گنجهای راکام
| گنجهای راکام (Le Trésor de Rackham le Rouge) | |
|---|---|
جلد نخستین انتشار این کتاب در ایران پیش از انقلاب ۵۷ توسط انتشارات یونیورسال | |
| تاریخ | ۱۹۴۴ |
| سری | ماجراهای تنتن و میلو |
| ناشر | کسترمن |
| گروه سازنده | |
| خالق | هرژه |
| نسخهٔ اصلی | |
| منتشرشده در | لو سوآر |
| تاریخ انتشار | ۱۹ فوریه ۱۹۴۳ – ۲۳ سپتامبر ۱۹۴۳ |
| زبان | فرانسوی |
| ترجمه | |
| ناشر ترجمه | مثوئن |
| تاریخ ترجمه | ۱۹۵۹ |
| مترجم |
|
| گاهنگاری | |
| بعد از | اسب شاخدار (۱۹۴۳) |
| قبل از | هفت گوی بلورین (۱۹۴۸) |
گنجهای راکام (فرانسوی: Le Trésor de Rackham le Rouge) دوازدهمین جلد از مجموعهٔ ماجراهای تنتن و میلو، کمیکهای ساختهٔ کارتونیست بلژیکی هرژه است. داستان از فوریه تا سپتامبر ۱۹۴۳، در میانهٔ اشغال بلژیک توسط آلمان نازی طی جنگ جهانی دوم، بهصورت روزانه در روزنامهٔ فرانسویزبان و پیشروی بلژیک، لو سوآر منتشر میشد. این داستان که ادامهٔ خط روایی آغازشده در اسب شاخدار است، روایتگر خبرنگار جوان، تنتن، و دوستش کاپیتان هادوک است که سفری به کارائیب را برای یافتن گنج دزد دریایی، راکام قرمز آغاز میکنند.
گنجهای راکام موفقیتی تجاری بود و سال پس از پایان انتشارش، توسط شرکت کسترمن بهصورت کتاب منتشر شد. هرژه ماجراهای تنتن را با هفت گوی بلورین ادامه داد، و خود این مجموعه به بخشی تعیینکننده از سنت کامیکس فرانسوی-بلژیکی بدل شد. گنجهای راکام بهعنوان یکی از مهمترین بخشهای این مجموعه شناخته میشود، زیرا نخستین حضور دانشمند عجیبوغریب، پروفسور تورنسل، را رقم میزند؛ شخصیتی که بعدها به یکی از عناصر اصلی مجموعه تبدیل شد. این داستان برای مجموعهٔ انیمیشنی ماجراهای تنتن اثر هرژه (۱۹۵۷) تولید شرکت بلویزیون، مجموعهٔ انیمیشنی شرکتهای ایلیپسنیم/نلوانا به نام ماجراهای تنتن (۱۹۹۱)، درام رادیویی ۱۹۹۳–۱۹۹۲ رادیو بیبیسی ۵، فیلم سینمایی ماجراهای تنتن (۲۰۱۱) به کارگردانی استیون اسپیلبرگ، و بازی ویدئویی همراه این فیلم تنتن: راز کشتی تکشاخ اقتباس شده است.
خلاصه داستان
[ویرایش]- این خلاصه داستان، ادامهٔ وقایعی است که در اسب شاخدار آغاز شده است.
تنتن و دوستش کاپیتان هادوک برنامهٔ سفری اکتشافی به هند غربی را با یک کشتی ماهیگیری به نام سیریوس میریزند تا گنج دزد دریایی راکام قرمز را پیدا کنند. آنها پس از خواندن سه طومار نوشتهشده توسط جد هادوک، شوالیه فرانسوا دو هادوک مختصاتی را کشف کرده بودند که باور داشتند محل گنج کشتی غرقشدهٔ قرن هفدهمی اسب شاخدار در نزدیکی جزیرهای ناشناخته است. یک مخترع عجیبوغریب و کمشنوا به نام پروفسور تورنسل پیشنهاد میدهد با زیردریایی تکنفرهٔ کوسهمانندش به آنها کمک کند، اما آنها این پیشنهاد را رد میکنند. هنگام حرکت، کارآگاهان پلیس دوپونت و دوپونط به آنها میپیوندند و خیلی زود کشف میشود که پروفسور تورنسل پنهانی سوار کشتی شده و زیردریاییاش را نیز همراه آورده است.[۱]
وقتی به مختصات درجشده روی طومارها میرسند، هیچ جزیرهای دیده نمیشود. هادوک که ناامید شده، به بازگشت فکر میکند، اما تنتن خیلی زود مشکل را درمییابد: اگر شوالیه دو هادوک به جای نقشهٔ انگلیسی از نقشهٔ فرانسوی استفاده کرده باشد، مختصات بر اساس نصفالنهار پاریس محاسبه شدهاند نه نصفالنهار مبدأ. چون آنها از نصفالنهار گرینویچ استفاده کرده بودند، متوجه میشوند که بیش از حد به سمت غرب رفتهاند.
پس از رسیدن به موقعیت صحیح، آنها جزیرهای نامدرج روی نقشهها را پیدا میکنند که حدود ۲۳۰ کیلومتر در شمال پونتا کانا (جمهوری دومینیکن) و ۲۸۶ کیلومتر در شرق-جنوبشرقِ کوک برن تاون قرار دارد (موقعیت ۲۰°۳۷'۴۲٫۰"شمالی ۷۰°۵۲'۱۵٫۰"غربی که با ۲° ۲۰′ ۱۴٫۰۲۵۰۰″ شرقی برای نصفالنهار پاریس تعدیل شده است). در آنجا آنها مجسمهای از شوالیه دو هادوک و شواهد دیگری مییابند، از جمله طوطیهایی که هنوز فحشهای هادوک را که از زبان شوالیه دو هادوک منتقل شده، تکرار میکنند. تنتن نتیجه میگیرد که شوالیه دو هادوک در این جزیره پناه گرفته بوده و لاشهٔ کشتی اسب شاخدار باید در نزدیکی باشد. آنها با استفاده از زیردریایی پروفسور تورنسل لاشهٔ کشتی را پیدا میکنند و اشیای مختلفی از آن بیرون میآورند، اما گنج را پیدا نمیکنند. در میان یافتهها، صندوقچهای حاوی اسناد قدیمی است که نشان میدهد شوالیه دو هادوک مالک کاخ مولینسار و املاک آن بوده است.
در بازگشت به بلژیک، پروفسور تورنسل عمارت را با پول حاصل از فروش طرح زیردریایی خود خریداری کرده و آن را به هادوک میبخشد. تنتن و هادوک سردابهای خانه را جستوجو میکنند و تنتن مجسمهای از یوحنای مقدس، را میبیند که صلیبی با کرهٔ زمین و عقابی در پای آن در دست دارد. تنتن ناگهان به یاد جملهٔ درجشده در سه طومار شوالیه دو هادوک میافتد که میگفت: «زیرا از نور است که نور خواهد تابید، و آنگاه صلیب عقاب پدیدار میشود» و درمییابد این پیام نه به محل کشتی تکشاخ بلکه به «عقاب» ــ نماد سنتی یوحنای مقدس ــ اشاره داشته است. تنتن جزیره را روی کرهٔ زمین پیدا میکند، دکمهٔ مخفیای را که آنجا کشف کرده فشار میدهد و گنج راکام را درون آن پیدا میکند. مدتی بعد، هادوک در کاخ مولینسار نمایشگاهی از گنج و چند شیء مربوط به اسب شاخدار برگزار میکند.[۲]
تاریخچه
[ویرایش]پسزمینه
[ویرایش]
گنجهای راکام در میانهٔ اشغال بلژیک توسط آلمان طی جنگ جهانی دوم بهصورت دنبالهدار منتشر میشد. هرژه شغلی را در روزنامهٔ لو سوآر، بزرگترین روزنامهٔ فرانسویزبان بلژیک، پذیرفته بود. لو سوآر که از مالکان اصلیاش مصادره شده بود، با مجوز مقامات آلمانی و تحت مدیریت سردبیر بلژیکی، ریمون دو بکر، دوباره آغاز به کار کرد، هرچند کاملاً تحت کنترل نازیها باقی ماند و از تلاش جنگی آلمان حمایت میکرد و یهودستیزی را ترویج میداد.[۳] هرژه پس از پیوستن به لو سوآر در ۱۵ اکتبر ۱۹۴۰، با کمک دوست قدیمیاش پل ژامن و کارتونیست ژاک فان ملکبکه، سردبیر ضمیمهٔ کودکان این روزنامه، «لو سوآر ژوونس» (لو سوآر نوجوانان) شد. اما کمبود کاغذ باعث شد ماجراهای تنتن بهصورت دنبالهدار روزانه در صفحات اصلی لو سوآر منتشر شود.[۴] برخی از بلژیکیها ناراحت بودند که هرژه حاضر شده برای روزنامهای که تحت کنترل ادارهٔ اشغالگر نازی بود کار کند،[۵] هرچند شمار بالای خوانندگان لو سوآر ــ حدود ۶۰۰ هزار نفر ــ وسوسهکننده بود.[۶] در مواجهه با واقعیت نظارت نازیها، هرژه مضامین آشکار سیاسی را که بخش بزرگی از آثار اولیهاش را تشکیل میداد کنار گذاشت و رویکردی بیطرفانه اتخاذ کرد.[۷] هری تامسون، تهیهکننده و نویسنده، اشاره میکند که بدون نیاز به طنز سیاسی، «هرژه اکنون بیشتر بر طرح داستان و توسعهٔ نوع تازهای از کمدیِ شخصیت متمرکز بود. واکنش عمومی مثبت بود».[۸]
گنجهای راکام نیمهٔ دوم یک آرک داستانی دو قسمتی بود که با ماجرای قبلی، اسب شاخدار، آغاز شده بود. این خط روایی نخستین موردی بود که هرژه از زمان سیگارهای فرعون و گل آبی (۱۹۳۴–۳۶) خلق میکرد.[۹] اما همانطور که کارشناس تنتن، مایکل فار، توضیح میدهد، در حالی که سیگارهای فرعون و گل آبی بیشتر «خودبسنده و مستقل» بودند، پیوند میان اسب شاخدار و گنجهای راکام بسیار نزدیکتر است.[۱۰]
تأثیرات
[ویرایش]
گنجهای راکام پروفسور تریفون تورنسل را به مجموعهٔ ماجراهای تنتن معرفی کرد؛ شخصیتی که بعدها بهطور مکرر در داستانها حضور یافت.[۱۱] هرژه در جلدهای قبلی نیز از استادان عجیبوغریب مختلفی استفاده کرده بود، مانند سافوکلس سارکوفاگوس در سیگارهای فرعون، پروفسور آلمبیک در عصای اسرارآمیز و هیپولیت کالیس در ستاره اسرارآمیز، که همگی مقدمهای بودند برای ورود پروفسور تورنسل.[۱۲] ایدۀ کمشنوایی شخصیت پروفسور تورنسل از یک همکار بود که هرژه سالها پیش در نشریهٔ لو ونتیم سیکل با او کار کرده بود.[۱۳] از نظر ظاهری، پروفسور تورنسل بر اساس یک دانشمند واقعی، مخترع سوئیسی اگوست پیکار طراحی شد؛ کسی که در ۱۹۳۱ نخستین انسانی بود که با بالون هوای گرم به استراتوسفر رفت. هرژه بارها پیکارد را دیده بود که در بروکسل قدم میزد، با این تفاوت که شخصیت پروفسور تورنسل بسیار کوتاهتر از پیکارد طراحی شد.[۱۴] هرژه نام این شخصیت را «تریفون تورنسول» گذاشت؛ نام خانوادگی به معنای «آفتابگردان» بود و نام کوچک را از یک نجار به نام «تریفون بکر» که هرژه در بوآتسفور با او آشنا شده بود، اقتباس کرد.[۱۵] بعدها در ترجمهٔ انگلیسی، او به «کاتبرت کَلکولِس» و در ترجمهٔ آلمانی به «بالدوین بینلاین» (به معنای «زنبور کوچک») تغییر نام یافت.[۱۵]
زیردریایی کوسهمانند پروفسور تورنسل از نمونهٔ واقعی یک زیردریایی آمریکایی الهام گرفته شده بود؛ هرژه تصویر آن را در یک روزنامهٔ آلمانی دیده بود.[۱۶] لباس غواصی استفادهشده در داستان نیز بر اساس بریدهجرایدی بود که هرژه جمعآوری کرده بود. همچنین بارانداز ساحلیِ نشاندادهشده در داستان از یک تصویر جمعآوریشده توسط او الهام گرفته شده بود.[۱۷] فروشگاهی که هادوک و تنتن تجهیزات غواصی، از جمله لباس را، از آن خریدند، از تصویر یک بار که در مجلهٔ آلمانی برلینر ایلوستریرته سایتونگ منتشر شده بود الهام گرفته شد.[۱۷] پیکرهٔ قبیلهای که شوالیه دو هادوک در جزیرهای در کارائیب پیدا میکند، از یک تندیس قبیلهای بامیلهکه از کامرون برگرفته شده بود که هرژه در موزهای دیده بود.[۱۸] کشتی سیریوس که پیشتر در ستارهٔ مرموز ظاهر شده بود، نامش را از کشتی اساس سیریوس گرفته بود ــ نخستین کشتیای که تنها با نیروی محرکهٔ موتور بخار اقیانوس اطلس را پیمود ــ اما طراحی ظاهری آن بر اساس یک ترالری به نام «جان-او. ۸۸» بود. هرژه این کشتی را در بندر اوستنده طراحی اولیه کرده بود و سپس طرحهای دقیق آن را از سازندهاش، یوس بوئل و پسرش، و مدل کوچک آن را از یک مجموعهدار تهیه کرده بود.[۱۹] لاشهٔ زیرآبی کشتی اسب شاخدار نیز تا حدی از تصاویر لاشهٔ یک کشتی سوئدی قرن هفدهمی، واسا الهام گرفته شده بود که هرژه قبلاً جمعآوری کرده بود.[۲۰] صحنهای در داستان که یک کوسه جعبهای بزرگ (که شخصیتها امیدوارند گنج داخل آن باشد) را میبلعد، بر اساس روایت واقعیای بود از کوسهای که دوربینِ عکاس زیرآبی آمریکایی، اوتیس بارتون، را بلعیده بود؛ هرژه این داستان را در یک مجلهٔ مصور فرانسوی دیده بود.[۱۷]
حضور کوتاه دکتر دومیِر، که به هادوک هشدار میدهد نوشیدن الکل را متوقف کند، اشارهای به پزشک شخصی هرژه، «دکتر دومِری» بود.[۲۱][الف] هرژه اشارهای طنزآمیز به کمدین فرانسوی، ساشا گیتری، نیز در داستان گنجاند و نمایشی از او با عنوان Me را تبلیغ کرد که در آن گیتری همهٔ نقشها را خودش بازی میکرد.[۲۳][ب]
انتشار
[ویرایش]
گنجهای راکام از ۱۹ فوریهٔ ۱۹۴۳ بهصورت داستان مصور روزانه در لو سوآر آغاز به انتشار کرد.[۲۴] دو روز پیش از آن، عنوان ماجرای جدید طی یک آگهی در روزنامه اعلام شده بود.[۲۵] در بلژیک، این داستان سپس در سال ۱۹۴۴ توسط انتشارات کسترمن در قالب کتابی ۶۲ صفحهای منتشر شد.[۲۶] گنجهای راکام یکی از دو تصویر محبوب هرژه در سراسر مجموعهٔ ماجراهای تنتن را در خود دارد؛ تصویری که سه کنش را که دنبالهٔ رویدادها را میسازند در یک قاب واحد ترکیب میکند: هادوک در پیشزمینه که روی ساحل قدم برمیدارد، تنتن همراه با دوپونت و دوپونط که قایق پارویی را در پشت او به ساحل میکشانند، و کشتی سیریوس که در پسزمینه لنگر انداخته است.[۲۷][پ]
بهجای آنکه فوراً دست به خلق یک ماجرای جدید برای تنتن بزند، هرژه با پیشنهادی موافقت کرد که بر اساس آن، نویسندهٔ بخش جنایی لو سوآر، پل کینه، داستانی کارآگاهی با حضور دوپونت و دوپونط بنویسد. این داستان دوپونت و دوپونط، کارآگاهان نام گرفت و تصویرگری آن را هرژه انجام داد.[۲۹]
اسب شاخدار و گنجهای راکام نخستین دو ماجرای تنتن بودند که بهصورت ترجمهٔ انگلیسی مستقل برای بازار بریتانیا منتشر شدند، زیرا عصای اسرارآمیز پیشتر در سال ۱۹۵۱ بهصورت دنبالهدار در ایگل چاپ شده بود. این دو نسخه که در سال ۱۹۵۲ توسط کسترمن منتشر شدند، فروش کمی داشتند و از آن زمان به اقلام کمیاب مجموعهداران بدل شدهاند.[۳۰] آنها هفت سال بعد دوباره برای بازار بریتانیا منتشر شدند، این بار توسط انتشارات مثوئن و با ترجمهٔ مایکل ترنر و لزلی لانزدیل-کوپر.[۱۵] مایکل فار گزارش میدهد که گنجهای راکام پرفروشترین داستان در ماجراهای تنتن است[۱۰] و هری تامسون نیز مجموعهٔ دوگانهٔ اسب شاخدار – گنجهای راکام را «موفقترین داستانهای همهٔ ماجراهای تنتن» توصیف میکند.[۳۱]
تحلیل انتقادی
[ویرایش]هری تامسون بیان کرده است که خط داستانی راز تکشاخ – گنجهای راکام آغاز مرحلهٔ سوم و مرکزی «دورهٔ کاری تنتن» است. او همچنین گفته است که در این دو داستان، تنتن از یک خبرنگار به یک کاوشگر تبدیل میشود تا با فضای سیاسی جدید سازگار شود.[۹] او اظهار میکند که هرژه در این داستان «طرحریزی پیچیدهٔ راز تکشاخ را کنار میگذارد و به سبکی اپیزودیک بازمیگردد که از کتابهای اولیه دیده نشده بود».[۳۲] تامسون همچنین به ورود پروفسور تورنسل در داستان اشاره کرده و او را «سومین و آخرین عضو» «خانوادهٔ تنتن» مینامد.[۳۲] او از استفادهٔ رنگ در داستان انتقاد کرده و گفته است که بسیاری از صحنهها در نسخهٔ سیاهوسفید (چنانکه در لو سوآر منتشر شده بود) بهتر به نظر میرسند.[۳۳]

بنوآ پیترس، زندگینامهنویس دیگر هرژه، اشاره کرده است که اسب شاخدار و گنجهای راکام «جایگاهی اساسی» در ماجراهای تنتن دارند، زیرا «جهان تنتن» را با مجموعهٔ اصلی شخصیتهایش شکل میدهند.[۳۵] او بر این باور است که گرچه عناصر مذهبی در داستانهای قبلی نیز وجود داشت، در اسب شاخدار و دنبالهاش قویتر هستند، و این را به تأثیر ژاک فان ملکبکه نسبت میدهد.[۳۶] پیترس گنجهای راکام را «کتابی فراموشنشدنی» میداند، زیرا کتابی است که در آن، «خانواده» ــ یعنی تنتن، میلو، هادوک و تورنسل ــ برای نخستین بار کنار هم قرار میگیرند.[۳۷] پیر آسولین نیز همین دیدگاه را تکرار میکند و میگوید هرژه «این سه شخصیت را در خانهٔ جدیدشان مستقر کرده بود».[۳۴] او دربارهٔ پروفسور تورنسل میگوید که ایدهٔ استاد عجیبوغریب «چنان جهانی است که نمیتوان آن را به یک منبع واحد نسبت داد» و احتمالاً از چارلی چاپلین و پدر خود هرژه تأثیر گرفته است.[۳۸] برای آسولین، پروفسور تورنسل نمایندهٔ «دیوانگی لطیف و طنز ظریف در کمیکها» است.[۳۴] او میافزاید که گنجهای راکام و پیشدرآمدش هر دو «هرژه را در سطحی تازه از هنر» نشان میدهند و محبوبیتشان در این است که «ادامهٔ بصری جهانی ادبیاند که از ژول ورن تا پیر بنوا امتداد دارد».[۳۴]
ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه معتقدند که خط داستانی اسب شاخدار – گنجهای راکام «نقطهٔ عطفی» برای مجموعه است، زیرا تمرکز خواننده را از تنتن به هادوک منتقل میکند که «بیتردید جذابترین شخصیت» شده است.[۳۹] آنها میگویند که ورود پروفسور تورنسل «مثلث ضروریای را کامل میکند که به تنتن کیفیتی اسطورهای میبخشد».[۳۹] در ادامه، با بیان اینکه هنر هرژه در این جلد «به درجهای نزدیک به کمال» رسیده، آن را پنج ستاره از پنج ستاره ارزیابی میکنند.[۴۰] مایکل فار صحنهٔ معرفی پروفسور تورنسل را «شاهکار طنز» دانسته که آغاز «رگهٔ پربار طنز» است که این شخصیت به مجموعه آورده است.[۱۵] او با اشاره به اینکه برخلاف ستارهٔ مرموز، در این داستانِ دو جلدی «تقریباً هیچ اشارهای به اشغال و جنگ» وجود ندارد، روایت آن را «کاملاً موزون، بیشتابزدگی» مینامد.[۱۷]
ژان-ماری آپوستولیدس، در مطالعهٔ روانکاوانهاش دربارهٔ ماجراهای تنتن، خط داستانی اسب شاخدار – گنجهای راکام را سفری توصیف میکند که در آن شخصیتها «بهدنبال گنجی میروند که همزمان جستوجوی ریشههای خودشان است».[۴۱] او میگوید این خط روایی حول جد هادوک میچرخد و بدینترتیب «با معنای روابط نمادین در زندگی شخصی» سروکار دارد.[۴۲] او شوالیه دو هادوک را با رابینسون کروزوئه مقایسه کرده و یادآور میشود که بومیان کارائیب در داستان، شوالیه دو هادوک را همچون کنگوییها که در پایان تنتن در کنگو او را تقدیس میکنند، بهصورت بتی مقدس درآوردهاند.[۴۳] ژان-ماری آپوستولیدس با وجود اینکه پروفسور تورنسل را یکی از دانشمندان عجیب متعدد مجموعه میداند، بر یکتایی او تأکید میکند، زیرا این بار پروفسور تورنسل است که به سراغ تنتن میآید، برخلاف دانشمندانی که تنتن به سراغشان میرفت.[۴۴] او دربارهٔ معرفی زیردریایی کوسهمانند نیز میگوید که این وسیله «به آنها امکان میدهد مرزی را پشت سر بگذارند که تا پیش از آن انسانها را محدود میکرد و وارد جهانی دیگر شوند، جهانی زیر دریا که رازهای ناشناخته را در خود دارد».[۴۴] او در نهایت معتقد است که در پایان داستان «ساختار خانواده شکل گرفته است»؛ با پروفسور تورنسل بهعنوان پدر مالی، و هادوک و تنتن که با ماجراجویی مشترک برادر شدهاند، و همچنین با کمک شوالیه دو هادوک، «نیا»، که خانهای در کاخ مولینسار نصیبشان شده است.[۴۵]
منتقد ادبی تام مککارتی صحنههایی در گنجهای راکام را برجسته میکند که بازتاب مضامین رایج در ماجراهای تنتن است. او اشاره میکند که پروفسور تورنسل با پنهانی سوار شدن بر کشتی، یکی از بسیاری از «مسافران قاچاقی» مجموعه است[۴۶] و گنج نیز یادآور مضمون جواهرات و سنگهای قیمتی است که در گوش شکسته، تنتن در کنگو و جواهرات کاستافیوره نیز دیده میشود.[۴۷] او به اشتباه خواندن طومارها توسط تنتن اشاره میکند و میگوید این یکی از چندین خطای محاسباتی است که شخصیت در مجموعه مرتکب میشود.[۴۸] او همچنین صحنهای را که زیردریاییِ کوسهمانند میان نشیمنگاه هادوک فشار میآورد، نوعی کنایهٔ جنسی مرتبط با آمیزش جنسی مقعدی دانسته و نمونههای مشابه را در گوش شکسته و خرچنگ پنجهطلایی یادآور میشود.[۴۹]
اقتباسها
[ویرایش]در سال ۱۹۵۷، شرکت بلویزیون مجموعهٔ ماجراهای تنتن اثر هرژه را تولید کرد؛ مجموعهای از اقتباسهای رنگی پنجدقیقهای روزانه که بر اساس کمیکهای اصلی هرژه ساخته شده بود. گنجهای راکام پنجمین داستانی بود که در فصل دوم (و هشتمین در مجموع) اقتباس شد و کارگردانی آن را ری گوسنس بر عهده داشت و نوشتهٔ کارتونیست گرگ بود. در سالهای بعد، گرگ سردبیر مجلهٔ تنتن شد.[۵۰]
در سال ۱۹۹۱، همکاری میان استودیوی فرانسوی ایلیپسنیم و شرکت انیمیشن کانادایی نلوانا، ۲۱ ماجرا را در قالب قسمتهایی ۴۲ دقیقهای اقتباس کرد. گنجهای راکام دهمین قسمت از مجموعهٔ ماجراهای تنتن بود که تولید شد، هرچند مدت آن نصف بیشتر قسمتهای دیگر بود. این مجموعه به کارگردانی استفان برناسکونی ساخته شد و بهخاطر «وفاداری کلی» مورد ستایش قرار گرفت، تا جایی که ترکیببندی نماها مستقیماً از پنلهای کمیک اصلی گرفته شده بود.[۵۱]
فیلم بلند ماجراهای تنتن: راز اسب شاخدار با تکنیک ضبط حرکت به کارگردانی استیون اسپیلبرگ و تهیهکنندگی پیتر جکسون در اکتبر–نوامبر ۲۰۱۱ در بیشتر نقاط جهان اکران شد[۵۲] و در ۲۱ دسامبر همان سال در ایالات متحده آمریکا با عنوان سادهٔ ماجراهای تنتن منتشر شد.[۵۳] این فیلم تا حدی بر اساس گنجهای راکام ساخته شده است و عناصری از اسب شاخدار و خرچنگ پنجهطلایی را نیز با آن ترکیب کرده است.[۵۲] بازی ویدئویی مرتبط با فیلم به نام تنتن: راز کشتی تکشاخ نیز در اکتبر ۲۰۱۱ منتشر شد.[۵۴]
منابع
[ویرایش]یادداشتها
[ویرایش]پانویس
[ویرایش]- ↑ Hergé 1959, pp. 1–23.
- ↑ Hergé 1959, pp. 24–62.
- ↑ Assouline 2009، pp. 70–71; Peeters 2012، pp. 116–118.
- ↑ Assouline 2009، p. 72; Peeters 2012، pp. 120–121.
- ↑ Goddin 2009، p. 73; Assouline 2009، p. 72.
- ↑ Assouline 2009، p. 73; Peeters 2012.
- ↑ Thompson 1991، p. 99; Farr 2001، p. 95.
- ↑ Thompson 1991, p. 99.
- 1 2 Thompson 1991, p. 112.
- 1 2 Farr 2001, p. 105.
- ↑ Peeters 1989, p. 76.
- ↑ Peeters 2012, p. 147.
- ↑ Goddin 2009, p. 119.
- ↑ Thompson 1991، p. 118; Farr 2001، p. 105; Assouline 2009، p. 91; Peeters 2012، p. 147.
- 1 2 3 4 Farr 2001, p. 106.
- ↑ Thompson 1991، p. 119; Farr 2001، p. 112.
- 1 2 3 4 Farr 2001, p. 112.
- ↑ Thompson 1991, p. 119.
- ↑ Farr 2001، p. 111; Horeau 2004، p. 22; Goddin 2009، p. 120.
- ↑ Horeau 2004, p. 30.
- ↑ Goddin 2009, p. 120.
- ↑ Hergé 1959, p. 11.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, p. 54.
- ↑ Lofficier و Lofficier 2002، p. 52; Goddin 2009، p. 116.
- ↑ Goddin 2009, p. 116.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, p. 52.
- ↑ Thompson 1991, pp. 119–120.
- ↑ Hergé 1959, p. 25.
- ↑ Goddin 2009، pp. 128, 130; Assouline 2009، p. 94.
- ↑ Thompson 1991، p. 121; Farr 2001، p. 106.
- ↑ Thompson 1991, p. 113.
- 1 2 Thompson 1991, p. 118.
- ↑ Thompson 1991, p. 120.
- 1 2 3 4 Assouline 2009, p. 92.
- ↑ Peeters 2012, p. 143.
- ↑ Peeters 2012, p. 144.
- ↑ Peeters 2012, p. 146.
- ↑ Assouline 2009, p. 91.
- 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 53.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, pp. 54–55.
- ↑ Apostolidès 2010, p. 30.
- ↑ Apostolidès 2010, p. 136.
- ↑ Apostolidès 2010, p. 138.
- 1 2 Apostolidès 2010, p. 145.
- ↑ Apostolidès 2010, p. 146.
- ↑ McCarthy 2006, p. 79.
- ↑ McCarthy 2006, p. 97.
- ↑ McCarthy 2006, pp. 22–23.
- ↑ McCarthy 2006, p. 109.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, pp. 87–88.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, p. 90.
- 1 2 The Daily Telegraph: Michael Farr 2011.
- ↑ Lyttelton, Oliver (16 October 2011). "Steven Spielberg Says 'The Adventures of Tintin' is "85% Animation, 15% Live Action"". IndieWire. Retrieved 18 December 2017.
- ↑ IGN 2011.
کتابشناسی
[ویرایش]- Apostolidès, Jean-Marie (2010) [2006]. The Metamorphoses of Tintin, or Tintin for Adults. Jocelyn Hoy (translator). Stanford: Stanford University Press. ISBN 978-0-8047-6031-7.
- Assouline, Pierre (2009) [1996]. Hergé, the Man Who Created Tintin. Charles Ruas (translator). Oxford and New York: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-539759-8.
- Farr, Michael (2001). Tintin: The Complete Companion. London: John Murray. ISBN 978-0-7195-5522-0.
- Farr, Michael (17 October 2011). "The inspiration behind Steven Spielberg's Tintin". The Daily Telegraph. Archived from the original on 19 October 2011. Retrieved 31 January 2015.
- Goddin, Philippe (2009). The Art of Hergé, Inventor of Tintin: Volume 2: 1937-1949. Michael Farr (translator). San Francisco: Last Gasp. ISBN 978-0-86719-724-2.
- Hergé (1959) [1944]. Red Rackham's Treasure. Leslie Lonsdale-Cooper and Michael Turner (translators). London: Egmont. ISBN 978-0-316-35834-7.
- Horeau, Yves (2004). The Adventures of Tintin at Sea. Michael Farr (translator). London: John Murray. ISBN 978-0-7195-6119-1.
- Lofficier, Jean-Marc; Lofficier, Randy (2002). The Pocket Essential Tintin. Harpenden, Hertfordshire: Pocket Essentials. ISBN 978-1-904048-17-6.
- McCarthy, Tom (2006). Tintin and the Secret of Literature. London: Granta. ISBN 978-1-86207-831-4.
- Peeters, Benoît (1989). Tintin and the World of Hergé. London: Methuen Children's Books. ISBN 978-0-416-14882-4.
- Peeters, Benoît (2012) [2002]. Hergé: Son of Tintin. Tina A. Kover (translator). Baltimore, Maryland: Johns Hopkins University Press. ISBN 978-1-4214-0454-7.
- Simmons, Alex (8 December 2011). "The Adventures of Tintin [The Game] Review". IGN. Archived from the original on 24 September 2012. Retrieved 6 February 2015.
- Thompson, Harry (1991). Tintin: Hergé and his Creation. London: Hodder and Stoughton. ISBN 978-0-340-52393-3.
- داستانها
- رمانهای گرافیکی ۱۹۴۴ (میلادی)
- کارائیب در ادبیات داستانی
- کتابهای ۱۹۴۴ (میلادی)
- کتابهای تنتن
- کتابهای دزدان دریایی
- کتابهای مثوئن
- ماجراهای تنتن و میلو
- نوشتارهای نخستین بار منتشرشده به صورت سریالی
- کمیکها در ۱۹۴۴ (میلادی)
- رمانهای بلژیکی مورد اقتباس در فیلمها
- کمیکهای مورد اقتباس در فیلمها
- کمیکهای مورد اقتباس در مجموعههای تلویزیونی
- رمانهای واقعشده در کارائیب