روابط ایران و افغانستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
روابط افغانستان و ایران
پرچم افغانستان پرچم ایران
Afghanistan Iran Locator.png
     افغانستان      ایران

روابط ایران و افغانستان بر مبنای مشترکات بسیاری که درتاریخ، فرهنگ و دین داشته‌است استوار بوده‌است. در سالهای قبل از انقلاب ایران روابط نسبتا آرامی بین دو کشور برقرار بوده‌است و شاه‌های دو کشور روابط دوستانه‌ای با یکدیگر داشته‌اند. با وقوع انقلاب هفت بهمن ۵۷ در افغانستان حکومت پهلوی گرچه به سختی دولت کمونیستی افغانستان را به رسمیت شناخت اما روابط خود را تا سطح کاردار تنزل داده بود. از سویی باوقوع انقلاب ۲۲ بهمن ۵۷ در ایران، باعث ضعف روابط بین دو کشور گردید.
مردم افغانستان دولت جدید افغانستان را کمونیستی و کافر می‌خواندند و از سویی آیت الله خمینی رهبرانقلاب ایران انقلاب خویش را اسلامی می‌خواند و این باعث محبوبیت انقلاب اسلامی ایران در افغانستان گردید. ایران از اولین کشورهایی بود که تجاوز به افغانستان و حضور نیروهای نظامی شوروی را محکوم کرد.

تاریخچه[ویرایش]

جستارهای وابسته: نبرد گلون‌آباد و سرنگونی صفویان
نقاشی خیالی از محمود افغان، او با محاصره اصفهان و جنگ‌های پی‌درپی؛ نهایتاً پیروز شد.

سال ۱۱۶۰ هجری سالی است که یک قدرت سیاسی افغان مستقل از امپراطوری صفوی ایران و گورکانی هند ظهور می‌یابد. پیشتر شورش غلزایی‌ها به رهبری میرویس هوتکی که تمامی جنوب افغانستان را از کنترل صفویه خارج کرده بود و از غرب تا قلب ایران پیش‌رفته بود اما مقابله نادرشاه افشار به زودی تمامی مناطق افغان‌نشین را به زیر سلطه ایران برد.[۱]

آغاز روابط ایران و افغانستان را می‌توان قرن دانست. یعنی زمانی که افغانستان به تحریک انگلستان از ایران جدا شد و اعلام استقلال کرد. پیش از این واقعه افغانستان و خراسان منطقه‌ای واحد در نظر حاکمان ایران بودند و مشترکات فرهنگی بسیاری داشتند. تلاش انگلیس برای ایجاد یک دولت مستقل هرچند ضعیف در شمال غربی هندوستان که بتواند مانع به خطر افتادن هند از جانب روسیه و ایران باشد، اصلی‌ترین عامل استقلال افغانستان به شمار می‌رود.

در اوایل شاهنشاهی امان‌الله سعی به عمل آمد که رابطه برقرار شود و در سال ۱۹۲۰ نماینده افغانستان وارد ایران شد و پیشنهاد پنج ماده‌ای را به دولت ایران پیشکش کرد که حاوی این مطالب بود: افتتاح مذاکره دوستی، مبادله سفرا، اقامه قونسل افغانی در مشهد، استقرار روابط پستی و روابط تجاری. این مذاکرات بعد از یک سال منجر به امضای معاهده مودت در سال ۱۹۲۱ بین نمایندگان دو کشور گردید. در مفاد این معاهده، دوستی خوبی بین دو دولت تأکید شده بود. همچنان در سال ۱۹۲۶ معاهده بین دو دولت در نه فصل در کابل به امضا رسید که تأیید مواد معاهده قبلی، عدم تعرض و حفظ بی طرفی هنگام تعرض دولت‌های دیگر و امضای قراردادهای تجاری جزء مفاد این معاهده بود.

بعد از استقلال افغانستان از ایران، بحث اختلافات مرزی دو کشور، جنگ داخلی و ظهور طالبان و القاعده در افغانستان از دلایل رونق نگرفتن روابط بین دو دولت بوده‌است. این روند تا زمان حمله آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ ادامه داشت. از آن زمان به بعد بود که با استقرار دولت واحد متمرکز در افغانستان، دو طرف سعی کردند مناسبات خود را گسترش دهند. اما اختلافات مرزی ایران و افغانستان همچنان از مهمترین چالشهای موجود بر سر تحکیم روابط است.[۲]

ماهیت سیاست خارجی ایران در افغانستان[ویرایش]

فرانسوا میتران پیرامون انقلاب ایران می‌گوید:«انقلاب، ایران را از مدار غرب خارج کرد، اما به بلوک شرق هم ملحق نکرد؛ از این رو، توازن قوای جهانی بر اثر این انقلاب به هم نخورد.»[۳] یکی از شعارهای اساسی رهبران ایران در سالهای پس از انقلاب شعار «نه شرقی نه غربی» بود. این شعار به معانی گوناگونی تعبیر شد. همچون سایر عرصه‌ها پیش از آنکه شعور تعیین کننده شعار باشد، شعار بر شعور و اندیشه سوار شد. در نتیجه شعار نه شرقی نه غربی از معنایی همچون عدم وابستگی اساسی و تاثیر پذیری استعماری از بلوک شرق و غرب به معنی عدم هرگونه همکاری یا رابطه بنیادین با تمام کشورهای عضو بلوک شرق و غرب و دو راس آن یعنی آمریکا و شوروی تعبیر شد. این سیاست گاه تا آنحا پیش رفت (و می‌رود) که رهبران ایران خود را منادی در انداختن طرحی نو در برابر آمریکا و شوروی با اتکا به اندیشه‌های اسلامی دانستند. در شرایطی که حتی اگر فقه سنتی شیعه که از سوی روحانیون ایران عرضه می‌شود چنین توانی داشته باشد، توانایی مالی و اقتصادی و علمی ایران جوابگوی پیش بردن چنین هدفی نیست. به همین جهت به نظر می‌رسد اقدامات حکومت ایران خصوصا در عرصه سیاست خارجی حاکی از نوعی گیجی، برخوردهای انفعالی یا افراطی و در پایان ضربه خوردن از هر دو قدرت جهانی می‌شود.

از سوی دیگر (خصوصا پس از سالهای دهه ۶۰ و کنار گذاشتن همه احزاب و گروهها از حاکمیت) ترجیح منافع ملی و دیدگاه ملی در سیاست‌های حکومت ایران بیش از پیش تضعیف و دیدگاههای مذهبی (شیعه) برتری می‌یابد. بدین ترتیب ایران ترجیح می‌دهد تا از گروههای شیعه، بیشتر حمایت کند.

ایران این واقعیت را انکار می‌کند که خواه نا خواه منافع ایران و آمریکا در افغانستان یکسان شده‌است و این ایران چه از لحاظ ایدئولوژیک موافق بلوک غرب باشد وچه نباشد می‌تواند با همکاری با آمریکا در مبارزه با ارتش شوروی و نقش منطقه‌ای خود را افزایش داده و در در برابر حمایت خود امتیازاتی از آمریکا کسب کند.

دولتمردان ایران ترجیح می‌دهند فارغ از غرب، مستقلا به حمایت از گروههای جهادی (خصوصا هزاره و تاجیک‌های شیعه) بپردازند. اما این واقعیت که توان ایران در برابر غرب و شوروی کمتر است، باعث می‌شود که ایران عملاً توفیق چندانی کسب نکند، هزینه‌های سنگین حمایت از مجاهدین افغان را با کمک‌های شوروی به عراق در جنگ بپردازد و دست آخر شاهد واگذاری عرصه به متحدان منطقه‌ای آمریکا علی‌الخصوص پاکستان و عربستان باشد.

روی کار آمدن طالبان در افغانستان (با حمایت پاکستان و عربستان و امارات و سکوت آمریکا) را می‌توان یکی از نتایج استراتژی شکست خورده ایران دانست.[۴][۵]

مسئله حقآبه ایران از هیرمند[ویرایش]

نوشتار اصلی: حقآبه ایران از هیرمند


با جدا شدن افغانستان از خاک ایران در سال ۱۸۵۷ میلادی به موجب معاهده پاریس، مسئله حقآبه رودخانه هیرمند به یکی از مسائل مهم سیاسی، اجتماعی و زیست محیطی دو کشور مبدل شد [۶]، [۷]، [۸]، [۹]. پس از شکست مذاکرات متعدد میان سران حکومتی ایران و افغانستان در سال‌های ۱۳۰۹ و ۱۳۲۷، با مداخله سه کشور آمریکا، کانادا و شیلی، قراردادی در سال ۱۳۵۱ میان سران حکومتی دو کشور در کابل منعقد شد و مقرر شد در هر ثانیه ۲۶ مترمکعب آب (معادل ۸۵۰ میلیون مترمکعب در سال) سهم سیستان و دریاچه هامون با­شد [۱۰]، [۱۱]، [۱۲]، [۱۳]. با این حال، از اواخر دهه ۱۳۷۰ و همزمان با کاهش نزولات جوی و حاکم شدن شرایط خشکسالی بر سیستان، میزان ورودی آب هیرمند به هامون مرتباً کاهش یافت. حاکمیت نداشتن دولتی مقتدر در افغانستان، ساخت سد کجکی بر روی هیرمند، نصب و به کارگیری انواع پمپ در مسیر رودخانه هیرمند جهت کشت خشخاش توسط کشاورزان افغان [۱۴]، خشک شدن دریاچه هامون که هفتمین تالاب بین‌المللی جهان می‌باشد [۱۵] را در پی داشته‌است [۱۶]، [۱۷].

مخالفت ایران با حمله شوروی به افغانستان[ویرایش]

پیش از حمله شوروی به افغانستان سفیر شوروی درایران با روح‌الله خمینی دیدار و موضوع را به اطلاع وی می‌رساند اما با مخالفت وی مواجه می‌شود:

آن روزی که سفیر شوروی آمد پیش من، گفت که دولت افغانستان خواسته‌است که شوروی، نظامی به آنجا بفرستد، به او گفتم که این اشتباهی است که شوروی می‌کند، البته دولت شوروی می‌تواند افغانستان را قبضه کند، ولی نمی‌تواند در آنجا مستقر شود، اگر شما خیال کرده‌اید بتوانید افغانستان را بگیرید و آن را آرام کنید، این خیال باطل است. ملت افغانستان مسلم است، ایستاده‌اند در مقابل حکومت افغانستان، شما هم اگر بروید و هر قدرت دیگر هم برود، آنجا را می‌گیرد اما نمی‌تواند آن‌ها را آرام کند و بالآخره شکست می‌خورد.[۱۸]

تجهیز و آموزش مجاهدین افغان[ویرایش]

بلافاصله پس از حمله شوروی به افغانستان، ایران حمایت از مجاهدین افغان را از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آغاز کرد. اولین آموزشگاه نظامی ایران در افغانستان توسط علی تجلایی (از سرداران آذربایجانی سپاه پاسداران) در داخل خاک افغانستان تاسیس گردید و آموزش افغانها آغاز شد.[۱۹] این در حالی است که ایران خود درگیر مناقشات گسترده با گروههای مسلح مخالف در اغلب استانهای مرزی و همچنین درگیری مسلحانه با سازمان مجاهدین خلق در شهرهای بزرگ داشت و مصالحه با شوروی بیش از حمایت از مجاهدین افغان برای ایران نفع مادی داشت. ایران در تمام سالهای اشغال افغانستان توسط شوروی به حمایت سیاسی - نظامی از مجاهدین ادامه داد. در تلاشهای سیاسی برای ایجاد اتحاد میان گروههای جهادی کوچک و احزاب افغانی، در سال ۱۳۵۸ به دعوت ایران «جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان» متشکل از هشت گروه به شرح ذیل:«سازمان نصر»،«حرکت اسلامی»،«نیروی اسلامی»،«نهضت اسلامی»،«اتحادیه علما» و «نهضت روحانیت و جوان» تاسیس گردید. گرچه این ائتلاف بدلیل اختلاف میان گروههای افغان دوام چندانی نداشت اما در سالهای بعد در بهار ۱۳۶۶ «شورای ائتلاف هشتگانه» تاسیس شد که دوام بیشتری داشت. در نهایت پس از برگذاری چند کنفرانس مختلف در بامیان و مذاکره با دولت ایران «حزب وحدت اسلامی افغانستان» تاسیس شد و همه گروههای افغان متعهد شدند که نیروهایشان را در خدمت این حزب قرار دهند.[۲۰]

تحریم المپیک مسکو[ویرایش]

با وجود آنکه تیم فوتبال ایران که از محبوب‌ترین ورزشهاست به بازیهای المپیک راه یافته و ایران خود را آماده کرده بود با گروهی پر تعداد عازم شوروی شود، اما حمله حضور نظامی شوروی در افغانستان باعث شد تا دولت موقت مهدی بازرگان و دولت بعدی (بنی صدر) تصمیم بگیرد تا در کنار سایر کشورهای اسلامی بازیها را تحریم کند.

حسین شاه‌حسینی رئیس سازمان تربیت بدنی و کمیته المپیک ایران در دولت بازرگان پیرامون این رویداد می‌گوید:

در دولت و شورای انقلاب خیلی در این باره بحث شد؛ من موافق اعزام تیم بودم و حتی رئیس جمهور وقت بنی صدر هم نظری منفی نداشت و در نهایت قرار شد ما سفری به افغانستان داشته باشیم تا نظر افغان‌ها را هم جویا شویم.... مرز شوروی به ما نزدیک بود و کافی بود که ما خودمان را به جلفا برسانیم و از آن به بعد بقیه هزینه‌ها با میزبان المپیک بود.... به همین دلیل ما می‌توانستیم با یک کاروان عظیم به مسکو برویم و آن بازی‌ها می‌توانست یک کسب تجربه مناسب برای ما باشد.

ایران بازیکنان آماده‌ای همچون ناصر حجازی، علی پروین، رضا سوخته سرایی و برادران محبی آماده‌ترین کشتی گیران ایران در آن دوره بشمار می‌رفتند که در حسرت المپیک ماندند.

ایران تا بدان حد خود را موظف به حمایت از مجاهدین افغان می‌دانست که پس از اصرار مسئولان ورزشی ایران به حضور در بازیها تصمیم بر آن شد تا هیات ایرانی به افغانستان رفته و پس از مذاکره با مجاهدین افغان حضور یا عدم حضور خود را منوط به نظر آنان کرد. با مخالفت جدی رهبران جهادی، وزارت امور خارجه ایران به سازمان تریبت بدنی اعلام کرد که ایران بازیهای المپیک مسکو را تحریم خواهد کرد.

ورزشکاران با ابولحسن بنی صدر دیدار کردند و وی دلایل عدم حضور در بازیها را برایشان توضیح داد.[۲۱]

درگیری با نیروهای طالبان[ویرایش]

ایران همواره از احمد شاه مسعود در برابر نیروهای طالبان حمایت کرد. به نوشته نیوزویک سپاه قدس (بخشی از سپاه پاسداران که مسئول عملیات در خارج از ایران است) مسئول سازماندهی حمایت‌ها و کمک‌ها بود. همچنین در جریان حمله آمریکا به افغانستان سپاه قدس در عبور نظامیان آمریکایی از رودخانه کوکچا بین تاجیکستان و افغانستان و پیشروی به سمت کابل به آنان کمک کرده بود.[۲۲]

حمله و قتل هشت دیپلمات و یک خبرنگارایران در مزار شریف[ویرایش]

نوشتار اصلی: کشتار دیپلمات‌های ایرانی در مزارشریف

سفارت ایران در مزار شریف افغانستان در مرداد ۱۳۷۷ و پس از دومین حمله طالبان به این شهر مورد حمله قرار گرفت. افرادی مسلح بلافاصله پس از تصرف شهر به کنسولگری ایران رفته وتمامی دیپلماتها و خبرنگار خبرگزاری ایرنا را قتل عام کردند. یک نفر از دیپلماتها که در این حمله مجروح شد زنده مانده و با کمک مردم افغانستان خود را به ایران رساند.[۲۳][۲۴] شواهدی در دست است که این اقدام توسط سرویس اطلاعات پاکستان (با نقشه امریکا) انجام شده تا ایران را وارد جنگ با طالبان نماید.

محسن پاک آیین سفیر وقت ایران در ازبکستان چند روز پیش از سقوط دوم مزار شریف با ناصر ریگی سرکنسول ایران در مزار شریف تلفنی تماس گرفته و از وی خواسته‌است که از مزار شریف بدلیل خطرات جانی شدید خارج شده و از طریق ترمذ (یک نقطه مرزی میان دو کشور افغانستان و ازبکستان) خود را نجات دهند اما وی در پاسخ گفته‌است:

ما باید اینجا بمانیم چون اگر سرکنسولگری تعطیل شود مردم می‌ترسند و از مقاومت دست می‌کشند.

مقتولان شامل : ناصر ریگی سرکنسول ،محمدناصر ناصری، کارشناس امور فرهنگی، نورالله نوروزی، کارشناس امور اقتصادی، رشید پاریاو فلاح، کارشناس امور کنسولی، مجید نوری نیارکی، حسابدار، کریم حیدریان، کارشناس امور کنسولی، محمدعلی قیاسی، کارشناس امور کنسولی، حیدرعلی باقری، مدیر تدارکات و مدیر داخلی، محمود صارمی، مسئول دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران بودند.[۲۵]

اشتغال صدها هزار کارگر افغان در ایران[ویرایش]

طی سالهای ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۱ حدود ۳۰درصد از جمعیت افغانستان در نتیجه حمله شوروی و جنگ داخلی و حکومت طالبان این کشور را ترک کرده و به کشورهای همسایه گسیل شدند. در این میان سهم ایران از مهاجران افغان حدود ۲/۵ میلیون نفر بود. تنها حدود ۱۰ درصد از مهاجرین در اردوگاهها اسکان داشته و مابقی در شهرها و مناطق مختلف ایران بکار اشتغال یافته و عموما مشاغل غیر تخصصی و سخت را که پیش از ایران مهاجران روستایی ایران انجام می‌دادند را تصدی کردند. آنان در برابر شراسط سخت کاری اعتراض نمی‌کنند و به دستمزد کمتر راضی اند بدین ترتیب بسیاری از کارفرمایان ایرانی به استخدام کارگران افغانی تمایل بیشتری دارند. عرضه گسترده نیروی کار افغانی وضعیت بازار کار را خصوصا در مشاغل غیر تخصصی به ضرر کارگران ایرانی تغییر داده‌است خصوصا که در ایران تشکل‌های کارگری مستقل و اصیل خصوصا برای کارگران غیر ماهر وجود ندارد و آنان امکان اقدام مهمی دراین باره ندارند.

حمایت از یکدیگر در جنگ[ویرایش]

مزار شهید علیشاه علی جمعه در گلزار شهدای شیراز

تعدادی از پناهندگان افغان نیز در جنگ ایران و عراق حضور یافتند. تعداد شهدای افغان جنگ ایران و عراق ۳۱۴ نفر و تعداد مفقودان ۴ نفر اعلام شده‌است.[۲۶]

نوشتار اصلی: کشته شدگان غیر ایرانی در جنگ تحمیلی


جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی، گذری بر تاریخ روابط سیاسی ایران و افغانستان، انتشارات صبحدم، تهران، ۲۰۰۵
  1. دانشنامه ایرانیکا AFGHANISTAN x. Political History
  2. یوسف متولی حقیقی. افغانستان و ایران. بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۸۳. 
  3. «اتحاد شوروی و انقلاب ایران». بی بی سی فارسی، ۱۶ بهمن ۱۳۸۷. 
  4. «بررسی روابط ایران و افغانستان در شش دهه اخیر». روزنامه مردمسالاری، ۷ اسفند ۱۳۸۶. 
  5. «تاجیک‌های افغان و انقلاب اسلامی ایران». حوزه، پنجم آذر ۱۳۸۴. 
  6. وزیر نیرو: حقابه ایران از هیرمند جلوی خشکسالی در سیستان را می‌گیرد
  7. أثرات تغییر اقلیم و خشکسالی بر تنوع زیستی تالاب هامون و بهداشت و سلامت سیستان
  8. حقابه ایران از هیرمند، پای بوته‌های خشخاش - Tabnak.IR | تابناک
  9. MehrNews.com - Iran, world, political, sport, economic news and headlines
  10. حق‌آبه ایران از هیرمند، پشت سد بی‌عدالتی افغان‌ها
  11. أثرات تغییر اقلیم و خشکسالی بر تنوع زیستی تالاب هامون و بهداشت و سلامت سیستان
  12. http://www.ensani.ir/storage/Files/20101123183035-%d8%b1%d9%88%d8%af%20%d9%87%db%8c%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af%20%d9%88%20%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%81%20%d8%ad%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%87.pdf
  13. وب سایت دکتر نورا
  14. ettelaat newspaper
  15. روزنامه ایران۸۷/۹/۲۵: هفتمین تالاب بین‌المللی جهان خشک شد
  16. لبهای «هامون» خشک شد
  17. هامون خشک شد
  18. «امام خمینی«ره» و افغانستان». صدای افغان، ۵ جوزا ۱۳۸۸. 
  19. «شهید علی تجلایی». وبگاه استانداری آذربایجان شرقی. 
  20. پرویز ورجاوند. «افغانستان؛ از حماسه تا فاجعه/ بحران دیپلماسی ایران و پیامدهای آن: نگاهی به چگونگی و نارسایی‌های سیاسی». اطلاعات سیاسی - اقتصادی، مرداد و شهریور ۱۳۷۷ - شماره ۱۳۱ و ۱۳۲. 
  21. «تحریم؛ باعث ۱۲ سال دوری ایران از المپیک». بی بی سی فارسی، ۱۶ مرداد ۱۳۸۷. 
  22. «حیرت سیا از قدرت نیروی قدس». عیر ایران، ۲۸ بهمن ۱۳۸۵. 
  23. «پشت پرده قتل دیپلمات​های ایرانی در مزار شریف». خبرآنلاین، ۱۳۹۰/۵/۱۷. 
  24. «بازتاب جهانی کشتار دیپلمات‌های ایران». روزنامه همشهری، ۲۱ شهریور ۱۳۷۷. 
  25. «ماموریت ازبکستان». وبگاه قربانبان ترور. 
  26. «آمار شهدای جنگ تحمیلی». قصران. 

پیوند به بیرون[ویرایش]