را میتوان قرن دانست. یعنی زمانی که افغانستان به تحریک انگلستان از ایران جدا شد و اعلام استقلال کرد. پیش از این واقعه افغانستان و خراسان منطقهای واحد در نظر حاکمان ایران بودند و مشترکات فرهنگی بسیاری داشتند. تلاش انگلیس برای ایجاد یک دولت مستقل هرچند ضعیف در شمال غربی هندوستان که بتواند مانع به خطر افتادن هندوستان از جانب شوروی و ایران باشد، اصلیترین عامل استقلال افغانستان به شمار میرود.
در اوایل شاهنشاهی امانالله سعی به عمل آمد که رابطه برقرار شود و در سال ۱۹۲۰ نماینده افغانستان وارد ایران شد و پیشنهاد پنج مادهای را به دولت ایران پیشکش کرد که حاوی این مطالب بود: افتتاح مذاکره دوستی، مبادله سفرا، اقامه قونسل افغانی در مشهد، استقرار روابط پستی و روابط تجاری. این مذاکرات بعد از یک سال منجر به امضای معاهده مودت در سال ۱۹۲۱ بین نمایندگان دو کشور گردید. در مفاد این معاهده، دوستی خوبی بین دو دولت تأکید شده بود. همچنان در سال ۱۹۲۶ معاهده بین دو دولت در نه فصل در کابل به امضا رسید که تأیید مواد معاهده قبلی، عدم تعرض و حفظ بی طرفی هنگام تعرض دولتهای دیگر و امضای قراردادهای تجاری جزء مفاد این معاهده بود.
بعد از استقلال افغانستان از ایران، بحث اختلافات مرزی دو کشور، جنگ داخلی و ظهور طالبان و القاعده در افغانستان از دلایل رونق نگرفتن روابط بین دو دولت بودهاست. این روند تا زمان حمله آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ ادامه داشت. از آن زمان به بعد بود که با استقرار دولت واحد متمرکز در افغانستان، دو طرف سعی کردند مناسبات خود را گسترش دهند. اما اختلافات مرزی ایران و افغانستان همچنان از مهمترین چالشهای موجود بر سر تحکیم روابط است.[۱]
[ویرایش] ماهیت سیاست خارجی ایران در افغانستان
فرانسوا میتران پیرامون انقلاب ایران میگوید:«انقلاب، ایران را از مدار غرب خارج کرد، اما به بلوک شرق هم ملحق نکرد؛ از این رو، توازن قوای جهانی بر اثر این انقلاب به هم نخورد.»[۲] یکی از شعارهای اساسی رهبران ایران در سالهای پس از انقلاب شعار «نه شرقی نه غربی» بود. این شعار به معانی گوناگونی تعبیر شد. همچون سایر عرصهها پیش از آنکه شعور تعیین کننده شعار باشد، شعار بر شعور و اندیشه سوار شد. در نیتجه شعار نه شرقی نه غربی از معنایی همچون عدم وابستگی اساسی و تاثیر پذیری استعماری از بلوک شرق و غرب به معنی عدم هرگونه همکاری یا رابطه بنیادین با تمام کشورهای عضو بلوک شرق و غرب و دو راس آن یعنی آمریکا و شوروی تابیر شد. این سیاست گاه تا آنحا پیش رفت (و میرود) که رهبران ایران خود را منادی در انداختن طرحی نو در برابر آمریکا و شوروی با اتکا به اندیشههای اسلامی دانستند. در شرایطی که حتی اگر فقه سنتی شیعه که از سوی روحانیون ایران عرضه میشود چنین توانی داشته باشد، توانایی مالی و اقتصادی و علمی ایران جوابگوی پیش بردن چنین هدفی نیست. به همین جهت به نظر میرسد اقدامات حکومت ایران خصوصا در عرصه سیاست خارجی حاکی از نوعی گیجی، برخوردهای انفعالی یا افراطی و در پایان ضربه خوردن از هر دو قدرت جهانی میشود.
از سوی دیگر (خصوصا پس از سالهای دهه ۶۰ و کنار گذاشتن همه احزاب و گروهها از حاکمیت) ترجیح منافع ملی و دیدگاه ملی در سیاستهای حکومت ایران بیش از پیش تضعیف و دیدگاههای مذهبی (شیعه) برتری مییابد. بدین ترتیب ایران ترجیح میدهد تا از گروههای شیعه، بیشتر حمایت کند.
ایران این واقعیت را انکار میکند که خواه نا خواه منافع ایران و آمریکا در افغانستان یکسان شدهاست و این ایران چه از لحاظ ایدئولوژیک موافق بلوک غرب باشد وچه نباشد میتواند با همکاری با آمریکا در مبارزه با ارتش شوروی و نقش منطقهای خود را افزایش داده و در در برابر حمایت خود امتیازاتی از آمریکا کسب کند.
دولتمردان ایران ترجیح میدهند فارغ از غرب، مستقلا به حمایت از گروههای جهادی (خصوصا هزاره و تاجیکهای شیعه) بپردازند. اما این واقعیت که توان ایران در برابر غرب و شوروی کمتر است، باعث میشود که ایران عملاً توفیق چندانی کسب نکند، هزینههای سنگین حمایت از مجاهدین افغان را با کمکهای شوروی به عراق در جنگ بپردازد و دست آخر شاهد واگذاری عرصه به متحدان منطقهای آمریکا علیالخصوص پاکستان و عربستان باشد.
روی کار آمدن طالبان در افغانستان (با حمایت پاکستان و عربستان و امارات و سکوت آمریکا) را میتوان یکی از نتایج استراتژی شکست خورده ایران دانست.[۳][۴]
[ویرایش] مسئله حقآبه ایران از هیرمند
با جدا شدن افغانستان از خاک ایران در سال ۱۸۵۷ میلادی به موجب معاهده پاریس، مسئله حقآبه رودخانه هیرمند به یکی از مسائل مهم سیاسی، اجتماعی و زیست محیطی دو کشور مبدل شد [۵]، [۶]، [۷]، [۸]. پس از شکست مذاکرات متعدد میان سران حکومتی ایران و افغانستان در سالهای ۱۳۰۹ و ۱۳۲۷، با مداخله سه کشور آمریکا، کانادا و شیلی، قراردادی در سال ۱۳۵۱ میان سران حکومتی دو کشور در کابل منعقد شد و مقرر شد در هر ثانیه ۲۶ مترمکعب آب (معادل ۸۵۰ میلیون مترمکعب در سال) سهم سیستان و دریاچه هامون باشد [۹]، [۱۰]، [۱۱]، [۱۲]. با این حال، از اواخر دهه ۱۳۷۰ و همزمان با کاهش نزولات جوی و حاکم شدن شرایط خشکسالی بر سیستان، میزان ورودی آب هیرمند به هامون مرتباً کاهش یافت. حاکمیت نداشتن دولتی مقتدر در افغانستان، ساخت سد کجکی بر روی هیرمند، نصب و به کارگیری انواع پمپ در مسیر رودخانه هیرمند جهت کشت خشخاش توسط کشاورزان افغان [۱۳]، خشک شدن دریاچه هامون که هفتمین تالاب بینالمللی جهان میباشد [۱۴] را در پی داشتهاست [۱۵]، [۱۶].
[ویرایش] فضل الرحمان اوریا
دوشنبه ۷ شهریور ۱۳۹۰، مجری «شبکه خبر» صدا و سیمای جمهوری اسلامی از آقای اوریا (کارشناس سیاسی منطقه)دربارهٔ «توافقنامه امنیتی آمریکا و افغانستان» سوال کرد،[۱۷]. وی در پاسخ به این سوال مجری، درباره اثرگذاری ایران در منطقه گفت که در حال حاضر ایران تنها کشور دنیا است که در انزوای کامل به سر میبرد و با هیچ یک از همسایگان خود رابطه دوستانه ندارد![۱۸]
وی در بخش دیگری در پاسخ به این سوال که دلیل ناکامی قدرتهای غربی و ناتو برای ایجاد امنیت در افغانستان چه بودهاست، عامل اصلی این وضعیت را مداخله کشورهای همسایه از جمله ایران و پاکستان و موجودیت مدیریت ضعیف افغانستان دانست.[۱۷]
وی چندی پیش نیز در مصاحبهای ابراز داشته بود، که نقش ایران در سی سال گذشته در امور داخلی افغانستان منفی و مخرب بودهاست و فعلاً این پروسه با شدت خود ادامه دارد. او میافزاید:"حال که کشورهای غربی میخواهند برای حل بحران افغانستان به ایران سهم دهند، هدف شان کاهش تخریب و عنصر مداخلاتی ایران در امور داخلی افغانستان است. در طول سی سال گذشته ایران هم مداخله مستقیم در افغانستان داشتهاست و هم و از تعدادی باندهای جنایتکار و اوباش، گروهها و سازمانهایی حمایت کرده که همین گروهها و سازمانها در افغانستان همیشه بحران آفرین بودهاند و به شیوههای مختلف بیثباتی را در کشور ایجاد کرده و گسترش بخشیدهاند.[۱۹][۲۰][۲۱]
فضل الرحمن اوریا که قرار بود بیست دقیقه صحبت کند بدلیل گفتههای مخالفش مجبور به قطع ارتباط گردید و فقط ۲ دقیقه و ۱۶ ثانیه از آن پخش شد[۲۲]
بدنبال سانسور این خبر در برنامه زنده موجی از اعتراضات مردم ایران در شبکههای اجتماعی برپا شد. صفحههای متعددی برای حمایت از آزادی بیان ساخته شد. برنامه تلویزیونی پارازیت نیز مانند سایر خبرگزاریهای همسو[۲۳] گفتگوی ویژهای با فضل الرحمان اوریا انجام داد که با استقبال روبرو شد.[۲۴][۲۵][۲۶][۲۷]
[ویرایش] مخالفت ایران با حمله شوروی به افغانستان
پیش از حمله شوروی به افغانستان سفیر شوروی درایران با روحالله خمینی دیدار و موضوع را به اطلاع وی میرساند اما با مخالفت وی مواجه میشود:
آن روزی که سفیر شوروی آمد پیش من، گفت که دولت افغانستان خواستهاست که شوروی، نظامی به آنجا بفرستد، به او گفتم که این اشتباهی است که شوروی میکند، البته دولت شوروی میتواند افغانستان را قبضه کند، ولی نمیتواند در آنجا مستقر شود، اگر شما خیال کردهاید بتوانید افغانستان را بگیرید و آن را آرام کنید، این خیال باطل است. ملت افغانستان مسلم است، ایستادهاند در مقابل حکومت افغانستان، شما هم اگر بروید و هر قدرت دیگر هم برود، آنجا را میگیرد اما نمیتواند آنها را آرام کند و بالآخره شکست میخورد.[۲۸]
[ویرایش] تجهیز و آموزش مجاهدین افغان
بلافاصله پس از حمله شوروی به افغانستان، ایران حمایت از مجاهدین افغان را از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آغاز کرد. اولین آموزشگاه نظامی ایران در افغانستان توسط علی تجلایی (از سرداران آذربایجانی سپاه پاسداران) در داخل خاک افغانستان تاسیس گردید و آموزش افغانها آغاز شد.[۲۹] این در حالی است که ایران خود درگیر مناقشات گسترده با گروههای مسلح مخالف در اغلب استانهای مرزی و همچنین درگیری مسلحانه با سازمان مجاهدین خلق در شهرهای بزرگ داشت و مصالحه با شوروی بیش از حمایت از مجاهدین افغان برای ایران نفع مادی داشت. ایران در تمام سالهای اشغال افغانستان توسط شوروی به حمایت سیاسی - نظامی از مجاهدین ادامه داد. در تلاشهای سیاسی برای ایجاد اتحاد میان گروههای جهادی کوچک و احزاب افغانی، در سال ۱۳۵۸ به دعوت ایران «جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان» متشکل از هشت گروه به شرح ذیل:«سازمان نصر»،«حرکت اسلامی»،«نیروی اسلامی»،«نهضت اسلامی»،«اتحادیه علما» و «نهضت روحانیت و جوان» تاسیس گردید. گرچه این ائتلاف بدلیل اختلاف میان گروههای افغان دوام چندانی نداشت اما در سالهای بعد در بهار ۱۳۶۶ «شورای ائتلاف هشتگانه» تاسیس شد که دوام بیشتری داشت. در نهایت پس از برگذاری چند کنفرانس مختلف در بامیان و مذاکره با دولت ایران «حزب وحدت اسلامی افغانستان» تاسیس شد و همه گروههای افغان متعهد شدند که نیروهایشان را در خدمت این حزب قرار دهند.[۳۰]
[ویرایش] تحریم المپیک مسکو
با وجود آنکه تیم فوتبال ایران که از محبوبترین ورزشهاست به بازیهای المپیک راه یافته و ایران خود را آماده کرده بود با گروهی پر تعداد عازم شوروی شود، اما حمله حضور نظامی شوروی در افغانستان باعث شد تا دولت موقت مهدی بازرگان و دولت بعدی (بنی صدر) تصمیم بگیرد تا در کنار سایر کشورهای اسلامی بازیها را تحریم کند.
حسین شاهحسینی رئیس سازمان تربیت بدنی و کمیته المپیک ایران در دولت بازرگان پیرامون این رویداد میگوید:
در دولت و شورای انقلاب خیلی در این باره بحث شد؛ من موافق اعزام تیم بودم و حتی رئیس جمهور وقت بنی صدر هم نظری منفی نداشت و در نهایت قرار شد ما سفری به افغانستان داشته باشیم تا نظر افغانها را هم جویا شویم.... مرز شوروی به ما نزدیک بود و کافی بود که ما خودمان را به جلفا برسانیم و از آن به بعد بقیه هزینهها با میزبان المپیک بود.... به همین دلیل ما میتوانستیم با یک کاروان عظیم به مسکو برویم و آن بازیها میتوانست یک کسب تجربه مناسب برای ما باشد.
ایران بازیکنان آمادهای همچون ناصر حجازی، علی پروین، رضا سوخته سرایی و برادران محبی آمادهترین کشتی گیران ایران در آن دوره بشمار میرفتند که در حسرت المپیک ماندند.
ایران تا بدان حد خود را موظف به حمایت از مجاهدین افغان میدانست که پس از اصرار مسئولان ورزشی ایران به حضور در بازیها تصمیم بر آن شد تا هیات ایرانی به افغانستان رفته و پس از مذاکره با مجاهدین افغان حضور یا عدم حضور خود را منوط به نظر آنان کرد. با مخالفت جدی رهبران جهادی، وزارت امور خارجه ایران به سازمان تریبت بدنی اعلام کرد که ایران بازیهای المپیک مسکو را تحریم خواهد کرد.
ورزشکاران با ابولحسن بنی صدر دیدار کردند و وی دلایل عدم حضور در بازیها را برایشان توضیح داد.[۳۱]
[ویرایش] درگیری با نیروهای طالبان
ایران همواره از احمد شاه مسعود در برابر نیروهای طالبان حمایت کرد. به نوشته نیوزویک سپاه قدس (بخشی از سپاه پاسداران که مسئول عملیات در خارج از ایران است) مسئول سازماندهی حمایتها و کمکها بود. همچنین در جریان حمله آمریکا به افغانستان سپاه قدس در عبور نظامیان آمریکایی از رودخانه کوکچا بین تاجیکستان و افغانستان و پیشروی به سمت کابل به آنان کمک کرده بود.[۳۲]
[ویرایش] حمله و قتل دیپلماتهای ایران در مزار شریف
سفارت ایران در مزار شریف افغانستان در مرداد ۱۳۷۷ و پس از دومین حمله طالبان به این شهر مورد حمله قرار گرفت. نیروهای طالبان بلافاصله پس از تصرف شهر به کنسولگری ایران رفته وتمامی دیپلماتها و خبرنگار خبرگزاری ایرنا را قتل عام کردند. یک نفر از دیپلماتها که در این حمله مجروح شد زنده مانده و با کمک مردم افغانستان خود را به ایران رساند.[۳۳][۳۴]
محسن پاک آیین سفیر وقت ایران در ازبکستان چند روز پیش از سقوط دوم مزار شریف با ناصر ریگی سرکنسول ایران در مزار شریف تلفنی تماس گرفته و از وی خواستهاست که از مزار شریف بدلیل خطرات جانی شدید خارج شده و طریق ترمذ (یک نقطه مرزی میان دو کشور افغانستان و ازبکستان) خود را نجات دهند اما وی در پاسخ گفتهاست:
ما باید اینجا بمانیم چون اگر سرکنسولگری تعطیل شود مردم میترسند و از مقاومت دست میکشند
مقتولان شامل محمدناصر ناصری، کارشناس امور فرهنگی، نورالله نوروزی، کارشناس امور اقتصادی، رشید پاریاو فلاح، کارشناس امور کنسولی، مجید نوری نیارکی، حسابدار، کریم حیدریان، کارشناس امور کنسولی، محمدعلی قیاسی، کارشناس امور کنسولی، حیدرعلی باقری، مدیر تدارکات و مدیر داخلی، محمود صارمی، مسئول دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران بودند.[۳۵]
[ویرایش] اشتغال صدها هزار کارگر افغان در ایران
طی سالهای ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۱ حدود ۳۰درصد از جمعیت افغانستان در نتیجه حمله شوروی و جنگ داخلی و حکومت طالبان این کشور را ترک کرده و به کشورهای همسایه گسیل شدند. در این میان سهم ایران از مهاجران افغان حدود ۲/۵ میلیون نفر بود. تنها حدود ۱۰ درصد از مهاجرین در اردوگاهها اسکان داشته و مابقی در شهرها و مناطق مختلف ایران بکار اشتغال یافته و عموما مشاغل غیر تخصصی و سخت را که پیش از ایران مهاجران روستایی ایران انجام میدادند را تصدی کردند. آنان در برابر شراسط سخت کاری اعتراض نمیکنند و به دستمزد کمتر راضی اند بدین ترتیب بسیاری از کارفرمایان ایرانی به استخدام کارگران افغانی تمایل بیشتری دارند. عرضه گسترده نیروی کار افغانی وضعیت بازار کار را خصوصا در مشاغل غیر تخصصی به ضرر کارگران ایرانی تغییر دادهاست خصوصا که در ایران تشکلهای کارگری مستقل و اصیل خصوصا برای کارگران غیر ماهر وجود ندارد و آنان امکان اقدام مهمی دراین باره ندارند.
[ویرایش] حمایت از یکدیگر در جنگ
تعدادی از پناهندگان افغان نیز در جنگ ایران و عراق حضور یافتند. تعداد شهدای افغان جنگ ایران و عراق ۳۱۴ نفر و تعداد مفقودان ۴ نفر اعلام شدهاست.[۳۶]
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] منابع
- دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی، گذری بر تاریخ روابط سیاسی ایران و افغانستان، انتشارات صبحدم، تهران، ۲۰۰۵
- ↑ یوسف متولی حقیقی. افغانستان و ایران. بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۸۳.
- ↑ «اتحاد شوروی و انقلاب ایران». بی بی سی فارسی، ۱۶ بهمن ۱۳۸۷.
- ↑ «بررسی روابط ایران و افغانستان در شش دهه اخیر». روزنامه مردمسالاری، ۷ اسفند ۱۳۸۶.
- ↑ «تاجیکهای افغان و انقلاب اسلامی ایران». حوزه، پنجم آذر ۱۳۸۴.
- ↑ وزیر نیرو: حقابه ایران از هیرمند جلوی خشکسالی در سیستان را میگیرد
- ↑ أثرات تغییر اقلیم و خشکسالی بر تنوع زیستی تالاب هامون و بهداشت و سلامت سیستان
- ↑ حقابه ایران از هیرمند، پای بوتههای خشخاش - Tabnak.IR | تابناک
- ↑ MehrNews.com - Iran, world, political, sport, economic news and headlines
- ↑ حقآبه ایران از هیرمند، پشت سد بیعدالتی افغانها
- ↑ أثرات تغییر اقلیم و خشکسالی بر تنوع زیستی تالاب هامون و بهداشت و سلامت سیستان
- ↑ http://www.ensani.ir/storage/Files/20101123183035-%d8%b1%d9%88%d8%af%20%d9%87%db%8c%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af%20%d9%88%20%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%81%20%d8%ad%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%87.pdf
- ↑ وب سایت دکتر نورا
- ↑ ettelaat newspaper
- ↑ روزنامه ایران۸۷/۹/۲۵: هفتمین تالاب بینالمللی جهان خشک شد
- ↑ لبهای «هامون» خشک شد
- ↑ هامون خشک شد
- ↑ ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ «کارشناس افغانی: مجبورم از شبکهٔ خبر ایران شکایت کنم!» (فارسی). انتخاب، ۱۲ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۷. بازبینیشده در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «چرا یک کارشناس افغانی توانست حیثیت شبکه بینالمللی ایران را ببرد؟». آینده نیوز. بازبینیشده در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «خودزنی دیپلماتیک شبکه خبر با دعوت از یک کارشناس ضد ایرانی». رجانیوز. بازبینیشده در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «در شبکه خبر اتفاق افتاد: یک کارشناس افغان ایران را منزوی ترین کشور جهان نامید». بالاترین. بازبینیشده در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «جمهوری اسلامی در مصاحبه زنده شبکه خبر». مجله خبری و اجتماعی نجات. بازبینیشده در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «کارشناس افغانی: مجبورم از شبکهٔ خبر ایران شکایت کنم!». انتخاب. بازبینیشده در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «مصاحبه دویچه وله با فضل الرحمان اوریا». بازبینیشده در ۳۱ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «گفتگوی اختصاصی دویچه وله با فضل الرحمان اوریا». دویچه وله. بازبینیشده در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «مصاحبه اختصاصی پارازیت با فضل الرحمان اوریا». صدای آمریکا - پارازیت. بازبینیشده در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ «ایرانیان انگلستان - مصاحبه اختصاصی پارازیت با فضل الرحمن اوریا». ایرانیان انگلستان. بازبینیشده در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۱.
- ↑ Afghan analyst attack Islamic Republic on Iranian TV. یوتیوب.
- ↑ «امام خمینی«ره» و افغانستان». صدای افغان، ۵ جوزا ۱۳۸۸.
- ↑ «شهید علی تجلایی». وبگاه استانداری آذربایجان شرقی.
- ↑ پرویز ورجاوند. «افغانستان؛ از حماسه تا فاجعه/ بحران دیپلماسی ایران و پیامدهای آن: نگاهی به چگونگی و نارساییهای سیاسی». اطلاعات سیاسی - اقتصادی، مرداد و شهریور ۱۳۷۷ - شماره ۱۳۱ و ۱۳۲.
- ↑ «تحریم؛ باعث ۱۲ سال دوری ایران از المپیک». بی بی سی فارسی، ۱۶ مرداد ۱۳۸۷.
- ↑ «حیرت سیا از قدرت نیروی قدس». عیر ایران، ۲۸ بهمن ۱۳۸۵.
- ↑ «پشت پرده قتل دیپلماتهای ایرانی در مزار شریف». خبرآنلاین، ۱۳۹۰/۵/۱۷.
- ↑ «بازتاب جهانی کشتار دیپلماتهای ایران». روزنامه همشهری، ۲۱ شهریور ۱۳۷۷.
- ↑ «ماموریت ازبکستان». وبگاه قربانبان ترور.
- ↑ «آمار شهدای جنگ تحمیلی». قصران.
[ویرایش] پیوند به بیرون
- تارنمای بیبیسی فارسی، روابط افغانستان و ایران در ریاست جمهوری احمدی نژاد، نوشتهٔ هارون نجفی زاده، ۱۴ ژوئن ۲۰۰۹ / ۲۴ خرداد ۱۳۸۸
- تارنمای بیبیسی فارسی، تاثیرات سیاستهای جهانی بر روابط افغانستان و ایران، نوشتهٔ داوود ناجی، ۰۶ مارس ۲۰۰۷ / ۱۵ اسفند ۱۳۸۵
|
|||||||||||||||||||||||||