پرش به محتوا

گوش شکسته

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
گوش شکسته
(L'Oreille cassée)
جلد نخستین انتشار گوش شکسته در ایران توسط انتشارت ونوس
تاریخ
  • ۱۹۳۷ (سیاه‌وسفید)
  • ۱۹۴۳ (رنگی)
سریماجراهای تن‌تن و میلو
ناشرکسترمن
گروه سازنده
خالقهرژه
نسخهٔ اصلی
منتشرشده درلو پتی ونتیم
تاریخ انتشار۵ دسامبر ۱۹۳۵ – ۲۵ فوریه ۱۹۳۷
زبانفرانسوی
ترجمه
ناشر ترجمهمثوئن
تاریخ ترجمه۱۹۷۵
مترجم
  • لزلی لانزدیل-کوپر
  • مایکل ترنر
گاه‌نگاری
بعد ازگل آبی (۱۹۳۶)
قبل ازجزیره سیاه (۱۹۳۸)

گوش شکسته (فرانسوی: L'Oreille cassée) ششمین جلد از ماجراهای تن‌تن، مجموعه کمیک‌های کارتونیست بلژیکی هرژه است. این اثر که به سفارش روزنامه محافظه‌کار بلژیکی لو ونتیم سیکل برای ضمیمه کودکانش لو پتی ونتیم تهیه شده بود، از دسامبر ۱۹۳۵ تا فوریه ۱۹۳۷ به‌صورت هفتگی منتشر می‌شد. داستان دربارهٔ خبرنگار جوان بلژیکی تن‌تن و سگش میلوی است؛ او در جست‌وجوی یک شیء دزدیده‌شده در آمریکای جنوبی است که با گوش راست شکسته‌اش قابل شناسایی است و با دزدان دیگری که در پی آن هستند روبه‌رو می‌شود. در این مسیر سر از کشور خیالی سان تئودور درمی‌آورد، جایی که درگیر جنگ می‌شود و قبیله آرومبایا را در اعماق جنگل کشف می‌کند.

گوش شکسته به موفقیت تجاری دست یافت و کمی پس از پایان انتشارش در قالب کتاب منتشر شد. هرژه ماجراهای تن‌تن را با جزیره سیاه ادامه داد، در حالی که خود این مجموعه به بخشی تعیین‌کننده از سنت کامیکس فرانسوی-بلژیکی بدل شد. در ۱۹۴۳، گوش شکسته برای انتشار دوباره توسط کسترمن رنگ‌آمیزی و بازآفرینی شد. مفسران این کتاب را به‌دلیل نمایش تعهد تازهٔ هرژه به ساختار روایی روشن و تلاش برای دقت تاریخی و فنی ستایش کرده‌اند. گوش شکسته شخصیت تکرارشونده ژنرال آلکازار را معرفی می‌کند و نخستین اثری بود که شامل کشورهای خیالی می‌شد. این داستان برای انیمیشن تولیدشده توسط شرکت بل‌ویزیون در سال ۱۹۵۶ به نام ماجراهای تن‌تن اثر هرژه و همچنین برای مجموعهٔ انیمیشنی شرکت ایلیپسنیم/نلوانا، ماجراهای تن‌تن (۱۹۹۱) اقتباس شد.


خلاصه داستان

[ویرایش]

یک شیء ساختهٔ قبیله قبیله آرومبایا در آمریکای جنوبی از موزه مردم‌نگاری بروکسل دزدیده می‌شود، اما روز بعد دوباره بازگردانده می‌شود. تن‌تن درمی‌یابد که شیء بازگردانده‌شده تقلبی است و این موضوع را به مجسمه‌ساز محلی، ژاکوب بالتازار، که تازه به قتل رسیده ربط می‌دهد. طوطی بالتازار – تنها شاهد قتل – به دست دو مرد اهل آمریکای لاتین، آلونزو پرز و رامون بادا، می‌افتد؛ آن‌ها وقتی تن‌تن شروع به تحقیق دربارهٔ ارتباطشان با جنایت می‌کند، تلاش می‌کنند او را بکشند.[۱] آلونسو و رامون از طوطی درمی‌یابند که قاتل بالتازار رودریگو تورتیا است و سوار کشتی‌ای می‌شوند که به مقصد آمریکای جنوبی حرکت می‌کند تا او را دنبال کنند. آنجا، آن‌ها تورتیا را می‌کشند، اما پی می‌برند که او فتیش اصلی را در اختیار نداشته است. با این حال، تن‌تن تعقیبشان می‌کند و زمانی که کشتی در لاس دوپیکوس، پایتخت سان تئودور، پهلو می‌گیرد، آن‌ها را دستگیر می‌کند.[۲] با این همه، سرهنگ فاسدی که مسئول بازداشت است، اجازه می‌دهد این دو نفر بگریزند و خودِ تن‌تن را زندانی می‌کند.

در شهر، تن‌تن به‌عنوان یک تروریست بدنام و بازداشت و به جوخه اعدام محکوم می‌شود. تن‌تن زمانی جان به در می‌برد که یک انقلاب دولت را سرنگون می‌کند و رهبر جدید، ژنرال آلکازار، او را به‌عنوان آجودان خود منصوب می‌کند. آلونسو و رامون تن‌تن را به اسارت می‌گیرند و برای یافتن فتیش گمشده شکنجه‌اش می‌کنند، اما تنها برای مدت کوتاهی توسط تن‌تن به زندان انداخته می‌شوند.[۳] تن‌تن در مقام آجودان با تصمیم پیشنهادی سان تئودور برای ادعای منطقه گرن چاپو که ظاهراً سرشار از نفت است مخالفت می‌کند، زیرا این کار باعث جنگی میان سان تئودور و کشور همسایه، نوئوو ریکو، خواهد شد، و شرکت‌های نفتی و تسلیحاتی جنگ‌طلب او را به‌عنوان خائن بدنام می‌کنند. با این حال، دوست تازه تن‌تن، پابلو، او را از زندان آزاد می‌کند و اجازه می‌دهد که به نوئوو ریکو بگریزد.[۴] اما در این روند، او ناخواسته رویدادهایی را رقم می‌زند که باعث آغاز جنگ میان نوئوو ریکو و سان تئودور می‌شود.

تن‌تن پس از ورود به نوئوو ریکو تصمیم می‌گیرد وارد جنگل شود و قبیله آرومبایا را بیابد، به امید اینکه آن‌ها برایش توضیح دهند چرا مردم می‌خواهند فتیش را بدزدند. او با یک جست‌وجوگر بریتانیایی به نام ریج‌ول روبه‌رو می‌شود که میان آرومبایاها زندگی می‌کند و از او می‌آموزد که یک الماس در داخل تندیس پنهان شده بوده است.[۵] هنگام تحویل بار، تن‌تن و میلو قرار بود آمریکای جنوبی را به مقصد اروپا ترک کنند، اما چون کشتی را از دست دادند، مجبور شدند یک هفته صبر کنند. زمانی که جنگ میان سان تئودور و نوئوو ریکو با کشف بی‌نفت بودن گرن چاپو پایان می‌یابد، تن‌تن پس از برخورد کوتاهی با آلونسو و رامون به بلژیک بازمی‌گردد. آنجا، تن‌تن درمی‌یابد که برادر بالتازار مجموعه‌ای از نسخه‌های کاملاً مشابه از فتیش ساخته است که آن‌ها را در میان وسایل برادر متوفایش پیدا کرده بود. تن‌تن می‌فهمد که این نسخه‌ها توسط ساموئل گُلدبار، یک آمریکایی ثروتمند، خریداری شده و او اکنون در حال بازگشت به ایالات متحده با همان فتیش است. تن‌تن با رسیدن به کشتی، آلونسو و رامون را نیز در آنجا می‌یابد. در کشمکش بر سر تصاحب فتیش، تندیس روی زمین می‌شکند و الماسی که درون آن پنهان شده بود به دریا می‌غلتد. آلونسو و رامون برای کشتن تن‌تن، که باعث از دست رفتن الماس شده، حمله می‌کنند و هر سه به‌طور اتفاقی به دریا سقوط می‌کنند. تن‌تن نجات داده می‌شود، اما آلونسو و رامون غرق می‌شوند. گُلدبار به تن‌تن اجازه می‌دهد فتیش دزدیده‌شده را به موزه بازگرداند، جایی که آن را تعمیر و دوباره به نمایش گذاشته می‌شود، هرچند به‌طور طنزآمیزی آسیب‌دیده است.[۶]

تاریخچه

[ویرایش]

پیش‌زمینه و پژوهش

[ویرایش]

ژرژ رِمی—که بیشتر با نام هنری هرژه شناخته می‌شود—به‌عنوان سردبیر و تصویرگر لو پتی ونتیم[۷] استخدام شد؛ این ضمیمهٔ کودکانِ روزنامهٔ لو ونتیم سیکل بود، یک روزنامهٔ بلژیکی کاتولیک افراطی رومی و محافظه‌کار که در بروکسل، زادگاه هرژه، منتشر می‌شد و ابه نوربر والز آن را اداره می‌کرد. هرژه در سال ۱۹۲۹ داستان مصور ماجراهای تن‌تن را برای لو پتی ونتیم آغاز کرد که حول ماجراجویی‌های خبرنگار خیالی بلژیکی، تن‌تن، می‌چرخید. والِز به هرژه دستور داد که نخستین ماجراجویی‌اش را در روسیهٔ شوروی و به‌عنوان تبلیغات ضد سوسیالیستی برای کودکان قرار دهد (تن‌تن در شوروی[۸] دومین ماجراجویی را در کنگوی بلژیک برای تشویق احساسات استعماری (تن‌تن در کنگو[۹] و سومین را در ایالات متحده آمریکا تا از داستان به‌عنوان نکوهشی از سرمایه‌داری آمریکا استفاده کند (تن‌تن در آمریکا).[۱۰] والِز بعدها پس از یک رسوایی از سردبیری روزنامه کنار گذاشته شد، با این حال هرژه با شرط افزایش حقوق، قانع شد که در روزنامه بماند.[۱۱] هرژه هنگام آماده‌سازی گوش شکسته، عادت تازه‌ای در خود ایجاد کرد: نگه‌داشتن یادداشت‌های طرح و ایده‌ها در یک دفترچه.[۱۲] او همچنین به بریدن عکس‌ها و تصاویر دیگر از مجلات و روزنامه‌ها و بایگانی‌کردن آنها برای استفاده‌های آینده پرداخت؛ او بسیاری از این تصاویر را به‌عنوان مبنای طراحی‌های خود در گوش شکسته به کار برد.[۱۳]

نیروهای پاراگوئه در آلیهواتا، ۱۹۳۲، در طول جنگ چاکو

هرژه از گوش شکسته استفاده کرد تا به رویدادهای واقعی‌ای اشاره کند که به‌تازگی در آمریکای جنوبی رخ داده بود. کشورهای خیالی سان تئودور و نوئوو ریکو بر اساس کشورهای واقعی بولیوی و پاراگوئه ساخته شده بودند، در حالی که جنگ گران چاپو در داستان اشاره‌ای بود به جنگ چاکو (۱۹۳۵–۱۹۳۲) که میان نیروهای بولیوی و پاراگوئه بر سر میدان‌های نفتی سودآور منطقهٔ گران چاکو درگرفته بود.[۱۴] نام «گران چاپو» بازی زبانی با عبارت فرانسوی گراند شاپو به‌معنی «کلاه بزرگ» بود، در حالی که نام نوئوو ریکو بازی زبانی با واژهٔ «نووو ریش» و نام پایتخت نوئوو ریکو، سانفاسیون، بازی زبانی با سان فاسون به‌معنی «بی‌ادبانه» بود.[۱۵] شخصیتِ باسیل بازاروف هرژه از شرکت تسلیحاتی ویکینگ آرمز کمپانی لیمیتد (بازیِل مازاروف در نسخهٔ ۱۹۳۷)، اشاره‌ای آشکار به فروشندهٔ واقعی سلاح، یونانی‌تبار، بازیل زاهاروف از شرکت ویکرز-آرمسترانگز بود که با فروش اسلحه به هر دو کشور پاراگوئه و بولیوی از این درگیری سود برد.[۱۶] هرژه دربارهٔ این درگیری و شرکت‌های غربی‌ای که از آن سود می‌بردند، از طریق دو شماره از مجلهٔ فرانسوی ضد جریان اصلی کراپویو ، که داستان‌های خبری نادیده‌گرفته‌شده توسط رسانه‌های جریان اصلی را پوشش می‌داد، آگاه شده بود.[۱۷] همچنین احتمال دارد کتاب سال ۱۹۳۰ ریچارد لوینسون، زاهاروف، اروپایی مرموز که در کراپویو مورد اشاره قرار گرفته بود را خوانده باشد.[۱۵]

شیء آرومبایا در اثر هرژه بر اساس طرح یک تندیس اصیل پرویی در موزه‌های سلطنتی هنر و تاریخ بروکسل ساخته شده بود؛ یک تندیس چیموی پیشاکلمبی که از چوب ساخته شده و قدمتش به میان سال‌های ۱۲۰۰ تا ۱۴۳۸ میلادی باز می‌گشت.[۱۸] در حالی که هرژه هنگام خلق گل آبی به گویشوران زبان چینی ماندارین دسترسی داشت، به گویشوران زبان‌های بومی سرخ‌پوستی دسترسی نداشت و بنابراین زبان آرومبایا که او ابداع کرد کاملاً ساختگی بود.[۱۹] او ساختار این زبان را عمدتاً بر اساس لهجهٔ بروکسلی که در منطقهٔ مارولِ بروکسل صحبت می‌شد بنا کرد و آن را با پسوندها و عبارت‌های اسپانیایی آمیخت.[۱۳] در پرداختن به رقیبان آرومبایا، یعنی بیباروس، او تحت تأثیر گزارش‌های انسان‌شناسانه دربارهٔ کوچک‌کردن سرها در میان قبایل خیبارو بود؛ زمانی که لزلی لانزدیل-کوپر و مایکل ترنر کتاب را به انگلیسی ترجمه کردند، بیباروس را به رامباباس تغییر نام دادند، که بازی زبانی با دسر رام بابا بود.[۱۳] کاوشگر ریج‌ول که در میان آرومبایاها پیدا می‌شود و در آنجا زندگی می‌کند، بر اساس کاوشگر بریتانیایی، سرهنگ پرسی فاست، ساخته شده که در سال ۱۹۲۵ به‌طرزی مرموز در جنگل آمازون ناپدید شد. در ساختن این داستان، احتمالاً هرژه از شاهین مالت نیز تأثیر پذیرفته بود، زیرا شباهت‌هایی در طرح این دو اثر وجود دارد.[۲۰]

انتشار اولیه

[ویرایش]
صحنه‌ای از گوش شکسته روی جلد لو پتی ونتیم

گوش شکسته نخستین‌بار از دسامبر ۱۹۳۵ در لو پتی ونتیم و با عنوان ماجراهای تازهٔ تن‌تن و میلو[۲۱] به‌صورت دنباله‌دار منتشر شد. از ۷ فوریهٔ ۱۹۳۷، این داستان همچنین در روزنامهٔ کاتولیک فرانسوی کر وایان با نام تن‌تن و میلو در میان آرمبایاها [۲۱] چاپ می‌شد. در سال ۱۹۳۷، این داستان در یک جلد گالینگور گردآوری و توسط انتشارات کسترمن با عنوان گوش شکسته منتشر شد.[۲۱] برای این نسخهٔ گردآوری‌شده، یک تغییر کوچک ایجاد شد؛ شخصیت فرعی کاراخو به کاراکو تغییر نام داد، زیرا واژهٔ کاراخو در اسپانیایی یک اصطلاح عامیانه برای آلت نری است[۲۲] و هرژه هنگام انتشار داستان از معنای واقعی آن بی‌اطلاع بود.

گوش شکسته شخصیت ژنرال آلکازار را به مجموعه معرفی کرد؛ او بعدها به یک شخصیت تکرارشونده در کتاب‌ها تبدیل شد و در سه ماجراجویی دیگر نیز ظاهر گشت.[۲۳] همان‌طور که هری تامسون، زندگی‌نامه‌نویس هرژه، ذکر کرده است، گوش شکسته نخستین داستان در مجموعهٔ تن‌تن است که «در محیط خانگی آغاز و پایان می‌یابد»[۲۴] و نخستین داستانی است که به تعقیب یک مک‌گافین می‌پردازد.[۲۴] این داستان همچنین آخرین باری است که تن‌تن در آن فعالیت روزنامه‌نگاری انجام می‌دهد[۲۵] و نخستین باری است که آپارتمان تن‌تن در شمارهٔ ۲۶ خیابان لابرادور به تصویر کشیده می‌شود، جایی که یادگاری‌های چینیِ گل آبی در آن دیده می‌شود.[۲۶] هرژه با تأثیر از آلفرد هیچکاک و حضورهای کوتاه او در فیلم‌های خودش، تصویر کوچکی از خود را در قاب دوم قرار داد.[۱۷] او همچنین با اشاره به اخبار روز، گویندهٔ رادیویی را در آغاز داستان نشان داد که دربارهٔ جنگ دوم ایتالیا و اتیوپی صحبت می‌کرد؛ این بخش در نسخهٔ رنگی حذف شد.[۲۵] در پایان داستان، هرژه آلونزو پرز و رامون بادا را کشت و نشان داد که شیاطین آنان را به جهنم می‌برند؛ این آخرین نمایش مرگ یک ضدقهرمان در مجموعه بود تا زمانی که بوریس (سرهنگ یورگن) در روی ماه قدم گذاشتیم کشته شد.[۲۴] این موضوع سردبیران مجلهٔ کُر وایان را ناراحت کرد و آنان از هرژه خواستند آن صحنه را تغییر دهد؛ هرژه که از این درخواست آزرده شده بود، بعدها گفت: «در ظاهر برایم هیچ هزینه‌ای نداشت، اما چنین افزوده‌هایی واقعاً برایم دشوار بود».[۲۷] او برای نسخهٔ دنباله‌دار، آن قاب را با تصویری جایگزین کرد که در آن، تن‌تن نجات روح آلونزو پرز و رامون بادا را به خدا می‌سپرد.[۲۸]

نسخهٔ دوم، ۱۹۴۳

[ویرایش]

در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، زمانی که محبوبیت هرژه افزایش یافته بود، او و تیمش در استودیو هرژه بسیاری از نسخه‌های سیاه‌وسفید اولیهٔ ماجراهای تن‌تن را با استفاده از سبک طراحی لینیه کلر («خطوط واضح»)[الف] که خود او توسعه داده بود، بازطراحی و رنگ‌آمیزی کردند تا از نظر بصری با داستان‌های جدید تن‌تن که در حال خلق بودند هماهنگ شوند. گوش شکسته نخستین ماجرای اولیه‌ای بود که تحت این بازآفرینی و رنگ‌آمیزی قرار گرفت[۳۰] و این نسخهٔ دوم در سال ۱۹۴۳ به‌صورت یک جلد ۶۲ صفحه‌ای توسط کسترمن منتشر شد.[۲۱] برخلاف برخی ماجراهای قبلی، گوش شکسته دوباره طراحی نشد، جز در چند مورد اصلاحات جزئی.[۳۰] برای کاهش طول کتاب، بخش‌هایی حذف شدند، از جمله یک صحنهٔ رؤیا که در نسخهٔ اصلی وجود داشت.[۳۱] از آنجا که فرایند رنگ‌آمیزی برای مجموعه جدید بود، استفادهٔ هرژه از رنگ در گوش شکسته ابتدایی‌تر از جلدهای بعدی است؛ و هرچه کتاب جلوتر می‌رود، آشکار است که هرژه علاقه‌اش را از دست داده و کار را با شتاب پیش برده است، برای نمونه با استفاده از پس‌زمینه‌های یک‌رنگ بدون هیچ جزئیات.[۳۲]

انتشارهای بعدی و میراث

[ویرایش]

کسترمن نسخهٔ سیاه‌وسفید اصلی را در سال ۱۹۷۹ در یک جلد گردآوری‌شدهٔ فرانسوی‌زبان همراه با سیگارهای فرعون و گل آبی — بخش دوم از مجموعهٔ آرشیوهای هرژه — دوباره منتشر کرد.[۲۱] در سال ۱۹۸۶، کسترمن نسخهٔ فکسیمیله از نسخهٔ اصلی را منتشر کرد.[۲۱]

هرژه در ماجراهای بعدی بار دیگر به خلق کشورهای خیالی به‌عنوان اشاراتی به کشورهای واقعی بازگشت، مانند سیلداوی و بوردوری (که عمدتاً بر اساس یوگسلاوی و آلمان نازی ساخته شده بودند) در عصای اسرارآمیز و سوندونزیا (بر اساس اندونزی) در پرواز شماره ۷۱۴.[۳۳] او همچنین عناصر دیگری را که نخستین‌بار در گوش شکسته به کار برده بود، در داستان‌های بعدی بازاستفاده کرد: یک طوطی در جواهرات کاستافیوره، سقوط به دره در ماجرای تورنسل، یک گوی آتشین و رؤیای غلیظ در هفت گوی بلورین، و یک جوخهٔ اعدام در تن‌تن و پیکاروها.[۳۴] تن‌تن در کتاب تن‌تن و پیکاروها به سان تئودور بازگشت؛ جایی که شخصیت‌های پابلو و ریج‌ول نیز دوباره ظاهر شدند.[۳۵]

در سال ۱۹۷۹، کاخ هنرهای زیبای بروکسل نمایشگاهی به مناسبت پنجاه سالگی ماجراهای تن‌تن برگزار کرد. به‌عنوان بخشی از این برنامه، آنان اشیایی را که در این مجموعه ظاهر شده بودند به نمایش گذاشتند و تندیس پروییِ گوش‌شکسته که الهام‌بخش شیء آرومبایایی هرژه بود، به‌عنوان قطعهٔ اصلی نمایش ارائه شد؛ با این حال، از ترس آنکه ممکن است دزدیده شود، به‌جای شیء واقعی، یک نسخهٔ بدل در معرض نمایش قرار گرفت. در تقلیدی از رویدادهای گوش شکسته، یک دزد وارد شد و تندیس را ربود. سپس نامه‌ای به لو سوآر فرستاده شد که در آن فردی که ادعا می‌کرد همان دزد است، اعلام کرده بود که این شیء بازگردانده خواهد شد اگر هرژه در زمانی مشخص و با نسخه‌ای از کتاب زیر بغل راستش به محل وقوع سرقت بازگردد. هرژه چنین کرد، اما کتاب را زیر بغل چپش حمل کرد؛ دزد هرگز ظاهر نشد و نسخهٔ بدل شیء نیز هرگز پیدا نشد.[۳۶]

تحلیل انتقادی

[ویرایش]
تندیس چیموری موزهٔ هنر پ تاریخ بروکسل که هرژه نسخهٔ آن را در ماجرا وارد کرده است.

ژان مارک لوفیسیه و رَندی لوفیسیه گوش شکسته را «یک گل آبی کم‌رنگ» توصیف کردند و اشاره نمودند که این داستان عناصر بسیاری را با ماجرای قبلی مشترک است، هرچند همچنین آن را «بیشتر یادآور کتاب‌های اولیه و کاریکاتوری‌تر» مانند تن‌تن در کنگو و تن‌تن در آمریکا می‌دانستند، به‌ویژه با حضور بومیان کمدی و عناصر پوچ‌گرایانه‌ای مانند «بمب‌های خنده‌دار».[۳۱] با این حال، آنان بر این باور بودند که داستان نشان‌دهندهٔ «بهبودی چشمگیر» در توانایی هرژه در طرح‌پردازی است، و خاطرنشان کردند که داستان ساختاری روشن دارد و «روایتی بسیار مؤثر و دراماتیک با پیچش‌های فراوان» ارائه می‌دهد.[۳۱] در مجموع، آنان گوش شکسته را دو ستاره از پنج ستاره ارزیابی کردند.[۳۱] هری تامسون احساس می‌کرد که گوش شکسته دارای «کیفیتی کمی بی‌رمق» است[۳۷] و «ناامیدکننده»، زیرا «عناصر مختلف به‌خوبی با هم جور نمی‌شوند».[۱۹] او بر این باور بود که کیفیت هنری و میزان پژوهش با پیشروی داستان رو به افول می‌رود،[۳۷] هرچند این داستان «پیچیده‌ترین طرح را تا آن زمان، با فاصله‌ای بسیار زیاد» دارد.[۱۹] فیلیپ گودَن اظهار داشت که در این داستان، تن‌تن از «خبرنگاری کلاسیک به یک روزنامه‌نگار تحقیقی» تبدیل می‌شود.[۳۸]

مایکل فار گوش شکسته را «محکومیتی اخلاقی علیه سرمایه‌داری، امپریالیسم و جنگ» توصیف کرد، هرچند احساس می‌کرد که این داستان «به‌خوبی گل آبی ساخته و پرداخته نشده» و «کم‌جزئیات‌تر و کم‌واقع‌گرایانه‌تر» است.[۳۹] او تصویر غرق‌شدن آلونزو پرز و رامون بادا در دریا و کشیده‌شدنشان به دوزخ توسط دیوان را «واقعاً قرون وسطایی» و «خیالی‌ترین تصویر در کل مجموعه» دانست.[۴۰] او همچنین معتقد بود که تصویر هرژه از ارتش‌های آمریکای جنوبی «سرشار از طنز» است و جزئیات آن «عموماً بسیار دقیق» است.[۱۵] زندگی‌نامه‌نویس، بنوآ پیترس، گوش شکسته را بازگشتی به «ماجرای ناب» پس از «واقع‌گرایی شبه‌مستند» گل آبی دانست[۴۱] و اینکه در این ماجرا، سیاست «در ردیف دوم» قرار دارد و هرژه اجازه می‌دهد «روایت آزادانه پیش برود و به شکلی درخشان موفق می‌شود».[۴۲] او در جایی دیگر این اثر را دارای «پویایی چشمگیر» و «سرزندگی بی‌همتا» توصیف کرد و آن را واجد «یک انقلاب» در ساختار روایی دانست.[۴۳] او بر این باور بود که این داستان «تمثیلی کامل» برای نظریه‌های فیلسوف آلمانی، والتر بنیامین در اثر هنری اثر هنری در عصر بازتولید مکانیکی (۱۹۳۶) است، با اینکه هرژه این کتاب را نخوانده بود.[۴۴] منتقد ادبی، تام مک‌کارتی، بالتازار را نمونه‌ای از شخصیت‌های فرعی جالب دانست که به مجموعهٔ تن‌تن جان می‌بخشند، و نوشت که «اتاقک محقر او از تنهایی و هنرمندی نیمه‌محقق‌شده بسیار حکایت دارد».[۴۵] او همچنین اظهار داشت که الماس درون شیء، نماد کلیتوریسِ آرومبایا و آن را «لذت آنان که در یک فِتی‌ش پیچیده شده» توصیف کرد.[۴۶] او همچنین معتقد بود که میان آلونزو پرز و رامون بادا یک زیرمتن همجنس‌گرایانه وجود دارد و صحنه‌ای که در آن گلوله‌ای به نشیمنگاه رامون اصابت می‌کند را نمادی از آمیزش جنسی مقعدی دانست.[۴۷]

میشل سِر، فیلسوف، در لیبراسیون نوشت که گوش شکسته «رساله‌ای دربارهٔ فتیشیسم» است.[۴۸] منتقد ادبی ژان-ماری آپوستولیدس از دانشگاه استنفوردمعتقد بود که گوش شکسته نوعی انسان‌شناسی «تن‌تنی» بنا می‌کند که در سراسر مجموعه باقی می‌ماند. در این چارچوب، آپوستولیدس استدلال می‌کرد که هرژه از ارزش‌های غربی فاصله می‌گیرد و از بیرون به جامعهٔ خود می‌نگرد، و چیزی را محقق می‌کند که روژه کایوآ «انقلاب جامعه‌شناختی» نامیده است.[۴۸] او احساس می‌کرد که این کمیک «ساختگی‌تر» و «سطحی‌تر» از ماجراهای قبلی است و اینکه در اینجا تن‌تن جایگاه خود را به‌عنوان «تنها نقطهٔ همذات‌پنداری» برای خواننده از دست می‌دهد و سایر شخصیت‌ها قابل‌همذات‌پنداری‌تر می‌شوند.[۴۸] او با اشاره به اینکه در سراسر داستان یک الگوی دوگانگی وجود دارد (برای مثال: شیء واقعی و جعلی، آلونزو پرز و رامون بادا)، معتقد بود که شخصیت ریج‌ول «نوعی تن‌تن است که میان بومیان پیر شده، تنها و بدخلق»، و موقعیت او نزد آرومبایاها مشابه موقعیت تن‌تن نزد بابااوروم در کنگو است.[۴۹] آپوستولیدس همچنین استدلال می‌کرد که در کمیک، ژنرال آلکازار شخصیتی دینی است که از طریق ریختن خون در شورش علیه دولت ژنرال تاپیوکا به «کیفیتی مقدس» دست می‌یابد. در این چارچوب، او نتیجه می‌گرفت که تهدیدهای قتل سیاسی او را به یک شهید یا «شاه مقدس» تبدیل می‌کند.[۵۰]

اقتباس‌ها

[ویرایش]

گوش شکسته یکی از کتاب‌های تن‌تن است که برای نخستین سریال پویانمایی ماجراهای تن‌تن اثر هرژه توسط استودیوی بلژیکی بل‌ویزیون در سال ۱۹۵۷ اقتباس شد؛ این اقتباس به کارگردانی ری گوسِنس و نویسندگی میشل گِرِِگ ساخته شد. گوش شکسته به شش قسمت پنج‌دقیقه‌ای سیاه‌وسفید تقسیم شد که در بخش‌های مختلفی از خط داستانی اصلی هرژه فاصله می‌گرفت.[۵۱]

این داستان همچنین در قالب یک قسمت از مجموعهٔ تلویزیونی ماجراهای تن‌تن در سال ۱۹۹۱ توسط استودیوی فرانسوی ایلیپسنیم و شرکت پویانمایی کانادایی نلوانا اقتباس شد.[۵۲] این قسمت به کارگردانی استفان برناسکونی تولید شد و تیِری وِرموت صداپیشگی شخصیت تن‌تن را برعهده داشت.[۵۲] این اقتباس تلویزیونی تفاوت‌های قابل‌توجهی با خط داستانی اصلی دارد. قسمت مربوط به مستیِ تن‌تن کاملاً حذف شده است تا شخصیت او مانند دیگر بخش‌های سریال — یعنی فردی درستکار، وظیفه‌شناس و دارای معیارهای اخلاقی قابل‌تحسین — باقی بماند. همچنین روایت‌های سیاسی که در نیمهٔ پایانی آلبوم اصلی تقریباً به‌صورت گسترده حضور دارند، عمدتاً نادیده گرفته شده‌اند. در این نسخه، درگیری تن‌تن با ارتش نیز با درگیری با آلونزو پرز و رامون بادا جایگزین شده است. پرز و بادا برخلاف نسخهٔ آلبوم در پایان داستان نمی‌میرند، بلکه هنگامی که تن‌تن پس از سقوط در دریا توسط خدمهٔ کشتی نجات می‌یابد، نجات داده شده و به زندان منتقل می‌شوند.

منتقد آثار تن‌تن، تام مک‌کارتی، در مصاحبه‌ای اظهار داشت که طرح رمان او، مردانی در فضا، «کم‌وبیش مستقیماً از گوش شکسته برداشته شده است».[۵۳] همانند گوش شکسته، مردانی در فضا دربارهٔ هنرمندی است که برای بازتولید یک اثر هنری گران‌بها استخدام می‌شود؛ اما در نهایت بیش از یک نسخه می‌سازد و توطئه‌گران را فریب می‌دهد.

منابع

[ویرایش]

یادداشت‌ها

[ویرایش]
  1. هرژه خود هرگز از اصطلاح لینیه کلر برای توصیف سبک طراحی‌اش استفاده نکرد. کارتونیست یوست سوارته نخستین‌بار در سال ۱۹۷۷ این اصطلاح را به‌کار برد.[۲۹]

پانویس

[ویرایش]
  1. Hergé 1975, pp. 1–12.
  2. Hergé 1975, pp. 12–17.
  3. Hergé 1975, pp. 18–30.
  4. Hergé 1975, pp. 31–45.
  5. Hergé 1975, pp. 46–55.
  6. Hergé 1975, pp. 56–62.
  7. Peeters 1989، pp. 31–32; Thompson 1991، pp. 24–25.
  8. Assouline 2009، pp. 22–23; Peeters 2012، pp. 34–37.
  9. Assouline 2009، pp. 26–29; Peeters 2012، pp. 45–47.
  10. Thompson 1991, p. 46.
  11. Assouline 2009، pp. 40–41; Peeters 2012، pp. 67–68.
  12. Peeters 2012, p. 84.
  13. 1 2 3 Farr 2001, p. 64.
  14. Thompson 1991، pp. 68–69; Farr 2001، p. 62; Lofficier و Lofficier 2002، p. 38.
  15. 1 2 3 Farr 2001, p. 62.
  16. Thompson 1991، p. 69; Farr 2001، p. 62; Lofficier و Lofficier 2002، p. 38.
  17. 1 2 Assouline 2009, p. 57.
  18. Thompson 1991، p. 70; Farr 2001، p. 67; Lofficier و Lofficier 2002، p. 38.
  19. 1 2 3 Thompson 1991, p. 70.
  20. Thompson 1991، p. 69; Lofficier و Lofficier 2002، p. 38.
  21. 1 2 3 4 5 6 Lofficier & Lofficier 2002, p. 37.
  22. Goddin 2008, p. 15.
  23. Thompson 1991، pp. 71–72; Lofficier و Lofficier 2002، p. 38.
  24. 1 2 3 Thompson 1991, p. 72.
  25. 1 2 Farr 2001, p. 61.
  26. Farr 2001، p. 61; Peeters 2012، p. 82.
  27. Thompson 1991، p. 72; Peeters 2012، p. 86.
  28. Goddin 2008, p. 27.
  29. Pleban 2006.
  30. 1 2 Farr 2001, pp. 68–69.
  31. 1 2 3 4 Lofficier & Lofficier 2002, p. 39.
  32. Thompson 1991، p. 71; Farr 2001، p. 64.
  33. Thompson 1991, p. 68.
  34. Thompson 1991, p. 71.
  35. Farr 2001, p. 67.
  36. Thompson 1991، pp. 72–73; Lofficier و Lofficier 2002، p. 38.
  37. 1 2 Thompson 1991, p. 69.
  38. Goddin 2008, p. 176.
  39. Farr 2001, p. 68.
  40. Farr 2001, pp. 67–68.
  41. Peeters 1989, p. 51.
  42. Peeters 1989, p. 53.
  43. Peeters 2012, p. 82.
  44. Peeters 2012, p. 83.
  45. McCarthy 2006, p. 8.
  46. McCarthy 2006, p. 111.
  47. McCarthy 2006, p. 108.
  48. 1 2 3 Apostolidès 2010, p. 79.
  49. Apostolidès 2010, pp. 82–83.
  50. Apostolidès 2010, p. 86.
  51. Lofficier & Lofficier 2002, p. 87.
  52. 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 90.
  53. Fernandez-Armesto, Fred (February 2011). "Interview with Tom McCarthy". The White Review.

کتاب‌شناسی

[ویرایش]