پرش به محتوا

خرچنگ پنجه‌طلایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
خرچنگ پنجه‌طلایی
(Le Crabe aux pinces d'or)
جلد نخستین کتاب خرچنگ پنجه‌طلایی، انتشارات ونوس
تاریخ
  • ۱۹۴۱ (سیاه‌وسفید)
  • ۱۹۴۳ (رنگی)
سریماجراهای تن‌تن و میلو
ناشرکسترمن
گروه سازنده
خالقهرژه
نسخهٔ اصلی
منتشرشده درلو سوآر جوانان (ضمیمهٔ لو سوآر)؛ سپس لو سوآر
تاریخ انتشار۱۷ اکتبر ۱۹۴۰ – ۱۸ اکتبر ۱۹۴۱
زبانفرانسوی
ترجمه
ناشر ترجمهمثوئن
تاریخ ترجمه۱۹۵۸
مترجم
  • لزلی لانزدیل-کوپر
  • مایکل ترنر
گاه‌نگاری
بعد ازعصای اسرارآمیز (۱۹۳۹)
سرزمین طلای سیاه (۱۹۳۹) (به‌دلیل جنگ، نیمه‌تمام رها شد)
قبل ازستاره اسرارآمیز (۱۹۴۲)

خرچنگ پنجه طلایی (فرانسوی: Le Crabe aux pinces d'or) نهمین جلد از مجموعه ماجراهای تن‌تن اثر کارتونیست بلژیکی، هرژه است. این داستان به‌صورت هفتگی در مجلهٔ «لو سوآر جوانان»، ضمیمهٔ نوجوانان روزنامهٔ لو سوآر، از اکتبر ۱۹۴۰ تا اکتبر ۱۹۴۱ در جریان اشغال بلژیک توسط آلمان در طول جنگ جهانی دوم منتشر شد. در میانهٔ انتشار سریالی، لو سوآر جوانان لغو شد و داستان به‌صورت روزانه در صفحات لو سوآر ادامه یافت. داستان دربارهٔ خبرنگار جوان بلژیکی، تن‌تن، و سگش، میلو است که به مراکشِ فرانسه سفر می‌کنند تا قاچاقچیان بین‌المللی تریاک را دنبال کنند. این داستان اولین حضور شخصیت اصلی، کاپیتان هادوک را نشان می‌دهد.

کتاب خرچنگ پنجه طلایی بلافاصله پس از پایان انتشار دنباله‌دار، در قالب کتاب منتشر شد. هرژه مجموعهٔ ماجراهای تن‌تن را با ستاره اسرارآمیز ادامه داد و این سری تبدیل به بخشی تعیین‌کننده از سنت کامیکس فرانسوی-بلژیکی شد. در سال ۱۹۴۳، هرژه کتاب را به سبک متمایز خود لینیه کلر رنگ‌آمیزی و بازطراحی کرد تا توسط انتشارات کسترمن دوباره منتشر شود. خرچنگ پنجه طلایی شخصیت کمکی کاپیتان هادوک را معرفی می‌کند، که بعدها به یکی از ستون‌های اصلی سری تبدیل شد. این کتاب نخستین ماجراجویی تن‌تن است که در ایالات متحده آمریکا منتشر شد و همچنین اولین کتابی است که به فیلم اقتباس شد. خرچنگ پنجه طلایی برای فیلم استاپ‌موشن با همین نام (۱۹۴۷)، انیمیشن ۱۹۵۶ استودیو بل‌ویزیون (ماجراهای تن‌تن اثر هرژه)، مجموعهٔ انیمیشنی ۱۹۹۱ (ماجراهای تن‌تن)، فیلم بلند ماجراهای تن‌تن (۲۰۱۱) به کارگردانی استیون اسپیلبرگ و بازی ویدیویی مرتبط با فیلم اقتباس شد.

خلاصه داستان

[ویرایش]

تن‌تن توسط دوپونت و دوپونط از پرونده‌ای مطلع می‌شود که مربوط به دریانوردی غرق‌شده است؛ این دریانورد همراه با تکه‌ای کاغذ پیدا شده که به نظر می‌رسد از قوطی کنسرو خرچنگی با کلمهٔ «کارابوجان» باشد. تحقیقات بعدی دربارهٔ او و ربوده شدن مردی ژاپنی که قصد داشت نامه‌ای به او بدهد، تن‌تن را به کشتی‌ای به نام کارابوجان می‌رساند، جایی که تن‌تن توسط یک سندیکای جنایتکار که تریاک را در قوطی‌های خرچنگ پنهان کرده‌اند، ربوده می‌شود. تن‌تن پس از اینکه میلو بندهای طناب را جوید و آزاد شد، با کاپیتان هادوک، ناخدای الکلی، روبه‌رو می‌شود؛ هادوک تحت کنترل ناخدای اول خود، آلن قرار دارد و از فعالیت‌های جنایی خدمه‌اش بی‌اطلاع است. تن‌تن، میلو و کاپیتان هادوک با فریب دادن آلن و خدمه‌اش، از کشتی در یک قایق نجات فرار می‌کنند و برای پلیس پیام رادیویی می‌فرستند.

در دریا، یک هواگرد آب‌نشین تلاش می‌کند آن‌ها را مورد حمله قرار دهد؛ تن‌تن و هادوک هواپیما را تصرف کرده، خلبان‌ها را می‌بندند و قصد دارند به اسپانیا برسند. رفتار مست هادوک در طوفان باعث می‌شود آن‌ها در صحرای بزرگ آفریقا سقوط کنند و خلبان‌ها فرار کنند.[۱] پس از پیمودن صحرای بزرگ که نزدیک بود به دلیل کم‌آبی جان خود را از دست بدهند، تن‌تن و هادوک نجات یافته و به یک پایگاه فرانسوی منتقل می‌شوند، جایی که از رادیو می‌شنوند طوفان باعث غرق شدن کارابوجان شده است. آن‌ها به بندر خیالی بَغّار در مراکشِ فرانسه سفر می‌کنند و در راه توسط قبایل طوارق مورد حمله قرار می‌گیرند. در بَغّار، کاپیتان کشتی کارابوجان را که با پوششی دیگر جا زده است، شناسایی می‌کند اما توسط خدمهٔ سابقش ربوده می‌شود. در همین حال، تن‌تن با دوپونت و دوپونط ملاقات کرده و متوجه می‌شود تاجر ثروتمند عمر بن سالاد قوطی‌های خرچنگی را می‌فروشد که برای قاچاق تریاک استفاده می‌شوند.

در حالی که دوپونت و دوپونط به‌طور مخفیانه عمر بن سالاد را زیر نظر دارند، تن‌تن آلن و باقی اعضای گروه را دنبال کرده و کاپیتان هادوک را نجات می‌دهد، اما هر دو از بخارات بشکه‌های شراب که در درگیری با جنایتکاران شکسته شده بود، مست می‌شوند. هادوک یکی از اعضای گروه را از زیرزمین تا ورودی پشت یک کتابخانه در خانهٔ عمر بن سالاد تعقیب می‌کند. پس از اینکه هادوک هوشیار شد، تن‌تن گردنبندی به شکل خرچنگی با پنجه‌های طلایی را روی صاحب زیرزمین، عمر بن سالاد، که اکنون تسلیم شده بود، پیدا می‌کند و متوجه می‌شود او رهبر کارتل مواد مخدر است. آلن سعی می‌کند با یک قایق فرار کند، اما تن‌تن او را دستگیر می‌کند. پلیس اعضای گروه را دستگیر کرده و مرد ژاپنی را آزاد می‌کند، مردی که خود را بانجی کوراکی معرفی می‌کند؛ او یک کارآگاه پلیس بود که قصد داشت تن‌تن را از گروهی که با آن‌ها روبه‌رو بود، مطلع کند. او در حال تحقیق دربارهٔ دریانورد کشتی هادوک بود که غرق شد؛ این دریانورد قصد داشت تریاک را به او برساند اما قبل از آن ناپدید شد. با روشن کردن رادیو، تن‌تن مطلع می‌شود که به لطف او، کل اعضای سازمان خرچنگ پنجه طلایی پشت میله‌های زندان قرار دارند.[۲]

تاریخچه

[ویرایش]

پیشینه

[ویرایش]

خرچنگ پنجه طلایی نخستین مجموعهٔ تن‌تن بود که توسط روزنامهٔ لو سوآر، بزرگ‌ترین روزنامهٔ فرانسوی‌زبان بلژیک، منتشر شد. داستان‌های قبلی هِرژه برای نشریهٔ کاتولیک لو ونتیم سیکل خلق شده بودند، اما پس از اشغال بلژیک توسط آلمان در سال ۱۹۴۰، مقامات نازی مجبور کردند این روزنامه انتشار خود را متوقف کند. داستان سرزمین طلای سیاه، که هرژه در همان زمان در حال انتشار آن بود، مجبور شد رها شود.[۳][الف] مقامات آلمانی اجازهٔ بازگشایی و انتشار لو سوآر را دادند، اما روزنامه همچنان تحت کنترل نازی‌ها باقی ماند، از تلاش جنگی آلمان حمایت می‌کرد و دیدگاه‌های ضدیهودی را تبلیغ می‌نمود.[۴][ب] برخی از بلژیکی‌ها از این که هرژه حاضر شده بود برای روزنامه‌ای کار کند که تحت مدیریت نازی‌ها بود، ناراضی بودند،[۶] اما شمار مخاطبان لو سوآر که به ۶۰۰٬۰۰۰ نفر می‌رسید، بسیار بیشتر از آنچه لو ونتیم سیکل توانسته بود، هرژه را جذب و وسوسه کرد.[۷] پس از پیوستن به لو سوآر در ۱۵ اکتبر ۱۹۴۰، هِرژه به سردبیری بخش جدید کودکان روزنامه، لو سوآر جوانان، منصوب شد.[۸] شمارهٔ اول با یک اعلان بزرگ روی جلد منتشر شد: «تن‌تن و میلو بازگشته‌اند!».[۹]


با توجه به نظارت دقیق نازی‌ها، هرژه تمایلات سیاسی آشکار که در بسیاری از آثار قبلی‌اش دیده می‌شد را رها کرد و سیاست بی‌طرفی را در پیش گرفت.[۱۰] پژوهشگر تن‌تن، هری تامسون، مشاهده کرده است که بدون نیاز به هجو شخصیت‌های سیاسی، «هِرژه اکنون بیشتر بر روی داستان و توسعهٔ یک سبک جدید کمدی شخصیتی تمرکز کرده بود. مخاطبان نیز واکنش مثبتی نشان دادند».[۱۱]

انتشار

[ویرایش]
Photograph of the front page of newspaper showing signs of being many decades old
نسخه‌ای از روزنامه‌ی لو سوآر مربوط به سال ۱۹۴۳ و دوران اشغال بلژیک توسط نیروهای آلمان نازی

خرچنگ پنجه طلایی از ۱۷ اکتبر ۱۹۴۰ در «لو سوآر جوانان» منتشر شد.[۱۲] با این حال، در ۸ مه ۱۹۴۱، کمبود کاغذ ناشی از جنگ باعث شد لو سوآر جوانان به چهار صفحه کاهش یابد و طول داستان‌های مصور هفتگی تن‌تن به دو سوم کاهش پیدا کند. چند هفته بعد، در ۳ سپتامبر، این بخش به‌طور کامل حذف شد و داستان خرچنگ پنجه طلایی به خود روزنامهٔ لو سوآر منتقل شد و به داستان‌های مصور روزانه تبدیل شد. به همین دلیل، هِرژه مجبور شد سرعت پیشرفت داستان را تغییر دهد تا بتواند توجه خواننده را در پایان هر خط حفظ کند.[۱۳] همانند داستان‌های قبلی تن‌تن، این داستان بعداً در فرانسه و در روزنامهٔ کاتولیک روزنامهٔ کاتولیک فرانسوی کر وایان از ۲۱ ژوئن ۱۹۴۲ منتشر شد.[۱۲]

پس از انتشار داستان‌های مصور، انتشارات کسترمن داستان را به شکل کتاب در سال ۱۹۴۱ منتشر کرد؛ این آخرین جلد تن‌تن به صورت سیاه‌وسفید بود. برای این نسخهٔ گردآوری‌شده، هِرژه ابتدا قصد داشت نام داستان را به خرچنگ سرخ تغییر دهد (هم‌راستا با ماجراهای قبلی مانند گل آبی و جزیره سیاه)، اما در نهایت به عنوان اصلی داستان بازگشت.[۱۴] هِرژه از اینکه کسترمن کتاب را بدون تأیید نهایی او به چاپخانه فرستاد، ناراضی بود.[۱۵] با این حال، به دلیل تبلیغات لو سوآر، فروش کتاب به‌طور قابل توجهی افزایش یافت و باعث شد اکثر ماجراهای قبلی تن‌تن دوباره چاپ شوند،[۱۶] اگرچه مقامات آلمانی دو استثنا قائل شدند: تن‌تن در آمریکا و جزیره سیاه در آن زمان قابل چاپ مجدد نبودند، زیرا به ترتیب در آمریکا و بریتانیا اتفاق می‌افتادند، که هر دو با آلمان در جنگ بودند.

در فوریهٔ ۱۹۴۲، شرکت کسترمن به هِرژه پیشنهاد کرد کتاب‌هایش در قالب جدیدی منتشر شوند؛ ۶۲ صفحه به جای ۱۰۰ تا ۱۳۰ صفحهٔ پیشین و اکنون تمام‌رنگی به جای سیاه‌وسفید.[۱۷] هِرژه با این تغییر موافقت کرد و در سال ۱۹۴۳، خرچنگ پنجه طلایی مجدداً ویراستاری و رنگ‌آمیزی شد تا در سال ۱۹۴۴ به شکل آلبوم منتشر شود.[۱۸] به دلیل تغییراتی که در نحوهٔ انتشار داستان در لو سوآر رخ داده بود، آلبوم در این مرحله تنها ۵۸ صفحه داشت، بنابراین هِرژه صفحات از دست رفته را با چهار قاب رنگی تمام‌صفحه پر کرد تا به قالب جدید ۶۲ صفحه برسد.[۱۹]

Before and after of a single comic panel from the book showing a black character has been replaced with a white one.
وقتی کتاب خرچنگ پنجه‌طلایی در آمریکا منتشر شد، از هرژه خواسته شد صحنه‌هایی را که اختلاط نژادهای سیاه و سفید را به تصویر می‌کشیدند، دوباره ترسیم کند. در ابتدا، جامبو سیاه‌پوست بود (چپ)، در حالی که در نسخهٔ بازنگری‌شده، او سفیدپوست است (راست).

در دههٔ ۱۹۶۰، خرچنگ پنجه طلایی همراه با عصای اسرارآمیز اولین ماجراهای تن‌تن بودند که توسط انتشارات گلدن پرس در ایالات متحده آمریکا منتشر شدند.[۲۰] انتشارات کسترمن، با همکاری ناشر آمریکایی وسترن پابلیشینگ، تغییراتی ایجاد کرد: جامبو، دریانوردی که تن‌تن او را بسته و لب‌بند زده در کابین کاپیتان هادوک قرار می‌دهد، و همچنین مرد دیگری که هادوک را در زیرزمین می‌زند، نمی‌توانست همانند نسخهٔ اصلی، آفریقایی سیاه‌پوست باشند؛ این شخصیت‌ها به دلیل نگرانی ناشر آمریکایی دربارهٔ نمایش هم‌آمیختگی سفیدپوستان و سیاه‌پوستان، به یک دریانورد سفید و یک عرب تغییر یافتند.[۲۱] متن همراه تغییر نکرد و هادوک همچنان به مردی که او را زده بود به عنوان «نِگرو» (سیاه‌زنگی، کاکا) اشاره می‌کند.[۲۱] همچنین به درخواست آمریکایی‌ها، صحنه‌هایی که هادوک مستقیماً از بطری‌های ویسکی در قایق نجات و هواپیما می‌نوشد، خالی گذاشته شد و تنها متن باقی ماند.[۲۲] نسخه‌های ویرایش‌شدهٔ آلبوم بعدها توسط هِرژه بازطراحی شدند تا قابل قبول‌تر باشند و این نسخه‌ها در چاپ‌های سراسر جهان به همین شکل ظاهر شدند.[۲۰]

هرژه این نما از داستان را یکی از دو نمای موردعلاقهٔ خود از میان تمام کتاب‌های ماجراهای تن‌تن می‌دانست.

کسترمن نسخهٔ سیاه‌وسفید اصلی داستان را در سال ۱۹۸۰ به عنوان بخشی از جلد چهارم مجموعهٔ آرشیو هِرژه دوباره منتشر کرد.[۱۲] در سال ۱۹۸۹، نسخهٔ فکسیمیله همان چاپ نخست منتشر شد.[۱۲] خرچنگ پنجه طلایی شامل یکی از دو تصویر مورد علاقهٔ هِرژه از مجموعهٔ ماجراهای تن‌تن است. این تصویر، واکنش بربرهای بیابان را به دیوانگی‌های هادوک را نشان می‌دهد که از او وحشت‌زده فرار می‌کنند.[پ] هِرژه این صحنه را چنین توصیف کرده است: «یک سری حرکات که شکسته و بین چند شخصیت توزیع شده‌اند. می‌توانست همان فرد باشد که ابتدا دراز کشیده، سپس به آرامی بلند شده، تردید می‌کند و نهایتاً فرار می‌کند. این مانند یک میان‌بر در فضا و زمان است.»[۲۴]

الهام‌ها

[ویرایش]

داستان خرچنگ پنجه طلایی شخصیت کاپیتان هادوک را معرفی کرد. اولین حضور او در لو سوآر در نوار کمیکی بود که کنار تبلیغ فیلم آلمان نازی ضدیهودی زوس یهودی قرار داشت.[۲۵] هِرژه نام «هادوک» را برای این شخصیت انتخاب کرد، پس از آنکه همسرش ژرمن، رِمی هنگام یک وعدهٔ غذایی به «یک ماهی غمگین انگلیسی» اشاره کرده بود.[۲۶]

شخصیت کارآگاه ژاپنی بانجی کوراکی به عنوان هم‌پیمان تن‌تن در این داستان، احتمالاً برای متعادل کردن تصویر هِرژه از ژاپنی‌ها به عنوان دشمنان در داستان قبلی او، گل آبی، طراحی شده بود، به ویژه با توجه به اینکه دولت اشغالگر در آن زمان با ژاپن متحد بود.[۲۷] استفاده از مراکشِ فرانسه به عنوان محل وقوع ماجرا احتمالاً تحت تأثیر رمان گردان سفید نوشتهٔ نویسندهٔ فرانسوی ژوزف پِره بود که در سال ۱۹۳۶ به فیلم ایتالیایی تبدیل شده بود (هِرژه رمان را خوانده و فیلم را دیده بود).[۱۰] تصویر لژیون خارجی فرانسه در شمال آفریقا احتمالاً تحت تأثیر رمان بو ژست نوشتهٔ پی.سی. رِن (۱۹۲۵) یا اقتباس‌های سینمایی آن در سال‌های ۱۹۲۶، ۱۹۲۸ و ۱۹۳۹ بوده است.[۲۸]

در حالی که استفادهٔ هِرژه از زبان چینی در گل آبی صحیح بود، نوشته‌های عربی به کار رفته در خرچنگ پنجه طلایی عمدتاً ساختگی بودند.[۲۹] بسیاری از نام‌های مکان‌ها در این مجموعه بازی‌های زبانی هستند: شهر «کفعیر» به فرانسوی Que faire? («چه باید کرد؟») اشاره دارد، در حالی که بندر بغار از واژه فرانسوی bagarre به‌معنای «دعوا» یا «کتک‌کاری» است گرفته شده است.[۲۹] نام عمر بن سالاد نیز بازی زبانی است با عبارت فرانسوی salade de homard که یعنی «سالاد خرچنگ».[۳۰]

تحلیل انتقادی

[ویرایش]

برخی منتقدان، خرچنگ پنجه طلایی را نقطهٔ عطفی در ماجراهای تن‌تن می‌دانند، زیرا در آن برای نخستین‌بار شخصیت کاپیتان هادوک معرفی می‌شود. زندگی‌نامه‌نویس هِرژه، بنوآ پیترس نوشت که وسوسه می‌شود این داستان خاص را با ورود هادوک تعریف کند، زیرا اوست که «این کتاب را چنین به‌یادماندنی می‌کند»؛[۳۱] شخصیتی «دارای نیروی روایی چشمگیر» که «روح مجموعه را عمیقاً دگرگون کرد» و سبب «تولد دوبارهٔ» آن شد.[۳۲] پژوهشگر تن‌تن مایکل فار نیز ورود هادوک را «شگفت‌انگیزترین» عنصر داستان دانسته و معتقد است که این ورود «توان بالقوهٔ عظیمی» به مجموعه بخشید.[۳۳] ژان-ماری آپوستولیدس از دانشگاه استنفورد، در بررسی روان‌کاوانهٔ خود، نوشت که در خرچنگ پنجه طلایی «ورود واقعی تن‌تن به جامعهٔ انسان‌ها» رخ می‌دهد، زیرا در هادوک یک «برادر بزرگ‌تر» پیدا می‌کند.[۳۴]

نظر منتقدان دربارهٔ اثر در کل متفاوت است. زندگی‌نامه‌نویس هِرژه، پیر آسولین، خرچنگ پنجه طلایی را دارای «نوعی جذابیت» می‌داند که از «شرق‌زدگی و نوستالژی دوران استعمار ـ به‌ویژه برای فرانسوی‌ها ـ و یادآوری مستعمرات‌شان در شمال آفریقا» سرچشمه می‌گیرد.[۳۵] اما ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه داستان را «بازسازیِ نه‌چندان پنهانِ سیگارهای فرعون» توصیف کرده‌اند؛ هر دو شامل قاچاق تریاک هستند ـ یکی در قوطی خرچنگ و دیگری در سیگار ـ و همچنین «کویرنوردی، قبایل دشمن، و در پایان، نفوذ به مخفیگاه زیرزمینی یک سازمان تبهکاری».[۲۸] این دو منتقد بر این باورند که داستان گرچه از نظر هنری «نقطهٔ عطفی در کار هِرژه» بود، زیرا او مجبور شده بود داستان را در قالب نوار روزانهٔ لو سوآر روایت کند، اما یک‌سوم پایانی آن «عجولانه» به نظر می‌رسد.[۲۸] آنان همچنین افزودند که حضور یک کارآگاه ژاپنی در حال تحقیق دربارهٔ قاچاق مواد مخدر در مدیترانه با واقعیت‌های اروپا در دههٔ ۱۹۴۰ چندان سازگار نیست و در نهایت داستان را سه ستاره از پنج ستاره ارزیابی کردند.[۳۶]

«به‌عنوان یک تمرین سرگرم‌کننده، تلاش کنید کل آثار را از زاویه‌ای «بی‌پرده» بخوانید. خواهید دید در خرچنگ پنجه طلایی صحنه‌هایی هست که هادوک، هذیان‌زده از بی‌آبی، تن‌تن را همچون بطری شامپانی می‌بیند که آمادهٔ فوران است و خود تن‌تن نیز خواب می‌بیند که درون یک بطری گیر افتاده و کاپیتان، با یک دربازکن عظیم، قصد باز کردن او را دارد.»

تام مک‌کارتی، ۲۰۰۶[۳۷]

منتقدان ادبی مجذوب صحنه‌های رؤیا در داستان شده‌اند؛ مایکل فَر این صحنه‌ها را بازتاب محبوبیت فراواقع‌گرایی در آن دوران می‌داند.[۳۸] در مطالعات خود دربارهٔ تن‌تن، ژان-ماری آپوستولیدس و تام مک‌کارتی استدلال کرده‌اند که این رؤیاها حاوی زیرمتنی همجنس‌گرایانه میان هادوک و تن‌تن هستند: در یکی، هادوک تن‌تن را همچون بطری شامپانی که از بالا کف می‌کند می‌بیند (سمبولی از آلت جنسی در حال انزال) و در دیگری تن‌تن خواب می‌بیند که درون یک بطری گیر افتاده و هادوک در آستانهٔ فروکردن یک دربازکن در آن است (سمبولی از دخول جنسی).[۳۹] با این حال، آپوستولیدِس یادآور می‌شود که در هر دو مورد، تحقق این «فانتزی‌ها» متوقف می‌شود و رخ نمی‌دهد.[۳۹]

تام مک‌کارتی همچنین اشاره می‌کند که آغاز ماجرا با پیدا شدن اتفاقی یک قوطی روی خیابان‌های بلژیک، نمونه‌ای از مضمون تکرارشوندهٔ «تن‌تن کارآگاه» در سراسر مجموعه است.[۴۰]

اقتباس‌ها

[ویرایش]

در سال ۱۹۴۷، نخستین فیلم بلند تن‌تن ساخته شد: فیلم خرچنگ پنجه طلایی با تکنیک استاپ‌موشن، که تهیه‌کننده ویل‌فرید بوشرِی برای فیلمز کلود میسون با وفاداری مستقیم به داستان کمیک آن را اقتباس کرد.[۴۱] نخستین نمایش آن در سینمای اِی‌بی‌سی در ۱۱ ژانویه برای گروهی مهمان برگزار شد. این فیلم تنها یک‌بار ـ در ۲۱ دسامبر همان سال ـ به‌طور عمومی نمایش داده شد، پیش از آنکه بوشرِی ورشکستگی خود را اعلام و به آرژانتین فرار کند.[۴۲]

در سال ۱۹۵۷، استودیوی انیمیشن بل‌ویزیون مجموعه‌ای از اقتباس‌های رنگی بر اساس کمیک‌های هِرژه تولید کرد که هشت ماجرا از سری تن‌تن را در قالب اپیزودهای پنج‌دقیقه‌ای روزانه اقتباس می‌کرد. خرچنگ پنجه طلایی پنجمین داستانی بود که اقتباس شد و کارگردانی آن را ری گوسنز و نویسندگی آن را گرِگ ـ کارتونیست نامدار و سردبیر بعدی مجلهٔ تن‌تن ـ بر عهده داشت.[۴۳]

در سال ۱۹۹۱، دومین مجموعهٔ انیمیشنی ماجراهای تن‌تن ساخته شد، این بار با همکاری استودیوی فرانسوی ایلیپسنیم و شرکت کانادایی نلوانا. این مجموعه ۲۱ داستان را در اپیزودهای ۴۲ دقیقه‌ای (اغلب در دو بخش) اقتباس کرد. خرچنگ پنجه طلایی هفتمین داستان تولیدشده در این سری بود. کارگردانی آن را استفان برناسکونی بر عهده داشت و منتقدان مجموعه را به‌خاطر «وفاداری عمومی» و برداشت مستقیم از ترکیب‌بندی‌های کمیک اصلی تحسین کرده‌اند.[۴۴]

در سال ۲۰۱۱، یک فیلم بلند موشن‌کپچر به کارگردانی استیون اسپیلبرگ و تهیه‌کنندگی پیتر جکسون منتشر شد؛ این فیلم در بیشتر نقاط دنیا با عنوان ماجراهای تن‌تن: راز اسب تک‌شاخ بین اکتبر و نوامبر ۲۰۱۱ اکران شد[۴۵] و در ایالات متحده در ۲۱ دسامبر با عنوان سادهٔ ماجراهای تن‌تن.[۴۶] فیلم بخشی از خرچنگ پنجه طلایی و عناصری از راز اسب تک‌شاخ و گنج راکام قرمز را ترکیب کرده است.[۴۵] بازی ویدیویی رسمی فیلم نیز در اکتبر ۲۰۱۱ منتشر شد.[۴۷]

در فرهنگ عامه

[ویرایش]

در یکی از اپیزودهای سیمپسون‌ها با عنوان به نام پدربزرگ، بارت سیمپسون اظهارنظری توهین‌آمیز دربارهٔ بلژیک می‌کند و مادرش مارج او را تهدید می‌کند که «کتاب‌های تن‌تنش را از او می‌گیرد». بارت در حالی که نسخه‌ای از آلبوم خرچنگ پنجه طلایی را به سینه‌اش می‌فشارد، قول می‌دهد که مؤدب باشد.[۴۸][۴۹][۵۰][۵۱]

منابع

[ویرایش]

یادداشت‌ها

[ویرایش]
  1. سرزمین طلای سیاه ده سال بعد، در سال ۱۹۵۰، با موفقیت دوباره بازپرداخت و تکمیل شد.
  2. روزنامهٔ لو سوآر در دوران اشغال آلمان، میان بلژی‌ها با نام «لو سوآر دزدیده‌شده» شناخته می‌شد، زیرا بدون اجازه و رضایت مالکان اصلی‌اش، روسِل و شرکا، منتشر می‌گردید؛ مالکیّتی که پس از آزادی کشور دوباره به آنان بازگشت.[۵]
  3. تصویر موردنظر در قابِ دومِ بالایِ سمتِ چپ در صفحهٔ ۳۸ قرار دارد.[۲۳]

پانویس

[ویرایش]
  1. Hergé 1958, pp. 1–28.
  2. Hergé 1958, pp. 29–62.
  3. Assouline 2009، pp. 68–69; Goddin 2009، p. 70; Peeters 2012، p. 114.
  4. Assouline 2009، pp. 70–71; Peeters 2012، pp. 116–118.
  5. Assouline 2009، p. 70; Couvreur 2012.
  6. Goddin 2009، p. 73; Assouline 2009، p. 72.
  7. Assouline 2009، p. 73; Peeters 2012.
  8. Assouline 2009، p. 72; Peeters 2012، pp. 120–121.
  9. Farr 2001، p. 92; Assouline 2009، p. 72; Peeters 2012، p. 121.
  10. 1 2 Thompson 1991، p. 99; Farr 2001، p. 95.
  11. Thompson 1991, p. 99.
  12. 1 2 3 4 Lofficier & Lofficier 2002, p. 45.
  13. Peeters 1989، p. 66; Thompson 1991، p. 102; Lofficier و Lofficier 2002، p. 45; Assouline 2009، p. 78; Peeters 2012، p. 125.
  14. Farr 2001، p. 95; Lofficier و Lofficier 2002، p. 45; Assouline 2009، p. 79.
  15. Peeters 2012, p. 126.
  16. Assouline 2009، p. 79; Peeters 2012، p. 126.
  17. Farr 2001، p. 95; Goddin 2009، p. 83.
  18. Farr 2001، p. 95; Lofficier و Lofficier 2002، p. 45.
  19. Thompson 1991، p. 102; Farr 2001، p. 95.
  20. 1 2 Owens 2004.
  21. 1 2 Thompson 1991، p. 103; Farr 2001، p. 96.
  22. Thompson 1991، p. 103; Farr 2001، p. 96; Owens 2004.
  23. Hergé 1958, p. 38.
  24. Sadoul 2004, p. 156.
  25. Peeters 2012, p. 124.
  26. Thompson 1991، p. 100; Assouline 2009، p. 74.
  27. Thompson 1991, p. 100.
  28. 1 2 3 Lofficier & Lofficier 2002, p. 47.
  29. 1 2 Farr 2001, p. 95.
  30. Thompson 1991, p. 98.
  31. Peeters 1989, p. 66.
  32. Peeters 2012, pp. 124–126.
  33. Farr 2001, p. 92.
  34. Apostolidès 2010, p. 115.
  35. Assouline 2009, p. 73.
  36. Lofficier & Lofficier 2002, pp. 47–48.
  37. McCarthy 2006, p. 109.
  38. Farr 2001, p. 96.
  39. 1 2 Apostolidès 2010, p. 118.
  40. McCarthy 2006, p. 18.
  41. Lofficier و Lofficier 2002، p. 87; Peeters 2012، p. 187.
  42. Peeters 2012, p. 188.
  43. Lofficier & Lofficier 2002, pp. 87–88.
  44. Lofficier & Lofficier 2002, p. 90.
  45. 1 2 The Daily Telegraph: Michael Farr 2011.
  46. Lyttelton, Oliver (16 October 2011). "Steven Spielberg Says 'The Adventures of Tintin' is "85% Animation, 15% Live Action"". IndieWire. Archived from the original on 12 December 2017. Retrieved 18 December 2017.
  47. IGN 2011.
  48. "Bart Simpson is verzot op Kuifje". De Standaard. 26 March 2009.
  49. "Bart Simpson is België-hater | Radio1". Archived from the original on 8 December 2015. Retrieved 2015-11-27.
  50. "Tintin chez les Simpson". 7sur7.be (به فرانسوی). Archived from the original on 2017-09-25.
  51. "Bart Simpson haat België, maar is verzot op Kuifje". Het Nieuwsblad. 25 March 2009.

کتاب‌شناسی

[ویرایش]