پروفسور تورنسل
| پروفسور تورنسل | |
|---|---|
| شخصیت ماجراهای تنتن و میلو | |
![]() پروفسور تورنسل و پاندولش | |
| نخستین حضور | ۱۹۴۴ |
| پدیدآور | هرژه |
| صداپیشه | ژاک دوفیلو (۱۹۶۰)، گی پیرول (۱۹۶۱)، روبر واتیه (۱۹۶۱)، ژرژ لوریو (۱۹۶۱)، فلیکس فرناندس (۱۹۶۴)، فرد پاسکالی (۱۹۶۹)، اولیویه هوسنو (۱۹۶۹)، آنری ویرلوژو (۱۹۷۲)، ژان رینیاک (۱۹۷۵)، آنری لابوسییر (۱۹۹۱) |
| نام اصلی | تریفون تورنسل |
| رنگ مو | سیاه |
| اطلاعاتِ درونداستانی | |
| نام کامل | تریفون تورنسل |
| لقب | پروفسور |
| جنسیت | مرد |
| پیشه | دانشمند (زمینههای مختلف) |
| افراد مهم | تنتن میلو کاپیتان هادوک نستور دوپونت و دوپونط |
| خاستگاه | کاخ مولینسار |
| کتابها | از گنجهای راکام (کتاب دوازدهم) تا تنتن و هنر الفبا (کتاب بیستوچهارم)، به جز سرزمین طلای سیاه (کتاب پانزدهم) |

پروفسور تریفون تورنسل (فرانسوی: Professeur Tryphon Tournesol؛ تلفظ فرانسوی: [pʁɔ.fɛ.sœʁ tʁi.fɔ̃ tuʁ.nə.sɔl])[۱] که ابتدا «مسیو تورنسل» و بعدها «پروفسور تورنسل» نامیده میشود، یک شخصیت خیالی در ماجراهای تنتن و میلو اثر کاریکاتوریست بلژیکی هرژه است. شخصیت او از مسیر علمی و ویژگیهای ظاهری دانشمندی به نام اگوست پیکار الهام گرفته شده است. او دوستِ تنتن، یک نابغهٔ حواسپرت و سر بههوا و همچنین فیزیکدانی نیمهناشنوا است که بسیاری از دستگاههای پیچیده مورد استفاده در این سری داستانها را اختراع کرده است، از جمله یک زیردریایی کوسهشکل یکنفره، موشک ماهپیما و یک سلاح فراصوت. او که همزمان مهربان و نابغه، اما در عین حال رؤیاپرداز، عجیبوغریب و گاهی زودرنج است، یکی از شخصیتهای محوری مجموعهی تنتن محسوب میشود؛ هم بهخاطر اختراعات گوناگونش و هم بهخاطر دیالوگهای طنزآمیزی که کمشنواییاش، بهویژه زمانی که کاپیتان هادوک طرفِ گفتگوی اوست، ایجاد میکند. ناشنوایی او منشأ شوخیها و اتفاقات بامزهای در کتابهاست، زیرا او آنچه را که «فکر میکند» شنیده است، معمولاً با واژگانی دور از ذهن تکرار میکند. او قبول ندارد که تقریباً ناشنوا است و اصرار دارد که تنها در یک گوشش، کمی کمشنوا شده و گاهی برای بهتر شنیدن از کرنای گوش (سمعک شیپوری) استفاده میکند.
پروفسور تورنسل نخستین بار در گنجهای راکام ظاهر شد (بهطور دقیقتر در یک پیشنشر روزنامهای در ۴ تا ۵ مارس ۱۹۴۳)[۲] و نتیجه تلاش طولانی هرژه برای خلق یک دانشمند دیوانه یا نابغهٔ حواسپرت بود. اگرچه هرژه شخصیتهایی با ویژگیهای مشابه را در داستانهای قبلیاش گنجانده بود، اما پروفسور تورنسل به تدریج مبدل به چهره و شخصیتی بسیار پیچیدهتر شد.
شخصیت در مجموعه
[ویرایش]زندگینامه خیالی
[ویرایش]حرفه و پوشش
[ویرایش]تریفون تورنسل دانشمندی است که سن او «معین و نامشخص» است.[۳] او همواره یک پالتو و کلاه سبز، شلوار و کفشهای مشکی، پیراهن سفید با یقه آهارخورده و یک کراوات نازک مشکی به تن دارد.[۴] با این حال، هنگامی که در حال پرورش گلهای رز خود در مولینسار است، این لباسها را کنار گذاشته و یک جلیقه ساده و کلاه حصیری میپوشد.[۴] پروفسور تورنسل هرگز از چتر خود جدا نمیشود و آن را حتی تا روی ماه نیز با خود میبرد.[۴]
محل سکونت
[ویرایش]به نظر میرسد پروفسور همراه با تنتن و کاپیتان هادوک در کاخ مولینسار زندگی میکند، جایی که او در آن به پرورش گلهای رز مولینسار خود میپردازد. از آنجایی که او موفق شد طومارهای کشف شده در زیر آب را در گنجهای راکام رمزگشایی کند و به کاپیتان در بازخرید کاخ مولینسار کمک کرد،[۵] کاپیتان از او دعوت کرد تا در قصر زندگی کند.[۵]
دوران جوانی، تخصص و ورزشهای انجام شده
[ویرایش]
ما چیزی درباره خانواده او نمیدانیم، جز اینکه او خواهری ندارد.[۶] او در جوانی، تحصیلات خود را همراه با پروفسور هیپولیت برگاموت گذرانده است که او را در کتاب هفت گوی بلورین دوباره ملاقات میکند، اما او همچنین ورزشهای متعددی را انجام داده است: دوومیدانی (بهویژه دو)، سوارکاری، تنیس، شنا، فوتبال، راگبی ۱۵ نفره، شمشیربازی، رولاسکیت، کشتی، بوکس انگلیسی و ساواته.[۶] برخلاف بسیاری از دانشمندان، پروفسور تورنسل تخصص مشخص و معینی ندارد. او که مخترعی نابغه است،[۷] به نوبت به مکانیک، شیمی، فیزیک (فیزیک هستهای و فیزیک نظری)، الکترونیک، علوم سیارهای و فضانوردی میپردازد و همچنین خود را وقف باغبانی (گلکاری) میکند.[۶] اما با وجود رویکرد قاطعانه علمیاش، تورنسل به گمانهزنی (رادیستزی) علاقهمند است و مکرراً از آونگ خود استفاده میکند.[۸]
پروفسور تورنسل گهگاه ادعا میکند که در جوانی یک ورزشکار بزرگ بوده و سبک زندگیاش هم بسیار ورزشی بوده است. او یک ورزشکار سابق ساواته (هنرهای رزمی فرانسوی) است، اگرچه هنگام بازنمایاندن آن در پرواز شماره ۷۱۴ نشان میدهد که مهارتش کمی رنگورو رفته و افتکرده است.
کمشنوایی
[ویرایش]او دچار کمشنوایی است؛ عارضهای که برای او دردسرهایی به همراه دارد، همانطور که باعث خشم برخی شخصیتها، بهویژه کاپیتان هادوک، میشود. در ماجرای هدف کره ماه، او از یک سمعک شیپوری و سپس یک دستگاه شنوایی استفاده میکند، اما تمایل دارد این ناتوانی را انکار کند و خود را صرفاً «سختشنوا» مینامد.[۹] پاتریس لکونت، فیلمساز، این فرضیه را مطرح کرده است که او برای داشتن آرامش یا صرفاً برای لذتِ در جریانِ همه چیز بودن، بدون اینکه کسی به او شک کند، تظاهر به ناشنوایی میکند.[۱۰]
ناشنوایی پروفسور تورنسل سرمنشأ اتفاقات مکرر طنز در تعامل او با افراد دیگر است، زیرا او معمولاً آنچه را که فکر میکند شنیده است، با واژگانی دور از ذهن تکرار میکند. علاوه بر این، او در بیشتر مواقع با پاسخ دادن به اظهارنظری که اشتباه فهمیده است، موضوع گفتگو را منحرف میکند. بهعنوان مثال، «اما من هرگز نمیدانستم که شما …» را پاسخ میدهد: «نه، مرد جوان، من دیوانه نیستم!» در همان کتاب او معتقد است که تنتن و هادوک در مورد خواهرش صحبت میکنند، تا اینکه چند لحظه بعد، به یاد میآورند که او اصلاً خواهر ندارد. پروفسور تورنسل از این نقصش ناراحت نیست، با آنکه باعث ناامیدی عمیق دوستانش است.
فوران خشم
[ویرایش]او مردی زودرنج است که دچار فورانهای شدید خشم میشود، خشمهایی که «خارج از حد و اندازه» هستند[۱۱] و در جریان آنها او «قادر به انجام هر کاری» است.[۱۱] او که در بیشتر مواقع بر احساسات خود مسلط است، با این حال مستعد سرگیجه (ترس از ارتفاع) است.[۱۲] تریفون تورنسل همچنین مردی درستکار و صادق است که استقلال رأی زیادی از خود نشان میدهد و دلبستگی شدیدی به دفاع از حقوق بشر دارد.[۱۲]
گرچه پروفسور تورنسل عموماً شخصیتی ملایم (و تا حدودی فراموشکار) است، اما اگر احساس کند به او توهین شده یا مورد تمسخر قرار گرفتهاند، دچار خشمی بیسابقه میشود. بهخصوص اگر بشنود که کاپیتان هادوک (یا هر کس دیگری) او را به «ادا و اطوار درآوردن» متهم میکند، بهشدت برآشفته میشود. در یکی از رخدادهای معروف هدف کره ماه، کاپیتان هادوک که از کندی کارها کلافه شده، او متهم میکند که به جای ساخت موشک ماهپیما فقط دارد «ادا و اطوار درمیآورد.» در نتیجه، پروفسور تورنسل ناگهان دچار عصبانیت غیرقابل کنترلی میشود («ادا و اطوار، من؟») در اینجا جنجال و بی اعتنایی آشکار پروفسور تورنسل به مسائل امنیتی، کاپیتان هادوکی را که معمولاً سرخوش است به وحشت میاندازد. پروفسور تورنسل حتی مدیر امنیت داخلی را که سعی داشت جلوی راهش را بگیرد، به قلاب رختآویز وصل میکند. رخدادی دیگر در پرواز شماره ۷۱۴ است که پروفسور تورنسل به دلیل یک سوء تفاهم، به لازلو کاریداس حملهٔ فیزیکی میکند و کاپیتان هادوک و تنتن با تلاش زیاد او را عقب میکشند. در همان کتاب، با وجود ناشنوایی، باز هم او میشنود که کاپیتان هادوک میگوید او ادا و اطوار درآورد، اما هادوک بی معطلی از بروز یک واکنش عصبی شدید جلوگیری میکند. پیشتر در کتاب گنجهای راکام، برای چند لحظه با اخم نشان داده میشود که فکر میکند کاپیتان به او دروغ گفته که تنتن برای پاروزنی رفته است، در حالی که تنتن در واقع بهمنظورِ جستجوی گنج، غواصی میکرده است. پروفسور تورنسل علیرغم طبیعت ملایمش، نسبت به کار خود حساس است و هیچگونه مسخره شدن یا تحقیر تلاشهای علمی خود را تحمل نمیکند.
نقش در مجموعه
[ویرایش]هرژه از این شخصیت اصلی استفاده میکند تا به دشواریهای ارتباطی بخندد و در عین حال بر اهمیت آنها تأکید ورزد؛ چرا که نگرانکنندهترین مسئله این است که تورنسل فکر میکند بهدرستی میشنود[۱۱] و بر گفتگوهایی پافشاری میکند که به دلیل ناشنواییاش فراواقعگرایانه (سوررئال) میشوند[۱۱] یا به پرسشهای حیاتی، پاسخهای کاملاً بیربط میدهد[۱۱] و با این حال، موفق میشود برای همیشه دوستداشتنی باقی بماند.[۱۱] او که هم پروفسور و هم یک حرفهایِ رؤیاپرداز است،[۱۰] همچنان یک موجود عجیب (مریخی) باقی میماند و به همین دلیل است که خواننده او را بسیار دوست دارد.[۱۰]
حضور در داستانها
[ویرایش]تورنسل برای نخستین بار در ۵ مارس ۱۹۴۳، هنگام انتشار گنجهای راکام در روزنامهٔ پُر تیراژ لو سوآر، که دوازدهمین ماجرای این مجموعه بود، ظاهر شد.[۱۳] او درِ خانه تنتن را میزند تا پیش از آنکه بیرون رانده شود، مدل یک زیردریایی جیبی به شکل کوسه را برای کاوش بیخطر اعماق دریا به او پیشنهاد دهد.[۵] او که به همان اندازه که ناشنواست، لجباز نیز هست، در نهایت به صورت مخفیانه سوار کشتی «سیروس» میشود و قطعات دستگاهش را با احتیاط در صندوقهای مخصوص بطریهای ویسکی کاپیتان هادوک بارگیری میکند. او سرانجام در این سفر اکتشافی، خود را کمکی ارزشمند نشان میدهد. استفاده از دستگاه او به تنتن اجازه میدهد تا لاشه کشتی اسب شاخدار را مکانیابی کند؛ سپس این پروفسور است که موفق میشود طومارهای کشف شده در زیر آب را رمزگشایی کند و به کاپیتان در بازخرید کاخ مولینسار کمک نماید.[۵] در مقابل، هادوک از او دعوت میکند تا با او در قصر زندگی کند.[۵]
در هفت گوی بلورین، پروفسور تورنسل در باغ ویلای دوستش، پروفسور هیپولیت برگاموت ناپدید میشود. او در واقع پس از به دست کردن دستبند مومیای اینکایی، راسکار کاپاک ربوده شده است.[۵] او که با دارو بیهوش و سوار بر کشتی «پاشاکاماک» شده است، به پرو و تا معبد خورشید برده میشود، جایی که دوستانش سرانجام او را یافته و آزاد میکنند.[۵] او در قسمت بعدی، سرزمین طلای سیاه دیده نمیشود و نقش او شامل تجزیه و تحلیل قرصهای اِن-۱۴ است که دوپونت و دوپونط به اشتباه بلعیدهاند. کارهای او در ضمن، خسارات سنگینی به قصر وارد میکند.[۵]
وقتی تنتن و کاپیتان هادوک پس از این ماجرا به کاخ مولینسار بازمیگردند، متوجه میشوند که تورنسل از سه هفته پیش به سیلداوی، به مرکز تحقیقات اتمی «اسپروژ»، رفته است؛ جایی که او برای به سرانجام رساندن پروژه یک سفر اکتشافی به ماه، روی ساخت یک موشک کار میکند. پس از آنکه دوستانش به او ملحق میشوند، تورنسل مسئولیت تمام آمادهسازیها و فرماندهی سفر اکتشافی را بر عهده میگیرد و موفق میشود آن را با وجود تلاشهای سرهنگ یورگن و همدستش فرانک ولف برای ربودن موشک در روی ماه قدم گذاشتیم به پایان برساند.[۵]
در ماجرای تورنسل، پروفسور که اکنون آزمایشگاهی مستقل از قصر در اختیار دارد، در مرکز مبارزهای میان مأموران بوردوری و سیلداوی قرار میگیرد که میخواهند به آخرین اختراع او، یعنی سلاحی فراصوت که قادر است مواد را از راه دور نابود کند، دست یابند. هادوک و تنتن که نگران امنیت او هستند، او را در سوئیس، ابتدا در ژنو، سپس در نیون و سفارت بوردوری تعقیب میکنند و سرانجام او را در بوردوری، در حالی که در قلعه «باخین» زندانی است، پیدا میکنند.[۵]
حضور این دانشمند، که به نظر میرسد از اختراعات بزرگ دست کشیده است، در ماجراهای بعدی محدودتر میشود. او در انبار زغالسنگ به ساخت کفشهای اسکیت موتوردار بسنده میکند، سپس در ابتدای تنتن در تبت با تنتن و هادوک به تعطیلات در شهر «وارگز» در کوههای آلپ میرود، اما از همراهی با آنها در ماجرای هیمالیا خودداری میکند.[۵] در جواهرات کاستافیوره، او وقت خود را وقف باغبانی کرده و نوع جدیدی از گل رز را برای این خواننده طراحی میکند و در عین حال، در حال تکمیل یک سیستم تلویزیون رنگی است که هنوز نیاز به تنظیمات جدی دارد.[۵] او بار دیگر تنتن و کاپیتان را در پرواز شماره ۷۱۴ به مقصد سیدنی، جایی که قرار است کنگره فضانوردی برگزار شود، همراهی میکند؛ اما هواپیمای میلیاردر، لازلو کاریداس، که آنها در جاکارتا برای ادامه مسیر سوار آن میشوند، به سمت جزیرهٔ آتشفشانی خیالی پولو-پولومبا ربوده میشود. او که بیش از هر چیز نگران نوسانات آونگ خود است، نسبت به وقایعی که در حال رخ دادن است بیگانه به نظر میرسد، اما در نهایت با یافتن شیئی با منشأ فرازمینی، تنها یادگار ملموس این سفر اکتشافی عجیب را با خود میآورد.[۵] در تنتن و پیکاروها، او هادوک را به سان تئودور همراهی میکند تا به اتهامات توطئه مطرح شده توسط ژنرال تاپیوکا پاسخ دهد. اگرچه او بهطور فعال در کودتای انجام شده توسط ژنرال آلکازار با کمک تنتن شرکت نمیکند، اما به لطف قرصهای ضدالکل اوست که چریکها هوشیاری خود را بازمییابند و در مأموریتشان موفق میشوند.[۵]
این دانشمند همچنین به نظر میرسد که یک راننده حرفهای باشد، زیرا در هدف کره ماه، یک جیپ را در شرایط بسیار خطرناک با مهارت میراند؛ در حالی که گواهینامه رانندگی ندارد و میگوید هرگز رانندگی با اتومبیل را یادنگرفته است.[۵]
منابع الهام
[ویرایش]


شخصیت پروفسور تورنسل نسخهای تغییریافته از فیزیکدان سوئیسی، اگوست پیکار، کاوشگر لایههای فوقانی جو و اعماق اقیانوسهاست. شباهت ظاهری آنها خیرهکننده است، بهجز در مورد قد. هرژه میگفت که او از تورنسل یک «پیکارِ مینیاتوری» ساخته است تا او را در کادرهای داستان جای دهد.[۱۵] او پیش از ظهور تورنسل، از همین دانشمند برای خلق شخصیت پروفسور آلمبیک در عصای اسرارآمیز نیز الهام گرفته بود. هرژه در مصاحبهای با نوما سادول گفت: «پروفسور تورنسل یک پیکارد در مقیاس کوچک است، زیرا پیکارد بسیار بلندقد بود. او گردنی بسیار دراز داشت که از یقه لباسش بیرون میزد و واقعاً دراز بود… من پروفسور تورنسل را یک «مینی پیکارد» ساختم، وگرنه باید قابهای نقاشی کتابها را بزرگتر میکردم»[۱۶] استاد فیزیک سوئیسی یک دورهٔ آموزشی در بروکسل برگزار کرد و همان موقع بود که هرژه چهره بینظیر او را در خیابان دید.
تورنسل همچنین یادآور جان فیلیپ هالند، مخترع زیردریایی است که او نیز در داخل زیردریاییاش کلاه لبهدار (سیلندر) خود را بر سر میگذاشت.[۱۷]
پیر-ژیل دو ژن، فیزیکدان فرانسوی، معتقد است که تورنسل بهدلیل استفادهاش از آونگ ــ که برای یک دانشمند غیرمعمول است ــ پروفسور ایو روکار استاد کالج فرانسه را تداعی میکند،[۱۸][۱۹] هرچند پژوهشهای روکار درباره گمانهزنی با چوب (sourciers) پس از خلق شخصیت تورنسل انجام شده است. آلبر آلگو در کتابی که به پروفسور تورنسل اختصاص داده، «ابه مِرمه» و «ابه بولی» را بهعنوان الهامبخشان آزمایشهای گمانهزنی که توسط این شخصیتِ ساختِ هرژه انجام میشود، معرفی میکند[۲۰] خودِ هرژه هم به این موضوع معتقد بود: گمانهزن هلندی ویکتور مرتنز از یک آونگ برای یافتن حلقهٔ ازدواجِ گمشدهٔ همسرِ هرژه در اکتبر ۱۹۳۹ استفاده کرده بود.[۲۱]
ژان-پل تومازی و میشل دولین در کتاب خود با عنوان «تنتن در خانه ژول ورن»،[۲۲] شباهتی میان تریفون تورنسل و شخصیت «پالمیرن روزت» که در رمان هکتور سرواداک اثر ژول ورن ظاهر میشود، میبینند. این شباهت هم فیزیکی و هم اخلاقی است. پروفسور تورنسل مانند پروفسور روزت، دارای کچلی مشهود با حلقهای از مو در دور سر، عینک و یک کت بلند است. هر دوی آنها دانشمندانی عجیب، حواسپرت و همهفنحریف هستند.[۲۳]
هرژه برای انتخاب نام کوچک تورنسل، از «تریفون بکارت»،[۲۱] یک نجار و کابینتساز در خیابان دومی، میان اودرگم و بوآتسفور الهام گرفت.[۱۵][۲۴] هرژه در دهه ۱۹۳۰، هنگامی که به دفتر تحریریۀ روزنامه لو ونتیم سیکل میرفت، متوجه تابلوی مغازه این نجار شده بود. هرژه در اواخر عمر خود، تریفون بکارت را بهطور تصادفی در جریان بازسازی یکی از خانههایش دوباره پیدا کرد و بعدها از او خواست تا چندین قطعه مبلمان برایش بسازد.[۲۵][۲۴]
در مورد ناشنوا بودن، فیلیپ گودن معتقد است که ناشنوایی پروفسور تورنسل از یکی از همکاران هرژه در روزنامه لو ونتیم سیکل به نام پل ایدت (وکیل) الهام گرفته است که گوشش کمی سنگین بود و معلولیتش منبع شوخیهای مختلف میشد.[۱۷][۲۶]
بیانکا کاستافیوره او را «پروفسور تورندوس» مینامد (او نیز همانند نام هادوک، هرگز موفق نمیشود نام تورنسل را درست تلفظ کند). این خواننده اپرا، تورنسل را با یک «ورزشکار مشهور که صعودهای باشکوهی با بالون داشته» اشتباه میگیرد که اشارهای آشکار به اگوست پیکار است.
فهرست اختراعات پروفسور تورنسل
[ویرایش]گنجهای راکام
[ویرایش]- یک مدل جدید از مولد گاز چوب؛
- دستگاه برسکشیدن اتوماتیک لباس؛
- تختخوابِ دیواری؛
- یک زیردریایی کوچک به شکل کوسه.
سرزمین طلای سیاه
[ویرایش]- محصولی برای خنثیسازی آثار انفجاری اِن-۱۴ افزوده شده به بنزین؛
- پادزهری برای درمان دوپونت و دوپونط که اشتباهاً اِن-۱۴ بلعیده بودند.
هدف کره ماه / روی ماه قدم گذاشتیم
[ویرایش]- موشک آزمایشی ایکس-افالآر ۶؛
- موشک ماهپیما، موتور اتمی آن، موتورهای کمکی و مادۀ تورنسولیت؛
- لباس فضانوردی ماه؛
- خودروی ماهنورد.
ماجرای تورنسل
[ویرایش]- یک سلاح فراصوت قادر به نابودی شیشه و چینی، و احتمالاً پس از تکمیل، نابود کردن بتن و فولاد (الهامگرفته از فرستندههای آلمانی در جنگ جهانی دوم). او نقشههای آن را نابود خواهد کرد.
انبار زغالسنگ
[ویرایش]- کفشهای اسکیت با چرخهای جهتدار؛
- کفشهای اسکیت موتوردار.
جواهرات کاستافیوره
[ویرایش]- سوپرکالر-تریفونار (Supercolor-Tryphonar)، تلویزیون رنگی با صفحه نمایش غولپیکر (دارای نقص فنی)؛
- گل رزِ سفید به نام بیانکا.
تنتن و پیکاروها
[ویرایش]- قرص ضدالکل.
تحلیل
[ویرایش]سناریوی پنج کتاب از شش کتاب بعدی بر محوریت پروفسور تورنسل استوار است. در دوگانه هفت گوی بلورین / معبد خورشید، تنتن و کاپیتان هادوک برای یافتن پروفسور به آمریکای جنوبی کشانده میشوند؛ او توسط بازماندگان اینکاها به دلیل ارتکاب آنچه آنها هتک حرمت اینکا میپنداشتند، ربوده شده است. پروفسور در واقع در مرکز تصویر روی جلد کتاب اول قرار گرفته است، در حالی که توسط یک گوی صاعقه که به دورش میچرخد، به هوا بلند شده است. در هدف کره ماه و روی ماه قدم گذاشتیم، او موشک فضایی را اختراع میکند که به پیشنهاد او، قهرمانان را به ماه میفرستد. سرانجام در ماجرای تورنسل، قهرمانان بار دیگر پس از ربوده شدن او توسط سرویسهای مخفی سیلداوی و بوردوری که در تلاش برای تصاحب یک سلاح کشتار جمعی اختراعشده توسط او هستند، به دنبالش میگردند.
در حالی که گنجهای راکام، هفت گوی بلورین و معبد خورشید اساساً از پروفسور به عنوان یک محرک طنزآمیز یا ابزاری برای پیشبرد داستان بدون مشارکت فعال او استفاده میکنند، کتابهای هدف کره ماه و سپس روی ماه قدم گذاشتیم به شخصیت او عمق میبخشند. او که تا آن زمان صرفاً یک مخترع نابغه اما مضحک و منزوی بود، نشان میدهد که قادر است بزرگترین ماجراجویی علمی قرن را با هدایت تیمی از دانشمندان، مهندسان و تکنسینها، از طراحی لباسهای فضانوردی گرفته تا ساخت یک موتور اتمی، به سرانجام برساند. در واقع در هدف کره ماه است که او به جای «مسیو تورنسل» در داستانهای قبلی، «پروفسور تورنسل» نامیده میشود،[۲۷] اگرچه نخستین اشاره به عنوان «پروفسور» در معبد خورشید دیده شده بود.[۲۸] در هدف کره ماه، او همچنین یکی از شدیدترین خشمهای خود را بروز میدهد و متوجه میشویم که «دلقک» خطاب کردن او، آنطور که کاپیتان هادوک انجام داد، یکی از بدترین توهینهایی است که میتوان به او روا داشت؛ به او که تا این حد برای ساخت موشک و برای علم بهطور کلی تلاش کرده است.
تورنسل کمشنواست، اگرچه او اغلب ناتوانی خود را نادیده میگیرد و ادعا میکند که «فقط گوشش کمی سنگین است»، اما نه بهطور کامل؛ زیرا او معمولاً فقط هجاهای پایانی آنچه به او گفته میشود را میشنود، که این امر عموماً منجر به درک کلمهای متفاوت اما با آوایی نزدیک به کلمه بیانشده میشود. این موضوع منشأ بسیاری از گفتگوهای مضحک است، به ویژه با کاپیتان هادوک که معمولاً وقتی پروفسور منظور او را درست متوجه نمیشود، به سرعت کاسهٔ صبرش لبریز میشود. در هدف کره ماه و روی ماه قدم گذاشتیم، تورنسل یک دستگاه شنوایی به دست میآورد که به او شنوایی طبیعی میبخشد تا مأموریت ماه را به خوبی پیش ببرد. او پس از آن دیگر این دستگاه را استفاده نمیکند (اما گاهی دوباره از همان سمعک شیپوری که در هدف کره ماه داشت استفاده میکند).[۲۹]
رابطه با تنتن
[ویرایش]طبق تفسیر ژان-ماری آپوستولیدس، رماننویس و علاقهمند به روانشناسی که در سال ۱۹۸۴ کتاب «دگردیسیهای تنتن» و سپس با همکاری بنوآ پیترس، کتاب «مجمعالجزایر تنتن» را منتشر کرد، پروفسور تورنسل «یک تنتنِ سالخورده است که یکی از وظایف واگذار شده به قهرمان در دنیای اولیه [مجموعه]، یعنی نقش تکنسین و جادوگر را به ارث میبرد». تورنسل نیز مانند تنتن، «میان علم و جادو ایستاده است». هر دو میخواهند اسرار طبیعت یا جامعه را کشف کنند، در حالی که خودشان نیز شخصیتهایی رازآلود دارند.
به گفته او، «اگر تنتن از فاش کردن ترفندهایش پیش از موعد خودداری میکند، تورنسل خود را در آزمایشگاهش حبس میکند و متنفر است از اینکه کسی در کارهایش سرک بکشد.»[۳۰] در ماجرای تورنسل، هنگامی که او ناپدید میشود، تنتن و کاپیتان گمان میکنند او در آنجا مشغول به کار است و در ابتدا نگران نمیشوند، تا اینکه متوجه ربوده شدن او توسط سرویسهای مخفی سیلداوی و بوردوری میشوند که در تلاش برای تصاحب یک سلاح کشتار جمعی اختراعشده توسط او هستند.
هر دو، قاطعیت یکسانی از خود نشان میدهند و این اراده پولادین به آنها اجازه میدهد تا مأموریتهایی فراتر از توان معمول و دستنیافتنی برای دیگران را به سرانجام برسانند.[۳۰]
دانشمند در آثار هرژه
[ویرایش]«مسیر حرفهای او مثالزدنی بود. مخترع کوچکِ مسابقات لوپن،[الف] به یک فیزیکدان هستهای تبدیل شده بود. از اتاق زیر شیروانی، جایی که تختخوابهای تاشو و دستگاههای برسزنی لباس فراوان بودند، او به آزمایشگاه اتمی راه یافته بود.»
شخصیت دانشمند در ماجراهای تنتن بارها تکرار میشود، اما تنها پروفسور تورنسل است که بهطور ماندگار در این مجموعه جا خشک می کند. در آثار هرژه، همانند سایر نویسندگان کتاب های کمیک در قرن بیستم، چهره دانشمند با تعدادی از کلیشهها همخوانی دارد. از یک سو، پوشش او اغلب قدیمی و نامرتب است، گویی میخواهد تأکید کند که دانشمند «به عصر خود تعلق ندارد و به نوعی از بافت تاریخی و اجتماعیِ فوری که در آن فعالیت میکند، گسسته است». از سوی دیگر، او مکرراً به عنوان فردی همیشه حواسپرت معرفی میشود که این امر بیتفاوتی نسبی او را نسبت به وقایع روزمره تقویت میکند. در نهایت، دانشمند معمولاً به عنوان یک نابغه ظاهر میشود که به تنهایی کار میکند و «در مسیر فعالیتش، تحت تأثیر الهامات ناگهانی پیش میرود.»[۳۲]
بنابراین، تریفون تورنسل این ویژگیها را با دیگر دانشمندان دنیای تنتن که اغلب پیش از او ظاهر شدهاند، مشترک است؛ دانشمندانی چون سافوکلس سارکوفاگوس مصرشناس در سیگارهای فرعون که پیش از دیوانگی کامل، نشانههایی از دست و پا چلفتی بودن و فراموشکاری را از خود نشان میداد، نستور آلمبیکِ مُهرشناس در عصای اسرارآمیز که عادت بدی داشت که سیگارهایش را روی زمین بیندازد و هیپولیت کالیس اخترشناس در ستاره اسرارآمیز.[۳۳] موارد دیگر عبارتند از:
- پروفسور اوکلید، دانشمند حواسپرتی که در گوش شکسته ظاهر شد و عینک خود را فراموش کرد، کُت نظافتچی خود را پوشید، عصایش را همچون چتر وارونه نگه داشت، یک طوطی را با مردی اشتباه گرفت و کیفش را کنار تیر چراغ جا گذاشت. در نسخه اصلی منتشرشده در سال ۱۹۳۵ نام او به نام «پروفسور اقلیدس» بود که ملهم از ریاضیدان نامدار یونانی و «پدر هندسه» بود.
- دو دانشمند ستارهشناس در ستاره اسرارآمیز نیز رفتار غیرعادی و در یک مورد دیوانهوار از خود نشان دادند: «پروفسور فیلیپولوس» یا «فیلیپولوس پیامبر» جلوهای از معضلاتی بود که اعتقادات مذهبی در برابر پژوهشهای علمی ایجاد میکند. در مورد او، زمانی درگیریهای ذهنی و دیوانگیاش نمایان شد که به نظر میرسید آخرالزمان قریبالوقوع است. او سپس با پوشیدن ملحفه و کوبیدن بر یک گونگ در شهر پرسه میزد تا در مورد این رویداد هشدار دهد و بعداً در همان شب حرکت هیئت علمی اعزامی برای یافتن یک شهاب سنگ را دچار اخلال کرد. همکار او، «پروفسور دسیموس فوستل»، اگرچه دیوانه نبود، اما مشتاقانه منتظر پایان جهانی بود که پیشبینیاش او را به شهرت میرساند. برعکس همکارش، او در طول سفر تجسسی، جستجوی شهاب سنگ را متوقف کرد تا به یک کشتی وامانده کمک کند، و اینجا بود نشانههای سلامت عقل را از خود نشان داد.
به نظر میرسد که معرفی پروفسور تورنسل، به هرژه این امکان را داد تا طبیعت عجیب و غریبی را که میخواست در یک دانشمند به تصویر بکشد، در داستانهایش ارائه کند. پیشتر در داستانهایش، سایر دانشمندان یا افراد دارایِ تحصیلات عالی، معمولاً باثباتتر و معقولتر نشان داده میشدند؛ مثلاً هیئت باستانشناسی اعزامی که قربانی هفت گوی بلورین میشوند، هیچ نشانه آشکاری از خلوضعی یا افکار نامتعارف ندارند. برجستهترین عضو این گروه، دوست پروفسور تورنسل، «هیپولیت برگاموت» است که با او همدانشگاهی بوده است. برگاموت مردی درشتاندام و سرزنده است که طبیعتی شاد دارد، اما لزوماً رفتارش نامتعارف نیست.
اما در حالی که این چهرهها در پایان ماجراها ناپدید میشوند، تورنسل به شخصیتی تکرارشونده تبدیل شده و در «جمعِ یارانِ همیشگی تنتن» جای میگیرد؛ کاترین آلامل-رافن و ژان-لوک گانگلوف این موضوع را بهویژه با این واقعیت توضیح میدهند که او «پیش از هر چیز فراهمکننده ابزارها است»، برخلاف چند دانشمند قبلی که تنها «در چارچوب علوم مشاهداتی و طبقهبندیمحور» فعالیت میکردند. در طول داستانها، تورنسل اختراعات خود را افزایش میدهد و این اختراعات برای نویسنده محتوای روایی فراهم میکنند که میتواند به عنوان محرک داستان عمل کند. این موضوع در مورد سلاح اولتراسونیکی که او در ماجرای تورنسل ابداع میکند و سرویسهای مخفی بوردوری و سیلداوی برای به دست آوردنش با هم میجنگند، صادق است.[۳۳] علاوه بر این، ناشنوایی پروفسور به هرژه این امکان را میدهد که موقعیتهای طنزآمیز را افزایش دهد و در نتیجه، دلبستگی خواننده را به شخصیت او و به این مجموعه تقویت کند. بنابراین، تریفون تورنسل نقش بسیار مهمی در پیشبرد داستان دارد؛ او از یک سو با اختراعاتش باعث شکلگیری ماجراهای جدید میشود و از سوی دیگر، منبع اصلی ایجاد شوخی و خنده در داستان است.[۳۴]
پروفسور تورنسل هنگامی که در کار خود غرق میشود گوشهگیر، نجوش و درونگرا به نظر میرسد، اما با این حال با دانشمندان دیگر مکاتبه میکند و همچنین با بسیاری از آنها در پروژههای خود همکاری دارد. او با آقای باکستر و فرانک وُلف روی ساخت موشک ماهپیما کار میکند و با پروفسور آلفردو توپولینو متخصص فیزیک فراصوت از نیون در ماجرای تورنسل مکاتبه میکند.
رابطه با زنان
[ویرایش]تورنسل تنها شخصیت مهم ماجراهای تنتن است که نشانههایی از کشش به زنان را از خود بروز میدهد؛ نشانههایی که البته میتوانند به عنوان جلوههایی از جوانمردی (عیاری) یا حتی ادب و نزاکت نیز تعبیر شوند. این موضوع بهویژه در علاقه او به بیانکا کاستافیوره، از زمان اقامت این خواننده در کاخ مولینسار در جواهرات کاستافیوره مشهود است؛ دورهای که در آن پروفسور حتی تا آنجا پیش میرود که گونهی جدیدی از گل رز سفید خلق کرده و به افتخار این دیوا، نام «بیانکا» را بر آن میگذارد. او زمانی که از خبر رابطه کاپیتان هادوک با کاستافیوره مطلع میشود، به کاپیتان تبریک میگوید؛ بیآنکه بداند این صرفاً یک خبر کذب است که توسط مجله «پاری-فلاش» و در پی یک سوءتفاهم ناشی از ناشنوایی پروفسور منتشر شده است (او تصور میکرد آنها در حال نوشتن مقالهای درباره گل رز او هستند). او فریاد میزند: «خبر ازدواجی اعلام شده و من آخرین نفری هستم که باخبر میشوم!...». او همچنین مشتاقانه تلاش میکند تا دیوا را از حضور یک گروه فیلمبرداری در کاخ مولینسار مطلع کند.
او بار دیگر در تنتن و پیکاروها، با دفاع از کاستافیوره در زمانی که او زندانی شده است، محبت خود را نسبت به او نشان میدهد. در همین کتاب، او با پگی آلکازار (همسر ژنرال آلکازار) که چندان زن جذابی نیست، بسیار مؤدبانه رفتار میکند و دست او را پس از آنکه تندیِ شدیدی به تنتن و هادوک میکند، میبوسد؛ واکنشی که تورنسل آن را به اشتباه یک پیام خوشآمدگویی برداشت کرده بود، چرا که ناشنوا بودن افسانهایاش بار دیگر معجزهای به پا کرده بود. هرژه در سال ۱۹۷۹ به ژاک شانسل گفته بود که منشِ جوانمردانه تورنسل، برگرفته از پدرش، الکسیس رمی است که «زنان را موجودات عزیز، زیبا و بسیار ظریفی میدید»؛[۲۴] نوعی از ادب و توجه که لزوماً پیوند مستقیمی با مقولهی جذابیت و دلبری ندارد.
اقتباسها
[ویرایش]از زمان اولین اقتباسِ ماجراهای تنتن بر روی پرده سینما، بازیگران زیر نقش تورنسل را ایفا کردهاند:
- روبر واتیه و فرناند فابر در مجموعه تلویزیونی ماجراهای تنتن اثر هرژه (صداپیشه).
- ژرژ لوریو در ماجراهای تنتن: اسرار کشتی طلایی.
- فلیکس فرناندس در تنتن و پرتقالهای آبی (دوبله شده به فرانسوی توسط فرد پاسکالی).
- آلفرد پاسکالی در تنتن و معبد خورشید (صداپیشه).
- آنری ویرلوژو در تنتن و دریاچه کوسهها (صداپیشه).
- آنری لابوسییر در مجموعه تلویزیونی ماجراهای تنتن (صداپیشه).
- صداهای ژان پاتریک، ژاک دوفیلو، موریس شویت، گی پیرول، اولیویه هوسنو، ژان رینیاک و دنی پودالیدس در اقتباسهای مختلف رادیویی و صوتی.
- و در تئاتر: جکی درو، نیکولا رینو، اکسل اورائرت.
این شخصیت قرار است در قسمت دوم سهگانه استیون اسپیلبرگ و پیتر جکسون ظاهر شود. ایفاگر نقش او توبی جونز خواهد بود. مجموعه تلویزیونی ماجراهای تنتن اثر هرژه محصول بلویزیون به دلیل به تصویر کشیدن پروفسور تورنسل با شنوایی کامل قابل توجه است.
تبلیغات
[ویرایش]
نام خانوادگی پروفسور تورنسل در زبان فرانسوی به معنای «آفتابگردان» است. در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، او در چندین آگهی تبلیغاتی برایبرای محصولات شرکت «فروی دور» (Fruit d'Or)، که شامل روغن پختوپز و سس مایونز ساخته شده از روغن آفتابگردان بود، ظاهر شد. در بسیاری از این تبلیغات، او در حال پرواز دیده میشود [۳۵]تا نشان دهد که چقدر «این روغن سالم است و به سبک ماندن بدن کمک میکند». شخصیتهای دیگر مجموعه نیز در این آگهیها حضور دارند.[۳۶]
بزرگداشت تورنسل
[ویرایش]- در بروکسل خیابانی با رویکرد طنزآمیز به نام «تریفون تورنسل» وجود دارد.
- «سیارک ۳۲۷۰۸۲ تورنسل» به افتخار او نامگذاری شده است.
- در شهر جدید «وال دو اروپ» (واقع در پلاک ۴، خیابان بوآ دو پاری، ۷۷۷۰۰ شسی)، یک مدرسه پیشدبستانی و ابتدایی به نام «تورنسل» وجود دارد که در سال ۲۰۰۷ افتتاح شده است.
- در اکتبر ۲۰۱۰، آلن ژوپه، شهردار بوردو، در این شهر از «میدان پروفسور تورنسل» رونمایی کرد؛ این مراسم در حضور شخصیتهای خیالی، یعنی پادشاه سیلداویا (ماسکار دوازدهم) و سفیرِ مهاراجه بوپال برگزار شد.[۳۷][۳۸][۳۹]
- تابلوی میدان (پیادهرو) پروفسور تورنسل، واقع در اسکلههای بوردو، نزدیکی سوله هاش۱۹
- تابلوی خیابان تریفون تورنسل در بروکسل
منابع
[ویرایش]یادداشت
[ویرایش]- ↑ مسابقات لوپن (Concours Lépine) یک مسابقهی بسیار مشهور و قدیمی در فرانسه برای مخترعان آماتور است و مخترعانی که وسایل کوچک و کاربردی برای زندگی روزمره میسازند (مثل دربازکنهای خاص یا ابزارهای باغبانی) در آن شرکت میکنند. وقتی میشل سر میگوید «مخترع کوچک مسابقات لوپن»، منظورش این است که تورنسل در ابتدا (در کتاب گنجهای راکام) فقط مخترع وسایل ساده و خانگی مثل «ماشین برسزنی لباس» یا «تختخواب تاشو» بود.
پانویسها
[ویرایش]- ↑ Peeters 2012, p. 341, "Character Names in French and English".
- ↑ "Hergé - 'Tintin' in the early 1940s".
- ↑ Charles Dantzig (24 December 2017). "Tryphon Tournesol est-il un personnage ?". France Culture (به فرانسوی). Radio interview with Benoît Peeters. Retrieved 15 January 2023.
- 1 2 3 Mozgovine 1992, p. 249.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 Mozgovine 1992, p. 242-246.
- 1 2 3 Mozgovine 1992, p. 246.
- ↑ Rivière, François. "Tournesol (professeur Tryphon)". Le rire de Tintin (به فرانسوی). p. 27.
- ↑ Mozgovine 1992, p. 249-250.
- ↑ Mozgovine 1992, p. 247-248.
- 1 2 3 Leconte, p. 107.
- 1 2 3 4 5 6 Leconte, p. 106.
- 1 2 Mozgovine 1992, p. 248-249.
- ↑ "Tintin : Le Trésor de Rackham le Rouge". bellier.co (به فرانسوی). Publication de 183 strips dans Le Soir du vendredi 19 février au jeudi 23 septembre 1943. Retrieved 15 January 2023.
{{cite web}}: نگهداری CS1: سایر موارد (link) - ↑ Farr 2001, p. 176.
- 1 2 Sadoul, Numa (1989) [1975]. Entretiens avec Hergé. Bibliothèque de Moulinsart (به فرانسوی) (3rd ed.). Tournai: Casterman. pp. 164–165. ISBN 2-203-01708-2.
- ↑ Horeau, Yves The Adventures of Tintin at Sea 1999, English translation 2004 for the National Maritime Museum, published by John Maurray, شابک ۰−۷۱۹۵−۶۱۱۹−۱. Chapter on Outside characters drawn into the Adventures.
- 1 2 Soumois, Frédéric (July 2011). "Tournesol: le modeste magnifique". Historia (به فرانسوی). Paris (Hors–série): 108–110.
- ↑ Gruhier, Fabien (27 April 1989). "Les semelles électriques du professeur Rocard" (PDF). Le Nouvel Observateur (به فرانسوی). p. 100.
- ↑ Le Saux, Laurence (January 2003). "Vous avez dit Rocard ?". Télérama (به فرانسوی). No. Hors série 112 H. Paris. p. 87.
- ↑ Albert Algoud, Le Tournesol illustré, Tournai, Casterman, 1994, p. 91.
- 1 2 A la recherche du trésor de Rackham le Rouge (French for "In Search of Red Rackham's Treasure") by Hergé, with comments by Daniel Couvreur and Frédéric Soumois, published by Editions Moulinsart in November 2007, شابک ۹۷۸−۲−۸۷۴۲۴−۱۶۰−۴
- ↑ Voir Revue Jules Verne No.8, 1999, « Un vingtième siècle d'images, Jules Verne en 60 ans de bandes-dessinées », Jean-Paul Tomasi : « Pourquoi Hergé nous cache-t-il la vérité sur Jules Verne ? », p. 57-74.
- ↑ Jean-Paul Tomasi et Michel Deligne, Tintin chez Jules Verne, Éditions Lefrancq Littérature, 1998, p. 51-55.
- 1 2 3 Chancel, Jacques (March 2003) [9 January 1979]. Hergé. Objectif Radio – Radioscopie de Hergé (Radio interview) (به فرانسوی). Radio France/INA; France Inter.
- ↑ N. C. (14 September 2011). "Tournesol : l'énigme du prénom enfin résolue". La Capitale (به فرانسوی).
- ↑ "Professeur Tournesol". tintin.com (به فرانسوی).
- ↑ Objectif Lune, planche 7, case 6. Dans la première planche du même album, Haddock (case 3), Nestor (case 4) ou encore Tintin (case 8) l'appellent « Monsieur Tournesol »
- ↑ Le Temple du Soleil, Tintin (planche 49, case 2) et les deux Dupondt (planche 51, case 12) l'appellent « le professeur Monsieur Tournesol » et « le professeur Tournesol », respectivement
- ↑ Les Bijoux de la Castafiore, planche 33, case 7 quand Tintin lui explique la situation.
- 1 2 Apostolidès 2006, p. 243-244.
- ↑ Serres, Michel (March 1977). "Tintin ou la picaresque d'aujourd'hui". Critique (به فرانسوی). Éditions de minuit (358).
- ↑ Allamel-Raffin 2007, p. 125-126.
- 1 2 Allamel-Raffin 2007, p. 129.
- ↑ Allamel-Raffin 2007, p. 130.
- ↑ "Fruit D'or," Daily Motion.
- ↑ Studio Hergé; Belvision; Bob de Moor (January 1976). "Première publicité pour l'Huile Fruit d'Or (Professeur Tournesol)". INA (به فرانسوی). Agence Lintas Paris (Producer), Unilever International Paris (Advertiser). Retrieved 19 November 2011.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:نامهای متعدد:فهرست نویسندگان (link) - ↑ "Vidéo de la cérémonie". Dailymotion (به فرانسوی).
- ↑ "Des huiles pour Tournesol". Sud Ouest (به فرانسوی). 15 October 2010.
- ↑ "Annonce sur le site Bordeaux.fr". Bordeaux.fr (به فرانسوی).
کتابشناسی
[ویرایش]- Algoud, Albert (1994). Le Tournesol illustré - Éloge d'un oublié de l'Histoire des Sciences. Bibliothèque de Moulinsart (به فرانسوی). Tournai: Casterman. p. 96. ISBN 2-203-01712-0.
- Allamel-Raffin, Catherine; Gangloff, Jean-Luc (2007). "Le savant dans la bande dessinée : un personnage contraint". Communication et langages (به فرانسوی) (154): 123–133.
- Apostolidès, Jean-Marie (2006). Les métamorphoses de Tintin (به فرانسوی). Paris: Flammarion. p. 435. ISBN 978-2-0812-4907-3.
- Assouline, Pierre (1996). Hergé (به فرانسوی). Paris: Gallimard. p. 820. ISBN 978-2-07-040235-9.
- Baetens, Jan (2011). Hergé écrivain (به فرانسوی). Flammarion. p. 15. ISBN 9782081246157.
- Collectif (2014). Le rire de Tintin - Les secrets du génie comique d'Hergé (به فرانسوی). L'Express, Beaux Arts Magazine. p. 136. ISSN 0014-5270.
- Collectif (2020). Tintin et le trésor de la philosophie (به فرانسوی). Philosophie Magazine. p. 100. ISSN 2104-9246.
- Farr, Michael (2001). Tintin: The Complete Companion. London: John Murray. ISBN 978-0-7195-5522-0. Archived from the original on 10 May 2016. Retrieved 7 July 2016.
- Mozgovine, Cyrille (1992). De Abdallah à Zorrino - Dictionnaire des noms propres de Tintin (به فرانسوی). Tournai: Casterman. p. 286. ISBN 2-203-01711-2.
- Peeters, Benoît (2006). Hergé, fils de Tintin (به فرانسوی). Paris: Flammarion. p. 627. ISBN 978-2-08-123474-1.
- Horeau, Yves (2000). "Encore plus fort que Jules Verne !". Géo (به فرانسوی) (Hors–série, No. 1H): 100–105.
- "Les inventions du professeur Tournesol". Sciences & Vie (به فرانسوی) (Édition spéciale, No.14H): 26–27. 2002.
- Leconte, Patrice (2023). Tintin de A à Z (به فرانسوی). Paris: Casterman. p. 131. ISBN 978-2-20325-729-0.
- Guérin, Patrice (2024). Tintin au delà des idées reçues - 22 contre-vérités sur Hergé et son œuvre (به فرانسوی). Les Impressions nouvelles. p. 208. ISBN 978-2-39070-115-6.
