علی شریعتی
|
|
لحن این مقاله برای دانشنامهٔ ویکیپدیا نامناسب است. لطفا کلمات ستایشگونه و غیر ادبی و عبارات غیردانشنامهای موجود در این مقاله را بزدایید. برای راهنمایی بیشتر صفحهٔ راهنمایی برای نوشتن مقالههای بهتر را ببینید. |
| علی شریعتی | |
|---|---|
| زادروز | ۲ آذر ۱۳۱۲ [۱][۲] |
| درگذشت | ۲۹ خرداد ۱۳۵۶[۳] |
| علت مرگ | سکته |
| آرامگاه | ۳۰٫۶۶″ ۲۰′ ۳۶°شرقی ۴۱٫۶۸″ ۲۶′ ۳۳°شمالی / ۳۶٫۳۴۱۸۵غرب ۳۳٫۴۴۴۹۱۱۱جنوب |
| ملیت | |
| نامهای دیگر | علی مزینانی[۳] |
| تحصیلات | دارای مدرک کارشناسی ادبیات فارسی و دکترای تاریخ[۳] |
| از دانشگاه | مشهد و سوربن[۳] |
| پیشه | نویسنده، جامعهشناس، تاریخشناس، پژوهشگر دینی |
| سالهای فعالیت | ۱۳۳۱–۱۳۵۶[۳] |
|
تأثیرگذارندگان
|
|
| لقب | شمع[۳] |
| دین | اسلام |
| مذهب | شیعه |
| آثار | فهرست آثار علی شریعتی |
| همسر | پوران شریعترضوی[۳] |
| فرزندان | احسان شریعتی، سوسن شریعتی، سارا شریعتی، مونا شریعتی[۳] |
| والدین | محمدتقی شریعتی[۳] زهرا امینی[۳] |
| گفتاورد | گفتاوردهای علی شریعتی |
علی مزینانی، مشهور به علی شریعتی[۵] یا علی شریعتی مزینانی[۶] (۲ آذر ۱۳۱۲ در روستای کاهک، سبزوار، خراسان – ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ در ساوتهمپتون) نویسنده، جامعهشناس، تاریخشناس[۱][۷] فیلسوف و پژوهشگر دینی اهل ایران بود.[۱]
محتویات |
[ویرایش] زندگی
[ویرایش] کودکی
علی شریعتی در دوم آذر سال ۱۳۱۲ در روستای کاهک در کویر مزینان در نزدیکی سبزوار زاده شد. پدر پدربزرگش، ملا قربانعلی معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده حاج ملا هادی سبزواری محسوب میشد. ملاقربانعلی چهار فرزند به نامهای محمود، احمد، حسن و حسین داشت. محمود که به هنگام مرگ پدر، به تحصیل علوم قدیمه مشغول بود، با اصرار مردم مزینان به آنجا آمد تا پیشنماز مسجد و مدرس حوزه علمیه باشد. او تا پایان عمر خود در مزینان ماند و چهار فرزند به نامهای معصومه، قربانعلی، محمدتقی و آقامیرزا محمد از خود به یادگار گذاشت. محمد تقی شریعتی در سال ۱۳۱۱ با دختری روستایی از اهالی کاهک به نام زهرا امینی ازدواج کرد و اولین فرزند آنها، علی شریعتی بود.[۸]
شریعتی تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان ابن یمین در مشهد در سال ۱۳۱۹ آغاز کرد، اما به دلیل بحرانی شدن اوضاع کشور در سال ۱۳۲۰، محمدتقی شریعتی مجبور شد خانوادهاش را به ده بفرستد و بنابراین وقفه کوتاهی در تحصیلات شریعتی ایجاد شد. پس از آن، شریعتی به همان دبستان برگشت و تحصیل را ادامه داد.[۹]
[ویرایش] نوجوانی
شریعتی در سال ۱۳۲۵ وارد دبیرستان فردوسی مشهد شد. او پس از اتمام سیکل اول دبیرستان در سن شانزده سالگی، با هدف ادامه تحصیل وارد دانشسرای مقدماتی شد. البته شریعتی ترجیح میداد به هر طریق تحصیلات عالیه را بدون وقفه ادامه دهد، اما پدرش تأکید داشت که وارد دانشسرا شود که شاید علت اصلی آن وضع اقتصادی خانواده بود.[۱۰]
[ویرایش] تحصیلات دانشگاهی
شریعتی تحصیلات دانشگاهی خود را در مشهد گذراند و تحصیلات عالی خود را در مقطع دکتری در سال ۱۳۴۱ در فرانسه و در رشته ادبیات ادامه داد. در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت و در مرز دستگیر شد. حکم دستگیری از سوی ساواک بود و متعلق به ۲ سال پیش یعنی در هنگام خروج از ایران که به همان دلیل معلق مانده بود و در عین حال لازمالاجرا بود. بعد از بازداشت به زندان قزلقلعه در تهران منتقل شد. اوایل شهریور همان سال بعد از آزادی به مشهد برگشت.[۱۱]
[ویرایش] فعالیتهای سیاسی
در جریان وقایع ۳۰ تیر سال ۱۳۳۱ اولین بازداشت او رخ داد و این اولین رویارویی او و نظام شاهنشاهی بود. در تاریخ ۲۴ تیر سال ۱۳۳۷ با پوران شریعترضوی همکلاسیش ازدواج کرد.
او تحت تاثیر سنتهای خانوادهاش، بویژه افکار نوگرایانه پدرش محمدتقی شریعتی، قرار گرفت. پدربزرگش آخوند حکیم و عموی پدرش عادل نیشابوری از دانشمندان فقه، فلسفه و ادب بهشمار میآمدند. پدرش «کانون نشر حقایق اسلامی» مشهد را بنیان نهاد و از مبتکرین و آغازگران جنبش نوین اسلامی بهحساب میآید.
شریعتی از پیرامون به مرکز مبارزه وارد شد و به شاخه مشهد نهضت مقاومت ملی به رهبری سید محمود طالقانی، مهدی بازرگان و یدالله سحابی پیوست. علی شریعتی یکی از سخنگویان و فعالان آتشین این نهضت علیه سلطه و استثمار غرب در ایران بود. فعالیتهای بیدارگرانهاش باعث دستگیری او در سال ۱۳۳۶ و انتقال فوریاش به زندان قزلقلعه در تهران به مدت هشت ماه شد.
پس از قبول شدن در بورس تحصیلی، علی شریعتی برای مدتی دست از فعالیتهای سیاسی کشید و برای ادامه تحصیلات عالیه به فرانسه رفت. وی اندکی پس از رسیدن به پاریس به گروه فعالان ایرانی نظیر ابراهیم یزدی، ابوالحسن بنیصدر، صادق قطبزاده و مصطفی چمران پیوست و در سال۱۳۴۱ سازمان نهضت آزادی ایران (بخش خارج از کشور) بنیان گذاشته شد. در جریان کنگره جبهه ملی ایران در اروپا در ویسبادن (جمهوری آلمان فدرال) در اوت ۱۹۶۲ با نظر حسین راضی، شریعتی با توجه به قدرت فکری و قلمیاش، به عنوان سردبیر روزنامه فارسیزبان «ایران آزاد» (ارگان جبهه ملی ایران در خارج از کشور- اروپا) انتخاب شد. اولین شماره این نشریه پس از سردبیری دکتر شریعتی در ۱۵ نوامبر ۱۹۶۲ منتشر گردید. این نشریه دیدگاههای روشنفکران ایرانی خارج و نیز واقعیتهای مبارزات مردم ایران را منعکس میکرد و ارگان رسمی جبهه ملی ایران در اورپا محسوب میگردید. قبل از آن دکتر پرویز ورجاوند سردبیری این نشریه را بر عهده داشت.[۱۱]
[ویرایش] تقابل شریعتی و روحانیت
شریعتی بارها تاکید کرد که در اسلام به جای روحانی، عالم دینی وجود دارد: «من غیر ازاینکه اساسا اصطلاح «روحانیت» را یک اصطلاح اسلامی و شیعی نمیدانم و معتقدم این اصطلاح اخیرا ازمسیحیت گرفته شده و درمتون اسلامی ما چنین کلمهای بدین معنی نیامدهاست، بلکه دراسلام بجای روحانی و جسمانی، ما عالم داریم و متعلم و بنابراین باید بجای روحانی گفت«عالم اسلامی». و اما راجع به علمای اسلامی، این را میخواهم ادعا کنم و دهها قرینه و نمونه عینی بر اثبات آن دارم. که ازمیان نویسندگان و سخنرانان وحتی علما و فضلای اسلامی معاصر، هیچکس-البته درحد امکانات و نوع کار و کاراکترخودش-به اندازه من افتخار دفاع جدی و موثر عملی و فکری از این جامعه گرانقدری که امید بزرگ و سرمایه عزیز مااست، نداشتهاست، دلیل: ۱- درکتاب «انتظار»طلبه را به نقل از«ونسان مونتی»، پرولتر فکری"خواندهام، این مجاهدان پاکباز راه علم و ایمان که با پولی که از مخارج یک مرغ آمریکایی است، جوانی را فدای آموزش دین میکنند و درزمانی که هر دانشجویی رشته تحصیلی اش را براساس درآمد آینده اش انتخاب میکند، وی رشتهای را برگزیدهاست که دوران طلبگی اش اینچنین به زهدی باور نکردنی میگذرد. ۲- دریک کنفرانس عمومی دانشجوئی درحسینیه ارشاد خطاب به دانشجویان گفتم که من، برای آینده این نهضت فکری، برای بیداری مردم و احیای روح حقیقی اسلام و برانگیختن روح معترض و عدالتخواه شیعه علوی و رستگاری جامعه، به طلاب بیشتر از شما امید بستهام»[۱۲]
همچنین شریعتی در کتاب اجتهاد و نظریه انقلاب دائمی[۱۳] درمقایسهای بین روشنفکر و روحانی نکتهای را متذکر میشود که چه بسیار روشنفکرانی که به مملکت خویش خیانت کردهاند وزیر قراردادهای استعماری را امضا کردهاند ولی هیچ جا نمیتوان حتی یک امضای عالم روحانی را درچنین قراردادهای خائنانهای دید.
علاوه برآن درمقایسهای بین سیستم حوزه و دانشگاه به دلایل بسیار زیادی همچون اقامت محصل، انتخاب درس، بورسیه تحصیلی حوزه و... روش کارحوزه را بسیار مترقی تر نسبت به دانشگاه بیان میکند.
دربحث دموکراسی وسیستمهای مدیریت نیز دراین کتاب شریعتی روش انتخاب مستقیم توسط مردم به روش دموکراسی مرسوم و فعلی را زیر سئوال میبرد و روش غیر مستقیم برای انتخاب راس هرم حکومت را توسط نخبگان برگزیده مردم مناسب تر میداند.
مهدی بازرگان درباره ریشههای اختلاف شریعتی و روحانیت مینویسد: «روحانیت در همهٔ ادیان و ادوار به دو دلیل با امثال دکتر شریعتیها ناسازگاری دارد. یکی اینکه تجدد و نوآوری را منافی با اصالت و استحکام دین دانسته، میترسند در مبانی و معتقدات مردم که تا حدود زیادی بر تشریفات و تحجر و سنتها و افکار کهن تکیه دارد، تزلزل حاصل شود و دلیل مهمترشان این است که اصلا نمیخواهند هیچ فردی که خارج از صنف و کسوت مقدس است وارد قلمروی واسطگی بین خدا و خلق خدا شود.»
این رویه شریعتی منجر به موضعگیری روحانیون بر علیه او شد. مرتضی انصاری قمی خواستار حبس و اعدام شریعتی شد. او به دولت، مردم و روحانیون هشدار داد: «در یک قرن اخیر، اسلام و تشیع هیچگاه دشمنی خطرناکتر و گستاختر از علی شریعتی به خود ندیدهاست.» ناصر مکارم شیرازی با چاپ مقالهای در مجله مکتب اسلام و با عنوان «آیا شورا مبنای حکومت اسلامی است؟» نظر شریعتی را نادرست دانسته و استدلال کرده بود که شیعه به انتخاب خلیفه بر اساس رای شور معتقد نیست و خلیفه را منتخب خدا و پیامبر میداند. تعدادی از طلاب قم نزد شهابالدین نجفی مرعشی و شریعتمداری مراجعه و اظهار داشتهاند که دکتر علی شریعتی در یکی از سخنرانیهایش در حسینیه ارشاد منکر امام زمان شده و گفتهاست دعای ندبه سند معتبر ندارد و مرعشی گفت من دکتر شریعتی را نمیشناسم ولی اگر او چنین حرفی گفته باشد کافر است.
با انتشار این فتوای رسمی، حسینیه ارشاد در آبان ۱۳۵۱ تعطیل گردید. پس از تعطیلی ارشاد، فتاوی مذهبی علیه حسینیه ارشاد و شریعتی به شدت گسترش یافت. شریعتی نهایتا بهدلیل دستگیری پدرش، در تیرماه ۱۳۵۲ خود را تسلیم کرد و زندانی شد. پس از دستگیری وی محمد بهشتی، سید هادی خامنهای و چند نفر از طلاب قم در منزل مرتضی مطهری حضور داشتند که مطهری ضمن انتقاد از شریعتی گفت صرف نظر از افکار نادرست وی، ضربه جبران ناپذیری بر هماهنگی روحانیت و طبقه تحصیلکرده زد و آنها را نسبت به هم سخت بدبین نمود و احساسات جمعی از جوانان خام را علیه روحانیون برانگیخت. ابوالحسن قزوینی در پاسخ به استفتایی نوشت: «هرچند مدتی است کسالت دارم و قادر بر مطالعه نیستم، ولی نظر به مطالعه اجمالی، کتب مذکور مطابق با مذهب تشیع نمیباشد و انکار خاتمیت و انکار ضروری دین اسلام است.» علامه سید محمدحسین طباطبایی در پاسخ به استفتایی نوشت: «اینجانب نوشتههای دکتر شریعتی رادرخصوص اسلام شناسی هرگز تصدیق نکرده، نوع مطالب ایشان اشتباه و طبق مدارک دینیاسلامی غیرقابل قبول است.» سید کاظم مرعشی هم در پاسخ به استفتایی دیگر خرید و فروش کتب شریعتی را حرام دانست. همچنین سید علی اصفهانی اعلام کرد: «نوشتجات نامبرده مشتمل بر اباطیل گوناگون است»همچنین شریعتی درپایان عمر خودبا اذعان به بعضی از اشتباهات تخصصی درحوزه اسلام شناسی از مرتضی مطهری خواست که نوشتههای اورا دراین رابطه اصلاح نماید که مرتضی مطهری درپاسخ این درخواست شریعتی جواب داد که اگر بخواهیم کتابهایی راکه درمورد اسلام شناسی و مباحث تخصصی اسلامی است اصلاح کنیم چیزی از آنها باقی نخواهد ماند، البته قدرت و تسلط شریعتی در جامعه شناسی و تاریخ و نیازهایی مبتنی براین علم برکسی پوشیده نیست و انتقاد جدی هم دراین مورد متوجه او نبوده و نمیباشد.
صدور فتواها علیه شریعتی تا پس از مرگ وی ادامه داشت و در این زمان آقایان خویی، مرعشی نجفی، شاهرودی، عبدالله شیرازی، مالک حسینی، علی نمازی و... فتاوی مشابهی علیه شریعتی صادر کردند. در این زمان تلاشهایی هم شد که فتوایی له یا علیه شریعتی از امام خمینی صادر شود لیکن وی در اینباره همواره سکوت کرد. محمد یزدی در خاطرات خود از جلسه مدرسین قم پیش از انقلاب برای تصمیمگیری درباره شریعتی مینویسد: «جلسه مزبور در منزل نوری همدانی تشکیل شده بود و بحث به مرز کفر و ایمان رسیده بود. پس از شور و مشورت، آقایان به این نتیجه رسیدند که اعلام کفر در مورد شریعتی بازتاب خوبی ندارد و در کل به مصلحت اسلام و مسلمین نیست... آقای مصباح یزدی در آن ماجرا قائل به دیدگاه خاصی بودند و بقیه اعضای جامعه در برابر ایشان قرار داشتند.» به این ترتیب بخشی از روحانیون نزدیک به خمینی نیز که بعدها وارد حکومت جمهوری اسلامی شدند، تنها به دلیل مصلحت از اعلام کفر شریعتی خودداری کرده بودند. مرتضی مطهری در نامهای در آستانهٔ انقلاب اسلامی به سید روحالله خمینی مینویسد:[۱۴]
| « | کوچکترین گناه این مرد بدنام کردن روحانیت است. او همکاری روحانیت با دستگاههای ظلم و جور علیه توده مردم را به صورت یک اصل کلی اجتماعی درآورد و مدعی شد که ملک و مالک و ملا و به تعبیر دیگر تیغ و طلا و تسبیح همیشه در کنار هم بوده و یک مقصد داشتهاند. | » |
شریعتی جور دیگر به روحانیت نگاه میکرد معتقد بود روحانیت کارش متفاوت با سخنرانی و وعظ است طرز فکر و برداشت آیتالله حاج میرزا خلیل کمرهای نسبت به شریعتی با بسیاری از علمای هم عصر وی متفاوت بود. وی در کتاب خود به نام فتاوی صحابی کبیر سلمان فارسی، کتاب «سلمان پاک» اثر مستشرق فرانسوی پروفسور لویی ماسینیون، ترجمه دکتر علی شریعتی را نقد نمود. در سال ۱۳۵۱، میرزا خلیل کمرهای نسخهای از کتاب فتاوی صحابی کبیر سلمان فارسی را توسط فرزندش امیرحسین برای شریعتی ارسال داشت و ضمن تشکر از تحقیقات علمی شریعتی درباره تاریخ ادیان و اسلام، از او خواست که به ۱۹ نکته علمی در ترجمه کتاب سلمان پاک مراجعه و آنها را مورد بازنگری و تحقیق بیشتر قرار دهد.
نقش برجسته شریعتی درپیروزی انقلاب ایران به هیچ وجه قابل انکارنیست، ازاین رو اخیرا درکتاب انقلاب اسلامی که دردانشگاهها تدریس میشوداو رادراین رابطه ستودهاند وزحمات ارزشمندش را مورد تقدیر قراردادهاند. .[۱۵] که این موضوع نشان دهنده ارج نهادن به شخصیت اثرگذار این مرد بزرگ از سوی نظام جمهوری اسلامی میباشد.
[ویرایش] نگارخانه
-
نگارهٔ علی شریعتی و امام خمینی در راهپیمایی
-
راهپیمایی پس از انقلاب ۱۳۵۷
-
برگه ازدواج علی شریعتی با پوران شریعترضوی
-
شریعتی و همسرش پوران شریعترضوی
[ویرایش] زندگی مخفیانه
شریعتی از آبان ماه ۱۳۵۱ تا تیر ماه ۱۳۵۲ به زندگی مخفی خود روی آورد. ساواک به دنبال او بود و از تعطیلی حسینیه ارشاد به بعد، متن سخنرانیهای شریعتی با اسم مستعار به چاپ میرسید. در تیر ماه ۱۳۵۲، علی شریعتی در نیمه شب به خانهاش مراجعه کرد و دو روز بعد به شهربانی مراجعه کرد و خودش را معرفی کرد. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت.[۱۱]
[ویرایش] درگذشت
وی در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ در حالیکه سه هفته از سفرش به انگلستان میگذشت، در ساوتهمپتون به شکل مشکوکی درگذشت. دلیل رسمی مرگ وی انسداد شرائین و نرسیدن خون به قلب اعلام شد؛ هرچند مرگ وی به دلیل نداشتن سابقهٔ بیماری قلبی، عدم کالبدشکافی و اعلام نتیجه سریع و خبرداشتن سفارت ایران در لندن از مرگ وی قبل از اعلام رسمی خبر مشکوک بود.[۱۶] شریعتی وصیت کرده بود که وی را در حسینیهٔ ارشاد دفن کنند، ولی در قبرستانی کنار آرامگاه زینب کبری، در شهر دمشق نگهداری میشود و خانوادهاش هزینه نگهداری جسد وی را متقبل شدند.[۱۶]
[ویرایش] اندیشهها
شریعتی یکی از متفکران مسلمان بود و در عین حال، رویکردی نقادانه نسبت به برخی از باورهای مذهبی داشت. او بهطور خاص، تشیع صفوی[۱۷] را مظهر سنت مسخ شده میداند و آن را توام با اسارتپذیری، خرافه، تقلید و جبرگرایی معرفی میکرد.[۱۸] وی همچنین از نگاه سطحی به مدرنیته نیز انتقاد میکرد و معتقد بود که راه پیشرفت و ترقی ملتهای شرقی، متفاوت از راهی است که غرب پیمودهاست.[۱۸] البته استفاده آگاهانه از تجربیات مدرنیته در غرب، مورد پذیرش شریعتی قرار داشت. شریعتی، محمدرضا حکیمی را به عنوان وصی خود جهت هرگونه دخل و تصرف در آثارش انتخاب کردهاست.[۱۹]
[ویرایش] آثار و کتابها
- با مخاطبهای آشنا
- خودسازی انقلابی
- ابوذر
- بازگشت به خویشتن
- ما و اقبال
- سلمان پاک
- تحلیلی از مناسک حج
- شیعه
- نیایش
- تشیع علوی و تشیع صفوی
- جهتگیری طبقاتی در اسلام
- تاريخ تمدن (دو جلد)
- هبوط در کویر
- تاریخ و شناخت ادیان (دو جلد)
- اسلامشناسی ۱ درسهای حسینه ارشاد
- اسلامشناسی ۲ درسهای حسینه ارشاد
- اسلامشناسی ۳ درسهای حسینه ارشاد
- حسین وارث آدم
- چه باید کرد؟
- زن
- مذهب، علیه مذهب
- جهانبینی و ایدئولوژی
- انسان
- اجتهاد و نظریه انقلاب دائمی
- انسان بیخود
- علی، حقیقتی بر گونه اساطیر
- بازشناسی هویت ایرانی اسلامی
- روش شناخت اسلام
- میعاد با ابراهیم
- اسلامشناسی
- ویژگیهای قرون جدید
- هنر
- گفتگوهای تنهایی (دو جلد)
- نامهها
- آثار گونهگون (دو جلد)
- آثار جوانی (دو جلد)
- عقیده
- فاطمه فاطمهاست
- خودآگاهی
- کویر
[ویرایش] آثار درباره علی شریعتی
- مسلمانی در جستجوی ناکجاآباد، علی رهنما، ترجمه کیومرث قرقلو، تهران: انتشارات گام نو، ۱۳۸۰.
- ققنوس عصیان (تألیف گروهی با آثاری از سوسن شریعتی، علی رهنما، یرواند آبراهامیان و...)، تهران: انتشارات قصیدهسرا، ۱۳۸۱.
- طرحی از یک زندگی، پوران شریعترضوی، تهران: انتشارات چاپخش، ۱۳۷۶.
- از شریعتی، عبدالکریم سروش، تهران: مؤسسه فرهنگی صراط، ۱۳۸۴.
- دکتر شریعتی: جستجوگری در مسیر شدن، سید محمد حسینی بهشتی، تهران: انتشارات بقعه
- تبارشناسی عقلانیت مدرن، محمدامین قانعیراد، ویراسته بیژن عبدالکریمی، تهران: انتشارات نقد فرهنگ، ۱۳۸۱.
- از دموکراسی تا مردمسالاری دینی: نگرشی بر اندیشه سیاسی شریعتی و زمانه او، صادق زیباکلام، تهران: انتشارات روزنه.
- تقلیدگری و مدرنیته از دیدگاه دکتر شریعتی، وحید قربانی، تهران: انتشارات اخوان، ۱۳۸۴.
- شریعتی، ایدئولوژی، استراتژی، حسن یوسفی اشکوری، تهران: انتشارات چاپخش، ۱۳۷۷.
- کاربرد آیات قرآن در اندیشه دکتر علی شریعتی، امیر رضایی، تهران: انتشارات الهام، ۱۳۸۷
- مکتب شریعتی، سیدعباس موسوی، تهران: انتشارات دانشبیگی، ۱۳۸۸
- دکتر علی شریعتی، ناصر نادری، تهران: انتشارات مدرسه
- شریعتی: راه یا بیراهه، رضا علیجانی، تهران: انتشارات قلم، ۱۳۸۱
- شریعتیشناسی: اصلاح انقلابی، رضا علیجانی، تهران: انتشارات یادآوران، ۱۳۸۱
- رند خام، شریعتیشناسی: زمانه، زندگی و آرمانهای شریعتی»، رضا علیجانی، تهران: انتشارات قلم، ۱۳۸۱.
- شریعتی، متفکر فردا، هاشم آغاجری، تهران: انتشارات ذکر، ۱۳۷۹.
- شریعتی و بازفهمی دین، محمدیاسین دژاکام، تهران: انتشارات ذکر، ۱۳۸۱.
- شریعتی و غرب، رضا علیجانی، تهران: انتشارات قلم، ۱۳۸۸.
- دکتر علی شریعتی، روحالله حسینیان، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی
- «فلسفه تاریخ در اسلام»تهران: احیاء {۱۳۴۹}: ۶۱ ص
- دکتر شریعتی «شهید قلب تاریخ است»
[ویرایش] پانویس
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ «زندگینامه دکتر شریعتی» (فارسی). وبسایت معلم شهید دکتر علی شریعتی. بازبینیشده در ۲۵ مه ۲۰۱۱.
- ↑ «گواهی اشتغال به تحصیل» (فارسی). پایگاه اطلاع رسانی علی شریعتی. بازبینیشده در ۲۵ مه ۲۰۱۱. ««تاریخ تولد دوم آذر سال ۱۳۱۲ ذکر شدهاست»»
- ↑ ۳٫۰۰ ۳٫۰۱ ۳٫۰۲ ۳٫۰۳ ۳٫۰۴ ۳٫۰۵ ۳٫۰۶ ۳٫۰۷ ۳٫۰۸ ۳٫۰۹ ۳٫۱۰ ۳٫۱۱ ۳٫۱۲ «سالشمار زندگی علی شریعتی». پایگاه اطلاع رسانی علی شریعتی. بازبینیشده در ۱۹ ژوئن ۲۰۱۱.
- ↑ «معبودهای دکتر شریعتی». پایگاه اطلاع رسانی دکتر شریعتی. بازبینیشده در ۱۹ ژوئن ۲۰۱۱.
- ↑ «گذرنامهٔ دکتر شریعتی» (فارسی). پایگاه اطلاع رسانی علی شریعتی. بازبینیشده در ۲۵ مه ۲۰۱۱.
- ↑ «مدرک دکتر شریعتی برای اعزام به فرانسه» (فارسی). پایگاه اطلاع رسانی علی شریعتی. بازبینیشده در ۲۵ مه ۲۰۱۱.
- ↑ سروش، عبدالکریم. «شریعتی و فلسفه» (فارسی). کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت. بازبینیشده در ۲۵ مه ۲۰۱۱.
- ↑ شریعترضوی، ۱۳۷۶: ۵
- ↑ شریعترضوی، ۱۳۷۶: ۱۸
- ↑ شریعترضوی، ۱۳۷۶: ۲۵
- ↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ زندگی علی شریعتی، زینب س.
- ↑ اجتهاد و نظریه انقلاب دائمی، دکترعلی شریعتی، نشرنذیرچاپ اول، صفحه۲۹-۳۱، ۱۳۵۷
- ↑ اجتهاد و نظریه انقلاب دائمی، چاپ اول، نشرنذیر،۱۳۵۷
- ↑ شهروند امروز شماره پنجاه - من متهم میکنم
- ↑ انقلاب اسلامی، نهاد مقام معظم رهبری دردانشگاهها ۱۳۸۳:
- ↑ ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ «مرگ مبهم دکتر شریعتی» (فارسی). وبسایت دکتر علی شریعتی، ۱۸ مهر ۱۳۸۹. بازبینیشده در ۲۶ مرداد ۱۳۹۰.
- ↑ ر. ک: علی شریعتی، تشیع علوی، تشیع صفوی.
- ↑ ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ مسعود پدرام. قدر شریعتی. . ماهنامه ایران فردا، ش. شماره ۳۴ (تیر ۱۳۷۶): صفحه ۲۳.
- ↑ راه خورشیدی، محمد اسفندیاری، انتشارات دلیل ما، چاپ اول، ۱۳۸۲ش، تهران
[ویرایش] منبعها
- علی شریعتی - (رسمی)
- «زندگی دکتر شریعتی». شرقیران. بازبینیشده در ۲ ژوئیه ۲۰۰۷.
- مسعود پدرام. قدر شریعتی. . ماهنامه ایران فردا، ش. شماره ۳۴ (تیر ۱۳۷۶): صفحه ۲۳.
- علی شریعتی
- علی شریعتی
- رند خام-شریعتی شناسی، رضا علیجانی، تهران، نشر شادگان، ۱۳۸۰.
[ویرایش] پیوند به بیرون
| مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به علی شریعتی در ویکیگفتاورد موجود است. |
- فیلسوفان مسلمان
- دانشآموختگان دانشگاه پاریس
- فعالان دموکراسی در ایران
- زادگان ۱۹۳۳ (میلادی)
- درگذشتگان ۱۹۷۷ (میلادی)
- زادگان ۱۳۱۲
- درگذشتگان ۱۳۵۶
- اهالی سبزوار
- درگذشتگان با مرگ مشکوک
- دانشآموختگان دانشگاه فردوسی مشهد
- اسلامشناسان مسلمان
- اسلامشناسان اهل ایران
- نواندیشان دینی اهل ایران
- جامعهشناسان اهل ایران
- تاریخنگاران اهل ایران
- مقالهنویسان اهل ایران
- اعضای نهضت آزادی ایران
- اعضای جبهه ملی ایران
- زندانیان سیاسی اهل ایران
- علی شریعتی