علی شریعتی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| تولد | ۳ آذر ۱۳۱۲ کاهک، سبزوار، ایران |
| مرگ | ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ ساوتهمپتون، انگلستان |
| مدفن | سوریه، دمشق |
| لقبها | دکتر شریعتی |
| زمینه فعالیت | نویسنده، جامعهشناس |
| مذهب | شیعه |
| همسر | پوران شریعترضوی |
| والدین | پدر: محمدتقی شریعتی |
| گفتاورد | |
| انسان با غرور میتازد، با دروغ میبازد و با عشق میمیرد
|
|
علی شریعتی با نام اصلی علی مزینانی[۱] (۳ آذر ۱۳۱۲ در روستای مزینان از توابع شهرستان سبزوار ، استان خراسان رضوی - ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ در لندن) نویسنده، جامعهشناس، تاریخشناس[۲] و پژوهشگر دینی اهل ایران است. وی در نزد هواداران به معلم شهید دکتر شریعتی معروف است.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] تولد و تحصیلات اولیه
علی شریعتی در سوم آذر سال ۱۳۱۲ در روستای کوچک و کویری کاهک از توابع مزینان در نزدیکی سبزوار زاده شد. پدرش محمد تقی شریعتی، موسس کانون نشر حقایق اسلام و مادرش زهرا امینی، زنی روستایی متواضع و حساس بود. پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده ملاهادی سبزواری محسوب میشد. [۳] شریعتی تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان ابن یمین در مشهد در سال ۱۳۱۹ آغاز کرد و به دنبال آن در سال ۱۳۲۵ وارد دبیرستان فردوسی مشهد شد. او پس از اتمام سیکل اول دبیرستان در سن شانزده سالگی؛ با هدف ادامه تحصیل وارد دانشسرای مقدماتی شد.
[ویرایش] تحصیلات دانشگاهی
در جریان وقایع ۳۰ تیر سال ۱۳۳۱ اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام حکومتی بود. در تاریخ ۲۴ تیر سال ۱۳۳۷ با پوران شریعترضوی همکلاسیش ازدواج کرد. [۴]
شریعتی تحصیلات دانشگاهی خود را در مشهد گذراند و تحصیلات عالی خود را در مقطع دکتری در سال ۱۳۴۱ در فرانسه و در رشته ادبیات ادامه داد. در سال ۱۳۴۳ به ایران برگشت و در مرز دستگیر شد. حکم دستگیری از سوی ساواک بود و متعلق به ۲ سال پیش یعنی در هنگام خروج از ایران که به همان دلیل معلق مانده بود و در عین حال لازمالاجرا بود. بعد از بازداشت به زندان قزلقلعه در تهران منتقل شد. اوائل شهریور همان سال بعد از آزادی به مشهد برگشت.[۴]
[ویرایش] فعالیتهای سیاسی-انتقادی
او تحت تاثیر سنتهای خانوادهاش، بویژه افکار نوگرایانه پدرش محمدتقی شریعتی، قرار گرفت. پدربزرگش آخوند حکیم و عموی پدرش عادل نیشابوری از دانشمندان فقه، فلسفه و ادب بهشمار میآمدند. پدرش «کانون نشر حقایق اسلامی» مشهد را بنیان نهاد و از مبتکرین و آغازگران جنبش نوین اسلامی بهحساب میآید.
شریعتی از پیرامون به مرکز مبارزه وارد شد و به شاخه مشهد نهضت مقاومت ملی به رهبری سید محمود طالقانی مهندس مهدی بازرگان و یدالله سحابی پیوست. علی شریعتی یکی از سخنگویان و فعالان آتشین این نهضت علیه سلطه و استثمار غرب در ایران بود. فعالیتهای بیدارگرانهاش باعث دستگیری او در سال ۱۳۳۶ و انتقال فوریاش به زندان قزلقلعه در تهران به مدت هشت ماه شد.
پس از قبول شدن در بورس تحصیلی، علی شریعتی برای مدتی دست از فعالیتهای سیاسی کشید و برای ادامه تحصیلات عالیه به فرانسه رفت. او از این دوران برای مطالعه جدی و نیز فعالیت علنی سیاسی در راه احقاق حقوق بشر و آزادی دموکراتیک در ایران، بهرهبرداری خوبی کرد. وی اندکی پس از رسیدن به پاریس به گروه فعالان ایرانی نظیر ابراهیم یزدی، ابوالحسن بنیصدر، صادق قطبزاده و مصطفی چمران پیوست و در سال ۱۳۳۸ سازمانی بنام «نهضت آزادی ایران» (بخش خارج از کشور) بنیان گذاشته شد. حدود دو سال بعد شریعتی دو جبهه تحت نامهای جبهه ملی ایران در آمریکا و جبهه ملی ایران در اروپا را تأسیس کرد. در جریان کنگرة جبهه ملی در ویسبادن (جمهوری آلمان فدرال) در اوت ۱۹۶۲، شریعتی با توجه به قدرت فکری و قلمیاش، بعنوان سردبیر روزنامه فارسیزبان جدیدالانتشار ایرانی در اروپا یعنی «ایران آزاد» انتخاب شد. اولین شماره این نشریه در ۱۵ نوامبر ۱۹۶۲ منتشر گردید. این نشریه دیدگاههای روشنفکران ایرانی خارج و نیز واقعیتهای مبارزات مردم ایران را منعکس میکرد.
[ویرایش] تقابل شریعتی و روحانیت
شریعتی بارها تاكید كرد كه در اسلام بجای روحانی عالم دینی وجود دارد:«من، روحانیت را با علمای اسلامی یكی نمیگیرم، بلكه متضاد میبینم. در اسلام، ما دستگاهی، طبقهای یا تیپی به نام روحانیت نداریم. این اصطلاح خیلی تازه است و مصداق آن هم نوظهور. در اسلام ما عالم داریم در برابر غیر عالم نه روحانی در برابر جسمانی...آقا روحانی است. یعنی مصرفش چیست؟ متفكر اسلامی است؟ نه. عالم اسلامی است؟ نه. سخنران اسلامی است؟ نه. نویسنده یا مترجم اسلامی است؟ نه. پس چیست؟ ایشان یكپارچه نور است، مقدس است. شخصیت دینی است. آبروی دین است»
مهندس بازرگان درباره ریشههای اختلاف شریعتی و روحانیت مینویسد:«روحانیت در همه ادیان و ادوار به دو دلیل با امثال دكتر شریعتیها ناسازگاری دارد. یكی اینكه تجدد و نوآوری را منافی با اصالت و استحكام دین دانسته، میترسند در مبانی و معتقدات مردم كه تا حدود زیادی بر تشریفات و تحجر و سنتها و افكار كهن تكیه دارد، تزلزل حاصل شود و دلیل مهمترشان این است كه اصلا نمیخواهند هیچ فردی كه خارج از صنف و كسوت مقدس است وارد قلمروی واسطگی بین خدا و خلق خدا شود.»
این رویه شریعتی منجر به موضعگیری روحانیون بر علیه او شد. مرتضی انصاری قمی خواستار حبس و اعدام شریعتی شد. او به دولت، مردم و روحانیون هشدار داد: «در یك قرن اخیر، اسلام و تشیع هیچگاه دشمنی خطرناكتر و گستاختر از علی شریعتی به خود ندیده است.» آیتالله ناصر مكارم شیرازی با چاپ مقالهای در مجله مكتب اسلام و با عنوان «آیا شورا مبنای حكومت اسلامی است؟» نظر شریعتی را نادرست دانسته و استدلال كرده بود كه شیعه به انتخاب خلیفه بر اساس رای شور معتقد نیست و خلیفه را منتخب خدا و پیامبر میداند. تعدادی از طلاب قم نزد آیتالله شهابالدین نجفی مرعشی و شریعتمداری مراجعه و اظهار داشتهاند كه دكتر علی شریعتی در یكی از سخنرانیهایش در حسینیه ارشاد منكر امام زمان شده و گفته است دعای ندبه سند معتبر ندارد و مرعشی گفت من دكتر شریعتی را نمیشناسم ولی اگر او چنین حرفی گفته باشد كافر است.
با انتشار این فتاوی رسمی، حسینیه ارشاد در آبان ۱۳۵۱ تعطیل گردید. پس از تعطیلی ارشاد، فتاوی مذهبی علیه ارشاد و شریعتی به شدت گسترش یافت. شریعتی نهایتا بهدلیل دستگیری پدرش، در تیرماه ۱۳۵۲ خود را تسلیم كرد و زندانی شد. پس از دستگیری وی محمد بهشتی، سید هادی خامنهای و چند نفر از طلاب قم در منزل مرتضی مطهری حضور داشتند که مطهری ضمن انتقاد از شریعتی گفت صرفنظر از افكار نادرست وی و غرور و اشتباهاتش، ضربه جبران ناپذیری بر هماهنگی روحانیت و طبقه تحصیلكرده زد و آنها را نسبت بهم سخت بدبین نمود و احساسات جمعی از جوانان خام را علیه روحانیون برانگیخت. آیتالله ابوالحسن قزوینی در پاسخ به استفتایی نوشت:«هرچند مدتی است كسالت دارم و قادر بر مطالعه نیستم، ولی نظر به مطالعه اجمالی، كتب مذكور مطابق با مذهب تشیع نمیباشد و انكار خاتمیت و انكار ضروری دین اسلام است.» علامه سید محمدحسین طباطبایی در پاسخ به استفتایی نوشت:«اینجانب نوشتههای دكتر شریعتی را هرگز تصدیق نكرده، نوع مطالب ایشان اشتباه و طبق مدارك دینیاسلامی غیرقابل قبول است.» آیتالله سید كاظم مرعشی هم در پاسخ به استفتایی دیگر خرید و فروش كتب شریعتی را حرام دانست. همچنین آیتالله سید علی اصفهانی اعلام كرد:«نوشتجات نامبرده مشتمل بر اباطیل گوناگون است»
صدور فتواها علیه شریعتی تا پس از مرگ وی ادامه داشت و در این زمان آیات عظام ابوالقاسم خویی، شهابالدین مرعشی نجفی،شاهرودی،عبدالله شیرازی، مالك حسینی، علی نمازی و... فتاوی مشابهی علیه شریعتی صادر كردند. در این زمان تلاشهایی هم شد كه فتوایی له یا علیه شریعتی از آیتالله خمینی صادر شود لیكن وی در اینباره همواره سكوت كرد. آیت الله محمد یزدی در خاطرات خود از جلسه مدرسین قم پیش از انقلاب برای تصمیمگیری درباره شریعتی مینویسد: «جلسه مزبور در منزل آیتالله حسین نوری همدانی تشكیل شده بود و بحث به مرز كفر و ایمان رسیده بود. پس از شور و مشورت، آقایان به این نتیجه رسیدند كه اعلام كفر در مورد شریعتی بازتاب خوبی ندارد و در كل به مصلحت اسلام و مسلمین نیست...آقای مصباح یزدی در آن ماجرا قائل به دیدگاه خاصی بودند و بقیه اعضای جامعه در برابر ایشان قرار داشتند.» به این ترتیب بخشی از روحانیون نزدیك به آیتالله خمینی نیز كه بعدها وارد حكومت جمهوری اسلامی شدند، تنها به دلیل مصلحت از اعلام كفر شریعتی خودداری كرده بودند. علی مطهری در نامه ای در آستانه انقلاب اسلامی به روح الله خمینی می نویسد:[۵]
| « | كوچكترین گناه این مرد بدنام كردن روحانیت است. او همكاری روحانیت با دستگاههای ظلم و جور علیه توده مردم را به صورت یك اصل كلی اجتماعی درآورد و مدعی شد كه ملك و مالك و ملا و به تعبیر دیگر تیغ و طلا و تسبیح همیشه در كنار هم بوده و یك مقصد داشتهاند. | » |
[ویرایش] چند عکس
|
تصاویر علی شریعتی و روحالله خمینی |
راهپیمایی پس از انقلاب ۱۳۵۷ |
برگه ازدواج علی شریعتی با پوران شریعترضوی |
شریعتی و همسرش پوران شریعترضوی |
[ویرایش] شریعتی و ایمان
وی می گوید: چه قدر ایمان خوب است! چه بد می کنند که می کوشند تا انسان را از ایمان محروم کنند چه ستم کار مردمی هستند این به ظاهر دوستان بشر ! دروغ می گویند ، دروغ ، نمی فهمند و نمی خواهند ، نمی توانند بخواهند. اگر ایمان نباشد زندگی تکیه گاهش چه باشد؟ اگر عشق نباشد زندگی را چه آتشی گرم کند ؟ اگر نیایش نباشد زندگی را به چه کار شایسته ای صرف توان کرد ؟ اگر انتظار مسیحی ، امام قائمی ، موعودی در دل نباشد ماندن برای چیست ؟ اگر میعادی نباشد رفتن چرا؟ اگر دیداری نباشد دیدن چه سود؟ و اگر بهشت نباشد صبر و تحمل زندگی دوزخ چرا؟ اگر ساحل آن رود مقدس نباشد بردباری در عطش از بهر چه؟ و من در شگفتم که آنها که می خواهند معبود را از هستی برگیرند چگونه از انسان انتظار دارند تا در خلأ دم زند؟
[ویرایش] شریعتی و حسینیه ارشاد
[ویرایش] زندگی مخفیانه
شریعتی از آبان ماه ۱۳۵۱ تا تیر ماه ۱۳۵۲ به زندگی مخفی روی آورد. ساواک به دنبال او بود و از تعطیلی حسینیه ارشاد به بعد، متن سخنرانیهای شریعتی با اسم مستعار به چاپ میرسید. در تیر ماه ۱۳۵۲، علی شریعتی در نیمه شب به خانهاش مراجعه کرد و دو روز بعد به شهربانی مراجعه کرد و خودش را معرفی کرد. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت.[۴]
[ویرایش] دوران هجده ماهه زندان
[ویرایش] مهاجرت از ایران
[ویرایش] فوت
وی در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ در حالیکه سه هفته از سفرش به انگلستان میگذشت، در ساوتهمپتون از دنیا رفت. دلیل رسمی مرگ وی حمله قلبی اعلام شد.دکتر شریعتی وصیت کرده بود که وی را در حسینیهٔ ارشاد دفن کنند، ولی در قبرستانی کنار آرامگاه حضرت زینب(س) خواهر امام حسین بن علی(ع) در شهر دمشق به خاک سپرده شد.
[ویرایش] اندیشهها
شریعتی یکی از متفکران مسلمان بود و در عین حال، رویکردی نقادانه نسبت به برخی از باورهای مذهبی داشت. او بهطور خاص، تشیع صفوی را مظهر سنت مسخ شده میداند و آن را توام با اسارتپذیری، خرافه، تقلید و جبر گرایی معرفی میکرد. [۶] وی همچنین از نگاه سطحی به مدرنیته نیز انتقاد میکرد و معتقد بود که راه پیشرفت و ترقی ملتهای شرقی، متفاوت از راهی است که غرب پیمودهاست. [۶] البته استفاده آگاهانه از تجربیات مدرنیته در غرب، مورد پذیرش شریعتی قرار داشت.
[ویرایش] تشیع علوی، تشیع صفوی
|
|
این مقاله احتمالا محتوی تحقیق دستاول و یا ادعاهای اثبات نشده است. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
شریعتی در این کتاب به نقد پادشاهان،دانشمندان،علما و حتی شاعران عهد صفوی پرداخته.
در اولین بازخورد های این کتاب ایراد بزرگی بر این کتاب گرفته شد و این کتاب را فاقد ارزش علمی کرد این ایراد بزرگ عدم ذکر منابع و مستندات بود که شریعتی هیچگاه نتوانست برای حرفهای خود مستنداتی فراهم کند و این کتاب هم اکنون نیز بدون منبع است و هیچ ارزش علمی و قابل ارجاعی ندارد.
عدم مستند بودن این کتاب باعث گردید تا اشتباهات و حتی تهمت هایی بر پادشاهان و دانشمندان عهد صفوی زده شود در جایی از این کتاب شاه عباس صفوی و شاه طهماسب صفوی با هم اشتباه گرفته می شوند[۷]
شریعتی شیخ بهایی دانشمند مشهور آن دوره را به درباری بودن متهم می کند در حالیکه شیخ بهایی در آن هنگام که هیچ کس جرات کوچکترین انتقادی به شاه عباس نداشت اعتراض شدیدی به برخی از اعمال شاه عباس نمود [۸]
این کتاب مورد نقد وطن پرستان و ناسیونالیست های ایرانی معاصر نیز قرار گرفت.چنانکه پژوهش گر ایران باستان دکتر افتخار زاده در سال 62 کتابی در نقد افکار شریعتی می نویسد اما این کتاب اجازه نشر در ایران را پیدا نمی کند [۹] دکتر افتخار زاده معتقد است شریعتی در زمانیکه در فرانسه بوده تحت افکار عرب های سنی مذهب قرار می گیرد و عرب های سنی صفویه را مانع عرب شدن ایران می دانند آنها قصد داشتند ایران را مانند مصر یک کشور عربی کنند اما پادشاهان صفوی با زنده کردن ایران مانع این عمل شدند[۱۰]
شریعتی نام عمربن خطاب متجاوز به ایران در زمان ساسانی را طرح روی جلد قرار می داد.
وصی تام الاختیار شریعتی محمدرضا حکیمی می گوید:من به شریعتی قسمت هایی از بحارالانوار را نشان دادم و دیدگاه شریعتی نسبت به بحارالانوار و علامه مجلسی تغییر کرد و از من خواست کتبش را ویرایش کنم.[۱۱]
شریعتی در وصیت نامه ی خود سفارش کرده که اشعاراو را آتش بزنند و منشتر نکنند [۱۲]
[ویرایش] فهرست آثار
[ویرایش] پانویس
- ↑ http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=30751
- ↑ وبگاه علی شریعتی
- ↑ وبگاه مرتضی آوینی
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ زندگی علی شریعتی، زینب س.
- ↑ شهروند امروز شماره پنجاه- من متهم می کنم
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ مسعود پدرام. «قدر شریعتی». ماهنامه ایران فردا. تیر ۱۳۷۶. شماره ۳۴، صفحه ۲۳.
- ↑ کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی
- ↑ فلسفی ، ج 2، ص 675؛ منجم یزدی ، ص 360
- ↑ وبلاگ دکتر افتخارزاده
- ↑ وبلاگ دکتر افتخارزاده
- ↑ وبگاه آقای جوادی
- ↑ وصیت نامه شریعتی، پاراگراف های آخر
- ↑ http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=30751
- ↑ وبگاه علی شریعتی
- ↑ وبگاه مرتضی آوینی
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ زندگی علی شریعتی، زینب س.
- ↑ شهروند امروز شماره پنجاه- من متهم می کنم
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ مسعود پدرام. «قدر شریعتی». ماهنامه ایران فردا. تیر ۱۳۷۶. شماره ۳۴، صفحه ۲۳.
- ↑ کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی
- ↑ فلسفی ، ج 2، ص 675؛ منجم یزدی ، ص 360
- ↑ وبلاگ دکتر افتخارزاده
- ↑ وبلاگ دکتر افتخارزاده
- ↑ وبگاه آقای جوادی
- ↑ وصیت نامه شریعتی، پاراگراف های آخر
[ویرایش] منابع
- زندگی دکتر شریعتی. شرقیران. بازدید در تاریخ ۲ ژوئیه ۲۰۰۷.
- مسعود پدرام. «قدر شریعتی». ماهنامه ایران فردا. تیر ۱۳۷۶. شماره ۳۴، صفحه ۲۳.
- علی شریعتی
- علی شریعتی
- علی شریعتی - (رسمی)
- رند خام-شریعتی شناسی، رضا علیجانی، تهران، نشر شادگان، ۱۳۸۰.
[ویرایش] پیوند به بیرون
- علی شریعتی
- مستند بررسی زندگینامه دکتر شریعتی
- وبگاه اطلاعرسانی علی شریعتی
- وبگاه دانلود آثار علی شریعتی
- کانون آرمان شریعتی ۱
- مجموعه کتاب های شریعتی
نامه دکتر شریعتی به برادر مصری * آری برادرچنین شد