اسب شاخدار (تنتن)
| اسب شاخدار (Le Secret de La Licorne) | |
|---|---|
روی جلد نسخه فارسی اسب شاخدار، منتشر شده در دههٔ ۵۰ خورشیدی توسط انتشارات یونیورسال، ناشر رسمی کتابهای تنتن در ایران | |
| تاریخ | ۱۹۴۳ |
| سری | ماجراهای تنتن و میلو |
| ناشر | کسترمن |
| گروه سازنده | |
| خالق | هرژه |
| نسخهٔ اصلی | |
| منتشرشده در | لو سوآر |
| تاریخ انتشار | ۱۱ ژوئن ۱۹۴۲ – ۱۴ ژانویه ۱۹۴۳ |
| زبان | فرانسوی |
| ترجمه | |
| ناشر ترجمه | مثوئن |
| تاریخ ترجمه | ۱۹۵۹ |
| مترجم |
|
| گاهنگاری | |
| بعد از | ستاره اسرارآمیز (۱۹۴۲) |
| قبل از | گنجهای راکام (۱۹۴۴) |
اسب شاخدار (به فرانسوی: Le Secret de la Licorne) یازدهمین جلد از ماجراهای تنتن و میلو، مجموعه کمیکهای کارتونیست بلژیکی هرژه است. این کتاب بخش نخست از یک داستان دو قسمتی است که با گنجهای راکام به پایان میرسد. اسب شاخدار از ۱۱ ژوئن ۱۹۴۲ تا ۱۴ ژانویه ۱۹۴۳، در جریان اشغال آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، بهصورت روزانه و سیاه و سفید در روزنامه فرانسویزبان پیشروی بلژیک، لو سوآر منتشر میشد؛ بنابراین، انتشار این روایت در دوران اشغال بلژیک توسط آلمان صورت گرفته است، اما هیچ عنصری از طرح داستان به این بافت جنگی اشاره نمیکند. هرژه با قرار دادن تنتن در مسیر یک گنج پنهان ــ مضمونی که در ادبیات عامهپسند بسیار حضور دارد ــ گریز ادبی قهرمان خود را برگزید، گویی میخواست از اخبار سرکوبگرانه زمانه خویش بگریزد. داستان دربارهٔ خبرنگار جوان، تنتن، سگش میلو و دوستش کاپیتان هادوک است که معمایی برجا مانده از جد کاپیتان هادوک، شوالیه فرانسوا دو هادوک در سده ۱۷، را کشف میکنند؛ معمایی که میتواند آنها را به گنج پنهان دزد دریایی، راکام قرمز برساند. برای حل این معما، تنتن و هادوک باید سه مدل یکسان از کشتی شوالیه دو هادوک، یعنی اسب شاخدار را به دست آورند، اما درمییابند که جنایتکاران نیز بهدنبال این سه مدل کشتی هستند و برای دست یافتن به آنها حاضرند دست به قتل بزنند.
طرح داستانی که تا حد زیادی مدیون مشارکت ژاک فان ملکبکه، دوست و همکار هرژه است، در زمرهٔ آثار بزرگ این ژانر قرار دارد؛ آثاری همچون جزیره گنج اثر رابرت لویی استیونسن، فرزندان کاپیتان گرانت نوشته ژول ورن یا رابینسون کروزوئه اثر دانیل دفو. از نظر جنبههای گرافیکی، این کتاب با تلاش برای واقعگرایی و سطح بسیار بالای جزئیات در پسزمینهها متمایز میشود. برای این منظور، هرژه مدلهای کوچک بسیاری از کشتیهای ناوگان لوئی چهاردهم، مانند کشتی بریان را مطالعه کرد و حتی دستور ساخت ماکتی از کشتی اسب شاخدار را داد تا بتواند آن را از زوایای مختلف به تصویر بکشد.
اسب شاخدار که به عنوان یکی از بزرگترین موفقیتهای روایی هرژه ستوده شده، شاهد نخستین حضور کاخ مولینسار در ماجراهای تنتن و میلو است که به مکانی نمادین در این سری تبدیل شد؛ همچنین شخصیت نستور، پیشخدمت قصر، در این اثر معرفی میشود. شخصیت کاپیتان هادوک که این سومین حضور اوست، در اینجا بُعد جدیدی پیدا میکند؛ چرا که جستجوی گنج برای او با جستجوی هویت در ردپای نیای خود، شوالیه فرانسوا دو هادوک، همراه میشود.
این کتاب با موفقیت تجاری همراه بود و اندکی پس از پایان انتشارش توسط کسترمن در قالب کتاب منتشر شد. هرژه این خط داستانی را با گنجهای راکام به پایان رساند، در حالی که خود مجموعه نیز به بخشی اثرگذار در سنت کامیکس فرانسوی-بلژیکی بدل شد. اسب شاخدار تا زمان خلق تنتن در تبت (۱۹۶۰)، اثر محبوب هرژه از میان آثار خودش باقی ماند. این داستان برای مجموعه انیمیشنی ماجراهای تنتن اثر هرژه (۱۹۵۷) ساخت بلویزیون، مجموعه انیمیشنی ماجراهای تنتن ساخته ایلیپسنیم/نِلوانا (۱۹۹۱)، درام رادیویی رادیو بیبیسی ۵ (۱۹۹۲–۱۹۹۳)، فیلم سینمایی ماجراهای تنتن (۲۰۱۱) به کارگردانی استیون اسپیلبرگ، و همچنین بازی ویدئویی همراه با فیلم به نام تنتن: راز کشتی تکشاخ اقتباس شد.
داستان
[ویرایش]خلاصه
[ویرایش]
هنگام پرسهزدن در بازار کهنهفروشان بروکسل، «فودنمارکت/مارشه او پوس»، در فوسنپلین در محلهٔ مارولن بروکسل، تنتن یک ماکت کشتی عتیقه میخرد که قصد دارد آن را به دوستش، کاپیتان هادوک هدیه بدهد. دو غریبه، ایوان ایوانوویچ ساخارین، مجموعهدار کشتیهای مدل، و بارنابه، جمعآوریکنندهٔ عتیقه، جداگانه تلاش میکنند تنتن را راضی کنند کشتیِ مدل را به آنها بفروشد، اما موفق نمیشوند.[H ۱] تنتن همچنین با کارآگاهان دوپونت و دوپونط ملاقات میکند که در مأموریتی مخفی بهدنبال یک جیببُر هستند؛[H ۲] با این حال، کیف پول هر دوی آنها در طول داستان بارها دزدیده میشود. در آپارتمان تنتن، میلو بهطور اتفاقی ماکت کشتی را واژگون میکند و دکل اصلی آن را میشکند. پس از اینکه تنتن کشتی را به هادوک نشان میدهد، درمییابد که نام کشتی اسب شاخدار است، نام کشتیای که توسط یکی از نیاکان هادوک فرماندهی میشده است.[H ۳]
دو دوست به خانه کاپیتان میروند تا از این موضوع اطمینان حاصل کنند، اما در این مدت، ماکت از خانه تنتن ربوده میشود و او بلافاصله به آقای ساکارین مشکوک میشود.[H ۴] او به خانه ساکارین میرود و در آنجا متوجه میشود که چندین نسخه از این ماکت وجود دارد.[H ۵] تنتن پس از بازگشت به خانه، آپارتمانش را بههمریخته میبیند.[H ۶] او هنگام مرتب کردن وسایلش، طوماری را پیدا میکند که احتمالاً از دکل کشتی اسب شاخدار بیرون افتاده است و حامل پیامی معماگونه و مجموعهای از اعداد است:[H ۷]
«سه برادر به هم ملحق میشوند. سه اسب شاخداری که زیر خورشید سینه امواج را میشکافند؛ از نیمروز سخن خواهند گفت زیرا از نور میبارد تا شکفته شود.»[۱]
کاپیتان هادوک، ماجرای اسب شاخدار، یک کشتی جنگی سده هفدهمی که توسط جدش، شوالیه فرانسوا دو هادوک، فرماندهی میشده اما به دست گروهی دزد دریایی به رهبری راکام قرمز افتاده بود، را با جزئیات برای تنتن روایت میکند. در یک فلاشبک روایی، نشان داده میشود که چگونه کشتی شوالیه دو هادوک توسط راکام قرمز و افرادش مورد حمله قرار میگیرد. ابتدا دزدان دریایی پرچم سیاه، جالی راجر را بالا میبرند، که نشان میدهد در صورت تسلیم آرام، امان داده خواهد شد، اما وقتی شوالیه دو هادوک از پایینآوردن پرچمش خودداری کرده و با آتش توپها به آنها حمله میکند، دزدان دریایی «پرچم تازه» بالا میبرند و «پرچم سهگوش سرخ» (پرچم خونین) را برافراشته میکنند که به معنای امان ندادن (جنگ خونین بیرحمانه، بدون گرفتن اسیر) است؛ پس از آن، دزدهای دریایی به کشتی شوالیه دو هادوک یورش میبرند و خدمهاش را قتلعام میکنند.[۲] شوالیه فرانسوا دو هادوک، که تنها عضو بازمانده خدمهاش بود، در نبردی تنبهتن راکام قرمز را کشت و اسب شاخدار را غرق کرد؛ او بعدها سه ماکت ساخت که آنها را برای پسرانش به ارث گذاشت.
تنتن نتیجه میگیرد که هر یک از ماکتها یک طومار در خود دارد و این سه طومار، هنگامی که کنار هم قرار گیرند، یابنده را به مکان گنج راکام قرمز راهنمایی خواهند کرد.[H ۸] تنتن و هادوک تلاش میکنند هر سه طومار را به دست آورند اما بخت با آنها یار نیست: کیف پول تنتن (که طومار اول در آن بود) دزدیده میشود، در حالی که ساخارین بیهوش پیدا میشود و طومار داخل اسب شاخدار او نیز ناپدید شده است. در همین حین، بارنابه تقاضای ملاقات با تنتن میکند، اما پیش از آنکه بتواند سخن بگوید، بر درِ خانهٔ تنتن گلوله میخورد؛ پیش از بیهوششدن، به گنجشکها اشاره میکند،[H ۹] که سرنخی رمزی دربارهٔ هویت مهاجم اوست. چند روز بعد، تنتن با کلروفورم بیهوش و توسط عاملان تیراندازی ربوده میشود: برادران پرنده، دو عتیقهفروش بیوجدان که مالک سومین ماکت اسب شاخدار هستند.[H ۱۰] آنها ترتیب دزدیدن کشتی تنتن را داده بوده و طومار ساخارین را نیز ربودهاند، زیرا میدانند که تنها با در اختیار داشتن هر سه طومار میتوان مکان گنج راکام قرمز را یافت.
تنتن از سردابهای املاک روستایی برادران پرنده - کاخ مولینسار - میگریزد، در حالی که کاپیتان همراه با دوپونت و دوپونط برای دستگیری آنها میرسد. مشخص میشود که برادران پرنده تنها یکی از طومارها را دارند، زیرا دو طومار زمانی گم شدند که کیف پول آنها دزدیده شد. همچنین مشخص میشود که بارنابه جان سالم به در برده و کاملاً بهبود یافته است، که این موضوع خشم ماکسیم پرنده را برمیانگیزد. برادران پرنده دستگیر میشوند؛ اما یکی از دو برادر به نام ماکسیم، با همراه داشتن یکی از طومارها فرار میکند.[H ۱۱] تنتن و دوپونت و دوپونط جیببُری به نام آریستید فیلوزل - یک کارمند بازنشستهٔ مبتلا به جنون دزدی که به جمعآوری کیف پول علاقه دارد - را پیدا کرده و کیفِ پول برادران پرنده را که محتوی دو طومار گمشده است، به دست میآورند. ماکسیم پرنده نیز که در نهایت حین فرار بازداشت میشود، طومار سوم را تحویل میدهد.[H ۱۲] با ترکیب سه طومار و نگاهداشتن آنها روبهروی نور، تنتن و هادوک مختصات گنجِ گمشده را (۲۰°۳۷'۴۲٫۰" شمالی ۷۰°۵۲'۱۵٫۰" غربی، ۸۲ کیلومتری شمال جمهوری دومینیکن)[۳] کشف میکنند و برنامه یک سفر اکتشافی برای یافتن آن را میریزند.[۴][H ۱۳]
داستان در کتاب بعدی، گنجهای راکام، ادامه مییابد.[H ۱۴]
شخصیتها
[ویرایش]کاپیتان هادوک که در کتاب خرچنگ پنجهطلایی پدیدار شده بود، از طریق کتاب اسب شاخدار به شخصیتی کلیدی در ماجراهای تنتن تبدیل میشود.[۵] خواننده با وجود نیای او، شوالیه فرانسوا دو هادوک، آشنا میشود که کاپیتان شباهت ظاهری بسیاری به او دارد و با حضور در سیزده صفحه از کتاب، جایگاه مهمی را در این پیرنگ از آن خود کرده است.[S ۱] این شوالیه که مالک کاخ مولینسار است،[S ۲] در سال ۱۶۹۸ کاپیتان کشتی اسب شاخدار بوده و در نیروی دریایی لویی چهاردهم خدمت میکرده است. او در این مقام، با راکهام سرخ راهزن که فرماندهی یک کشتی گالیوت و خدمهای پرشمار را بر عهده داشت، روبرو میشود.[S ۳]
همانند این دو دریانورد، شخصیتهای دیگری نیز هستند که تنها حضورشان در این مجموعه، در همین داستان رقم میخورد. این مورد دربارهٔ برادران پرنده صدق میکند؛[۶] عتیقهفروشانی که در کاخ مولینسار زندگی میکنند و برای به دست آوردن طومارهایی که محل گنج را نشان میدهند، دست به هر کاری میزنند. ایوان ایوانویچ ساخارین[۷] کلکسیونری است که تنتن او را در بازار ملاقات میکند؛ او مشتاق است ماکت اسب شاخدار را از قهرمان داستان بخرد، اما پیش از آن توسط برادران پرنده مورد سوءقصد قرار میگیرد؛ درست مانند بارنابه[۸] که پیش از تیر خوردن، با این دو عتیقهفروش همکاری میکرد. آریستید فیلوزل[۹] یک کارمند بازنشسته و دچار جنون دزدی است که کیفهای پول را برای غنیتر کردن کلکسیون خود میرباید. او پیش از آنکه دستش رو شود، کیفهای پول تنتن و برادران پرنده را میدزدد. اگرچه هویت او تنها در پایان روایت فاش میشود، اما این جیببر در واقع از همان ابتدای کتاب حضور دارد: او در مرکز صفحه اول، در لبه سمت راست قاب ششم، در میان تماشاچیانی که در بازار کهنه رفتوآمد میکنند، به تصویر کشیده شده است.[۱۰]
نستور[۱۱] نیز که قرار است به شخصیتی تکرارشونده تبدیل شود، نخستین حضور خود را در این داستان تجربه میکند. او که پیشخدمت برادران پرنده در کاخ مولینسار است، توسط تنتن تبرئه میشود؛ چرا که تنتن با تأکید بر حسن نیت او، معتقد است که وی توسط کارفرمایانش فریب خورده است.
جغرافیای داستان
[ویرایش]داستان در بروکسل و حومه آن جریان دارد، هرچند نام شهر ذکر نشده است.[۱۲] در واقع، این نخستین ماجراهای تنتن است که بهطور کامل در بلژیک رخ میدهد و جواهرات کاستافیوره دومین مورد از این دست است.[۱۳] «بازار کهنهفروشان» که پیرنگ داستان از آنجا آغاز میشود، مستقیماً از میدان «ژو دو بال» در محله مارول الهام گرفته شده است که روزانه در آن یک بازارِ اشیای دستدوم (سمساری) برپا میشود.[۱۴] هرژه در همان صفحه نخست با نشان دادن میلو که بهشدت خودش را میخاراند و با ککها دستوپنجه نرم میکند، کنایهای به این موضوع زده است[الف][۱۰]
تنها نشانی جغرافیایی داده شده در این کتاب، آدرس خیالی کلکسیونر، ایوان ساخارین، در پلاک ۲۱ خیابان «اکالیپتوس» است.[H ۱۵] آپارتمانهای تنتن و کاپیتان هادوک که بخش بزرگی از حوادث در آنها رخ میدهد، با دقت مکانیابی نشدهاند. کاخ مولینسار که بعدها به مکانی تکرارشونده در این مجموعه تبدیل میشود، برای نخستین بار در اینجا ظاهر میشود. این قصر احتمالاً در حومه نزدیک بروکسل واقع شده است.[۱۵]
ویژگی خاص این کتاب، ارائه سیزده صفحه است که تمام یا بخشی از طراحی آنها در بازه زمانی و مکانی دیگری قرار دارد: روایت نبرد میان اسب شاخدار، کشتی شوالیه دو هادوک، و کشتی راکام قرمز راهزن که در دریای کارائیب و در اواخر سده هفدهم میلادی رخ میدهد.[H ۱۶]
آفرینش اثر
[ویرایش]زمینه نگارش
[ویرایش]
بلژیک از ۲۸ مه ۱۹۴۰ تحت اشغال قلمرو خود توسط آلمان قرار داشت، اما از دیدگاه هنری، این بافت جنگی نوعی «دوران طلایی» برای خلق آثار به شمار میرفت[A ۱]. برای هرژه نیز مانند بسیاری از هنرمندان و نویسندگان، زمان «سازش» آغاز شده بود[A ۲] و این دوره بهویژه دورهای پربار بود، چنانکه «کیفیت، غنا و فراوانی کار آنها» گویای آن است.[A ۱] تهاجم آلمان منجر به تعطیلی لو پتی ونتیم (ضمیمه هفتگی نوجوانان روزنامه بلژیکی لو ونتیم سیکل) شد و در نتیجه، انتشار تنتن در سرزمین طلای سیاه متوقف گردید.[A ۳] در ۱۹۴۰، هرژه به روزنامهٔ پرخوانندهٔ لو سوآر پیوست که انتشار آن به همت روزنامهنگاران همکار با اشغالگران، از جمله سردبیر جدید، ریمون دو بکر و با موافقت دستگاه تبلیغاتی نازیها ادامه داشت؛ نازیهایی که از این روزنامه، «ابزاری ممتاز برای نفوذ در افکار عمومی» ساخته بودند.[A ۴] این روزنامه بهشدت تحت کنترل نازیها باقی ماند، از تلاش جنگی آلمان حمایت کرد و گاهی ایدئولوژی یهودستیزانه را تبلیغ میکرد.[۱۶]
از آن پس، هرژه رویکردی را در پیش گرفت که بعدها بحثبرانگیز تلقی شد: او با پذیرش کار بدون دغدغه برای روزنامهای که «غصب شده»[ب] دانسته میشد، بیش از هر چیز به دنبال گسترش خلاقیتهای هنری خود بود و از نبودِ رقابتِ فرانسوی برای تثبیت جایگاهش بهره میبرد.[A ۴] برای نویسنده، درخشش اثرش بیش از رعایت برخی اصول اخلاقی اهمیت داشت و به نظر میرسید نسبت به وقایع زمانه خود بیتفاوت است.[۱۷] ابهام در وضعیت او زمانی تشدید شد که شخصاً نزد مقامات آلمانی رفت تا سهمیه کاغذ بیشتری دریافت کند،[A ۵] یا هنگامی که در ستاره اسرارآمیز کاریکاتورهایی از بازرگانان یهودی ارائه داد که میتوانست یهودیستیزانه تلقی شود.[A ۶] پس از پیوستن به لو سوآر در ۱۵ اکتبر ۱۹۴۰، هرژه سردبیر ضمیمهٔ جدید کودکان، لو سوآر-ژونس شد، با کمک دوست قدیمیاش پل ژامان و کاریکاتوریست ژاک فان ملکبکه کارش را ادامه داد، تا اینکه کمبود کاغذ باعث شد ماجراهای تنتن بهصورت روزانه در صفحات اصلی لو سوآر منتشر شود.[۱۸] برخی بلژیکیها ناراحت بودند که هرژه حاضر شده برای روزنامهای که تحت کنترل دولت اشغالگر نازی بود کار کند،[۱۹] هرچند او بهشدت بهواسطهٔ شمار بالای خوانندگان لو سوآر که به ۶۰۰ هزار نفر میرسید، وسوسه شده بود.[۲۰] با رویارویی با واقعیت نظارت نازیها، هرژه موضوعات سیاسی آشکاری را که در بسیاری از آثار پیشینش دیده میشد رها کرد و رویکردی بیطرفانه در پیش گرفت.[۲۱] بدون نیاز به هجو کردن شخصیتهای سیاسی، هری تامسون، تهیهکنندهٔ آثار سرگرمی و نویسنده، مشاهده کرد که «هرژه اکنون بیشتر روی طرح داستان و پرورش یک سبک تازه از کمدی شخصیتی متمرکز شده بود. واکنش مردم نیز مثبت بود».[۲۲]
هرژه بلافاصله پس از ورود به لو سوآر، خرچنگ پنجهطلایی را خلق کرد که بلافاصله پس از آن ستاره اسرارآمیز منتشر شد؛ دو ماجرایی که تردیدهای نویسنده را درباره جهتگیری آینده مجموعهاش نشان میدادند: میان درگیر کردن قهرمانش در رویدادهای قرن یا ادامه ماجراهای او در دنیایی تخیلیتر.[A ۷] در چنین بستری بود که اسب شاخدار زاده شد؛ نخستین بخش از یک داستان دو قسمتی که نشاندهنده انتخابِ گریز ادبی برای تنتن بود، امری که میتوان آن را راهی برای هرژه جهت فرار از اخبار سرکوبگرانه دوران خویش دانست.[۲۳][۲۴]
نگارش طرح داستانی
[ویرایش]هرژه از همان زمانِ پیریزیِ روایت جدیدش، تصمیم گرفت داستان را در دو کتاب بسط دهد؛ به این ترتیب، اسب شاخدار تداوم خود را در گنجهای راکام مییابد. این دو کتاب که به یکدیگر وابسته هستند، یک مجموعه واحد را تشکیل میدهند. اگرچه این نخستین داستان دو قسمتی در آثار هرژه[پ] به او اجازه میدهد تا «به استعدادهای قصهگویی خود میدانی آزاد بدهد»،[۲۴] اما این کار در واقع راهکاری بود که او برای دور زدن خواستههای ناشرش به کار بست. در واقع، انتشارات کسترمن هرژه را ملزم کرده بود که برای چاپ کتاب، قالب ۶۲ صفحهای را رعایت کند؛ امری که روایت او را محدود میکرد و وی را ناچار میساخت هنگام بازنگری در ماجراهای اولیه، برخی بخشها را حذف کند. این موضوع بهویژه در مورد تنتن در کنگو صدق میکرد که در زمان خلقش ۱۱۵ صفحه داشت.[A ۸]
داستان اسب شاخدار بخش قابلتوجهی از طرح داستانی خود را مدیون مشارکت ژاک فان ملکبکه است، تا جایی که طبق تحلیل بنوآ پیترس، میتوان او را نویسنده مشترک واقعی این ماجرا دانست.[۲۵] سهم او در این اثر آشکار است و برخلاف کتابهای پیشین این مجموعه، الهامبخشِ اسب شاخدار بیشتر جنبه داستانی و رمانگونه دارد.[۲۶] گفتوگوهای هرژه با فان ملکبکه او را به ساخت داستانی پیچیدهتر از ماجراهای پیشینش سوق داد.[۲۷] فان ملکبکه بهشدت تحت تأثیر رمانهای ماجراجویانهٔ نویسندگانی مانند ژول ورن و پل دیووآ بود و این تأثیر در سراسر داستان نمایان است.[۲۵] تأثیر او که بیشتر با فرهنگ ادبی عجین بود، در استفاده از برخی قواعد رمانهای ماجراجویانه، بهویژه آثار ژول ورن، و همچنین در ارجاعات الهیاتی که در ماجراهای نخستین تنتن غایب بودند، حس میشود. گنجاندن سه طومار پنهان شباهتهایی با داستان سال ۱۸۶۷ ژول ورن، فرزندان کاپیتان گرانت دارد که فان ملکبکه آن را به هرژه توصیه کرده بود.[۲۸] علاوه بر این،، ارجاعات کتابمقدسی در این داستان دو قسمتی فراوان است: سه ماکت کشتی، یعنی «سه برادر متحد»، به تثلیث اشاره دارند، در حالی که در گنجهای راکام، به کلیسای سن پیترو اشاره میشود؛ ماجرایی که با کشف گنج در پای مجسمه یوحنای رسول، همان «صلیب عقابِ» معروف در معما، به پایان میرسد.[۲۹] هرژه مشارکت فان ملکبکه را با گنجاندن یک حضور کوتاه از او در صحنهٔ بازار - در هیئت یکی از خریداران بازار دستدوم - در ابتدای داستان (یکی از قابهای صفحه دوم کتاب) گرامی داشت.[S ۴] این امر بهویژه بامعنا بود، زیرا فان ملکبکه در کودکی کتابهایش را از بازار قدیمی بروکسل میخرید.[۳۰]
اسب شاخدار نخستین بخش از یک خط داستانی دو قسمتی بود که در ماجرای بعدی، گنجهای راکام کامل شد. این نخستین بار بود که هرژه از چنین ساختاری استفاده میکرد، از زمان سیگارهای فرعون و گل آبی (۱۹۳۴–۱۹۳۶).[۳۱] با این حال، همانگونه که متخصص تنتن، مایکل فار، توضیح داده، در حالی که سیگارهای فرعون و گل آبی عمدتاً خودبسنده و مستقل بودند، ارتباط میان اسب شاخدار و گنجهای راکام بسیار نزدیکتر است.[۳۲]

با معرفی شوالیه دو هادوک به داستان، هرژه کاری کرد که کاپیتان هادوک تنها شخصیت مجموعه باشد (بهجز سرافین لامپیون، که بعدها معرفی شد) که خانواده و تبار دارد.[۳۳] داستان اشاراتی داشت مبنی بر اینکه شوالیه دو هادوک فرزند نامشروع پادشاه آفتاب، لوئی چهاردهم فرانسه است، احتمالاً اشارهای به باور هرژه مبنی بر اینکه پدر خودش نیز فرزند نامشروع لئوپولد دوم، پادشاه بلژیک بود.[۳۴][۳۵] داستان اسب شاخدار کاملاً در بلژیک میگذشت و آخرین ماجرایی بود که تا جواهرات کاستافیوره دوباره در بلژیک رخ میداد.[۱۳] این داستان همچنین مورد علاقهٔ هرژه بود تا زمانی که تنتن در تبت را خلق کرد.[۳۶] دو صفحهٔ پایانی این ماجرا نخستین حضور لباس نمادین تنتن را نشان میدهند: پیراهن سفید زیر پلیور آبی؛ او پیشتر در جلدهای قبلی لباسهای متنوعی میپوشید، مانند کتوشلوار قهوهای و پیراهن زرد با کراوات قرمز، اما از آن پس همین لباس را در تمام کتابها بر تن داشت.[۳۷] در آخرین قاب، تنتن دیوار چهارم را میشکند. این تنها مورد وقوع این مفهوم هنری در کل مجموعه است.
منابع و الهامات
[ویرایش]تأثیر زندگی روزمره و محیط پیرامون هرژه
[ویرایش]هرژه در کتاب اسب شاخدار، کنایهای مستقیم به زندگی روزمره دوران خود میگنجاند: در حالی که بلژیک در طول جنگ جهانی دوم تحت اشغال آلمان است، سوخت جیرهبندی شده و استفاده از خودرو محدود گشته است. به همین دلیل، در حالی که تنتن در ماجراهای قبلی عادت به استفاده از وسایل نقلیه موتوری داشت، این بار منحصراً با پای پیاده جابهجا میشود.[۳۸] به همین ترتیب، ماجرای جیببرِ بازار کهنهفروشان از یک واقعه واقعی الهام گرفته شده است: در سال ۱۹۴۲، سرقتهای متعدد کیف پول در بروکسل سرخط خبرهای روزنامهها بود.[۳۸]
خیابانهای پایتخت بلژیک مرجعی برای طراحی پسزمینهها هستند، بهویژه میدان بازار کهنهفروشان که کپی میدان «ژو دو بال» و جمعهبازار آن است.[۱۴] هرژه برای به تصویر کشیدن فضای سرسبز اطراف کاخ مولینسار، و بهخصوص پارک آن که در آن تنتن زیر درختان تنومند سعی میکند از دست برادران پرنده و سگشان فرار کند، از مناظر برابانت والونی الهام گرفته است.[۳۹] در مورد نام این بنا نیز، از نام دهکده «سارت-مولن» واقع در برنللو ساخته شده است، جایی که یکی از دوستان هرژه در آن سکونت داشت.[۴۰]
مستندات دریایی
[ویرایش]
در آثار قبلی، هرژه از مجموعهای از منابع تصویری مانند بریدهٔ روزنامهها برای طراحی صحنهها و شخصیتها استفاده میکرد؛ اما برای اسب شاخدار او از تنوع بیسابقهای از این منابع بهره گرفت[۴۱] و برایش بسیار مهم بود که اسب شاخدار خیالیاش بهصورت دقیق و جزئی نشان داده شود.[۴۲] هرژه با دنیای دریا و کشتیها آشنایی چندانی ندارد و دنیای خودروها و هواپیماها را به آن ترجیح میدهد، اما از اواخر دهه ۱۹۳۰ به آن علاقهمند میشود.[S ۵] او با بررسی بایگانیهای موزه ملی تاریخ طبیعی و عمدتاً به لطف روابطش، مستندات مهمی را گردآوری میکند، بهویژه از طریق الکساندر برکمنِ مجموعهدار و نویسندهٔ کتاب تازه منتشرشدهٔ هنر و دریا،[۴۳] که هرژه طرح روی جلدی برای او کشیده بود.[۴۴] لوستری به شکل سکان کشتی که در تالار دریاییِ این مجموعهدار خودنمایی میکرد، به عنوان مدلی برای همان لوستری به کار رفت که وقتی کاپیتان هادوک در حال روایت خاطرات جدّ خود است، بر سرش سقوط میکند. به همین ترتیب، یکی از آثار دریایی برکمن به نام هنر و دریا، روی میزی در سالن ایوان ساکارینِ مجموعهدار بازنمایی شده است.[S ۶][۴۵]
دفترچههای طراحی هرژه گواه تحقیقات گسترده او برای کشیدن کشتی اسب شاخدار و بخشیدن بیشترین واقعگرایی تاریخیِ ممکن به آن است. او مستندات فراوانی گردآوری کرد و بهویژه بر مجموعه ماکتهای شاهزاده رودولف دو کروا تکیه نمود، اما برای طراحی شمایل کلی کشتی، مستقیماً از یک کشتی جنگی رده دوم نیروی دریایی سلطنتی فرانسه به نام بریان الهام گرفت.[۴۵][S ۷] او همچنین از دوستش ژرار لیژه-بل،[ت] پسر یک افسر سابق نیروی دریایی و مدیر یک فروشگاه تخصصی مدلهای کوچک کشتی در بروکسل، خواست تا ماکت دقیقی از اسب شاخدار بسازد؛ این کار باید از یک سو انطباق کشتیِ طراحی شده را تأیید میکرد و از سوی دیگر اجازه میداد آن را به شکلی واقعگرایانه از زوایای مختلف به تصویر بکشد.[۴۵][S ۸] این دو نفر پیشتر در سال ۱۹۳۹ با هم همکاری کرده بودند، زمانی که هرژه از او خواسته بود ماکتی از «استراتونف اچ.۲۲» بسازد؛ دستگاهی آیندهنگرانه که او برای دیگر مجموعه خود، ماجراهای ژو، زته و ژوکو اختراع کرده بود.[S ۸] پژوهشهای لیژه-بلر سه گزینه ارائه داد: یک ناوچه بریتانیایی، یک کشتی تجاری هلندی و یک کشتی خطی فرانسوی.[۴۶] از آنجا که هرژه کشتی خطی را ترجیح میداد، لیژه-بلر تحقیقاتش را ادامه داد و سند تاریخیای به نام «آرکیتکتورا ناوالیس» یافت که شامل نقشههای دقیق کشتیهای خطی فرانسوی بود.[۴۶] یکی از این نقشهها مربوط به سال ۱۶۹۰ و نیروی دریایی لوئی چهاردهم فرانسه بود: کشتی ۶۴ توپهٔ بریان که در ۱۶۹۰ در لو آور توسط کشتیسازی فرانسوی «سالیکون» ساخته و سپس توسط طراح ژان برَنِ پدر تزئین شده بود.[۴۷] هرژه تصمیم گرفت این کشتی، اسب شاخدار او باشد و بهزودی لیژه-بلر نقشهای در مقیاس ۱:۱۰۰ تهیه کرد و پس از آن یک ماکت بسیار دقیق ساخت.[۴۸][ث][۴۷] هیچ کشتیای به نام «اسب شاخدار» در فهرست ناوگان نیروی دریایی فرانسه ثبت نشده بود، اما فرضیات متعددی درباره نام کشتی مطرح شده است. این نام میتواند الهامگرفته از خیابان «اسب شاخدار» (Licorne) در نزدیکی محل سکونت ژاک فان ملکبکه، یا یک کتابفروشی در بروکسل که به گالری هنری تبدیل شده بود و در آن ماکت کشتی میفروختند، و یا حتی نام کشتیای در رمان وطن دوم اثر ژول ورن باشد.[S ۹] همچنین احتمال دارد هرژه این نام را از یک ناوچه بریتانیایی که در میانهٔ سدهٔ هجدهم فعال بود اقتباس کرد؛ چرا که سرِ تکشاخِ روی کشتی نیز از همان ناوچه الهام گرفته شده است.[۵۰]
او همچنین سایر کشتیهای آن دوره مانند لو سُلِی رویال، لا کورون، لا رویال و لو رئال دو فرانس را مطالعه کرد تا درک بهتری از طراحی کشتیهای سدهٔ هفدهم به دست آورد.[۵۰] از لو رئال دو فرانس او پایهٔ طراحی قایق کوچک اسب شاخدار را گرفت.[۵۰] هرژه در نهایت سرِ تکشاخ کشتی را از ناوچهای بریتانیایی که در ۱۷۴۵ ساخته شده بود اقتباس کرد.[۵۱] هنگامی که ماکت لیژه-بلر تکمیل شد، هرژه آن را وارد قابهای کمیک خود کرد و بهطور منظم طراحیهایش را به لیژه-بلر نشان میداد تا مطمئن شود کشتی را بدون هیچ خطای فنی ترسیم میکند.[۵۲] در شکل نهایی خود در کتاب، اسب شاخدار کشتیای از «رتبهٔ سوم» است، دارای سه دکل و ۵۰ توپ، بیش از ۴۰ متر طول و ۱۱ متر عرض.[۵۳]
پس از انتشار اسب شاخدار، ناشر آلمانی-دانمارکی هرژه، انتشارات کارلسن، ماکت عتیقهای از کشتی دانمارکی سدهٔ هفدهم به نام «اسب شاخدار» (Enhjørningen) به او هدیه داد. تا آن زمان، هرژه هیچ اطلاعی نداشت که کشتیای با آن نام و با سر تکشاخ واقعی تاکنون وجود داشته است.[۵۴]
ارجاعات ادبی
[ویرایش]

- رابرت لویی استیونسن
ژاک فان ملکبکه ارجاعاتی به شاهکارهای ادبیات عامهپسند را در اختیار هرژه قرار داد که در صدر آنها جزیره گنج، رمان برجسته رابرت لویی استیونسن ــ که از کتابهای محبوب هرژه نیز بود ــ قرار دارد. حوادث رمان استیونسن برای دستیابی به نقشه گنج، الهامبخش حوادث کتاب هرژه برای به دست آوردن سه طومار بوده است. چندین عنصر از پیرنگ داستان، و بهویژه موارد مربوط به جستجوی گنج در بخش دوم روایت یعنی گنجهای راکام، مستقیماً به اثر استیونسن ارجاع دارند؛ با یادآوری گنجی پنهان در جزیرهای در کارائیب که کشف آن نیازمند رمزگشایی از پیامهایی معماگونه است. به همین ترتیب، یکی از تکیهکلامهایی که کاپیتان هادوک اغلب به کار میبرد، یعنی «هزار بار لعنت»، مکرراً توسط کاپیتان بیلی بونز در جزیره گنج استفاده شده است؛ همانطور که یکی از ترجیعبندهای رمان، «و یو-هو-هو! و یک بطری رام»، در داستان هرژه تکرار میشود.[S ۱۰]
- دانیل دفو
از سوی دیگر، وضعیت شوالیه دو هادوک، کشتیشکستهای تنها در جزیرهای که گمان میکند متروکه است، میتواند با وضعیت رابینسون کروزوئه، قهرمان دانیل دفو، مقایسه شود. این نویسنده انگلیسی همچنین نویسنده کتاب تاریخ عمومی راهزنان دریایی است که احتمالاً به عنوان مرجعی برای اسب شاخدار، بهویژه برای صحنه میگساری پس از تصرف کشتی، مورد استفاده قرار گرفته است. به همین ترتیب، رمان کاپیتان کنتیکت اثر سی.اس. فارستر که توسط هرژه مطالعه شده بود، راهزنی هائیتیایی به نام «لوروش» (قرمز) را به تصویر میکشد.[S ۱۱] سال بعد، کتاب دیگری توسط دانیل دفو در سال ۱۷۲۰ نوشته شد با نام «زندگی، ماجراها و راهزنیهای کاپیتان سینگلتون»[۵۵] که خود الهامگرفته از متونی[۵۶] چاپ شده در لندن در اوایل قرن هجدهم است[۵۷] و الهامبخش رمان ماجراجویانه پرستوها و آمازونها اثر زندگینامهنویس آینده او، آرتور رانسوم، خواهد شد. رابرت لویی استیونسن در نامهای به تاریخ ژوئیه ۱۸۸۴، از دوستش سیدنی کالوین خواسته بود نسخهای از این کتاب دیگر دانیل دفو را برایش بفرستد.
- ژول ورن
تأثیر ژول ورن، که فان ملکبکه از خوانندگان پروپاقرص او بود، نیز کاملاً آشکار است. از یک سو، سه طوماری که تنتن را به محل کشتی اسب شاخدار میرسانند، به سه قطعه کاغذی ارجاع دارند که برای یافتن مکان یک جزیره در رمان فرزندان کاپیتان گرانت باید رمزگشایی شوند؛[S ۱۲] اما همچنین میتوان به صحنه کشتی غرقشده همراه با گنجش اشاره کرد که در رمان بیست هزار فرسنگ زیر دریا وجود دارد.[S ۴]
- ادگار آلن پو
به همین ترتیب، خواندن مختصات جغرافیایی نوشته شده بر روی طومارها در برابر نور، یادآور داستان کوتاه ادگار آلن پو، سوسک طلایی، است که در آن طوماری که در معرض منبع گرما قرار میگیرد، نوشتههایی را آشکار میکند که اجازه میدهد محل گنج کاپیتان کیدِ مشهور تعیین شود.[S ۱۲]
دکورها و لباسها
[ویرایش]لباسهای شخصیتهای هرژه نیز بر مراجع ادبی یا تاریخی تکیه دارند.[S ۳] شخصیت راکام قرمز تا حدی از جان راکام الهام گرفته بود،[S ۱۳] دزد دریاییای که همراه با دزدان دریایی زن، آن بانی و ماری رید، در داستانی حضور داشت که هرژه آن را در شمارهای از دیمانش-ایلوستره در نوامبر ۱۹۳۸ دیده بود.[۵۸] ظاهر و لباسهای راکام قرمز همچنین از شخصیت لوروژ در رمان ناخدایی از کنتیکت اثر سی.اس. فارستر و نیز از دزد دریایی بوکانیر فرانسوی سدهٔ هفده، دانیل مونبار الهام گرفته شده بود.[۵۹]؛ آنگونه که بوریس گروسر (۱۹۸۲-۱۸۸۹) حکاک، او را روی جلد کتاب موریس بسون با نام برادران ساحل به تصویر کشیده است. این کتاب که در سال ۱۹۲۸ منتشر شده، در آرشیو شخصی هرژه نگهداری میشد. گروسر خود از یک حکاکی متعلق به سال ۱۸۰۷ الهام گرفته بود که در همان کتاب بازنشر شده بود.[۶۰]
پوشش خدمه کشتی اسب شاخدار نیز از طرحهای آلفرد دو ماربو از لباسهای نظامی ملوانان نیروی دریایی سلطنتی در زمان لوئی چهاردهم کپیبرداری شده است.[S ۳]
در نهایت، کاخ مولینسار کپی تقریباً بینقصی از شاتو دو شوورنی است که دو برج جانبی آن حذف شده است؛[۶۱] همچنین چندین مورد از اثاثیه آن قصر به عنوان دکور برای کاخ هرژه مورد استفاده قرار گرفتهاند. نام کاخ مولینسار بر اساس نام شهر واقعی بلژیکی «سار-مولن» ساخته شد.[۶۲] علاوه بر این، اشیای عتیقهای که برادران پرنده در زیرزمین قصر انبار کردهاند، از حکاکیهای منتشر شده در دانشنامه بزرگ لاروس الهام گرفته شده است.[۶۳]
شباهتهای تاریخی
[ویرایش]
پس از انتشار کتاب، هرژه دریافت که در واقع دریاداری به نام هادوک وجود داشته که در اواخر سدهٔ هفدهم و اوایل سدهٔ هجدهم در نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا خدمت کرده است: دریابد سِـر ریچارد هادوک (۱۶۲۹–۱۷۱۵). ریچارد هادوک در «نبرد سولبِی» در سال ۱۶۷۲، نخستین نبرد دریایی جنگ سوم بریتانیا-هلند، فرمانده کشتی «رویال جیمز» بود که کشتی پرچمدار ارل ساندویچ بود. در جریان نبرد، «رویال جیمز» آتش گرفت و هادوک گریخت، اما لازم شد از دریا نجات داده شود؛ پس از آن، شجاعت او توسط پادشاه بریتانیا، چارلز دوم مورد تقدیر قرار گرفت. او سپس فرماندهی کشتی دیگری به نام «رویال چارلز» را بر عهده گرفت و بعدها به مقام مدیریت خطوط کشتیرانی رسید.[۶۴] پدربزرگ دریاسالار هادوک، که او هم ریچارد نام داشت، در دوران سلطنت چارلز یکم فرمانده یک کشتی خطی بریتانیایی به نام یونیکورن بود.[۶۵]
فرد دیگری نیز در این دوره به نام کاپیتان هادوک زندگی میکرد که فرمانده یک «کشتی آتشزا» به نام «آن اَند کریستوفر» بود. دیوید آگ ثبت کرده است که این کاپیتان و کشتیاش هنگام دریاگردی از اسکادران خود جدا شدند و بنابراین در مالاگا پهلو گرفتند تا کالاهایی بخرند که بتوانند به بریتانیا بازگردانند و با سود بفروشند. بهخاطر این اقدام، هادوک در سال ۱۶۷۴ به دادگاه دریاداری احضار شد، و در آنجا به مصادرهٔ تمام سود حاصل از این معامله محکوم و برای شش ماه از فرماندهی تعلیق شد.[۶۴]
انتشار و ترجمهها
[ویرایش]داستان در ابتدا به صورت سیاه و سفید و در قالب پاورقی روزانه در روزنامه لو سوآر از ۱۱ ژوئن ۱۹۴۲ منتشر شد.[۶۶] هر قسمت به شکل یک کمیک استریپ، شامل حدود چهار قاب بود که تقریباً یکسوم یک صفحه کامل کتاب را تشکیل میداد. هرژه با درج حرف H و به دنبال آن شماره ردیف در پایین سمت راستِ آخرین قاب، به هر یک از این پینماها ارجاع میداد. آخرین پینمای این ماجرا که شماره اچ۱۷۴ را بر خود داشت، در ۱۴ ژانویه ۱۹۴۳ منتشر شد. انتشار بخش دوم داستان، یعنی گنجهای راکام، از ۱۹ فوریه همان سال آغاز گردید.[۶۷] همانند ماجراهای پیشین، اسب شاخدار در فرانسه در مجله هفتگی کر وایان از ۱۹ مارس ۱۹۴۴ منتشر شد.[۶۸] این داستان با عنوان دُ اِرفِنیس فان هادوک، به معنای تحتاللفظی «میراث هادوک»، به زبان فلامان در روزنامه ات لاتسته نیوس از ۲۵ آوریل ۱۹۴۴ به چاپ رسید، اما انتشار آن با آزادسازی بلژیک متوقف شد.[۱۲]
انتشار کتاب رنگی[۶۹] توسط انتشارات کسترمن[۶۶] در پاییز ۱۹۴۳ با موفقیت چشمگیری روبرو شد.[۷۰] ۳۰٬۰۰۰ نسخه از چاپ اول تنها در عرض چند هفته بهطور کامل به فروش رفت.[S ۱۴] این نسخه شامل طراحی جلد جدیدی بود که هرژه پس از پایان انتشار دنبالهدار داستان خلق کرده بود[۷۱] همراه با شش نقاشی رنگی بزرگ؛[۷۲] در حالی که کسترمن مایل به فتح بازارهای جدید بود، اسب شاخدار و گنجهای راکام در سال ۱۹۵۲ نخستین دوگانهٔ این مجموعه بودند که مستقیماً به صورت کتاب در بریتانیا و همچنین در اسپانیا و آلمان منتشر شدند.[۱۲] تیراژ این نسخهها به ۲٬۰۰۰ نسخه محدود بود و با موفقیت چندانی روبرو نشد[۷۳] اما از آن زمان به اقلام کمیاب کلکسیونی تبدیل شدهاند.[۷۴] با این حال، این نخستین ورود تنتن به بریتانیا نبود: سال قبل، عصای اسرارآمیز به صورت دورهای در نشریهٔ ایگل منتشر شده بود. اگرچه اولین نسخه بریتانیایی به سختی فروخته شد، اما این داستان دو قسمتی هفت سال بعد با ترجمهای جدید توسط انتشارات مثوئن عرضه گردید؛[۷۵] این بار توسط انتشارات مثوئن با ترجمههای جدیدی از مایکل ترنر و لزلی لانزدیل-کوپر.[۷۵] در ترجمهٔ انگلیسی، نامههای ارسالی به کاخ مولینسار نشان میدهند که عمارت در انگلستان است نه بلژیک. دوپونت و دوپونط کیفهای دزدیدهشدهٔ خود را در مجموعهٔ الفبایی جیببر، در بخش حرف «دال» پیدا میکنند که بازتاب نامهای اصلیشان، دوپونت و دوپونط است. شوالیه فرانسوا دو هادوک در این نسخه بهعنوان خدمتگذار چارلز دوم، پادشاه بریتانیا توصیف شده است، در مقابل نسخهٔ فرانسوی اصلی که او در خدمت لوئی چهاردهم، پادشاه فرانسه بود، و پرچم کشتی اسب شاخدار نیز مطابق با آن تغییر یافته است.[۷۶] در سال ۱۹۵۸، انتشارات خوبِنتود ترجمه جدیدی را برای اسپانیا منتشر کرد و سال بعد، اسب شاخدار توسط گلدن پرس در ایالات متحده آمریکا توزیع شد.[۷۳] ترجمهای به زبان عربی و همچنین ترجمهای به زبان عبری در سال ۱۹۷۲ به ترتیب توسط شرکتهای نشر «دارالمعارف» و «میزراخی» منتشر شدند.[۷۳]
اسب شاخدار که مانند سایر کتابهای این مجموعه به زبانهای بسیاری ترجمه شده است، از برخی ترجمههای خاص نیز بهرهمند گشت؛ مانند نسخهای به زبان ولوف که با عنوان کومپاگ وانگالانگ وی در سال ۲۰۱۲ در بلژیک و سال بعد در سنگال منتشر شد.[۱۲] این کتاب همچنین به چندین زبان منطقهای ترجمه شده است؛ از جمله به زبان باسکی در سال ۱۹۸۶،[۷۷] برتون در سال ۱۹۹۳،[۷۸] گالو در سال ۲۰۰۵[۷۹] و همچنین به زبان کریول رئونیونی[۸۰] و کریول آنتیلی در سال ۲۰۱۱.[۸۱]
ناشر آلمانی-دانمارکی این کتاب، انتشارات کارلسن، بعدها ماکتی از یک کشتی دانمارکی اوایل سدهٔ هفدهم به نام «اسب شاخدار» یافتند و به هرژه هدیه دادند. این کشتی که در سال ۱۶۰۵ ساخته شده بود، حین تلاش دریانورد و کاوشگر دانمارکی-نروژی ینس مونک در سالهای ۱۶۱۹–۱۶۲۰ برای عبور از گذرگاه شمال غربی غرق شد.[۸۲]
نقد و تحلیل اثر
[ویرایش]تحلیل کلی
[ویرایش]اسب شاخدار از نظر سبک، رنگ و محتوا مشابه ماجراهای قبلی تنتن بود، به طوری که هری تامسون بیان داشت که این اثر «بیچون و چرا» متعلق به دهه ۱۹۳۰ است و آن را «آخرین و بهترین معماهای کارآگاهی هرژه» میداند.[۱۳] او ادعا کرد که این داستان و گنجهای راکام سومین و مهمترین مرحله از «کارنامه تنتن» را نشان میدهند و همچنین گفت که در اینجا تنتن از یک خبرنگار، به یک کاشف تبدیل شده است تا با وضعیت سیاسی جدید کنار بیاید.[۳۱] او در ادامه افزود که این داستان «موفقترین ماجرا از تمام ماجراهای تنتن» است.[۱۳] ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه گفتند که شوالیه دو هادوک «بهترین شخصیت پرداختهشده» در داستان است و در مقابل، برادران پرنده را به عنوان «شرورهایی نسبتاً بیروح» توصیف کردند.[۸۳] آنها ادامه دادند که داستانهای اسب شاخدار و گنجهای راکام نقطه عطفی برای این مجموعه بهشمار میروند زیرا توجه خواننده را از تنتن به کاپیتان هادوک معطوف میکنند که «بدون شک، جالبترین شخصیت» شده است.[۸۳] آنها داستانسرایی «واقعاً برجسته» در اسب شاخدار را تحسین کردند و در نهایت امتیاز چهار از پنج را به آن دادند.[۸۴]
به گفتهٔ بنوآ پیترس، اسب شاخدار یکی از بزرگترین موفقیتهای روایی هرژه است، زیرا او «موفق میشود سه طرح داستانی را بهطور همزمان پیش ببرد [...] که به شکلی ظریف در هم تنیده شدهاند، بدون آنکه خوانایی ماجرا هرگز به خطر بیفتد.»[۲۴] این سه طرح داستانی، یعنی ماجرای سرقتِ کیفپولها، تبارِ کاپیتان هادوک و جستجوی گنج، به گونهای مکمل با یکدیگر ترکیب میشوند و به این ماجرا ریتمی در خور «رمانهای پلیسی و فیلمهای شمشیرزنی» میبخشند.[S ۱۵]
از نظر پییر آسولین، این مجموعهٔ دو قسمتی نشاندهندهٔ مرحلهای جدید در کار هرژه و همچنین در تسلط بر هنرش است.[A ۹] او این اثر را «گیرا» میداند، زیرا «سهم عمدهای به رؤیا، اسطوره و گریز از واقعیت اختصاص میدهد»، و همچنین به این دلیل که پدیدار شدن کاخ مولینسار در این مجموعه، یک «بندرگاه خانگی» برای «خانوادهٔ تنتن» فراهم میکند؛ خانوادهای که از این پس باید «الهامات خود را تازه کند، بدون آنکه از وحدت مکانیِ کاخ دست بکشد یا از عبور از مرزها که لازمهٔ جهانگردی است، چشمپوشی کند.»[A ۱۰] علاوه بر آن، این داستان نشاندهندهٔ گسستی از آثار قبلی است، به این معنا که تنتن تعهد سیاسی و منافع جمعی را به نفع موضوعی خصوصی رها میکند و به کاپیتان هادوک کمک میکند تا «در جستجوی هویت خود به نتیجه برسد.»[A ۱۱][۸۵] پییر آسولین معتقد است که داستان «به وضوح تحت تأثیر… از نظر روحی اگر نه از نظر جزئیات» کتاب جزیره گنج رابرت لویی استیونسن قرار دارد، به گونهای که «به نظر میرسید نیاز به فرار از واقعیت را برآورده کند».[۴۶] او این ماجراجویی را «یک تحول جدید در آثار هرژه، گریزی از موضوعات روز به سوی حماسههای ماجراجویی دزدان دریایی در افقهای دوردست» توصیف کرد.[۴۶] پیر آسولین همچنین نظر داد که شخصیت اجدادی شوالیه دو هادوک بازتاب تلاش هرژه برای وارد کردن یکی از اسرار خانواده خود، اینکه او یک اجداد اشرافی داشت، به داستان است.[۸۶]
صحنهٔ روایتِ حمله به کشتی اسب شاخدار بهویژه توجه متخصصان آثار هرژه را به خود جلب کرده است، که آن را نمونهای از نبوغ نویسنده میدانند.[S ۱۶] این گسست روایی از صفحهٔ ۱۵ آغاز میشود: کاپیتان هادوک که گویی روح جدّش در او حلول کرده، خاطرات او را برای تنتن تعریف میکند. از یک قاب به قاب دیگر، این دو صحنه با هم درمیآمیزند؛ از فضای بسیار سادهٔ آپارتمان کاپیتان هادوک که با یک سطح رنگی یکنواخت به تصویر کشیده شده، به فضای پرجزئیاتِ حملهٔ کشتی دزدان دریایی به اسب شاخدار منتقل میشویم. رفتهرفته، به نظر میرسد این دو فضا با هم یکی میشوند و صحنه زمانی به اوج خود میرسد که در پایان نبرد، هادوک پرترهٔ جدّ خود را سوراخ میکند و چهرهاش به معنای واقعی کلمه جایگزین چهرهٔ شوالیه میشود. بنوآ پیترس معتقد است که هرژه به این ترتیب پیوندی کامل میان این دو شخصیت برقرار میکند،[۸۷] در حالی که میشل پوره توضیح میدهد که «نسخهٔ خطی خاطرات شوالیه دو هادوک که توسط هادوک برای تنتن خوانده و با پانتومیم اجرا میشود، [...] روایتی درونی است که گذشته (پرافتخار)، حال (اپیزود در حال جریان) و آینده (توسعهٔ آن در ارتباط با اپیزودهای بعدی) را در ساختار روایی و نمایشیِ دلاوریهای این خبرنگارِ بدون قلم، که هرژه به خواننده ارائه میدهد، ثبت میکند.[۸۸]»
منتقد ادبی تام مککارتی به صحنهای که تنتن در سرداب کاخ مولینسار زندانی میشود اشاره کرد و بیان داشت که این صحنه شباهتهایی با اکتشافات قبلی تنتن از مقبرهها و اتاقهای مخفی در طول مجموعه دارد.[۸۹] او معمای باقیمانده در طومارهای شوالیه دو هادوک را نمونهای دیگر از ماجراهای تنتن میداند که «در چارچوب معماها» قرار گرفتهاند.[۹۰] او به این نکته اشاره کرد که با حل معما، تنتن نشان میدهد که «بهترین خواننده» در این مجموعه است و همین ویژگی او را به «قهرمان اثر» تبدیل میکند.[۹۱] مککارتی همچنین از شخصیت آریستید فیلوزل هرژه ستایش میکند و او را یکی از شخصیتهای محوری مجموعه میداند که میتواند «حضوری فراتر از آنچه از یک رماننویس، چه رسد به یک کارتونیست، انتظار داریم» از خود بروز دهد.[۹۲]
سبک روایی
[ویرایش]
بنوآ پیترس، زندگینامهنویس هرژه، اسب شاخدار را یکی از «بزرگترین موفقیتهای روایتی» هرژه دانست و اظهار داشت که این داستان و گنجهای راکام «موقعیت حیاتی» در ماجراهای تنتن دارند زیرا «جهان تنتن» را با مجموعهای از شخصیتهای اصلی آن بنا میکنند.[۲۵] او در مورد این کمیک خاص، آن را یکی از «بزرگترین موفقیتهای روایتی» هرژه توصیف کرد، به دلیل نحوهای که سه خط داستانی جداگانه را در هم میآمیزد.[۲۵] او احساس کرد که در حالی که عناصر دینی در داستانهای قبلی حضور داشتند، در اسب شاخدار و دنباله آن، این عناصر حتی قویتر هستند، چیزی که او به تأثیر ژاک فان ملکبکه نسبت داد.[۲۷] او در جای دیگر اظهار داشت که این اثر «با فضیلت روایتی استثنایی این پیشدرآمد را کاوش میکند».[۵۳]
مایکل فار با اشاره به اینکه برخلاف ستاره اسرارآمیز، این دو کتاب در داستانهای خود «تقریباً هیچ اشارهای به اشغال و جنگ ندارند»، داستانسرایی این دو کتاب را «کاملاً در زمانبندی دقیق» ستایش کرد و برخلاف برخی از آثار قبلی هرژه، احساس شتابزدگی در آن وجود ندارد.[۴۱]
ساختار روایت از الگوی معمول در ماجراهای تنتن پیروی میکند؛ به این صورت که با یک رخداد پیشپاافتاده از زندگی روزمره (پیادهروی تنتن در بازار) آغاز میشود که به سرعت با کشفی که بهعنوان عامل محرکِ داستان عمل میکند، دگرگون میگردد.[S ۱۵] این ساختار معیار را رنو ناتیه برجسته کرده است؛ او این الگو را در شانزده داستان پیاپی تنتن، از گوش شکسته تا جواهرات کاستافیوره شناسایی میکند.[۹۳] با این حال، اسب شاخدار از این جهت با بقیهٔ مجموعه تفاوت دارد که عنصر مخلّ در همان بخش آغازین (اینسیپیت) پدیدار نمیشود. در واقع، صفحهٔ نخست، موجی از جیببریها را نشان میدهد که اهمیت روایی آنها در نهایت کمتر از جستجوی سه کشتی اسب شاخدار خواهد بود.[۱۰] به این ترتیب هرژه ردّ گم میکند، بهویژه از این رو که تنتن در صفحهٔ اول تنها نقشی فرعی ایفا میکند و نقش اول به دوپونت و دوپونط واگذار شده است؛ گویی نویسنده میخواسته خواننده را به این باور برساند که سلسله سرقتها، موضوع مرکزی داستان را تشکیل خواهد داد.[۱۰]
از سوی دیگر، روایت تحت تأثیر قالبی است که هرژه ناچار بود برای چاپ ماجرای خود در روزنامهٔ لو سوآر بپذیرد. به دلیل کمبود کاغذ که در آن فضای جنگی گریبانگیر همهٔ روزنامهها شده بود، هرژه تنها میتوانست هر روز یک «استریپ» (نوار کمیک)، یعنی پینماهایی متشکل از سه یا چهار قاب را به چاپ برساند. این امر او را عملاً ناچار میکرد که در روایت خود کارآمدتر و موجزتر عمل کند.[۹۴] داستان با یک خلاصه در قالب یک بریدهٔ جریده آغاز میشود که تمامِ قاب اول را اشغال کرده است. این شگرد که پییر آسولین آن را «درجهٔ صفرِ طراحی» مینامد،[A ۱۲] در آثار هرژه تکرار شونده است؛ چرا که او دوباره در گنجهای راکام (در ادامهٔ همین داستان) و در هفت گوی بلورین از آن استفاده میکند. در گوش شکسته، حتی یک دستگاه رادیو جایگزین بریدهٔ جریده شده است.[۹۵]
در نهایت، صفحهٔ پایانی کتاب اهمیت ویژهای دارد، از این جهت که باید به خواننده اجازه دهد تداوم داستان با گنجهای راکام را حفظ کند؛ داستانی که شامل ادامهٔ روایت و در نتیجه، جستجو و سپس کشف آن گنج مشهور خواهد بود. در این مناسبت، تنتن با مخاطب قرار دادن مستقیم خواننده، «دیوار چهارم» را میشکند تا از او دعوت کند در قسمت بعدی همراهش باشد: «طبیعتاً این کار بدون زحمت نخواهد بود، گمان میکنم پیش از کشف این گنج، مسلماً ماجراهای زیادی در پیش خواهیم داشت. دوستان عزیز، اینها همان ماجراهایی هستند که در گنجهای راکام برایتان روایت خواهند شد.»[H ۱۷] این شگرد توسط هرژه بسیار کم به کار گرفته شده و تنها در دو مورد دیگر در کل مجموعه دیده میشود؛ نخست در پایان عصای اسرارآمیز، جایی که تنتن به خواننده چشمک میزند تا گویی او را شاهد حماقت دوپونت و دوپونط که در حال افتادن در آب هستند بگیرد، و روی جلد جواهرات کاستافیوره، جایی که تنتن با انگشتی بر لب و رو به خواننده، او را ترغیب میکند تا کتاب را باز کند و از رازهایی که پشت صحنهٔ فیلمبرداریِ تصویرشده پنهان است، پرده بردارد.[۱۰]

کشتی سیریوس، احتمالاً در قابی در آپارتمان کاپیتان هادوک تصویر شده است؛ بنابراین، درخواست انتشارات کسترمن برای رعایت قالب ۶۲ صفحهای، با وادار کردن هرژه به گسترش روایتش در دو داستان، بر شیوهٔ روایت محدودیت ایجاد کرد.[۲۴] اما علاوه بر چشمکِ صفحهٔ آخر، پیوند میان دو جلدِ تشکیلدهندهٔ این مجموعهٔ دوقسمتی زمانی نیز آشکار میشود که در تنها یک قاب،[H ۱۸] تنتن با یک ملاقات سهگانه روبرو میشود.[۹۶] وقتی او برای نخستین بار به خانهٔ کاپیتان هادوک میرود، کاپیتان تابلوی جدّش را به او نشان میدهد که در پسزمینهٔ آن کشتی اسب شاخدار دیده میشود؛ کشتیای که جستجوی سه ماکتِ آن، پایهٔ اصلی داستان را میسازد. علاوه بر این، روی همان دیوار، قاب کوچکی در سمت چپ پرترهٔ شوالیه قرار دارد که بخشی از آن توسط یک حباب گفتار پوشانده شده و یک کشتی بخار] را نشان میدهد. به گفتهٔ ایو هورو، این کشتی سیریوس است، نخستین کشتی از این نوع که در سال ۱۸۳۸ از اقیانوس اطلس عبور کرد؛ این انتخاب از سوی هرژه بیدلیل نیست، زیرا این همان نامی است که نویسنده در داستان بعدی به کشتی ماهیگیریای خواهد داد که قهرمانان را به جستجوی گنج میبرد.[۹۶]
پییر فِرِنو-دروئل به صحنهای در داستان اشاره کرد که در آن تنتن در کاخ مولینسار زندانی میشود. او گفت که در این بخش «هرژه یک داستان تو در تو را به ما ارائه میدهد، نوعی میانپرده که در آن هنرمند، فارغ از ارزش کاربردی اشیاء، به خود اجازه میدهد قدرتی بازیگوشانه به آنها بدهد، چیزی شبیه به نوعی سوررئالیسم».[۹۷]
سبک گرافیکی
[ویرایش]هرژه در آغاز فعالیت حرفهای خود، تبلیغات متعددی طراحی کرد که از طریق آنها هنر خود را در نویسهنگاری و ترکیببندی به کمال رساند.[۹۸] استعدادهای او در مقام یک طراح پوستر، در طرح روی جلد اسب شاخدار به وضوح نمایان است. ایو هورو، ژاک ایرون و دومینیک ماریک، نویسندگان یک مطالعهٔ دقیق روی این داستان، آن را یکی از زیباترین دستاوردهای گرافیکی این اثر میدانند. شخصیتها و اشیاء به شیوهای متوازن و متقارن بر روی پسزمینهای که بهطور یکدست با رنگ زرد تخت پوشانده شده، توزیع شدهاند. به این ترتیب، فیگور کاپیتان هادوک با فیگور جدّش، شوالیه فرانسوا هادوک، در تابلویی که در مرکز این ترکیببندی نصب شده، بازتاب مییابد. به همین ترتیب، در مقابل کشتی اسب شاخدار که در پسزمینهٔ این تابلو دیده میشود، یک اسب شاخدار دیگر پاسخ میدهد که در دایرهای بزرگ در مرکز جلد محصور شده، اما بزرگنمایی و معکوس شده است. جلوهٔ ایجاد شده توسط این نمای نزدیک، این احساس را به خواننده میدهد که گویی یک دوربین تکچشمی در اختیار او قرار گرفته است؛ شگردی که هرژه دوباره در طرح روی جلد انبار زغالسنگ به کار خواهد برد.[S ۱۷]
فیلیپ گودن در مورد صحنهای در داستان که کاپیتان هادوک زندگی جد خود را روایت میکند، اظهار داشت که خواننده «بهطور متناوب با تسلطی خیرهکننده به حال و گذشته پرتاب میشود. دورانها به هم پیوند خورده، یکدیگر را غنی کرده، تقویت شده و با هم در هماهنگی چشمگیر به هم پیوستهاند. هرژه در اوج قدرت خود بود».[۹۹]
طراحی بهشدت دقیق کشتی اسب شاخدار به تنهایی گواه کیفیت گرافیکی این داستان مصور است. این طرح نتیجهٔ یک کار طولانی در ترکیببندی است، زیرا همانطور که ژان-کلود لومینور، متخصص نیروی دریایی فرانسه ملاحظه کرده، سطح جزئیات دکلبندیها فراتر از جزئیات بدنهٔ سادهٔ کشتی است.[S ۱۸] طراحی اسب شاخدار ثابت و تغییرناپذیر نیست: هرژه در حالی که ظاهر کلی کشتی خود را حفظ میکند، در طول انتشار این ماجرا در صفحات روزنامهٔ لو سوآر تغییرات جزئی در آن اعمال میکند؛[S ۱۹] او در این کار بهویژه بر توصیههای دوستش، ژرار لیگه-بلر، تکیه میکند که برای بررسی میزان باورپذیری، ماکتی از آن میسازد.[S ۲۰] به همین ترتیب، تعدادی اصلاحات بین انتشار نوارهای روزانه و اجرای کتاب رنگی صورت گرفته است.[S ۲۱]
چندین قاب گواه تسلط گرافیکی هرژه هستند. این طراح بهویژه ایستایی تصویر را با ایجاد یک جلوهٔ استروبوسکوپی در یکی از قابهای صفحهٔ ۲۵ به چالش میکشد. کاپیتان در حالی که به شمشیری مسلح است، نبرد جدّ خود با راکهام سرخپوش دزد دریایی را بازسازی میکند. در لحظهٔ وارد کردن ضربهٔ نهایی، کاپیتان از خود بیخود میشود و طراح او را با پنج سر، هشت دست و هشت پا به تصویر میکشد. استفاده از این «اثر ماری» اجازه میدهد تا پیوستگی عمل به قیمت از دست رفتنِ وحدتِ سوژه شکل بگیرد.[۱۰۰]
واقعگرایی مورد بحث
[ویرایش]هرچند ژان-کلود لومینور در طراحی اسب شاخدار یک «خلق هنری شگفتانگیز» را میستاید، اما با این حال تأکید دارد که این طرح «فاقد هرگونه ارزش تاریخی» است: هرژه برای خلق کشتی درجه سه خود، از یک کشتی درجه دو به نام بریان کپیبرداری کرده و عرض پاشنهٔ آن را باریکتر و تعداد توپهایش را کمتر کرده است. اگرچه اسب شاخدار به سبک نیروی دریایی فرانسه وفادار است، اما شامل خطاهای خاصی است که به گفتهٔ لومینور، «شکافی عبورناپذیر میان رؤیای هرژه و واقعیت» ایجاد میکند.[S ۲۲] به همین ترتیب، صحنهٔ حمله به اسب شاخدار چندان باورپذیر تلقی نمیشود. بعید است که دزد دریاییای مانند راکام قرمز پیشقدم شود تا به یک شناور جنگی مانند اسب شاخدار حمله کند: از یک سو، نابرابری نیروها بین دو کشتی به وضوح به ضرر دزدان دریایی است، و از سوی دیگر، آنها بیشتر به کشتیهای تجاری علاقه دارند و نه کشتیهای جنگی. واکنش شوالیه دو هادوک نیز به همان اندازه غیرمحتمل است، زیرا او با وجود برتری فرضی اسب شاخدار، تصمیم به فرار میگیرد.[S ۲۳]
علاوه بر این، اگرچه شیوهای که تنتن با استفاده از یک دژکوب و با شکستن دیوار از سردابهٔ کاخ مولینسار فرار میکند هوشمندانه به نظر میرسد، اما غیرواقعی است. او برای ساختن آن، از ملافههای تختش به عنوان طنابی استفاده میکند که آن را به قلابی در سقف میآویزد و تیرچهای را به آن وصل میکند. او هنگام کار با آن، باید این تیرچه را که تنها در یک نقطه ثابت شده، به صورت افقی نگه دارد و علاوه بر آن، برای فرو ریختن دیوار به آن فشار وارد کند. طبق گفتهٔ سیلوی ردون-کلوزار، تنتنتنها در صورتی میتوانست این مانور را انجام دهد که تیرچه در چندین نقطه مهار شده بود. علاوه بر این، با توجه به ابعاد آن، وزنش باید بیش از ۱۰۰ کیلوگرم باشد، که این امر جابهجایی آن را برای یک نفر به تنهایی دشوار میکند.[۱۰۱]
مسئلهٔ هویت و تبار
[ویرایش]یان باتنس یادآور میشود که شوالیه فرانسوا دو هادوک میتواند به عنوان پدری دیده شود که کاپیتان در رؤیای خود میبیند؛ امری که وقتی هادوک کلاه و شمشیر جدّش را بر تن میکند و هر یک از حرکات او را به جای وی بازسازی میکند، به وضوح آشکار میگردد.[۱۰۲] پژوهشهای روانکاو، سرژ تیسرون، نشان داده است که مسئلهٔ هویت و تبار در ماجراهای تنتن تکرار شونده است و ریشه در راز خانوادگیای دارد که پیرامون شخصیت پدر شکل گرفته است: پدر و عموی هرژه که برادران دوقلو بودند، گویا از پدری ناشناخته اما احتمالاً با اصالتی برجسته یا حتی سلطنتی متولد شده بودند. از نظر سرژ تیسرون، شخصیت پدر با شخصیت پادشاه و با آواهای /k/, /a/ و /ʁ/ (ر، ا، ک) پیوند خورده است که در آنها تجسم مییابد: از قضا هرژه در عصای اسرارآمیز به خواننده میآموزد که ترکیبِ حروف/صدا «kar» در زبان سیلداوی به معنای پادشاه است.[۱۰۳] بدین ترتیب آواهای /k/, /a/ و /ʁ/ در سراسر آثار هرژه و از طریق نام شخصیتها حضور دارند و در این زمینه، اسب شاخدار بسیار آموزنده است. نام ایوان ایوانویچ ساخارین شاخص است: در این نام که از ساختار نامهای خانوادگی روسی الهام گرفته شده، پسر (ایوان) با پدر یکسان است و این پدر را میتوان به دلیل حضور ترکیبِ حروف/صدا /KAR/ در نام خانوادگی، به شخصیت پادشاه نزدیک دانست. در داستانی که منشأ و هویت کاپیتان هادوک را مورد پرسش قرار میدهد، همین ساخارین نیز به دنبال سه کشتی اسب شاخدار است که باید به گنج منتهی شوند.[۱۰۴]
مایکل فار باور داشت که «بیشترین عامل برجسته» در این کتاب معرفی شوالیه دو هادوک است و بر این نکته تأکید کرد که در حرکات و تصویرسازی او، «تقریباً نمیتوان او را از کاپیتان هادوک تشخیص داد».[۱۰۵] او همچنین اشاره کرد که صحنههایی که در آن کاپیتان هادوک داستان اجداد خود را روایت میکند، ادامهدهنده «ترکیب خواب و واقعیت» است که هرژه پیشتر در خرچنگ پنجهطلایی و ستاره اسرارآمیز آزمایش کرده بود.[۱۰۵]
در مطالعه روانکاوانهاش از ماجراهای تنتن، ژان-ماری آپوستولیدس، خط داستانی اسب شاخدار و گنجهای راکام را به عنوان جستجوی «گنجی که همزمان جستجو برای ریشههاست» توصیف کرد.[۱۰۶] او بیان کرد که این خط داستانی به بررسی نسلشناسی کاپیتان هادوک پرداخته و در این روند «با معانی روابط نمادین در زندگی شخصی سروکار دارد».[۱۰۷] دربارهٔ شخصیت شوالیه دو هادوک، او اشاره کرد که این شخصیت اجدادی شباهت زیادی به تنتن و هادوک دارد، یعنی «کودک رهاشده و فرزند نامشروع»، به طوری که این دو همزمان برادر و دوست نزدیک یکدیگر هستند.[۱۰۷] او افزود که وقتی کاپیتان هادوک مبارزه اجداد خود با راکام قرمز را بازسازی میکند، «روح، مانای او را در خود میگیرد و در این فرایند دگرگون میشود.»[۱۰۸] آپوستولیدس همچنین در مورد راکام قرمز صحبت کرد و اشاره کرد که نام «قرمز» رنگ «ممنوعه خون و شراب» را تداعی میکند، در حالی که «راکام» ترکیبی از «راکا» (برادر دروغین)[ج] و واژه فرانسوی «راکا» (پستفطرت) است و سپس به ارتباط احتمالی میان نام راکام و نام راسکار کاپاک، مومیایی اینکایی که در هفت گوی بلورین ظاهر میشود، اشاره کرد.[۱۰۹] او همچنین شباهتهایی میان مدلهای کشتی حاوی طومارهای راز و فتیش آرومبایاها که در گوش شکسته ظاهر میشود، کشف کرد.[۱۰۷]
ارجاعات الهیاتی
[ویرایش]همانطور که بنوآ پیترس تأکید کرده است، سهم ژاک فان ملکبکه در فیلمنامه بهویژه در ارجاعات الهیاتی متعددی که در این مجموعهٔ دوقسمتی پراکنده شده، مشهود است.[۲۹] فراتر از آن، یان باتنس معتقد است که صحنهٔ نبرد تا پای مرگ میان شوالیه دو هادوک و راکام قرمز را میتوان به عنوان یک مبارزهٔ واقعی میان خیر و شر نگریست. علاوه بر این، فریاد راکام قرمز که میگوید «به لوسیفر سوگند»، گویی نشاندهندهٔ «ذات کاملاً شیطانی» اوست و بدین ترتیب از شوالیه دو هادوک یک «دادگسترِ دارای حق الهی» میسازد که در تقابل با یک «ضدقهرمان شیطانی» قرار دارد.[۱۱۰] این واقعیت که صحنه در «ریش مقدس» (انبار باروت کشتی) رخ میدهد، به آن بار نمادین چشمگیری میبخشد: در حالی که دزد دریایی سوگند یاد کرده است که ریش او را به خوردش بدهد،[۱۱۱] این ریش خصلتی مقدس پیدا میکند، بهویژه از آن رو که شوالیه خود را در سمت نور الهی قرار میدهد؛[۱۱۲] چنانکه وصیتنامهٔ او در پوستههایی که درون دکلهای سه کشتی اسب شاخدار جاسازی شده، گواهی بر این مدعاست: «زیرا از نور است که نور پدید خواهد آمد، و صلیب عقاب خواهد درخشید.»[H ۱۳]
اقتباسها
[ویرایش]مانند دیگر کتابهای ماجراهای تنتن، اسب شاخدار نیز موضوع یک اقتباس رادیویی قرار گرفت که توسط دفتر رادیو تلویزیون فرانسه بین ۲۴ دسامبر ۱۹۵۹ و ۶ فوریه ۱۹۶۰ پخش شد. این مجموعهٔ نمایشی به کارگردانی ژان-ژاک ویرن، با ریتم سه قسمت در هفته، حوالی ساعت ۱۹ از ایستگاه رادیویی «فرانس دو» پخش میشد.[۱۱۳][۱۱۴] در سال ۲۰۲۳، اقتباس رادیویی جدیدی ضبط و در چهار قسمت از ۲۸ اوت تا ۱ سپتامبر از فرانس کولتور پخش شد.[۱۱۵] این ششمین کتابی است که در این مجموعه، با تولید مشترک کمدی-فرانسز و شرکت تنتنایماژیناتیو اقتباس شده است. اقتباس کاتل گییو توسط بنژامان آبیتان با موسیقی اصلی اولیویه داویو کارگردانی شد که توسط دیدیه بنتی ارکستراسیون شده و توسط نوازندگان ارکستر ملی فرانسه اجرا شده است. نقش تنتن را نوآم مورگنشترن، نقش کاپیتان هادوک و جدّش را تیری آنسیس، نقش راکام قرمز را برونو رافائلی و نقش دربانِ خانهٔ تنتن، خانم پنسون را آن کسلر ایفا کردهاند.[۱۱۵] این اثر با استقبال خوب منتقدان روبرو شد.[۱۱۶]
در سال ۱۹۵۷، شرکت بلویزیون مجموعهای با عنوان ماجراهای تنتن اثر هرژه تولید کرد؛ مجموعهای از اقتباسهای رنگی پنجدقیقهای روزانه که بر اساس کمیکهای اصلی هرژه ساخته شده بودند. داستان اسب شاخدار چهارمین ماجرایی بود که در دومین سری انیمیشن اقتباس شد؛ کارگردانی آن بر عهدهٔ ری گوسنس[۱۱۷] و نویسندگی توسط گرگ، کارتونیست شناختهشدهای که بعدها سردبیر مجلهٔ تنتن شد، انجام گرفت.[۱۱۸]
در سال ۱۹۹۱، همکاری میان استودیوی فرانسوی ایلیپسنیم و شرکت کانادایی نلوانا منجر به اقتباس ۲۱ داستان در قالب مجموعهای از قسمتها شد. اسب شاخدار نهمین داستان از ماجراهای تنتن بود که تولید شد و در قالب دو قسمت سیدقیقهای ارائه گردید. این مجموعه به کارگردانی استفان برناسکونی ساخته شد و به دلیل «وفاداری کلی» به کمیکهای اصلی مورد تحسین قرار گرفت؛ تا آنجا که انیمیشن مستقیماً از پنلهای اصلی هرژه اقتباس شده بود.[۱۱۹]
در سال ۲۰۱۱، یک فیلم بلند موشنکپچر به کارگردانی استیون اسپیلبرگ و تهیهکنندگی پیتر جکسون در بیشتر نقاط جهان طی ماههای اکتبر تا نوامبر با عنوان ماجراهای تنتن: راز کشتی تکشاخ منتشر شد.[۱۲۰] این فیلم ماجراجویانه که با تکنولوژی ۳ بعدیِ ضبط حرکت و رایانهای ساخته شده، برای نخستین بار در جهان در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۱ در سینما یوجیسی-د بروکر در بروکسل به نمایش درآمد.[۱۲۱] در ایالات متحده این فیلم در ۲۱ دسامبر همان سال با عنوان سادهتر ماجراهای تنتن اکران شد.[۱۲۲] این فیلم تمام روایت هرژه را بازگو نمیکند، بلکه در واقع از سه داستان مجزا الهام گرفته است: اسب شاخدار، گنجهای راکام و خرچنگ پنجهطلایی تا به یک فیلمنامهٔ غیراقتباسی دست یابد. در واقع، برخی شخصیتها در فیلم همان نقشی را ایفا نمیکنند که در داستان داشتند؛ مانند ایوان ساخارین که در سینما در کاخ مولینسار زندگی میکند و نقش شخصیت منفی را بر عهده دارد.[۱۲۳][۱۲۰] در همان سال، خود این فیلم به یک بازی ویدئویی به نام تنتن: راز کشتی تکشاخ تبدیل شد.[۱۲۴] این بازی که توسط کپکام توسعه یافته و توسط یوبیسافت منتشر شده است، برای رایانههای شخصی، وی، ایکسباکس ۳۶۰، پلیاستیشن ۳، نینتندو ۳دیاس، اندروید و آیاواس در دسترس است.[۱۲۵][۱۲۶]
یک جاذبهٔ تفریحی به نام اسب شاخدار که از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۵ در پارک بلژیکی والیبی بلژیک فعال بود، روایت داستان را از طریق یک قایقسواری نمایشی برای بازدیدکنندگان بازسازی میکرد. این مرکز توسط ملکه پائولا بلژیک افتتاح شد.[۱۲۷][۱۲۸]
نقیضه
[ویرایش]اسب شاخدار در ژوئن ۲۰۱۰ موضوع یک نقیضهٔ ادبی به نام راز اولالی کورن قرار گرفت که توسط گوردون زولا در مجموعهی ماجراهای سن-تن و دوستش لو نوشته شده است.[۱۲۹] اگرچه نویسنده از دنیای هرژه تغذیه میکند، اما سناریوی ماجراهای او کاملاً با آن متفاوت است.[۱۳۰] دوپا نیز نقیضهای با شخصیت کوبیتوس از صحنهای که هادوک داستانهای اجدادش را تعریف میکند، ساخته است.[۱۳۱]
منابع
[ویرایش]یادداشتها
[ویرایش]- ↑ این کنایه به یک بازی زبانی و فرهنگی در زبان فرانسوی بازمیگردد. در متن اصلی، از اصطلاح «marché aux puces» برای توصیف بازار کهنهفروشان استفاده شده که معنای تحتاللفظی آن «بازارِ کَک» است (و در واقع معنایش «جمعهبازار» یا کهنهفروشی است). علت این نامگذاری تاریخی در اروپا این بود که مردم باور داشتند کالاها و لباسهای دستدومی که در این بازارهای خیابانی فروخته میشوند، آلوده به ککها هستند. هرژه با هوشمندی و شوخطبعی، در همان صفحه اول که تنتن در حال قدم زدن در این بازار است، میلو را در حال خاراندن شدید بدنش به تصویر میکشد تا به شکلی تصویری و طنزآمیز، به این کهنهفروشی (بازارِ کَک) اشاره کرده باشد.
- ↑ این روزنامه در روزهای پس از آغاز اشغال بلژیک توسط آلمان، برخلاف میل مالکانش یعنی خانواده روسل، مجدداً راهاندازی شد. از همین رو، به آن لقب لو سوآر وُلِه (لو سوآر غصبشده) دادهاند.
- ↑ نویسنده در ماجراهای بعدی نیز دو بار دیگر از این شیوه استفاده کرد؛ نخست با هفت گوی بلورین و معبد خورشید، و سپس با هدف کره ماه و روی ماه قدم گذاشتیم.
- ↑ هرژه در جوانی از پیشاهنگی لذت میبرد و ژرار لیژه-بلر را به عنوان دبیر فدراسیون پیشاهنگان کاتولیک میشناخت.[۴۶]
- ↑ نقشههای این کشتی، به همراه سایر اطلاعات، در مقالهای در شماره ژوئن ۱۹۸۹ مجله «دوستان هرژه» منتشر شد.[۴۹]
- ↑ برادران دروغین (faux frère) راکا (racaille) در زبان آرامی[۱۰۹]
پانویسها
[ویرایش]- Version en album du Secret de la Licorne :
- ↑ 1943, planches 3 et 4Le Secret de La Licorne
- ↑ 1943, planche 1Le Secret de La Licorne
- ↑ 1943, planche 5Le Secret de La Licorne
- ↑ 1943, planches 6-7Le Secret de La Licorne
- ↑ 1943, planches 7-8Le Secret de La Licorne
- ↑ 1943, planche 9Le Secret de La Licorne
- ↑ 1943, planche 11Le Secret de La Licorne
- ↑ 1943, planches 14-26Le Secret de La Licorne
- ↑ 1943, planches 28-31Le Secret de La Licorne
- ↑ 1943, planches 35-36Le Secret de La Licorne
- ↑ 1943, planches 53-56Le Secret de La Licorne
- ↑ 1943, planches 58-60Le Secret de La Licorne
- 1 2 1943, planche 61Le Secret de La Licorne
- ↑ 1943, planche 62Le Secret de La Licorne
- ↑ 1943, planche 7Le Secret de La Licorne
- ↑ 1943, planches 15 à 26Le Secret de La Licorne
- ↑ 1943, planche 62, case B3Le Secret de La Licorne
- ↑ 1943, planche 6, case A3Le Secret de La Licorne
- Pierre Assouline, Hergé, 1996 :
- 1 2 Assouline 1996, p. 328.
- ↑ Assouline 1996, p. 233.
- ↑ Assouline 1996, p. 230.
- 1 2 Assouline 1996, p. 241-242.
- ↑ Assouline 1996, p. 266.
- ↑ Assouline 1996, p. 279.
- ↑ Assouline 1996, p. 254.
- ↑ Assouline 1996, p. 322.
- ↑ Assouline 1996, p. 296, 304.
- ↑ Assouline 1996, p. 305.
- ↑ Assouline 1996, p. 306.
- ↑ Assouline 1996, p. 323.
- Yves Horeau, Jacques Hiron et Dominique Maricq, Tous les secrets de la Licorne, 2017 :
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 76.
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 81.
- 1 2 3 Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 90-91.
- 1 2 Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 29.
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 11.
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 13.
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 37-38.
- 1 2 Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 16.
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 61.
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 19.
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 22.
- 1 2 Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 26.
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 88.
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 156.
- 1 2 Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 8.
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 68.
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 7.
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 40.
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 44.
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 51.
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 52.
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 60.
- ↑ Horeau, Hiron & Maricq 2017, p. 99.
- سایر موارد
- ↑ Hergé 1959, pp. 1–12.
- ↑ Hergé. The Adventures of Tintin, The Secret of the Unicorn. pp. 16–23.
- ↑ "20°37'42.0"N 70°52'15.0"W". Retrieved 3 November 2019.
- ↑ Hergé 1959, pp. 12–62.
- ↑ Peeters 2006, p. 214.
- ↑ "Les frères Loiseau". tintin.com. Retrieved 2020-12-30.
- ↑ "Ivan Ivanovitch Sakharine". tintin.com. Retrieved 2020-12-30.
- ↑ "Barnabé". tintin.com. Retrieved 2020-12-30.
- ↑ "Aristide Filoselle". tintin.com. Retrieved 2020-12-30.
- 1 2 3 4 5 Kovaliv, Gaëlle (2017). « Et désormais, il ne me faut rien d'autre que cette promenade quotidienne… » - Étude sur les incipits dans Les Aventures de Tintin (Mémoire de Maîtrise universitaire ès lettres en Français Moderne). Université de Lausanne.
- ↑ "Nestor". tintin.com. Retrieved 2020-12-30.
- 1 2 3 4 Grutman, Rainier (2020). "Tintin au pays des traductions" (PDF). Parallèles (32(1)): 177–193.
- 1 2 3 4 Thompson 1991, p. 113.
- 1 2 "Le Secret de la Licorne". tintin.com. Retrieved 2020-12-31.
- ↑ Couvreur 2011, p. 7-8.
- ↑ Assouline 2009، pp. 70–71; Peeters 2012، pp. 116–118.
- ↑ Peeters 2006, p. 238.
- ↑ Assouline 2009، p. 72; Peeters 2012، pp. 120–121.
- ↑ Goddin 2009، p. 73; Assouline 2009، p. 72.
- ↑ Assouline 2009، p. 73; Peeters 2012.
- ↑ Thompson 1991، p. 99; Farr 2001، p. 95.
- ↑ Thompson 1991, p. 99.
- ↑ Delcroix, Olivier (2004). "Le Tour du monde en 24 albums". Le Figaro (HS): 22–39.
- 1 2 3 4 Peeters 2006, p. 210.
- 1 2 3 4 Peeters 2012, p. 143.
- ↑ Labelle, Vanessa (2014). La représentation du paranormal dans les Aventures de Tintin (Thesis). Université d'Ottawa, Faculté des arts. p. 20.
- 1 2 Peeters 2012, p. 144.
- ↑ Lofficier و Lofficier 2002، p. 54; Goddin 2009، p. 102.
- 1 2 Peeters 2006, p. 210-212.
- ↑ Lofficier و Lofficier 2002، p. 54; Peeters 2012، p. 143.
- 1 2 Thompson 1991, p. 112.
- ↑ Farr 2001, p. 105.
- ↑ Peeters 1989، p. 75; Thompson 1991، p. 115.
- ↑ Phillips & Kingsley 2011.
- ↑ Screech 2005, p. 34.
- ↑ Thompson 1991، p. 113; Farr 2001، p. 105.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, p. 54.
- 1 2 Couvreur 2011, p. 9.
- ↑ Couvreur 2011, p. 8.
- ↑ Peeters 1984, p. 77.
- 1 2 Farr 2001, p. 112.
- ↑ Assouline 2009، p. 88; Farr 2001، p. 111; Peeters 2012، pp. 144–145; Peeters 1989، p. 75.
- ↑ Peeters 1989، p. 75; Goddin 2009، p. 104.
- ↑ Goddin 2009, p. 104.
- 1 2 3 Soumois 2011.
- 1 2 3 4 5 Assouline 2009, p. 88.
- 1 2 Assouline 2009، p. 88; Farr 2001، p. 111; Peeters 2012، pp. 144–145.
- ↑ Assouline 2009، p. 88; Farr 2001، p. 111; Peeters 2012، pp. 144–145; Goddin 2009، p. 116.
- ↑ Assouline 2009, pp. 88, 243 (footnote 56).
- 1 2 3 Peeters 1989، p. 75; Farr 2001، p. 111.
- ↑ Assouline 2009، p. 88; Farr 2001، p. 111; Peeters 1989، p. 75.
- ↑ Peeters 2012، p. 145; Goddin 2009، p. 107.
- 1 2 Peeters 1989, p. 75.
- ↑ Peeters 1989, p. 74.
- ↑ Ransome, Arthur (2011). Arthur Ransome's Long-lost Study of Robert Louis Stevenson. Boydell Press.
- ↑ récits de William Dampier et Voyages and travels" de J. Albert de Mandelslo
- ↑ Kukorelly, Erzsi (2012). "Représentations d'Afrique dans le Capitaine Singleton de Daniel Defoe : une fiction cartographique ?". Dix-huitième siècle.
- ↑ Farr 2001، pp. 108–109; Horeau 2004، pp. 38–39.
- ↑ Horeau 2004, p. 39.
- ↑ Maurice Besson, Les Frères de la Coste, Paris, Duchartre et Van Buggenhoudt, 1928, p.26 (consultable en ligne sur Gallica).
- ↑ Peeters 1989، p. 76; Thompson 1991، p. 115; Farr 2001، p. 106; Lofficier و Lofficier 2002، p. 53.
- ↑ Peeters 1989، p. 77; Thompson 1991، p. 115; Farr 2001، p. 106; Lofficier و Lofficier 2002، p. 53.
- ↑ Saint-Bris, Gonzague (2011). "Cheverny, un modèle de château". Historia. Paris (Hors–série): 112–117.
- 1 2 Farr 2001, p. 111.
- ↑ Lavery 1983، p. 158; Davies 2004.
- 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 52.
- ↑ Peeters 2006, p. 213.
- ↑ 2002, p. 52Lofficier
- ↑ Goddin 2009, p. 124.
- ↑ Peeters 2012, p. 145.
- ↑ Goddin 2009, p. 113.
- ↑ Goddin 2009, p. 114.
- 1 2 3 Bonnaric, Jacques (2014). "Les Aventures de Tintin en Volapük ?". Les Amis de Hergé (57): 8–10.
- ↑ Thompson 1991، p. 121; Farr 2001، p. 106.
- 1 2 Farr 2001, p. 106.
- ↑ Horeau 2004, p. 18.
- ↑ "Zorionak Tintin !". France Bleu (به فرانسوی). 2019-01-10. Retrieved 2021-02-14.
- ↑ "Catalogue Bibliothèque Yves le Gallo › Détails de Kevrin an unkorneg". portailcrbc.univ-brest.fr (به فرانسوی). Retrieved 2021-02-14.
- ↑ "BD. Comment se nomment les personnages de Tintin en breton ?". Le Telegramme (به فرانسوی). 2019-01-10. Retrieved 2021-02-14.
- ↑ "Tintin traduit en créole en édition limitée!". Zinfos 974, l'actualité de l'île de La Réunion (به فرانسوی). Retrieved 2021-02-14.
- ↑ "TINTIN Sigré a Likon-la & Trézo Rakam léwouj". Montray Kréyol (به فرانسوی). 2011-10-23. Retrieved 2021-02-14.
- ↑ Thompson 1991، p. 115; Farr 2001، p. 111.
- 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 53.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, pp. 54–55.
- ↑ Denis, Benoît (1991). Les Avatars de Tintin: Stratégies thématiques, idéologiques et formelles dans l'œuvre d'Hergé. Université de Liège. pp. 100–103.
- ↑ Assouline 2009, pp. 88–89.
- ↑ Peeters 2006, p. 211.
- ↑ Porret, Michel (2012). "Journaux et livres : la lecture dans les aventures du reporter sans plume Tintin". Histoire et civilisation du livre (8): 327–354. Retrieved 2026-04-26.
- ↑ McCarthy 2006, pp. 65–66.
- ↑ McCarthy 2006, p. 18.
- ↑ McCarthy 2006, p. 21.
- ↑ McCarthy 2006, p. 8.
- ↑ Nattiez, Renaud (2016). Le mystère Tintin: Les raisons d'un succès universel. Bruxelles: Les Impressions nouvelles. p. 352. ISBN 978-2874493096.
- ↑ Sadoul 1983, p. 14.
- ↑ Hergé (1975). L'Oreille cassée. Tournai: Casterman. p. 62. ISBN 978-2-203-00105-3. Retrieved 2026-04-26.
Plate 2, Line 1, Case 1
- 1 2 Hrodej, Philippe (2014). "Guerre de course - Les corsaires prennent la mer". Tintin et la mer. Historia, Ouest-France. p. 22.
- ↑ Fresnault-Deruelle 2010, p. 125.
- ↑ Peeters 1984, p. 190-191.
- ↑ Goddin 2009, p. 110.
- ↑ Fresnault-Deruelle 1999, p. 48.
- ↑ Redon-Clauzard, Sylvie (2002). "Une poutre comme bélier - Tintin chez les savants, Hergé entre science et fiction". Sciences & Vie. Paris. Édition spéciale (14H): 71.
- ↑ Baetens 2011, p. 42.
- ↑ Tisseron, Serge (1990). Tintin et les secrets de famille - secrets de famille, troubles mentaux et création. Aubier. p. 192. ISBN 9782700721683.
17-18
- ↑ Bidaud, Samuel (2016). "À propos des noms de personnages de Tintin. Note d'onomastique littéraire". Irish Journal of French Studies. 16: 209–225.
- 1 2 Farr 2001, p. 108.
- ↑ Apostolidès 2010, p. 30.
- 1 2 3 Apostolidès 2010, p. 136.
- ↑ Apostolidès 2010, p. 143.
- 1 2 Apostolidès 2010, p. 137.
- ↑ Baetens 2011, p. 48-51.
- ↑ Baetens 2011, p. 44.
- ↑ Baetens 2011, p. 49-51.
- ↑ "Les Aventures de Tintin". ina.fr. Institut national de l'audiovisuel. Retrieved 2021-01-01.
- ↑ "Le Secret de La Licorne". madelen.ina.fr. Institut national de l'audiovisuel. Retrieved 2021-01-01.
- 1 2 "Communiqué de presse - France Culture // Les Aventures de Tintin saison 6 : Le Secret de la Licorne". radiofrance.com. Radio France. Retrieved 2024-01-02.
- ↑ Le Saux, Laurence (2023-08-10). "Podcast : Tintin et "le Secret de la Licorne" sublimé par la Comédie-Française, sur France Culture". Télérama. Retrieved 2024-01-02.
- ↑ Couvreur, Daniel (2013). Belvision: le Hollywood européen du dessin animé. Bruxelles: Le Lombard. p. 256. ISBN 978-2803631216.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, pp. 87–88.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, p. 90.
- 1 2 The Daily Telegraph: Michael Farr 2011.
- ↑ The Associated Press (2011-10-22). "Tintin Has World Premiere in His Hometown". npr.org (به انگلیسی). National Public Radio. Retrieved 2011-10-22.
- ↑ Lyttelton, Oliver (16 October 2011). "Steven Spielberg Says 'The Adventures of Tintin' is "85% Animation, 15% Live Action"". IndieWire. Archived from the original on 18 February 2017. Retrieved 18 December 2017.
- ↑ Pasamonik, Didier (2011-10-12). "Tintin & le Secret de la Licorne : Bravo Steven Spielberg !". actuabd.com. Actua BD. Retrieved 2021-01-01.
- ↑ IGN 2011.
- ↑ "Fiche du jeu Les Aventures de Tintin : Le Secret de La Licorne". Gamekult. Retrieved 2011-11-03.
- ↑ "Fiche du jeu Les Aventures de Tintin : Le Secret de La Licorne". Jeuxvideo.com. Retrieved 2011-11-03.
- ↑ Meeùs, Eddy (2002). Hors des sentiers battus: Du Kivu à Walibi. Beersel: Éditions Clepsydre. p. 349. ISBN 2-930304-07-3. D/2002/8166/2.
- ↑ Vandendries, Jean (1992-07-08). "Le kangourou en a fait des bonds !". Le Soir. Retrieved 2018-03-04.
- ↑ "Les aventures de Saint-Tin et son ami Lou: 9. Le secret d'Eulalie Corne". bedetheque.com. Retrieved 2021-02-03.
- ↑ "Pas de condamnation pour une parodie de Tintin". lemonde.fr. Le Monde. 2011-02-23. Retrieved 2021-02-03.
- ↑ Super Tintin, Duels, p. 78 à 82.
کتابشناسی
[ویرایش]- Apostolidès, Jean-Marie (2010) [2006]. The Metamorphoses of Tintin, or Tintin for Adults. Jocelyn Hoy (translator). Stanford: Stanford University Press. ISBN 978-0-8047-6031-7.
- Assouline, Pierre (1996). Hergé. Folio (به فرانسوی). Paris: Gallimard. p. 820. ISBN 978-2-07-040235-9.
- Assouline, Pierre (2009) [1996]. Hergé, the Man Who Created Tintin. Charles Ruas (translator). Oxford and New York: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-539759-8.
- Baetens, Jan (2011). Hergé écrivain (به فرانسوی). Paris: Flammarion. p. 224. ISBN 9782081246157.
- Collectif (2014). Le rire de Tintin: Les secrets du génie comique d'Hergé (به فرانسوی). L'Express, Beaux Arts Magazine. p. 136. ISSN 0014-5270. Rire.
- Davies, J.D. (2004). "Haddock, Sir Richard (c.1629–1715)". Oxford Dictionary of National Biography.
- Farr, Michael (2001). Tintin: The Complete Companion. London: John Murray. ISBN 978-0-7195-5522-0.
- Farr, Michael (17 October 2011). "The inspiration behind Steven Spielberg's Tintin". The Daily Telegraph. Archived from the original on 19 October 2011. Retrieved 31 January 2015.
- Fresnault-Deruelle, Pierre (2010). "The Moulinsart Crypt". European Comic Art. 3 (2): 119–144. doi:10.3828/eca.2010.11.
- Goddin, Philippe (2009). The Art of Hergé, Inventor of Tintin: Volume 2: 1937–1949. Michael Farr (translator). San Francisco: Last Gasp. ISBN 978-0-86719-724-2.
- Hergé (1959) [1943]. The Secret of the Unicorn. Leslie Lonsdale-Cooper and Michael Turner (translators). London: Egmont. ISBN 978-0-613-71791-5.
- Hergé (2006). Les vrais secrets de La Licorne. Daniel Couvreur; Frédéric Soumois; Philippe Goddin. Bruxelles: Éditions Moulinsart. p. 128. ISBN 978-2-87424-118-5. OCLC 752650774. 2874241180.
- Hergé (2007). À la recherche du trésor de Rackham le Rouge. Daniel Couvreur; Frédéric Soumois; Dominique Maricq (preface). Bruxelles: Éditions Moulinsart / Casterman. p. 136. ISBN 978-2-87424-160-4. OCLC 893789363. 2874241601.
- Horeau, Yves (2017). Tous les secrets de la Licorne (به فرانسوی). Jacques Hiron; Dominique Maricq. Paris: Gallimard; Éditions Moulinsart. p. 183. ISBN 978-2742450503. secrets.
- Horeau, Yves (1999). Tintin, Haddock et les Bateaux. Philippe Godin; Jean-Claude Chemin; Jean Piquemal; Yveline Yvernogeau. Bruxelles: Éditions Moulinsart. p. 58. ISBN 2-930284-19-6.
- Gravett, Paul (2012). "De 1930 à 1949 : Le Secret de La Licorne". In Gravett, Paul (ed.). Les 1001 BD qu'il faut avoir lues dans sa vie. Flammarion. p. 124. ISBN 2081277735.
- Horeau, Yves (2004). The Adventures of Tintin at Sea. Michael Farr (translator). London: John Murray. ISBN 978-0-7195-6119-1.
- Lavery, Brian (1983). The Ship of the Line — Volume 1: The Development of the Battlefleet 1650-1850. Conway Maritime Post. ISBN 0-85177-252-8.
- Lofficier, Jean-Marc; Lofficier, Randy (2002). The Pocket Essential Tintin. Harpenden, Hertfordshire: Pocket Essentials. ISBN 978-1-904048-17-6.
- McCarthy, Tom (2006). Tintin and the Secret of Literature. London: Granta. ISBN 978-1-86207-831-4.
- Peeters, Benoît (1989). Tintin and the World of Hergé. London: Methuen Children's Books. ISBN 978-0-416-14882-4.
- Peeters, Benoît (2012) [2002]. Hergé: Son of Tintin. Tina A. Kover (translator). Baltimore, Maryland: Johns Hopkins University Press. ISBN 978-1-4214-0454-7.
- Phillips, Sarah; Kingsley, Patrick (18 October 2011). "Tintin v Asterix". The Guardian. Archived from the original on 10 March 2014. Retrieved 10 March 2014.
- Soumois, Frédéric (2011). "Le Secret de La Licorne - En ligne directe". Historia. Paris. Hors–série (Les personnages de Tintin dans l'histoire : Les événements de 1930 à 1944 qui ont inspiré l'œuvre d'Hergé): 101.
- Screech, Matthew (2005). Masters of the Ninth Art: Bandes Dessinées and Franco-Belgian Identity. Liverpool: Liverpool University press. ISBN 978-0-85323-938-3.
- Thompson, Harry (1991). Tintin: Hergé and his Creation. London: Hodder and Stoughton. ISBN 978-0-340-52393-3.
- "The Adventures of Tintin [The Game] Review". IGN. 8 December 2011. Archived from the original on 24 September 2012. Retrieved 6 February 2015.
- بروکسل در ادبیات داستانی
- داستانها
- رمانهای گرافیکی ۱۹۴۳ (میلادی)
- کتابهای ۱۹۴۳ (میلادی)
- کتابهای تنتن
- کتابهای دزدان دریایی
- کتابهای مثوئن
- ماجراهای تنتن و میلو
- نوشتارهای نخستین بار منتشرشده به صورت سریالی
- کمیکها در ۱۹۴۳ (میلادی)
- کمیکهای بلژیکی مورد اقتباس در فیلمها
- رمانهای بلژیکی مورد اقتباس در فیلمها
- کمیکهای مورد اقتباس در مجموعههای تلویزیونی
- کمیکهای دزدان دریایی