تنتن در کنگو
| تنتن در کنگو (Tintin au Congo) | |
|---|---|
جلد نسخۀ فارسی، انتشارات یونیورسال | |
| تاریخ |
|
| سری | ماجراهای تنتن و میلو |
| ناشر | لو پتی ونتیم |
| گروه سازنده | |
| خالق | هرژه |
| نسخهٔ اصلی | |
| منتشرشده در | لو پتی ونتیم |
| تاریخ انتشار | ۵ ژوئن ۱۹۳۰ – ۱۱ ژوئن ۱۹۳۱ |
| زبان | فرانسوی |
| ترجمه | |
| ناشر ترجمه | |
| تاریخ ترجمه |
|
| مترجم |
|
| گاهنگاری | |
| بعد از | تنتن در شوروی (۱۹۳۰) |
| قبل از | تنتن در آمریکا (۱۹۳۲) |
تنتن در کنگو (فرانسوی: Tintin au Congo؛ تلفظ در فرانسوی: [tɛ̃tɛ̃ o kɔ̃go]) دومین جلد از ماجراهای تنتن، مجموعه کمیکهای هنرمند بلژیکی هرژه است. این اثر به سفارش روزنامه محافظهکار بلژیکی لو ونتیم سیکل برای ضمیمه کودکان آن، لو پتی ونتیم نوشته شد و از مه ۱۹۳۰ تا ژوئن ۱۹۳۱ بهصورت هفتگی منتشر میشد، تا آنکه در سال ۱۹۳۱ توسط انتشارات اِدیسیون دو پتی ونتیم در قالب یک جلد گردآوریشده، انتشار یافت. داستان دربارهٔ خبرنگار جوان بلژیکی، تنتن، و سگش میلو است که برای گزارش رویدادهای کشور به کنگوی بلژیک فرستاده میشوند. در میان برخوردهای گوناگون با مردم بومی کنگو و حیوانات وحشی، تنتن یک عملیات جنایی قاچاق الماس را که توسط گانگستر آمریکایی آل کاپون اداره میشود، کشف میکند.
در ادامه تنتن در شوروی و با بهرهگیری از تبلیغات، تنتن در کنگو در بلژیک موفقیتی تجاری به دست آورد و در فرانسه نیز بهصورت دنبالهدار منتشر شد. هرژه در سال ۱۹۳۲ ماجراجوییهای تنتن را با تنتن در آمریکا ادامه داد و این مجموعه بعدها به بخشی تعیینکننده از سنت کامیکس فرانسوی-بلژیکی بدل شد. در سال ۱۹۴۶، هرژه تنتن در کنگو را برای انتشار دوباره توسط کسترمن با سبک شاخص لینیه کلر خود بازطراحی و رنگآمیزی کرد و برای نسخه سال ۱۹۷۵ نیز به درخواست ناشر اسکاندیناویاییاش تغییرات بیشتری در آن اعمال شد.
در اواخر قرن بیستم، «تنتن در کنگو» به سبب نگرش استعماری و نژادپرستانهاش نسبت به مردم کنگو و نیز ستایش از شکار حیوانات بزرگ بهطور فزایندهای جنجالی شد. بر همین اساس، در بلژیک، سوئد، بریتانیا و ایالات متحده آمریکا تلاشهایی برای ممنوعکردن این اثر یا محدودکردن دسترسی کودکان به آن صورت گرفت. واکنشهای انتقادی به این اثر عمدتاً منفی بوده است و منتقدان ماجراهای تنتن آن را یکی از آثار ضعیفتر هرژه دانسته و برچسب نژادپرستانه به آن زدهاند؛ هرژه بعدها بابت تصویرسازی خود از شکار و همچنین تصویر مردم سیاهپوست ابراز پشیمانی کرد و اذعان داشت که در مورد دوم «با پیشداوریهای جامعه بورژوایی که در آن زندگی میکردم تغذیه شده بودم» و اینکه تنتن در کنگو را «در روحیه کاملاً پدرسالارانهای که آن زمان در بلژیک وجود داشت» خلق کرده بود
خلاصه داستان
[ویرایش | اشتراکگذاری]تنتنِ خبرنگار بلژیکی و سگش، میلوی، به کنگوی بلژیک (امروزه: جمهوری دموکراتیک کنگو) سفر میکنند، جایی که جمعیتی از بومیان کنگویی با شور و شوق از آنها استقبال میکنند.[۱] تنتن پسری بومی به نام کوکو را برای کمک در سفرهایش استخدام میکند و کمی بعد تنتن میلوی را از چنگ یک کروکودیل نجات میدهد. یک جنایتکار که بهطور مخفیانه سوار شده است تلاش میکند تنتن را بکشد، اما میمونها با پرتاب نارگیل به او ضربه میزنند و بیهوشش میکنند. یک میمون میلوی را میرباید، اما تنتن با تغییر ظاهر خود به شکل یک میمون دیگر، او را نجات میدهد. آن شب، آن جنایتکار مخفی فرار میکند.[۲]
صبح روز بعد، تنتن، میلوی و کوکو با ماشین خود به قطاری برخورد میکنند، اما گزارشگر قطار را تعمیر کرده و آن را تا روستای قبیله بابااوروم[الف] میکشد. او با پادشاه دیدار میکند و پادشاه او را برای شکار روز بعد دعوت میکند. شیری تنتن را بیهوش میکند، اما میلوی با گاز گرفتن دم شیر، او را نجات میدهد. تنتن تحسین بومیان را برمیانگیزد و این موضوع باعث حسادت جادوگر قبیله، موگانگا، میشود. موگانگا با کمک همان جنایتکار، تنتن را متهم میکند که بت مقدس قبیله را نابود کرده است. روستاییان خشمگین تنتن را زندانی میکنند، اما وقتی تنتن به آنها فیلمی نشان میدهد که موگانگا و جنایتکار را در حال توطئه برای نابودی بت نشان میدهد، علیه موگانگا میشوند. تنتن در روستا قهرمان میشود: وقتی او مردی را با کینین درمان میکند، عنوان بولا ماتاری («سنگخُردکن»)[ب] را به او میدهند و زنی بومی در برابرش تعظیم میکند و میگوید: «مرد سفیدپوست خوب! جادوگر بزرگ او را خوب کرد. آقای سفید خوب بود ما تاری!»[۵] موگانگا خشمگین شده و جنگی میان بابااوروم و دشمنانشان، مهاتوو،[پ] به راه میاندازد که پادشاه آنها حملهای را علیه روستای بابااوروم رهبری میکند. تنتن آنها را فریب میدهد و مهاتووها دست از دشمنی کشیده و تنتن را میستایند. موگانگا و جنایتکار برای کشتن تنتن و وانمود کردن آن بهعنوان حمله پلنگ توطئه میکنند، اما تنتن جان سالم به در میبرد و موگانگا را از چنگ یک بوآی پیچنده نجات میدهد؛ موگانگا طلب بخشش کرده و دشمنی را پایان میدهد.
جنایتکار بار دیگر سعی میکند تنتن را بکشد؛ او را بسته و از شاخه درختی بر فراز رودخانه آویزان میکند تا کروکودیلها او را بخورند، اما یک مبلغ مذهبی کاتولیک که از آنجا میگذرد او را نجات میدهد و از تنتن دعوت میکند در شکار فیل شرکت کند. سپس جنایتکار، این بار در لباس یک مبلغ مذهبی، دوباره تنتن را اسیر میکند و او را در قایقی بسته رها میکند تا از بالای آبشار سقوط کند، اما کشیش کاتولیک بار دیگر او را نجات میدهد. تنتن با جنایتکار روبهرو میشود و آن دو بر فراز صخرهای با هم میجنگند و جنایتکار به پایین سقوط کرده و توسط کروکودیلها خورده میشود.[۶] پس از خواندن نامهای در جیب او، تنتن متوجه میشود که شخصی با نام اختصاری «ای.سی.» دستور قتل او را داده بوده است. تنتن مجرمی را که قصد ملاقات با جنایتکار را داشته دستگیر میکند و میفهمد که «ای.سی.» همان گانگستر آمریکایی آل کاپون است که میکوشد کنترل تولید الماس آفریقا را به دست گیرد. تنتن و پلیس استعماری سایر اعضای باند قاچاق الماس را دستگیر میکنند و پس از چند ماجرای دیگر با حیوانات گوناگون، تنتن و میلوی به بلژیک بازمیگردند.[۷]
تاریخچه
[ویرایش | اشتراکگذاری]پیشینه
[ویرایش | اشتراکگذاری]ژرژ رِمی — که بیشتر با تخلص هرژه شناخته میشود — سردبیر و تصویرگر لو پتی ونتیم بود؛[۸] ضمیمهٔ کودکانِ روزنامهٔ لو ونتیم سیکل، یک روزنامهٔ بلژیکیِ بهشدت کاتولیک رومی و محافظهکار که در بروکسل، زادگاه هرژه، منتشر میشد. این روزنامه که زیر نظر اَبه نوربر والز اداره میشد، خود را «روزنامهای کاتولیک برای آموزه و اطلاعات» توصیف میکرد و دیدگاهی راستگرای افراطی و فاشیستی را تبلیغ میکرد.[۹] به گفتهٔ هری تامسون، چنین ایدههای سیاسیای در آن زمان در بلژیک رایج بود و محیط اطراف هرژه از اندیشههای محافظهکارانهای سرشار بود که حول «میهنپرستی، کاتولیسیسم، اخلاقگرایی سختگیرانه، انضباط و سادهدلی» میچرخید.[۱۰]
«در مورد کنگو، همانند تنتن در شوروی، واقعیت این بود که من با تعصبات جامعهٔ بورژوایی که در آن زندگی میکردم تغذیه شده بودم… سال ۱۹۳۰ بود. من فقط چیزهایی دربارهٔ این کشورها میدانستم که مردم آن زمان میگفتند: «آفریقاییها بچههای بزرگ و نادانی هستند… خوشبختانه که ما آنجا بودیم!» و غیره. و من این آفریقاییها را بر اساس چنین معیارهایی و در روحیهٔ صرفاً پدرسالارانهای که آن زمان در بلژیک وجود داشت به تصویر کشیدم.»
هرژه در گقتگو با نوما سادول[۱۱]
در سال ۱۹۲۹، هرژه شروع به خلق مجموعهٔ ماجراهای تنتن برای لو پتی ونتیم کرد؛ مجموعهای دربارهٔ ماجراجوییهای یک خبرنگار خیالی بلژیکی به نام تنتن. پس از موفقیت تنتن در شوروی که از ژانویهٔ ۱۹۲۹ تا مه ۱۹۳۰ بهطور هفتگی در لو پتی ونتیم منتشر میشد، هرژه میخواست تنتن را به ایالات متحده بفرستد. اما والز اصرار داشت که او داستانی در کنگوی بلژیک بنویسد؛ سرزمینی که آن زمان مستعمرهٔ بلژیک بود و امروزه جمهوری دموکراتیک کنگو است.[۱۲] کودکان بلژیکی در مدرسه دربارهٔ کنگو آموزش میدیدند و والِز امیدوار بود در خوانندگانش شور استعمارگری و تبلیغ مذهبی ایجاد کند.[۱۳] او معتقد بود که ادارهٔ استعماری بلژیک نیاز به تبلیغ دارد، در زمانی که خاطرهٔ سفر سال ۱۹۲۸ پادشاه آلبرت یکم بلژیک و ملکه الیزابت به کنگو «هنوز نسبتاً تازه» بود.[۱۴] او همچنین امید داشت که برخی از خوانندگانش الهام بگیرند و در کنگو مشغول کار شوند.[۱۵]
هرژه دستورهای والِز را بهشکلی طعنهآمیز نقل کرده است و میگوید که والِز از کنگو با عنوان «مستعمرهٔ زیبای ما که سخت به ما نیاز دارد، تارانتارا، تارانتارابوم» یاد میکرد.[۱۶][ت] او پیشتر تجربهای در تصویرگری صحنههای کنگویی داشت؛ سه سال قبل از آن، هرژه دو تصویر برای روزنامه کشیده بود که در مقالهای به مناسبت پنجاهمین سالگرد سفر هنری مورتون استنلی به کنگو منتشر شده بود. در یکی از آنها، هرژه یک بومی کنگویی را در حال تعظیم در برابر یک اروپایی نشان داده بود؛ صحنهای که بعدها در تنتن در کنگو نیز تکرار کرد.[۱۷]
همانند تنتن در شوروی که هرژه اطلاعات خود دربارهٔ اتحاد جماهیر شوروی را تقریباً بهطور کامل از یک منبع میگرفت، در تنتن در کنگو نیز او از منابع محدودی برای آشنایی با کشور و مردم آن بهره برد. او داستان را عمدتاً بر اساس نوشتههای مبلغین مذهبی بنا کرد و تنها عنصر افزودهشده، ماجرای قاچاقچیان الماس بود که احتمالاً از «سریالهای نوع جانگل جیم» الهام گرفته شده بود.[۱۸] هرژه از موزهٔ استعماری ترووران بازدید کرد و مجموعههای مردمنگارانهٔ مربوط به هنرها و اشیای کنگویی، از جمله جامههای انجمن مخفی مردان پلنگی را بررسی کرد.[۱۹] او صحنههای شکار را از رمان سکوت سرهنگ برَمبِل نوشتهٔ آندره موروا اقتباس کرد و طراحی حیواناتش تحت تأثیر چاپهای بنژامن رابیه بود.[۱۷] او همچنین به داستانهای برخی همکارانش که در مستعمره بودهاند گوش داد، اما از روایتهای آنان خوشش نمیآمد و بعدها ادعا کرد: «من از استعمارگرانی که بازمیگشتند و از کارهایشان لاف میزدند خوشم نمیآمد. اما نمیتوانستم مانع این شوم که سیاهپوستان را همچون کودکانی بزرگ ببینم».[۱۵]
انتشار اولیه، ۱۹۳۰–۱۹۳۱
[ویرایش | اشتراکگذاری]تنتن در کنگو از ۵ ژوئن ۱۹۳۰ تا ۱۱ ژوئن ۱۹۳۱ در لو پتی ونتیم بهصورت دنبالهدار منتشر میشد؛ همچنین در روزنامهٔ کاتولیک فرانسوی کر وایان نیز بازنشر شد.[۲۰] این داستان که بهصورت سیاهوسفید طراحی شده بود، از همان فرمولی پیروی میکرد که در تنتن در شوروی به کار رفته بود؛ به گفتهٔ مایکل فار، متخصص آثار هرژه، این داستان «در اصل بیطرح» بود و از رویدادهای عمدتاً نامرتبطی تشکیل میشد که هرژه هر هفته بداههپردازی میکرد.[۲۱] هرژه بعدها دربارهٔ روند نوشتن این ماجراهای اولیه گفت: «لو پتی ونتیم چهارشنبه عصر بیرون میآمد و من اغلب چهارشنبه صبح هیچ تصوری نداشتم که چطور باید تنتن را از مخمصهای که هفتهٔ پیش در آن انداخته بودم بیرون بکشم».[۱۶] سبک بصری این کمیک نیز شبیه به تنتن در شوروی بود.[۲۲] در نخستین بخش تنتن در کنگو، هرژه کوئیک و فلوپکه، دو پسر نوجوان اهل بروکسل که بهتازگی در یکی دیگر از کمیکهای لو پتی ونتیم معرفی کرده بود، را در میان جمعیتی قرار داد که با تنتن خداحافظی میکردند.[۲۳]
همانند تنتن در شوروی، تنتن در کنگو در بلژیک محبوب بود. بعدازظهر ۹ ژوئیهٔ ۱۹۳۱، والِز همان حربهٔ تبلیغاتیای را که هنگام پایان تنتن در شوروی به کار برده بود تکرار کرد: او یک بازیگر جوان به نام آنری دو دانکر را واداشت تا با لباس استعماریِ تنتن ظاهر شود و در بروکسل و سپس لیژ دیده شود، در حالی که ۱۰ حامل آفریقایی و مجموعهای از حیوانات عجیبوغریب—که از یک باغوحش اجاره شده بودند—او را همراهی میکردند. این رویداد که با همکاری فروشگاه بزرگ بون مارشه برگزار شد، ۵۰۰۰ تماشاگر را در بروکسل جذب کرد.[۲۴] در سال ۱۹۳۱، انتشارات اِدیسیون دو پتی ونتیم در بروکسل، داستان را در قالب یک جلد گردآوری کرد و انتشارات کسترمن در سال ۱۹۳۷ نسخهٔ دوم آن را منتشر ساخت.[۲۰] تا سال ۱۹۴۴، این کتاب هفت بار تجدید چاپ شده بود و فروش آن از هر کدام از هفت کتاب دیگر این مجموعه نیز پیشی گرفته بود.[ث][۲۵] موفقیت این مجموعه باعث شد والِز قرارداد هرژه را بازنگری کند و دستمزدی بیشتر و حقّ کار کردن در خانه را برای او در نظر بگیرد.[۲۶]
نسخهٔ دوم، ۱۹۴۶
[ویرایش | اشتراکگذاری]در دههٔ ۱۹۴۰، پس از افزایش محبوبیت هرژه، او بسیاری از داستانهای سیاهوسفید اولیهٔ تنتن را با رنگآمیزی دوباره و با استفاده از سبک طراحی لینیه کلر («خط روشن»)[ج] — سبکی که خود توسعه داده بود — بازآفرینی کرد تا از نظر بصری با ماجراهای جدیدتر تنتن سازگار شوند.[۲۸] هرژه نخستین تغییرات در این راستا را در سال ۱۹۴۰ انجام داد، زمانی که داستان در روزنامهٔ هلندیزبان هِت لَتستِ نیووس به صورت دنبالهدار منتشر میشد.[۲۹]
به تشویق انتشارات کسترمن، تنتن در کنگو بهطور کامل دوباره طراحی شد و نسخهٔ جدید در سال ۱۹۴۶ منتشر گردید.[۲۸] در چارچوب این بازسازی، هرژه تعداد صفحات را از ۱۱۰ صفحه به ۶۲ صفحهٔ استاندارد — طبق پیشنهاد ناشر — کاهش داد. او همچنین چندین تغییر در داستان ایجاد کرد و بسیاری از ارجاعات به بلژیک و حکومت استعماری را حذف نمود.[۲۸] برای نمونه، در صحنهای که تنتن به کودکان مدرسهٔ کنگویی جغرافیا درس میدهد، در نسخهٔ ۱۹۳۰–۳۱ میگوید: «دوستان عزیزم، امروز میخواهم دربارهٔ کشور شما صحبت کنم: بلژیک!» اما در نسخهٔ ۱۹۴۶ به جای آن به آنها ریاضیات درس میدهد.[۲۸] هرژه همچنین شخصیت جیمی مکداف — صاحب پلنگی که به تنتن حمله میکند — را از یک مدیر سیاهپوست «سیرک بزرگ آمریکا» به یک «تأمینکنندهٔ بزرگترین باغوحشهای اروپا» که مردی سفیدپوست است تغییر داد.[۲۸]
در نسخهٔ رنگی ۱۹۴۶، هرژه دوپونت و دوپونط، دو کارآگاهی را که نخستینبار در داستان چهارم تنتن، سیگارهای فرعون (۱۹۳۲–۳۴)، معرفی شده بودند و از نظر زمانی پس از ماجراجویی کنگو قرار داشت، بهصورت یک حضور کوتاه اضافه کرد. او آنها را در صفحهٔ اول در پسزمینه قرار داد، جایی که نظارهگر جمعیتی هستند که هنگام سوار شدن تنتن به قطار دور او جمع شدهاند و یکی از آنها میگوید: «به نظر میرسد خبرنگار جوانی است که راهی آفریقاست…».[۱۴] در همان قاب، هرژه تصویر خودش و دوستش ادگار پ. یاکوبس (رنگآمیز کتاب) را نیز در میان جمعیتِ بدرقهکنندهٔ تنتن گنجاند.[۳۰]
تغییرات و انتشارهای بعدی
[ویرایش | اشتراکگذاری]هنگامی که تنتن در کنگو برای اولینبار در سال ۱۹۷۵ توسط ناشران اسکاندیناویایی مجموعه منتشر شد، آنها به صفحهٔ ۵۶ اعتراض کردند؛ صفحهای که تنتن سوراخی در بدن یک کرگدن زنده ایجاد میکند، آن را با دینامیت پر میکند و منفجرش میکند. آنها از هرژه خواستند این صفحه را با صحنهای کمخشونتتر جایگزین کند که مناسبتر برای کودکان باشد. هرژه پذیرفت، زیرا اندکی پس از خلق اثر، از صحنههای شکار حیوانات بزرگ در آن پشیمان شده بود. صفحهٔ اصلاحشده کرگدنی را نشان میداد که پس از آنکه بهطور تصادفی تفنگِ تنتن را بر زمین انداخته و تفنگ شلیک شده، بیآنکه آسیبی ببیند فرار میکند.[۳۱]
اگرچه ناشران در سراسر جهان این کتاب را سالها منتشر کرده بودند، اما ناشران انگلیسی مدتها از انتشار تنتن در کنگو بهدلیل محتوای نژادپرستانهٔ آن خودداری میکردند. در اواخر دههٔ ۱۹۸۰، نیک رادول، نمایندهٔ آن زمان استودیو هرژه در بریتانیا، به خبرنگاران گفت که قصد دارد سرانجام نسخهٔ انگلیسی را منتشر کند و معتقد است انتشار نسخهٔ اصلی سیاهوسفید ۱۹۳۱ کمتر از انتشار نسخهٔ رنگی ۱۹۴۶ جنجالبرانگیز خواهد بود.[۳۰] پس از تأخیری دیگر، در سال ۱۹۹۱—شصت سال پس از انتشار اولیهٔ ۱۹۳۱—این کتاب آخرین جلد از مجموعهٔ «ماجراهای تنتن» بود که به انگلیسی منتشر شد.[۱۱] نسخهٔ رنگی ۱۹۴۶ سرانجام در سال ۲۰۰۵ به انگلیسی منتشر گردید و در بریتانیا توسط اگمونت به چاپ رسید.[۳۲]
تحلیل انتقادی
[ویرایش | اشتراکگذاری]زندگینامهنویس هرژه، پیر آسولین، معتقد بود که در نسخهٔ نخست این داستان، طراحی هرژه بهتدریج مطمئنتر میشود بیآنکه از خودانگیختگیاش چیزی کم شود.[۱۷] او فکر میکرد داستان به «بیضررترین شکل ممکن» آغاز میشود و در سراسر ماجرا، تنتن همچون یک پسر پیشاهنگ تصویر شده است؛ چیزی که بهزعم او بازتاب «بدهی اخلاقی» هرژه به والِز بود.[۱۷] زندگینامهنویس بنوآ پیترس بر این باور بود که «تنتن در کنگو» «چندان تماشایی» نیست و برخی از تکگوییهای آن «بهطرز باورنکردنی سنگین» هستند، اما گمان میکرد تصویرگری آن «اندکی صیقلیتر» از تنتن در شوروی است.[۳۳] او با اعتقاد بر اینکه طرح داستان «بسیار ساده» است، شخصیت تنتن را همچون کودکی میدانست که دنیایی پر از حیوانات اسباببازی و سربازهای سربی را هدایت میکند.[۲۶] مایکل فار بر این نظر بود که برخلاف ماجرای قبلی تنتن، در پایان این داستان و با معرفی شبکهٔ قاچاق الماس آمریکایی، نشانههایی از یک طرح منسجم شکل میگیرد.[۲۱] فیلیپ گودن این اثر را «مهیّجتر» از «سرزمین شوراها» میدانست و استدلال میکرد که تصویر هرژه از بومیان کنگو تمسخرآمیز نیست، بلکه نوعی پارودی از ارتشهای اروپاییِ گذشته است.[۳۴] در مقابل، هری تامسون معتقد بود «کنگو تقریباً یک عقبگرد نسبت به شوراهاست» و از نظر او نه طرح دارد و نه شخصیتپردازی؛ او آن را «احتمالاً کودکانهترین کتابِ تنتن» توصیف کرد.[۳۵] سایمون کوپر از فایننشال تایمز نیز تنتن در شوروی و «کنگو» را «بدترین» ماجراهای مجموعه دانست و آنها را «ضعیفطراحیشده» و «تقریباً بیطرح» خواند.[۳۶]
فار نسخهٔ رنگی ۱۹۴۶ را ضعیفتر از نسخهٔ سیاهوسفید اصلی میدانست؛ او میگفت این نسخه «سرزندگی» و «فضاسازی» خود را از دست داده است و تصویر جدید از چشمانداز کنگو قانعکننده نیست و بیش از واقعیت، شبیه یک باغوحش اروپایی است نه «دشتهای خشک و خاکآلود» واقعی.[۱۱] پترس نگرشی مثبتتر به نسخهٔ ۱۹۴۶ داشت و معتقد بود که این نسخه، به دلیل رشد شخصی هرژه در مهارت طراحی، دارای «بهبودهای زیباشناختی» و «وضوح ترکیببندی» است و همچنین دیالوگها «سرزندهتر و روانتر» شدهاند.[۳۷]
ژان-ماری آپوستولیدس در مطالعهٔ روانکاوانهٔ خود دربارهٔ مجموعه، تأکید کرد که در ماجرای کنگو، تنتن نمایندهٔ پیشرفت است و دولت بلژیک همچون الگویی برای بومیان تصویر شده که باید از آن تقلید کنند. بهگفتهٔ او، با این کار بومیان میتوانند از منظر جامعهٔ بلژیکی اروپاییتر و در نتیجه «متمدنتر» شوند، اما در نهایت همچون پارودی ظاهر میشوند.[۳۸] او با این دیدگاه که تنتن نگاه خود به آفریقا را بر بومیان تحمیل میکند، اشاره میکند که تنتن در صحنهٔ پایانی همچون یک شخصیت خدایی جلوه میکند، با لحنی شبیه به پیامآوری مذهبی.[۳۹] تام مککارتی، منتقد ادبی، نیز موافق بود که تنتن نمایندهٔ دولت بلژیک است، اما همچنین پیشنهاد میکند که او همچون یک مبلغ مسیحی عمل میکند و حتی «نوعی خدا» ست؛ مشابه شخصیت کورتس در رمان دل تاریکی (۱۸۹۹) نوشتهٔ جوزف کنراد.[۴۰] مککارتی صحنهای را که تنتن در آن موگانگا را رسوا میکند با صحنهای در طوفان ویلیام شکسپیر مقایسه میکند که در آن پراسپرو جادوگر را برملا میسازد.[۴۰]
انتقادها
[ویرایش | اشتراکگذاری]نژادپرستی
[ویرایش | اشتراکگذاری]
در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیستویکم، چندین فعال و نویسنده «تنتن در کنگو» را بهخاطر تصویر بومیان کنگو بهعنوان کودن و نابالغ، نژادپرستانه توصیف کردند.[۴۱] به گفتهٔ مککارتی، هرژه بومیان کنگو را «خوشطینت اما عقبمانده و تنبل، و نیازمند تسلط اروپایی» نشان داده است.[۴۲] در زمان انتشار اولیه، چنین جنجالی وجود نداشت،[۴۳] زیرا تنها پس از استعمارزدایی از آفریقا در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، نگرش غرب نسبت به مردم بومی آفریقا تغییر کرد.[۱۱] هری تامسون استدلال کرد که «تنتن در کنگو» باید در زمینهٔ جامعهٔ اروپایی دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ بررسی شود و هرژه قصد نداشته کتاب را «آگاهانه نژادپرستانه» بنویسد. هری تامسون معتقد بود داستان بازتاب دیدگاه متوسط بلژیکیها نسبت به مردم کنگو در آن زمان است، دیدگاهی که بیشتر «سرپرستانه» تا خصمانه بود.[۳۵] آپوستولیدس این نظر را تأیید کرد،[۴۴] همانطور که بنوآ پیترس نیز بیان داشت که «هرژه بیشتر از دیگران نژادپرست نبود».[۱۵] پس از دیدار با هرژه در دههٔ ۱۹۸۰، فار اظهار کرد: «شما نمیتوانستید کسی را ملاقات کنید که بازتر و کمتر نژادپرست باشد».[۴۵]
در مقابل، آسولین گفت که در بلژیک دههٔ ۱۹۳۰، هرژه میتوانست به آثار نویسندگانی مانند آندره ژید و آلبرت لوندراس دسترسی داشته باشد که منتقد رژیم استعماری بودند. آسولین مدعی شد که هرژه بهجای آن، از خواندن چنین گزارشهایی خودداری کرد، زیرا با دیدگاههای محیط محافظهکار او در تضاد بودند.[۴۶] لورنس گروو — رئیس انجمن بینالمللی کمیک و استاد دانشگاه گلاسگو — نیز موافق بود و بیان داشت که هرژه در آثار خود به روندهای غالب اجتماعی پایبند بود و «وقتی نژادپرستی استعماری مد بود، او نیز چنین بود».[۴۵] مارک مککینی، مورخ کمیک، اشاره کرد که دیگر هنرمندان کامیکس فرانسوی-بلژیکی همان دوره، بومیان آفریقا را به شکلی مثبتتر به تصویر کشیدهاند؛ از جمله اثر ۱۹۳۹ جیژه با عنوان بلوندان و سیراژ که در آن قهرمانان برادرخواندهاند، یکی سفید و دیگری سیاه، و تیف و توندو که بین ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۰ در نشریهٔ اسپیرو منتشر شد و در آن بومیان کنگو به بلژیکیها در مقابله با دشمنان آمریکاییشان کمک میکنند.[۴۷]
فار و مککارتی بیان کردند که تنتن در کنگو محبوبترین ماجرای تنتن در آفریقای فرانسویزبان بود.[۴۸] به گفتهٔ هری تامسون، کتاب حتی پس از استقلال کنگو در ۱۹۶۰ نیز بسیار محبوب باقی ماند.[۴۹] با این حال، مقامات دولت جمهوری دموکراتیک کنگو این کتاب را مورد انتقاد قرار دادهاند. در سال ۲۰۰۴، پس از آنکه وزیر امور خارجهٔ بلژیک، کارل دو گوخت، دولت موقت رئیسجمهور ژوزف کابیلا را ناکارآمد توصیف کرد، وزیر اطلاعات کنگو «هنری مووا ساکانی» او را به «نژادپرستی و نوستالژی استعمار» متهم کرد و گفت که «این مثل تکرار دوبارهٔ تنتن در کنگو است».[۵۰] نویسندهٔ کمیکهای آفریقای جنوبی، آنتون کانِمایر، طبیعت نژادپرستانهٔ درکشدهٔ کتاب را بهصورت طنز به نمایش گذاشته تا آنچه را که او بهعنوان زمینههای نژادپرستانهٔ مداوم در جامعهٔ آفریقای جنوبی میبیند، برجسته کند. در اثرش پاپا در آفریقا (۲۰۱۰)، که یک طنز از تنتن در کنگو است، تنتن را بهعنوان یک آفریکانر با دیدگاههای نژادپرستانه نسبت به بومیان آفریقا به تصویر میکشد.[۵۱]
تلاشها برای ممنوعیت یا محدود کردن دسترسی به کتاب
[ویرایش | اشتراکگذاری]در اوت ۲۰۰۷، دانشجوی کنگویی «بیانو مو بوتو موندوندو» در بروکسل شکایتی مطرح کرد و مدعی شد که تنتن در کنگو توهینی به مردم کنگو است و باید ممنوع شود. دادستانهای عمومی پروندهٔ کیفری تشکیل دادند، اگرچه این پرونده در آوریل ۲۰۱۰ به دادگاه مدنی منتقل شد.[۵۲] موندوندو کمیک را «نژادپرستانه و بیگانهستیز» خواند، در حالی که وکلای او استدلال کردند که این اثر «به نوعی توجیه استعمار و برترپنداری نژاد سفید» است.[۵۲] آلین برنبوم، وکیل مولینسار، شرکتی که مالکیت آثار هرژه را کنترل میکند، و همچنین وکیل ناشر کتاب کسترمن، گفت که تصویرسازی کاریکاتوریست از مردم کنگو «نژادپرستی نیست بلکه نوعی پدرسالاری مهربانانه است». برنبوم افزود که ممنوع کردن کتاب میتواند سابقهٔ خطرناکی برای در دسترس بودن آثار ادبی سایر نویسندگان تاریخی، مانند چارلز دیکنز یا ژول ور که آنها نیز شامل کلیشههایی دربارهٔ اقوام غیر سفیدپوست هستند، ایجاد کند.[۵۲] در فوریه ۲۰۱۲، دادگاه حکم داد که کتاب ممنوع نخواهد شد و تصمیم گرفت که «واضح است که نه داستان و نه فروش آن هدفی برای … ایجاد محیطی ترساننده، خصمانه، تحقیرآمیز یا توهین ندارد» و بنابراین نقض قانون بلژیک محسوب نمیشود.[۵۲] مرکز برابری فرصتها در بلژیک نسبت به «واکنش بیش از حد و نزاکت سیاسی افراطی» هشدار داد.[۵۳]
در ژوئیه ۲۰۰۷، وکیل حقوق بشر بریتانیایی، دیوید انرایت، به کمیسیون برابری نژادی (سیآرئی) بریتانیا شکایت کرد که کتاب در بخش کودکان فروشگاه کتاب بوردرز به فروش میرسد. سیآرئی از کتابفروشیها خواست کمیک را از قفسهها بردارند؛ بوردرز در پاسخ گفت که متعهد به گذاشتن «انتخاب در اختیار مشتریان» است و کتاب را به بخش رمانهای گرافیکی بزرگسالان منتقل کرد. کتابفروش بریتانیایی واترستونز نیز همین اقدام را انجام داد.[۵۴] فروشندهٔ دیگری در بریتانیا، دبلیواچاسمیت، اعلام کرد که کتاب در وبسایتش فروخته میشود، اما با برچسبی که آن را برای خوانندگان بالای ۱۶ سال توصیه میکند.[۵۵] تلاش سیآرئی برای ممنوع کردن کتاب توسط سیاستمدار حزب محافظهکار، آن ویدکومب، مورد انتقاد قرار گرفت و او گفت که این سازمان «مسائل مهمتری برای رسیدگی دارد تا دسترسی به کتابهای تاریخی کودکان را محدود کند».[۵۶] جنجال رسانهای موجب افزایش علاقه به کتاب شد و بوردرز گزارش داد که فروش تنتن در کنگو ۴۰۰۰٪ افزایش یافته و همچنین کتاب به رتبهٔ هشتم در فهرست پرفروشترینهای وبسایت آمازون رسید.[۵۷] ناشر اگمونت نیز به نگرانیهای مربوط به نژادپرستی پاسخ داد و با قراردادن یک نوار محافظتی به همراه هشدار دربارهٔ محتوای کتاب و نوشتن مقدمهای که زمینهٔ تاریخی آن را توضیح میدهد، کتاب را منتشر کرد.[۵۴]
تنتن در کنگو همچنین در ایالات متحده مورد انتقاد قرار گرفت؛ در اکتبر ۲۰۰۷، در پاسخ به شکایت یکی از مراجعان، کتابخانهٔ عمومی بروکلین در نیویورک کتاب مصور را در یک اتاق قفلشده قرار داد و تنها با وقت قبلی اجازه دسترسی داد.[۵۸] این کتاب بخشی از یک مناقشهٔ طولانی رسانهای در سوئد نیز شد، پس از آنکه روزنامهٔ ملی «داگنس نیهیتر» گزارش داد که کتاب از کتابخانهٔ کودکان در مرکز فرهنگی کولترهوست در استکهلم در سپتامبر ۲۰۱۱ برداشته شده است. این حادثه که به نام «تنتن-گیت» شناخته شد، منجر به بحثهای داغ در رسانههای جریان اصلی و شبکههای اجتماعی دربارهٔ اتهامات نژادپرستی و سانسور گردید.[۵۹] شکایاتی دربارهٔ دسترسی به کتاب در سوئد نیز توسط ژان-دادو مونیاس، سوئدی-بلژیکی، مطرح شد که از سوی آفروسونسکارنا، گروه علاقهمندان سوئدی با تبار آفریقایی، حمایت شد.[۶۰] شکایت به رئیس دادگاه عدالت رد شد، زیرا نقض محدودیتهای نفرتپراکنی در قانون بنیادی آزادی بیان سوئد باید در عرض یک سال از زمان انتشار مطرح شود و آخرین نسخهٔ سوئدی تنتن در کنگو در سال ۲۰۰۵ منتشر شده بود.[۶۱]
شکار و خشونت علیه حیوانات
[ویرایش | اشتراکگذاری]در تنتن در کنگو، تنتن در فعالیتهایی شرکت میکند که مایکل فار آنها را «کشتار گسترده و بیدلیل» حیوانات توصیف کرده است؛ در طول ماجرا، تنتن چندین آهو را شکار میکند، یک میمون را میکشد تا پوست آن را بپوشد، تفنگش را به صورت عمودی در دهان باز یک تمساح فرومیکند، فیل را برای عاج میکشد، بوفالو را سنگ میزند و (در نسخههای قدیمیتر) به یک کرگدن سوراخی میکند و دینامیت در بدنش میگذارد و از داخل منفجرش میکند.[۱۱] چنین صحنههایی محبوبیت شکار حیوانات بزرگ در میان بازدیدکنندگان ثروتمند آفریقای جنوب صحرای آفریقا در دههٔ ۱۹۳۰ را نشان میدهد.[۱۱] هرژه بعدها نسبت به نمایش حیوانات در تنتن در کنگو احساس گناه کرد و به مخالف ورزشهای خشن خونین تبدیل شد؛ هنگامی که داستان سیگارهای فرعون (۱۹۳۴) را نوشت، تنتن با گلهای از فیلها در جنگل هند دوست شد.[۶۲]
فیلیپ گودن بیان کرد که صحنهای که در آن تنتن گلهای آهو را میکشد، «حتی برای خوانندهٔ کمحساس نسبت به محیط زیست در قرن ۲۱ هم ناراحتکننده است».[۶۳] زمانی که شرکت ایندیا بوک هاوس کتاب را برای اولین بار در سال ۲۰۰۶ در هند منتشر کرد، شاخهٔ ملی بنیاد مردمی رعایت اصول اخلاقی در برابر جانوران بهطور عمومی آن را مورد انتقاد قرار داد و مدیر ارشد، آنورادا ساونِی، اظهار داشت که کتاب «پر از صحنههایی است که به ذهن کودکان پیام میدهد که خشونت علیه حیوانات قابل قبول است».[۶۴]
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]یادداشتها
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ بابااوروم، یک بازی زبانی با واژههای baba au rhum و «رام بابا» است.[۳]
- ↑ «بولا ماتاری» لقب هنری مورتون استنلی بود، کاوشگری که با لئوپولد دوم، پادشاه بلژیک برای کشف و ضمیمه کردن حوضه کنگو بهعنوان یک مستعمرهٔ خصوصی، به نام دولت آزاد کنگو، در اواخر قرن نوزدهم همکاری میکرد. دولت آزاد در سال 1908 توسط بلژیک ضمیمه شد و به عنوان کنگوی بلژیکی بازسازماندهی شد.[۴]
- ↑ مهاتوو، بازی با عبارت m'as-tu vu است به معنای، «خودنمایی و تظاهر»[۳]
- ↑ «تارانتارا، تارانتارابوم» (tarantara, tarantaraboom) هیچ معنی واقعیِ لغوی ندارد. این عبارت یک آوا یا صداگذاری طنزآمیز است — نوعی «طبل زدن»، «مارش تبلیغاتی» یا «شعار تشویقی» — که هرژه برای مسخرهکردن لحن پرتبلیغ و پرهیاهوی والِز استفاده کرده. به عبارت دیگر، هرژه دارد لحن او را تقلید میکند و میگوید: «مستعمرهٔ زیبای ما که سخت به ما نیاز دارد… تارانتارا، تارانتارابوم!»
- ↑ میانگین تیراژ هفت کتاب اول تنتن ۱۷٬۰۰۰ نسخه بود؛ فروش تنتن در کنگو بیش از ۲۵٬۰۰۰ نسخه بود.[۲۵]
- ↑ خودِ هرژه از اصطلاح لینیه کلر برای توصیف سبک نقاشیاش استفاده نکرد؛ این اصطلاح نخستین بار در سال ۱۹۷۷ توسط کاریکاتوریست هلندی، یوست سوارته بهکار رفت.[۲۷]
پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ Hergé 2005, pp. 1–11.
- ↑ Hergé 2005, pp. 11–18.
- 1 2 Pellegrini 2013, p. 200.
- ↑ Ascherson 1999, pp. 128–9.
- ↑ Hergé 2005, pp. 19–28.
- ↑ Hergé 2005, pp. 44.
- ↑ Hergé 2005, pp. 44–52.
- ↑ Peeters 1989، pp. 31–32; Thompson 1991، pp. 24–25.
- ↑ Peeters 1989، pp. 20–32; Thompson 1991، pp. 24–25; Assouline 2009، p. 38.
- ↑ Thompson 1991, p. 24.
- 1 2 3 4 5 6 Farr 2001, p. 22.
- ↑ Assouline 2009، p. 26; Lofficier و Lofficier 2002، p. 24.
- ↑ Assouline 2009, p. 26.
- 1 2 Farr 2001, p. 21.
- 1 2 3 Peeters 2012, p. 46.
- 1 2 Thompson 1991, p. 33.
- 1 2 3 4 Assouline 2009, p. 27.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, p. 25.
- ↑ Assouline 2009، p. 27; Peeters 2012، p. 46.
- 1 2 Assouline 2009، p. 28; Lofficier و Lofficier 2002، p. 24.
- 1 2 Farr 2001, pp. 21–22.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, p. 26.
- ↑ Assouline 2009، p. 27; Farr 2001، p. 21.
- ↑ Assouline 2009، p. 28; Peeters 2012، p. 47; Thompson 1991، p. 41.
- 1 2 McKinney 2008, p. 171.
- 1 2 Peeters 2012, p. 47.
- ↑ Pleban 2006.
- 1 2 3 4 5 Farr 2001, p. 25.
- ↑ Goddin 2009, pp. 70, 73.
- 1 2 Thompson 1991, p. 42.
- ↑ Farr 2001, pp. 23, 25.
- ↑ Hergé 2005, inset.
- ↑ Peeters 2012, pp. 46–47.
- ↑ Goddin 2008, p. 75.
- 1 2 Thompson 1991, p. 40.
- ↑ Kuper 2011.
- ↑ Peeters 1989, pp. 30–31.
- ↑ Apostolidès 2010, pp. 12–15.
- ↑ Apostolidès 2010, pp. 15–16.
- 1 2 McCarthy 2006, p. 51.
- ↑ Cendrowicz 2010.
- ↑ McCarthy 2006, p. 37.
- ↑ Assouline 2009, p. 28.
- ↑ Apostolidès 2010, p. 14.
- 1 2 Smith 2010.
- ↑ Assouline 2009, pp. 29–30.
- ↑ McKinney 2008, pp. 171–172.
- ↑ Farr 2001، p. 27; McCarthy 2006، p. 37.
- ↑ Thompson 1991, pp. 41–42.
- ↑ Cendrowicz 2010; BBC 2004.
- ↑ Mail & Guardian 2010; Heller 2011.
- 1 2 3 4 Samuel 2011; BBC 2012.
- ↑ Vrielink 2012.
- 1 2 Bunyan 2011.
- ↑ BBC 2007; Beckford 2007; Anon 2007، p. 14.
- ↑ Beckford 2007.
- ↑ Anon 2007, p. 14.
- ↑ Leigh Cowan 2009.
- ↑ Chukri 2012.
- ↑ Kalmteg 2007.
- ↑ Lindell 2007.
- ↑ Thompson 1991, p. 41.
- ↑ Goddin 2008, p. 70.
- ↑ Chopra 2006.
کتابشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]- Ascherson, Neal (1999) [1963]. The King Incorporated: Leopold the Second and the Congo (Reprint ed.). London: Granta. ISBN 1-86207-290-6.
- Anon (Summer 2007). "Racism in Children's Books: Tintin in the Congo". The Journal of Blacks in Higher Education. 56 (56). The JBHE Foundation: 14. JSTOR 25073692.
- Apostolidès, Jean-Marie (2010) [2006]. The Metamorphoses of Tintin, or Tintin for Adults. Jocelyn Hoy (translator). Stanford: Stanford University Press. ISBN 978-0-8047-6031-7.
- Assouline, Pierre (2009) [1996]. Hergé, the Man Who Created Tintin. Charles Ruas (translator). Oxford and New York: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-539759-8.
- "DR Congo slams 'Tintin' minister". BBC News. 22 October 2004. Archived from the original on 18 October 2015.
- "Bid to ban 'racist' Tintin book". BBC News. 12 July 2007. Archived from the original on 22 August 2007. Retrieved 11 March 2011.
- "Tintin in the Congo not racist, court rules". BBC News. 13 February 2012. Archived from the original on 16 February 2012. Retrieved 6 June 2013.
- Beckford, Martin (12 July 2007). "Ban 'racist' Tintin book, says CRE". The Telegraph. London. Archived from the original on 6 May 2009. Retrieved 3 November 2011.
- Bunyan, Nigel (3 November 2011). "Tintin banned from children's shelves over 'racism' fears". The Telegraph. London. Archived from the original on 5 March 2013. Retrieved 3 November 2011.
- Cendrowicz, Leo (4 May 2010). "Tintin: Heroic Boy Reporter or Sinister Racist?". Time. New York City. Archived from the original on 25 May 2013. Retrieved 6 June 2013.
- Chopra, Arush (3 February 2006). "Tintin in trouble: Congo book slammed". Daily News Analysis. Mumbai. Archived from the original on 6 June 2013. Retrieved 6 June 2013.
- Chukri, Rakel (6 October 2012). "Vad handlar Tintin-gate om?" [What is Tintin-gate about?]. Sydsvenskan (in Swedish). Malmö, Sweden. Archived from the original on 10 October 2012. Retrieved 19 February 2015.
- Farr, Michael (2001). Tintin: The Complete Companion. London: John Murray. ISBN 978-0-7195-5522-0.
- Goddin, Philippe (2008). The Art of Hergé, Inventor of Tintin: Volume I, 1907–1937. Michael Farr (translator). San Francisco: Last Gasp. ISBN 978-0-86719-706-8.
- Goddin, Philippe (2009). The Art of Hergé, Inventor of Tintin: Volume 2: 1937–1949. Michael Farr (translator). San Francisco: Last Gasp. ISBN 978-0-86719-724-2.
- Heller, Maxwell (10 December 2011). "Picturing South Africa in New York". The Brooklyn Mail. New York City. Archived from the original on 12 May 2013. Retrieved 6 June 2013.
- Hergé (2005) [1946]. Tintin in the Congo. Translated by Lonsdale-Cooper, Leslie; Turner, Michael. London: Egmont. ISBN 978-1-4052-2098-9.
- Hunt, N. R. (2002). "Tintin and the Interruptions of Congolese Comics". In Landau, P. S.; Kaspin, D. D. (eds.). Images and Empires: Visuality in Colonial and Postcolonial Africa. Berkeley: University of California Press. ISBN 978-0-520-22949-5.
- Kalmteg, Lina (23 August 2007). "Tintin-serie "hets mot folkgrupp"" [Tintin series "hate speech"]. Svenska Dagbladet (in Swedish). Stockholm, Sweden. Archived from the original on 8 September 2012. Retrieved 19 February 2015.
- Kuper, Simon (11 October 2011). "Tintin and the war". Financial Times. London. Archived from the original on 10 September 2012. Retrieved 6 June 2013.
- Leigh Cowan, Alison (19 August 2009). "A Library's Approach to Books That Offend". The New York Times. New York City. Archived from the original on 26 August 2009. Retrieved 6 June 2013.
- Lindell, Karin (22 August 2007). "JK vidtar ingen åtgärd i Tintin-ärendet" [JK takes no action in Tintin matter]. Medievärlden (in Swedish). Stockholm, Sweden. Archived from the original on 16 October 2013. Retrieved 19 February 2015.
- Lofficier, Jean-Marc; Lofficier, Randy (2002). The Pocket Essential Tintin. Harpenden, Hertfordshire: Pocket Essentials. ISBN 978-1-904048-17-6.
- "Pappa in Afrika". میل اند گاردین. 23 August 2010. Archived from the original on 16 June 2012. Retrieved 6 June 2013.
- McCarthy, Tom (2006). Tintin and the Secret of Literature. London: Granta. ISBN 978-1-86207-831-4.
- McKinney, Mark (2008). History and Politics in French-Language Comics and Graphic Novels. Jackson: University Press of Mississippi. ISBN 978-1-60473-761-5.
- Peeters, Benoît (1989). Tintin and the World of Hergé. London: Methuen Children's Books. ISBN 978-0-416-14882-4.
- Peeters, Benoît (2012) [2002]. Hergé: Son of Tintin. Tina A. Kover (translator). Baltimore, Maryland: Johns Hopkins University Press. ISBN 978-1-4214-0454-7.
- Pellegrini, G. A. (2013). (Not) looking together in the same direction: A comparative study of representations of Latin America in a selection of Franco-Belgian and Latin American comics (PhD thesis) (PDF). Sydney: University of Sydney. Archived from the original (PDF) on 2015-02-16.
- Pleban, Dafna (7 November 2006). "Investigating the Clear Line Style". ComicFoundry. Archived from the original on 27 February 2009. Retrieved 2 October 2008.
- Samuel, Henry (18 October 2011). "Tintin 'racist' court case nears its conclusion after four years". The Telegraph. London. Archived from the original on 19 October 2011. Retrieved 6 June 2013.
- Smith, Neil (28 April 2010). "Race row continues to dog Tintin's footsteps". BBC News. Archived from the original on 1 May 2010. Retrieved 6 June 2013.
- Thompson, Harry (1991). Tintin: Hergé and his Creation. London: Hodder and Stoughton. ISBN 978-0-340-52393-3.
- Vrielink, Jogchum (14 May 2012). "Effort to ban Tintin comic book fails in Belgium". The Guardian. Archived from the original on 17 May 2012. Retrieved 22 December 2012.
- آثار واقعشده در کنگوی بلژیک
- ادبیات داستانی در دهه ۱۹۳۰ (میلادی)
- ادبیات فرانسویزبان
- داستانها
- رمانهای گرافیکی ۱۹۳۱ (میلادی)
- رمانهای گرافیکی ۱۹۴۶ (میلادی)
- کتابهای ۱۹۳۱ (میلادی)
- کتابهای تنتن
- کنگوی بلژیک در تخیل
- ماجراهای تنتن و میلو
- نژادپرستی در بلژیک
- نمودهای فرهنگی کارتونیستها
- نوشتارهای نخستین بار منتشرشده به صورت سریالی
- تجسمهای فرهنگی از آل کاپون
- گوهرسنگها در ادبیات داستانی
- آثار درباره قاچاق