بوردوری
| بوردوری | |
|---|---|
پرچم | |
| موقعیت ماجراهای تنتن و میلو | |
| دیگر نام(ها) | جمهوری بوردوریا |
| خالق | هرژه |
| نوع | دیکتاتوری نیمه فاشیستی تمامیتخواه |
| فرمانروا | مارشال پلکسی گلدز |
| گروه(های) قومی | بوردوریایی (مخلوطی از تبار ترکهای عثمانی و اسلاوهای جنوبی) |
| مکانهای برجسته | زوهود (پایتخت) |
| اولین حضور | عصای اسرارآمیز |
| زبان | بوردوریایی |
| واحد پول | دینار بوردوریا |

بوردوری (فرانسوی: Bordurie) یک کشور خیالی در ماجراهای تنتن، مجموعهٔ کمیک اثر کارتونیست بلژیکی هرژه است. این کشور در منطقهٔ بالکان قرار دارد و با کشور خیالی همسایه، سیلداوی، رقابت دارد.[۱] بوردوری در عصای اسرارآمیز (۱۹۳۸–۱۹۳۹) و ماجرای تورنسل (۱۹۵۴–۱۹۵۶) به تصویر کشیده شده و در تنتن و پیکاروها (۱۹۷۵–۱۹۷۶) به آن اشاره شده است.[۲] رقیب بینالمللی دیگر آن خِمِد است.[۳]
حضور در کتابهای تنتن
[ویرایش]در عصای اسرارآمیز، تنتن یک بروشور گردشگری سیلداوی را میخواند که تاریخ اولیهٔ سیلداوی و رابطهاش با بوردوری را توضیح میدهد. در سال ۱۱۹۵، سیلداوی به دلیل ضعف شاه موسکار دوم توسط بوردوریِ همسایه اشغال شد و تا سال ۱۲۷۵ تحت سلطهٔ آن بود؛ زمانی که بارون اَلمَسوت، بوردوریها را بیرون راند و خود بهعنوان شاه اتوکار یکم، سلطنت را بنیان گذاشت. در داستانهای بعدی تنتن، این رقابت کهن ادامه مییابد و بوردوریها همواره تلاش میکنند به سیلداوی حمله کنند یا آن را تضعیف کنند.
عصای اسرارآمیز (نوشتهٔ ۱۹۳۹ توسط هرژه) یک تلاش ناموفق بوردوری برای ترتیبدادن کودتا علیه سیلداوی را به تصویر میکشد؛ تلاشی برای برکناری شاه و حمله به کشور با حمایت هواداران سیلداویایی. عصا دزدیده میشود، که میتوانست شاه را مجبور به کنارهگیری کند، اما تنتن آن را بهموقع بازمیگرداند. سپس بوردوریها نیروهای خود را ۱۵ مایل از مرز عقب میکشند تا نیات صلحآمیزشان را نشان دهند.
در ماجرای تورنسل (۱۹۵۶)، بوردوری بهعنوان یک کشور کلیشهای بلوک شرق تصویر شده است با پلیس مخفی خودش (ZEP) (به رهبری سرهنگ اسپونز) و یک دیکتاتور نظامی، مارشال پلکسی گلدز. مجسمهای از پلکسی گلدز در مقابل یک ساختمان دولتی دیده میشود؛ جایی که او با سبیلی شبیه ژوزف استالین نمایش داده شده و سلامی شبیه نازیها میدهد. ارتش بوردوریِ این دوره از لحاظ فناوری ناتوان نشان داده میشود — ناتوان از متوقفکردن تانک دزدیدهشدهای که توسط تنتن و همراهانش هدایت میشود، به دلیل مینها و تفنگهای ضدتانک معیوب. پروفسور تورنسل پس از ساخت یک سلاح فراصوت توسط بوردوریها ربوده میشود اما در پایان نجات مییابد.
در تنتن و پیکاروها (۱۹۷۶)، جمهوری موزفروش آمریکای جنوبی، سان تئودور، تحت حکومت ژنرال تاپیوکا، با دولت بوردوری متحد شده است و این دولت برای او مشاوران نظامی فرستاده، از جمله سرهنگ اسپونز. در صفحهای منتشرنشده که هرژه برای این کتاب کشیده، حتی نیمتنهای از مارشال پلکسی گلدز در دفتر یکی از سرهنگهای سان تئودور دیده میشود. در نهایت، تاپیوکا توسط دوست تنتن، ژنرال آلکازار، برکنار میشود و سرهنگ اسپونز به بوردوری بازگردانده میشود.
جغرافیا
[ویرایش]دشتها و خاک بوردوری در یک منطقه کوهستانی زیبا و چشمنواز قرار گرفتهاند. چشمانداز سنگلاخی و قلههای سر بهفلککشیدهٔ آن بیشترین شباهت را به رشتهکوههای بالکان در موئسیا دارند؛ بنابراین ممکن است بوردوری تقریباً در محدودهٔ مکانهای امروزی بلغارستان و صربستان قرار گرفته باشد. پایتخت بوردوری «زوهود» است که مقر دولت نیز بهشمار میرود.
دولت و ارتش
[ویرایش]بوردوری یک کشور فاشیستی با حکومتی تمامیتخواه است. چندین کشور اروپای مرکزی مانند پادشاهی مجارستان، کرواسی، پادشاهی آلبانی و پادشاهی رومانی پیش از جنگ جهانی دوم یا در خلال آن توسط حکومتهای فاشیستی اداره میشدند. بسیاری از آنها پس از جنگ به دولتهای وابستهٔ اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شدند؛ بنابراین میتوان فرض کرد که بوردوری نیز در وضعیتی مشابه قرار گرفته است. با این حال، در داستانهای پس از جنگ تنتن، بوردوری نه بهعنوان یک کشور بلوک شرق، بلکه بهعنوان یک دولت فاشیستی تصویر میشود. اینکه رئیس کشور عنوان نظامی «مارشال» دارد اشارهای است به رهبران شوروی مانند ژوزف استالین، رهبر زمان جنگ رومانی، ایون آنتونسکو، و رئیسجمهور پساجنگ یوگسلاوی، یوسیپ بروز تیتو. با این حال، کیش شخصیت این رهبر، بیش از همه به ژوزف استالین شباهت دارد. بهگفتهٔ فرانسوا شوئیتن، هرژه از بوردوری برای نشاندادن تفاوت میان یک رژیم اقتدارگرا و یک رژیم تمامیتخواه استفاده میکند: «در بوردوری، امکان فرار از سنگینی ایدئولوژی سبیلمحور و آیینهای آن وجود ندارد. دولت همهجا حضور دارد و نفوذ قدرت در آن، بسیار بیشتر از یک رژیم اقتدارگراست.»[۴]
ارتش در عصای اسرارآمیز پیش از جنگ، آلمانیتجهیز نشان داده میشود و هواپیمای اصلی نمایشدادهشده مسرشمیت باف ۱۰۹ است. در داستانهای پس از جنگ، ارتش بوردوری تمام ویژگیهای ارتش شوروی را دارد. در تنتن و پیکاروها، ارتش سان تئودور توسط بوردوری با تفنگهای تهاجمی برتا ایآر۹۰/۷۰ و هلیکوپترهای میل می-۱ تجهیز میشود. همچنین لیموزین دولتی با سبیلِ مارشال پلکسی گلدز الهامگرفته از زیل-۱۱۴ شوروی است.
در عصای اسرارآمیز، پرچم بوردوری سیاه است با یک دایرهٔ قرمز و دو مثلث سیاه، که یادآور نمادهای تند و چشمگیر بهکاررفته در چندین جنبش فاشیستی است. در ماجرای تورنسل، پرچم سرخ است با نماد سبیل مارشال پلکسی گلدز درون یک دایرهٔ سفید، که آن را بیشتر شبیه پرچم نازی میکند؛ و همین نماد بهعنوان بازوبند نظامی توسط پرسنل ارتش بوردوری نیز استفاده میشد. در عصای اسرارآمیز، ارتش بوردوری از تفنگ گلنگدنی گ۹۸، تفنگ برنو و تفنگ گلنگدنی کارابینر ۹۸کا استفاده میکند. در ماجرای تورنسل، سربازان و مأموران بوردوری به مسلسلهای برتا مدل ۳۸ مجهز هستند. با توجه به ماهیت حکومت و جنگافزارهای ارتش، بوردوری بهاحتمال زیاد در خلال جنگ جهانی دوم متحد قدرتهای محور بوده است، هرچند در کتابها اشارهٔ صریحی به این موضوع نشده است.
نشان پساجنگ بوردوری شبیه نماد هشتک است و بر پایهٔ شکل سبیل مارشال پلکسی گلدز طراحی شده است. در ماجرای تورنسل، شواهد کیش شخصیت پیرامون این دیکتاتور نظامی در اشیای بیشمار در سراسر بوردوری دیده میشود؛ از حروفنگاری روی تابلوها و ساختمانها گرفته تا لوگوی شرکتهای بوردوری و حتی برخی ویژگیها و جزئیات خودروها که این شکل را در طراحی خود دارند. کیش شخصیت مارشال پلِکسی-گلاز حتی باعث تغییر سپرهای خودروهای بوردوری میشود. شکل سبیل او (در ماجرای تورنسل) روی همهٔ وسایل نقلیهٔ بوردوری دیده میشود. این سبیل همچنین روی کلاههای موتورسواران بوردوری، سردر ساختمانها (صفحهٔ ۴۷ ماجرای تورنسل)، پایهٔ چراغهای هتل محل اقامت هادوک و تنتن، روی تقویمها و حتی لبهٔ میز سوئیت تنتن در زوهود (صفحهٔ ۴۸ ماجرای تورنسل) مشاهده میشود.[۵] در نهایت، مجسمهٔ عظیم مارشال پلِکسی-گلاز در مرکز میدان پلِکسی-گلاز در زوهود قرار دارد. میتوان عابری را دید که به مجسمه ادای احترام میکند (صفحهٔ ۴۷ ماجرای تورنسل) و بازوی راستش را روی سینه جمع کرده است،[۶] که یادآور «سلام نظامی زوگی» در آلبانی در دوران زوغو یکم است.
رژیم استالینیستی پس از جنگ جهانی دوم
[ویرایش]پس از جنگ جهانی دوم، ارجاعات و الهامها بیشتر نشاندهندهٔ کاریکاتوری از دیکتاتوریهای کمونیستی اروپای مرکزی و شرقی هستند.[۷] برجستهترین شواهد در ماجرای تورنسل دیده میشود، جایی که هرژه تصویر کشوری را به نمایش میگذارد که همواره دیکتاتور خود، مارشال پلکسی گلدز، را ستایش میکند (سبیل او تا حدودی یادآور ژوزف استالین[۷] است و نامش برگرفته از پلکسیگلس است که بهطور طنزآمیز به نام مستعار استالین اشاره دارد، که مستقیماً از واژهٔ روسی «فولاد» الهام گرفته شده است (در روسی сталь، و در آلمانی Stahl) و بازدیدکنندگان غربی همواره توسط «راهنماهایی» از پلیس مخفی همراهی میشوند. همچنین، محور داستان ماجرای تورنسل حول جاسوسی و تصاحب سلاحهای کشتار جمعی میچرخد.
با این حال، سلام نظامی بوردوری «زندهباد پلِکسی-گلاز!» یادآور سلام نازی «زندهباد هیتلر!»[۸] (و همچنین عبارت آنتورپی-خنتی amaï به معنی «زندهباد» و «درود») است. اگرچه دیکتاتور پلِکسی-گلاز و پلیس سیاسی او یادآور استالین و کمیساریای خلق در امور داخلی هستند، ژنرالها و سرهنگ اسپونز بیشتر شبیه افسران رایش سوم به نظر میرسند؛ و پایتخت، زوهود، از لحاظ ویترینها، روشنایی و تعداد زیاد خودروها میتواند هر شهر غربی باشد، مگر در برخی قابهای ماجرای تورنسل که منارههای استوانهای به سبک ترکها آن را بهوضوح در بالکان قرار میدهند. بنابراین میتوان بوردوری را کاریکاتوری از تمامیتخواهی بهطور کلی دانست،[۷] چه شوروی استالینی و چه آلمان هیتلری.
ژنرالهای ارتش بوردوری نفرت شدیدی از کشورهای غربی دارند و در ماجرای تورنسل هنگام دیدن بازنمایی تخریب (خیالی) نیویورک تشویق میکنند.
زبان
[ویرایش]کتابهای تنتن زبان کشور، یعنی «بوردوری»، را تنها بهصورت پراکنده نشان میدهند. مانند سیلداویایی، این زبان بهنظر میرسد بر پایهٔ گویش هلندیِ بروکسلی، یعنی مارولز، ساخته شده باشد؛ مانند mänhir برای «آقا» یا «جناب» (← هلندی mijnheer). برخلاف زبان سیلداویایی، این زبان بهطور کامل از الفبای لاتین استفاده میکند و کاربرد گستردهای از دونگارهٔ sz (احتمالاً وامگرفته از زبان مجاری) و همچنین ô دارد.
واژهنامه
[ویرایش]- amaïh ! = سلام !، زندهباد ! (← هلندی amai، اصطلاحی برای شگفتی یا تعجب)
- hôitgang = خروج (← هلندی uitgang)
- mänhir = آقا (← آلمانی Mein Herr ؛ ← هلندی Mijnheer)
- ointhfan = دفتر پذیرش (← هلندی ontvangst)
- platz = میدان (← آلمانی Platz ؛ هلندی plaats)
- pristzy ! = فحش (← فرانسوی sapristi)
- szonett = زنگ (← فرانسوی sonnette)
- sztôpp = توقف
- tzhôl = گمرک (← آلمانی Zoll)
- zserviz = خدمات
- zsnôrr = سبیل (← هلندی snor)
پایتخت کشور «زوهود» است (رونوشت گویش بروکسل zo-ot، «احمق»، که بهعنوان واکنش صوتی با معنی «چشمم را باز کن!» نیز استفاده میشود).
کلمات بوردوری حروف هلندی را به حروف دیگری تبدیل میکنند؛ بهطور مثال: «i» به «ï»، «ui» به «hôi»، «ei» به «ä»، «ce» و «z» به «tz» و «sn» به «zsn» تبدیل میشوند.
خارج از جهان هرژه
[ویرایش]مورد سیلداوی و بوردوری در خارج از جهان ماجراهای تنتن نیز مورد استفاده قرار گرفته است، برای مثال در یک کتاب راهنمای حقوق بینالملل عمومی[۹] یا در اثری دربارهٔ اطلاعات و جاسوسی.[۱۰] در سال ۱۹۶۷، رمانی از ژان-ماری کاپلن به درگیری سیلداوی-بوردوری میپردازد و شخصیتهای جدیدی مانند وزرا، سفرا و نظامیان را وارد داستان میکند و روایت خود را غنیتر میسازد.[۱۱]
در سال ۲۰۱۱، تعدادی از نمایندگان پارلمان فرانسه در «باشگاه پارلمانیهای علاقهمند به تنتن» بحثی دربارهٔ موضوع خیالی درگیری بوردوری-سیلداوی برگزار کردند. تنتن بهعنوان نمایندهٔ اتحادیهٔ اروپا برای حل بحران منصوب شد.[۱۲]
پرچمها
[ویرایش]- پرچم قدیمی بوردوری (از نسخهٔ سیاهوسفید عصای اسرارآمیز سال ۱۹۳۹)
- نمونه جایگزینِ نسخهٔ سیاهوسفیدِ پرچم از سال ۱۹۳۹
- پرچم قدیمی بوردوری (از نسخهٔ رنگی عصای اسرارآمیز سال ۱۹۴۷)
- پرچم بوردوری پس از جنگ (از ماجرای تورنسل سال ۱۹۵۶)
- گونهای از پرچم پس از جنگ
منابع
[ویرایش]- ↑ Thompson, Harry (2011). "King Ottokar's Sceptre". Tintin: Hergé and His Creation. John Murray Press. ISBN 9781848546738. Retrieved 26 July 2020.
- ↑ Apostolidès, Jean-Marie (2010). The Metamorphoses of Tintin, Or, Tintin for Adults. Stanford University Press. pp. 91–92. ISBN 9780804760300. Retrieved 26 July 2020.
- ↑ Núñez, Jorge E. (2017). Sovereignty Conflicts and International Law and Politics: A Distributive Justice Issue. Taylor & Francis. pp. 133–136. ISBN 9781351794794. Retrieved 19 September 2020.
- ↑ Schuiten, François (2004). Tintin et la ville. éditions Moulinsart. ISBN 978-2-87424-032-4. Retrieved 2021-02-03.
- ↑ Peccatte, Patrick. "La Bande dessinée et la Tapisserie de Bayeux [2/2] – Le « système du poil » dans les narrations visuelles séquentielles". Déjà Vu. Retrieved 2021-02-03.
- ↑ Gilles Ratier, L’Affaire Tournesol page 47, BDZoom.
- 1 2 3 Peeters, Benoît (2006). Hergé, fils de Tintin. Champs essais. Paris: Éditions Flammarion. p. 326. ISBN 978-2-08-123474-1.
- ↑ Algoud, Albert (2016). "Plekszy-Gladz". Dictionnaire amoureux de Tintin. éditions Plon. ISBN 9782259252331.
- ↑ Decaux, Emmanuel; de Frouville, Olivier (2018-12-12). Droit international public. Dalloz. p. 400. ISBN 978-2-247-18506-1. Retrieved 2020-01-19.
- ↑ Capet, Philippe; Delavallade, Thomas (2013-05-01). L'Évaluation de l'information : Confiance et défiance. éditions Lavoisier. p. 28. ISBN 978-2-7462-8928-4. Retrieved 2020-01-19.
- ↑ Caplain, Jean-Marie (1967-01-01). L'Ombre et la Lumière : Chronique de notre siècle. FeniXX réédition numérique. p. 51. ISBN 978-2-402-20481-1. Retrieved 2020-01-19.
- ↑ "Tintin est-il de droite ou de gauche ?". RTL. Retrieved 2020-01-19.