پرش به محتوا

تن‌تن در شوروی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
تن‌تن در شوروی
(Tintin au pays des Soviets)
Tintin and Snowy are standing against classic Russian architecture.
جلد نسخهٔ انگلیسی
تاریخ۱۹۳۰
سریماجراهای تن‌تن
ناشرلو پتی ونتیم
گروه سازنده
خالقهرژه
نسخهٔ اصلی
منتشرشده درلو پتی ونتیم
تاریخ انتشار۱۰ ژانویه ۱۹۲۹ – ۸ مه ۱۹۳۰
زبانفرانسوی
ترجمه
ناشر ترجمهساندنسر
تاریخ ترجمه۱۹۸۹
مترجم
  • لزلی لانزدیل-کوپر
  • مایکل ترنر
گاه‌نگاری
قبل ازتن‌تن در کنگو (۱۹۳۱)

تن‌تن در شوروی (فرانسوی: Tintin au pays des Soviets) نخستین جلد از مجموعهٔ ماجراهای تن‌تن، سری کتاب‌های کمیک اثر کارتونیست بلژیکی هرژه است. این اثر به سفارش روزنامهٔ محافظه‌کار بلژیکی لو ونتیم سیکل، به‌عنوان یک هجویهٔ ضد کمونیستی برای ضمیمهٔ کودکان آن، لو پتی ونتیم، تهیه شد و به‌صورت هفتگی از ژانویهٔ ۱۹۲۹ تا مهٔ ۱۹۳۰ منتشر گردید، پیش از آن‌که در سال ۱۹۳۰ توسط انتشارات اِدیسیون دو پتی ونتیم در یک جلد گردآوری شود. این داستان دربارهٔ گزارشگر جوان بلژیکی، تن‌تن، و سگش میلو است که برای تهیهٔ گزارش دربارهٔ دولت ژوزف استالین به اتحاد جماهیر شوروی فرستاده می‌شوند. بااین‌حال، دستگاه پلیس مخفی اوگ‌پِئو که از نیت او باخبر است، مأمورانی را برای تعقیب و شکار او اعزام می‌کند.

تن‌تن در شوروی با کمک حقه‌های تبلیغاتی در بلژیک موفقیتی تجاری به‌دست‌آورد و همچنین شاهد انتشار دنباله‌وار در فرانسه و سوئیس بود. هرژه ماجراهای تن‌تن را با تن‌تن در کنگو ادامه داد و این مجموعه به بخشی تعیین‌کننده از سنت کامیکس فرانسوی-بلژیکی تبدیل شد. آسیب‌دیدن لوح‌های چاپ اصلی، انتشار دوبارهٔ کتاب را برای چندین دهه ناممکن کرد، درحالی‌که هرژه بعدها از خامی این اثر ابراز شرمندگی کرد. او هنگامی‌که از ۱۹۴۲ به بعد شروع به بازطراحی نسخه‌های رنگی ماجراهای پیشین کرد، تصمیم گرفت این کار را برای تن‌تن در شوروی انجام ندهد؛ این تنها داستان کامل تن‌تن بود که هرژه نسخهٔ رنگی آن را بازتولید نکرد. افزایش تقاضا در میان طرفداران مجموعه باعث شد نسخه‌های غیرمجاز کتاب در دههٔ ۱۹۶۰ تهیه شود و نخستین انتشار رسمی دوباره در سال ۱۹۶۹ صورت گیرد، پس از آن کتاب به چندین زبان دیگر، ازجمله انگلیسی، ترجمه شد. پذیرش انتقادی این اثر عمدتاً منفی بوده و چندین مفسر ماجراهای تن‌تن در شوروی را یکی از ضعیف‌ترین آثار هرژه توصیف کرده‌اند.

خلاصه داستان

[ویرایش]
A black-and-white drawing of young man reading on a train sitting next to a white dog; with dialogue stating "J'ai entendu dire qu'il y avait des puces, la-bas !" in French
تصویری که تن‌تن و میلو را در قطاری که به سمت اتحاد جماهیر شوروی می‌رود نشان می‌دهد.

خط اصلی داستان عمدتاً از ماجراهای فراوانی تشکیل شده است که در آن‌ها تن‌تن و سگش میلو باید از دشواری‌ها و خطرها جان سالم به در ببرند و این ماجراها با صحنه‌هایی آشکارا ضدکمونیستی درهم‌آمیخته‌اند.

در دوران اتحاد جماهیر شوروی و حکومت استالین، خبرنگار تن‌تن و سگش میلو از سوی لو پتی ونتیم برای تهیهٔ گزارشی به مسکو فرستاده می‌شوند[d ۱] و از بروکسل راهی آنجا می‌گردد. در مسیر مسکو، با اطلاع از حرکت او و دلیل سفرش، مقامات شوروی یک مأمور مخفی اوگ‌پِئو — پلیس مخفی شوروی — را اعزام می‌کنند تا او را به قتل برسانند و قطار او را ـ هنگامی که در آلمان است ـ با بمب منفجر می‌کنند.[d ۲] این مامور، گزارشگر جوان را «یک بورژوازی کوچولوی کثیف» می‌نامد. قهرمان داستان جان سالم به در می‌برد، اما از سوی پلیس برلین به انجام این بمب‌گذاری متهم شده و زندانی می‌شود.[d ۳] تن‌تن می‌گریزد و خود را به مرز اتحاد جماهیر شوروی می‌رساند.[d ۴] از همان مرز، در استووبتسی (در بلاروس کنونی)،[d ۴] بلافاصله توسط اوگ‌پِئو تحت تعقیب قرار می‌گیرد مأمور اوگ‌پئو که از نزدیک او را تعقیب می‌کند، سرانجام او تن‌تن را نزد دفتر کمیسار محلی می‌برد و به کمیسار دستور می‌دهد که گزارشگر را «به‌طور اتفاقی» ناپدید کند. ماموران چندین بار تلاش می‌کنند او را بازداشت یا نابود کنند: با استفاده از یک پوست موز،[d ۵] با از ریل خارج کردن او،[d ۶] با تغییر لباس برای به دام انداختنش[d ۷] و با تعقیب او در هتل.[d ۸] تن‌تن بار دیگر می‌گریزد و درمی‌یابد که «شوروی چطور احمق‌های بیچاره‌ای را که هنوز به بهشت سرخ باور دارند، فریب می‌دهند»؛ با سوزاندن دسته‌های کاه و کوبیدن فلزات تا بازدیدکنندگان مارکسیست انگلیسی باور کنند کارخانه‌های غیرفعال شوروی در حال کارند.[۱]

اعضای اوگ‌پِئو در حال بیرون‌آوردن گندم پنهان‌شده.

وقتی به مسکو می‌رسد[الف]، تن‌تن با «لجنزاری آلوده» روبه‌رو می‌شود که در آن کودکان از گرسنگی می‌میرند[d ۹] و ساکنان مجبورند تحت تهدید مرگ به کمونیست‌ها رأی بدهند.[d ۱۰] تن‌تن شاهد یک انتخابات محلی است که در آن، بلشویک‌ها برای تضمین پیروزی خود رأی‌دهندگان را تهدید می‌کنند. وقتی می‌کوشند او را بازداشت کنند، او لباس یک روح را می‌پوشد تا آن‌ها را بترساند. تن‌تن در ارتش سرخ نفوذ می‌کند تا چگونگی دزدیدن کولا‌ک‌ها توسط آن را مشاهده کند و سپس با کمک به یک دهقان برای پنهان کردن گندمش مداخله می‌کند.[d ۱۱] این کار او را به مرگ محکوم می‌کند. تن‌تن با کار گذاشتن فشنگ‌های مشقی در اسلحهٔ سربازان، مرگ خود را جعل می‌کند و می‌تواند به سوی مناطق قطبی بگریزد، جایی که اوگ‌پِئو مأموران تازه‌ای را به دنبال او می‌فرستد.[d ۱۲]

فرودگاه برلین تمپل‌هوف در سال ۱۹۳۰.

ماجراها یکی پس از دیگری رخ می‌دهند. تن‌تن با یک خرس مبارزه می‌کند،[d ۱۳] سپس به یک روس مشت می‌زند[d ۱۴] و سرانجام در یک پناهگاه زیرزمینی بلشویکی را در خانه‌ای جن‌زده کشف می‌کند. که معلوم می‌شود مخفیگاهی برای انبار کردن ثروت‌های دزدیده‌شده توسط دولت است.[d ۱۵] تن‌تن تلاش می‌کند از اتحاد جماهیر شوروی خارج شود، اما بلشویک‌ها او را تعقیب و بازداشت می‌کنند و سپس او را به شکنجه تهدید می‌کنند.[۲] یکی از بلشویک‌ها او را دستگیر کرده و به او می‌گوید: «تو در مخفیگاهی هستی که ولادیمیر لنین، لئون تروتسکی و ژوزف استالین ثروت‌های دزدیده‌شده از مردم را در آن جمع کرده‌اند!» با کمک میلو، تن‌تن می‌گریزد، یک هواپیما را تصاحب می‌کند و به دل شب پرواز می‌کند.[d ۱۶] هواپیما سقوط می‌کند، اما تن‌تن با استفاده از یک چاقوی جیبی از یک درخت، یک ملخ جدید هواپیما می‌سازد و بر اثر بدشانسی دوباره به آلمان بازمی‌گردد،[۳] و به فرودگاه برلین تمپل‌هوف می‌رسد.[d ۱۷] بار دیگر مأموران اوگ‌پئو او را می‌گیرند و در سیاه‌چالی زندانی می‌کنند، اما او با کمک میلو که خود را به‌صورت یک ببر درآورده، می‌گریزد. او دو بار دیگر هدف حملهٔ اوگ‌پِئو قرار می‌گیرد،[d ۱۸][d ۱۹] اما آسیبی نمی‌بیند و به مسکو می‌رسد و اظهار می‌کند که بلشویک‌ها آن را «به یک زاغهٔ متعفن» تبدیل کرده‌اند. او و میلو مشاهده می‌کنند که یک مقام دولتی به مارکسیست‌های بی‌خانمان نان می‌دهد اما آن را از مخالفانشان دریغ می‌کند؛ میلو یک نان می‌دزدد و به پسربچه‌ای گرسنه می‌دهد. تن‌تن با جاسوسی در یکی از جلسات مخفی بلشویک‌ها، درمی‌یابد که تمام غلهٔ شوروی به‌منظور تبلیغات به خارج صادر می‌شود و مردم در گرسنگی مانده‌اند، و دولت قصد دارد «عملیاتی علیه کولاک‌ها، دهقانان ثروتمند، ترتیب دهد و آن‌ها را وادار کند با تهدید اسلحه گندم‌شان را به ما بدهند».[۴] در برلین، آخرین مأمور اوگ‌پئو تلاش می‌کند تن‌تن را بدزدد، اما این تلاش ناکام می‌ماند و مأمور به پلیس برلین تحویل داده می‌شود؛ جایی که نقشهٔ او برای منفجر کردن تمام پایتخت‌های اروپا با دینامیت برملا می‌شود. هنگامی که سعی می‌کند به اتحاد جماهیر شوروی بازگردد (زیرا معتقد است اطلاعات کافی گرد نیاورده) خودرویی که با جایزهٔ پلیس آلمان خریده است[d ۲۰] لیز می‌خورد و تن‌تن و میلو از پنجره به داخل قطاری پرتاب می‌شوند. قطار آن‌ها را به بروکسل بازمی‌گرداند، جایی که در برابر جمعیتی گردآمده مقابل ایستگاه راه‌آهن قدیمی بروکسل شمالی[d ۲۱] همچون قهرمان استقبال می‌شوند.[۵]

تاریخچه

[ویرایش]

پیش‌زمینه

[ویرایش]

ایدهٔ شخصیت تن‌تن و نوع ماجراهایی که برای او رخ می‌داد، به‌نظرم در پنج دقیقه به ذهنم رسید، همان لحظه که نخستین طرح این قهرمان را کشیدم: یعنی او نه در دوران کودکی‌ام و نه حتی در خواب‌هایم حضور داشت. هرچند ممکن است در کودکی خودم را در نقش نوعی از تن‌تن تصور کرده باشم.

هرژه، ۱۵ نوامبر ۱۹۶۶.[۶]

ژرژ رِمی — که بیشتر با نام قلمی هرژه شناخته می‌شود — به‌عنوان تصویرگر در لو ونتیم سیکل (به‌معنای «قرن بیستم»)، یک روزنامهٔ بلژیکی به‌شدت کاتولیک و محافظه‌کار که در بروکسل، زادگاه هرژه، مستقر بود، مشغول به کار بود. این روزنامه تحت ادارهٔ اَبه نوربر والز قرار داشت، و خود را «روزنامهٔ کاتولیک برای آموزه و اطلاع‌رسانی» توصیف می‌کرد و دیدگاهی راست‌افراطی و فاشیستی را تبلیغ می‌نمود؛ والز تحسین‌کنندهٔ رهبر فاشیست ایتالیا، بنیتو موسولینی بود و عکسی امضاشده از او را روی میز کارش نگه می‌داشت، درحالی‌که لئون دگرل، که بعدها رهبر فاشیست‌های حزب رکس شد، به‌عنوان خبرنگار خارجی برای روزنامه کار می‌کرد.[۷] بنا بر گفتهٔ هری تامسون، چنین ایده‌های سیاسی در آن زمان در بلژیک رایج بود و محیط هرژه آکنده از ایده‌های محافظه‌کارانه‌ای بود که حول «میهن‌پرستی، کاتولیک‌گرایی، اخلاق سخت‌گیرانه، نظم و ساده‌باوری» می‌چرخید.[۸] احساسات ضد کمونیستی شدید بود، و یک نمایشگاه شوروی که در ژانویهٔ ۱۹۲۸ در بروکسل برگزار شد، در میان تظاهرات جنبش جوانان ملی‌گرا که دگرل نیز در آن شرکت داشت، مورد خرابکاری قرار گرفت.[۹]

والز هرژه را به‌عنوان سردبیر ضمیمهٔ کودکان برای شماره‌های پنجشنبهٔ لو ونتیم سیکل منصوب کرد؛ این ضمیمه لو ونتیم سیکل («قرن بیستم کوچک») نام داشت.[۱۰] این ضمیمه که دیدگاه‌های اجتماعی-سیاسی والز را برای خوانندگان جوان خود ترویج می‌کرد، حاوی احساسات آشکاراً فاشیستی و یهودستیزی بود.[۱۱] علاوه بر سردبیری ضمیمه، هرژه تصویرگری ماجراهای شگفت‌انگیز فلوپ، نِنس، پوسِت و کُشُنِه[۱۲] را نیز بر عهده داشت، کمیکی که توسط یکی از اعضای بخش ورزشی روزنامه نوشته شده بود و ماجراهای دو پسر، یکی از خواهران کوچکشان و خوک بادی او را روایت می‌کرد. هرژه از کار صرفاً تصویرگری ناراضی بود و می‌خواست کمیک‌استریپ خودش را بنویسد و طراحی کند.[۱۳]

هرژه پیش‌تر تجربهٔ خلق کمیک داشت. از ژوئیهٔ ۱۹۲۶ او کمیکی دربارهٔ رهبر یک گروه پیشاهنگ با عنوان ماجراهای توتور، رهبر پیشاهنگ سوسک‌های مرده برای روزنامهٔ پیشاهنگی لو بوی اسکوت بلژ («پیشاهنگ بلژیکی») می‌نوشت.[۱۳] شخصیت توتور تأثیر زیادی بر تن‌تن داشت؛[۱۴] هرژه بعدها تن‌تن را مانند برادر کوچک‌تر توتور توصیف کرد.[۶] ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه بیان کردند که از نظر گرافیکی، توتور و تن‌تن «تقریباً یکسان» بودند، به‌جز در لباس پیشاهنگی؛[۱۵] آن‌ها همچنین به شباهت‌های فراوان میان ماجراهایشان اشاره کردند، به‌ویژه در سبک طراحی، سرعت بالای روایت و استفاده از طنز.[۱۶] هرژه همچنین تجربهٔ خلق تبلیغات ضد کمونیستی داشت، زیرا در اکتبر ۱۹۲۸ مجموعه‌ای از طرح‌های ساتیریکی برای نشریهٔ فکاهی لو سیفلِه با عنوان «۷۰ درصد سرآشپزهای کمونیست اردک‌های عجیب‌وغریب هستند» تولید کرده بود.[۱۷]

تأثیرات

[ویرایش]

هرژه می‌خواست نخستین ماجراجویی تن‌تن را در ایالات متحده آمریکا روایت کند تا سرخ‌پوستان آمریکا — قومیتی که از کودکی مجذوب او کرده بودند — در داستان حضور داشته باشند. نوربر والز این ایده را رد کرد؛ ایده‌ای که بعدها در سومین بخش مجموعه، تن‌تن در آمریکا (۱۹۳۲)، تحقق یافت. در عوض، والز می‌خواست هرژه تن‌تن را به اتحاد جماهیر شوروی بفرستد، کشوری که در سال ۱۹۲۲ توسط حزب بلشویک مارکسیست-لنینیست، پس از به‌قدرت رسیدن به دنبال انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، تأسیس شده بود. بلشویک‌ها جامعهٔ فئودالی کشور را به‌شدت دگرگون کرده و صنعت را ملی کردند و اقتصاد سرمایه‌داری را با اقتصاد سوسیالیستی جایگزین ساختند. اوایل دههٔ ۱۹۲۰، نخستین رهبر اتحاد جماهیر شوروی، ولادیمیر لنین، درگذشت و ژوزف استالین جانشین او شد. والز که هم کاتولیک رومی بود و هم از لحاظ سیاسی راست‌گرا، با سیاست‌های بی‌خدایی، ضد فرقه‌ای، ضد دینی و چپ‌گرای شوروی مخالف بود و می‌خواست نخستین ماجراجویی تن‌تن این موضوع را بازتاب دهد تا خوانندگان جوان را با ایده‌های ضد مارکسیستی و ضد کمونیستی تحت تأثیر قرار دهد.[۱۳] هرژه بعدها در توضیح دلیل تولید اثری تبلیغاتی گفت که «از فضای روزنامه الهام گرفته است»، فضایی که به او آموخته بود کاتولیک بودن یعنی ضد مارکسیست بودن؛[۱۳] و از کودکی از تیراندازی بلشویک‌ها به خانوادهٔ رومانوف در ژوئیهٔ ۱۹۱۸ وحشت‌زده شده بود.[۱۷]

A comics panel. An armed group on a platform to the upper right point their pistols at a larger group that fills the lower portion of the panel. A male in the centre of the armed group says in a speech balloon: "All those who oppose this list raise their hands! Now, who says 'No' to this list?" A boy and a dog can be seen peering over a fence in the background to the far left. A question mark hovers over the boy's head.
بلشویک‌ها مردم را در صحنه‌ای که از مسکو بی‌نقاب: گزارشی از ۹ سال کار در سرزمین شوروی‌ها اثر ژوزف دویه (۱۹۲۸) اقتباس شده است، با تهدید اسلحه مجبور به رأی دادن به خود می‌کنند.

هرژه زمان کافی نداشت که به اتحاد جماهیر شوروی سفر کند یا اطلاعات منتشرشدهٔ موجود دربارهٔ آن را بررسی کند.[۱۸] بنابراین، او یک تصویر کلی را از تنها یک کتاب به‌دست‌آورد: مسکو بی‌نقاب: گزارشی از ۹ سال کار در سرزمین شوروی‌ها نوشتهٔ ژوزف دویه (۱۸۷۸–۱۹۵۴)، کنسول سابق بلژیک در روستوف-نا-دونو که پس از انقلاب ۱۹۱۷ به مدت نه سال در روسیه زندگی کرده بود. این کتاب که در سال ۱۹۲۸ در بلژیک و فرانسه منتشر شد، در میان مردمی که مشتاق باور ادعاهای ضد بلشویکی دوییه بودند، به‌خوبی فروش رفت؛ ادعاهایی که بسیاری از آن‌ها از نظر دقت محل تردید بودند.[۱۹] مایکل فار اشاره کرده است که «هرژه آزادانه — هرچند گزینشی — صحنه‌هایی کامل را از روایت ژوزف دویه اقتباس کرده است»، از جمله «اپیزود هولناک انتخابات»، که «تقریباً با توصیف دوییه در مسکو بی‌پرده یکسان» بود.[۲۰] ناآگاهی هرژه دربارهٔ اتحاد جماهیر شوروی باعث بروز اشتباهات فراوانی شد؛ داستان به موز، بنزین شِـل و بیسکویت‌های هانتلی و پالمرز اشاره می‌کند، که هیچ‌یک در آن زمان در شوروی وجود نداشتند.[۲۱] او همچنین در نام‌های روسی دچار خطا شد و معمولاً پسوند لهستانی «ـسکی» را به‌کار برد، نه معادل روسی آن «ـویچ».[۲۲]

در خلق تن‌تن در شوروی، هرژه از نوآوری‌های موجود در رسانهٔ کمیک‌استریپ تأثیر پذیرفت. او ادعا کرد که تحت تأثیر جدی کارتونیست فرانسوی، آلن سن-اوگان، خالق مجموعهٔ زیگ و پوُس بوده است. آن دو سال بعد با یکدیگر ملاقات کردند و دوستی مادام‌العمرشان آغاز شد. او همچنین از کمیک‌های آمریکایی معاصر تأثیر گرفت؛ کمیک‌هایی که گزارشگر لئون دگرل از مکزیک — جایی که برای پوشش جنگ کریسترو در آن مستقر بود — به بلژیک می‌فرستاد. این کمیک‌های آمریکایی شامل بالا کشیدن پدر اثر جرج مک‌منوس، کِرِیزی کت اثر جرج هریمن و کَتزِنجَمِر کیدز اثر رودولف دیرکس بودند.[۲۳] مایکل فار باور داشت که سینمای معاصر نیز بر تن‌تن در سرزمین شوراها تأثیر گذاشته است و شباهت‌هایی میان صحنه‌های کتاب و تعقیب‌وگریزهای پلیسی فیلم‌های پلیس‌های کی‌استون، تعقیب قطار در ژنرال اثر باستر کیتون و تصاویر اکسپرسیونیستی آثار کارگردانانی چون فریتس لانگ مشاهده کرد. مایکل فار تأثیر سینما را این‌گونه خلاصه کرد: «هرژه، به‌عنوان پیشگام کمیک‌استریپ، نمی‌ترسید که برای توسعهٔ یک رسانهٔ مدرن دیگر از یک رسانهٔ مدرن بهره بگیرد».[۲۴]

انتشار

[ویرایش]

پیش از آغاز انتشار دنباله‌دار، در شمارهٔ ۴ ژانویهٔ ۱۹۲۹ لو ونتیم سیکل[۱۳] اعلامیه‌ای منتشر شد که می‌گفت: «ما همیشه مشتاقیم خوانندگان خود را راضی کنیم و آن‌ها را از امور خارجی باخبر نگه داریم؛ بنابراین، ما تن‌تن، یکی از برترین گزارشگرانمان، را به روسیهٔ شوروی فرستاده‌ایم.» این توهّم که تن‌تن یک گزارشگر واقعی برای روزنامه است و نه یک شخصیت داستانی، با این ادعا تقویت شد که کمیک استریپ یک سری نقاشی نیست، بلکه از عکس‌هایی تشکیل شده که از ماجراجویی‌های تن‌تن گرفته شده‌اند.[۲۵] زندگینامه‌نویس، بنوآ پیترس، این موضوع را یک شوخی خصوصی میان کارکنان لو پتی ونتیم دانسته است؛ اشاره‌ای به این واقعیت که هرژه ابتدا به‌عنوان یک عکاس خبری استخدام شده بود، شغلی که هرگز آن را انجام نداد.[۱۷] منتقد ادبی، تام مک‌کارتی، بعدها این رویکرد را با ادبیات اروپایی قرن هجدهم مقایسه کرد که اغلب روایت‌های تخیلی را به‌عنوان غیرداستانی ارائه می‌کرد.[۲۶]

جلد سیاه‌وسفید یک ضمیمهٔ روزنامه. عنوان به فرانسوی نوشته شده: لو پتی ونتیم. تصویر، قطاری را نشان می‌دهد که وارد ایستگاه می‌شود. یک شخصیت مرد جوان از در کناری قطار بیرون آمده است. یک توضیح زیر عکس نوشته: «!تن‌تن برمی‌گردد! کجا…؟ کی…؟ صفحهٔ ۴ را بخوانید و جواب این پرسش‌ها را خواهید یافت.»
صفحهٔ اول شمارهٔ ۱ مه ۱۹۳۰ لو پتی ونتیم که اعلام می‌کند «تن‌تن بازمی‌گردد!» از ماجراجویی‌اش در اتحاد جماهیر شوروی.[۲۷]

نخستین بخش از تن‌تن در شوروی در شمارهٔ ۱۰ ژانویهٔ ۱۹۲۹ لو پتی ونتیم منتشر شد و تا ۸ مهٔ ۱۹۳۰ به‌صورت هفتگی ادامه یافت.[۲۸] هرژه داستان را از پیش طرح‌ریزی نکرده بود؛ او هر هفته موقعیت‌های جدیدی را به‌صورت بداهه می‌ساخت، و همین امر باعث شد ژان‌مارک و رندی لوفیسیر اظهار کنند که «چه از نظر داستان و چه از نظر گرافیکی، هرژه داشت پیش چشم ما هنر خود را می‌آموخت.»[۲۹] هرژه اذعان کرد که کار عجولانه انجام شده است و گفت: «لو پتی ونتیم عصر روز چهارشنبه منتشر می‌شد، و من اغلب صبح چهارشنبه هیچ تصوری نداشتم که چطور قرار است تن‌تن را از مخمصه‌ای که هفتهٔ پیش برایش ساخته بودم بیرون بکشم.»[۳۰] مایکل فار این موضوع را آشکار دانست و گفت بسیاری از نقاشی‌ها «زمخت، ابتدایی و عجولانه» بودند و فاقد «جلا و ظرافت» ی که هرژه بعدها توسعه داد. در مقابل، او معتقد بود برخی لوح‌ها «بالاترین کیفیت» را داشتند و توانایی برجستهٔ هرژه به‌عنوان یک طراح را نشان می‌دادند.[۳۱]

داستان بلافاصله در میان خوانندگان جوان موفق شد. همان‌طور که هری تامسون اشاره کرد، خط داستانی احتمالاً میان والدین متوسط بلژیکی نیز محبوب بود، زیرا احساسات ضد کمونیستی آن‌ها را هدف قرار می‌داد و ترسشان از روس‌ها را تغذیه می‌کرد.[۳۰] محبوبیت این مجموعه باعث شد والز دست به سازمان‌دهی حقه‌های تبلیغاتی برای افزایش توجه بزند. نخستینِ آن‌ها انتشار یک نامهٔ جعلی در روز اول آوریل بود که ظاهراً از سوی اوگ‌پئو (پلیس مخفی شوروی) ارسال شده و وجود تن‌تن را تأیید می‌کرد و هشدار می‌داد که اگر روزنامه انتشار «این حملات علیه شوراها و پرولتاریای انقلابی روسیه» را متوقف نکند، «خیلی زود مرگ را ملاقات خواهید کرد».[۳۲]

حقهٔ دوم یک رویداد تبلیغاتی ساختگی بود که به پیشنهاد گزارشگر شارل لِن، در پنج‌شنبه ۸ مهٔ ۱۹۳۰ برگزار شد.[۳۳] در جریان این نمایش، «لوسین پِپِرمانس» ۱۵ساله، دوست هرژه که چهره‌اش به تن‌تن شباهت داشت، سوار بر قطار سریع‌السیر لیژ که از مسکو می‌آمد، وارد ایستگاه ایستگاه راه‌آهن بروکسل شمالی شد؛ او لباس روسی تن‌تن را پوشیده بود و سگی سفید نیز همراهش بود. هرژه بعدها به اشتباه ادعا کرد که خودش همراه پپِپرمانس بوده، درحالی‌که این شخص «ژولین دو پُرفت» بود. جمعیتی از هواداران از پپِپرمانس و دو پُرفت استقبال کردند و تقلیدکنندهٔ تن‌تن را وسط جمعیت کشیدند. آن‌ها سپس با لیموزین به دفترهای لو ونتیم سیکل رفتند، جایی که با جمعیت بیشتری — عمدتاً پسرهای پیشاهنگ کاتولیک — روبرو شدند؛ پپِپرمانس سخنرانی‌ای از بالکن ساختمان ایراد کرد، پیش از آن‌که هدایایی میان هواداران پخش شود.[۳۴][۳۵]

از ۲۶ اکتبر ۱۹۳۰، تن‌تن در شوروی در مجلهٔ کاتولیک فرانسوی کر وایان («دل‌های شجاع»)، که به‌تازگی توسط اَبه گاستون کورتوا تأسیس شده بود، منتشر شد. کورتوا برای ملاقات با والز و هرژه به بروکسل سفر کرده بود، اما پس از انتشار به این نتیجه رسید که خوانندگانش سیستم حباب گفتار را درک نخواهند کرد؛ بنابراین زیر هر تصویر جمله‌های توضیحی اضافه کرد. این کار هرژه را خشمگین کرد و او «با شور و حرارت» مداخله کرد تا جلوی این اضافات را بگیرد، اما موفق نشد. این انتشار برای آغاز کار بین‌المللی هرژه بسیار مهم بود.[۳۶] داستان همچنین از سال ۱۹۳۲ به‌بعد در شکل اصلی خود در لکو ایلوستره، یک مجلهٔ هفتگی سوئیسی، بازچاپ شد.[۳۷] والز با تشخیص قابلیت تجاری فروش مداوم داستان، آن را در سپتامبر ۱۹۳۰ توسط انتشارات اِدیسیون دو پتی ونتیم که در بروکسل مستقر بود، با تیراژ ۱۰هزار نسخه منتشر کرد؛ هر نسخه به قیمت بیست فرانک.[۳۸] نخستین ۵۰۰ نسخه شماره‌گذاری شدند و با امضای هرژه — با استفاده از امضای تن‌تن — فروخته شدند؛ اثر پنجهٔ میلو را منشی والز، ژرمن کیکنس، که بعدها نخستین همسر هرژه شد، روی آن‌ها کشید.[۳۹] به دلایلی نامعلوم، نسخهٔ اصلی کتاب، صفحه‌ای را که ابتدا در شمارهٔ ۲۶ دسامبر ۱۹۲۹ لو پتی ونتیم منتشر شده بود، حذف کرد؛ از زمان بازانتشار داستان در آرشیوهای هرژه، این صفحه در نسخه‌های مدرن به‌عنوان صفحهٔ ۹۷ای ظاهر شده است.[۴۰]

در آوریل ۲۰۱۲ یک نسخهٔ اصلی از نخستین آلبوم به قیمت رکوردشکن ۳۷٬۸۲۰ یورو توسط حراج‌خانهٔ تخصصی «بانک دُسینه» در ایکسل فروخته شد، و نسخهٔ دیگری به قیمت ۹٬۵۱۵ یورو به فروش رسید.[۴۱] در اکتبر همان سال نیز نسخه‌ای دیگر در همان حراج‌خانه به قیمت ۱۷٬۶۹۰ یورو فروخته شد.[۴۲]

انتشارهای بعدی

[ویرایش]

تا سال ۱۹۳۶ تقاضا برای بازچاپ تن‌تن در شوروی وجود داشت و لِن نامه‌ای به هرژه نوشت و پرسید آیا این کار ممکن است. هرژه تمایلی نداشت و اظهار کرد که لوح‌های اصلی داستان اکنون در وضعیت بدی هستند و در نتیجه اگر قرار باشد کتاب دوباره منتشر شود، باید کل داستان را از نو طراحی کند.[۴۳] چند سال بعد، در میانهٔ اشغال بلژیک توسط آلمان در جنگ جهانی دوم، یک شرکت انتشاراتی تحت ادارهٔ آلمان از هرژه اجازهٔ بازنشر تن‌تن در شوروی را با هدف استفاده از آن به‌عنوان تبلیغات ضد شوروی خواست، اما هرژه بار دیگر این پیشنهاد را رد کرد.[۴۳]

از سال ۱۹۴۲ به بعد، هرژه شروع به بازطراحی و رنگی‌کردن ماجراجویی‌های اولیهٔ تن‌تن برای کسترمن کرد، اما تصمیم گرفت این کار را برای تن‌تن در شوروی انجام ندهد، زیرا داستان را بیش از حد خام می‌دانست. او که از آن شرمنده بود، آن را «خطایی از دوران جوانی» خود نامید.[۳۶] ژان‌مارک و رندی لوفیسیر بر این باور بودند که عامل دیگری نیز در تصمیم او نقش داشت: موضوع شدیداً ضد مارکسیستی داستان، که در میان همدلیِ روبه‌افزایش اروپای غربی با مارکسیسم پس از جنگ جهانی دوم محبوب نمی‌بود.[۳۶] در مقاله‌ای دربارهٔ آثار هرژه که در سال ۱۹۶۲ در مجلهٔ ژوُن آفریک («آفریقای جوان») منتشر شد، اشاره شد که با وجود اینکه هواداران آثار هرژه برای خواندن نسخهٔ موجود در کتابخانه ملی فرانسه به آنجا مراجعه می‌کنند، این اثر «هرگز (و به دلایل موجه) دوباره منتشر نخواهد شد».[۴۴] در سال ۱۹۶۱، هرژه نامه‌ای به کسترمن نوشت و پیشنهاد داد نسخهٔ اصلی داستان در جلدی همراه با هشدار ناشر دربارهٔ محتوای آن منتشر شود.[۴۳] لویی-روبر کسترمن در پاسخ خود نوشت که هرچند موضوع در شرکت مورد بحث قرار گرفته: «دیدگاه‌های مردد یا به‌طور قاطع منفی بیش از دیدگاه‌های مشتاقانه هستند. به‌هرحال مطمئن باشید که موضوع به‌طور جدی در دست بررسی است.»[۴۳]

با افزایش محبوبیت ماجراهای تن‌تن در اروپای غربی و تبدیل‌شدن برخی از کتاب‌های کمیاب به اقلام کلکسیونی، نسخهٔ چاپی اصلی تن‌تن در سرزمین شوراها ارزشمند شد و نسخه‌های بدون مجوز نیز شروع به تولید شدند.[۴۵] در نتیجه، ااستودیو هرژه برای بزرگداشت چهلمین سالگرد مجموعه، ۵۰۰ نسخهٔ شماره‌گذاری‌شده در سال ۱۹۶۹ منتشر کردند.[۴۵] این امر تقاضای بیشتری ایجاد کرد و به تولید نسخه‌های بدون مجوزِ «با کیفیت متوسط» منجر شد که با «قیمت‌های بسیار بالا» فروخته می‌شدند.[۴۶] برای جلوگیری از این تجارت غیرقانونی، هرژه با بازنشر سال ۱۹۷۳ به‌عنوان بخشی از مجموعهٔ آرشیوهای هرژه موافقت کرد؛ در این مجموعه، کتاب در یک جلد همراه با تن‌تن در کنگو و تن‌تن در آمریکا منتشر شد. با ادامهٔ فروش نسخه‌های غیررسمی، کاسترمان در سال ۱۹۸۱ یک نسخهٔ فکسیمیله از نسخهٔ اصلی تولید کرد.[۴۶] طی دههٔ بعد، کتاب به نه زبان ترجمه شد[۲۱] و نسخهٔ انگلیسی آن که توسط لزلی لانزدیل-کوپر و مایکل ترنر ترجمه شده بود، در سال ۱۹۸۹ توسط سان‌دنسر منتشر شد.[۴۷] این نسخه در سال ۱۹۹۹ برای هفتادمین سالگرد تن‌تن در سرزمین شوراها بازنشر شد.[۴۸]

جامعه‌شناس جان تیوبالد اشاره کرد که تا دههٔ ۱۹۸۰، خط داستانی کتاب در جهان غرب «از نظر اجتماعی و سیاسی پذیرفتنی» شده بود؛ در چارچوب تشدید جنگ سرد در دورهٔ ریگانی و افزایش خصومت نسبت به مارکسیسم و سوسیالیسم. این فضای فرهنگی به کتاب اجازه داد تا «در قفسه‌های هایپرمارکت‌ها به‌عنوان ادبیات مناسب کودکان برای هزارهٔ جدید» ظاهر شود.[۲۱] همین موضوع مانع انتشار آن در چینِ تحت حکومت حزب کمونیست شد، جایی که این تنها ماجراجوییِ کامل تن‌تن بود که توسط وانگ بینگ‌دونگ ترجمه نشد و در اوایل قرن بیست‌ویکم به‌طور رسمی منتشر نشد.[۴۹]

در سال ۲۰۱۷، دو نسخهٔ رنگی فرانسوی توسط استرمان و مولینسار ساخته شد.[۵۰][۵۱]

بازخورد انتقادی

[ویرایش]
Photograph of a middle-aged man speaking into a microphone.
زندگینامه‌نویس هرژه، بنوآ پیترس، تن‌تن در شوروی را «شادمانه و عجیب» دانست اما همچنین آشکارا بدترین اثر هرژه خواند: «نمی‌شد آغاز کم‌اهمیت‌تر و ضعیف‌تری را برای اثری که قرار است به چنین موفقیتی برسد، تصور کرد.»

در مطالعهٔ خود دربارهٔ میراث فرهنگی و ادبی بروکسل، آندره دِ وریس اشاره کرد که تن‌تن در سرزمین شوراها «از نظر استانداردهای بعدی هرژه، در هر معنای کلمه، خام است».[۵۲] سایمون کوپر از فایننشال تایمز هم تن‌تن در شوروی و هم تن‌تن در کنگو را به‌عنوان «بدترین» ماجراهای تن‌تن نقد کرد و آن‌ها را «به‌طور ضعیف طراحی‌شده» و «تقریباً بدون طرح داستانی» دانست.[۵۳] جامعه‌شناس جان تیوبالد از مؤسسهٔ ساوت‌همپتون استدلال کرد که هرژه هیچ علاقه‌ای به ارائهٔ اطلاعات واقعی دربارهٔ اتحاد جماهیر شوروی نداشت، بلکه تنها می‌خواست خوانندگان خود را علیه مارکسیسم تعلیم دهد و بنابراین بلشویک‌ها را به‌عنوان دستکاری‌کنندهٔ انتخابات، قاتل مخالفان و دزد غلات مردم تصویر کرد.[۲۱] به گفتهٔ منتقد ادبی ژان-ماری آپوستولیدس از دانشگاه استنفورد، هرژه بلشویک‌ها را به‌عنوان «شر مطلق» نشان داد، اما قادر نبود بفهمد که آن‌ها چگونه به قدرت رسیده‌اند یا دیدگاه‌های سیاسی‌شان چیست. این بدان معنا بود که تن‌تن نیز نمی‌دانست و صرفاً شاهد «جهان فلاکت» شوروی بود و با بلشویک‌ها مبارزه می‌کرد، بدون اینکه بتواند یک ضد انقلاب مؤثر برانگیزد.[۵۴] منتقد ادبی تام مک‌کارتی خط داستانی را «نسبتاً ساده» توصیف کرد و تصویر بلشویک‌ها را به‌عنوان «برش‌های کمدی» نقد کرد.[۵۵]

زندگینامه‌نویس هرژه، بنوآ پیترس، از صفحات آغازین داستان انتقاد کرد و معتقد بود که تصاویر آن از بدترین آثار هرژه هستند و گفت: «نمی‌توانستیم آغاز کم‌اهمیت‌تری را برای کاری تصور کنیم که قرار است به چنین بزرگی برسد.»[۱۷] او معتقد بود که تن‌تن شخصیتی اگزیستانسیالیستی و «سارتری» است که فقط از طریق اعمالش وجود دارد و صرفاً به‌عنوان وسیلهٔ روایت در کل کتاب عمل می‌کند.[۵۶] پیترس فکر می‌کرد که هرژه در جایی که استعدادش را نشان داد، در انتقال حرکت و استفاده از زبان به‌طور «همیشه خلاقانه» بود.[۵۷] او «پوچی» داستان را بهترین ویژگی آن می‌دانست و سناریوهای محتمل را رد می‌کرد و به نفع «عجیب و غریب شاد» آن‌ها را جایگزین می‌کرد، مانند یخ زدن کامل تن‌تن و سپس آب شدنش، یا پوشیدن پوست ببر توسط میلو برای ترساندن یک ببر واقعی.[۵۷] زندگینامه‌نویس هرژه، پیر آسولین، تصویر نویسندهٔ کمیک از اتحاد جماهیر شوروی را «چشم‌اندازی دانته‌وار از فقر، قحطی، ترس و سرکوب» توصیف کرد.[۵۸]

به مناسبت انتشار فیلم ماجراهای تن‌تن به کارگردانی استیون اسپیلبرگ در سال ۲۰۱۱، بی‌بی‌سی یک مستند اختصاصی دربارهٔ تن‌تن در شوروی سفارش داد، که در آن خبرنگار فرانک گاردنر — که تن‌تن را قهرمان دوران کودکی خود می‌دانست — به روسیه سفر کرد و صحت گزارش هرژه دربارهٔ نقض حقوق بشر در شوروی را بررسی و دفاع کرد. این مستند برای نخستین بار در یکشنبهٔ ۳۰ اکتبر از شبکهٔ بی‌بی‌سی دو پخش شد و توسط گراهام استرانگ تهیه شده، لوند توندِرای تهیه‌کننده و تیم گرین تهیه‌کنندهٔ اجرایی آن بودند.[۵۹] دیوید باتچر در نقدی برای ریدیو تایمز سفر گاردنر را در مقایسه با ماجراجویی کمیک «کسل‌کننده» دانست، اما چند «لحظهٔ عالی» را ستود، مانند صحنه‌ای که گاردنر یک آمیلکار روباز ۱۹۲۹ را آزمایش می‌کند، همان‌طور که تن‌تن در داستان انجام داد.[۶۰] به بخشنامه ۳۸بی از اداره حق نشر ایالات متحده آمریکا مراجعه کنید.

وضعیت مالکیت عمومی

[ویرایش]

بر اساس قانون ایالات متحده، مدت حق نشر کمیک‌های تن‌تن ۹۵ سال از تاریخ نخستین انتشار آن‌ها در خارج از کشور در سال ۱۹۲۹ است.[ب][پ][ت] از اول ژانویهٔ ۲۰۲۵، تن‌تن و دیگر شخصیت‌هایی که در کمیک‌های اصلی ۱۹۲۹ ظاهر شده‌اند، در ایالات متحده به مالکیت عمومی درآمدند.[۶۱] آثار بعدی تن‌تن هر سال در اول ژانویه وارد مالکیت عمومی خواهند شد، مگر آنکه قوانین حق نشر ایالات متحده اصلاح شوند. با این حال، تن‌تن همچنان تحت حق نشر در کشور اصلی خود، بلژیک، و سایر کشورهایی که مدت حق نشر آن‌ها پس از مرگ نویسنده تعیین می‌شود، باقی می‌ماند.[ث]

منابع

[ویرایش]

یادداشت‌ها

[ویرایش]
  1. هنگامی که تن‌تن به مسکو نزدیک می‌شود، میدان سرخ همراه با کلیسای جامع سن باسیل از دور دیده می‌شود. این بنای یادبود در روی جلد نسخهٔ سیاه‌وسفید نیز حضور دارد. (منبع: هنرها و علوم در آثار هرژه، پاتریک مران، صفحات ۴ تا ۹).
  2. به باب ۱۷، فصل ۱، بخش ۱۰۴ و ۱۰۴ای از مجموعه قوانین ایالات متحده مراجعه کنید.
  3. به باب ۱۷، فصل ۳، بخش ۳۰۴ قانون ایالات متحده مراجعه کنید.
  4. به بخشنامه ۳۸بی از اداره حق نشر ایالات متحده آمریکا مراجعه کنید.
  5. نویسندهٔ اصلی، هرژه، در سال ۱۹۸۳ درگذشت. برای کشورهایی که قوانین حق نشر بر اساس «زندگی نویسنده به‌علاوهٔ تعداد سال‌ها» (مرگ+سال) را دنبال می‌کنند، این بدان معناست که تن‌تن هنوز وارد مالکیت عمومی نشده است. رایج‌ترین تاریخ‌ها برای ورود آثار خلق‌شده توسط هرژه به مالکیت عمومی، برای قوانین «مرگ+۵۰» و «مرگ+۷۰» به‌ترتیب سال‌های ۲۰۳۴ و ۲۰۵۴ هستند.[۶۲]

پانویس

[ویرایش]
  • نسخه کتاب مصور تن‌تن در شوروی :
  1. (Hergé 1999, p. 4).
  2. (Hergé 1999, p. 5).
  3. (Hergé 1999, p. 6-7).
  4. 1 2 (Hergé 1999, p. 15).
  5. (Hergé 1999, p. 18).
  6. (Hergé 1999, p. 24).
  7. (Hergé 1999, p. 33).
  8. (Hergé 1999, p. 39).
  9. (Hergé 1999, p. 78).
  10. (Hergé 1999, p. 36).
  11. (Hergé 1999, p. 83).
  12. (Hergé 1999, p. 87).
  13. (Hergé 1999, p. 91).
  14. (Hergé 1999, p. 96).
  15. (Hergé 1999, p. 104).
  16. (Hergé 1999, p. 112).
  17. (Hergé 1999, p. 120).
  18. (Hergé 1999, p. 122).
  19. (Hergé 1999, p. 133).
  20. (Hergé 1999, p. 136-137).
  21. (Hergé 1999, p. 141).
  • سایر مراجع :
  1. Hergé 1989, pp. 4–30.
  2. Hergé 1989, pp. 31–75.
  3. Hergé 1989, pp. 82–121.
  4. Hergé 1989, pp. 72–81.
  5. Hergé 1989, pp. 122–141.
  6. 1 2 Assouline 2009, p. 19.
  7. Thompson 1991، p. 24; Peeters 1989، pp. 20–29.
  8. Thompson 1991, p. 24.
  9. Apostolidès 2010, p. 17.
  10. Thompson 1991، pp. 24–25; Peeters 1989، pp. 31–32.
  11. Assouline 2009, p. 38.
  12. Goddin 2008, p. 44.
  13. 1 2 3 4 5 Farr 2001, p. 12.
  14. Farr 2001، p. 12; Thompson 1991، p. 25; Assouline 2009، p. 19.
  15. Lofficier & Lofficier 2002, p. 18.
  16. Lofficier & Lofficier 2002, p. 19.
  17. 1 2 3 4 Peeters 2012, p. 35.
  18. Peeters 1989, p. 26.
  19. Grove 2010، pp. 121–122; Farr 2001، p. 12; Peeters 2012، p. 35.
  20. Farr 2001, pp. 12–14.
  21. 1 2 3 4 Theobald 2004, p. 83.
  22. Farr 2001, p. 19.
  23. Lofficier و Lofficier 2002، p. 18; Farr 2001، p. 18.
  24. Farr 2001, p. 17.
  25. McCarthy 2006, p. 3.
  26. McCarthy 2006, pp. 4–6.
  27. Goddin 2008, p. 67.
  28. Assouline 2009، pp. 19, 24; Farr 2001، p. 12; Lofficier و Lofficier 2002، p. 21.
  29. Lofficier & Lofficier 2002, pp. 22–23.
  30. 1 2 Thompson 1991, p. 33.
  31. Farr 2001, p. 15.
  32. Peeters 1989، p. 27; Peeters 2012، pp. 38–39.
  33. Peeters 2012, p. 39.
  34. Goddin 2008، p. 67; Peeters 2012، pp. 39–40.
  35. Filme Cărţi 14 January 2011.
  36. 1 2 3 Lofficier و Lofficier 2002، p. 21.
  37. "Echo Magazine a 80 ans". Echo magazine. Archived from the original on November 27, 2013. Retrieved 17 June 2013.
  38. Peeters 2012, p. 40.
  39. Peeters 1989، p. 27; Lofficier و Lofficier 2002، p. 21; Peeters 2012، p. 41.
  40. Hergé 1989، p. i; Lofficier و Lofficier 2002، p. 21.
  41. "Tintin album fetches nearly 40,000 euros". deredactie.be. 30 April 2012. Archived from the original on 3 September 2014. Retrieved 27 August 2014.
  42. "'Kuifje in het land van de Sovjets' verkocht voor 17.690 euro" (به هلندی). nieuwsblad.be. 8 October 2012. Archived from the original on 18 October 2015. Retrieved 27 August 2014.
  43. 1 2 3 4 Peeters 2012, p. 310.
  44. Peeters 2012, p. 306.
  45. 1 2 Peeters 1989، p. 27; Peeters 2012، p. 310.
  46. 1 2 Peeters 1989, p. 27.
  47. Hergé 1989, inset.
  48. BBC News 10 January 1999.
  49. Bougon 2010.
  50. "Tintin au Pays des Soviets – Coloured Hardback Album". The Tintin Shop. Archived from the original on 2 February 2017. Retrieved 28 January 2017.
  51. "Les aventures de tintin reporter chez les soviets – limited coloured edition". The Tintin Shop. February 2, 2017. Archived from the original on February 2, 2017.
  52. De Vries 2003, p. 77.
  53. Kuper 2011.
  54. Apostolidès 2010, p. 18.
  55. McCarthy 2006, p. 7.
  56. Peeters 2012, p. 36.
  57. 1 2 Peeters 2012, p. 37.
  58. Assouline 2009, p. 22.
  59. BBC News 24 October 2011; Butcher 2011.
  60. Butcher 2011.
  61. Jenkins, Jennifer; Boyle, James. "Public Domain Day 2025". Duke's Center for the Study of the Public Domain.
  62. https://www.wipo.int/wipolex/en/text/490482

کتاب‌شناسی

[ویرایش]