مافیا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مافیا (به ایتالیایی: Mafia)؛ انجمن مخفی خلافکاران سیسیل بود. این گروه در اواسط قرن ۱۹ میلادی به دلیل بی‌اعتمادی مردم به حکومت و سیستم قانونی و وابستگی مردم به افراد محلی قدرتمند در سیسیل بوجود آمد و بعدها در شرق ایالات متحده آمریکا و استرالیا گسترش یافت. معروف‌ترین نمونه مافیا پنج خانواده‌های تبهکار در شهر نیویورک می‌باشد. تمام فعالیتهای مافیا برای پول سازی است.

مافیا از مجموعه‌هایی که به عنوان خانواده شناخته می‌شود تشکیل می‌شود که هر خانواده یک روستا، یک شهر، یا یک منطقه را رهبری می‌کند. ساختار این خانواده‌ها مانند یک درخت می‌باشد و معمولاً توسط فردی که «پدرخوانده» یا دن یا باس نامیده می‌شود، هدایت می‌شود.

در کنار رئیس معمولاً یک مشاور (Con sigliere) هم وجود دارد که درگرفتن تصمیمات به رئیس کمک می‌کند.

درپایین مقام رئیس، معاون او (under boss) قرار دارد. معاون رئیس در مرتبهٔ دوم از لحاظ فرماندهی قرار می‌گیرد، اگر چه میزان قدرتی که او در اختیار دارد، نسبت به رئیس کم‌تر است.

پایین‌تر از معاون رئیس چندین capo وجود دارد. هر capo محدوده‌ای از قلمرو خانواده را در اختیار دارد. capoها باید بسیار قدرتمند باشند تا قدرت خانواده حفظ شود. هر capo تعداد زیادی سرباز را برای انجام عملیاتهای مختلف رهبری می‌کند.

و در نهایت سربازان (Soldiers). سرباز پایین‌ترین جایگاه را در درون خانواده دارند و معمولاً کارهای جنایی و خطرناک را برای خانواده انجام می‌دهند.

نام[ویرایش]

تئوری‌های زیادی در مورد معنی نام مافیا مطرح است. صفت سیسیلی 'mafioso' که احتمالاً از ریشه لغت «ماهیاس» عربی گرفته شده‌است که به معنای «مبارزه پرخاشگرانه» است. مردم ایتالیا اعتقاد دارند که کلمه مافیا از جمله (Morte Alla Francia Italia Anelia مرگ بر فرانسه درود بر ایتالیا) گرفته شده‌است.

نام حقیقی مافیا، «کوزا نوسترا» بود که معنای «چیز ما» است.

اولین مافیاها[ویرایش]

اولین مافیاها در قرون وسطی شکل گرفت که چند صد سال قبل از مافیای آمریکا و کوزا نوسترا ومافیاهای دیگر بود. این مافیاها تقریباً در دوره حکومتسلجوقیان شکل گرفته بود. درسال ۱۹۳۱ خانواده‌های مافیایی درآمریکا قدرت گرفته ویک سندیکای قوی توسط لاکی لوچیانو به وجودآمد. این ساختار با گذشت ۸۶سال هنوز فعالیت می‌کنند.

مافیای سیسیلی[ویرایش]

نخستین ومهم‌ترین سازمان بزه کاری که نقش اجتماعی وسیاسی اثر گذاری یافت که آنرا به قد وقامت مافیا درآورد، کارش را درسیسیل آغاز کرد. بنابر این مافیای سیسیلی را می‌توان الگوی همه سازمانهای بزه کاری که در سراسر جهان شکل گرفته‌اند دانست؛ که هرکدامشان بعدها ویژگی‌های خاص خودشان را پیدا کردند. اشراف سیسیلی باهمدستی نهادهای سیاسی ضعیف نا کارآمد از بزه کاران برای مدیریت منازعه هایشان استفاده می‌کردند. زمین داران سیسیلی موفق‌ترین، بی رحم‌ترین وباهوش‌ترین بزه کاری را که در منطقه شان فعالیت می‌کرد؛ پدر خوانده می‌نامیدند و اورا به صاحبان قدرت سیاسی معرفی می‌کردند. به این ترتیب بزه کاران با سیستم سیاسی یکی می‌شدند. گرچه انگشت گذاشتن روی زمان دقیق آغاز کار مافیای سیسیل ممکن نیست، اما می‌دانیم که وقتی سیسیل زیر سلطه اسپانیا بود، جرایم سازمان یافته در این منطقه قدرت سیاسی وقدرت اجتماعی تعریف کنندهٔ مافیا را داشتند. مافیا یکباره با اتحاد ایتالیا در ۱۸۶۱ پدیدار نشد. برعکس، مافیا همیشه بخشی از تاریخ سیسیل بوده است. این سیسیتم که مدت‌ها پیش از رواج نام مافیا وجود داشته است در فرآیندی تکاملی وتاریخی که قرن‌ها جریان داشت، شکل گرفت. ازهمان قرن سینزدهم اشراف سیسیلی گروه‌های راهزنی را به کار می‌گرفتند، ازآنها حمایت می‌کردند وگاهی آنها را رهبری می‌کردند، تا جایی که راهزنی سیاسی واقعیتی روزمره‌ای بود.

امرتا، قانون مافیا[ویرایش]

امرتا را می‌توان سکوت گنهکارانه تعریف کرد. هرکسی که جرئت کند دربارهٔ مافیا یا هرچیز مربوط به مافیا بنویسد یا حرف بزند در معرض تلافی جویی، ارعاب، ترد از جامعه، و درنهایت خشونت است. امرتا سکوتی است که پذیرفتگی فرهنگی، قواعد رفتاری مافیا را افزایش می‌دهد. ریشه این اصطلاح به کلمه (اومیلتا) یا فرودستی برمیگردد که بر اطاعت از خواسته‌های سازمان دلالت می‌کند. بدل شدن حرف Iبه Rکه در لهجه سیسیلی متداول است این کلمه را به (اومیرتا) ودرنهایت به (امرتا) دگرگون کرده است. امروزه امرتا به معنای تن دادن جامعه معاصر ورسانه‌های ایتالیایی به این قاعده است. روزنامه‌ها وایستگاه‌های تلویزیونی ایتالیایی تا حد زیادی در سیطره دولت، حزب‌های سیاسی، بانک‌ها یا گروه‌های صنعتی بزرگ هستند. سازمانهایی که بیشتر وقت‌ها، اگرنگوییم همیشه، با مافیا رابطه دارند؛ بنابراین، رسانه‌ها از سخن گفتن دربارهٔ مافیا دوری می‌کنند وهراس دارند. یا، اگر حرفی بزنند، مافیا را پدیده‌ای سنتی وصف می‌کنند، تصویری معوج از نفوذش در جامعه نمایش می‌دهند. وبه قاعده سکوت که سالها در ایتالیا وجود داشته است تداوم می‌بخشند.[۱]

مافیا در آمریکا[ویرایش]

اوج قدرت گرفتن گروه‌های تبهکاری در ایالات متحده آمریکا در زمان تصویب قانون منع فروش مشروبات الکلی در سال ۱۹۲۰ اتفاق افتاد. به گفته بسیاری از سیاستمداران آمریکا این بزرگترین اشتباه دولت آن زمان آمریکا بود. تبهکاران که در آن زمان، برای تصویب این قانون لحظه شماری می‌کردند و بعد از به تصویب رسیدن این قانون به سرعت وارد عمل شدند و با توجه به گستردگی مرزهای ایالات متحده، قاچاق و حمل و نقل غیرقانونی مشروبات الکلی از کانادا و سایر کشورهای همسایه ایالات متحده، به صورت گسترده و غیرقابل مهار آغاز شد. با اجرای این قانون گروه‌های تبهکاری به سرعت رشد کرده و ثروت و قدرت باور نکردنی را در شرق ایالات متحده بدست آورند. در شهر نیویورک که بیشتر این معاملات قاچاق انجام می‌گرفت، دو گنگستر به نامهای سالواتوره مارانزانو (رهبر خانواده بونانو) و جو ماسیرا (رهبر خانواده گنووسه و رهبر تمام رهبرها در آن سالها) اوضاع را بدست گرفتند و بر سر منافع خود با یکدیگر وارد جنگهای خونینی بین سالهای ۱۹۲۱ تا ۱۹۳۱ شدند. بزرگترین این جنگها که جنگ (کاستلاماره) نام داشت باعث کشته و مفقود شدن بیش از دویست نفر در نیویورک و نیوجرسی شد. ریزش گسترده بزرگان مافیا که در جنگ خونین کاستلاماره در خانواده‌های مافیایی اتفاق افتاد زمینه را برای قدرت گرفتن بزرگترین مرد مافیا تا آن زمان را هموار ساخت. مردی با نام چارلز لوچیانو ملقب به خوش شانس. لوچیانو با حمایت از دن سالواتوره وارد جنگ کاستلاماره شد و مارانزانو توانست با کمک لوچیانو، ماسیرا را از گردونه قدرت خارج کند. جنگ خونین کاستلاماره در پایان با پیروزی مارانزانو خاتمه یافت (سال ۱۹۳۱) و مارانزانو در جلسه‌ای به عنوان «رهبر تمام رهبرها» انتخاب شد. قدرت مارانزانو و گروه وی در آن سالها(۱۹۲۹–۱۹۳۱)آن چنان افزایش یافت که گروه مارانزانو در میان تبهکاران نیویورک با لقب امپراطوری روم شناخته می‌شد. فردی که بیشترین سود را از این کشتارها برد کسی جز لوچیانو نبود. لوچیانو در ابتدا با از بین بردن ماسیرا وفا داری خود را در ظاهر به مارانزانو ثابت نمود ولی بعد از مدتی (چهار ماه) مارانزانو به طرز مشکوکی در دفترش به قتل رسید و چهل نفر از هواداران مارانزانو در یک شب کشته یا مفقود شدند. لوچیانو که در قتل مارانزانو دخالت داشت در سال ۱۹۳۱ بر صندلی ریاست مافیای ایالات متحده آمریکا تکیه زد. بعد از این حوادث لوچیانو در کمیسیونی که خود آن را پایه ریزی کرد، به عنوان رهبر مافیا انتخاب شد. چارلز لوچیانو با کمک دوستانی باهوش و قدرتمند مانند فرانک کاستلو، ویتو گنووسه، آلبرت آناستازیا، کارلو گامبینو، مایر لانسکی و باگزی سیگل یهودی، مافیای آمریکا را وارد مرحله جدیدی از ثروت و قدرت کرد و در سال ۱۹۳۲ سندیکای ملی جنایت کاران را به وجود آورد (شامل رهبران پنج خانواده). او پایه پنج خانواده مافیایی نیویورک را مستحکم کرد و با تشکیل کمیسیون، خود در راس این سندیکا، ریاست و رهبری را بر عهده گرفت. لوچیانو در سال ۱۹۳۶ به زندان افتاد ولی چند سال بعد به دلیل کمک به ارتش آمریکا در ورود به سیسیل ایتالیا در جنگ جهانی دوم و سرکوب ژنرال موسلینی از زندان آزاد شد. بعد از لوچیانو کبیر، فرانک کاستلو ملقب به (نخست وزیر) رهبری مافیای آمریکا را در دست گرفت. کاستلو جانشین و مشاور لوچیانو در گذشته بود. پس از کاستلو، به ترتیب ویتو گنووسه، جوزف بونانو و کارلو گامبینو رهبری مافیای آمریکا (رهبری کل) را بر عهده داشتند. خانواده‌های مافیایی آمریکا هنوز هم با همان کیفیت ولی با ساختاری متفاوت حفظ شده‌اند. نیوارلینزلویزیانا نخستین خانه مافیا درآمریکا بود. شهری که فقط چند سال پس از پایان جنگ داخلی آمریکا، به دلایل رقابت دو سازمان بزه کار جامعه جوان مهاجران سیسیلی برای سیره بر فعالیت‌های زیرزمینی، گرفتار خشونت‌های گروهی شد. نیو ارلیز بندری شلوغ و جهانی درنزدیکی دهانه رود میسی سیپی بود. مهاجران جویای کار می‌توانستند در باراندازهای شهر کار پیدا کنند. درمزرعه‌های شکر وپنبه و کشتزارهای سبزیجات منطقه هم می‌شد فرصت‌هایی برای کسب درآمدهای محدود یافت. تازه واردانی که می‌توانستند روی قایق کار کنند از صید صدف و میگو در آبهای اطراف، پول درمی‌آوردند. در ۱۸۲۹، رافائله آنجلو، که در خانواده‌ای ثروتمند در پالرمو سیسیل به دنیا آمده بود، در سی سالگی از اقیانوس اطلس گذشت. او مثل بسیاری از هم وطنانش، محیط و فرصتهایی آرمانی در شهر هلالی پیدا کرد. آنجلو علاقه چندانی به کار شرافتمندانه نداشت. به عنوان یک مافیایی، کار آنجلو بهره‌کشی از هم وطنان زحمت کش ترش بود. آ نجلو با باج گرفتن از مهاجران در مقابل حمایت از آنها و واکنش خشن به هر مخالفتی، ثروتمند و قدرتمند شد. در ۱۸۶۸، تنها مانع او در جامعه سیسیلی دسته‌ای از شورشیان خیره سر از شهر سیسیلی مسینا بود. شب ۲۸ اکتبر ۱۸۶۸ وقتی لیتروباربا رهبر دسته مسینایی‌ها، از محله فرانسوی‌های شهر می‌گذشت، مرد مسلح ناشناسی با شلیک تفنگ به زندگی او پایان داد. آنجلو رئیس مافیا، بی درنگ با اعلام اینکه اکتاوبلوت، سیاست مدار و بازرگانی محلی آفریقایی آمریکایی مسئول حمله بوده است، از بار گناه شانه خالی کرد. با این حال وقتی بلت توانست ثابت کند که هنگام قتل باربا بیرون شهر بوده است، همه به آنجلو بدگمان شدند. با وجود تلاشهای پپینو، برادر آنجلو برای فرونشاندن تنش‌های دسته‌ای، جوزف بنانو، دستیار ارشد باربا، رک و پوست کنده، آلفنسه ماتیو، عضو دسته آنجلو را به کشتن باربا متهم کرد. ماتیو، با چاقو جوابش را داد و بنانو، درجا، هفت تیر کشید و ماتیو را کشت. آنجلو در هفته‌های بعد، رفتاری تهاجمی داشت و دستور داد با سلاح به خانه‌ها و مغازه‌های مسینایی‌ها حمله کنند. درپایان مارس ۱۸۶۹، به نظر می‌رسید دسته شورشی‌ها، شکست خورده باشد. اما در اول آوریل، وقتی آنجلو پیروزمندانه در محله فرانسوی‌ها قدم می‌زد، با شلیک گلوله این رئیس مافیا را کشتند و سازمانش کم‌کم فرو پاشید. پپینو آنجلو سعی کرد جنگ برادرش را ادامه دهد و بنانو و دستیارش، پدروآلوکو را کشت. دسته مسینایی‌ها بارها قصد جان پپینو را کردند، اما کشتن او کار سختی بود. اودر ۱۸۶۹از حمله‌ای در میدان لافایت جان سالم به در برد و سال بعد با چاقو از ناحیه سینه زخمی اش کردند، اما حالش خوب شد. در ۱۳ سپتامبر ۱۸۷۱ هم با گلوله‌ای که به نظر پزشکان کشنده بود زخمی شد، اما از ان هم نجات پیدا کرد. درآوریل ۱۸۷۲، اسلحه کشی به اسم جوزف مارسا در اسکله پیکیون، پپینو را شناخت. دو مرد درگیر دعوای تن به تن شدند و متحدان تفنگدار مارسا به اسکله هجوم آوردند. پپینو که محاصره شده بود روی عرشه کشتی دو دکلهٔ میسچیف که در اسکله، لنگر انداخته بود پرید، اما مارسا شلیک کرد و پپینو روی عرشه کشتی افتاد و کمی بعد مرد. بدون آنجلوها مافیای سنتی پالرمویی در نیوارلینز، کم رنگ تر شد. به جای ان، جامعه زیرزمینی جدیدی که در سنت مافیایی رادیکال تر منریالهٔ سیسیل ریشه داشت، قدرت گرفت. جامعهٔ استوپاگیری، با رهبری خانواده بزه کار ماترانگا و حمایت جوزف ماککا، بازرگان و سیاست پیشه، لویزیانایی، سرانجام بر دنیای زیر زمینی شهر هلالی مسلط شد. در۱۸۷۹، آمدن جوزپه اسپزیتو، رهبر فراری یک دسته بزه کار سیسیلی، حکم فرمایی مافیای استوپاگیری در نیوارلینز را مختل کرد. اسپوزیتو، که در کشورش به آدم‌ربایی، راهزنی و آدم‌کشی متهم بود تا ۱۸۷۷ از چنگ پلیس ایتالیا فرار کرده بود. او در راه دادگاه فرار کرد و سوار کشتی شد که به آمریکا می‌رفت. در نیوارلینز، اسم مستعار وینچنزو ربلو را انتخاب کرد. رهبر فعالیتهای زیر زمینی سیسیلی‌ها شد و مافیای قدیمی آنجلو را از نو زنده کرد. مقام‌های ایتالیایی از طریق خبرچینی از جای اسپزیتو، خبردار شدند و به واسطه کاراگاه‌های خصوصی با دیوید و مایک هنسی، دو بازرس نیو ارلینزی که پسرعمو هم بودند، تماس گرفتند. هنسی‌ها دور از چشم مافوق هایشان در اداره پلیس، قبول کردند، اسپزیتو را بازداشت کنند. روز ۵ ژوئیه ۱۸۸۱، پسرعموها در مسیری که اسپزیتو هر روز از ان می‌گذشت، منتظر ایستادند. وقتی رئیس خلافکارها آنجا رسید، تپانچه هایشان را بیرون کشیدند و اورا سوار ارابه پلیس کردند. تا مافیایی‌های شهر خبردار شوند که چه اتفاقی افتاده است، اسپوزیتو سوار کشتی، بخار در راه دادگاه استرداد در نیویورک بود.[۲]

مافیا در سینما[ویرایش]

موضوع مافیا در بسیاری از کشورها به عنوان چالشی جدی همواره مطرح بوده‌است تا جایی که این موضوع به سینما نیز کشیده شده‌است. دربارهٔ این موضوع تا کنون فیلمهای متعددی ساخته شده‌است. فیلم پدرخوانده یکی از فیلهای لقب گرفته که تاریخ مافیا را ارزیابی می‌کند.

قوانین ده‌گانه[ویرایش]

ده فرمان که توسط خانواده‌های مافیایی رعایت می‌شدند عبارتند از:[۳]

  1. هیچ‌کس نمی‌تواند خود را مستقیماً به ما یا دوستان ما معرفی کند، این کار را همیشه باید شخص ثالث انجام دهد (کسی که هر دو طرف را بشناسد).[۴]
  2. به زنِ دوستتان نگاه (طمع) نکنید.
  3. با پلیس دیده نشوید.
  4. زیاد به بارها و کلوپ‌ها نروید.
  5. همواره در دسترس بودن یک وظیفه‌است، حتی اگر همسرتان در حال وضع حمل است.
  6. به قرارهای ملاقات احترام بگذارید.
  7. با همسرتان همواره با احترام برخورد کنید.
  8. وقتی از سوی مافیا سؤالی پرسیده می‌شود، حتماً حقیقت را بگویید.
  9. ثروت اگر متعلق به خانواده دیگریست به آن چشم ندوزید.
  10. این افراد نمی‌توانند عضو کوزانوسترا شوند: کلیه کسانی که خویشاوندی نزدیک در تشکیلات پلیس دارند، کلیه کسانی که خویشاوندی خائن در خانواده دارند، کلیه کسانی که بدرفتاری می‌کنند و به ارزش‌های اخلاقی پای‌بند نیستند.

سران مافیا[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • ویکی‌پدیای انگلیسی

== جستارهای وابسته ==