پرش به محتوا

تن‌تن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
تَن‌تَن
کارتونی از یک مرد جوان به همراه سگ سفید در حال راه رفتن در پس‌زمینه سفید.
تن‌تن و سگش میلو
اطلاعات انتشاراتی
ناشرانتشارات کسترمن (بلژیک)
نخستین حضورتن‌تن در شوروی (۱۹۲۹)
در ماجراهای تن‌تن و میلو
پدیدآورهرژه
هم‌دستانفهرست شخصیت‌های اصلی

تن‌تن (فرانسوی: Tintin‎؛ ‏فرانسوی: [tɛ̃tɛ̃]؛ ‏‎/ˈtɪntɪn/‎[۱]) شخصیت خیالی در مجموعه داستان‌های کامیک ماجراهای تن‌تن است که توسط کارتونیست بلژیکی هرژه نوشته شده است. این شخصیت خیالی در سال ۱۹۲۹ پدید آمد و نخستین‌بار در لو پُتی ونتیِم، ضمیمهٔ هفتگی مخصوص جوانانِ روزنامهٔ بلژیکی لو ونتیم سیکل معرفی شد.[۲] تن‌تن به‌صورت مرد جوانی با چهره‌ای گرد و مویِ جلویِ سرِ حالت‌دار به تصویر کشیده می‌شود و به‌عنوان خبرنگاری باهوش و همه‌فن‌حریف شناخته می‌شود که همراه سگش میلو به سراسر جهان سفر می‌کند.[۳]

از زمان پیدایش در اوایل قرن بیستم، تن‌تن همواره چهره‌ای محبوب در ادبیات باقی مانده است و مجسمه‌ها و نقاشی‌های یادبودی از این شخصیت در سراسر بلژیک دیده می‌شود.[۴] افزون بر مجموعهٔ کمیک اصلی، تن‌تن در نمایش‌نامه‌ها، برنامه‌های رادیویی، سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی گوناگونی نیز حضور یافته است، از جمله فیلم ماجراهای تن‌تن (۲۰۱۱) به کارگردانی استیون اسپیلبرگ.

از تاریخ ۱ ژانویهٔ ۲۰۲۵، تن‌تن و دیگر شخصیت‌هایی که در مجموعهٔ مصور فرانسوی اصلی سال ۱۹۲۹ حضور داشتند، در ایالات متحده وارد مالکیت عمومی شدند.[۵][الف][ب][پ] با این حال، در کشور مبدأ او، بلژیک، و سایر کشورهایی که مدت حق‌کپی پس از مرگِ نویسنده ادامه دارد، تن‌تن همچنان تحت حمایت حق‌کپی باقی مانده است.[ت]

تاریخچه

[ویرایش]

تأثیرها

[ویرایش]
Historic photo of a young man, Palle Huld, standing before classic Russian architecture
پاله هولد، در جریان سفرش به دور دنیا در سال ۱۹۲۸، تقریباً به‌طور قطعی بر هرژه تأثیر گذاشت تا شخصیت تن‌تن را خلق کند.[۶]

پیِر آسولین، زندگی‌نامه‌نویس هرژه،[ث] اشاره کرده است که «تن‌تن پیشینه‌ای داشت» و از منابع گوناگونی که هرژه در طول زندگی با آن‌ها روبه‌رو شده بود، تأثیر گرفته بود.[۸] هرژه یادآور شده است که در دوران مدرسه، در بحبوحهٔ جنگ جهانی اول و در زمانی که بلژیک تحت اشغال آلمان بود، در حاشیهٔ دفترهای درسی خود تصاویری از مرد جوانی بی‌نام می‌کشید که با «بوش‌ها» (اصطلاحی عامیانه برای آلمانی‌ها) می‌جنگید.[۹] او بعدها اظهار داشت که این نقاشی‌ها شخصیتی شجاع و ماجراجو را نشان می‌دادند که با استفاده از هوش و نبوغ خود بر دشمنانش غلبه می‌کرد. هیچ‌یک از این نقاشی‌های اولیه باقی نمانده‌اند.[۹]

هرژه همچنین از ظاهرِ فیزیکی و حرکات برادر کوچک‌ترش، پل، تأثیر پذیرفته بود؛ کسی که چهره‌ای گرد و مویِ جلویِ سرِ حالت‌دار داشت.[۱۰] پل بعدها جهت ماجراجویی به نیروی زمینی بلژیک پیوست و هنگامی که منبع الهام تصویری هرژه برای همگان آشکار شد، مورد تمسخر هم‌قطارانش قرار گرفت.[۷] هرژه بعدها گفت: «در جوانی زیاد او را تماشا می‌کردم؛ مرا سرگرم و مجذوب می‌کرد… منطقی است که تن‌تن شخصیت، حرکات و ژست‌های او را گرفته باشد. او شیوهٔ خاصی در حرکت و حضور فیزیکی داشت که بی‌آنکه بدانم، الهام‌بخش من شد. حرکاتش در ذهنم مانده بود. آن‌ها را ناشیانه تقلید می‌کردم، بی‌آنکه بدانم یا بخواهم؛ در واقع او بود که می‌کشیدم.»[۱۱]

چند سال پس از آنکه هرژه جوان به جنبش پیشاهنگی پیوست،[۱۲][ج] به تصویرگر غیررسمی گروه خود تبدیل شد و شخصیتی پیشاهنگ به نام «توتور» را برای مجلهٔ ملی لو بوی اسکوت بلژ (به معنیِ پسر پیشاهنگ بلژیکی) طراحی کرد. این جوان، که نامش را توتور گذاشته بود، به سراسر جهان سفر می‌کرد و بی‌آنکه شرافت پیشاهنگی‌اش را لکه‌دار کند، در پی عدالت بود.[۱۴] طبق قالب رایج کمیک‌های اروپایی آن زمان، نقاشی‌های اولیهٔ توتور تنها نقش تصویری داشتند و متن زیر نقاشی‌ها روایت داستان را پیش می‌برد.[۱۴] سال‌ها بعد، توتور همچنان در ذهن هرژه زنده بود؛ او بعدها گفت شخصیت جدید کمیکش «برادر کوچک‌تر توتور است… که روح پیشاهنگی را حفظ کرده است.»[۱۵] پیِر آسولین، توتور را «نوعی تمرین مقدماتی» برای تن‌تن توصیف می‌کند.[۸] رمان‌نویس و زندگی‌نامه‌نویس، هری تامپسون، گفت که توتور به‌تدریج به تن‌تن «دگردیسی یافت».[۱۶]

تأثیرهای ادبی نیز قابل مشاهده‌اند. بنژامن رابیه و فرد ایزلی در سال ۱۸۹۸ داستان مصوری با عنوان تن‌تن-لوتن («تن‌تن جن») منتشر کردند که در آن پسری کوچک با چهره‌ای گرد و موی حالت‌دار به نام تن‌تن حضور داشت. هرژه پذیرفت که سبک رابیه در طراحی حیوانات بر او تأثیر گذاشته است، هرچند سوگند یاد کرد که تا زمانی که یکی از خوانندگانش او را از شباهت نام‌ها آگاه نکرد، از وجود تن‌تن-لوتن بی‌خبر بود.[۱۷] در سال ۱۹۰۷، گاستون لورو (نویسندهٔ شبح اپرا) شخصیتی به نام ژوزف رولتبیل، روزنامه‌نگار جوان و کارآگاه آماتور، خلق کرد. مارسل پریوله نیز در سال ۱۹۱۰ مجموعه ماجراهایی با عنوان تن‌تن، پسرک پاریسی نوشت.[۱۸]

هرژه، که خواننده‌ای پرشور اخبار بود، از فعالیت‌های شماری از روزنامه‌نگاران مشهور بلژیکی، به‌ویژه ژوزف کسل و به‌خصوص آلبر لوندر، یکی از بنیان‌گذاران روزنامه‌نگاری تحقیقی آگاه بود.[۱۹] تقریباً به‌طور قطع، منبع الهام دیگر او پاله هولد بود، پیشاهنگ ۱۵ سالهٔ دانمارکی که در سال ۱۹۲۸ به دور دنیا سفر کرد و سال بعد ماجراهایش را نوشت.[۶] روبر سکسه، عکاس و خبرنگار فرانسوی موتورسوار، نیز به اتحاد جماهیر شوروی، کنگوی بلژیکی و ایالات متحده سفر کرده و گزارش‌هایی از آن‌ها منتشر کرده بود — درست همان مکان‌هایی که تن‌تن بعداً در آن‌ها ماجراجویی کرد.[۲۰][۲۱] سال‌ها بعد، هنگامی که از هرژه پرسیدند چه کسی الهام‌بخش خلق تن‌تن بوده، پاسخ داد: «تن‌تن، خودِ من است.»[۲۱][۲۲][۲۳]

هرژه با سبک جدید کتاب کامیک آمریکایی[۲۴][چ] آشنا شده بود و آماده بود آن را بیازماید. کمیک جدید تن‌تن قرار بود به‌صورت داستان مصور[۲۵] با گفت‌وگوهایی در درون بالون[۲۶][ح] و تصاویری باشد که روایت را پیش می‌بردند. خبرنگار جوان، تن‌تن، باید تیزبینی تحقیقی لوندر، توانایی سفر هولد، و پاکدامنی اخلاقی توتور را در خود می‌داشت — همان پیشاهنگ خبرنگار ماجراجویی که هرژه آرزو داشت خودش باشد.[۲۷]

توسعهٔ اولیه

[ویرایش]

ایدهٔ شخصیت تن‌تن و نوع ماجراهایی که برای او رخ می‌داد، به باور من، در پنج دقیقه به ذهنم رسید، درست همان لحظه که اولین طرح این قهرمان را کشیدم: یعنی او هرگز در دوران کودکی‌ام یا حتی در خواب‌هایم حضور نداشت. اگرچه ممکن است در کودکی خود را در نقش نوعی از تن‌تن تصور کرده باشم.

هرژه، ۱۵ نوامبر ۱۹۶۶[۸]

تن‌تن زمانی پدیدار شد که هرژه نخستین شغل خود را به‌عنوان عکاس خبری و کاریکاتوریست[خ] در روزنامهٔ کاتولیک لو ونتیم سیکل («قرن بیستم») آغاز کرد؛ جایی که مدیرش از او خواست تا برای ضمیمهٔ پنج‌شنبهٔ مخصوص نوجوانان، لو پُتی ونتیِم («قرن بیستم کوچک»)، داستان‌های مصور دنباله‌دار تازه‌ای خلق کند.[۲۹] در شمارهٔ ۳۰ دسامبر ۱۹۲۸ از هفته‌نامهٔ طنز لو سیفلِه (نشریه‌ای موازی با لو ونتیم سیکل)، هرژه دو طرح طنز با حباب گفت‌وگو منتشر کرد که در آن پسری و سگی کوچک و سفید به تصویر کشیده شده بودند. اَبِه واله گمان کرد که این شخصیت‌ها ظرفیت آن را دارند که بیشتر پرورانده شوند، و از هرژه خواست از شخصیت‌هایی شبیه این دو برای ماجرایی استفاده کند که بتوان آن را به‌صورت دنباله‌دار در لو پُتی ونتیِم چاپ کرد.[۳۰] هرژه پذیرفت و تصویر تن‌تن و میلو نخستین‌بار در ۴ ژانویهٔ ۱۹۲۹ در ضمیمهٔ نوجوانان، در آگهی معرفی مجموعهٔ تازه، منتشر شد.[۳۱] هرژه بعدها تأکید کرد که تن‌تن در واقع «در تاریخ ۱۰ ژانویهٔ ۱۹۲۹» و در نخستین قسمت از تن‌تن در شوروی «زاده شد».[۳۲]

هرژه اذعان کرد که در ماجراهای آغازین، تن‌تن را چندان جدی نگرفته بود و توضیح داد که صرفاً «شخصیت را به بوتهٔ آزمایش گذاشته» و آن را «به شوخی میان دوستان خلق کرده بود، شوخی‌ای که روز بعد فراموش شد.»[۳۳] بنوآ پترز، زندگی‌نامه‌نویس هرژه، اشاره کرده است که تن‌تن در ویژگی‌هایش «به‌طرز بارزی بلژیکی» بود،[۳۳] و آسولین نیز این دیدگاه را تأیید کرده و همهٔ قهرمانان ماجراهای اولیه را «بسیار بلژیکی» دانسته است.[۳۴] خود هرژه گفته بود: «آثار اولیهٔ من کتاب‌های جوانی بلژیکی هستند آکنده از پیش‌داوری‌ها و اندیشه‌های یک کاتولیک؛ کتاب‌هایی که هر بلژیکی در موقعیت من می‌توانست بنویسد. می‌دانم چندان هوشمندانه نیستند و افتخاری برایم به همراه ندارند: آن‌ها کتاب‌هایی 'بلژیکی' هستند.»[۳۴] پترز در نهایت تن‌تنِ اولیه را «ناهماهنگ… شخصیتی سارترگونه» می‌داند، «اگزیستانسیالیستی پیش از آنکه این اصطلاح پدید آید»، و مشاهده می‌کند که تن‌تن تنها از طریق کنش‌هایش وجود دارد؛ او صرفاً وسیله‌ای برای روایت است، «بی‌نام خانوادگی، بی‌خانواده، با چهره‌ای کم‌جزئیات و تنها با ظاهرِ شغلی سطحی».[۳۳]

شخصیت‌پردازی

[ویرایش]

توصیف

[ویرایش]
The Adventures of Tintin mural painting by Hergé
تن‌تن، میلو و کاپیتان هادوک بر روی دیواری در شهر بروکسل به تصویر کشیده شده‌اند

تصویر تن‌تن — جوانی با چهره‌ای گرد[۳۵] که در کنار فاکس تریر سفید کوچکش می‌دود — بی‌تردید یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای تصویری قرن بیستم است.[۳۶] هرژه، تن‌تن را جوانی بلوند و بلژیکی اهل بروکسل تصویر کرد که بازتاب‌دهندهٔ ارزش‌های محافظه‌کارانه و هنجارهای سنتی مورد نظر خود بود.[۳۷][۳۸][د] آسولین، تن‌تن را از طبقهٔ متوسط دانست، و این ویژگی را یکی از معدود خصیصه‌هایی می‌دانست که او با هرژه مشترک داشت.[۳۸] در نخستین حضورش، تن‌تن کت بلند و کلاه سفری بر تن دارد و چند صفحه بعد، به پوشش معروفش شامل شلوار گلفی، کت چهارخانه، جوراب سیاه و یقهٔ ایتن تغییر لباس می‌دهد.[۸][ذ] در ابتدا، موی جلوی سر معروفش روی پیشانی‌اش خوابیده است، اما در جریان تعقیب‌وگریزی پرهیجان با خودرو — که بعدها صفحهٔ هشتم نسخهٔ چاپی شد — موهایش بالا می‌رود و همان‌طور باقی می‌ماند.[۴۰] تا زمانی که به شیکاگو می‌رسد و سومین ماجراجویی‌اش آغاز می‌شود، هم هرژه و هم خوانندگانش احساس می‌کنند تن‌تن را به‌خوبی می‌شناسند، و او در ظاهر یا پوشش خود تغییر چندانی نمی‌کند.[۴۱] زمانی از هرژه در مصاحبه‌ای با نوما سادول پرسیده شد که شخصیت تن‌تن چگونه تکوین یافت؛ او پاسخ داد: «تقریباً هیچ تکاملی نیافت. از نظر گرافیکی، فقط یک طرح است. به چهره‌اش نگاه کنید: طرحی ساده، یک فرمول.»[۴۲][ر] آسولین نیز این دیدگاه را بازتاب داد: «تن‌تن به سادگی خط داستانی‌اش بود.»[۳۸]

هرژه هرگز توضیح نداد چرا نام «تن‌تن» را برای این شخصیت برگزید و اظهار داشت که این نام معنای خاصی ندارد.[۴۴] او پیش‌تر در نام شخصیت قبلی‌اش، «توتور»، از واج‌آرایی استفاده کرده بود.[۴۵] مایکل فار بر این باور است که «تن‌تن» احتمالاً نام خانوادگی اوست، زیرا شخصیت‌های دیگر، مانند صاحبخانه‌اش، گاه او را «آقای تن‌تن» خطاب می‌کنند (همان‌طور که روی زنگ درش نوشته شده است).[۴۶] آسولین اما معتقد است که نمی‌تواند نام خانوادگی‌اش باشد، چون خانواده‌ای ندارد؛ او باور دارد هرژه این نام را برگزید چون «صدایی قهرمانانه، واضح و شاد» داشت و به‌راحتی در ذهن می‌ماند.[۴۶]

سن تن‌تن هرگز مشخص نشده است.[۴۷] در طول بیش از پنجاه سال انتشار ماجراها، او همواره جوان باقی می‌ماند.[۴۷] آسولین می‌گوید: «تن‌تن در پانزده‌سالگی متولد شد.»[۳۸] هرژه نیز اظهار داشت: «برای من، تن‌تن پیر نشده است. چه سنی باید برایش در نظر بگیرم؟ نمی‌دانم… هفده؟ به گمانم وقتی او را خلق کردم، چهارده یا پانزده‌ساله بود، یک پیشاهنگ، و از آن زمان تقریباً تغییری نکرده است. فرض کنید در چهل سال، سه یا چهار سال به سنش اضافه شده… خب، میانگینش می‌شود پانزده به‌علاوهٔ چهار، یعنی نوزده.»[۴۸]

پیشه

[ویرایش]

از نخستین ماجرای تن‌تن، او زندگی یک خبرنگار میدانی را دنبال می‌کند.[۴۹] به اتحاد جماهیر شوروی فرستاده می‌شود، جایی که گزارشی برای سردبیرش می‌فرستد.[۵۰] سپس به کنگوی بلژیک سفر می‌کند و به عکاسی خبری می‌پردازد. در سفرش به چین در گل آبی، روزنامهٔ شانگهای نیوز در تیتر صفحهٔ اول می‌نویسد: «ماجرای تن‌تن به روایت خودش». در گوش شکسته، تن‌تن با دفترچه‌اش در دست، مدیر موزهٔ قوم‌نگاری را دربارهٔ سرقتی اخیر بازجویی می‌کند. گاهی نیز خودِ او مصاحبه‌شونده است، چنان‌که خبرنگاری رادیویی از او می‌خواهد «با کلمات خودش» جزئیات را توضیح دهد.[۵۱] با این حال، جز در این چند نمونه، هرگز دیده نمی‌شود که تن‌تن با سردبیرش مشورت کند یا گزارشی تحویل دهد.[۵۲]

در ادامهٔ ماجراها، تن‌تن کمتر در نقش خبرنگار دیده می‌شود و بیشتر به‌سان کارآگاهی ظاهر می‌گردد[۵۱] که از آپارتمانش در شمارهٔ ۲۶ خیابان لابرادور، کار روزنامه‌نگاری تحقیقی خود را پی می‌گیرد.[۵۳] دیگر شخصیت‌ها او را با شرلوک هولمز مقایسه می‌کنند، چرا که ذهنی تیزبین، دقتی بالا و قدرت استنتاج دارد. مانند هولمز، گاهی استاد تغییر چهره است، و در مورد راستاپوپولوس حتی دشمن قسم‌خورده‌ای نیز دارد.[۵۱]

در ماجراهای بعدی، شغل تن‌تن بیش از پیش دگرگون می‌شود؛ او دیگر وانمود نمی‌کند خبرنگار است، بلکه خود خبر می‌سازد و نقش کاوشگر را بر عهده می‌گیرد.[۵۴] بی‌هیچ دغدغهٔ مالی، پس از ماجرای گنج‌های راکام، به مهمان دائمی عمارت باشکوه کاخ مولینسار بدل می‌شود و همراه دریانورد بازنشسته، کاپیتان هادوک، و پروفسور تورنسل دانشمند، زندگی می‌کند.[۵۳] تن‌تن همهٔ وقت خود را با دوستانش می‌گذراند: در اعماق دریا، بر فراز کوه‌ها، و بر سطح ماه (شانزده سال پیش از آن‌که نیل آرمسترانگ و باز آلدرین بر آن قدم بگذارند).[۵۱] در تمام این ماجراها، تن‌تن در نقش مدافع عدالت اجتماعی جهانی ظاهر می‌شود، از ضعیفان حمایت می‌کند و مراقب کسانی است که از خودش کم‌بخت‌ترند.[۵۵]

مهارت‌ها و توانایی‌ها

[ویرایش]

از نخستین جلد، هرژه تن‌تن را چنان به تصویر کشید که در رانندگی یا تعمیر هر وسیلهٔ مکانیکی که با آن روبه‌رو می‌شود، مهارت دارد.[۵۶] هرگاه فرصتی پیش آید، تن‌تن به‌راحتی هر نوع خودرویی را می‌راند، یک تانک ماه‌نورد را هدایت کرده است و در تمام جنبه‌های هوانوردی مهارت دارد. او همچنین اپراتور رادیویی زبردستی است و با کد مورس آشنایی کامل دارد.[۵۷] در مواقع لازم، مشت محکمی به چانهٔ تبهکاران می‌زند، مهارت چشمگیری در شنا دارد و تیراندازی ماهری است.[۵۸] در ماجرای سفر به ماه، خود را به‌عنوان مهندسی توانا و دانشمندی کاربلد ثابت می‌کند.[۵۷] او ورزشکاری ممتاز و در آمادگی بدنی عالی است، می‌تواند مسافت‌های طولانی را پیاده‌روی، دویدن یا شنا کند. هرژه توانایی‌های تن‌تن را چنین خلاصه کرد: «قهرمانی بی‌باک و فراتر از عیب و ایراد.»[۳۹] بیش از هر چیز، تن‌تن متفکری سریع و دیپلماتی کارآمد است. در واقع، او انسانی همه‌فن‌حریف است — در تقریباً هر کاری خوب — و همان چیزی است که هرژه خود آرزویش را داشت.[۵۹]

شخصیت

[ویرایش]

شخصیت تن‌تن به‌تدریج و هم‌زمان با نگارش مجموعه توسط هرژه تحول یافت.[۳۳] پیترز می‌نویسد که در ماجراهای آغازین، شخصیت تن‌تن «ناهماهنگ» بود؛ بدین معنا که «گاه ابله و گاه همه‌چیزدان؛ تا مرز تمسخر دیندار و سپس به‌نحو غیرقابل‌قبولی پرخاشگر» بود، و در نهایت صرفاً به‌عنوان «وسیله‌ای برای روایت» در خدمت طرح‌های هرژه عمل می‌کرد.[۳۳] پیِر آسولین، زندگی‌نامه‌نویس هرژه، یادآور می‌شود که در ماجراهای اولیه، تن‌تن «احساس چندانی نسبت به بشریت» نشان نمی‌دهد.[۳۴] او شخصیت را چنین توصیف می‌کند: «آشکارا مجرد، بیش‌ازحد فضیلت‌مند، جوانمرد، شجاع، مدافع ضعیفان و ستمدیدگان؛ هرگز به‌دنبال دردسر نمی‌رود، اما همیشه آن را پیدا می‌کند.»[۳۸]

مایکل فار، تن‌تن را جوانی بی‌باک و دارای جایگاه اخلاقی والا می‌داند که مخاطبان می‌توانند با او همذات‌پنداری کنند.[۹] شخصیت نسبتاً خنثای او بازتابی متعادل از شرارت، حماقت و بی‌احتیاطی پیرامونش فراهم می‌آورد و به خواننده اجازه می‌دهد خود را به جای تن‌تن در داستان قرار دهد، نه اینکه صرفاً شاهد ماجراهای قهرمانی مقتدر باشد.[۶۰] این ویژگی از طریق نحوهٔ تصویرگری نیز تقویت می‌شود؛ کارشناس کمیک، اسکات مک‌کلاود، اشاره می‌کند که ترکیب شخصیت نمادین و بی‌طرف تن‌تن با سبک لینیه کلر و واقع‌گرایانهٔ هرژه، «به خواننده اجازه می‌دهد خود را در شخصیت پنهان کند و با اطمینان وارد جهانی حسی و پرتحرک شود.»[۶۱]

از نگاه دیگر شخصیت‌ها، تن‌تن فردی صادق، درستکار، دلسوز و مهربان است.[۵۹] او فروتن و بی‌ادعاست — درست مانند هرژه — و وفادارترینِ دوستان است، ویژگی‌ای که هرژه خود نیز آرزویش را داشت.[۵۹] البته این خبرنگار از خطا مبری نیست: در گوش شکسته پیش از روبه‌رو شدن با جوخهٔ آتش بیش از حد مست می‌شود، یا در روی ماه قدم گذاشتیم از شدت خشم به کاپیتان هادوک پرخاش می‌کند چون او نزدیک بود جانشان را به خطر بیندازد. با این حال، همان‌طور که مایکل فار اشاره می‌کند، تن‌تن «روحیه‌ای خارق‌العاده» دارد و در تن‌تن در تبت به‌درستی لقب «قلب بزرگ» را می‌گیرد.[۵۹] گاه بی‌گناه، گاه کنش‌گر سیاسی، گاه گریزان از واقعیت، و در نهایت تا حدی بدبین است.[۶۲] اگرچه شاید کمی بیش از اندازه نیک‌منش به نظر برسد، اما خشک‌مغز نیست؛ هرژه خود اعتراف کرده بود: «اگر تن‌تن اخلاق‌گراست، اخلاق‌گرایی است که چندان جدی نمی‌گیرد، بنابراین شوخ‌طبعی همیشه در داستان‌هایش حضور دارد.»[۶۳] همین حس شوخ‌طبعی است که باعث می‌شود جذابیت تن‌تن واقعاً جهانی باشد.[۶۴]

بازخورد

[ویرایش]

ماجراهای تن‌تن یکی از محبوب‌ترین کمیک‌های اروپایی قرن بیستم بود. تن‌تن تا امروز نیز محبوب باقی مانده است؛ تا زمان صدمین سالگرد تولد هرژه در سال ۲۰۰۷،[۶۵] کتاب‌های تن‌تن به بیش از ۷۰ زبان منتشر شده و بیش از ۲۰۰ میلیون نسخه از آن به فروش رسیده بود.[۶۶]

نقد ادبی

[ویرایش]

مطالعه بر روی تن‌تن به کار زندگی بسیاری از منتقدان ادبی تبدیل شده است و برخی از ناظران به این مطالعه لقب «تن‌تن‌شناسی» داده‌اند.[۶۷] یکی از برجسته‌ترین منتقدان ادبی تن‌تن، فیلیپ گودان است که «مرجع اصلی هرژه در بلژیک» به‌شمار می‌رود[۶۸] و نویسنده کتاب‌های متعددی در این زمینه است، از جمله هرژه و تن‌تن، گزارشگران و زندگی‌نامه هرژه: خطوط زندگی.[۶۹] در سال ۱۹۸۳، بنوآ پترز کتاب جهان هرژه را منتشر کرد که بعدها در سال ۱۹۸۸ به انگلیسی با عنوان تن‌تن و جهان هرژه منتشر شد.[۷۰] خبرنگار مایکل فار نقد ادبی تن‌تن را به زبان انگلیسی آورد و آثاری چون تن‌تن، ۶۰ سال ماجراجویی (۱۹۸۹)، تن‌تن: راهنمای کامل (۲۰۰۱)،[۷۱] تن‌تن و همکاران (۲۰۰۷)[۷۲] و ماجراهای هرژه (۲۰۰۷) را منتشر کرد.[۷۳] همچنین هری تامپسون، فیلمنامه‌نویس انگلیسی، نویسنده کتاب تن‌تن: هرژه و مخلوق او (۱۹۹۱) بود.[۷۴]

جنجال

[ویرایش]

نخستین داستان‌های تن‌تن به‌طور ساده و کودکانه تصاویری بحث‌برانگیز را نشان می‌دادند؛ از جمله به‌کارگیری کلیشه‌های قومی، حیوان‌آزاری، خشونت، استعمار، و نمایش‌های نژادپرستانه و کاریکاتورگونه از غیراروپایی‌ها، که برجسته‌ترین و بدنام‌ترین نمونه آن در تن‌تن در کنگو دیده می‌شود.[۷۵] بعدها، هرژه اعمال تن‌تن را اصلاح کرد؛ برای مثال، به جای انفجار یک کرگدن توسط تن‌تن با دینامیت، حادثه‌ای را نشان داد که در آن کرگدن پس از شلیک تصادفی تفنگ تن‌تن فرار می‌کند و اقدامات پیشین خود را «خطای دوران جوانی‌ام» توصیف کرد.[۷۶]

میراث

[ویرایش]

می‌دانید، در نهایت، تنها رقیب بین‌المللی من تن‌تن است! ما آدم‌های کوچک هستیم که اجازه نمی‌دهیم قدرت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های بزرگ ما را بترسانند.

–شارل دو گل[۷۷][ز]

همان‌طور که فار اشاره می‌کند، «هرژه قهرمانی خلق کرد که دارای فضایل و ویژگی‌های انسانی بود اما هیچ نقصی نداشت. ماجراهای تن‌تن بازتابی از قرن گذشته‌اند و خودِ تن‌تن چراغی از برتری برای آینده فراهم می‌کند.»[۵۹] تامپسون می‌گوید تن‌تن «تقریباً بدون ویژگی‌های متمایز، بی‌سن و سال و بدون جنسیت» است و به نظر نمی‌رسد که بار شخصیتی خاصی بر دوش داشته باشد. با این حال، همین گمنامی کلید موفقیت عظیم بین‌المللی تن‌تن است. با وجود نشانه‌های کم، هر کسی می‌تواند با او همذات‌پنداری کند و ماجراهایش را زندگی کند. میلیون‌ها نفر، هم بزرگسال و هم کودک، این کار را انجام داده‌اند، از جمله افرادی مانند استیون اسپیلبرگ، اندی وارهول، ویم وندرس، فرانسواز ساگان، هارولد مک‌میلان و ژنرال شارل دوگل که تن‌تن را تنها رقیب بین‌المللی خود می‌دانست.[۲۵][۷۷]

در حالی که هرژه بر روی ماجرای بعدی تن‌تن، تن‌تن و الف‌آرت[۷۸] کار می‌کرد، در سن ۷۶ سالگی در ۳ مارس ۱۹۸۳ درگذشت[۷۹] و با او، ماجراهای مشهورترین شخصیتش پایان یافت. چندین روزنامه برجسته فرانسوی و بلژیکی صفحات نخست خود را به این خبر اختصاص دادند و برخی آن را با تصویری از میلو که بر جسد بی‌هوش صاحبش عزاداری می‌کند، به تصویر کشیدند.[۸۰]

مجسمه‌ها و نقاشی‌های یادبود تن‌تن

[ویرایش]
  • در گرند سابلون / گروت زاوال، بروکسل، بلژیک، مجسمه‌ای تمام قد از تن‌تن و سگش، میلو در خارج از کافه کمیکس قرار دارد.[۸۱][۸۲]
  • نقاشی دیواری روی ساختمانی در خیابان دو لتو / استوف‌سترات در مسیر کمیک‌های بروکسل صحنه‌ای از تن‌تن و کاپیتان هادوک را هنگام پایین آمدن از مسیر اضطراری آتش‌نشانی در ماجرای تورنسل بازسازی می‌کند.[۸۳]
  • ایستگاه راه‌آهن بروکسل جنوبی، یک بازتولید بزرگ از یک پنل تن‌تن در آمریکا دارد.[۸۱]
  • در ساختمان لومبارد در مرکز بروکسل (نزدیک ایستگاه راه‌آهن بروکسل جنوبی)، دو سر غول‌پیکر تن‌تن و میلو روی سقف قرار دارد که در شب با نور نئون روشن می‌شوند. لومبارد، سردبیر ژورنال تن‌تن بود.[۸۴]
  • ایستگاه مترو استوکل / استوکِل در بروکسل دارای پنل‌های بزرگی با صحنه‌هایی از کتاب‌های کمیک تن‌تن است.[۸۳]
  • مرکز فرهنگی اوکل (خیابان روگه)، بلژیک مجسمه‌ای تمام قد از تن‌تن و میلو دارد. این مجسمه توسط نات نوژان ساخته و توسط ریموند لوبلان، ناشر مجله تن‌تن، سفارش داده شده است.[۸۵]
  • یکی از قطارهای سریع‌السیر تالیس با تصاویر کتاب‌های کمیک تن‌تن پوشیده شده است.[۸۳]
  • مرکز کمیک‌های بلژیک در بروکسل دارای تندیس نیم‌تنه تن‌تن اثر هنرمند نات نوژان از سال ۱۹۵۲ است.[۸۳]
  • در سال ۲۰۲۴، آدیداس پیراهن دوم تیم ملی فوتبال بلژیک را با الهام از لباس تن‌تن طراحی کرد.[۸۶]

اقتباس‌ها

[ویرایش]
A computer-illustrated, moderately realistic-looking image of Tintin, a screenshot from his new movie
تن‌تن آنگونه که در فیلم ۲۰۱۱ استیون اسپیلبرگ با عنوان ماجراهای تن‌تن و با بازی جیمی بل به تصویر کشیده شده است.

تن‌تن در رویدادهای واقعی که توسط ناشران برای تبلیغات ترتیب داده می‌شد، حضور یافته است. اولین حضور زنده تن‌تن در ایستگاه گار دو نورد در بروکسل در تاریخ ۸ مه ۱۹۳۰ رخ داد، نزدیک به پایان انتشار نخستین ماجرای او، تن‌تن در شوروی. لوسین پپرمانز پانزده ساله نقش تن‌تن را بازی کرد و همراه با هرژه با قطار به ایستگاه رفت. آن‌ها انتظار داشتند تنها چند خواننده حضور پیدا کنند، اما با انبوهی از طرفداران مواجه شدند.[۸۷][ژ] هنری دندونکرِ چهارده ساله، نقش تن‌تن را در بازگشت از ماجرای تن‌تن در کنگو ایفا کرد.[۸۹][س] همچنین افراد دیگری تن‌تن را در بازگشت از ماجراهای تن‌تن در آمریکا و گل آبی بازی کرده‌اند.[۹۰]

در آوریل ۱۹۴۱، بازیگر جین روبنس برای اولین بار نقش تن‌تن را روی صحنه ایفا کرد.[۹۱] نمایشنامه‌ها، نوشته ژاک وان ملکبکه، شامل تن‌تن در هند: معمای الماس آبی و نابودی آقای بولوک بودند. او بعدها با رولاند راوز ۱۱ ساله جایگزین شد، که همچنین صدای تن‌تن را در ضبط‌های سیگارهای فرعون و گل آبی ارائه کرد.[۹۱] ژان پیر تالبو نقش تن‌تن را در دو فیلم زنده بازی کرد: ماجراهای تن‌تن: اسرار کشتی طلایی (۱۹۶۱) و تن‌تن و پرتقال‌های آبی (۱۹۶۴).[۹۲] کالین اومیرا بازیگر کانادایی، صداپیشگی تن‌تن را در سریال تلویزیونی انیمیشنی کانادایی ماجراهای تن‌تن (۱۹۹۱) انجام داد، که ابتدا در اچ‌بی‌او و سپس در نیکلودئون پخش شد. همزمان، ریچارد پیرس صدای تن‌تن را در رادیو درام بی‌بی‌سی ارائه کرد، که اندرو ساکس نقش میلو را ایفا می‌کرد.[۹۳] در سال ۲۰۰۵، بازیگر انگلیسی راسل تووی نقش تن‌تن را در تئاتر باربیکان لندن در اقتباسی از تن‌تن در تبت برای گروه «یانگ ویک» ایفا کرد.[۹۴]

کمی پیش از مرگ هرژه در سال ۱۹۸۳، او تحسین خود را نسبت به کارهای استیون اسپیلبرگ ابراز کرد و معتقد بود که اسپیلبرگ تنها کارگردانی است که می‌تواند تن‌تن را به درستی به پرده نقره‌ای بیاورد.[۹۵] نتیجه این همکاری، فیلم ۲۰۱۱ با فناوری ضبط حرکت به نام ماجراهای تن‌تن بود که داستان‌های سه کتاب تن‌تن را با هم ترکیب می‌کند.

فیلم‌شناسی تن‌تن

[ویرایش]

فیلم‌های زنده

[ویرایش]

فیلم‌های انیمیشنی

[ویرایش]

مجموعه‌های تلویزیونی

[ویرایش]

بازی‌های ویدئویی

[ویرایش]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]

یادداشت‌ها

[ویرایش]
  1. به فصل ۱، بخش‌های ۱۰۴ و ۱۰۴ اِی از عنوان ۱۷ «قانون ایالات متحده» مراجعه کنید
  2. به فصل ۳، بخش ۳۰۴ از عنوان ۱۷ «قانون ایالات متحده» مراجعه کنید
  3. به دفتر حق‌تکثیر ایالات متحده و جزوه ۳۸بی آن مراجعه کنید
  4. نویسندهٔ اصلی، هرژه، در سال ۱۹۸۳ درگذشت. برای کشورهایی که از قوانین «عمر پدیدآورنده +چند سال بعد» پیروی می‌کنند، این بدان معناست که تن‌تن هنوز وارد مالکیت عمومی نشده است. رایج‌ترین تاریخ‌ها برای ورود آثار تن‌تنِ ساختهٔ هرژه به مالکیت عمومی، به‌ترتیب برای قوانین «عمر پدیدآورنده +۵۰ سال» و «عمر پدیدآورنده +۷۰سال» سال‌های ۲۰۳۴ و ۲۰۵۴ هستند.
  5. ژرژ پروسپه رمی در سال ۱۹۲۴ تصمیم گرفت حروف اختصاری نام خود «G.R.» را وارونه کند، که در نتیجه نام هنری «هرژه» پدید آمد.[۷]
  6. هرژه دربارهٔ دوران کودکی‌اش گفت: «از آن دوران خاطراتی دارم، اما این خاطرات تا زمانی که با پیشاهنگی آشنا شدم، روشن و پررنگ نشدند.»[۱۳]
  7. لئون دگرل، خبرنگار خارجی روزنامهٔ لو ونتیم سیکل، بعدها حزب رکس، مورد حمایت هیتلر و نویسندهٔ تن‌تن، دوست من، با هرژه آشنا بود و برای او «روزنامه‌های محلی را می‌فرستاد که در آن‌ها کمیک‌های آمریکایی منتشر می‌شد. این‌گونه بود که من با اولین کمیک‌های خود آشنا شدم.» (هرژه، ۱۹۷۵)[۲۴]
  8. خوانندگان بلژیکی با کمیک‌های آمریکایی که هرژه تازه با آن‌ها آشنا شده بود، آشنا نبودند و بیشترشان هرگز حباب‌های گفت‌وگو را ندیده بودند. هری تامپسون اشاره می‌کند: «هرژه عملاً استفاده از آن‌ها را در اروپا بنیان نهاد.» «خوانندگان به آثار و کارهای اولیهٔ تن‌تن واکنش نشان می‌دادند، گویی این آثار بر لوح‌های سنگی حک شده‌اند.»[۲۶]
  9. «من در کل تنها دو عکس گرفتم—یکی از گربه‌ام و دیگری از دوستی که روی دوچرخه سوار بود.» —هرژه، دسامبر ۱۹۸۷، رادیو بروکسل، ۴ مارس ۱۹۴۲[۲۸]
  10. آسولین می‌گوید «او اهل بروکسل است، نه بلژیک».[۳۸]
  11. هرژه یک دانشجوی کانادایی در کالج خود را به یاد می‌آورد که به‌خاطر پوشیدن شلوار کوتاه و جوراب‌های طرح لوزی مورد تمسخر قرار می‌گرفت؛ که بی‌شک برایش یکی از موارد الهام‌بخش بود.[۳۹]
  12. اگر خواننده هر تصویری از تن‌تن در کمیک‌های او را بررسی کند، «خواهد دید که تن‌تن همیشه از چپ به راست حرکت می‌کند و داستان را پیش می‌برد. موانع از راست به چپ به سراغ او می‌آیند، و وقتی او در آن جهت حرکت می‌کند، معمولاً با شکست روبه‌روست.» (هری تامپسون، که اضافه می‌کند کتاب سیگارهای فرعون ۱۹۳۴ باید در سال ۱۹۵۵ دوباره طراحی می‌شد، زیرا از این فرمول پیروی نکرده بود.)[۴۳]
  13. «می‌دانید، در نهایت، تنها رقیب بین‌المللی من تن‌تن است! ما آدم‌های کوچک هستیم که اجازه نمی‌دهیم بزرگ‌ترها ما را بترسانند.» این سخن ژنرال فرانسوی شارل دوگل است، به گفتهٔ وزیر امور فرهنگی او، آندره مالرو. دوگل به‌تازگی تمام پایگاه‌های هوایی ناتو در فرانسه را ممنوع اعلام کرده بود؛ و عبارت «بزرگ‌ترها» به ایالات متحده و شوروی اشاره داشت. دوگل سپس افزود: «کسی متوجه شباهت ما نمی‌شود، به‌خاطر قدِ [بلندِ] من.»[۷۷]
  14. حدود هفتاد سال بعد، در سال ۲۰۰۰، پپرمنز که اکنون در خانه سالمندان زندگی می‌کرد، مهمان افتخاری جلسهٔ دوستان هرژه بود که توسط ژان پیر تالبو، بازیگر سابق نقش تن‌تن، برگزار شد.[۸۸]
  15. در ۹ ژوئیهٔ ۱۹۳۱، پیشاهنگ هنری دِندونکر با لباس سفرهای آفریقایی ظاهر شد و نقش بازگشت تن‌تن از کنگو را بازی کرد. او به همراه یک سگ تریر که نمایندهٔ میلو بود، حضور یافت و همراه هرژه، ده نفر کنگویی و دو پسر دیگر که به شکل کوئیک و فلوپکه لباس پوشیده بودند، دیده شد. بعدها، در طول جنگ جهانی دوم، دِندونکر در سازمان اجرایی عملیات ویژه خدمت کرد. او توسط نیروهای آلمان نازی اسیر شد، از اردوگاه‌های کار اجباری جان سالم به‌در برد، از سوی ملکه مدال گرفت و تحت نام «هنری دارک» شهروند بریتانیا شد.[۸۹]

یادکردها

[ویرایش]
  1. Wells, John C. (2008). Longman Pronunciation Dictionary (سومین ed.). Longman. ISBN 978-1-4058-8118-0.
  2. "The essentials about Tintin and Hergé". www.tintin.com. Retrieved 2022-08-18.
  3. "Tintin". Tintin.com. Retrieved 2022-08-18.
  4. "Devotion and Debate: Tintin's legacy 90 years on". RFI (به انگلیسی). 2019-01-10. Retrieved 2022-08-18.
  5. Jenkins, Jennifer; Boyle, James. "Public Domain Day 2025". Duke's Center for the Study of the Public Domain.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ Jensen 2012; Liljestrand 2012.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ Thompson 1991, p. 21.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ Assouline 2009, p. 19.
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ Farr 2007, p. 11.
  10. Thompson 1991، p. 16; Peeters 2012، p. 20.
  11. Peeters 2012، p. 34; Farr 2007، p. 16; Le Soir December 1940.
  12. Thompson 1991، p. 17; Farr 2007، p. 12; Le Monde February 1973.
  13. Farr 2007، p. 12; Le Monde February 1973.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ Thompson 1991, pp. 25–26.
  15. Farr 2007، p. 13; Assouline 2009، p. 19; Sadoul 1975.
  16. Thompson 1991, p. 25.
  17. Assouline 2009، p. 21; Farr 2007، p. 17.
  18. Lofficier & Lofficier 2002, p. 33.
  19. Farr 2007، p. 13; Thompson 1991، p. 39; Assouline 2009، p. 20; Peeters 2012، p. 34.
  20. Schulz 1996.
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ Paterson, Tony (2010-12-07). "Tintin and the figure of mysterious inspiration". The Independent (به انگلیسی). Archived from the original on 21 June 2022. Retrieved 2018-03-15.
  22. Gardner, France (2011-10-30). Tintin's Adventure with Frank Gardner (Documentary).
  23. Webster, Paul (1999-05-17). "Writer tracks down Tintin's real life inspiration" (به انگلیسی). Retrieved 2018-03-15.
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ Farr 2007a، p. 53; La Libre Belgique December 1975.
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ Thompson 1991, p. 34.
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ Thompson 1991, p. 7.
  27. Farr 2007, pp. 13–14.
  28. Peeters 2012، p. 146; Goddin 1987، p. 15.
  29. Peeters 2012، p. 28; Thompson 1991، pp. 17, 27–29.
  30. Peeters 2012, pp. 32–33.
  31. Assouline 2009, p. 22.
  32. Farr 2001، p. 8; Assouline 2009، p. 19.
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ ۳۳٫۲ ۳۳٫۳ ۳۳٫۴ Peeters 2012, p. 36.
  34. ۳۴٫۰ ۳۴٫۱ ۳۴٫۲ Assouline 2009, p. 23.
  35. Thompson 1991, p. 81.
  36. Lofficier & Lofficier 2002, p. 9.
  37. Calamur, Krishnadev (2016-06-03). "Coming to Terms With Tintin". The Atlantic (به انگلیسی). Retrieved 2024-04-25.
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ ۳۸٫۲ ۳۸٫۳ ۳۸٫۴ ۳۸٫۵ Assouline 2009, p. 20.
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ Thompson 1991, p. 35.
  40. Farr 2007، p. 16; Thompson 1991، p. 33; Assouline 2009، p. 9; Peeters 2012، p. 37.
  41. Farr 2007, p. 18.
  42. Farr 2007، p. 18; Sadoul 1975.
  43. Thompson 1991, p. 71.
  44. "Tintin — Tintin.com". www.tintin.com. Retrieved 2024-04-25.
  45. Farr 2007, p. 31.
  46. ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ Assouline 2009, p. 21.
  47. ۴۷٫۰ ۴۷٫۱ Farr 2007, p. 17.
  48. Farr 2007، p. 17; Sadoul 1975.
  49. Thompson 1991، p. 119; Farr 2007، p. 14.
  50. Thompson 1991، pp. 38–39; Farr 2007، p. 15.
  51. ۵۱٫۰ ۵۱٫۱ ۵۱٫۲ ۵۱٫۳ Farr 2007, p. 15.
  52. Thompson 1991، pp. 34; Farr 2007، p. 15; Peeters 2012، p. 34.
  53. ۵۳٫۰ ۵۳٫۱ Thompson 1991, p. 119.
  54. Thompson 1991، p. 147; Farr 2007، p. 15.
  55. Thompson 1991, pp. 24, 77.
  56. Farr 2007، p. 19; Peeters 2012، p. 36.
  57. ۵۷٫۰ ۵۷٫۱ Farr 2007, p. 19.
  58. Farr 2007, p. 20.
  59. ۵۹٫۰ ۵۹٫۱ ۵۹٫۲ ۵۹٫۳ ۵۹٫۴ Farr 2007, p. 21.
  60. Walker 2005.
  61. McCloud 1993, pp. 42–43.
  62. Thompson 1991, p. 215.
  63. Thompson 1991, pp. 35–36.
  64. Thompson 1991, p. 299.
  65. Pollard 2007; Bostock و Brennan 2007; The Age 24 May 2006; Junkers 2007.
  66. Farr 2001, p. 4.
  67. Wagner 2006.
  68. Farr 2007, p. 6.
  69. La Libre 2007.
  70. Peeters 1989.
  71. Farr 2001.
  72. Farr 2007.
  73. Farr 2007a.
  74. Thompson 1991.
  75. Farr 2001, pp. 22–25.
  76. Thompson 1991, pp. 38, 49.
  77. ۷۷٫۰ ۷۷٫۱ ۷۷٫۲ Charles-de-Gaulle.org 1958; The New York Times 5 March 1983; Lofficier و Lofficier 2002، p. 9.
  78. "Tintin and Alph-Art". Tintin.com. Retrieved 2022-09-07.
  79. The New York Times 5 March 1983.
  80. Lofficier & Lofficier 2002, p. 11.
  81. ۸۱٫۰ ۸۱٫۱ Damien. "Field Report: Tintin and Hergé in Brussels". A113 Animation. Archived from the original on 11 October 2013. Retrieved 3 March 2014.
  82. Nick and Charlie. "Magritte and Tin Tin Fun". Blog – visit to Brussels. Honeymoon world tour. Archived from the original on 29 November 2014. Retrieved 3 March 2014.
  83. ۸۳٫۰ ۸۳٫۱ ۸۳٫۲ ۸۳٫۳ "Tintin Tracking in Comic-Crazy Brussels". The Huffington Post. 21 December 2011. Archived from the original on 8 March 2014. Retrieved 3 March 2014.
  84. Studios Hergé, Moulinsart. "Tintin in Brussels". Official route drawn by Moulinsart and Studios Hergé. Moulinsart and Studios Hergé. Archived from the original on 9 October 2016. Retrieved 3 March 2014.
  85. "In Brussels". Cheung family adventures. Blog – Cheung family. 17 January 2012. Archived from the original on 9 March 2014. Retrieved 3 March 2014.
  86. Petrequin, Samuel (14 March 2024). "Belgium's Euro 2024 kit tributes to comic book legend Tintin". WTVJ. Retrieved 2 May 2024.
  87. Goddin 2008, p. 67.
  88. La Dernière Heure 2003.
  89. ۸۹٫۰ ۸۹٫۱ Slater 2009.
  90. Thompson 1991, p. 57.
  91. ۹۱٫۰ ۹۱٫۱ Przybylski 2003.
  92. Lofficier & Lofficier 2002, pp. 144–146.
  93. Lofficier & Lofficier 2002, p. 148.
  94. Barbican 2005.
  95. Farr 2007a, p. 71.
  96. "Planète Jeunesse - Les Aventures de Tintin (1957)". www.planete-jeunesse.com.

کتاب‌شناسی

[ویرایش]

برای مطالعه بیشتر

[ویرایش]

پیوند به بیرون

[ویرایش]