پرش به محتوا

ستاره اسرارآمیز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ستاره اسرارآمیز
(L'Étoile mystérieuse)
تاریخ۱۹۴۲ (رنگی)
سریماجراهای تن‌تن و میلو
ناشرکسترمن
گروه سازنده
خالقهرژه
نسخهٔ اصلی
منتشرشده درلو سوآر
تاریخ انتشار۲۰ اکتبر ۱۹۴۱ – ۲۱ مه ۱۹۴۲
زبانفرانسوی
ترجمه
ناشر ترجمهمثوئن
تاریخ ترجمه۱۹۶۱
مترجم
  • لزلی لانزدیل-کوپر
  • مایکل ترنر
گاه‌نگاری
بعد ازخرچنگ پنجه‌طلایی (۱۹۴۱)
قبل ازاسب شاخدار (۱۹۴۳)

ستارهٔ اسرارآمیز (فرانسوی: L'Étoile mystérieuse) دهمین جلد از ماجراهای تن‌تن و میلو، مجموعه کمیک‌های اثر کارتونیست بلژیکی هرژه است. این داستان از اکتبر ۱۹۴۱ تا مه ۱۹۴۲، هم‌زمان با اشغال بلژیک توسط آلمان نازی در جریان جنگ جهانی دوم، به‌صورت روزانه در لو سوآر، مهم‌ترین روزنامه فرانسوی‌زبان بلژیک، منتشر می‌شد. داستان دربارهٔ خبرنگار جوان بلژیکی، تن‌تن، است که همراه با سگش میلو و دوستش کاپیتان هادوک، سوار بر یک کشتی اکتشافی علمی به اقیانوس منجمد شمالی می‌رود تا در یک رقابت بین‌المللی، شهاب‌سنگی را که به زمین سقوط کرده است پیدا کند.

ستارهٔ اسرارآمیز موفقیتی تجاری به دست آورد و کمی بعد از پایان انتشار، توسط کسترمن در قالب کتاب منتشر شد؛ نخستین جلد تن‌تن که در قالب ۶۲ صفحه‌ای تمام‌رنگی منتشر می‌شد. هرژه ماجراهای تن‌تن را با کتاب اسب شاخدار ادامه داد، در حالی که خود این مجموعه به یکی از بخش‌های تعیین‌کننده سنت کامیکس فرانسوی-بلژیکی تبدیل شد. ستارهٔ اسرارآمیز نقدهای متفاوتی دریافت کرده و به‌دلیل برداشت‌های موجود از بازنمایی یهودستیزانه شخصیت منفی‌اش، به یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های این مجموعه تبدیل شده است. این داستان هم برای مجموعه پویانمایی بل‌ویزیون در سال ۱۹۵۷، ماجراهای تن‌تن اثر هرژه، و هم برای مجموعه پویانمایی سال ۱۹۹۱، ماجراهای تن‌تن ساخته مشترک ایلیپسنیم و نلوانا اقتباس شده است.

خلاصه داستان

[ویرایش]

یک شهاب‌واره عظیم به زمین نزدیک می‌شود؛ پروفسور هیپولیت کالیس آن را از رصدخانه‌ای مشاهده می‌کند و او و یک پیامبر خودخوانده به نام فیلیپولوس پیش‌بینی می‌کنند که این شهاب‌واره به زمین برخورد کرده و باعث پایان دنیا خواهد شد. شهاب‌واره از کنار زمین می‌گذرد، اما تکه‌ای از آن در اقیانوس منجمد شمالی سقوط می‌کند. پروفسور کالیس تشخیص می‌دهد که این شیء از ماده‌ای جدید ساخته شده و آن را «کالیستِن» می‌نامد و برای یافتن آن همراه با گروهی از دانشمندان اروپایی یک اکتشاف ترتیب می‌دهد. کشتی اکتشافی قطبی آن‌ها، «طلوع»، توسط دوستِ تن‌تن، کاپیتان هادوک، هدایت می‌شود و تن‌تن و میلو نیز همراه او هستند.[۱] در همین حال، یک اکتشاف دیگر توسط سرمایه‌دار آقای بول‌وینکل تأمین مالی می‌شود و گروه او با کشتی اکتشافی قطبی «پیِ‌یری» راهی می‌گردد؛ بنابراین اکتشاف فاستل به بخشی از یک رقابت برای رسیدن به شهاب‌سنگ تبدیل می‌شود.

در روز عزیمت کشتی «طلوع»، بول‌وینکل یکی از افرادش را می‌فرستد تا یک بسته دینامیت روی کشتی کار بگذارد، اما دینامیت پیدا شده و در نهایت به دریا پرتاب می‌شود. در یکی از مسیرهای کشتیرانی دریای شمال، «طلوع» تقریباً با یکی از کشتی‌های بول‌وینکل برخورد می‌کند، اما هادوک کشتی را به‌موقع منحرف می‌کند. مشکلات بیشتری زمانی پیش می‌آید که «طلوع» مجبور می‌شود برای سوخت‌گیری در ایسلند، به بندر آکورِیری برود؛ جایی که به هادوک اطلاع می‌دهند شرکت نفتی «گلدن اویل» (که متعلق به بانکِ بول‌وینکل است و انحصار سوخت را در دست دارد) سوختی در اختیار ندارد. او و تن‌تن سپس یکی از دوستان قدیمی‌اش، کاپیتان چستِر، را می‌بینند و تن‌تن نقشه‌ای می‌کشد تا با متصل کردن مخفیانه شلنگ از کشتی چستر، «سیریوس»، به «طلوع»، شرکت گلدن اویل را فریب داده و سوخت لازم را تهیه کنند.[۲] هنگامی که به پیِری نزدیک‌تر می‌شوند، «طلوع» یک پیام مبهم کمک‌خواهی دریافت می‌کند و خدمه تصمیم می‌گیرند مسیر خود را برای کمک تغییر دهند؛ اما تن‌تن فاش می‌کند که این پیام اضطراری، ترفندی برای تأخیر انداختن آن‌هاست و بنابراین مسیر اصلی را از سر می‌گیرند. «طلوع» تلگرامی دریافت می‌کند مبنی بر اینکه گروه پیِی‌ری به شهاب‌سنگ رسیده اما هنوز آن را تصاحب نکرده است. در حالی که خدمه پیِ‌یری با قایق پارویی به‌سوی شهاب‌سنگ می‌روند، تن‌تن با هواپیمای آب‌نشین «طلوع» به سمت شهاب‌سنگ پرواز کرده و با چتر روی آن فرود می‌آید و پرچم اکتشاف را نصب می‌کند و به‌این‌ترتیب در رقابت پیروز می‌شود.

تن‌تن و میلو (که با هواپیما همراهش آمده بود) روی شهاب‌سنگ اردو می‌زنند، در حالی که موتورهای «طلوع» به دلیل بروز مشکل در حال تعمیر هستند. روز بعد، او قارچ‌های عظیم و انفجاری پیدا می‌کند و کشف می‌کند که «کالیستِن» باعث تسریع رشد می‌شود: هسته سیبش به درختی بزرگ تبدیل می‌شود و یک کرم به پروانه‌ای غول‌آسا بدل می‌گردد، و او و میلو با عنکبوتی غول‌پیکر که از جعبه غذایش فرار کرده، روبه‌رو می‌شوند، پیش از آنکه هواپیمای آب‌نشین دوباره برسد. یک زمین‌لرزه زیردریایی ناگهانی شهاب‌سنگ را تا هسته می‌لرزاند و آن را به فرورفتن در دریا وامی‌دارد. تن‌تن خود، میلو و تکه‌ای از «کالیستِن» را در قایق نجات هواپیما نزد خلبان می‌رساند، در حالی که خود شهاب‌سنگ سرانجام در دریا ناپدید می‌شود. پس از آن، بول‌وینکل مطلع می‌شود که قرار است بابت جنایاتش محاکمه شود. هنگامی که «طلوع» به خانه بازمی‌گردد، کاپیتان هادوک برای سوخت‌گیری کشتی را به سوی خشکی هدایت می‌کند، اما نه برای نفت — بلکه برای ویسکی.[۳]

تاریخچه

[ویرایش]

پیش‌زمینه

[ویرایش]
Black-and-white photo of a seaplane surrounded by people
یک هواگرد آب‌نشین آرادو آر ۱۹۶ آلمانی که الهام‌بخش هرژه بود و در داستان ستاره اسرارآمیز تن‌تن از آن استفاده کرد.

در میانهٔ اشغال بلژیک توسط آلمان در جریان جنگ جهانی دوم، هرژه سردبیر بنیان‌گذار «لو سوآر ژوونس» (لو سوآر نوجوانان) شد، یک بخش ویژه کودکان در مهم‌ترین روزنامه بلژیک، لو سوآر.[۴][۵][الف] کارفرمای پیشین هرژه، روزنامه کاتولیک لو ونتیم سیکل (که ماجراهای تن‌تن را از طریق بخش کودکان خود، لو پتی ونتیم، آغاز کرده بود) دیگر اجازه انتشار از سوی مقامات آلمانی نداشت؛[۷] در مقابل، لو سوآر اجازه یافت زیر نظارت اداری دولت نظامی اشغالگر به کار ادامه دهد.[۴] لو سوآر ژوونس بیشترِ بخش اصلی خرچنگ پنجه‌طلایی، داستان پیش از ستارهٔ اسرارآمیز، را به‌صورت دنباله‌دار منتشر کرد، اما در سال ۱۹۴۱ به دلیل کمبود کاغذ تعطیل شد. سپس ماجراهای تن‌تن به خودِ لو سوآر منتقل شد[۸][۹] جایی که خرچنگ پنجه‌طلایی به پایان رسید و چهار داستان بعدی (از جمله ستارهٔ اسرارآمیز) به‌صورت دنباله‌دار چاپ شدند.[۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳]

در طول انتشار اولیه، ستارهٔ اسرارآمیز ایالات متحده آمریکا را به‌عنوان مخالفان اصلی نشان می‌داد؛ هرژه برای توضیح این موضوع بیان کرد که داستان حول محور «رقابت برای پیشرفت میان اروپا و ایالات متحده آمریکا» می‌چرخد.[۱۴] هرچند او نسبت به مردم آمریکا بدبین نبود، اما نسبت به سرمایه‌داری بزرگ آمریکایی شدیداً بدگمان بود[۱۵] و پیش از این نیز در آثارش، به‌ویژه در تن‌تن در آمریکا، مضامین ضد آمریکایی نشان داده بود.[۱۶] در زمان انتشار دنباله‌دار ستارهٔ اسرارآمیز، در دسامبر ۱۹۴۱، ایالات متحده با پیوستن به متفقین وارد جنگ شد و بدین ترتیب مستقیماً با آلمان درگیر گردید.[۱۷] همه دانشمندان حاضر در داستان از کشورهای متحد، بی‌طرف یا اشغال‌شده بودند که ممکن است بازتابی از گرایش ضد متفقین در داستان‌های مصور باشد.[۱۸][۱۹] با این‌ حال هری تامسون، زندگی‌نامه‌نویس هرژه، گفت که نباید این امر را تعصب شدید ضد متفقین تلقی کرد، زیرا تنها دو کشور اروپایی عضو متفقین در آن زمان اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا بودند، و شخصیت‌های هادوک و چستر نیز بریتانیایی بودند.[۱۵]

همان‌گونه که برای دیگر ماجراهای تن‌تن با محوریت سفر دریایی انجام داده بود، هرژه بسیار دقت می‌کرد تا اطلاعاتی دقیق دربارهٔ کشتی‌ها به‌دست‌آورد تا تصویرسازی‌هایش واقعی‌تر باشند. طراحی کشتی «طلوع» بر اساس آرآراس ویلیام اسکورزبی بود و طراحی پی‌یِری احتمالاً بر مبنای دیگر کشتی اکتشافی قطب جنوب، یعنی آرآراس دیسکاوری شکل گرفته بود.[۲۰] هواپیمای آب‌نشینی که در سفر از آن استفاده می‌شود نیز بر اساس آرادو آر ۱۹۶ آلمانی طراحی شده بود.[۲۱] با این حال هرژه بعدها نسبت به تلاش‌های خود در این زمینه انتقاد داشت و می‌گفت اگر «طلوع» یک کشتی واقعی بود، احتمالاً قابل دریانوردی نبود.[۲۲]

ستارهٔ اسرارآمیز شباهت‌هایی در طرح داستانی با رمان شکار شهاب، نوشته ژول ورن، نویسنده پیشروی علمی-تخیلی فرانسه در سال ۱۹۰۸، داشت.[۲۳] همانند داستان هرژه، رمان ورن نیز شامل سفری به اقیانوس اطلس شمالی برای یافتن تکه‌ای از شهاب‌سنگ حاوی عنصری جدید است. در هر دو داستان، گروه‌های رقیب توسط یک پروفسور عجیب‌وغریب و یک بانکدار یهودی هدایت می‌شوند، و در رمان ورن شخصیتی به نام دکتر شولتز حضور دارد که مشابه پروفسور اوتو شولز در داستان هرژه است—هر دو از دانشگاه ینا هستند. هرژه تقلید عمدی از داستان ورن را انکار کرد و گفت تنها یکی از آثار این نویسنده را خوانده است؛ احتمال دارد تأثیر ورن از طریق ژاک فان ملکبکه، دوست و دستیار هرژه که طرفدار این ژانر بود، به او منتقل شده باشد.[۲۳] عضو سوئدی اکتشاف، اریک بیورگنسکولد، از نظر ظاهری شبیه یک شخص واقعی است: اگوست پیکار، که بعدها الهام‌بخش هرژه برای خلق شخصیت پروفسور تورنسل شد.[۲۴]

یهودستیزی

[ویرایش]

تحت کنترل نازی‌ها، لو سوآر مجموعه‌ای از مقالات یهودستیزانه منتشر می‌کرد که در آن خواستار کنارگذاری بیشتر یهودیان از زندگی عمومی شده و آن‌ها را دشمنان نژادی مردم بلژیک توصیف می‌کرد.[۲۵] پیر آسولین، زندگی‌نامه‌نویس هرژه، یادآور شد که «همبستگی قابل‌توجهی» میان ماهیت یهودستیزانه سرمقاله‌های لو سوآر و نحوه نمایش یهودیان در ستارهٔ اسرارآمیز وجود داشت.[۱۷] چند ماه پس از انتشار داستان، قوانینی برای جمع‌آوری و تبعید یهودیان بلژیک به اردوگاه‌های کار اجباری آلمان نازی تصویب شد.[۲۶] بنابراین، ستارهٔ اسرارآمیز بازتابی از روندهای سیاسی بلژیک در آن زمان بود.[۲۶] با این حال، این نخستین بار نبود که هرژه چنین دیدگاهی را در کارهای خود به‌کار برده بود؛ او به‌تازگی برای کتاب حکایات اثر روبر دو فرویلان، تصویرسازی کرده بود که شماری از آن‌ها شامل کلیشه‌های یهودستیزانه بود و نژادپرستی موجود در بخش عمده‌ای از کتاب دو فرویلان را منعکس می‌کرد.[۲۷] به‌طور مشابه، توصیف شخصیت راستاپوپولوس که برای نخستین بار در تن‌تن در آمریکا ظاهر شد نیز مبتنی بر کلیشه‌های یهودستیزانه دانسته شده است.[۲۸]

«من در واقع فقط یک سرمایه‌دار شرور با ظاهری سامی و نامی یهودی — بلومنشتاین — در ستارهٔ اسرارآمیز نشان دادم. اما آیا این بدان مهناست که من یهودستیز هستم؟ به نظر من در میان تمام مجموعه آدم‌بدهای من، افراد گوناگونی حضور دارند؛ من انواع مختلفی از «افراد شرور» از خاستگاه‌های متفاوت نشان داده‌ام، بدون هیچ سوگیری خاصی به این نژاد یا آن نژاد… ما همیشه داستان‌های یهودی، داستان‌های مارسی‌یی، داستان‌های اسکاتلندی تعریف کرده‌ایم. اما چه کسی می‌توانست پیش‌بینی کند که داستان‌های یهودی به شکلی که اکنون می‌دانیم پایان یابند، یعنی در اردوگاه‌های مرگ تربلینکا و آشویتس؟»

هرژه در گفتگو با نوما سادول[۲۹]

وقتی ستارهٔ اسرارآمیز در لو سوآر منتشر شد، هرژه صحنه‌ای طنزآمیز گنجاند که در آن دو یهودی خبر پیشگویانه نزدیک بودن پایان دنیا را می‌شنوند. آن‌ها با اشتیاق دست‌هایشان را به هم می‌مالند و یکی می‌گوید: «شنیدی، اسحاق؟ آخر دنیا! اگر راست باشد چه؟» دیگری پاسخ می‌دهد: «هه، هه، این یک چیز خوب می‌شود، سولومون! من ۵۰٬۰۰۰ فرانک به تأمین‌کنندگانم بدهکارم و این‌طوری دیگر لازم نیست پولشان را بدهم!» هرژه این صحنه را از نسخه کتاب حذف کرد.[۳۰]

تبلیغات یهودستیزانه و ضد انگلیسی در نمایشگاهی در بروکسل در سال ۱۹۴۱ به نمایش گذاشته شده است.

شخصیت بلومنشتاین کلیشه‌های یهودستیزانه‌ای از جمله بینی بزرگ و گرد و توصیف او به‌عنوان تاجری آزمند و حیله‌گر را نمایش می‌دهد.[۳۱] هرژه بعدها نگرانی‌ها در مورد این کاریکاتور یهودی را رد کرد و گفت: «این سبک آن زمان بود».[۱۷] متیو اسکریچ، پژوهشگر کامیکس فرانسوی-بلژیکی، بر این باور بود که بلومنشتاین بیش از آنکه کلیشه‌ای یهودی باشد، کلیشه‌ای ضد آمریکایی است.[۳۲] همچنین، مایکل فار، گزارشگر و کارشناس تن‌تن، ادعا کرد که بلومنشتاین «بیشتر به‌عنوان یک سرمایه‌دار هجوشده تا یک یهودی» تصویر شده است.[۳۳] در مقابل، ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه معتقد بودند که هم ضد آمریکایی‌گری و هم یهودستیزی حضور دارند و این ایالات متحده و یهودیت بین‌المللی هستند که «رقبای بی‌رحم» تن‌تن محسوب می‌شوند.[۳۴] عذرخواهان و تجدیدنظرطلبان نازی مانند الیویه ماتیو، منکر هولوکاست فرانسوی، ستارهٔ اسرارآمیز را به‌عنوان مدرکی استفاده کردند که هرژه را یهودستیز و همدل با نازی‌ها معرفی کند.[۳۵]

به‌نظر هوگو فری، کارشناس رمان‌های مصور، دو اکتشاف رقیب به‌صورت رقابتی ساده‌انگارانه میان خیر و شر ارائه شده‌اند؛ جایی که بلومنشتاین کلیشه‌های یهودیان را — همان‌گونه که حامیان نظریه «توطئه بین‌المللی یهودی» در آثاری مانند پروتکل بزرگان صهیون ترویج می‌کردند — به نمایش می‌گذارد. فری می‌نویسد که «بینی بزرگ و حجیم… پیشانی گرد، موهای عقب‌رفته سیاه و چشم‌های ریز و دانه‌مانند» بلومنشتاین از تصاویر استاندارد یهودستیزانه در دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ بود که توسط افرادی مانند ادوار درومون، روزنامه‌نگار یهودستیز و ناشر روزنامه لا لیبر پارول در پاریس که در بروکسل تأثیرگذار بود، ترویج می‌شد.[۳۶] به گفته فری، نمایش بلومنشتاین به‌عنوان یک فرد چاق و سیگاری، بازتاب کلیشه یهودستیزانه دربارهٔ قدرت مالی یهودیان بود[۳۷] و او همچنین پیشنهاد می‌کند که صحنه‌ای که در آن بلومنشتاین می‌فهمد قرار است برای جنایاتش تحت تعقیب قرار گیرد یادآور جمع‌آوری هم‌زمان یهودیان در اروپای نازی است.[۳۸] فری، همدستی هرژه با یهودستیزان را با اقدامات دیگر بلژیکی‌ها — از جمله کسانی که در دانشگاه آزاد بروکسل علیه نازی‌ها اعتصاب کردند و آن‌هایی که جان خود را برای پنهان کردن یهودیان به خطر انداختند — مقایسه می‌کند.[۳۸]

انتشار

[ویرایش]
Two versions of a comics panel. A group of people are in a boat and are flying a flag. In the first the flag is American; in the second the flag has become red with a black cross.
یکی از تصاویر دارای بار سیاسی. در ابتدا، دشمنان تن‌تن، آمریکایی بودند (بالا)، در حالی که نسخه‌های بعدی پرچم کشور ساختگی سائو ریکو را نشان می‌دهند (پایین)

ستارهٔ اسرارآمیز به‌صورت روزانه در لو سوآر از ۲۰ اکتبر ۱۹۴۱ تا ۲۱ مه ۱۹۴۲[۱۰] به زبان فرانسوی و با عنوان L'Étoile mystérieuse منتشر شد.[۳۹] ماجرای قبلی تن‌تن، خرچنگ پنجه‌طلایی، ابتدا به‌صورت هفتگی در ضمیمهٔ کودکان «لو سوآر ژوونس» منتشر می‌شد و پس از تعطیلی این بخش، روزانه در روزنامه اصلی ادامه یافت؛ انتشار سریالی قبلی درست یک روز پیش از آغاز ستارهٔ اسرارآمیز به پایان رسیده بود.[۴۰] ستارهٔ اسرارآمیز نخستین ماجراجویی تن‌تن بود که به‌طور کامل به‌صورت روزانه منتشر شد.[۳۹] همانند ماجراهای پیشین تن‌تن، این داستان بعدها در فرانسه نیز در روزنامهٔ کاتولیک کر وایان منتشر شد و نخستین بار در ۶ ژوئن ۱۹۴۳ ظاهر شد.[۴۱]

در صفحه ۲۰ نسخه کتاب، هرژه حضور کوتاه شخصیت‌های دوپونت و دوپونط و کوئیک و فلوپکه را گنجاند.[۳۴] این داستان همچنین کاپیتان چستر را معرفی کرد که در ماجراهای بعدی نیز ذکر می‌شود و پروفسور پل کانتونو، که در هفت گوی بلورین بازمی‌گردد، نیز وارد داستان شد.[۴۲]

در ۲۱ مه ۱۹۴۲، انتشار دنباله‌دار ستارهٔ اسرارآمیز پایان یافت. کمتر از یک هفته بعد، دولت تحت اشغال اعلام کرد که تمام یهودیان بلژیک باید نشان زرد بر لباس خود داشته باشند و در ماه ژوئیه، گشت‌های گشتاپو به اماکن یهودیان حمله کردند، و سپس یهودیان به اردوگاه‌های کار اجباری و اردوگاه‌های مرگ نازی تبعید شدند، که در نتیجه حدود ۳۲٬۰۰۰ یهودی بلژیکی کشته شدند.[۴۳] هرژه بعدها به یاد آورد: «یهودیان کمی را دیدم که نشان زرد بر لباسشان داشتند، اما بالاخره بعضی را دیدم. آن‌ها به من گفتند که برخی یهودیان رفته‌اند؛ مردم به‌دنبال آنها آمده و آن‌ها را راهی کرده‌اند. نمی‌خواستم باور کنم».[۴۴]

نسخه‌های پیشین آلبوم‌های تن‌تن، نوارهای روزنامه را بازآفرینی می‌کردند که به‌صورت هفتگی در ضمیمه‌های پنج‌شنبه منتشر می‌شد و هر صفحه شامل دو صفحه با سه ردیف بود. کمبودهای ناشی از جنگ، فضا برای تصاویر مصور را یک‌سوم کاهش داد و بعداً ضمیمه‌ها کاملاً حذف شدند؛ کمیک به‌صورت روزانه در روزنامه اصلی به شکل چهار قاب منتشر شد. برای انتشار کتابی، کسترمن اصرار داشت که هرژه باید از قالب جدید آلبوم شامل چهار بخش شانزده صفحه‌ای پیروی کند، که ۶۲ صفحه داستان به‌علاوه صفحه جلد را ارائه می‌کرد. اگرچه این قالب تعداد صفحات را کاهش داد، اما با کوچک‌تر کردن قاب‌ها، مقدار داستان حفظ شد. هرژه در طول پیشرفت ستارهٔ اسرارآمیز، برش‌های کمیک را در یک دفتر تمرین چیدمان می‌کرد تا برای طراحی جدید آماده شود.[۴۵] این نخستین جلد از ماجراهای تن‌تن بود که به‌طور اصلی در قالب ۶۲ صفحه تمام‌رنگی منتشر شد، که پس از آن به استاندارد این مجموعه تبدیل شد (برخلاف نسخه‌های پیشین که ابتدا به‌صورت بازتولید سیاه‌وسفید روزنامه چاپ می‌شدند).[۴۶] کسترمن این کتاب را در سپتامبر ۱۹۴۲ منتشر کرد.[۴۷] برخلاف کتاب‌های قبلی مجموعه، به دلیل چاپ فوری رنگی، نیازی به بازطراحی کامل نداشت.[۴۸] ۱۷۷ کمیک روزانه مجموعهٔ اصلی برای پر کردن ۶۲ صفحه‌ای که کسترمن اختصاص داده بود کافی نبود، بنابراین هرژه قاب‌های بزرگ افزود، مانند قاب نیم‌صفحه تلسکوپ غول‌آسا در صفحه سه.[۳۳] هرژه قصد داشت یک ستاره کوچک طلایی داخل حرف «o» در واژهٔ «Étoile» (به معنی ستاره) روی جلد قرار دهد، اما کسترمن این کار را رد کرد و آن را پرهزینه دانست.[۴۹]

در سال ۱۹۵۴، هرژه شروع به ایجاد تغییرات مختلف در داستان برای انتشار مجدد کرد. با آگاهی از جنجال پیرامون تصویر بلومنشتاین، نام شخصیت را به «بول‌وینکل» تغییر داد، و این نام را از bollewinkel، اصطلاحی در گویش بروکسلی برای شیرینی‌فروشی، گرفت. او بعدها متوجه شد که به‌طور تصادفی، بول‌وینکل همچنین یک نام یهودی است.[۵۰] در تلاش برای کاهش تنش‌های ضدآمریکایی کتاب، او ایالات متحده آمریکا را به یک کشور ساختگی آمریکای جنوبی به نام سائو ریکو تبدیل کرد و پرچم آمریکا که توسط خدمه کشتی پیِ‌یری برافراشته شده بود را با پرچم این کشور ساختگی جایگزین کرد.[۵۱] در سال ۱۹۵۹، هرژه فهرست جدیدی از تغییرات لازم در آثار هنری ستارهٔ اسرارآمیز تهیه کرد که شامل تغییر شکل بینی بول‌وینکل بود، اما این تغییرات به تعویق افتاد و هرگز انجام نشد.[۴۴]

تحلیل انتقادی

[ویرایش]

«ستارهٔ اسرارآمیز تا امروز لکه‌ای بر کارنامهٔ هرژه باقی مانده است. چگونه مردی که در تن‌تن در آمریکا به‌طرزی شیوا و آشکار از سرخپوستان و در گل آبی از چینی‌ها دفاع کرد و تنها سه سال پیش در عصای اسرارآمیز فاشیسم را محکوم کرده بود، به یک تبلیغ‌کننده برای نیروهای محور تبدیل شد، هنوز هم قابل درک نیست. واقعاً لازم نبود که چنین شود.»

رندی و ژان مارک لوفیسیه [۳۴]

پیر آسولین اشاره کرد که دقت هرژه در ستارهٔ اسرارآمیز کاهش یافته بود. برای مثال، نزدیک شدن شهاب‌سنگ به زمین باعث موج گرما شد، در حالی که خود شهاب‌سنگ روی سطح اقیانوس شناور باقی ماند. در واقع چنین موج گرمایی رخ نمی‌داد و شهاب‌سنگ به کف دریا سقوط می‌کرد و باعث سونامی می‌شد.[۱۷] او همچنین خاطرنشان کرد که مفهوم جنون یک موضوع تکرارشونده در داستان است و «کل ماجرا جنبهٔ غیرواقعی دارد».[۱۷] زندگی‌نامه‌نویس دیگر، بنوآ پیترس، گفت که ستارهٔ اسرارآمیز «قدرتمند و دارای ساختاری درخشان» است.[۱۴] پیترس در جای دیگری نوشت که این کتاب «به خاطر ورود عنصر شگفت‌انگیز به آثار هرژه قابل توجه است».[۵۲]

ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه، ضدیهودیت را «لحظه‌ای غم‌انگیز» در مجموعه دانستند و به این داستان، یک ستاره از پنج ستاره دادند.[۱۶] با این حال، آن‌ها معتقد بودند که «فضای پیش-آخرالزمانی داستان خشن و باورپذیر است» و قارچ‌های غول‌آسا روی شهاب‌سنگ «پیش‌بینی عجیبی» از ابرهای قارچی‌شکل است که در بمباران اتمی ۱۹۴۵ ظاهر شدند.[۳۴] با تمرکز بر شخصیت‌های پروفسور هیپولیت کالیس و فیلیپولوس، آن‌ها گفتند که هر دو شبیه سافوکلس سارکوفاگوس در سیگارهای فرعون هستند و اولی «در سنت ژول ورن» استادان عجیب و غریب قرار می‌گیرد.[۵۳] به گفته فیلسوف پاسکال براکنر، کارشناسان تن‌تن، فیلیپولوس را کاریکاتوری از مارشال فرانسه فیلیپ پتن می‌دانند که هنگام به قدرت رسیدن از فرانسویان می‌خواست تا گناهان خیالی خود را توبه کنند.[۵۴] فیلیپ گودن نوشت که داستان‌های تصاویر این مجموعه «خواننده را روزانه در انتظار نگه می‌داشت در داستانی پر از پیچش‌ها و طنز».[۵۵]

هری تامسون ستارهٔ اسرارآمیز را «مهم‌ترین داستان هرژه در دوران جنگ» توصیف کرد که «هویتی از فانتزی عجیب و غریب» داشت و با آثار قبلی او متفاوت بود.[۵۶] او مشاهده کرد که شخصیت پروفسور هیپولیت کالیس نمونه‌ای اولیه برای پروفسور تورنسل است که بعدها در مجموعه معرفی شد.[۵۷] مایکل فار گفت که فضای آخرالزمانی داستان بازتاب حال و هوای جنگی اروپا بود.[۳۹] او صفحات آغازین داستان را «منحصر به فرد در آثار هرژه به دلیل حس پیش‌بینی ناخوشایند» دانست و افزود: «هرژه جسورانه از روش‌های شناخته‌شده کارتونیست برای نشان دادن رؤیا اجتناب می‌کند و عمداً خواننده را گیج می‌سازد».[۳۹] او احساس کرد که «جریان روایت به اندازه دیگر داستان‌ها روان نیست» و «شتاب و توقف‌های ناگهانی، ریتم و سرعت داستان را مختل می‌کند».[۵۸]

منتقد ادبی ژان-ماری آپوستولیدس ستارهٔ اسرارآمیز را از منظر روانکاوی تحلیل کرد و آن را «آخرین تلاش بچهٔ سرراهی [یعنی تن‌تن] برای رهایی از بیگانه [یعنی هادوک] و حفظ تمامیت ارزش‌های پیشینش» دانست و اشاره کرد که سیزده صفحهٔ اول صرفاً به خبرنگار نوجوان اختصاص دارد.[۵۹] او همچنین استدلال کرد که هیپولیت کالیس و فیلیپولوس دو نیمهٔ «یک پدر دوگانه» در داستان هستند، که اولی «بیشتر از هر شخصیت قبلی»، پروفسور تورنسل را از پیش ترسیم می‌کند.[۶۰] او پیشنهاد کرد که هنگامی که فیلیپوس در کشتی «طلوع» مخفی می‌شود، می‌توان او را با شبح اپرا مقایسه کرد، زیرا یک چوب دینامیت می‌دزدد و روی دکل کشتی می‌رود و تهدید به انفجار آن می‌کند.[۶۱] آپوستولیدس معتقد بود که خود ستاره شهاب «بیشتر یک معمای مذهبی است تا علمی» و بنابراین تن‌تن «کامل‌ترین فرد برای حل آن به شکل مذهبی — یعنی غیرواقعی — است».[۶۰] او بخش سیاسی داستان را به‌عنوان «تجسم سرمایه‌داری بی‌قید و شرط در مقابل روح ارزش‌های اروپایی» تحلیل کرد و استدلال نمود که هرژه به «چشم‌اندازی آرمان‌شهری پایبند بود که در ۱۹۴۲ بوی تبلیغات طرفدار آلمان می‌دهد».[۶۲]

نقدگر ادبی تام مک‌کارتی معتقد بود که ستارهٔ اسرارآمیز اوج «گرایش راست‌گرا» در آثار هرژه را نشان می‌دهد.[۶۳] او به موردی اشاره کرد که در آن تن‌تن خود را جای خدا قرار می‌دهد تا به فیلیپولوس فرمان دهد و این را یکی از نمونه‌های متعدد در ماجراهای تن‌تن دانست که «اقتدار مقدس عمدتاً به شکل صدا تجلی می‌یابد و فرمان دادن — یا تصرف — آن صدا همان چیزی است که قدرت را تضمین می‌کند».[۶۴] مک‌کارتی همچنین مشاهده کرد که تصویر یک عنکبوت غول‌آسا در توپ آتش که در نزدیکی آغاز داستان ظاهر می‌شود، بازتاب موضوع جنون است که دوباره در سراسر سری مشاهده می‌شود.[۶۵] او در تحلیل عناصر سیاسی سری هرژه خاطرنشان کرد که در انتشار اصلی داستان، عنکبوتی که جلوی تلسکوپ رصدخانه بالا می‌رفت و بزرگ‌نمایی می‌شد، در ابتدا «آرنئا فاشیاتا» نامیده می‌شد؛ او این را طنزی عمدی از تهدید فاشیسم برای اروپا دانست.[۶۶]

اقتباس‌ها

[ویرایش]

در سال ۱۹۵۷، شرکت انیمیشن‌سازی بل‌ویزیون مجموعه‌ای از اقتباس‌های رنگی بر اساس کمیک‌های اصلی هرژه تولید کرد و هشت ماجرای تن‌تن را به مجموعه‌ای از قسمت‌های پنج دقیقه‌ای روزانه تبدیل نمود. ستارهٔ اسرارآمیز ششمین داستانی بود که در دومین سری انیمیشن اقتباس شد؛ این سریال توسط ری گوسنس کارگردانی و توسط گرگ، کارتونیست معروف که بعدها سردبیر مجله تن‌تن شد، نوشته شد.[۶۷]

در سال ۱۹۹۱، دومین سریال انیمیشنی با نام ماجراهای تن‌تن تولید شد، این بار به‌صورت همکاری بین استودیو فرانسوی ایلیپسنیم و شرکت کانادایی انیمیشن نلوانا. ستارهٔ اسرارآمیز هشتمین داستانی بود که اقتباس شد و به شکل یک قسمت بیست دقیقه‌ای تک ارائه گردید. این سریال به کارگردانی استفان برناسکونی، مورد ستایش قرار گرفت و به‌طور کلی به کمیک‌های اصلی وفادار بود، به حدی که انیمیشن مستقیماً از قاب‌های اصلی هرژه اقتباس شد.[۶۸] در این اقتباس، نام بول‌وینکل به‌طور محتاطانه حذف شد و دستگیری او نشان داده شد.

در سال ۲۰۱۰، کارتونیست آمریکایی چارلز برنز رمان مصور اکسد آوت را نوشت که دارای ارجاعات مختلفی به ماجراهای تن‌تن بود. در یکی از صحنه‌ها، قهرمان داستان «نیت‌نیت» انباری را کشف می‌کند که حاوی تخم‌های سفید با لکه‌های قرمز است، شبیه قارچ‌های ستارهٔ اسرارآمیز[۶۹] و جلد کتاب برنز ادای احترامی به هرژه دارد.[۷۰] در سال ۲۰۱۵، طرح اولیهٔ جلد جلوی کتاب به مبلغ ۲٫۵ میلیون یورو به یک سرمایه‌گذار اروپایی، مارینا دیوید از «پتی پاپیِر-هوبِرتی-برین»، در نمایشگاه عتیقه‌جات و هنرهای زیبا بروکسل فروخته شد.[۷۱]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]

یادداشت‌ها

[ویرایش]
  1. روزنامهٔ لو سوآر در دوران اشغال آلمان، میان بلژی‌ها با نام «لو سوآر دزدیده‌شده» شناخته می‌شد، زیرا بدون اجازه و رضایت مالکان اصلی‌اش، روسِل و شرکا، منتشر می‌گردید؛ مالکیّتی که پس از آزادی کشور دوباره به آنان بازگشت.[۶]

پانویس

[ویرایش]
  1. Hergé 1961, pp. 1–14.
  2. Hergé 1961, pp. 15–28.
  3. Hergé 1961, pp. 29–62.
  4. 1 2 Assouline 2009، pp. 70–71; Peeters 2012، pp. 116–118.
  5. Assouline 2009، p. 72; Peeters 2012، pp. 120–121.
  6. Assouline 2009، p. 70; Couvreur 2012.
  7. Assouline 2009، pp. 68–69; Goddin 2009، p. 70; Peeters 2012، p. 114.
  8. Lofficier & Lofficier 2002, p. 45.
  9. 1 2 Peeters 1989، p. 66; Thompson 1991، p. 102; Lofficier و Lofficier 2002، p. 45; Assouline 2009، p. 78; Peeters 2012، p. 125.
  10. 1 2 Lofficier و Lofficier 2002، p. 48; Frey 2008، p. 28; Assouline 2009، p. 80.
  11. Lofficier & Lofficier 2002, p. 52.
  12. Lofficier و Lofficier 2002، p. 52; Goddin 2009، p. 116.
  13. Thompson 1991، p. 124; Farr 2001، p. 118; Lofficier و Lofficier 2002، p. 55; Assouline 2009، pp. 98–99.
  14. Peeters 2012, p. 132.
  15. 1 2 Thompson 1991, p. 107.
  16. 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 51.
  17. 1 2 3 4 5 Assouline 2009, p. 81.
  18. Binick & Delcroix 2014.
  19. Thompson 1991، p. 107; Farr 2001، p. 100; Lofficier و Lofficier 2002، p. 50.
  20. Nygård 2013, pp. 120–128.
  21. Lofficier و Lofficier 2002، p. 50; Farr 2001، p. 100; Peeters 2012، p. 133.
  22. Thompson 1991، p. 110; Peeters 1989، p. 71.
  23. 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 49.
  24. Remy 2012, p. 22.
  25. Assouline 2009، p. 82; Peeters 2012، p. 134.
  26. 1 2 Frey 2008, pp. 28–30.
  27. Peeters 2012, pp. 131–132.
  28. Frey 2008, p. 33.
  29. Sadoul 1975; Peeters 2012، p. 134.
  30. Lofficier و Lofficier 2002، p. 49; Peeters 2012، p. 133.
  31. Assouline 2009، p. 81; Peeters 2012، p. 133.
  32. Screech 2005.
  33. 1 2 Farr 2001, p. 100.
  34. 1 2 3 4 Lofficier & Lofficier 2002, p. 50.
  35. Lofficier & Lofficier 2002, p. 59.
  36. Frey 2008, p. 28.
  37. Frey 2008, p. 29.
  38. 1 2 Frey 2008, p. 30.
  39. 1 2 3 4 Farr 2001, p. 99.
  40. Farr 2001، p. 99; Goddin 2009، p. 86.
  41. Lofficier & Lofficier 2002, p. 48.
  42. Thompson 1991، p. 109; Farr 2001، p. 99; Lofficier و Lofficier 2002، p. 49.
  43. Assouline 2009، pp. 81–82; Peeters 2012، p. 135.
  44. 1 2 Peeters 2012, p. 135.
  45. Taylor 2009.
  46. Thompson 1991، p. 108; Lofficier و Lofficier 2002، p. 48.
  47. Lofficier و Lofficier 2002، p. 48; Frey 2008، p. 28.
  48. Remy 2012, p. 23.
  49. Assouline 2009, p. 83.
  50. Thompson 1991، p. 108; Farr 2001، p. 100; Lofficier و Lofficier 2002، p. 49; Peeters 2012، p. 135.
  51. Thompson 1991، pp. 107–108; Farr 2001، p. 100; Lofficier و Lofficier 2002، p. 49; Assouline 2009، p. 162; Peeters 2012، p. 135.
  52. Peeters 1989, p. 70.
  53. Lofficier & Lofficier 2002, pp. 48–49.
  54. Bruckner 2013, p. 63.
  55. Goddin 2009, p. 92.
  56. Thompson 1991, p. 106.
  57. Thompson 1991, p. 109.
  58. Farr 2001, p. 103.
  59. Apostolidès 2010, p. 126.
  60. 1 2 Apostolidès 2010, p. 127.
  61. Apostolidès 2010, p. 129.
  62. Apostolidès 2010, p. 133.
  63. McCarthy 2006, p. 38.
  64. McCarthy 2006, p. 52.
  65. McCarthy 2006, p. 81.
  66. McCarthy 2006, p. 40.
  67. Lofficier & Lofficier 2002, pp. 87–88.
  68. Lofficier & Lofficier 2002, p. 90.
  69. Schwartz 2010.
  70. Das 2012.
  71. TST 2015.

کتاب‌شناسی

[ویرایش]