ماجراهای تنتن
| ماجراهای تنتن | |||
|---|---|---|---|
| آفریده | هرژه | ||
| اطلاعات ناشر | |||
| ناشر | |||
| |||
| فرمت | محصول اولیهٔ مجموعهها به صورت داستان مصور در نشریههای زیر منتشر شدهاند: | ||
| ژانر | اکشن/ماجراجویی | ||
| زمان انتشار | ۱۹۲۹ – ۱۹۷۶ | ||
| شخصیتهای اصلی | |||
| گروه خالق | |||
| نویسنده(ها) | هرژه | ||
| هنرمندان |
| ||
| رنگکنندهها |
| ||
| خالق | هرژه | ||

از سمت چپ به راست: پروفسور تورنسل، کاپیتان هادوک، تنتن، میلو (سگ)، دوپونت و دوپونط، و بیانکا کاستافیوره.}
ماجراهای تَنتَن (فرانسوی: Les Aventures de Tintin؛ تلفظ فرانسوی: [lez‿avɑ̃tyʁ də tɛ̃tɛ̃]) یک مجموعه ۲۴ جلدی از کتابهای کامیکس فرانسوی-بلژیکی است که توسط کارتونیست بلژیکی، هرژه (نام مستعار ژرژ رمی)، خلق شده است. این مجموعه یکی از محبوبترین کمیکهای اروپایی قرن بیستم بود. تا سال ۲۰۰۷، یک قرن پس از تولد هرژه،[۱] تنتن به بیش از ۷۰ زبان منتشر شده بود و فروش آن از ۲۰۰ میلیون نسخه فراتر رفته بود[۲] و همچنین برای رادیو، تلویزیون، تئاتر و سینما اقتباس شده بود.
این مجموعه نخستین بار در ۱۰ ژانویهٔ ۱۹۲۹ به زبان فرانسوی در لو پتی ونتیم منتشر شد که ضمیمهای ویژهٔ نوجوانان برای روزنامهٔ بلژیکی لو ونتیم سیکل بود. موفقیت این مجموعه به انتشار داستانها بهصورت دنبالهدار در روزنامهٔ معتبر بلژیکی لو سوآر انجامید و در نهایت به شکلگیری مجلهٔ موفق تنتن منجر شد. در سال ۱۹۵۰، هرژه استودیو هرژه را بنیان گذاشت که نسخههای معیار ده جلد از کتابهای تنتن را تولید کردند. پس از مرگ هرژه در سال ۱۹۸۳، آخرین بخش این مجموعه با عنوان تنتن و هنر الفبا منتشر شد.
داستانهای این مجموعه در دنیای معاصر میگذرند. شخصیت اصلی آن تنتن است، خبرنگار و ماجراجویی جوان و شجاع اهل بلژیک که سگ وفادارش میلو او را همراهی میکند. دیگر یاران او شامل کاپیتان هادوک بدخلق و بدبین، پروفسور تورنسلِ باهوش اما کمشنوا ، کارآگاهان دستوپا چلفتی دوپونت و دوپونط، و خوانندهٔ اپرا، بیانکا کاستافیوره هستند.
این مجموعه به خاطر طراحیهای پاکیزه و گویا در سبک شاخص لینیه کلر[الف] (خط واضح) هرژه مورد تحسین قرار گرفته است.[۴] طرحهای داستانی آن که با پژوهش دقیق شکل گرفتهاند،[۵] ژانرهای مختلفی را دربر میگیرند: ماجراجوییهای پرحادثه با عناصر خیالپردازانه، داستانهای معمایی، دلهرهآورهای سیاسی و علمیتخیلی. در این داستانها کمدی اسلپاستیک دیده میشود که با رگههایی از تعابیر سیاسی یا فرهنگی همراه شده است.
تاریخچه
[ویرایش]لو ونتیم سیکل: ۱۹۲۹–۱۹۳۹
[ویرایش]«ایدهٔ شخصیت تنتن و نوع ماجراهایی که قرار بود برایش رخ دهد، به گمانم در عرض پنج دقیقه، همان لحظهای به ذهنم رسید که نخستین طرح از چهرهٔ این قهرمان را کشیدم؛ یعنی او نه در دوران جوانیام ذهنم را مشغول کرده بود و نه حتی در رویاهایم حضور داشت. البته ممکن است که در کودکی، خودم را در نقش نوعی تنتن تصور کرده باشم.».
—هرژه، ۱۵ نوامبر ۱۹۶۶.[۶]
ژرژ پروسپر رمی، که بیشتر با نام مستعار هرژه شناخته میشود، بهعنوان تصویرگر در روزنامهٔ لو ونتیم سیکل (معنای تحتالفظی: قرن بیستم)، یک روزنامهٔ بلژیکی بهشدت کاتولیک رومی و محافظهکار که در بروکسل، زادگاه هرژه، مستقر بود، مشغول به کار شد. این روزنامه که توسط کشیش ابه نوربر والز اداره میشد، خود را «روزنامهای کاتولیک برای آموزه و اطلاعرسانی» معرفی میکرد و دیدگاهی فاشیستی را ترویج میداد.[۷] والز، هرژه را به سردبیری یک ضمیمهٔ جدید هفتگی برای جوانان با عنوان لو پتی ونتیم (معنای تحتالفظی: قرن بیستم کوچک) منصوب کرد.[۸] این ضمیمه که دیدگاههای اجتماعیـسیاسی نوربر والز را به مخاطبان جوان منتقل میکرد، حاوی گرایشهای آشکار طرفدار فاشیسم و یهودستیزانه بود.[۹] هرژه علاوه بر سردبیری این ضمیمه، کمیک ماجرای خارقالعادهٔ فلوپ، ننِس، پوسِت و کوشونه را تصویرگری میکرد،[۱۰] که نویسندهاش یکی از اعضای تحریریهٔ ورزشی روزنامه بود. هرژه از این وضعیت ناراضی بود و میخواست کمیک خودش را بنویسد و طراحی کند.[۱۱]
او پیشتر تجربهٔ خلق داستانهای مصور را داشت. از ژوئیهٔ ۱۹۲۶، داستانی مصور دربارهٔ یک رهبر گروه پیشاهنگی با عنوان ماجراهای توتور، فرماندهٔ پیشاهنگان سوسکهای قهوهای برای روزنامهٔ پیشاهنگی «پسران پیشاهنگ بلژیکی» مینوشت.[۱۱] توتور تأثیر زیادی بر تنتن داشت،[۱۲] و هرژه دومی را همچون برادر کوچکتر توتور توصیف میکرد.[۶] ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه معتقدند که از نظر تصویرسازی، توتور و تنتن «عملاً یکسان» هستند، جز لباس پیشاهنگی،[۱۳] و همچنین به شباهتهای فراوان میان ماجراهای آنها اشاره کردند، بهویژه در سبک تصویرگری، ریتم تند روایت و استفاده از طنز.[۱۴] هرژه مجذوب فنون تازه در این رسانه شده بود، مانند استفادهٔ نظاممند از حبابهای گفتوگو — که در کمیکهای آمریکاییای چون بالا کشیدن پدر اثر جرج مکمنوس، کِرِیزی کت اثر جرج هریمن و کَتزِنجَمِر کیدز اثر رودولف دیرکس دیده میشد؛ نسخههایی از این آثار توسط خبرنگار روزنامه، لئون دگرل، از مکزیک برای او فرستاده شده بود.[۱۵]

با اینکه هرژه میخواست تنتن را به ایالات متحده آمریکا بفرستد، والز به او دستور داد ماجرا را در اتحاد جماهیر شوروی قرار دهد تا پروپاگاندا ضد سوسیالیستی برای کودکان باشد. نتیجهٔ این کار، تنتن در شوروی، از ژانویهٔ ۱۹۲۹ تا مهٔ ۱۹۳۰ بهصورت دنبالهدار در لو پتی ونتیم منتشر شد.[۱۷] این اثر در بلژیک فرانسویزبان محبوب شد و والز یک حرکت تبلیغاتی در ایستگاه راهآهن گار دو نورپاریس ترتیب داد و پس از آن انتشار داستان را بهصورت کتاب سازماندهی کرد.[۱۸] محبوبیت داستان باعث افزایش فروش شد و در پی آن، والز دو دستیار به هرژه اختصاص داد.[۱۹] در تنتن در شوروی، بلشویکها بهعنوان تبهکاران نمایش داده میشوند. هرژه از کتاب پردهبرداری از مسکو استفاده کرد که والز به او داده بود و نویسندهاش ژوزف دویه، کنسول پیشین بلژیک در روسیه، بود؛ اثری که بهشدت از رژیم شوروی انتقاد میکرد، هرچند هرژه این موضوع را با این توضیح زمینهمند میکرد که در بلژیکِ آن زمان، که کشوری عمیقاً کاتولیک بود، «هر چیز بلشویکی، خداناباورانه تلقی میشد».[۲۰] در داستان، انگیزهٔ رهبران بلشویک طمع شخصی و میل به فریب جهان است. تنتن «مخفیگاهی را که لنین، تروتسکی و استالین ثروت دزدیدهشده از مردم را در آن گرد آوردهاند» کشف میکند. مجلهٔ اکونومیست اعلام کرد که اگرچه کتاب «خامدستانه» است، «سرزمین گرسنگی و استبدادی که هرژه ترسیم کرده بود، بهطرزی شگفتآور دقیق بود.»[۲۱]
به دستور والز، هرژه در ژوئن کار انتشار دنبالهدار داستان دوم، تنتن در کنگو را آغاز کرد که با هدف تشویق احساسات استعمارگرایانه نسبت به کنگوی بلژیک طراحی شده بود. این اثر با سبکی پدرسالارانه نوشته شده بود که کنگوییها را کودکصفت و نادان نشان میداد؛ در دهههای بعد به نژادپرستی متهم شد، اما در زمان انتشار خود بحثبرانگیز نبود و محبوبیت داشت، و برای افزایش فروش، اقدامات تبلیغاتی بیشتری نیز انجام شد.[۲۲]
برای سومین ماجرا، تنتن در آمریکا، که از سپتامبر ۱۹۳۱ تا اکتبر ۱۹۳۲ بهصورت دنبالهدار منتشر شد، هرژه سرانجام توانست به سناریویی بر اساس انتخاب خودش بپردازد و از این اثر برای پیشبرد دیدگاهی ضد سرمایهداری و ضد مصرفگرایی، همسو با ایدئولوژی فوقمحافظهکارانهٔ روزنامه، استفاده کرد.[۲۳] ماجراهای تنتن از سال ۱۹۳۰ به مجلهای کاتولیک به نام کُر وایان (معنای تحتاللفظی: دلهای شجاع) واگذار شده بود و هرژه بهزودی درخواستهای واگذاری مشابهی از روزنامههای سوئیسی و پرتغالی نیز دریافت کرد.[۲۴]
هرژه مجموعهای از ماجراهای تنتن را نوشت و شخصیت خود را به مکانهای واقعیای چون کنگوی بلژیک، ایالات متحده آمریکا، مصر، هند، تبت، چین و بریتانیا فرستاد. او همچنین تنتن را به کشورهایی خیالی که خود ابداع کرده بود اعزام کرد، مانند جمهوری سان تئودور(گوش شکسته) در آمریکای جنوبی، پادشاهی اروپای شرقی سیلداوی، یا دولت فاشیستی بوردوری — که نام فرماندار نظامیاش، موستلر تکواژ چندوجهی از نامهای پیشوای آلمان نازی، آدولف هیتلر، و نخستوزیر فاشیست ایتالیا، بنیتو موسولینی بود.[۲۵]
لو سوآر: ۱۹۴۰–۱۹۴۵
[ویرایش]در مهٔ ۱۹۴۰، با گسترش هرچه بیشتر جنگ جهانی دوم در سراسر اروپا، آلمان نازی به بلژیک حمله کرد. هرژه اگرچه برای مدتی کوتاه به فرانسه گریخت و بهعنوان تبعیدی خودخواسته تلقی میشد، اما در نهایت تصمیم گرفت به میهنِ اشغالشدهٔ خود بازگردد.[۲۶] به دلایل سیاسی، مقامات نازی روزنامهٔ لو ونتیم سیکل را تعطیل کردند و هرژه بیکار ماند.[۲۷] او در جستوجوی کار، بهعنوان تصویرگر در مهمترین روزنامهٔ بلژیک، لو سوآر، که اجازه یافته بود تحت مدیریت آلمانیها به انتشار ادامه دهد، مشغول به کار شد.[۲۸] در ۱۷ اکتبر ۱۹۴۰، به سردبیری ضمیمهٔ کودکان این روزنامه با عنوان لو سوآر نوجوانان منصوب شد و در آنجا به تولید ماجراهای تازهٔ تنتن پرداخت.[۲۹] در این فضای سیاسی تازه و سرکوبگرِ بلژیکِ اشغالشده توسط آلمان، هرژه دیگر نمیتوانست ماجراهای تنتن را سیاسی کند، زیرا در غیر این صورت خطر بازداشت توسط گشتاپو وجود داشت. همانگونه که هری تامسون اشاره کرده است، نقش تنتن بهعنوان خبرنگار به پایان رسید و جای خود را به نقش تازهٔ او بهعنوان کاوشگر داد.[۳۰] انتشار دنبالهدار سرزمین طلای سیاه، که در سالهای بلافاصله پیش از اشغال در حال انتشار بود، متوقف شد و انتشار آن تا سال ۱۹۴۸ از سر گرفته نشد. در این فاصله، شش داستان دیگر منتشر شدند که بهطور مشخص فاقد هرگونه طرح داستانی یا تفسیر صریح سیاسی بودند.
مجلهٔ تنتن: ۱۹۸۳–۱۹۴۶
[ویرایش]در سپتامبر ۱۹۴۴، متفقین جنگ جهانی دوم وارد بروکسل شدند و کارفرمایان آلمانی هرژه فرار کردند. روزنامهٔ لو سوآر تعطیل شد و انتشار ماجراهای تنتن متوقف گردید.[۳۱] سپس در سال ۱۹۴۶، هرژه دعوتی از ناشر بلژیکی کمیک، ریمون لوبلان، و شرکت تازهٔ نشر او، لی لمبارد، پذیرفت تا ماجراهای تنتن را در مجلهٔ جدید تنتن ادامه دهد.[۳۲] هرژه به سرعت دریافت که دیگر استقلالی که میخواست را ندارد؛ او موظف بود هفتهای دو صفحه رنگی برای مجلهٔ لوبلان تولید کند که کار بسیار سنگینی بود.[۳۳]
در سال ۱۹۵۰، هرژه شروع به جذب اعضای برجستهٔ کارکنان مجلهٔ تنتن برای کار در خانهٔ بزرگ واقع در خیابان لوئیز کرد، جایی که استودیوهای تازه تأسیس هرژه در آن قرار داشت.[۳۴] هستهٔ اولیه شامل بوب دو مور (که سبک هرژه را تقلید میکرد و نیمی از کار را انجام میداد)،[۳۴] گی دسسیسی (رنگآمیز)، و مارسل دوئه (منشی) بود. به این تیم، هرژه ژاک مارتان (که سبک هرژه را تقلید میکرد)، روژه للو (طراحیهای دقیق و واقعی)، اوژن اوانی (که بعدها رئیس استودیو شد)،[۳۲] میشل دمارِتس (خطنگار) و بودوان فان دن براندن (منشی) را اضافه کرد.[۳۵] همانطور که هری تامسون مشاهده کرده است، هدف این بود که فرایند خلق ماجراهای تنتن به «خط تولید واقعی تبدیل شود، اثر هنری از فردی به فرد دیگر منتقل شود، هرکس سهم خود را بداند، مانند یک ارکستر هنری با هدایت هرژه».[۳۶] استودیو هرژه هشت کتاب جدید تنتن برای مجلهٔ تنتن تولید کردند و دو آلبوم قدیمی تنتن را رنگآمیزی و قالببندی مجدد کردند. استودیو هرژه تا زمان مرگ هرژه در سال ۱۹۸۳ به انتشار آثار اضافی ادامه دادند. در سال ۱۹۸۶، بیستوچهارمین کتاب ناتمام منتشر شد، استودیوها منحل شدند و داراییها به بنیاد هرژه منتقل گردید.[۳۷]
شخصیتها
[ویرایش]

| شخصیتهای اصلی | توضیحات شخصیت | اولین حضور | |
|---|---|---|---|
| تنتن | خبرنگار زرنگ و شخصیت اصلی داستانها | تنتن در شوروی[۳۸] | |
| کاپیتان هادوک | دوست و همراه تنتن | خرچنگ پنجهطلایی[۳۸] | |
| پروفسور تورنسل | مخترع کمشنوا و گیج و دوست مشترک تنتن و کاپیتان هادوک | گنجهای راکام[۳۸] | |
| میلو | سگ بامزه و باوفای تنتن | تنتن در شوروی[۳۸] | |
| دوپونت و دوپونط | دو کارآگاه پلیس دستوپا چلفتی و کمحواس | سیگارهای فرعون[۳۸] | |
تنتن و میلو
[ویرایش]تنتن یک خبرنگار و ماجراجوی جوان بلژیکی است که درگیر ماجراهایی خطرناکی میشود و در آنها با اقداماتی قهرمانانه اوضاع را راست و ریس میکند و غائله ختم بهخیر می شود. در «ماجراها» ممکن است تنتن را ببینیم که سخت مشغول روزنامهنگاریِ تحقیقی است، اما بهندرت دیده میشود که واقعاً گزارشی از او منتشر شود. خوانندگان و منتقدان، تنتن را شخصیتی پرداختشده، هوشمند و خلاق توصیف کردهاند و یادآور شدهاند که نبودِ پیشینهٔ داستانیِ مشخص و خصلتِ شخصیتیِ خنثای او باعث میشود شرارت، حماقت و بیپرواییِ پیرامونش در او بازتاب پیدا کند. این شخصیت هرگز از آرمانهای پیشاهنگی خود، که بازتابدهندهٔ باورهای خود هرژه هستند، عدول نمیکند و جایگاهش به خواننده اجازه میدهد بهجای صرفاً دنبال کردن ماجراهای یک قهرمان قدرتمند، خود را در موقعیت او درون داستان قرار دهد.[۳۹] نمایش کارتونیِ تنتن در برابر پسزمینههایی واقعگرایانه این ویژگی را تقویت میکند؛ چنانکه اسکات مککلاد خاطرنشان کرده است این شیوه «به خوانندگان اجازه میدهد خود را پشت نقاب یک شخصیت پنهان کنند و با امنیت وارد جهانی حسی و برانگیزاننده شوند».[۴۰]
میلو، یک سگ سفید از نژاد فاکس تریر مو سیمی، همراه وفادار تنتن است. میلو، مانند کاپیتان هادوک، به ویسکی اسکاتلندیِ برند لوک لوموند علاقه دارد و گاهوبیگاه دچار دورههایی از نوشیدن میشود که معمولاً ناخواسته او را به دردسر میاندازد؛ همانگونه که تنها ترس او، یعنی عنکبوتیان، نیز چنین میکند.
کاپیتان هادوک
[ویرایش]کاپیتان آرچیبالد هادوک ناخدایی در کشتی بازرگانی و بهترین دوست تنتن است. او نخستین بار در خرچنگ پنجهطلایی معرفی میشود؛ جایی که در آغاز شخصیتی ضعیف و الکلی تصویر شده است، اما بعدها تحول مییابد و به شخصیتی واقعاً قهرمانانه بدل میشود و حتی پس از یافتن گنجی از جَد خود، شوالیه فرانسوا دو هادوک، به فردی معاشرتی تبدیل میگردد. خصلتهای زمختِ انسانیِ کاپیتان و طعنهزنیِ او در برابر قهرمانیِ اغلب باورناپذیرِ تنتن نقش نقطهٔ مقابل را ایفا میکند؛ او هر وقت این گزارشگر نوجوان بیش از از حد آرمانی به نظر میرسد، فوراً با کنایهای خشک واکنش نشان میدهد. هادوکِ تندخو برای بیان احساساتش از مجموعهای از ناسزاها و دشنامهای رنگارنگ استفاده میکند، مانند «لعنت بر شیطون»، «ده هزار بار لعنت بر شیطون!»، «گاریچی ناشی!» یا «موشهای کثیف!»
پروفسور تورنسل
[ویرایش]پروفسور تریفون تورنسل («تورنسل» در زبان فرانسوی به معنای «آفتابگردان» است) یک فیزیکدانِ حواسپرت و تا حدی کمشنوا است و در کنار تنتن، میلو و کاپیتان هادوک از شخصیتهای ثابت مجموعه بهشمار میآید. او نخستین بار در گنجهای راکام معرفی شد و تا حدی بر اساس اگوست پیکار، فیزیکدان سوئیسی، شکل گرفته است.[۴۱]
شخصیتهای مکمل
[ویرایش]«همه میخواهند تنتن باشند: نسل اندر نسل. در جهانی پر از راستاپوپولوسها، تریکلرها و کاریداسها — یا بهبیان سادهتر، لامپیونها و بولوها — تنتن نمایندهٔ آرمانی دستنیافتنی از نیکی، پاکیزگی و اصالت است.»
— منتقد ادبی تام مککارتی، ۲۰۰۶[۴۲]
شخصیتهای مکملِ هرژه بسیار پرداختهتر از شخصیت مرکزی دانسته شدهاند؛ هر یک واجد استحکام شخصیتی و عمق روانیاند، تا آنجا که با شخصیتهای آثار چارلز دیکنز مقایسه شدهاند.[۴۳] هرژه از شخصیتهای مکمل برای ساختن جهانی واقعگرایانه[۴۴] بهره گرفت تا ماجراهای قهرمانانش را در آن جای دهد. برای تقویت واقعنمایی و تداوم، شخصیتها در سراسر مجموعه بازمیگردند. اشغال بلژیک و محدودیتهایی که بر هرژه تحمیل شد، او را واداشت تا برای پرهیز از بازنمایی موقعیتهای سیاسی دردسرساز، بر شخصیتپردازی تمرکز کند. در نتیجه، گروه رنگارنگی از شخصیتهای مکمل در این دوره شکل گرفت.[۴۵]
دوپونت و دوپونط دو کارآگاه ناکارآمدند که مانند دوقلوهای همسان به نظر میرسند و تنها تفاوت قابل تشخیصشان، شکلِ سبیلهایشان است.[۴۶] آنها نخستین بار در سیگارهای فرعون معرفی شدند و در سراسر مجموعه بخش بزرگی از بار طنز را بر دوش دارند، چرا که به خطاگوییهای زبانیِ مزمن دچارند. آنها فوقالعاده دستوپاچلفتی، کاملاً ناتوان، و معمولاً مصمم به دستگیریِ فرد نادرستاند. این دو کارآگاه معمولاً کلاه شاپو و عصا به دست دارند، مگر زمانی که به مأموریت خارج از کشور فرستاده میشوند؛ در آن سفرها میکوشند لباس ملی محل را بپوشند، اما در عوض، لباسهایی کاملاً اغراقشده و کلیشهای میپوشند که آنها را بهطور آشکار از دیگران متمایز میکند. این دو کارآگاه تا حدی بر اساس پدر هرژه، آلکسی، و عمویش لئون ساخته شدهاند؛ دوقلوهای همسانی که اغلب با هم قدم میزدند و کلاه شاپو و عصاهای یکسانی داشتند.
بیانکا کاستافیوره خوانندهٔ اپراست که هادوک از او وحشت دارد. او نخستین بار در عصای اسرارآمیز معرفی شد و به نظر میرسد هر جا قهرمانان سفر میکنند، بههمراه خدمتکارش ایرما و پیانیستش ایگور واگنر، سر و کلهاش پیدا میشود. با وجود خوشخویی و ارادهٔ قوی، او بهشکلی کمیک سادهلوح، دمدمی، حواسپرت، پرحرف، و ظاهراً ناآگاه از این است که صدایش گوشخراش و بهطرزی آزاردهنده بلند است. تخصص او اجرای «آریای جواهرات» از اپرای فاوستِ اثر شارل گونو است که با کمترین بهانهای آن را میخواند. او اغلب رفتاری مادرانه با هادوک دارد، بیآنکه از بیزاری او آگاه باشد. کاستافیوره معمولاً واژهها، بهویژه نامها، را با کلماتی که با آنها همقافیهاند یا یادآورشان هستند اشتباه میگیرد؛ «هادوک» اغلب با بدجورگوییهایی چون «پدوک»، «فاتستوک» یا «هاموک» جایگزین میشود، و نِستور، پیشخدمت هادوک، با «چِستور» یا «هکتور» اشتباه گرفته میشود. نام خودش به معنای «گل سفید و پاکدامن» است؛ معنایی که پروفسور تورنسل زمانی به آن اشاره میکند که رز سفیدی پرورش میدهد و آن را به نام این خواننده مینامد. این شخصیت بر اساس دیواهای اپرا بهطور کلی (همچون اما کالوه، آینو آکته و کلارا کلِربِر)، عمهٔ هرژه، نینیه (که به آواز «جیغدار» اپرایش شهرت داشت)، و در کتابهایی که پس از جنگ چاپ شد، بر پایهٔ ماریا کالاس شکل گرفته است.[۴۷]
دیگر شخصیتهای دورهای شامل نِستورِ پیشخدمت، چانگ (با نامِ کامل چانگ چون-چن) پسر چینی وفادار، راستاپوپولوس تبهکارِ نابغه، سرافین لامپیون فروشندهٔ بیمهٔ اعصابخُردکن (برای کاپیتان هادوک)، ژنرال آلکازارِ مبارز آزادیخواه آمریکای جنوبی و رئیسجمهور گهگاهیِ سان تئودور، محمد بن کالیش اذاب امیر عرب، و پسر شیطانش عبدالله، دکتر مولر روانپزشکِ شرور آلمانی، الیورا دا فیگورا فروشندهٔ پرتغالیِ خوشبرخورد، سانزوی قصاب که شمارهٔ تلفنش بارها با شمارهٔ منزل کاپیتان هادوک اشتباه گرفته میشود، و آلن، دستیار راستاپوپولوس و معاون پیشینِ کاپیتان هادوک هستند.
مکانها
[ویرایش]فضاسازی در ماجراهای تنتن، نیز به عمق داستانها افزوده است. هرژه مکانهای واقعی و تخیلی را در داستانهایش با هم ترکیب میکند. در عصای اسرارآمیز (که بعدها در هدف کره ماه، روی ماه قدم گذاشتیم و ماجرای تورنسل دوباره بازگویی شد)، هرژه دو کشور تخیلی، سیلداوی و بوردوری را خلق میکند و با درج یک بروشور گردشگری در جریان داستان، خواننده را به بازدید از آنها دعوت میکند.[۴۸] سایر سرزمینهای تخیلی شامل خمد در شبهجزیره عربستان و سان تئودور، سائو ریکو و نوئوو ریکو در آمریکای جنوبی، و همچنین پادشاهی گایپاجاما (در سیگارهای فرعون) در هند هستند.[۴۹]
علاوه بر این مکانهای تخیلی، تنتن به مکانهای واقعی نیز سفر میکند، از جمله سوئیس، بریتانیا، ایالات متحده آمریکا، اتحاد جماهیر شوروی، کنگوی بلژیک، پرو، هند، مصر، مراکش، اندونزی، ایسلند، نپال، تبت و چین. سایر مکانهای واقعی شامل صحرای بزرگ آفریقا، اقیانوس اطلس و کرهٔ ماه هستند.
برخی از مکانهای تخیلی شامل موارد زیر است:
- جزیرهٔ سیاه، جزیرهای در سواحل اسکاتلند، در داستان جزیرهٔ سیاه.
/
بوردوری، رقیب تاریخی سیلداوی، که تلاش میکند مانند الحاق اتریش در سال ۱۹۳۸، یک الحاق سرزمینی فاشیستی انجام دهد (عصای اسرارآمیز). بوردوری توسط دیکتاتور نظامی، مارشال پلکسی گلدز اداره میشود، مردمی خود را سرکوب میکند و با اعزام «مشاوران نظامی» به کشورهایی مانند سان تئودور، سعی در نفوذ در مناقشات جهان سوم دارد.- گران چاپو، برگرفته از منطقهٔ گران چاکو آمریکای جنوبی. داستان گوش شکسته در جنگی الهامگرفته از جنگ چاکو رخ میدهد.
خمد در شبهجزیره عربستان. خمد در داستانهای انبار زغالسنگ و سرزمین طلای سیاه شاهد انقلاب است.
نوئوو ریکو همسایهٔ سان تئودور. دو کشور در گوش شکسته بر سر نفت درگیر میشوند، مشابه جنگ چاکوی دههٔ ۱۹۳۰ بین پاراگوئه و بولیوی. پایتخت نوئوو ریکو، سانفاسیون، نوعی بازی با نام آسونسیون است که نشان میدهد بر اساس پاراگوئه مدلسازی شده است.
سان تئودور در آمریکای جنوبی، نمونهای از یک جمهوری موزفروش که شرکتهای آمریکایی و بوردوری (اشارهای به اتحاد جماهیر شوروی یا کوبا) برای قدرت با هم رقابت میکنند، با «مشاورانی» از ژنرالهای محلی. پایتخت آن لوس دوپیکوس است که بعدها به تاپیواکاپولیس تغییر نام مییابد.
سائو ریکو در آمریکای جنوبی، که در نسخههای بعدی ستاره اسرارآمیز اضافه شده است. نسخهٔ اولیهٔ داستان شخصیتهای منفی را بهصورت کلیشهای یهودیان آمریکایی نشان میداد؛ نسخهٔ بعدی پوست آنها را تیرهتر کرده و سائو ریکو را به داستان افزوده است.- بیشتر رویدادهای پرواز شماره ۷۱۴ در جزیرهٔ آتشفشانی خیالی پولو-پولومبا رخ میدهد («پولائو-پولائو» به زبان اندونزیایی یعنی «جزیرهها») و شامل مردمی است که هرژه آنها را سوندونزیها مینامد. گفته میشود این مردم درگیر جنگ داخلی یا جنگ استقلال هستند و اکنون مزدورند؛ ممکن است بر اساس مبارزان جداییطلب جمهوری مالوکو جنوبی شکل گرفته باشند.[۵۰] این جمهوری خودخوانده متشکل از شامل جزایری زلزلهخیز در دریای ملوک بود که ساکنان آن در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ برای استقلال از اندونزی مبارزه کردند. ذکر فرودگاه کمایوران جاکارتا و پیام رادیویی از ماکاسار درست پیش از ربایش هواپیما نشان میدهد که این مکان در مجمعالجزایر اندونزی قرار دارد. گفتگوهای سوندونزیها در کتاب به زبان مالایی اندونزیایی است. میمون بینیدراز که در پرواز شماره ۷۱۴ ظاهر میشود، تنها در بورنئو یافت میشود.
سیلداوی در بالکان، بر اساس گفتهٔ خود هرژه بر پایهٔ مونتهنگرو مدلسازی شده است[۴۹] و توسط بوردوری همسایه تهدید میشود (الحاقی در عصای اسرارآمیز رخ میدهد)، وضعیتی که به ترتیب با چکسلواکی یا اتریش و آلمان نازی توسعهطلب پیش از جنگ جهانی دوم مقایسه میشود. سیلداوی و بوردوری هر دو کشورهای بالکان کلیشهای هستند.[۵۱] سیلداوی بعداً میزبان مرکز اتمی اسپروژ میشود که نخستین موشک به ماه را پرتاب میکند.
پژوهش
[ویرایش]پژوهش گستردهٔ هرژه از گل آبی آغاز شد؛ هرژه گفته است که «از همان زمان بود که تحقیق را آغاز کردم و از سرِ احساسِ مسئولیت نسبت به خوانندگانم، واقعاً به مردمان و کشورهایی که تنتن را به آنها میفرستادم علاقهمند شدم».[۵۲]
استفادهٔ هرژه از پژوهش و ارجاعات عکاسی به او امکان داد تا برای تنتن جهانی باورپذیر بسازد؛ تا جایی که کشورهایی خیالی خلق کرد و آنها را با فرهنگهای سیاسی مشخصی آراست. این کشورها بهشدت از فرهنگهایی که در دوران زندگی هرژه وجود داشتند تأثیر گرفته بودند. پیر اسکیلینگ اظهار کرده است که هرژه پادشاهی را «شکل مشروع حکومت» میدانست و خاطرنشان کرده که ارزشهای دموکراتیک «در چنین کمیک کلاسیک فرانسوی–بلژیکی کمرنگ به نظر میرسند».[۵۳] سیلداوی بهویژه با جزئیات فراوان توصیف میشود؛ هرژه برای آن تاریخ، آداب و رسوم و زبانی خلق کرد که در واقع رونوشتی اسلاوینما از «مارولس»، گویش طبقهٔ کارگر بروکسل، است. او این کشور را در بالکان قرار داد و بنا به اعتراف خودش، آن را بر اساس آلبانی الگو گرفت.[۵۴] این کشور با تهدید همسایهاش، بوردوری، روبهرو میشود و تلاشی برای الحاق آن در عصای اسرارآمیز دیده میشود. این وضعیت با حملهٔ ایتالیا به آلبانی و نیز با تصرف چکسلواکی و اتریش توسط آلمان نازی توسعهطلب پیش از جنگ جهانی دوم شباهت دارد.[۵۵]
کاربرد پژوهش از سوی هرژه شامل ماهها آمادهسازی برای سفر تنتن به ماه در خط داستانی دو بخشی هدف کره ماه و روی ماه قدم گذاشتیم نیز میشد. پژوهش او برای این داستان در نشریۀ نیو ساینتیست مورد توجه قرار گرفت: «پژوهش قابلتوجهی که هرژه انجام داد، او را قادر ساخت بسیار به نوع لباس فضاییای که در کاوشهای آیندهٔ ماه به کار میرفت نزدیک شود، هرچند تصویر او از نوع موشکی که واقعاً استفاده شد فاصلهٔ زیادی با واقعیت داشت». موشک ماه بر اساس موشکهای آلمانی وی-۲ ساخته شده است.[۵۶]
تأثیرپذیریها
[ویرایش]هرژه در جوانی بنژامن رابیه را تحسین میکرد و معتقد بود که شماری از تصاویر در تنتن در شوروی بازتاب تأثیر اوست، بهویژه تصاویر حیوانات. رنه ونسان، طراح آرت دکو، نیز بر ماجراهای اولیهٔ تنتن اثر گذاشت: «تأثیر او را میتوان در ابتدای تنتن در شوروی تشخیص داد، جایی که طراحیهای من بر پایهٔ خطی تزیینی، شبیه یک ”اس“، شکل گرفتهاند».[۵۷] هرژه همچنین تصویر بینیهای گردِ جرج مکمنوس را بیدرنگ پذیرفت و احساس میکرد که «آنقدر بامزه بودند که بیهیچ ملاحظهای از آنها استفاده کردم!»[۲۰]
در جریان پژوهش گستردهای که هرژه برای گل آبی انجام داد، تحت تأثیر سبکهای تصویرگری چینی و ژاپنی و چاپهای چوبی قرار گرفت. این تأثیر بهویژه در مناظر دریایی مشهود است که یادآور آثار کاتسوشیکا هوکوسائی و هیروشیگه هستند.[۵۸]
هرژه همچنین مارک تواین را از تأثیرات خود دانسته است، هرچند این تحسین ممکن است هنگام تصویر کردن اینکاها در معبد خورشید او را به بیراهه کشانده باشد؛ جایی که اینکاها از وقوع یک خورشیدگرفتگیِ پیشِ رو بیاطلاع نشان داده میشوند. تی. اف. میلز این خطا را به تلاشی برای به تصویر کشیدن «اینکاهایی مبهوتِ یک ”یک یانکی اهل کنتیکت در دربار شاه آرتور“ امروزی» نسبت داده است.[۵۹]
ترجمهها
[ویرایش]بریتانیایی
[ویرایش]تنتن نخستینبار در سال ۱۹۵۱ با داستان عصای اسرارآمیز در کمیک هفتگی کودکان بریتانیایی ایگل به زبان انگلیسی منتشر شد.[ب][۶۰] این ترجمه با همکاری شرکت کسترمن، ناشر اصلی آثار تنتن، انجام گرفت و با معرفی تنتن بهعنوان «پسری فرانسوی» آغاز میشد. نام سگ تنتن هم همان نام اصلی فرانسویاش، میلو، بود.[۶۱]
فرایند ترجمهٔ تنتن به انگلیسی بریتانیایی سپس در سال ۱۹۵۸ به سفارش انتشارات مثوئن، ناشر بریتانیایی هرژه، آغاز شد. این کار پروژهای مشترک بود که لزلی لانزدیل-کوپر و مایکل ترنر[۶۲] مدیریت آن را بر عهده داشتند و برای دستیابی به ترجمهای هرچه وفادارتر به اثر اصلی، همکاری نزدیکی با هرژه داشتند.[۶۳] بهدلیلِ بخشی از حجم بالای بازیهای زبانیِ خاص در این مجموعه ــ بهویژه شوخیهایی که بر کمشنواییِ نسبیِ پروفسور تورنسل تکیه داشت ــ هرگز قصد ترجمهٔ تحتاللفظی وجود نداشت؛ در عوض، هدف این بود که اثری ساخته شود که اصطلاحات و شوخیهایش بهخودیِ خود ارزشمند و در زبان انگلیسی ملموس و قابل فهم باشد. با وجود آزادی عملی که هرژه به این دو داده بود، آنها پیوسته با متن اصلی کار میکردند و برای درک مقاصد هرژه، بهطور منظم از او کمک میخواستند.[۶۳]
ترجمههای بریتانیایی همچنین برای جلب نظر مخاطبان، با آداب و ارزشهای بریتانیایی سازگار شدند. برای نمونه، نام فرانسوی میلو بهتشخیص مترجمان به «اسنویی» تغییر نام داد. کاخ مولینسار کاپیتان هادوک نیز به «مارلیناسپایک هال» تغییر نام یافت.[۶۴]
وقتی نوبت به ترجمهٔ جزیرهٔ سیاه رسید ــ که داستان آن در بریتانیای کبیر میگذرد ــ از این فرصت برای بازطراحیِ کاملِ کتاب استفاده شد. مثوئن به این نتیجه رسیده بود که کتاب، بریتانیای کبیر را بهاندازهٔ کافی دقیق به تصویر نکشیده و فهرستی از ۱۳۱ خطای جزئی تهیه کرده بود که باید اصلاح میشد؛ از جمله اطمینان از اینکه پلیس بریتانیا مسلح نباشد و صحنههای مربوط به مناطق روستایی بریتانیا برای خوانندگان بریتانیایی پذیرفتنی باشد.[۶۳] کتابِ حاصلِ سال ۱۹۶۶، نسخهای است که بهطور چشمگیری بهروزرسانی و بازطراحی شده و امروزه رایجترین نسخهٔ در دسترس به شمار میآید.[۶۵] از اوایل قرن بیستویکم، گروه اگمونت کتابهای تنتن را در بریتانیا و دیگر کشورها منتشر میکند.[۶۶]
آمریکایی
[ویرایش]کتابهای تنتن در ایالات متحده محبوبیتی نسبتاً محدود داشتهاند.[۶۷]
این آثار نخستینبار در دههٔ ۱۹۵۰ برای بازار انگلیسی آمریکایی توسط شرکت گلدن بوکز، شاخهای از شرکت نشر وسترن پابلیشینگ، ترجمه شدند. آلبومها از فرانسوی به انگلیسی آمریکایی ترجمه شدند، اما برخی قابهای تصویری ــ بهجز حبابهای گفتار ــ خالی گذاشته شد. این کار برای حذف محتوایی انجام گرفت که برای کودکان نامناسب تلقی میشد، مانند مستی و اختلاط آزاد نژادها.[۶۸] این کتاب ها محبوب نشدند و تنها شش عنوان، آن هم بدون ترتیب، منتشر شد.[۶۹] بعدها هرژه بخشهای حذفشدهٔ این آلبومهای ویرایششده را بازطراحی کرد تا پذیرفتنیتر باشند و امروزه نسخههای منتشرشده در سراسر جهان به همین شکلاند.[۶۹]
از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۹، چیلدرنز دایجست هر ماه بخشهایی از ماجراهای تنتن را منتشر میکرد. این انتشارهای دنبالهدار به افزایش محبوبیت تنتن کمک کرد و او را به هزاران خوانندهٔ جدید در ایالات متحده آمریکا معرفی نمود.[پ][۶۹]
از دههٔ ۱۹۷۰، انتشارات آتلانتیک مانثلی پرس با همکاری لیتل، براون اند کمپانی آلبومها را بر پایهٔ ترجمههای بریتانیایی دوباره منتشر کرد. تغییراتی در واژگانی که برای مخاطبان آمریکایی ناآشنا بود اعمال شد (مانند gaol ، tyre، saloon و spanner). از اوایل قرن بیستویکم، لیتل، براون اند کمپانی (متعلق به هاچت بوک گروپ آمریکا) همچنان ناشر کتابهای تنتن در ایالات متحده آمریکا است.[۷۰]
فارسی
[ویرایش]با آنکه داستانهای مصور به زبان فارسی تا دههٔ ۱۳۴۰ شمسی رایج نبودند؛ اما نخستین داستان تنتن در مهر ۱۳۳۶ در مجلهٔ «اطلاعات کودکان» منتشر شد. عنوان اصلی داستانی که برای چاپ انتخاب شده بود از تنتن در کنگو به «مسافرت بهروز به آفریقا» تغییر کرد. تغییر نام شخصیتها و ایرانی کردن اسامی، شیوهای رایج در نشریههای آن دوران، از جمله «اطلاعات کودکان» بود تا کودکان و نوجوانان ایرانی ارتباط بهتری با شخصیتهای داستان پیدا کنند. به همین سبب «تنتن» به «بهروز»، «میلو» به «پاپی»، «کوکو» به «کاکا»، «آل کاپون» به «آقای قپونچی»، «موگانگا» (جادوگر قبیله) به «بامبوبی»، «قبیلهٔ بابااوروم» به «قبیلهٔ بابالامپا»، «قبیلهٔ مهاتوو» به «قبیلهٔ قاقالیلی» و غیره تغییر یافت.
در سال ۱۳۵۰ خورشیدی انتشارت یونیورسال، توسط «آلفرد آیسه» و «ماردیک سیرونی بوغوسیان» بنیان نهاده شد و این شرکت نشر، با مجوز رسمی ناشر اصلی در ایران اقدام به ترجمه و چاپ داستان مصور و تمام رنگی از ماجراهای تنتن و میلو کرد. نخستین کتابهای تنتن که در سال ۱۳۵۰ توسط این شرکت چاپ شدند عبارتاند از هدف کره ماه و جزیره سیاه. این کتابها در قطع بزرگ و ظاهری جذاب با استقبال کودکان و نوجوانان مواجه شدند. جذابیت داستانها و ترجمهٔ روانِ خسرو سمیعی و پخش همزمان پویانماییهای تنتن از تلویزیون، کافی بود تا ناشر طی سالهای بعد، کتابهای دیگری از مجموعه ماجراهای تنتن و میلو را روانهٔ بازار ایران گرداند. انتشارات یونیورسال تا سال ۱۳۵۶ خورشیدی، ۱۳ عنوان از ماجراهای تنتن و میلو را به چاپ رساند.[۷۱] پس از انقلاب انتشارات یونیورسال چاپ کتابها را متوقف کرد و این کار برای مدتی توسط سایر ناشرین از جمله انتشارات ونوس، اورانوس و ارغوان (با مترجمی واحد به نام مستعار «اسمردیس») ادامه یافت. چند سال بعد از انقلاب ۱۳۵۷، چاپ و پخش ماجراهای تنتن و میلو متوقف شد.
در سال ۱۳۷۹، «انتشارات تاریخ و فرهنگ» و در ادامه «انتشارات رایحه اندیشه»، با تغییرات فراوانی در متن اصلی و داستان، اقدام به چاپ متوالی تمام عناوین مجموعه ماجراهای تنتن و میلو (از تنتن در شوروی تا تنتن و هنر الفبا) نمود که در گفتار دارای تغییراتی میباشند. کیفیت چاپ تصاویر این مجموعه به نسبت بهتر از نسخههای انتشارات ونوس بود. این ترجمهها همواره کلمه نوشیدنی الکلی که کاپیتان هادوک مصرف میکند سانسور شده و در متون با کلماتی چون «نوشابه» جایگزین شده است.[۷۱]
تنها در نسخه فارسی پرواز شماره ۷۱۴ از ماجراهای تنتن و میلو است که به نام تهران اشاره شده و آن هم جایی است که گفته میشود که کمکخلبان هواپیمای لازلو کاریداس، میلیاردر خسیس داستان، در تهران پایش شکسته و کمکخلبان تازهای جانشین او شده است. یک بار دیگر هم در کتاب گوش شکسته در یک تکه از روزنامه، نامی از خلیج فارس برده شده است.
دیجیتال
[ویرایش]اپلیکیشن رسمی تنتنِ بنیاد هرژه، در اپ استور اپل که همزمان با انتشار نسخهٔ دیجیتال تنتن در کنگو در ۵ ژوئن ۲۰۱۵ عرضه شد، شامل ترجمههای کاملاً جدید انگلیسی است که توسط روزنامهنگار، نویسنده و کارشناس تنتن، مایکل فار، انجام شدهاند.[۷۲]
حروفگذاری و نویسهنگاری
[ویرایش]کتابهای انگلیسیزبان ماجراهای تنتن در آغاز با حروفگذاریِ دستنویسی منتشر میشدند که توسط طراحی به نام، نیل هایسلاپ، طراحی شده بود.[۷۳] خرچنگ پنجهطلایی در سال ۱۹۵۸ نخستین اثری بود که با طراحی حروف توسط هایسلاپ منتشر شد. به هایسلاپ نسخههایی از آثار هرژه داده میشد که حبابهای گفتارشان خالی بود.[۷۳] او متن انگلیسی را بر روی مادهای شبیه سلفونِ شفاف مینوشت و میکوشید آن را درون حبابهای گفتار اصلی جا دهد.[۷۳] گاهی اگر متن ترجمهشده جا نمیشد، لازم بود اندازهٔ حبابها تغییر کند.[۷۳] در اوایل دههٔ ۲۰۰۰، ناشران انگلیسی تنتن، گروه اگمونت، انتشار کتابهایی با تایپوگرافی دستنویس هایسلاپ را متوقف کردند و بهجای آن، کتابهایی با متنِ ساختهشده با فونتهای دیجیتال منتشر نمودند. این تغییر به ابتکار کسترمن ناشر اصلی و مدیران میراث هرژه در بنیاد هرژه انجام شد که تصمیم گرفتند حروفنگاریِ دستنویسِ بومیشده را با یک فونت رایانهای واحد برای همهٔ عناوین تنتن در سراسر جهان جایگزین کنند[۷۴]
بازخورد
[ویرایش]جوایز
[ویرایش]در ۱ ژوئن ۲۰۰۶، دالایی لاما جایزهٔ «نور حقیقت» کارزار بینالمللی برای تبت را به بنیاد هرژه اهدا کرد؛ این جایزه بهطور مشترک به اسقف اعظم آفریقای جنوبی، دزموند توتو نیز تعلق گرفت.[۷۵] این جایزه به پاس کتاب تنتن در تبت اثر هرژه ــ شخصیترین ماجرای او ــ اهدا شد؛[۷۶] اثری که به گفتهٔ تسِرینگ جامپا، مدیر اجرایی سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات اروپا، برای «بسیاری … نخستین آشناییشان با چشمانداز و فرهنگ شگفتانگیز تبت» بوده است.[۷۷] در سال ۲۰۰۱، بنیاد هرژه خواستار جمعآوریِ ترجمهٔ چینی این اثر شد که با عنوان «تنتن در تبتِ چین» منتشر شده بود. این اثر سپس با ترجمهٔ درستِ عنوان دوباره منتشر شد.[۷۸] فانی رودول، بیوهٔ هرژه، که این جایزه را به نمایندگی از بنیاد هرژه دریافت کرد، گفت: «هرگز فکر نمیکردیم این داستانِ دوستی پس از بیش از ۴۰ سال چنین بازتاب و تأثیری داشته باشد.»[۷۵]
نقد ادبی
[ویرایش]مطالعهٔ تنتن که گاه «تنتنشناسی» نامیده میشود، به کارِ عمری برخی از منتقدان ادبی در بلژیک، فرانسه و بریتانیا بدل شده است.[۷۹] نویسندهٔ بلژیکی، فیلیپ گودن، در کنار دیگر آثارش دربارهٔ این مجموعه، کتابهای هرژه و گزارشگران تنتن: از «لو پُتی وِنتیم» تا مجلهٔ تنتن (۱۹۸۶) و هرژه و بیگوتودوها (۱۹۹۳) را نوشته است.[ت] در سال ۱۹۸۳، نویسندهٔ فرانسوی، بنوآ پیترس، کتاب دنیای هرژه را به زبان فرانسوی منتشر کرد که سپس در سال ۱۹۸۸ با عنوان تنتن و دنیای هرژه به انگلیسی منتشر شد.[۸۰] خبرنگار و نویسندهٔ انگلیسی، مایکل فار، آثاری چون تنتن، ۶۰ سال ماجراجویی (۱۹۸۹)، تنتن: راهنمای جامع (۲۰۰۱)،[۸۱] تنتن و شرکا (۲۰۰۷)[۸۲] و ماجراهای هرژه (۲۰۰۷)[۸۳] را نوشته است، و تهیهکنندهٔ تلویزیونی انگلیسی، هری تامسون، نیز کتاب تنتن: هرژه و آفرینش او (۱۹۹۱) را تألیف کرده است.[۸۴]
منتقدان ادبی، عمدتاً در اروپای فرانسویزبان، ماجراهای تنتن را نیز بررسی کردهاند. در سال ۱۹۸۴، ژان-ماری آپوستولیدس پژوهش خود دربارهٔ ماجراهای تنتن را از منظری «بزرگسالانهتر» با عنوان دگردیسیهای تنتن منتشر کرد که در سال ۲۰۱۰ به انگلیسی با عنوان دگردیسیهای تنتن یا تنتن برای بزرگسالان منتشر شد.[۸۵] نیتان پرل-روزنتال از نیو ریپابلیک در نقد کتاب آپوستولیدس آن را «برای افراد حساس مناسب ندانست» و گفت که کتاب «انبوهی از تحلیل دقیق متنی دارد و سرشار از اصطلاحات روانشناختی است».[۸۶] پس از کار آپوستولیدس، روانکاو فرانسوی، سرژ تیسِرون، این مجموعه را در کتابهای تنتن و رازهای خانوادگی (۱۹۹۰)[۸۷] و تنتن و راز هرژه (۱۹۹۳) بررسی کرد.[۸۸]
نخستین اثر نقد ادبیِ انگلیسیزبان که بهطور اختصاصی به این مجموعه پرداخت، تنتن و راز ادبیات بود که رماننویس و منتقد ادبی تام مککارتی (نویسنده) آن را نوشت و در سال ۲۰۰۶ منتشر شد. مککارتی آثار هرژه را با آثار آیسخولوس، انوره دو بالزاک، جوزف کنراد و هنری جیمز مقایسه میکند و استدلال میکند که این مجموعه کلیدی برای فهم خودِ ادبیات دربردارد.[۸۹] مککارتی ماجراهای تنتن را «بهطرزی شگفتآور غنی» میدانست[۴۳] که دربردارندهٔ «تسلطی بر طرح و نماد، مضمون و زیرمتن» است[۹۰] و او، با تأثیر از خوانشهای روانکاوانهٔ تیسِرون، معتقد بود که میتوان آنها را رمزگشایی کرد تا مجموعهای از درونمایههای تکرارشونده آشکار شود؛ از دادوستد پایاپای[۹۱] گرفته تا آمیزش جنسیِ ضمنی و غیرصریح[۹۲] که هرژه در سراسر این مجموعه گنجانده است. توبی کلمنتس در نقد این کتاب در دیلی تلگراف استدلال کرد که اثر مککارتی ــ و بهطور کلی نقد ادبیِ کمیکهای هرژه ــ «بهشکلی خطرناک نزدیک میشود» به اینکه صرفاً «اشتیاقِ کسانی را سیر کند که حاضرند مرز میان علاقهمند و وسواسی را» در جامعهٔ تنتنشناسان پشت سر بگذارند.[۹۳]
مناقشه و جنجالها
[ویرایش]

قدیمیترین داستانهای ماجراهای تنتن مورد نقد قرار گرفتهاند[۹۵] بهخاطر خشونت علیه حیوانات، استعمارگرایی، خشونت، و تصویرسازیهای نژادپرستانه و کاریکاتوری از غیراروپاییها.[۹۶] بنیاد هرژه این نقدها را ناشی از سادگی و ناآگاهی دانسته و پژوهشگرانی مانند هری تامسون گفتهاند که «هرژه همان کاری را انجام داد که ابه نوربر والز به او گفته بود»؛[۹۷] با این حال خود هرژه احساس میکرد که پیشزمینهٔ او باعث میشود نتواند از پیشداوری اجتناب کند و گفته بود: «ذهن من از تعصبات و پیشداوریهای جامعهٔ بورژوازی اطرافم تأثیر پذیرفته بود.»[۲۰]
در سال ۱۹۹۹، مسئلهٔ گرایشهای سیاسی تنتن موضوع بحثی در پارلمان فرانسه بود.[۹۸]
کتاب تنتن در کنگو بهخاطر نمایش آفریقاییها بهعنوان انسانهایی سادهلوح و بدوی مورد انتقاد قرار گرفته است.[۹۹] در اثر اصلی، تنتن در کنار تختهٔ سیاه در حال تدریس به گروهی از کودکان آفریقایی نشان داده شده است: «دوستان عزیزم، امروز میخواهم دربارهٔ سرزمین پدری شما صحبت کنم: بلژیک».[ث] هرژه در سال ۱۹۴۶ این صحنه را بازطراحی کرد تا تنتن را در حال تدریس ریاضی نشان دهد.[۱۰۰] او بعدها نقصهای داستان اصلی را پذیرفت و آن را به «نمایش آفریقاییها با روحیهٔ پدرسالارانهٔ آن زمان» توجیه کرد.[۲۰] سو باسول، سردبیر تنتن در مثوئن، در سال ۱۹۸۸ مشکلات کتاب را چنین خلاصه کرد: «همهٔ مشکلات مربوط به لبهای [بزرگ] لاستیکیشکل و انبوهی از حیوانات مرده است»؛[ج] اگرچه تامسون اشاره کرد که نقلقول او ممکن است «از متن خارج شده باشد.»[۱۰۱]
با الهام از کتاب سکوتهای سرهنگ برامبل اثر آندره موروا، هرژه تنتن را بهعنوان یک شکارچی بزرگ نشان میدهد که بهطور اتفاقی پانزده آنتلوپ میکشد، در حالی که تنها یکی برای وعدهٔ شام لازم است. نگرانیها دربارهٔ تعداد حیوانات کشتهشده باعث شد ناشران اسکاندیناویایی تنتن درخواست تغییر کنند. صحنهای که در آن تنتن کرگدن را با فروکردن دینامیت در پشت آن میکشد، بسیار خشن و غیرقابل قبول تلقی شد و هرژه آن را با صحنهای جایگزین کرد که کرگدن بهطور تصادفی اسلحهٔ تنتن را که زیر درختی خوابیده، شلیک میکند.[۹۴] در سال ۲۰۰۷، کمیسیون برابری نژادی بریتانیا خواستار جمعآوری کتاب از قفسههای کتابفروشیها پس از شکایتی شد و گفت: «باورکردنی نیست که در این روزگار، شرکت بوردِرز فکر میکند فروش و عرضهٔ تنتن در کنگو قابل قبول است.»[۱۰۲] در اوت ۲۰۰۷، یک دانشجوی کنگویی در بروکسل شکایتی ثبت کرد مبنی بر اینکه کتاب توهینی به مردم کنگو است. دادستانهای عمومی تحقیق کردند و پروندهٔ کیفری آغاز شد، هرچند موضوع به دادگاه مدنی منتقل شد.[۱۰۳] مرکز «فرصتهای برابر بلژیک» هشدار داد که باید از «واکنشهای افراطی و نزاکت سیاسی بیش از حد» پرهیز شود.[۱۰۴]
هرژه برخی از کتابهای اولیه را در چاپهای بعدی تغییر داد، معمولاً به درخواست ناشران. برای نمونه، به تحریک ناشران آمریکایی، بسیاری از شخصیتهای سیاهپوست در تنتن در آمریکا دوباره رنگآمیزی شدند تا نژادشان قفقازی یا مبهم باشد.[۱۰۵] در ستاره اسرارآمیز شخصیت منفی آمریکایی با نام خانوادگی یهودی «بلومناشتاین» داشت.[۱۰۶] این موضوع جنجالبرانگیز شد، زیرا شخصیت ویژگیهای کلیشهای و اغراقشدهٔ یهودی داشت. نام «بلومناشتاین» در چاپهای بعدی به آمریکایی با نام کمتر مشخص قومی، آقای بولوینکل تغییر یافت و سپس به یک آمریکای جنوبی از کشور خیالی سائو ریکو تبدیل شد. هرژه بعدها متوجه شد که «بولوینکل» نیز نامی یهودی است.[۵۵] در سالهای اخیر حتی گرایشهای سیاسی صلحطلبانهٔ تنتن نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفتهاند.[۱۰۷]
اقتباسها و یادآورها
[ویرایش]ماجراهای تنتن علاوه بر کمیک استریپ اصلی و مجموعه کتابهایش، در رسانههای متنوع دیگری نیز اقتباس شده است. هرژه از این اقتباسها حمایت میکرد و اعضای استودیوی او روی فیلمهای انیمیشنی کار میکردند. پس از مرگ هرژه در ۱۹۸۳، شاخهٔ تجاری و حقوق نشر بنیاد هرژه، مسئول صدور مجوز برای اقتباسها و نمایشگاهها شدند.[۱۰۸]
تلویزیون و رادیو
[ویرایش]دو اقتباس انیمیشنی تلویزیونی و یک اقتباس رادیویی تولید شده است.
ماجراهای تنتن اثر هرژه (۱۹۵۷) نخستین تولید استودیوی بلویزیون بود.[۱۰۹] ده کتاب هرژه اقتباس شدند و هرکدام به صورت سریالهای پنج دقیقهای منتشر شدند، و در مجموع ۱۰۳ قسمت تولید شد.[چ] این مجموعه توسط ری گوسنس کارگردانی شد و نویسندۀ آن هنرمند بلژیکی، گِرِگ بود که بعدها سردبیر مجلهٔ تنتن شد و تهیهکننده آن نیز ریمون لوبلان بود.[ح] بیشتر داستانهای این سریال بهشدت با کتابهای اصلی تفاوت داشتند و اغلب کل طرح داستان را تغییر میدادند.[۱۰۹]
ماجراهای تنتن (مجموعه تلویزیونی) (۱۹۹۱–۱۹۹۲) موفقترین سریال تلویزیونی تنتن بود. این اقتباس شامل بیست و یک کتاب تنتن بود[خ][۱۱۰] و توسط استفان برناسکونی کارگردانی شد و توسط شرکت ایلیپسنیم (فرانسه) و نلوانا (کانادا) به نمایندگی از بنیاد هرژه تولید شد. این سریال بهشدت وفادار به آلبومها بود، بهگونهای که نقاش های اصلی کتاب، اغلب مستقیماً به صفحهٔ تلویزیون منتقل میشدند.[۱۱۰] این سریال در بیش از پنجاه کشور پخش شد و بهصورت دیویدی منتشر شد. در آمریکا از شبکهٔ اچبیاو پخش شد.[۱۱۱]
سریال رادیویی ماجراهای تنتن (۱۹۹۲–۱۹۹۳) توسط شبکهٔ رادیویی بیبیسی ۵ تولید شد. ریچارد پیرس نقش تنتن و اندرو ساکس نقش میلو را بازی کردند. ایفای نقش کاپیتان هادوک در سری اول با لئو مککرن و در سری دوم با لایونل جفریس ایفای بود، پروفسور تورنسل توسط استیون مور و دوپونت و دوپونط توسط چارلز کی بازی شدند.[۱۱۲]
ماجراهای تنتن همچنین بهصورت درامهای رادیویی بر روی الپی و نوار کاست در نسخههای فرانسوی در بلژیک، فرانسه و کانادا، نسخههای آلمانی در آلمان، نسخههای سوئدی در سوئد، نسخههای دانمارکی در دانمارک و نسخههای نروژی در نروژ منتشر شد.[۱۱۲]
سینما
[ویرایش]پیش از مرگ هرژه در ۱۹۸۳، پنج فیلم سینمایی بلند از ماجراهای تنتن ساخته شد و یک فیلم دیگر در سال ۲۰۱۱ تولید گردید.
خرچنگ پنجهطلایی (۱۹۴۷) نخستین تلاش موفق برای اقتباس یکی از کمیکها به فیلم بلند بود. فیلم توسط کلود میسون و ژوآو بی میچیلس نوشته و کارگردانی شد و یک تولید عروسکی استاپموشن از سوی یک استودیوی کوچک بلژیکی بود.[۱۱۳] ماجراهای تنتن: اسرار کشتی طلایی (۱۹۶۱)، نخستین فیلم لایو اکشن تنتن، اقتباسی از یکی از ماجراهای تنتن نبود، بلکه بر اساس فیلمنامهای غیر اقتباسی نوشتهٔ آندره باره و رمو فورلانی ساخته شد.[۱۱۴] این فیلم توسط ژان-ژاک ویرن کارگردانی و با بازی ژان پیر تالبو در نقش تنتن و ژرژ ویلسون در نقش کاپیتان هادوک ساخته شد. داستان شامل سفر تنتن به استانبول برای در اختیار گرفتنِ کشتی «گلدن فلیس» است، کشتیای که طی وصیت دوستِ هادوک، «تمیستوکله پاپارانیک»، به او واگذار شده است. اما تنتن و هادوک درمییابند گروهی از شرورها نیز خواهان این کشتی هستند، زیرا معتقدند این کشتی آنها را به گنجی پنهان خواهد رساند.[۱۱۴]
تنتن و پرتقالهای آبی (۱۹۶۴)، دومین فیلم بلند لایو اکشن، به دنبال موفقیت فیلم اول ساخته شد. این فیلم نیز بر اساس فیلمنامهای غیر اقتباسی توسط آندره باره بود، کارگردانی آن بر عهدهٔ فیلیپ کاندرویر بود و ژان پیر تالبو در نقش تنتن و ژان بوئیز در نقش هادوک بازی کردند.[۱۱۵] داستان شامل اختراعی جدید به نام «پرتقال آبی» است که در بیابان رشد میکند و میتواند قحطی جهانی را حل کند، اختراعی از دوستِ پروفسور تورنسل، استاد اسپانیایی زالامئا. امیری که منافعش از این اختراع تهدید میشود، زالامئا و تورنسل را میرباید و تنتن و هادوک برای نجات آنها به اسپانیا سفر میکنند.[۱۱۵]
تنتن و معبد خورشید (۱۹۶۹)، نخستین فیلم پویانمایی سنتی تنتن، از دو ماجرای هفت گوی بلورین و معبد خورشید اقتباس شده است. این نخستین فیلم کامل انیمیشنی از بلویزیون، تحت مدیریت ریمون لوبلان بود که اخیراً سریال تلویزیونی تنتن را ساخته بود؛ کارگردانی آن بر عهدهٔ ادی لاتست بود و موسیقی فیلم توسط آهنگساز مشهور فرانسوا روبر اجرا شد. اقتباس تا حد زیادی وفادار به کتاب بود، اگرچه بخش هفت گوی بلورین بهشدت کوتاه شده است.[۱۱۵]
تنتن و دریاچه کوسهها (۱۹۷۲)، دومین فیلم پویانمایی سنتی و آخرین فیلم تنتن به مدت نزدیک به ۴۰ سال، بر اساس فیلمنامهٔ اصلی گِرِگ و کارگردانی ریمون لوبلان ساخته شد.[۱۱۶] در این فیلم تنتن به سیلداوی سفر میکند تا دشمن قدیمیاش راستاپوپولوس را فریب دهد. هرچند ظاهر فیلم غنیتر است، داستان کمتر متقاعدکننده است.[۱۱۷] این فیلم بعداً به یک آلبوم کمیک تبدیل شد که شامل قابهای ثابت فیلم بود.[۱۱۸]
ماجراهای تنتن (۲۰۱۱) فیلم سهبعدی موشنکپچر ساختهٔ استیون اسپیلبرگ بود که بر اساس سه کتاب هرژه خرچنگ پنجهطلایی (۱۹۴۱)، اسب شاخدار (۱۹۴۳) و گنجهای راکام (۱۹۴۴) ساخته شد.[۱۱۹] شرکت «وتا دیجیتال» به مالکیت و سرپرستی پیتر جکسون، انیمیشن و جلوههای ویژه را فراهم کرد. این فیلم نقدهای مثبتی دریافت کرد و در گیشه هم موفق بود.
مستندها
[ویرایش]من، تنتن (۱۹۷۶) توسط استودیوی بلویزیون و پیر فیلم تولید شد.[۱۲۰]
من و تنتن (۲۰۰۳)، یک فیلم مستند به کارگردانی آندرس هوگسبرو اوستِرگورد و با مشارکت شرکتهایی از دانمارک، بلژیک، فرانسه و سوئیس، بر پایهٔ یک مصاحبهٔ ضبطشده با هرژه توسط نوما سادول در سال ۱۹۷۱ ساخته شد. اگرچه این مصاحبه بهصورت کتاب منتشر شد، هرژه پیش از انتشار اجازه داشت متن را ویرایش کند و بخش بزرگی از مصاحبه حذف شده بود.[۱۲۱] سالها پس از مرگ هرژه، فیلمساز به نوارهای اصلی بازگشت و اندیشههای غالباً شخصی و ژرف هرژه را بازیابی کرد و بدینترتیب بینندگان را بیش از پیش به دنیای تنتن و هرژه نزدیک ساخت.[۱۲۰] این مستند در ۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۰۶ از شبکهٔ پیبیاس در ایالات متحده پخش شد.[۱۲۲]
در مسیر تنتن (۲۰۱۰) یک مجموعهٔ مستند تلویزیونی پنجقسمتی است که با ترکیب قابهای کمیک (ثابت یا موشن کمیک) با تصاویر لایو اکشن و همراه با ارائهٔ توضیحات، چندین آلبوم از این مجموعهٔ کتاب را مرور میکند.
تئاتر و نمایش
[ویرایش]
هرژه خود نیز در خلق دو نمایشنامه نقش داشت و در این زمینه با طنزنویس ژاک فان ملکبکه همکاری کرد. نمایش تنتن در هند: راز الماس آبی (۱۹۴۱) بخش عمدهای از نیمهٔ دوم سیگارهای فرعون را دربر میگیرد؛ جایی که تنتن میکوشد یک الماس آبیِ ربودهشده را بازپس بگیرد. نمایش ناپدید شدن آقای بولاک (۱۹۴۱–۱۹۴۲) تنتن، میلو و دوپونت و دوپونط را در سفری دور دنیا و بازگشت دوباره به بروکسل همراهی میکند تا یک شیاد را که قصد تصاحب ثروت یک میلیونر ناپدیدشده را دارد افشا کنند. این نمایشها در تئاتر سلطنتی گالریها در بروکسل اجرا شدند. متن نمایشنامهها امروزه دیگر در دسترس نیست.[۱۲۴]
در اواخر دههٔ ۱۹۷۰ و اوایل دههٔ ۱۹۸۰، دو نمایش تنتن در تئاتر آرتس در وست اِند لندن تولید شد که جفری کیس آنها را برای شرکت تئاتر یونیکورن اقتباس کرده بود. این دو نمایش عبارت بودند از ماجرای بزرگ آمریکاییِ تنتن بر اساس کتاب تنتن در آمریکا (۱۹۷۶–۱۹۷۷) و تنتن و جزیرهٔ سیاه بر پایهٔ کتاب جزیرهٔ سیاه (۱۹۸۰–۱۹۸۱)؛ نمایش دوم بعدها به تور رفت.[د][۱۲۳]
یک تئاتر موزیکال بر اساس هفت گوی بلورین و معبد خورشید در ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۱ در تئاتر شهر آنتورپ، بلژیک، برای نخستین بار به روی صحنه رفت. این اثر با عنوان «تنتن – معبد خورشید - موزیکال» اجرا شد و پیش از آنکه در سال ۲۰۰۲ با عنوان «تنتن – معبد خورشید – نمایش موزیکال» به شارلروآ منتقل شود، از شبکهٔ کانال پلاس پخش گردید.[۱۲۵]
گروه تئاتری یانگ ویک در لندن نسخهٔ موزیکال ماجراهای تنتن اثر هرژه، اقتباسی از تنتن در تبت، را در مرکز هنری باربیکن در سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۶ اجرا کرد؛ این تولید به کارگردانی روفوس نوریس بود و اقتباس آن را نوریس و دیوید گریگ انجام دادند.[۱۲۶] این نمایش سپس با موفقیت در تئاتر پلیهاوس در وستاند لندن دوباره اجرا شد و پیش از برگزاری تور (۲۰۰۶–۲۰۰۷)[۱۲۷] به مناسبت صدمین سالگرد تولد هرژه در سال ۲۰۰۷ احیا گردید.[۱]
بازیهای ویدئویی
[ویرایش]تنتن از سال ۱۹۸۹ وارد دنیای بازیهای ویدئویی شد؛ زمانی که شرکت بازیسازی فرانسوی اینفوگرامز، بازی پهلو-پیمایش تنتن روی ماه را منتشر کرد.[۱۲۸] همین شرکت در سال ۱۹۹۵ یک سکوبازی با عنوان تنتن در تبت برای سوپر نینتندو و مگا درایو/جنسیس عرضه کرد.[۱۲۹] سکوبازی دیگری از اینفوگرامز با عنوان زندانیان معبد خورشید سال بعد برای سوپر نینتندو، مایکروسافت ویندوز و گیم بوی کالر منتشر شد.[۱۳۰]
در سال ۲۰۰۱، تنتن در بازی سهبعدی تنتن: ماجرای سرنوشت که توسط اینفوگرامز برای ویندوز و پلیاستیشن منتشر شد، بهصورت سهبعدی ظاهر شد.[۱۳۱] سپس در سال ۲۰۱۱، یک بازی اکشن-ماجراجویی با عنوان ماجراهای تنتن: راز کشتی تکشاخ، همزمان با فیلم ماجراهای تنتن (۲۰۱۱) در ماه اکتبر توسط یوبیسافت عرضه شد.[۱۳۲] در سال ۲۰۲۰، یک بازی موبایلی جورچین سهتایی با عنوان تنتن مچ (بازی تطبیقی تنتن) توسط شرکت «فیفث پلنت گیمز» منتشر شد.[۱۳۳] یک بازی ماجراجویی با عنوان تنتن خبرنگار – سیگارهای فرعون نیز در سال ۲۰۲۳ توسط مایکرویدس عرضه شد.[۱۳۴]
یادگاریها و کالاهای مرتبط
[ویرایش]
تصاویر ماجراهای تنتن مدتهاست که برای استفاده روی کالاهای تجاری مجوز گرفتهاند و موفقیت مجلهٔ تنتن به ایجاد بازار برای چنین محصولات کمک کرد. تصویر تنتن برای فروش انواع محصولات، از ساعت زنگدار تا زیرپوش، استفاده شده است. شمار زیادی از اقلام مرتبط با شخصیت در دسترس بودهاند که برخی از آنها بهعنوان کالای مجموعهای ارزشمند شدند.[۱۳۶]
بنیاد هرژه کنترل مجوزها را از طریق شرکت «مولینسار» (با نام کنونی «تنتنایماژیناسیو»)،[۱۳۷] شاخهٔ تجاری بنیاد، حفظ کرده است. پیتر هورمانس، مدیرکل وقت شرکت مولینسار در سال ۲۰۰۲، در این باره گفت: «باید از این دارایی بسیار محافظت کنیم. هیچ شریک احتمالی را دستکم نمیگیریم و باید بسیار انتخابگر باشیم … تا او همچنان به محبوبیت فعلی بماند، باید در استفاده از تصویرش دقت زیادی شود.»[۱۳۸] با این حال، بنیاد از سوی محققان مورد انتقاد قرار گرفته است که «با تمرکز بر کالاهای پرسود، آثار هرژه را کماهمیت جلوه میدهد»، بهویژه پس از اقدام اواخر دههٔ ۱۹۹۰ که برای استفاده از تصاویر مرتبط برای مقالاتشان هزینهای دریافت شد.[۱۳۹]
سوغات، یادگاری و کالاهای مرتبط با تنتن به ایجاد زنجیرهای از فروشگاهها که تنها بر پایهٔ این شخصیت فعالیت کنند، امکانپذیر شده است. اولین فروشگاه در سال ۱۹۸۴ در کاونت گاردن لندن افتتاح شد.[۱۳۵] فروشگاههای تنتن همچنین در بروخه و بروکسل در بلژیک و در مونپلیه فرانسه راهاندازی شدهاند. در سال ۲۰۱۴، فروشگاهی در تاگویگ فیلیپین افتتاح شد که دومین فروشگاه از این نوع در جنوب شرق آسیا بود. پیشتر، نخستین فروشگاه در جنوب شرق آسیا در سال ۲۰۱۰ در سنگاپور افتتاح شده بود.[۱۴۰] نامِ کتابفروشی زنجیرهای بریتانیایی «اوتاکار» که در سال ۱۹۸۷ تأسیس شد، از شخصیت شاه اوتاکار چهارم در کتاب عصای اسرارآمیز الهام گرفته و فروشگاههای آن تا زمان خرید توسط واترستونز در ۲۰۰۶، مقدار زیادی کالاهای مرتبط با تنتن عرضه میکردند.[۱۴۱]
تمبرها و سکهها
[ویرایش]
تصویر تنتن بارها بر روی تمبر پستی استفاده شده است. اولین تمبر تنتن یک تمبر هشت فرانکی بود که توسط بیپست بلژیک در ۲۹ سپتامبر ۱۹۷۹ به مناسبت پنجاهمین سالگرد انتشار اولین ماجرای تنتن منتشر شد و تنتن و میلو را نشان میداد که با ذرهبین به چند تمبر نگاه میکنند.[۱۴۳]
در سال ۱۹۹۹، یک بلوک نهتایی تمبر به مناسبت ده سالگی مرکز کمیک بلژیک منتشر شد که تمبر مرکزی آن، عکس موشک معروف هدف کره ماه بود که در سالن ورودی مرکز کمیک قرار دارد.[۱۴۲] در ۳۱ دسامبر ۲۰۰۱، به مناسبت پایان استفاده از فرانک بلژیک و هفتادمین سالگرد انتشار تنتن در کنگو، دو تمبر دیگر منتشر شد: یکی تنتن با کلاه پنبهای و یک ورق یادبود با یک تمبر در وسط، که این تمبرها بهطور مشترک در جمهوری دموکراتیک کنگو نیز منتشر شدند.[۱۴۲]
در سال ۲۰۰۴، بیپست بلژیک جشن ۷۵مین سالگرد خود، پنجاهمین سالگرد انتشار بیپست و سیوپنجمین سالگرد فرود انسان روی ماه را با یک ورق یادبود پنجتایی تمبر گرامی داشت.[۱۴۴] برای صدسالگی تولد هرژه در ۲۰۰۷،[۱] بیپست یک ورق ۲۵تایی تمبر منتشر کرد که جلدهای تمام ۲۴ کتاب ماجراهای تنتن (به ۲۴ زبان) و پرتره هرژه در مرکز آن را نشان میداد.[۱۴۲] ورق یادبود دیگری به نام «تنتن بر پرده نمایش» در ۳۰ اوت ۲۰۱۱ منتشر شد که اقتباسهای فیلم و تلویزیونی تنتن را نمایش میداد.[ذ][۱۴۲]
تنتن همچنین بر روی سکههای یادبود نیز به تصویر درآمده است. در سال ۱۹۹۵، «ضرابخانه پاریس» مجموعهای از دوازده مدال طلا با تیراژ محدود ۵۰۰۰ نسخه صادر کرد.[۱۴۵] یک مدال نقرهای نیز در ۲۰۰۴ برای گرامیداشت پنجاهمین سالگرد کتاب روی ماه قدم گذاشتیم به بازار عرضه شد، با تیراژ محدود ۱۰٬۰۰۰ نسخه که سریع به فروش رسید.[۱۴۶]
در سال ۲۰۰۴، بلژیک یک سکه یادبود یورویی با تصویر تنتن و میلو برای جشن ۷۵ سالگی نخستین کتاب ماجرای تنتن منتشر کرد.[۱۴۷] این سکه، با وجود ارزش اسمی ۱۰ یورو، فقط در بلژیک بهعنوان پول قانونی معتبر بود.[۱۴۷]
بین سالهای ۲۰۰۶–۲۰۱۲، فرانسه مجموعه سکههای یادبود «قهرمانان کمیک استریپ» را برای کمیکهای مشهور فرانسوی-بلژیکی منتشر کرد که در ۲۰۰۶ با تنتن آغاز شد.[۱۴۸] این مجموعه شامل شش سکه یورویی متفاوت بود برای بزرگداشت هِرژه بود: سه سکه نقرهای ۱/۵ یورویی با تصاویر «تنتن و پروفسور تورنسل»، «تنتن و کاپیتان هادوک»، «تنتن و چانگ»؛ یک سکه طلای ۱۰ یورویی با تصویر تنتن؛ و سکههای ۲۰ یورویی نقره و ۵۰ یورویی طلا با تصاویر تنتن و میلو.[۱۴۸] در صدسالگی تولد هرژه در ۲۰۰۷، بلژیک سکه ۲۰ یورویی نقرهای هرژه/تنتن را منتشر کرد.[۱۴۹]

در زمان زندگی هرژه، نقیضههایی از ماجراهای تنتن تولید شد که یکی از نخستین آنها در روزنامه بلژیکی لا پاتری (سرزمین پدری) پس از آزادسازی کشور از اشغال نازیها در سپتامبر ۱۹۴۴ منتشر شد. این نوار کوتاه و ساده با عنوان تنتن در سرزمین نازیها هرژه را به دلیل کار کردن برای یک روزنامه تحت اداره نازیها تمسخر میکند.[۱۵۱]
پس از مرگ هرژه، صدها نقیضه و آثار تقلیدی غیررسمی از ماجراهای تنتن تولید شد که ژانرهای متنوعی را پوشش میدهند.[۱۵۰] تام مککارتی این آثار را به سه گروه تقسیم کرده است: پورنوگرافیک، سیاسی و هنری.[۱۵۲] در برخی موارد، نام «تنتن» با اسامی مشابهی مانند «نتنت»، «تَمتَم» یا «کینکین» جایگزین میشود.[۱۵۰]
گروه اول، نقیضههای پورنوگرافیک، شامل تنتن در سوئیس و زندگی جنسی تنتن است که در آنها تنتن و دیگر شخصیتها درگیر اعمال جنسی هستند.[۱۵۳] نمونهای دیگر تنتن در تایلند است که در آن تنتن، هادوک و تورنسل به منظور گردشگری جنسی به تایلند سفر میکنند. این کتاب در دسامبر ۱۹۹۹ منتشر شد، اما در سال ۲۰۰۱ پلیس بلژیک افرادی که مسئول تولید آن بودند را دستگیر و ۶۵۰ نسخه کتاب را به دلیل نقض حق نشر ضبط کرد.[۱۵۴]
نقیضههای سیاسی نیز تولید شدهاند، مانند تنتن در عراق که سیاست جهانی اوایل قرن بیست و یکم را مسخره میکند و شخصیت ژنرال آلکازار نماینده رئیسجمهور آمریکا، جرج دابلیو. بوش است.[۱۵۰] کتاب رهایی یک داستان سوسیالیستی انقلابی است که در بریتانیا در دهه ۱۹۸۰ میگذرد و تنتن و عموی او (که از کاپیتان هادوک الگوبرداری شده) شخصیتهای کارگری هستند که برای مخالفت با سیاستهای سرمایهداری دولت حزب محافظهکار مارگارت تاچر به سوسیالیسم روی میآورند.[۱۵۰]
برخی هنرمندان آثار هنری و داستانی تولید کردهاند که بیشتر شبیه به فن فیکشن هستند تا نقیضه. هنرمند سوئیسی «ایگزم» داستانهای بیادبانهای از شخصیت «زَنزَن» خلق کرده که گاردین آن را «زیباترین آثار تقلیدی» میداند.[۱۵۰] همچنین کارتونیست کانادایی ایو رودیه چند اثر تنتن تولید کرده که هیچیک توسط بنیاد هرژه مجاز نبوده، از جمله تکمیل نسخه ناتمام تنتن و هنر الفبا به سبک لینیه کلر هرژه.[۱۵۰]
واکنشها به این نقیضهها متفاوت بوده است. بسیاری آنها را توهین به آثار هرژه میدانند.[۱۵۰] نیک رودول، از بنیاد هرژه، معتقد است که «هیچیک از این کپیکنندگان طرفدار واقعی هرژه نیستند. اگر بودند، به خواست او احترام میگذاشتند که هیچکس جز او ماجراهای تنتن را نکشد.»[۱۵۰] بنیاد هرژه در صورت امکان علیه تولیدکنندگان چنین آثاری اقدام قانونی کرده است. در عین حال، برخی دیگر این نقیضهها و آثار تقلیدی را به عنوان ادای احترام به هرژه میدانند و جمعآوری آنها به یک «شاخه تخصصی» تبدیل شده است.[۱۵۰]
در ایالات متحده، از ۱ ژانویه ۲۰۲۵، تنتن و دیگر شخصیتهای کمیکهای ۱۹۲۹ وارد مالکیت عمومی شدهاند، اما در بلژیک، کشور زادگاه هرژه، این اتفاق تا سال ۲۰۵۴ رخ نخواهد داد.[۱۵۵] هنرمند فرانسوی فابریس ساپولسکی برنامه خود برای بازسازی تنتن نسخه ۱۹۲۹ را اعلام کرده است.[۱۵۶] با این حال، برای آلن برنبوم، وکیل بنیاد هرژه، طبق کنوانسیون برن، تنتن در سال ۲۰۳۴ وارد مالکیت عمومی خواهد شد.[۱۵۷]
نمایشگاهها
[ویرایش]

پس از مرگ هرژه در سال ۱۹۸۳، آثار هنری او در نمایشگاههایی در سراسر جهان مورد تجلیل قرار گرفت و آگاهی عمومی نسبت به تنتن در سطح بالایی حفظ شد. نخستین نمایشگاه بزرگ تنتن در لندن با عنوان تنتن: ۶۰ سال ماجراجویی در سال ۱۹۸۹ در تالار شهر چلسی برگزار شد. این نمایشگاه اولیه بسیاری از طرحها و مرکبهای اصلی هرژه، و همچنین تعدادی از گواشهای اصلی را به نمایش گذاشت.[۱۵۹] در سال ۲۰۰۱، نمایشگاهی با «ده هزار بار لعنت بر شیطون!» (عنوانِ یکی از ناسزاهای کاپیتان هادوک) در موزه ملی دریانوردی پاریس برگزار شد.[۱۶۰] در سال ۲۰۰۲، موزه هنر بونکامورا در توکیو نمایشگاهی از طراحیهای اصلی هرژه و نیز زیردریایی و موشک اختراعشده توسط پروفسور تورنسل در داستانها را برپا کرد.[۱۶۱] موزه ملی دریانوردی لندن در گرینویچ در سال ۲۰۰۴ میزبان نمایشگاه «ماجراهای تنتن در دریا» بود که بر ماجراهای دریایی تنتن تمرکز داشت و به مناسبت هفتاد و پنجمین سالگرد انتشار نخستین ماجرای تنتن برگزار شد.[۱۶۲] سال ۲۰۰۴ همچنین شاهد برگزاری نمایشگاهی در تالارهای سن-ژری / سینت-گوریکشالن در بروکسل با عنوان تنتن و شهر بود که همه شهرهایی را که تنتن به آنها سفر کرده بود به نمایش میگذاشت.[۱۶۳]
مرکز کمیک استریپ بلژیک در منطقه تجاری بروکسل در سال ۲۰۰۴ بخشهایی را به هرژه اختصاص داد.[۱۶۴] مسیر کمیک بروکسل در مرکز این شهر نخستین دیوارنگاره تنتن خود را در ژوئیه ۲۰۰۵ اضافه کرد.[۱۶۵]
صدمین سالگرد تولد هرژه در سال ۲۰۰۷[۱] در بزرگترین موزه هنر مدرن اروپا، مرکز ژرژ پمپیدو در پاریس، با نمایشگاه هنری هرژه که به بزرگداشت آثار او اختصاص داشت، گرامی داشته شد. این نمایشگاه که از ۲۰ دسامبر ۲۰۰۶ تا ۱۹ فوریه ۲۰۰۷ برگزار شد، حدود ۳۰۰ صفحه و طراحی اصلی از هرژه را به نمایش گذاشت، از جمله هر ۱۲۴ صفحه اصلی گل آبی.[۱۵۸] لوران لو بون، برگزارکننده نمایشگاه، گفت: «برای مرکز مهم بود که آثار هرژه را در کنار آثار آنری ماتیس یا پابلو پیکاسو نشان دهد».[۱۶۶] مایکل فار ادعا کرد: «هرژه مدتهاست که بهعنوان یک چهره پدرگونه در دنیای کمیک شناخته میشود. اگر اکنون بهعنوان یک هنرمند مدرن به رسمیت شناخته میشود، این بسیار مهم است.»[۱۶۷]
در سال ۲۰۰۹، موزه هرژه با طراحی معاصر در شهر لوون لنوو، در جنوب بروکسل افتتاح شد.[۱۶۸] بازدیدکنندگان از دنبالهای از هشت سالن دائمی عبور میکنند که کل دامنه آثار هرژه را پوشش میدهد و جهان تنتن و دیگر آفرینشهای او را به نمایش میگذارد.[۱۶۹] علاوه بر این، این موزه جدید تاکنون میزبان نمایشگاههای موقت متعددی بوده است، از جمله سفر به تبت با تنتن.[۱۷۰]
میراث
[ویرایش]هرژه بهعنوان یکی از برجستهترین کارتونیستهای قرن بیستم شناخته میشود.[۱۷۲] بهویژه، سبک لینیه کلر هرژه تأثیر چشمگیری بر خالقان دیگر کمیکهای فرانسوی-بلژیکی گذاشته است. همکاران مجله تنتن از سبک لینیه کلر استفاده کردهاند و هنرمندان بعدی همچون ژاک تاردی، ایو شالان، جیسن لیتل، فیل الیوت، مارتین هندفورد، جف دارو، اریک هوول، گارن یوئینگ، یوست سوارته و دیگران نیز آثاری با این سبک خلق کردهاند.[۱۷۳]
در دنیای گستردهتر هنر، هم اندی وارهول و هم روی لیکتنستاین هرژه را یکی از مهمترین تأثیرگذاران خود دانستهاند.[۱۷۴] لیکتنستاین نقاشیهایی بر اساس قطعاتی از کمیکهای تنتن خلق کرد، در حالی که وارهول از لینیه کلر استفاده کرد و حتی مجموعهای از نقاشیها را با موضوع خودِ هرژه ساخت. وارهول که تحسینکننده «ابعاد سیاسی و طنزآمیز بزرگ» تنتن بود،[۱۷۴] گفت: «هرژه به همان شیوهای بر کار من تأثیر گذاشته که والت دیزنی گذاشته است. برای من، هرژه فراتر از یک هنرمند کمیک استریپ بود».[۱۷۵]
هرژه بهخاطر «خلقِ در هنر، یک سند گرافیکی قدرتمند از تاریخ رنجکشیده قرن بیستم» از طریق کارش بر روی تنتن ستوده شده است،[۱۲۲] و دایرةالمعارف جهانی کمیکِ موریس هورن او را کسی میداند که «رنسانس پس از جنگ جهانی دومِ هنر کمیک اروپا را رهبری کرد».[۱۷۶] فیلسوف فرانسوی میشل سر خاطرنشان کرد که بیستوسه آلبوم کاملشده تنتن یک «شاهکار» است که «هیچ اثرِ هیچ رماننویس فرانسوی از نظر اهمیت یا عظمت با آن قابل مقایسه نیست.»[۱۷۷]
در سال ۱۹۶۶، شارل دو گل گفت: «میدانید، در نهایت، تنها رقیب بینالمللی من تنتن است! ما آدمهای کوچک هستیم که اجازه نمیدهیم قدرتهای بزرگ ما را بترسانند.»[۱۷۸][ر]
در مارس ۲۰۱۵، بروکسل ایرلاینز یک ایرباس ای۳۲۰–۲۰۰ با شماره ثبت او. او-اِساِنبی را با رنگآمیزی ویژه تنتن نقاشی کرد.[۱۷۹]
در سال ۲۰۱۵، یک مجسمه ۶ متری (۲۰ فوتی) از موشکِ بهتصویرکشیدهشده در هدف کره ماه در فرودگاه بروکسل رونمایی شد.[۱۸۰]
تنتن به نمادی از بلژیک تبدیل شده است و به همین دلیل در مجموعهای از واکنشهای تصویری به حملات مارس ۲۰۱۶ بروکسل مورد استفاده قرار گرفت.[۱۸۱]
در سال ۲۰۲۴، اتحادیه فوتبال سلطنتی بلژیک از پیراهنی الهامگرفته از تنتن برای تیم ملی فوتبال بلژیک رونمایی کرد. این پیراهن آبی روشن و قهوهای برای بازیهای خارج از خانه تیم در جام ملتهای اروپا ۲۰۲۴ استفاده شد.[۱۸۲]
فهرست کامل مجموعه کتابهای تنتن
[ویرایش]در ادامه، بیست و چهار داستان مصور تنتن که بهصورت رسمی پذیرفته شدهاند، همراه با عناوین فارسی آنها آمده است. تاریخهای انتشار مربوط به نسخههای اصلی به زبان فرانسوی است.
| شماره ترتیبی کتابها | عنوان فارسی | سال انتشار داستانهای دنبالهدار | کتاب اصلی (سیاهوسفید) | کتاب (رنگی) | توضیح |
|---|---|---|---|---|---|
| ۱ | تنتن در شوروی | ۱۹۲۹–۱۹۳۰ | ۱۹۳۰ | ۲۰۱۷ | هرژه تا سال ۱۹۷۳ از انتشار دوبارهٔ این کتاب جلوگیری کرد. این اثر در سال ۲۰۱۷ در نسخهای رنگی در دسترس قرار گرفت. |
| ۲ | تنتن در کنگو | ۱۹۳۰–۱۹۳۱ | ۱۹۳۱ | ۱۹۴۶ | هرژه این اثر را بهصورت رنگی و در قالب ثابت ۶۲ صفحهای بازنشر کرد. کتاب ۱۰ نخستین اثری بود که از ابتدا بهصورت رنگی منتشر شد. |
| ۳ | تنتن در آمریکا | ۱۹۳۱–۱۹۳۲ | ۱۹۳۲ | ۱۹۴۵ | |
| ۴ | سیگارهای فرعون | ۱۹۳۲–۱۹۳۴ | ۱۹۳۴ | ۱۹۵۵ | |
| ۵ | گل آبی | ۱۹۳۴–۱۹۳۵ | ۱۹۳۶ | ۱۹۴۶ | |
| ۶ | گوش شکسته | ۱۹۳۵–۱۹۳۷ | ۱۹۳۷ | ۱۹۴۳ | |
| ۷ | جزیره سیاه | ۱۹۳۷–۱۹۳۸ | ۱۹۳۸ | ۱۹۴۳، ۱۹۶۶ | |
| ۸ | عصای اسرارآمیز | ۱۹۳۸–۱۹۳۹ | ۱۹۳۹ | ۱۹۴۷ | |
| ۹ | خرچنگ پنجهطلایی | ۱۹۴۰–۱۹۴۱ | ۱۹۴۱ | ۱۹۴۳ | |
| ۱۰ | ستاره اسرارآمیز | ۱۹۴۱–۱۹۴۲ | ۱۹۴۲ | ||
| ۱۱ | اسب شاخدار | ۱۹۴۲–۱۹۴۳ | ۱۹۴۳ | کتابهای ۱۱ تا ۱۵ دورهای میانی در کار هرژه را شکل میدهند که با جنگ در بلژیک و تغییر همکاران مشخص میشود. | |
| ۱۲ | گنجهای راکام | ۱۹۴۳ | ۱۹۴۴ | ||
| ۱۳ | هفت گوی بلورین | ۱۹۴۳–۱۹۴۶ | ۱۹۴۸ | ||
| ۱۴ | معبد خورشید | ۱۹۴۶–۱۹۴۸ | ۱۹۴۹ | ||
| ۱۵ | سرزمین طلای سیاه | ۱۹۳۹-۱۹۴۰[ز] ۱۹۴۸–۱۹۵۰ | ۱۹۵۰، ۱۹۷۱ | ||
| ۱۶ | هدف کره ماه | ۱۹۵۰–۱۹۵۲ | ۱۹۵۳ | کتابهای ۱۶ تا ۲۳ (و نسخههای بازنگریشدهٔ کتابهای ۴، ۷ و ۱۵) از ساختههای استودیو هرژه هستند. | |
| ۱۷ | روی ماه قدم گذاشتیم | ۱۹۵۲–۱۹۵۳ | ۱۹۵۴ | ||
| ۱۸ | ماجرای تورنسل | ۱۹۵۴–۱۹۵۶ | ۱۹۵۶ | ||
| ۱۹ | انبار زغالسنگ | ۱۹۵۶–۱۹۵۸ | ۱۹۵۸ | ||
| ۲۰ | تنتن در تبت | ۱۹۵۸–۱۹۵۹ | ۱۹۶۰ | ||
| ۲۱ | جواهرات کاستافیوره | ۱۹۶۱–۱۹۶۲ | ۱۹۶۳ | ||
| ۲۲ | پرواز شماره ۷۱۴ | ۱۹۶۶–۱۹۶۷ | ۱۹۶۸ | ||
| ۲۳ | تنتن و پیکاروها | ۱۹۷۵–۱۹۷۶ | ۱۹۷۶ | ||
| ۲۴ | تنتن و هنر الفبا | ۱۹۸۶ | ۲۰۰۴ | کتاب ناتمام هرژه که پس از مرگ او منتشر شد. |
موارد زیر کتابهای دوتایی با خط داستانی پیوسته هستند؛ یعنی کتاب دوم دنبالهٔ داستان کتاب قبلی است:
- سیگارهای فرعون (شمارهٔ ۴) و گل آبی (شمارهٔ ۵)
- اسب شاخدار (شمارهٔ ۱۱) و گنجهای راکام (شمارهٔ ۱۲)
- هفت گوی بلورین (شمارهٔ ۱۳) و معبد خورشید (شمارهٔ ۱۴)
- هدف کره ماه (شمارهٔ ۱۶) و روی ماه قدم گذاشتیم (شمارهٔ ۱۷)
هرژه تلاش کرد روی ترموزرو (۱۹۵۸) کار کند، اما سپس آن را کنار گذاشت. خارج از مجموعهٔ تنتن، یک کتاب کمیک ۴۸ صفحهای که تحت نظارت هرژه (اما نه به قلم او) تهیه شده بود، با عنوان تنتن و دریاچه کوسهها، در سال ۱۹۷۲ منتشر شد؛ این اثر بر اساس فیلم تنتن و دریاچه کوسهها ساخته شده بود.
منابع
[ویرایش]یادداشتها
[ویرایش]- ↑ هرژه خود هرگز از اصطلاح لینیه کلر برای توصیف سبک طراحیاش استفاده نکرد. کارتونیست یوست سوارته نخستینبار در سال ۱۹۷۷ این اصطلاح را بهکار برد.[۳]
- ↑ تنتن نخستینبار در مجلۀ ایگل، جلد ۲، شمارهٔ ۱۷ (۳ اوت) ظاهر شد و بهصورت بخشهای هفتگی در نیمهٔ پایینی صفحهٔ مرکزی، زیرِ نقاشیهای برشی، منتشر میشد؛ این روند تا جلد ۳، شمارهٔ ۴ (۲ مهٔ ۱۹۵۲) ادامه یافت.
- ↑ در آن زمان، نشریهٔ چیلدرنز دایجست تیراژی در حدود ۷۰۰٬۰۰۰ نسخه در ماه داشت.
- ↑ بیگوتودوها (Bigotudos) واژهای است که هرژه خودش ساخته بود. این اصطلاح به گروهی از شخصیتها با سبیلهای بزرگ و اغراقآمیز در آثار او اشاره دارد، بهویژه مردانی که ظاهری رسمی، نظامی یا اقتدارگرا دارند. چهرههایی معمولاً سبیلو، جدی، محافظهکار یا قدرتطلب که در دنیای تنتن بارها تکرار میشوند (مثلاً برخی افسران، سیاستمداران یا مقامات). خود واژه از bigote (بهمعنای متعصب یا خشکاندیش) الهام گرفته و با پسوندی طنزآمیز ساخته شده است؛ بنابراین بیگوتودوها بیشتر یک برچسب تحلیلی و شوخطبعانه است، نه نام یک قوم یا گروه واقعی
- ↑ "Mes chers amis, je vais vous parler aujourd'hui de votre patrie: La Belgique.
- ↑ «حیوانات مرده» اشاره دارد به مد بودن شکار حیوانات بزرگ در زمان انتشار اولیهٔ اثر.
- ↑ دو مجموعه ساخته شد. مجموعهٔ ۱: دو کتاب، در قالب دوازده قسمت، بهصورت سیاهوسفید اقتباس شدند تا تواناییهای استودیو سنجیده شود؛ اینها در واقع وفادار به آلبومهای اصلی بودند. مجموعهٔ ۲: هشت کتاب، در قالب ۹۱ قسمت، بهصورت رنگی اقتباس شدند؛ اینها اغلب به آلبومهای اصلی وفادار نبودند. کیفیت انیمیشن این مجموعه بسیار محدود بود.[۱۰۹]
- ↑ بلویژن بهتازگی توسط ریمون لوبلان راهاندازی شده بود؛ کسی که یک دهه پیشتر مجلهٔ تنتن را بنیان گذاشته بود.
- ↑ این مجموعه در سه فصل پخش شد که هر فصل شامل ۱۳ قسمت بود؛ ۲۱ داستان معمولاً در قالب بخشهای دو قسمتی ارائه میشدند.
- ↑ جفری کیس (اقتباس)، تونی ردن (کارگردان): ماجرای بزرگ آمریکاییِ تنتن، تئاتر آرتس، لندن، ۱۸ دسامبر ۱۹۷۶ تا ۲۰ فوریهٔ ۱۹۷۷، گروه تئاتر یونیکورن. تنتن و جزیرهٔ سیاه، تئاتر آرتس، لندن، ۱۹۸۰–۱۹۸۱، گروه تئاتر یونیکورن.
- ↑ سری تمبرهای «تنتن بر پرده نمایش» شامل برنامههای تلویزیونی تنتن و چهار مورد از پنج اقتباس سینمایی تنتن است (فیلم تنتن و دریاچه کوسهها در این مجموعه حذف شده است).
- ↑ "Au fond, vous savez, mon seul rival international c'est Tintin! Nous sommes les petits qui ne se laissent pas avoir par les grands." این جمله را شارل دو گل، بنا به گفتهٔ وزیر امور فرهنگیاش آندره مالرو بیان کرده است. دو گل بهتازگی همهٔ پایگاههای هوایی ناتو را از فرانسه ممنوع کرده بود؛ «قدرتهای بزرگ» به ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی اشاره داشتند. دو گل سپس افزود: On ne s'en apperçoit pas, à cause de ma taille.Consciousness is the «کسی متوجه این شباهت نمیشود، به خاطر قد و قامت من.»[۱۷۸]
- ↑ پیشانتشار اصلی این اثر در روزنامهٔ بلژیکی لو ونتیم سیکل میان ۲۵ سپتامبر ۱۹۳۹ و ۸ مهٔ ۱۹۴۰ انجام شد و سپس بهدلیل تعطیلی روزنامه در پی اشغال آلمان متوقف گردید.
پانویس
[ویرایش]- 1 2 3 4 Pollard 2007; Bostock و Brennan 2007; The Age 24 May 2006; Junkers 2007.
- ↑ Farr 2007a, p. 4.
- ↑ Pleban 2006.
- ↑ Screech 2005، p. 27; Miller 2007، p. 18; Clements 2006; Wagner 2006; Lichfield 2006; Macintyre 2006; Gravett 2008.
- ↑ Thompson 2003; Gravett 2005; Mills 1983.
- 1 2 Assouline 2009, p. 19.
- ↑ Thompson 1991، p. 24; Peeters 2012، pp. 20–29.
- ↑ Thompson 1991، pp. 24–25; Peeters 2012، pp. 31–32.
- ↑ Assouline 2009, p. 38.
- ↑ Goddin 2008, p. 44.
- 1 2 Farr 2001, p. 12.
- ↑ Farr 2001، p. 12; Thompson 1991، p. 25; Assouline 2009.
- ↑ Thompson 1991, p. 29.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, p. 19.
- ↑ Assouline 2009، p. 17; Farr 2001، p. 18; Lofficier و Lofficier 2002، p. 18.
- ↑ Goddin 2008, p. 67.
- ↑ Assouline 2009، pp. 22–23; Peeters 2012، pp. 34–37.
- ↑ Peeters 2012, pp. 39–41.
- ↑ Assouline 2009، pp. 32–34; Peeters 2012، pp. 42–43.
- 1 2 3 4 Sadoul & Didier 2003.
- ↑ The Economist 28 January 1999.
- ↑ Assouline 2009، pp. 26–29; Peeters 2012، pp. 45–47.
- ↑ Assouline 2009, pp. 30–32.
- ↑ Assouline 2009, p. 35.
- ↑ Thompson 1991, p. 82.
- ↑ Thompson 1991, pp. 91–92.
- ↑ Thompson 1991, pp. 90–91.
- ↑ Thompson 1991, pp. 92–93.
- ↑ Thompson 1991, pp. 98–99.
- ↑ Thompson 1991, p. 147.
- ↑ Thompson 1991, p. 166.
- 1 2 Thompson 1991, p. 173.
- ↑ Thompson 1991, p. 174.
- 1 2 Thompson 1991, p. 194.
- ↑ Thompson 1991, pp. 202–203.
- ↑ Thompson 1991, p. 203.
- ↑ Thompson 1991, p. 289.
- 1 2 3 4 5 Michael Farr Tintin: The Complete Companion, John Murray (2001) ISBN 0-7195-5522-1
- ↑ Walker 2005.
- ↑ McCloud 1993.
- ↑ Horeau 2004.
- ↑ McCarthy 2006, pp. 160–161.
- 1 2 McCarthy 2006, p. 8.
- ↑ Thompson 1991, p. 207–208.
- ↑ Yusuf 2005.
- ↑ How to tell a Thompson from a Thomson 2006.
- ↑ Farr 2004.
- ↑ Thompson 2003.
- ↑ McLaughlin 2007, p. 187.
- ↑ Yeung, Kenneth (January 28, 2013). "Tintin in Indonesia". Jakarta Expat. Retrieved October 8, 2013.
- ↑ Fleming, K. E. (1 October 2000). "Orientalism, the Balkans, and Balkan Historiography". The American Historical Review. 105 (4): 1218–1233. doi:10.1086/ahr/105.4.1218. ISSN 0002-8762. Retrieved 2 February 2025.
- ↑ Gravett 2005.
- ↑ McLaughlin 2007, pp. 173–234.
- ↑ Assouline 2009.
- 1 2 Ewing 1995.
- ↑ Pain 2004.
- ↑ Moura 1999.
- ↑ The Great Wave 2006.
- ↑ Mills 1983.
- ↑ Thompson 1991, p. 109.
- ↑ Corn 1989; The Times 4 August 2009.
- ↑ The Daily Telegraph 14 August 2009; The Times 4 August 2009.
- 1 2 3 Owens 10 July 2004.
- ↑ Farr 2001, p. 106.
- ↑ Farr 2001, p. 72.
- ↑ Egmont Group 2013.
- ↑ BBC News 9 January 2009.
- ↑ Thompson 1991، p. 103; A personal website (Netherlands) 2006.
- 1 2 3 Owens 1 October 2004.
- ↑ Hachette Book Group 2013.
- 1 2 «تنتن و میلو در ایران | جدید آنلاین». www.jadidonline.com. دریافتشده در ۲۰۲۰-۰۹-۰۴.
- ↑ "The Adventures of Tintin go digital – Tintin in the Congo in English". 3 June 2015. Archived from the original on 4 April 2019. Retrieved 23 March 2018.
- 1 2 3 4 Chris Owens (10 July 2004). "Interview with Michael Turner and Leslie Lonsdale-Cooper". Tintinologist. Archived from the original on 9 April 2014. Retrieved 29 November 2014.
- ↑ Kim Adrian (22 October 2012). "Casterman Makes Tragic Changes to Tintin: Hyslop's Handlettering vs. "Pretty" Computer Font". Archived from the original on 4 December 2014. Retrieved 29 November 2014.
- 1 2 BBC News 2 June 2006.
- ↑ Farr 2001, p. 162.
- ↑ Int'l Campaign for Tibet 17 May 2006.
- ↑ BBC News 22 May 2002.
- ↑ Wagner 2006.
- ↑ Peeters 1989.
- ↑ Farr 2001.
- ↑ Farr 2007.
- ↑ Farr 2007a.
- ↑ Thompson 1991.
- ↑ Apostolidès 2010.
- ↑ Perl-Rosenthal 2010.
- ↑ Tisseron 1990.
- ↑ Tisseron 1993.
- ↑ McCarthy 2006, p. 10.
- ↑ McCarthy 2006, p. 32.
- ↑ McCarthy 2006, pp. 13–14.
- ↑ McCarthy 2006, pp. 106–109.
- ↑ Clements 2006.
- 1 2 Thompson 1991، pp. 38, 49; Farr 2001، p. 22.
- ↑ BBC News 28 April 2010; Beckford 2007.
- ↑ Farr 2001, p. 22.
- ↑ Thompson 1991, p. 40.
- ↑ BBC News 4 February 1999.
- ↑ BBC News 17 July 2007.
- ↑ Cendrowicz 2010; Farr 2001، p. 25.
- ↑ Thompson 1991, p. 44.
- ↑ Beckford 2007; BBC News 12 July 2007.
- ↑ Samuel 2011; BBC News 13 February 2012.
- ↑ Vrielink 2012.
- ↑ Mills 1996.
- ↑ Eschner 2017.
- ↑ Rösch 2014.
- ↑ Thompson 1991، p. 289; Tintin.com Moulinsart 2010.
- 1 2 3 Lofficier & Lofficier 2002, pp. 143–144.
- 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 148.
- ↑ Baltimore Sun 16 November 1991.
- 1 2 says, Brooke L. A. "Mille sabords tintin games" (به انگلیسی). Archived from the original on 9 August 2020. Retrieved 2020-05-29.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, p. 143.
- 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, pp. 144–145.
- 1 2 3 Lofficier & Lofficier 2002, pp. 145–146.
- ↑ Da. 2003.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, p. 147.
- ↑ Da. 2003; Lofficier و Lofficier 2002، p. 147.
- ↑ Mulard 2012.
- 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 150.
- ↑ Christensen 2003.
- 1 2 PBS July 2006.
- 1 2 Hodgson 2008; RLF: Current Fellows 2008; Cadambi Website: Plays & Musicals 2006.
- ↑ Sadoul 1975، p. 143; Thompson 1991، pp. 132–133, 142; Lofficier و Lofficier 2002، pp. 148–149.
- ↑ Le Devoir 14 December 2007; HLN.be 13 December 2007; Wainman 2006; Cadambi Website: Plays & Musicals 2006.
- ↑ Billington 2005; YoungVic.org 2005; Barbican 2005; Cadambi Website: Plays & Musicals 2006.
- ↑ Smurthwaite 2007; SoniaFriedman.com 2007.
- ↑ MobyGames.com 1989; Sinclair Infoseek 1989.
- ↑ MobyGames.com 1995.
- ↑ MobyGames.com 1996.
- ↑ MobyGames.com 2001.
- ↑ MobyGames.com 2011.
- ↑ "Tintin Match, the match-3 puzzler based on the popular series, is available now for iOS and Android". Pocketgamer. 31 August 2020. Archived from the original on 2 June 2021. Retrieved 31 May 2021.
- ↑ Romano, Sal (August 22, 2022). "Tintin Reporter: Cigars of the Pharaoh launches in 2023 for PS5, Xbox Series, PS4, Xbox Series, Switch, and PC". Gematsu. Archived from the original on 9 March 2023. Retrieved August 22, 2022.
- 1 2 Pignal 2010.
- ↑ Conrad 2004.
- ↑ "Moulinsart changes its name and presents its future projects for 2022 and 2023". Tintin.com. 20 May 2022. Archived from the original on 7 July 2022. Retrieved 1 July 2022.
- ↑ DITT 2002.
- ↑ Bright 1999.
- ↑ "Tintin Shop Singapore". SGnow. Asia City Online Ltd. 22 September 2014. Archived from the original on 14 May 2016. Retrieved 18 July 2017.
- ↑ Irish Times 9 January 1999.
- 1 2 3 4 5 Ahl 2011; TintinMilou.free.fr 2011.
- ↑ PostBeeld 2010; Ahl 2011; TintinMilou.free.fr 2011; Kenneally 1991.
- ↑ White 2007; Ahl 2011; TintinMilou.free.fr 2011.
- ↑ Chard 1995; OmniCoin 2009.
- ↑ Tintinesque.com 2004.
- 1 2 BBC News 8 January 2004.
- 1 2 Numista 2006; Coin Database 2006.
- ↑ Coin Talk 2007; NumisCollect 2007.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 Coxhead 2007.
- ↑ McCarthy 2006، pp. 186–187; Thompson 1991، p. 168.
- ↑ McCarthy 2006، p. 186; BBC News 14 February 2001.
- ↑ Coxhead 2007; McCarthy 2006، p. 186; Perrotte و Van Gong 2006.
- ↑ BBC News 14 February 2001.
- ↑ Jenkins, Jennifer; Boyle, James. "Public Domain Day 2025". Duke University School of Law (به انگلیسی). Archived from the original on 31 December 2024. Retrieved 2025-01-01.
- ↑ Johnston, Rich (2025-01-01). "Tintin, Now in Public Domain, Gets a Modern Day Reboot in The Big Lie". bleedingcool.com (به انگلیسی). Retrieved 2025-01-04.
- ↑ Lerberghe, Laura Van; Godin, Philippe (2025-01-02). "Un album de Tintin est "tombé dans le domaine public" aux États-Unis: sera-t-il exploitable à souhait?". RTL Info (به فرانسوی). Retrieved 2025-01-02.
- 1 2 Le Figaro 20 December 2006; Der Spiegel 20 December 2006; Chiha 2007; Radio Télévision Suisse 28 June 2010; CentrePompidou.fr 2006; Wainman 2007.
- ↑ Owens 25 February 2004; Cadambi Website: Exhibitions 2006.
- ↑ BDzoom.com 2001; Tintin.com 21 March 2001; Sipa 3 January 2001; Cadambi Website: Exhibitions 2006.
- ↑ Tintin.com 16 March 2002.
- ↑ BBC News 29 March 2004; Kennedy 2003; RMG.co.uk 13 November 2003; Horeau 2004; Cadambi Website: Exhibitions 2006.
- ↑ Soumous 2004; Cadambi Website: Exhibitions 2006.
- ↑ The Independent 15 October 2011; Kenneally 1991.
- ↑ City of Brussels Comic Book Route; de Koning Gans Website 2005.
- ↑ designboom 2006.
- ↑ Junkers 2007; TwoCircles 21 May 2007; Highbeam 21 May 2007.
- ↑ The Economist 28 May 2009; Contimporist 3 June 2009; Tintin.com Musée Hergé 2009.
- ↑ Tintin.com Musée Hergé 2009.
- ↑ Musée Hergé May 2012.
- ↑ The Economist 28 May 2009; Contimporist 3 June 2009.
- ↑ Radio Télévision Suisse 28 June 2010.
- ↑ Armitstead & Sprenger 2011.
- 1 2 Thompson 1991, p. 280.
- ↑ BBC News10 January 1999.
- ↑ Horn 1983.
- ↑ Adair 1993.
- 1 2 Charles-de-Gaulle.org 1958; The New York Times 5 March 1983; Lofficier و Lofficier 2002، p. 9.
- ↑ "TINTIN / A Brussels Airlines aircraft in Tintin colours". 16 March 2015. Archived from the original on 19 March 2015. Retrieved 17 March 2015.
- ↑ "After the sky, let's aim for the Moon!!". tintin.com (به انگلیسی). 2015-03-24. Retrieved 2025-02-09.
- ↑ Butter, Susannah (24 March 2016). "Brussels attacks: how Tintin became a symbol of solidarity on Twitter". London Evening Standard. Archived from the original on 15 December 2018. Retrieved 2 April 2018.
- ↑ "Belgium Football Association unveils new Tintin-inspired kit for summer European Championship". Sky News (به انگلیسی).
کتابشناسی
[ویرایش]کتابها
[ویرایش]- Apostolidès, Jean-Marie (2010) [2006]. The Metamorphoses of Tintin, or Tintin for Adults. Jocelyn Hoy (translator). Stanford: Stanford University Press. ISBN 978-0-8047-6031-7. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Assouline, Pierre (2009) [1996]. Hergé: The Man Who Created Tintin. Charles Ruas (translator). Oxford and New York: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-539759-8. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Farr, Michael (2001). Tintin: The Complete Companion. London: John Murray. ISBN 978-0-7195-5522-0. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Farr, Michael (2007). Tintin & Co. London: John Murray Publishers Ltd. ISBN 978-1-4052-3264-7. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Farr, Michael (2007a). The Adventures of Hergé: Creator of Tintin (Re-release ed.). San Francisco: Last Gasp (first published in 2007 by John Murray Publishers Ltd.). ISBN 978-0-86719-679-5.
- Goddin, Philippe (2008). The Art of Hergé, Inventor of Tintin, Volume 1, 1907–1937. Michael Farr (translator). San Francisco: Last Gasp. ISBN 978-0-86719-706-8.
- Gravett, Paul (2005). Graphic Novels: Stories to Change Your Life. London: Aurum Press. ISBN 978-1-84513-068-8.
- Horeau, Yves (2004). The Adventures of Tintin at Sea. Michael Farr (translator). London: Hodder & Stoughton (First published 1999 by John Murray Publishers Ltd.). ISBN 978-0-7195-6119-1.
- Horn, Maurice (1983). World Encyclopedia of Comics (2nd Revised ed.). New York City: Chelsea House. ISBN 978-0-87754-323-7.
- Lofficier, Jean-Marc; Lofficier, Randy (2002). The Pocket Essential Tintin. Harpenden, Hertfordshire: Pocket Essentials. ISBN 978-1-904048-17-6. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- McCarthy, Tom (2006). Tintin and the Secret of Literature. London: Granta. ISBN 978-1-86207-831-4. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- McCloud, Scott (1993). Understanding Comics: The Invisible Art. Princeton, Wisconsin: Kitchen Sink Press. ISBN 978-0-87816-243-7.
- McLaughlin, Jeff (2007). Comics as Philosophy. Jackson, Mississippi: University Press of Mississippi (First published December 2005). ISBN 978-1-60473-000-5.
- Miller, Ann (2007). Reading Bande Dessinée: Critical Approaches to French-language Comic Strip. Bristol: Intellect Books. ISBN 978-1-84150-177-2.
- Peeters, Benoît (1989). Tintin and the World of Hergé. London: Methuen Children's Books. ISBN 978-0-416-14882-4.
- Peeters, Benoît (2012) [2002]. Hergé: Son of Tintin. Tina A. Kover (translator). Baltimore, Maryland: Johns Hopkins University Press. ISBN 978-1-4214-0454-7. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Sadoul, Numa (1975). Tintin et moi: entretiens avec Hergé [Tintin and I: Interviews with Hergé] (به فرانسوی). Tournai: Casterman. ISBN 978-2-08-080052-7. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Screech, Matthew (2005). Masters of the Ninth Art: Bandes Dessinées and Franco-Belgian Identity. Liverpool University Press. ISBN 978-0-85323-938-3. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Thompson, Harry (1991). Tintin: Hergé and his Creation. London: Hodder and Stoughton. ISBN 978-0-340-52393-3. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Tisseron, Serge (1990). Tintin et les Secrets de Famille. Paris: Editions Aubier-Montaigne. ISBN 978-2-7007-2168-3.
- Tisseron, Serge (1993). Tintin et les Secrets d'Hergé. Paris: Editions Hors collection. ISBN 978-2-258-03753-3.
مقالههای خبری
[ویرایش]- Adair, Gilbert (10 October 1993). "A quiff history of time". The Sunday Times. London.
- Armitstead, Claire; Sprenger, Richard (25 October 2011). "Anybody who is constructing a comic strip would be crazy not to learn from Hergé" (video). The Guardian. London. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
John Fardell talks about the influence of Hergé's drawing style on his own work.
- Beckford, Martin (12 July 2007). "Ban 'racist' Tintin book, says CRE". The Telegraph. London. Archived from the original on 31 January 2014. Retrieved 28 April 2013.
- Billington, Michael (15 December 2005). "Hergé's Adventures of Tintin". The Guardian. London. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 31 July 2013.
- Bostock, Sarah; Brennan, Jon (10 January 2007). "Talk of the toon". The Guardian. London. Archived from the original on 20 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- Bright, Martin (3 January 1999). "This life: That's Tintin on the far right A battle is raging for Tintin's soul. Is he a French hero or a fascist propaganda tool?". The Observer. London. p. 4.
- Conrad, Peter (7 March 2004). "He'll never act his age". The Observer. London. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- Cendrowicz, Leo (4 May 2010). "Tintin: Heroic Boy Reporter or Sinister Racist?". Time. New York City. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 11 March 2011.
- Clements, Tom (9 July 2006). "Tintin and the enigma of academic obsession". The Telegraph. London. Archived from the original on 12 March 2012. Retrieved 17 March 2020.
- Coxhead, Gabriel (7 May 2007). "Tintin's new adventures". The Guardian. London. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 11 March 2011.
- Da., A. (3 January 2003). "Tintin en pleine forme" [Tintin in Shape]. Le Parisien (به فرانسوی). Paris. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 25 November 2009.
- Eschner, Kat (22 May 2017). "When the Nazis took Belgium, Tintin's Creator Drew Pro-Regime Propaganda". Smithsonian. Archived from the original on 15 June 2017. Retrieved 15 January 2018.
- Junkers, Dorothee (22 May 2007). "Centennial of Tintin's Hergé noted". Taipei Times. Taipei. Archived from the original on 20 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- Kenneally, Christopher (29 September 1991). "Comics Characters Beloved by Brussels". The New York Times. New York City. Archived from the original on 8 January 2014. Retrieved 11 March 2011.
- Kennedy, Maev (19 November 2003). "Museum aims to draw crowds with cartoon boy wonder aged 75". The Guardian. London. Archived from the original on 4 November 2013. Retrieved 22 December 2012.
- Lichfield, John (27 December 2006). "Tintin's big art adventure". The Independent. London. Archived from the original on 22 January 2014. Retrieved 11 March 2011.
- Macintyre, Ben (29 December 2006). "Blistering barnacles! Tintin is a Pop Art idol". The Times. London. Archived from the original on 19 June 2018. Retrieved 3 May 2013.
- McCarthy, Tom (1 July 2006). "Review: From zero to hero". The Guardian. London. Archived from the original on 30 August 2013. Retrieved 22 December 2012.
- Mulard, Claudine (7 November 2012). "Hollywood, porte d'entrée de Tintin pour séduire l'Amérique" [Hollywood: Tintin's Gateway to Seduce America]. Le Monde (به فرانسوی). Paris. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 4 May 2013.
Spielberg said he found a 'soul mate' in the person of Hergé.
- Perl-Rosenthal, Nathan (2 February 2010). "In and Out of History". The New Republic. Washington, D.C. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 11 March 2011.
- Pignal, Stanley (7 May 2010). "Fans of Tintin cry foul". Financial Times. London. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- Pollard, Lawrence (22 May 2007). "Belgium honours Tintin's creator". BBC News. London. Archived from the original on 3 October 2007. Retrieved 22 June 2013.
- Samuel, Henry (18 October 2011). "Tintin 'racist' court case nears its conclusion after four years". The Telegraph. London. Archived from the original on 31 January 2014. Retrieved 6 June 2013.
- Soumous, Frederic (1 April 2004). "Tintin et l'exposition de la ville, Bruxelles" [Tintin and the City exhibition, Brussels]. Le Soir (به فرانسوی). Brussels. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- Smurthwaite, Nick (13 December 2007). "Hergé's Adventure of Tintin". The Stage. London. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- Vrielink, Jogchum (14 May 2012). "Effort to ban Tintin comic book fails in Belgium". The Guardian. London. Archived from the original on 25 April 2014. Retrieved 22 December 2012.
- Wagner, Erica (9 December 2006). "Tintin at the top". The Times. London. Archived from the original on 19 June 2018. Retrieved 11 March 2011.
- Walker, Andrew (16 December 2005). "Faces of the week". BBC News. London. Archived from the original on 20 December 2013. Retrieved 18 December 2013.
- "Belgian to Ban 'Racist' Tintin in the Congo". BBC News. London. 28 April 2010. Archived from the original on 7 January 2014. Retrieved 28 April 2013.
- "Bid to ban 'racist' Tintin book". BBC News. London. 12 July 2007. Archived from the original on 5 November 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Book chain moves 'racist' Tintin". BBC News. London. 17 July 2007. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Le Centre Pompidou décolle avec Tintin" [The Centre Pompidou Takes Off with Tintin]. Le Figaro (به فرانسوی). Paris. 20 December 2006. Archived from the original on 28 December 2013. Retrieved 14 July 2013.
- "Confused by the cult of Tintin? You're not alone". BBC News. London. 9 January 2009. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 3 March 2018.
- "Dalai Lama honours Tintin and Tutu". BBC News. London. 2 June 2006. Archived from the original on 21 October 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Drawing room: The Belgian Comic Strip Center: Tintin". The Independent. London. 15 October 2011. Archived from the original on 22 January 2014. Retrieved 22 December 2012.
- "Euro coin honours Tintin and Snowy". BBC News. London. 8 January 2004. Archived from the original on 15 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Great blistering barnacles". The Economist. London. 28 January 1999. Archived from the original on 23 October 2012. Retrieved 11 March 2011.
- "The Hergé museum: Totally Tintin". The Economist. London. 28 May 2009. Archived from the original on 9 November 2012. Retrieved 14 June 2013.
- "In pictures: Tintin exhibition". BBC News. London. 29 March 2004. Archived from the original on 6 January 2014. Retrieved 22 June 2013.
- "Kuifje maakt opmerkelijke entree op West End" [Tintin Makes a Remarkable Entrance on West End]. Het Laatste Nieuws (به هلندی). Brussels. 13 December 2007. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 23 May 2013.
- "Les tintinophiles fêtent les 100 ans d'Hergé" [Tintinophiles celebrating 100 years of Hergé] (به فرانسوی). Geneva: Radio Télévision Suisse. 28 June 2010. Archived from the original on 21 January 2014. Retrieved 22 December 2012.
- "Lewd Tintin shocks Belgium". BBC News. London. 14 February 2001. Archived from the original on 20 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Obituary: Georges Remi, creator of comic figure Tintin". The New York Times. New York City. 5 March 1983. Archived from the original on 8 January 2014. Retrieved 12 September 2006.
- "Obituary: Michael Turner: Tintin translator and publisher". The Times. London. 4 August 2009. Archived from the original on 20 June 2018. Retrieved 4 May 2013.
- "Paris:"Mille Sabords!" exhibition at the Marine's Museum". Paris: Sipa Press. 3 January 2001. Archived from the original on 8 November 2014. Retrieved 14 June 2013.
- "Telegraph obituary: Michael Turner". The Daily Telegraph. London. 14 August 2009. Archived from the original on 31 January 2014. Retrieved 7 October 2010.
- "Tintin Among The Geriatrics: Kitty Holland celebrates the 70th birthday of Belgium's favourite son, and France's beloved adoptee, Tintin". The Irish Times. Dublin. 9 January 1999. Archived from the original on 8 March 2021. Retrieved 23 December 2013.
- "Tintin and Snowy Go to the Museum: Pompidou Center Pays Homage to Hergé". Der Spiegel. Hamburg. 20 December 2006. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- "Tintin creator's centenary". The Age. Melbourne. 24 May 2006. Archived from the original on 15 March 2014. Retrieved 22 December 2012.
- "Tintin fait une entrée remarquée sur le Broadway londonien" [Tintin Makes a Grand Entrance on the London Broadway]. Le Devoir (به فرانسوی). Montréal. 14 December 2007. Archived from the original on 7 January 2009. Retrieved 22 December 2012.
- "Tintin Finds His Way to America's HBO". The Baltimore Sun. Baltimore, Maryland. 16 November 1991. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 25 August 2010.
- "Tintin 'frees' Tibet". BBC News. London. 22 May 2002. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Tintin and I PBS Premiere". Arlington, Virginia: POV/PBS. July 2006. Archived from the original on 14 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Tintin in the Congo not racist, court rules". BBC News. London. 13 February 2012. Archived from the original on 8 June 2012. Retrieved 6 June 2013.
- "Tintin on trial". BBC News. London. 4 February 1999. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Tintin praises volunteer efforts" (PDF). Brussels: Dyslexia International. September 2002. Archived (PDF) from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Tintin's 70 years of adventure". BBC News. London. 10 January 1999. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Tutu and Tintin to be honoured by Dalai Lama". Washington, D.C.: International Campaign for Tibet. 17 May 2006. Archived from the original on 1 September 2006. Retrieved 11 March 2011.
مقالههای آکادمیک
[ویرایش]- Corn, Howard (December 1989). "Tintin comic". Eagle Times. 2 (4).
- Farr, Michael (March 2004). "Thundering Typhoons". History Today. 54 (3): 62. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 17 May 2013.
- Mills, T.F. (November 1983). "America Discovers Tintin". The Comics Journal. 1 (86): 60–68. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 17 May 2013.
- Pain, Stephanie (April 2004). "Welcome to the moon, Mr Armstrong". New Scientist. 182 (2441): 48–49. Archived from the original on 13 April 2016. Retrieved 4 May 2013.
- Rösch, Felix (October 2014). "'Hooray! Hooray! the End of the World has been Postponed!' Politics of Peace in the Adventures of Tintin?" (PDF). Politics. 34 (3): 225–236. doi:10.1111/1467-9256.12024. S2CID 143345168. Archived (PDF) from the original on 12 July 2022. Retrieved 5 July 2022.
- Sadoul, Numa; Didier, Michel (February 2003). "The Hergé Interview: Extracts from Entretiens avec Hergé". The Comics Journal. 1 (250): 180–205. Archived from the original on 10 April 2014. Retrieved 17 May 2013. English translation: 2003, copyediting: Kim Thompson.
- Thompson, Kim (February 2003). "Hergé: His Life and Work". The Comics Journal. 1 (250): 176–179. Archived from the original on 10 April 2014. Retrieved 17 May 2013.
وبگاهها
[ویرایش]- Ahl, David H. (28 August 2011). "Hergé ~ Tintin Philately: Stamps, Souvenir Sheets and Covers". SwapMeetDave [a personal website]. Archived from the original on 3 August 2013. Retrieved 22 June 2013.
- Cadambi, Abra (2006). "Hergé & Tintin—A Guide: Tintin Live!". Hergé & Tintin – A Guide to all things Hergé [a personal website]. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 28 April 2013.
- Cadambi, Abra (2006). "Hergé & Tintin—A Guide: Tintin on Show!". Hergé & Tintin – A Guide to all things Hergé [a personal website]. Archived from the original on 22 December 2011. Retrieved 28 April 2013.
- Chiha, Sofiane (2 January 2007). "Célébrations sur toute la planète pour le créateur de Tintin" [Celebrations Across the Globe for the Creator of Tintin]. L'Humanité (به فرانسوی). Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- Christensen, Claus (November 2003). "Boy Scout with Strange Dreams—"Tintin et moi"". Danish Film Institute. Archived from the original on 13 May 2006. Retrieved 9 September 2006.
- Ewing, Garen (1995). "In Defence of Hergé". Tintinologist.org / Vicious magazine. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 15 September 2006.
- Gravett, Paul (20 April 2008). "Hergé & The Clear Line: Part 1". PaulGravett.com. Archived from the original on 26 August 2013. Retrieved 22 June 2013.
- Hodgson, Leda (17 April 2008). "Leda Hodgson". Theatre Maketa. Archived from the original on 26 May 2013. Retrieved 3 October 2008.
Tintin and the Black Island adapted by Geoffrey Case from Hergé. Unicorn Theatre Company 1980.
- de Koning Gans, Wim (28 January 2005). "Comic Strip Murals in Brussels". PBase.com—Wim de Koning Gans [a personal website]. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- Lorenzi, Anthony (28 August 2011). "Tintin in stamps". TintinMilou.free.fr [a personal website]. Archived from the original on 5 June 2012. Retrieved 22 June 2013.
- Mills, T.F. (1 February 1996). "The Adventures of Tintin: A History of the Anglo-American Editions". Le site d'Hergé. Archived from the original on 10 July 2006. Retrieved 14 September 2006.
- Moura, Carlos Gustavo (1999). "Hergé et la ligne claire" [Hergé and the Clear Line]. Hergé: l'homme et l'oeuvre (به فرانسوی). Archived from the original on 23 July 2012. Retrieved 22 December 2012.
- Owens, Chris (25 February 2004). "Tintin: 60 Years of Adventure". Tintinologist.org. Archived from the original on 15 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- Owens, Chris (10 July 2004). "Interview with Michael Turner and Leslie Lonsdale-Cooper". Tintinologist.org. Archived from the original on 9 April 2014. Retrieved 15 September 2006.
- Owens, Chris (1 October 2004). "Tintin crosses the Atlantic: The Golden Press affair". Tintinologist.org. Archived from the original on 9 April 2014. Retrieved 5 January 2007.
- Perrotte, Patrick; Van Gong, Luc (2006). "Tintin en Suisse" [Tintin in Switzerland]. Tintin est Vivant! (به فرانسوی). Archived from the original on 4 August 2013. Retrieved 11 March 2010.
- Wainman, Richard (15 January 2006). "Tintin Audio Releases". Tintinologist.org. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 4 May 2013.
Tintin: Le Temple du Soleil. Tabas&Co 5005, 2002. (Charleroi cast)
- Wainman, Richard (5 January 2007). "Hergé at the Centre Pompidou". Tintinologist.org. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 July 2013.
- White, Ethan (12 June 2007). "Tintin and the world of stamps". Tintinologist.org. Archived from the original on 9 April 2014. Retrieved 31 May 2013.
- Yusuf, Bulent (14 November 2005). "Alphabetti Fumetti: H is for Hergé". Ninth Art. Archived from the original on 31 May 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "10 euro Tintin". Coin Database. 2006. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "The Adventures of Tintin at Sea—a major new exhibition at the National Maritime Museum". Royal Museums Greenwich. 13 November 2003. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "The Adventures of Tintin: The Game (2011)". MobyGames.com. 2011. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 24 February 2013.
- "Belgium—2007–20 euro—Tintin 100yr Hergé". NumisCollect. June 2007. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "The catalogue for the Hergé Museum has arrived!". Tintin.com. 18 May 2009. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "Comic lovers remember Hergé, creator of Tintin and Snowy". TwoCircles.net (which reprinted the story without attribution). 21 May 2007. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "Comic lovers remember Hergé, creator of Tintin and Snowy". Highbeam Research (which reprinted the story with attribution to Hindustan Times, New Delhi, India). 21 May 2007. Archived from the original on 10 June 2014. Retrieved 22 June 2013.
- "Comic book route in Brussels". City of Brussels. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- "De Gaulle seen by himself". Foundation Charles-de-Gaulle.org. September 1958. Archived from the original on 4 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- "An Exhibition in Tokyo". Tintin.com. 16 March 2002. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- "Explorers on the Moon Coin Set". Tintinesque.com. 8 July 2004. Archived from the original on 26 August 2010. Retrieved 22 June 2013.
- "The Great Wave". The Tintin Trivia Quiz. 2006. Archived from the original on 6 March 2012. Retrieved 15 September 2006.
- "Hergé at the Centre Pompidou". CentrePompidou.fr (به فرانسوی). 20 December 2006. Archived from the original on 13 May 2014. Retrieved 22 June 2013.
- "Hergè exhibition at the Pompidou Centre, Paris". designboom. 20 December 2006. Archived from the original on 14 November 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "Hergé's Adventures of Tintin at the Barbican Theatre". Barbican.org.uk. 1 December 2005. Archived from the original on 13 December 2013. Retrieved 10 December 2013.
- "Hergé's Adventures of Tintin [Musical]". SoniaFriedman.com. November 2007. Archived from the original on 25 December 2013. Retrieved 14 July 2013.
- "Hergé—Hachette Book Group". Hachette Book Group. 2013. Archived from the original on 8 July 2013. Retrieved 14 June 2013.
- "The Hergé Museum by Christian de Portzamparc". Contemporist. 3 June 2009. Archived from the original on 13 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- "How to tell a Thompson from a Thomson". The Tintin Trivia Quiz. 2006. Archived from the original on 21 October 2013. Retrieved 9 September 2006.
- "Mille sabords!" [Billions of Blistering Barnacles!] (به فرانسوی). Tintin.com. 21 March 2001. Archived from the original on 7 November 2014. Retrieved 14 June 2013.
- "Musée Hergé Temporary exhibition: Into Tibet with Tintin". Musée Hergé. May 2012. Archived from the original on 12 December 2013. Retrieved 28 April 2013.
- "Moulinsart". Tintin.com. 2010. Archived from the original on 30 April 2014. Retrieved 14 June 2013.
- "New 20 euro coin from Belgium". Coin Talk. 13 June 2007. Archived from the original on 25 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "The Royal Literary Fund—Geoffrey Case". RLF.org. 2008. Archived from the original on 24 May 2013. Retrieved 28 April 2013.
- "Rufus Norris to direct World Premiere of Tintin". YoungVic.org. November 2005. Archived from the original on 9 November 2006. Retrieved 9 September 2006.
- "Search for a coin – Tintin". Numista. 2006. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "The Twelve Adventures of Tintin Gold Medallion Set". Chard (UK coin and bullion). 1995. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "Tintin—Egmont Group". Egmont Group. 2013. Archived from the original on 27 March 2014. Retrieved 14 June 2013.
- "Tintin". A personal website (Netherlands). 2006. Archived from the original on 7 December 2006. Retrieved 5 January 2007.
- "Tintin in Tibet (1995)". MobyGames.com. 1995. Archived from the original on 15 April 2014. Retrieved 30 September 2013.
- "Tintin: Prisoners of the Sun (1996)". MobyGames.com. 1996. Archived from the original on 29 March 2014. Retrieved 24 February 2013.
- "Tintin: Destination Adventure (2001)". MobyGames.com. 2001. Archived from the original on 4 October 2013. Retrieved 30 September 2013.
- "Tintin in America: One of a set of 12 gold medals featuring the most famous Belgian". OmniCoin.com. 20 April 2009. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
- "Tintin on the Moon (1989)". MobyGames.com. 1989. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 24 February 2013.
- "Tintin on the Moon". Sinclair Infoseek. 1989. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 24 February 2013.
- "Visitez l'Expo 'Tintin au Musee de la Marine' 48 H Avant son Ouverture!" [Visit the Museum Expo 'Tintin in the Navy' 48 H Before Opening!] (به فرانسوی). BDzoom.com. 19 March 2001. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 14 June 2013.
- "Youth philately, Tintin 1v". PostBeeld.com (Netherlands). 2010. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 June 2013.
برای مطالعه بیشتر
[ویرایش]کتابها
- Goddin, Philippe (2010). The Art of Hergé, Inventor of Tintin, Volume 2, 1937–1949. Michael Farr (translator). San Francisco: Last Gasp. ISBN 978-0-86719-724-2.
- Goddin, Philippe (2011). The Art of Hergé, Inventor of Tintin, Volume 3: 1950–1983. Michael Farr (translator). San Francisco: Last Gasp. ISBN 978-0-86719-763-1. Archived from the original on 10 April 2024. Retrieved 23 October 2015.
- Taylor, Raphaël (8 November 2012). Hergé: The Genius of Tintin: A Biography. London: Icon Books. ISBN 978-1-84831-275-3.
مقالههای آکادمیک
- Gabilliet, Jean-Paul (2013-03-28). "A Disappointing Crossing: The North American Reception of Asterix and Tintin". In Daniel Stein; Shane Denson; Christina Meyer (eds.). Transnational Perspectives on Graphic Narratives: Comics at the Crossroads. A&C Black. ISBN 9781441185235. - This is Chapter #16, in Part III: Translations, Transformations, Migrations
مقالههای خبری
- Dowling, Stephen (9 January 2004). "Boy reporter still a global hero". BBC News. London. Archived from the original on 10 November 2013. Retrieved 22 December 2012.
- Jessel, Stephen (29 November 1998). "Crazy for Tintin". BBC News. London. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- Pandey, Geeta (28 September 2005). "Tintin ventures into India's rural markets". BBC News. London. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- "Tintin conquers China". BBC News. London. 23 May 2001. Archived from the original on 24 December 2013. Retrieved 22 December 2012.
- آثار ادبیات گمانهزن بلژیک
- آثار هرژه
- اختراعهای بلژیکی
- پویانماییهای تلویزیونی پخششده در دهه ۱۳۷۰
- عنوانهای کمیک بلژیکی
- کمیکهای آغازشده در ۱۹۲۹ (میلادی)
- کمیکهای اکشن-ماجراجویی
- کمیکهای بلژیکی مورد اقتباس در فیلمها
- کمیکهای پایانیافته در ۱۹۷۵ (میلادی)
- کمیکهای مورد اقتباس در بازیهای ویدئویی
- کمیکهای مورد اقتباس در فیلمهای پویانمایی
- کمیکهای مورد اقتباس در مجموعههای پویانمایی
- کمیکهای مورد اقتباس در مجموعههای تلویزیونی
- کمیکهای مورد اقتباس در نمایشنامهها
- کمیکهای هرژه
- ماجراهای تنتن و میلو