سان تئودور
| سان تئودور | |
|---|---|
پرچم | |
| موقعیت ماجراهای تنتن و میلو | |
| دیگر نام(ها) | جمهوری سان تئودور |
| خالق | هرژه |
| نوع | جمهوری |
| گروه(های) قومی | لاتینو و بومیان محلی |
| مکانهای برجسته | لاس دوپیکوس/تاپیوکاپولیس/آلکازاروپولیس |
| زبان رسمی | اسپانیایی |
سان تئودور (فرانسوی: San Theodoros) یا سان تئودورس (اسپانیایی: San Theodoros) کشوری خیالی در مجموعه ماجراهای تنتن و میلو اثر هرژه است. بخش زیادی از این کشور را که در آمریکای جنوبی قرار دارد، جنگلهای بکر پوشانده و رودخانهٔ بادورایال از میان آن میگذرد.
حضور در کتابها
[ویرایش]سان تئودور در گوش شکسته
[ویرایش]دولت سان تئودور در گوش شکسته، ششمین کتاب از ماجراهای تنتن و میلو ظاهر میشود که پیشانتشار آن از ۵ دسامبر ۱۹۳۵ در لو پُتی وَنتیم، ضمیمهٔ هفتگی روزنامهٔ لو ونتیم سیکل ویژهٔ کودکان[۱] آغاز شد. سرقت یک شیء آرومبایا از موزهٔ مردمشناسی بروکسل، که روز بعد همراه با قتل پیکرتراش بالتازار[۲] بازگردانده میشود، تنتن را به سرنخ دو تبهکار، آلونزو پرز و رامون بادا[۳] میرساند. این دو مرد با کشتی ویل-دو-لیون راهی سان تئودور میشوند و دزد شیء باستانی و قاتل بالتازار، رودریگو تورتیا[۴] نیز در همان کشتی حضور دارد. تنتن آنها را تعقیب میکند اما نمیتواند مانعِ کشتن تورتیا شود.[۵] با این حال، او هنگام ورود کشتی به لاس دوپیکوس، پایتخت سان تئودور، باعث دستگیری آن دو میشود، اما آنها بهسرعت توسط همدستانشان آزاد میگردند. و اما شیء که از دزد پس گرفته بودند، آن هم تقلبی از آب درمیآید.[۶] تنتن که به تروریسم متهم و به اعدام محکوم شده است،[۷] خود را در وسط یک انقلاب مییابد که در آن پیروزی، پیدرپی از یک طرف به طرف دیگر منتقل میشود. سرانجام با به قدرت رسیدن ژنرال آلکازار نجات مییابد و از سوی او به درجهٔ سرهنگی ارتقا یافته و به عنوان آجودان جدیدش انتخاب میشود.[۸] دیری نمیپاید که گزارشگر جوان دوباره با آلونزو پرز و رامون بادا روبهرو میشود که گمان میکنند او هنوز همان مجسمهای را در اختیار دارد که رودریگو تورتیا دزدیده بود؛ بنابراین او را میربایند تا وادارش کنند آن را تحویل دهد.[۹] تنتن میگریزد و آنها را دوباره دستگیر میکند.[۱۰]
در بازگشت به لاس دوپیکوس، او از یک سوءقصد علیه ژنرال آلکازار جان سالم به در میبرد و ناچار میشود در دوران نقاهت ژنرال، امور کشور را اداره کند. او پذیرای آقای آقای تریکلر، نمایندهٔ یک شرکت بزرگ نفتی است که از او میخواهد آلکازار را قانع کند تا به نوئو ریکو اعلان جنگ دهد تا شرکت بتواند منابع گران چاپو، بیابانی مرزی میان دو کشور را استخراج کند.[۱۱] با رد درخواست از سوی گزارشگر، آقای تریکلر قول میدهد از او انتقام بگیرد و نابودش کند.[۱۲] آلکازار که باور کرده تنتن جاسوسی است که برای نوئو ریکو کار میکند، فوراً آجودان خود را بازداشت و محکوم به مرگ میکند.[۱۳] تنتن هنگام موفقیت در فرار، توسط ارتش سان تئودور و سپس ارتش نوئو ریکو تعقیب میشود.[۱۴] او در جنگل نزد آرومبایاها پناه میگیرد، جایی که با یک کاوشگر انگلیسی که همه تصور میکردند مرده است، ریجوِل[۱۵] ملاقات میکند. با کمک او، تنتن راز مجسمه را کشف میکند: درون آن یک الماس گرانبها پنهان شده که از آرومبایاها دزدیده شده بود.[۱۶]
سان تئودور در تنتن و پیکاروها
[ویرایش]تنتن در تنتن و پیکاروها، که پیشانتشارش از سال ۱۹۷۵ آغاز شد، بار دیگر به سان تئودور بازمیگردد. او بهوسیلهٔ |ژنرال تاپیوکا، که با کمک بوردوری قدرت را بهدست گرفته، به آنجا کشیده میشود. دیکتاتور، که بیانکا کاستافیوره و دوپونت و دوپونط را بازداشت کرده است،[۱۷] کاپیتان هادوک را متهم میکند که طراح توطئهای برای سرنگونی اوست.[۱۸] پس از چند تبادل تند تلگرافی، کاپیتان هادوک و پروفسور تورنسل دعوت تاپیوکا را میپذیرند، اما تنتن که از یک دام بیم دارد، از همراهی با آنها سر باز میزند.[۱۹] آنها با آغوش باز از سوی آجودان ژنرال پذیرفته میشوند و او آنها را در ویلایی مجلل اسکان میدهد تا تاپیوکا زمانی برای ملاقات با آنها بیابد.[۲۰] کمکم کاپیتان هادوک درمییابد که این دعوت واقعاً دامی برای خاموش کردن او بوده، زیرا رفتوآمدهایش محدود شده است.[۲۱] تنتن به او میپیوندد و نشان میدهد که ویلا زیر نظر افراد رژیم است که در اتاقهای گوناگون دوربین و میکروفن کار گذاشتهاند.[۲۲].
قهرمانان هنگام بازدید از یک هرم دوران پیشاکلمبی موفق به فرار میشوند و با عبور از سرزمین آرومبایاها، به پیکاروها میپیوندند؛ طرفداران ژنرال آلکازار که در جنگل پناه گرفتهاند،[۲۳] با رسیدن به اردوگاه، درمییابند که پیکاروها همگی از مستی بیهوش شدهاند، زیرا تاپیوکا محمولههای ویسکی بر سرشان ریخته تا آنها را ناتوان کند و مانع پیشبرد انقلابی شود که میتواند قدرت را دوباره به رقیبش برگرداند.[۲۴] با مداخلهٔ پروفسور تورنسل، مخترع دارویی که فرد را نسبت به الکل دچار عدمتحمل میکند، و با رسیدن معجزهآسای سرافین لامپیون، که همراه «تورلورون» هایش برای شرکت در کارناوال تاپیوکاپولیس دعوت شده بود، تنتن، آلکازار و پیکاروها سرانجام کاخ ریاستجمهوری را تصرف میکنند و تاپیوکا را در جریان کودتایی تازه سرنگون میسازند. کاپیتان هادوک و هادک کاستافیوره، ایرما، واگنر و دوپونت و دوپونط را که در پی یک محاکمهٔ ساختگی به مرگ محکوم شده بودند، آزاد میکنند.[۲۵]
ویژگیها
[ویرایش]جغرافیا
[ویرایش]سان تئودور یک کشور خیالی در آمریکای جنوبی است که ارتباط دریایی با لو آور دارد.[۲۶]
موقعیت
[ویرایش]با اینکه سان تئودور و نوئوو ریکو بهترتیب نمایندهٔ بولیوی و پاراگوئه، دو طرف جنگ چاکو هستند، این دو کشور بیشتر ویژگیهایی از دیگر کشورهای آمریکای لاتین را بازتاب میدهند و بنابراین تعیین موقعیت دقیق آنها دشوار است. برخلاف این دو کشور واقعی که ساحل ندارند، این دو کشور خیالی در ماجراهای تنتن به دریا دسترسی دارند، همانطور که در گوش شکسته مشاهده میشود. همچنین در ابتدای تنتن و پیکاروها اعلام میشود که تور بیانکا کاستافیوره در اکوادور، کلمبیا و ونزوئلا برگزار شده و سپس به سان تئودور رسیده است. به هر حال، این دو کشور برای هِرژه نمایانگر آمریکای لاتین بهطور کلی هستند و ویژگیهای کشورهای مختلف آن را با هم ترکیب میکنند.[۲۷]
لاس دوپیکوس
[ویرایش]پایتخت سان تئودور در ابتدا «لاس دوپیکوس» نام داشت. پس از آخرین کودتای ژنرال تاپیوکا (تنتن و پیکاروها)، شهر به «تاپیوکاپولیس» تغییر نام داد و در پایان داستان، پس از بازگشت آلکازار به قدرت، به «آلکازاراپولیس» تغییر یافت.
این شهر عناصر مختلفی از شهرهای بزرگ آمریکای لاتین را بازتاب میدهد. هنگام فرود شخصیتها در پیکاروها، چندین ساختمان مدرن دیده میشود. یکی از آنها که کنار یک اثر هنری عظیم قرار دارد (الهام گرفته از آثار مجسمهساز مارسِل آرنولد)، شبیه کاخ پلانالتو است که توسط اسکار نیمایر در برازیلیا طراحی شده است. پایتخت برزیل، که در دههٔ قبل از انتشار این ماجرا ساخته شد، احتمالاً برای طراحی این شهر خیالی الهامبخش بوده و همچنین یادآور کاراکاس است.[۲۸]
با توجه به اهمیت شهر برای کشور، چندین مؤسسهٔ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مهم در آن قرار دارند. همانطور که کاپیتان هادوک در همین داستان اشاره میکند، در آنجا یک موزهٔ مردمشناسی، خانهٔ زادگاه ژنرال اولیوارو (اللیبرتادور، الهامگرفته از سیمون بولیوار)، یک باغوحش و همچنین کلیسای «سانتیسیما ویرخن اینماکولادا کونسپسیون» وجود دارد. همچنین یک پادگان «سان خوان ۵» قرار دارد که تنتن هنگام ورود به شهر به آن مراجعه میکند و در گوش شکسته در آن زندانی میشود، و یک زندان نیز در شهر واقع است. دولتهایی که در طول انقلابهای متعدد روی کار میآیند، در کاخی مستقر هستند که ظاهر آن احتمالاً برگرفته از «کاخ دولت» پرو در لیما است.[۲۹]
چندین نام خیابان در پایتخت در مجموعه ذکر شده است. هنگامیکه تروریست دیاز قصد دارد بمب خود را در گوش شکسته منفجر کند، دو ساعتِ خیابانی، وجود «خیابان سول» و «خیابان آلکالا» را به ما نشان میدهند.
سایر مناطق کشور
[ویرایش]تنتن هنگام فرار از پایتخت از طریق جادهٔ جنوبی برای رسیدن به نوئوو ریکو، جادهای خطرناک در کوهها را طی میکند که یادآور جادهٔ یونگاس در بولیوی است و به خاطر خطرناک بودنش شهرت دارد.[۳۰]
الگو و الهام
[ویرایش]وضعیت سیاسی آمریکای لاتین
[ویرایش]دههٔ ۱۹۳۰
[ویرایش]
هرژه در خلق سان تئودور از رویدادهای جاری زمان خود الهام میگیرد و آنها را در دنیایی خیالی بازآفرینی میکند. هنگامی که او داستان گوش شکسته را مینویسد، داستانش را در زمینهٔ ژئوپولیتیک بهویژه متلاطم آمریکای جنوبی جای میدهد. این ماجرا همزمان با سلسلهای از کودتاهاست که بهویژه آرژانتین را تحت تأثیر قرار میدهد، از جمله کودتایی که رئیسجمهور ایپولیتو یریگوین را در سال ۱۹۳۰ سرنگون کرده و به نفع یک هیئت نظامی به رهبری ژنرال خوزه فلیکس اوریبورو قدرت را به دست میگیرد و آغاز «دههٔ ننگین» را رقم میزند[۳۱] و همچنین السالوادور، که کودتای ۱۹۳۱ آن ماکسیمیلیانو ارناندس مارتینس را به قدرت میرساند و دیکتاتوری نظامی برقرار میکند.[۳۲]
داستان همچنین از جنگ چاکو الهام میگیرد، یک درگیری بسیار مرگبار میان بولیوی و پاراگوئه از سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۵ که هرژه جریان آن را در نشریهٔ طنز فرانسوی کراپویو دنبال میکرد. این روزنامه ایدهای را که در آن زمان بسیار رایج بود و توسط نویسندهٔ اتریشی آنتون زیشکا در کتاب جنگ مخفی برای نفت در سال ۱۹۳۴ بازتاب یافته بود، منتشر میکرد. بر اساس این نظریه، دو شرکت نفتی غربی، استاندارد اویل که در بولیوی مستقر بود و رویال داچ پترولیوم که در پاراگوئه حضور داشت، دولتهای مربوط را تشویق میکردند تا این منطقه را تصرف کنند و منابع نفتی آن را به دست آورند.[۳۳] در واقع، گران چاکو هیچ منبع نفتی ندارد و علل جنگ چنان متعددند که مسئلهٔ طلای سیاه نقش کمی در آغاز درگیری داشته است، جز برای اهداف تبلیغاتی از سوی طرفهای درگیر.[۳۳][۳۴] هرژه اطلاعات کراپویو را به کار میگیرد اما آنها را در یک جهان خیالی بازآفرینی میکند تا آزادی کامل در زمینههای جغرافیایی، تاریخی و ژئوپولیتیک داشته باشد. دو کشور خیالی سان تئودور و نوئوو ریکو جایگزین بولیوی و پاراگوئه میشوند و جنگ چاکو به «جنگ گران چاپو» تبدیل میشود.[۳۵]
از دیگر منابع الهام برای سان تئودور میتوان به انقلاب مکزیک به رهبری پانچو ویا و امیلیانو زاپاتا از سال ۱۹۱۰ اشاره کرد.[۳۶] تصویر انقلابیون سانتئودوری، با کلاه سُمبررو[۳۷] و فانوسقه به کمر، صحنههایی از فیلم زندهباد ویا! به کارگردانی جک کانوی در سال ۱۹۳۴ را بازتاب میدهد.[۳۸]
دهههای ۱۹۶۰–۱۹۷۰
[ویرایش]
همانند گوش شکسته، داستان تنتن و پیکاروها نیز به زمینهٔ ژئوپولیتیک زمان خود اشاره دارد. سان تئودورِ تاپیوکایی میتواند نمادی از آن همه کشورهای آمریکای جنوبی باشد که محل سکونت مقامات نازی، مورد حمایت متناوب بلوک شرق یا بلوک غرب، و عرصهٔ نزاعهای قدرت شخصی بودهاند. هنگام محاکمهٔ جهانی دوپونت و دوپونط، دادستان کل به «ایدئولوژی نجیب پلکسی گلدز» اشاره میکند؛ وی دیکتاتور بوردوری است و واقعاً هجو رژیمهای تمامیتخواه اروپایی است که توسط هرژه بازنمایی شده است. علاوه بر این، کودتای موفق آلکازار در پایان کتاب، انقلاب کوبا به رهبری فیدل کاسترو را یادآوری میکند که با تعداد کمی از افراد («انقلابیهای ریشو») انجام شد.[۳۹]
ژنرال تاپیوکا احتمالاً از آلفردو اشتروسنر، دیکتاتور پاراگوئه از سال ۱۹۵۴ الهام گرفته شده است.[۴۰] آلن موسه عمل بزرگمنشانهٔ ژنرال تاپیوکا در تغییر نام پایتخت لاس دوپیکوس به تاپیوکاپولیس و سپس آلکازاراپولیس توسط ژنرال آلکازار، با تغییر نام پایتخت جمهوری دومینیکن، سنتدومینیک، به «سیوداد تروخیو» توسط دیکتاتور رافائل لئونیداس تروخیو مقایسه میشود.[۴۱] بهطور مشابه، در اتحاد جماهیر شوروی، شهرهای تزاریتسین و سنت پترزبورگ به ترتیب به استالینگراد و لنینگراد تغییر نام یافتند، به افتخار دو رهبر کمونیست، ژوزف استالین و ولادیمیر لنین.[۴۲]
لباسهای سربازان تاپیوکا و انقلابیون عمدتاً از گزارش بزرگ ژان لارتگی دربارهٔ چه گوارا، با عنوان لِ گِریرِروس و منتشرشده در ۱۹۶۷، گرفته شده است که مملو از عکس است.[۴۳] یونیفرمهای ارتش تاپیوکایی بخشی از لباسهای نیروی زمینی شیلی در دوران دیکتاتوری نظامی آگوستو پینوشه را بازتاب میدهد.[۴۴]
جغرافیا، مناظر و معماری
[ویرایش]
گوش شکسته و تنتن و پیکاروها نمونههایی از «جغرافیای شگفتانگیز» هستند که جغرافیایی خیالی و عجیب را به نمایش میگذارند و از منابع مختلف الهام گرفتهاند.[۴۵] هرژه الهامهای مختلف و گاه متضادی از کشورهای آمریکای لاتین و حتی آمریکای مرکزی را برای فرهنگ، زیستگاه، مردم و چشمانداز، علاوه بر وضعیت سیاسی، با هم تلفیق کرده است.[۴۵].
در گوش شکسته، جادهای که تنتن پس از فرار از زندان سانتئودور میپیماید، یادآور جادهٔ یونگاس در بولیوی است که به «جادهٔ مرگ» مشهور است، به دلیل شیبهای تند، باریکی و فقدان گاردریل.[۴۶] چندین نام جغرافیایی از بازیهای زبانی ساخته شدهاند. بهعنوان مثال، نام «گران چاپو» بهطور ضمنی به عبارت «کلاه بزرگ» اشاره دارد.[۴۷] همینطور، نام برخی شخصیتها نیز چنین است: ژنرال آلکازار از واژهٔ اسپانیایی «آلکازار» گرفته شده که به کاخ مستحکم اشاره دارد و گاه به سالنهای نمایش نسبت داده میشود.[۴۸]

در تنتن و پیکاروها، مرکز شهر پایتخت سان تئودور معماری مدرن دارد که عمدتاً از برازیلیا پایتخت برزیل از سال ۱۹۶۰ و شهری جدید ساختهشده از صفر توسط معماران اسکار نیمایر ولوسیو کوستا الهام گرفته شده است،[۴۹][۵۰][۵۱] و همچنین از بلو هوریزونته، شهر دیگری در برزیل که اسکار نیمایر در آن کار کرده است.[۵۲] کاخ ریاستجمهوری پلانالتو دربرازیلیا بهصورت صریح بازسازی شده است.[۵۳] هرژه در کنار آن یک اثر هنری عظیم قرار داده که از کار مجسمهساز مارسل آرنو الهام گرفته شده است.[۵۱] کاخ ریاستجمهوری سان تئودور نمای جلوی «کاخ دولت» پرو در لیما را تقلید میکند.[۵۴][۵۵].

«هرم پازتک ترنکسکواتل» شباهت ظاهری به هرم کوکولکان دارد، بنای نمادین تمدن مایا ایتزای واقع در سایت چیچن ایتزا (یوکاتان، مکزیک) را بازتاب میدهد.[۴۵]
فرهنگها
[ویرایش]
هرژه الگوهای مختلف و گاه متضادی از سراسر آمریکای جنوبی را با هم ترکیب میکند. شیء باستانی آرومبایا عمدتاً شکل یک مجسمهٔ چیمو (دوران پیشاکلمبی، مستقر در سواحل شمالی پرو) را بازتاب میدهد که در موزهٔ تاریخ و هنر بروکسل به نمایش گذاشته شده است.[۵۶][۵۷][۵۸] فردریک سُموا، متخصص دنیای تنتن، اشاره میکند که این کارتونیست از کتابی منتشرشده در ۱۹۳۸ توسط متیو استرلینگ، با عنوان مطالب تاریخی و قومنگاری دربارهٔ سرخپوستان خیبارو، که به مردم خیبارو، ساکنان جنگلهای بالای آمازون، میپردازد، الهام گرفته تا آرومبایاها و سلاح بادی آنها را بکشد.[۵۹] خیباروها همچنین الهامبخش الهامبخش نام قبیله رقیب آرومبایاها، «بیباروها» شکارچیان سر، هستند.[۵۹]
برای تنتن و پیکاروها، هرژه عمدتاً بر اساس عکسهایی که نشنال جئوگرافیک منتشر کرده، از کلبههای هندی در ونزوئلا برای طراحی زیستگاه آرومبایاها و عکسهایی دیگر از زنان هندی که غذا را در دیگهای بزرگ آماده میکنند، استفاده کرده است.[۶۰]
برای خلق زبان آرومبایا، نویسنده بر مارولیَن،[الف] گویش بروکسلی که به خوبی میشناخته، تکیه میکند.[۶۲][۶۳][۶۰][۶۴] هرژه با وجود فرانسویزبان بودن، در محیط زبانی همگون رشد نکرده و این گویش که توسط مادربزرگش صحبت میشد، تأثیری پایدار بر او گذاشته است.[۶۴][۶۵] در گوش شکسته، آرومبایاها هنگام گفتگو با تنتن به زبان خود سخن میگویند که او نمیفهمد، اما مکالمات میان اعضای قبیله توسط هرژه به فرانسه بازنویسی میشود تا درک آن برای خواننده آسانتر باشد.[۶۶]
به این ترتیب، کارتونیست برخی بازیهای زبانی را برای سخنوران یا آشنایان با این گویش ارائه میدهد. برای مثال، عبارت مودبانهٔ «Karah bistoup!»[۶۷] بسیار شبیه اصطلاح «carabistouille» به معنای «چرند، حرف بیمعنی» است.[۶۴][ب]
کارناوال تاپیوکاپولیس
[ویرایش]اگرچه کارناوال تاپیوکاپولیس که در تنتن و پیکاروها نمایش داده شده، یادآور کارناوال ریو است، اما در واقع الهام اصلی هرژه از کارناوال نیس گرفته شده است، «بهویژه سر بزرگ پادشاه»، همانطور که خودش در مصاحبه با نوما سادول توضیح میدهد.[۴۹][۵۱] گروه دلقکهای فولکلور اروپایی خیالی «ژوآیو تورلورنها»[پ] ترکیبی از منابع مختلف است؛ آرشیوهای هرژه در پروندهای به نام «رژهها / کارناوال» مدارکی دربارهٔ گروههای سنتی کارناوال بلژیک گردآوری کرده است. در این میان میتوان «ژیلهای» بنش (بلژیک) را دید که لباس آنها خود از جشنهای لاپاز در بولیوی الهام گرفته شده است. هرژه احتمالاً این را از مقالهای در شمارهٔ ۴۷۴۵ مجلهٔ ایلیستراسیون مورخ ۱۰ فوریه ۱۹۳۴ که در اختیار داشت، آموخته است.[۶۸] همچنین بلان موسّیهای ستوولو و چینلهای فس لویل[۶۹] در این منابع آمدهاند. در مصاحبهای، هرژه همچنین «گِی لورونها» ی ولکنرادت و «نوارو» های کنسرواتوار آفریقایی را فهرست میکند.[۷۰] کلاه پَردار دلقکها یادآور کلاههای «ژیلها»، ماسکهای آنها یادآور «بلان موسّی» با بینی بلندشان به شکل هویج و لباسهایشان شبیه «چینلها» با برش مشابه و رنگهای روشن است.[۷۱]
- نمونههایی از گروههای کارناوال برای ژوآیو تورلورنها.
- یک گروه از ژیلهای بنش (بلژیک)
- رژهای از بلان موسّیهای ستوولو.
- رژه «سیاه پوستان» از کنسرواتوار آفریقا.
تاریخ
[ویرایش]- در ترنکسکواتل یک هرم پازتِک وجود دارد که شبیه هرم دوران پیشاکلمبی کوکولکان است.[۷۲]
- در سان تئودور همچنین سرخپوستان آرومبایا و بیبارو حضور دارند.
- این کشور در سده نوزدهم میلادی، بهوسیلهٔ ژنرال الیوارو (۱۸۰۵–۱۸۹۹) آزاد شد.
- پایتخت، که ابتدا لاس دوپیکوس نام داشت، نامش به تاپیوکاپولیس و سپس آلکازاراپولیس تغییر یافت.
اشارات اجتماعی، سیاسی و ژئوپولیتیکی
[ویرایش]هرژه سان تئودور، کشور خیالی خود را، با استفاده از کلیشهها (بهویژه در گوش شکسته) و اشارههایی به وضعیت اجتماعیـسیاسی آمریکای لاتین (بهویژه در تنتن و پیکاروها) ترسیم کرده است. برای نمونه، ارتش تئودوری مطابق کلیشهٔ نیروی زمینی مکزیک نمایش داده میشود: تعداد سرهنگها بیش از سرجوخهها هستند (۳۴۸۷ در برابر تنها ۲۷ نفر)؛ و نام آزادکنندهٔ سان تئودور، ژنرال الیوارو، اشارهای به سیمون بولیوار، رهاییبخش بخشی از آمریکای جنوبی است. مرکز شهر تاپیوکاپولیس، که نقش ویترین کشور را بازی میکند و فقر جمعیت را پنهان میسازد، یادآور برزیل دههٔ ۱۹۷۰ و پایتخت آن برازیلیا است که با معماری اسکار نیمایر زیباتر شده است.
در تنتن و پیکاروها، زمینهٔ سیاسی سان تئودور آشکارا از جنگ سرد الهام گرفته شده است.
ادارهٔ کشور پیوسته با کودتاها جابهجا میشود: ژنرال تاپیوکا، که در ظاهر به اندیشهٔ مارشال پلکسی گلدز گرویده، از سوی بوردوری حمایت میشود (که خود در داستانهای مختلف هجوی از دیکتاتوریهای فاشیستی یا کمونیستی است). ژنرال آلکازار نیز ظاهراً از سوی «شرکت بینالمللی موز» پشتیبانی میشود، اشارهای به شرکت آمریکایی کمپانی یونایتد فروت، در حالی که چریکهایش ظاهری کوبایی دارند.
نظام سیاسی
[ویرایش]وقتی تنتن وارد سان تئودور میشود (گوش شکسته)، ژنرال تاپیوکا رئیسجمهور کشور است. او که از انقلاب بیم دارد، در همهٔ خیابانها سرباز مستقر میکند. ژنرال آلکازار پس از یک کودتای ناکام رهبری انقلاب را بهدست میگیرد و همین امر به او امکان میدهد که واقعاً قدرت را تصاحب کند. ژنرال تاپیوکا همراه با سرهنگ فرناندز میگریزد.
برخلاف نظر آجودان جدیدش، تنتن، ژنرال آلکازار به نوئوو ریکو اعلان جنگ میدهد؛ هدف، الحاق سرزمین گران چاپو به نفع شرکت «جنرال امریکن اویل» است، در حالی که کشور دشمن نیز بنا به درخواست «کمپانی انگلیسی نفت آمریکای جنوبی» همان هدف را دنبال میکند. این درگیری، تقلیدی از جنگ چاکو است که میان سالهای ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۵ بین بولیوی، تحت حمایت استاندارد اویل، و پاراگوئه، تحت حمایت رویال داچ پترولیوم (که بعدها شرکت شل پیالسی نام گرفت) رخ داد. مأموران این دو شرکت خیالی یادآور رؤسای دو شرکت واقعیاند: جان دیویدسون راکفلر جونیور و هنری دیتردینگ.[۲۷]
با یک گزارش جعلی از سوی جنرال امریکن اویل، که نفوذ این انسان آرمانگرا (تنتن) بر دیکتاتور را خوش نمیبیند، ژنرال آلکازار بعدتر سرهنگ تنتن را به جرم خیانت به اعدام محکوم میکند.
مدتی بعد، انقلابی تازه در کشور رخ میدهد و تاپیوکا را دوباره به قدرت بازمیگرداند. ژنرال آلکازار به بلژیک تبعید میشود و شغل پرتابکنندهٔ خنجر را پیش میگیرد (هفت گوی بلورین). سپس دوباره به کشورش بازمیگردد. اما بعدتر، برای خرید هواپیما از یک قاچاقچی، جهت انجام یک انقلاب، بار دوم راهی بلژیک میشود (انبار زغال سنگ). او در همان ماه ژنرال تاپیوکا را سرنگون کرده و در سان تئودور قدرت را بهدست میگیرد.
مدتی بعد، ژنرال تاپیوکا بار دیگر ژنرال آلکازار را سرنگون میکند، این بار با کمک بوردوری به رهبری ژنرال مارشال پلکسی گلدز، و سپس نام خود را بر پایتخت میگذارد: تاپیوکاپولیس. آلکازار با کمک پیکاروها (هوادارانش که در جنگل انبوه پناه گرفتهاند) و «شرکت بینالمللی موز» انقلابی تازه سامان میدهد (تنتن و پیکاروها). این انقلاب در ۲۲ فوریه، روز کارناوال، آغاز شده و بهطور کامل موفق میشود. ژنرال تاپیوکا برای نخستین بار به دست دشمن همیشگیاش گرفتار میشود و به درخواست صریح تنتن — که مخالف اعدام اوست — به تبعید محکوم میگردد. آلکازار نام پایتخت را به آلکازاراپولیس تغییر میدهد.
رفتار نظامیان
[ویرایش]در گوش شکسته، هنگامی که یک سرباز هنگام اجرای حکم اعدام تنتن میرسد و خبر کودتای ژنرال آلکازار علیه ژنرال تاپیوکا را اعلام میکند، جوخهٔ اعدام دربارهٔ تاپیوکا فریاد میزند: «مرگ بر ستمگر»، و تنتن فوراً بخشوده میشود. اما زمانی که تنها یک دقیقه بعد سرباز دیگری از راه میرسد و اینبار خبرِ سرنگونی آلکازار را اعلام میکند، جوخه باز فریاد میزند: «مرگ بر ستمگر» ــ اینبار دربارهٔ آلکازار ــ و تنتن دوباره به مرگ محکوم میشود.
به همین ترتیب، در تنتن و پیکاروها، با اعلام کودتا، سربازان سابق تاپیوکا با اشتیاق فراوان آمادهٔ تیرباران کردن یک رئیس دولتِ برکنارشده میشوند.
این شوخی نشان میدهد که هرژه میخواهد تأکید کند انقلابهایی که به تصویر میکشد در واقع چیزی جز پیشنویسهای ایدئولوژیک در میان مردم نیستند و ایدئولوژی «درست»، همان ایدئولوژی پیروز است. انقلاب، انقلابِ یک نخبهٔ نظامی است، نه انقلابِ مردم. هرژه شاید در اینجا به انقلاب شوروی اشاره میکند، زیرا همانطور که تنتن در شوروی نشان داده بود، او پیش از جنگ بهشدت ضدکمونیست بود.
شخصیت دیکتاتورها
[ویرایش]در آغاز کتاب تنتن و پیکاروها، تنتن اشاره میکند که تاپیوکا یک ستمگر وحشتناک است، آنقدر که پایتخت را به نام خودش تغییر داده است. بااینحال آلکازار نیز بعدها همین کار را میکند و بهجای بازگرداندن نام قدیمی، پایتخت را به نام خود مینامد.
از نظر انسانی، آلکازار شخصیتی نسبتاً دوستداشتنی دارد — او جانش را برای نجات تنتن به خطر میاندازد، در حالی که خودش تحت تعقیبترین فرد کشور است. با وجود این، کاپیتان هادوک میخواهد در امور سیاسی بیطرف بماند و تنتن پاسخ میدهد که آنها فقط برای نجات دوپونت و دوپونط و بیانکا کاستافیوره از آلکازار حمایت میکنند. این دوستانِ تنتنتنها بهخاطر کینهٔ مشاور بوردوریِ تاپیوکا نسبت به تنتن در خطر افتاده بودند.
علاوه بر این، هیچ چیز واقعاً برای مردم کشور تغییر نمیکند: شباهت میان قاب نخست و قاب پایانی تنتن و پیکاروها این مسئله را آشکارا نشان میدهد. در قاب آخر، لباسهای تازهٔ پلیسها ــ که اینبار ریش گذاشتهاند ــ اشارهای روشن به کوبا و صدور انقلابش به کشورهای دیگر آمریکای لاتین، مانند نیکاراگوئه، است. پیام نویسنده احتمالاً این است که نظام سیاسی عوض میشود، اما زندگی و فقر تغییری نمیکند و دیکتاتورها افرادی بدبین و فاقد هرگونه دلبستگی ایدئولوژیک هستند.
نام خانوادگی رهبران کشور، ژنرال آلکازار و موگادور، یادآور نام سالنهای نمایش است: «آلکازار» نام چند سالن قدیمی در اروپا است و «موگادور» نیز نام یک تئاتر در پاریس. همچنین، در گوش شکسته، زمانی که تنتن بر اثر نوشیدن بیش از حد مست میشود، نام آلکازار را ناخواسته به «آلامبرا» تغییر میدهد که اینبار یادآور یک سالن موسیقی پاریسی است[۷۳]. اما دربارهٔ ژنرال تاپیوکا، نام او از تاپیوکا گرفته شده، یعنی نشاستهای که از ریشهٔ مانیوک ــ گیاهی بومی آمریکای لاتین ــ تولید میشود.
شورشیها
[ویرایش]در گوش شکسته، گروهی از مردان بهطور مخفیانه سازماندهی میشوند تا ژنرال آلکازار را سرنگون کنند. آنها برای احتیاط بیشتر پانچوهای سیاه میپوشند و نقاب بر چشم میزنند. این گروه عضو جدیدی میپذیرد که کسی نیست جز سرهنگ پیشین، دیاز، که رؤیای انتقام از ژنرال را در سر دارد؛ زیرا آلکازار او را به درجهٔ سرجوخه تنزل داده است. تمام تلاشهای او برای کشتن آلکازار بهطرز فاجعهباری شکست میخورد و ظاهراً در انفجارِ بمبی که برای کشتن رئیس دولت کار گذاشته بود، کشته میشود. دربارهٔ همدستانش نیز چیزی معلوم نیست، زیرا پس از آن دیگر خبری از آنها شنیده نمیشود و مشخص نمیگردد که آیا در سرنگونی موفق شدهاند یا نه.
شخصیتهای اصلی
[ویرایش]اعضای شاخص دولت و ارتش
[ویرایش]رژیم تاپیوکا
[ویرایش]- سرهنگ خیمنس: سرهنگ ارتش منظم
- سرهنگ فرناندس: سرهنگِ گریخته
- سرهنگ آلوارِس: سرهنگ، آجودان ژنرال تاپیوکا
- سرهنگ اسپونخا: سرهنگ، مشاور فنی در وزارت کشور. در واقع همان سرهنگ اسپونز بوردوری است.
دولت آلکازار
[ویرایش]- سرهنگ و سپس سرجوخه دیاز: سرهنگ، آجودان ژنرال آلکازار و سپس سرجوخه (یاغی) ارتش
- سرهنگ تنتن: سرهنگ، آجودان ژنرال آلکازار و جانشین سرهنگ دیاز
- سرهنگ خوآنیتوس: سرهنگ ارتش
- رامون بادا: سرباز ارتش و سپس فراری
- آلونسو پرز: سرباز ارتش و سپس فراری
بومیان
[ویرایش]در حالی که سان تئودور در آغاز قلمرو تمدن پازتِک بود، امروزه دو قبیله در آن زندگی میکنند:
آرومبایاها
[ویرایش]- به گفتهٔ دون خوزه تروخییو، صاحب املاکی در نوئوو ریکو که تنتن پس از گذر از مرز نزد او پناه میگیرد (گوش شکسته)، آنها «خشنترین سرخپوستان سراسر آمریکای جنوبی» هستند. در نسخهٔ نخست داستان، او میگوید رسیدن به آنها حدود پانزده روز سفر دریایی لازم دارد.[۷۴]
- رئیس آنها کالوما است.
- آنها در اصل یک الماس داشتند که گفته میشود قدرت محافظت در برابر گزیدگی مار دارد. این الماس در طی یک اکتشاف دزدیده و درون یک مجسمه که به کاوشگران هدیه شده بود، پنهان شد.
- ریجوِل، یک کاوشگر انگلیسی، در این قبیله جذب و پذیرفته شده است.
- آنها شیفتهٔ ویسکی لوک لوموند و غذای تُند هستند.
- سلاحشان دارتهای زهرآگینِ آغشته به کورار است که با دَملوله پرتاب میکنند و تیرها را در ترکش نگه میدارند.
کلبههایشان بازسازی دقیق کلبهٔ بومیان ونزوئلایی است که در عکسی از نشنال جئوگرافیک آمده و هرژه آن را انتخاب کرده بود.[۲۷]
بیباروها
[ویرایش]- همهٔ آنها رداهای آبی میپوشند، بسیار مذهبیاند، سرِ افرادی را که دستگیر میکنند تا اندازهٔ یک سیب کوچک میکنند، سلاحشان گرزهای چوبی است و دشمنان آرومبایاها بهشمار میروند.
- آنها عمدتاً از شوآرها (که بهطور تحقیرآمیز «جیوارو» نامیده میشوند) الهام گرفتهاند، هرچند رداهای بلند و گرزهایشان یادآور لاکاندونهاست.[۲۷]
- برای بازنمایی گذر تنتن از این دو قبیله، هرژه بهطور گسترده از روایتهای مارکی روبر دو واوران، کاوشگر بلژیکی و نویسندهٔ فیلمها و مقالات دربارهٔ آمریکای جنوبی، الهام گرفته است.
جانوران و گیاهان
[ویرایش]- گیاهان: در جنگل انواع درختان، نخلها و درخت درخت فراوانند. از برخی گیاهان کورار استخراج میشود. در تالابها نیلوفرهای آبی زیادی دیده میشوند.
- جانوران: پیرانیا در دریاچهها و رودخانهها بسیار فراواناند، همچنین کیمنها و آناکونداها که از آنها تغذیه میکنند. در دریاچهها ماهیهای الکتریکی موسوم به کاردماهیهای نواردار نیز یافت میشوند. جنگل همچنین زیستگاه میمونهاست.
ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی
[ویرایش]سنتها
[ویرایش]هر سال در ماه فوریه، کارناوال سان تئودور برگزار میشود. افرادی از سراسر جهان در آن شرکت میکنند. در تنتن و پیکاروها میتوان افرادی را دید که لباس شخصیتهای مشهور مانند آستریکس، میکی ماوس، دانلد داک، اسنوپی و غیره را پوشیدهاند. علاوه بر این، یک عروسک روی ارابه نمایندهٔ گروچو مارکس است.
غذا و نوشیدنی
[ویرایش]ویسکی لوک لوموند نزد قبایل و مردم محلی بسیار محبوب است و واردات آن لازم است. یک برندی میوهای محلی به نام آگواردینته نیز محبوبیت زیادی دارد و آنقدر قوی است که حتی کاپیتان هادوک، با وجود عادت به مشروبات الکلی، پس از نوشیدن آن در هفت گوی بلورین اشک میریزد. این نشاندهندهٔ تمایل مردم سان تئودور به الکل است. غذای تند به نظر میرسد پایهٔ آشپزی مردم سان تئودور باشد.
اقتصاد
[ویرایش]بانک مرکزی کشور به نام «بانکو دِ لا ناسیون» و شرکت هواپیمایی ملی به نام سانتائرو است. در انبار زغال سنگ، با کمک یک بلیت بختآزمایی که در کیف آلکازار یافت میشود، میفهمیم که کشور همچنین دارای یک جایزهٔ «بختآزمایی ملی» است.
کشور بسیار فقیر است و بسیاری از مردم در زاغهها زندگی میکنند، همانطور که در پیکاروها دیده میشود. دو بار مشاهده میکنیم که جمعیت محروم، بهویژه بومیان آمریکای جنوبی، در این مناطق متراکم شدهاند. این مناطق شباهت زیادی به محلهٔ ال آلتو در حومهٔ لاپاز دارند.[۲۷]
ارتش، نیروهای امنیتی و چریکها در سان تئودور
[ویرایش]ارتش سان تئودور ستون فقرات رژیمهای سیاسی متوالی کشور است. این ارتش به تجهیزات اروپایی مجهز است:
- کلت نیو سرویس، ماوزر بلژیکی، مسلسلها ماکسیم و توپ ۷۵ میلیمتری مدل ۱۸۹۷ در زمان جنگ گراند چاپو (گوش شکسته).
چریکها در گوش شکسته کلاهگشادی (سمبررو) و فشنگدانهای روی شانه دارند که یادآور وفاداران پانچو ویا در انقلاب مکزیک است.[۲۷] در دوران تاپیوکا، سربازان و پلیسها یونیفرم و بهویژه کلاهی شبیه به کلاه ورماخت میپوشند، در حالی که یونیفرمها در دوران آلکازار یادآور نیروهای کاستریست است و به علاوه، حرف "A" (احتمالاً برای آلکازار) روی کلاه و لبهٔ یقهٔ آنها درج شده است.
یادداشتها
[ویرایش]- ↑ هرژه برای ساخت زبان آرومبایا، دقیقاً از گویش بروکسل از زبان زبان هلندی برابانتی، که لهجه فلامان بروکسل است، استفاده میکند.[۶۱]
- ↑ در سال ۱۹۳۷، در نسخه اصلی سیاه و سفید، شفافیت حتی بیشتر است: هنگام ملاقات با تنتن، کالوما، رئیس قبیله آرمبایا، به تنتن میگوید «Karah bistouï».
- ↑ واژهٔ «Joyeux Turlurons» یک نام کاملاً ساختگی و طنزآمیز است، اما هرژه آن را طوری ساخته که حالوهوای یک گروه فولکلور اروپاییِ شاد و پرهیاهو را القا کند. با آنکه این عبارت ترجمهٔ تحتاللفظی مشخصی ندارد، اما ترجمه مفهومی آن چیزی شبیه «شاد و شنگولها» یا «دلقکهای خوشقلب» است. در ترجمه فارسی تنتن و پیکاروها این عبارت را «گروه دلقکها» نوشتهاند.
منابع
[ویرایش]- ↑ Peeters 2006, p. 156.
- ↑ 1943, planches 1 à 3.
- ↑ 1943, planches 4 à 12.
- ↑ 1943, planche 13.
- ↑ 1943, planche 16.
- ↑ 1943, planches 16 et 17.
- ↑ 1943, planches 18 et 19.
- ↑ 1943, planches 21 et 22.
- ↑ 1943, planches 23 à 25.
- ↑ 1943, planche 27.
- ↑ 1943, planches 30 et 31.
- ↑ 1943, planche 32.
- ↑ 1943, planches 33 à 36.
- ↑ 1943, planches 37 à 43.
- ↑ 1943, planche 48.
- ↑ 1943, planche 53.
- ↑ 1976, planches 4 et 5.
- ↑ 1976, planches 5 et 6.
- ↑ 1976, planches 10 et 11.
- ↑ 1976, planches 12 à 14.
- ↑ 1976, planches 17 à 19.
- ↑ 1976, planche 22.
- ↑ 1976, planches 23 à 34.
- ↑ 1976, planches 39 et 40.
- ↑ 1976, planches 51 à 61.
- ↑ Horeau, Yves (2021). Tintin, Haddock et les bateaux (1 ed.). Éditions Moulinsart. p. 29. ISBN 978-2-87424-516-9.
- 1 2 3 4 5 6 "Tintin : les peuples du monde vus par le héros d'Hergé …et leur réalité aujourd'hui". GEO, hors-série. 2017.
- ↑ Tintin à la découverte des grandes civilisations. Le Figaro. 2010. p. 16. ISBN 978-2-8105-0199-1. OCLC 690440367.
- ↑ Mérand, Patrick (2015). La géographie et l'histoire dans l'oeuvre d'Hergé. Sépia. pp. 102–107.
- ↑ "L'Oreille cassée sur Tintin.com". Retrieved 2025-11-23.
- ↑ Angenot 2010, p. 49.
- ↑ Angenot 2010, p. 50.
- 1 2 Angenot 2010, p. 54.
- ↑ Capdevila, Luc (2011). "Gran Chaco, massacre pour des bagatelles". Les personnages de Tintin dans l'histoire, vol. 1. pp. 62–67.
- ↑ Trécourt, Fabien (2020-01-28). "Tintin nous raconte le XXe siècle". Ça m'intéresse. Retrieved 2022-01-19.
- ↑ Langlois, Jacques (2011). "Alcazar, général renversant". Les personnages de Tintin dans l'histoire, vol. 1. pp. 59–60.
- ↑ 2015, p. 112-113Brillet
- ↑ Embs, Jean-Marie (2014). "Le cinéma cher à Hergé : plans, cadrages, rythmes". Le rire de Tintin. pp. 56–60.
- ↑ Schuurman 2001, p. 62.
- ↑ Hecht, Emmanuel (2019). "Alfredo Stroessner, le patriarche autarcique". In Guez, Olivier (ed.). Le Siècle des dictateurs. Paris: Perrin. pp. 223–236.
- ↑ Musset, Alain (1999). "Du San Theodoros à Mosquito, l'Amérique latine en bulles" (PDF). Cahiers des Amériques latines (28/29): 32–33.
- ↑ Langlois, Jacques (2011). "Alcazar général renversant". Les personnages de Tintin dans l'histoire - Les évènements de 1930 à 1944 qui ont inspiré l'œuvre d'Hergé. Vol. 1. Historia, hors-série / Le Point. pp. 59–60. ISBN 978-2-7466-3509-8. ISSN 0242-6005.
- ↑ Assouline 1996, p. 690.
- ↑ Puyo, Jean-Yves (2023-09-08). "Une géopolitique de Tintin : cap sur le San Theodoros". radiofrance.fr. Les Enjeux internationaux, France Culture. Retrieved 2025-11-23.
- 1 2 3 Puyo, Jean-Yves (2018). "Vive le général Alcazar ! C'est un lascar !". In Paul Arnould (ed.). Les géographies de Tintin. Paris: CNRS Éditions. pp. 179–192.
- ↑ "Fiche de L'Oreille cassée". tintin.com. Retrieved 2023-12-23.
- ↑ Farr 2001, p. 62.
- ↑ "Le Général Alcazar". tintin.com. Retrieved 2023-12-23.
- 1 2 Sadoul 1983, p. 122.
- ↑ Madœuf, Anna; Sanmartin, Olivier (2018). "Géographe et touriste ? Quelques selfies de Tintin en voyage". Les géographies de Tintin. CNRS Éditions. pp. 131–141. ISBN 978-2-271-11898-1.
- 1 2 3 "Tintin et les Picaros : Hergé et l'art contemporain". tintinomania.com. 2019-04-26. Retrieved 2021-03-25.
- ↑ Farr 2001, p. 197.
- ↑ (2014, p. 8-9).
- ↑ Mérand, Patrick (2015). La géographie et l'histoire dans l'oeuvre d'Hergé. Sépia. pp. 102–107.
- ↑ Tintin, la mise en images du réel, Assemblée générale des Amis de Hergé - Conférence de Klutt Mouchet در یوتیوب.
- ↑ Baudson, Michel (1980). "Tintin, trait pour trait". In Hergé; Pierre Sterckx; Henri Van Lier (eds.). Le musée imaginaire de Tintin (PDF). Paris: Casterman. p. 33.
Publié pour la première fois à l'occasion de l'exposition itinérante organisée par la Société des expositions du Palais des beaux-arts de Bruxelles, du 28 juin au 28 août 1979
- ↑ Soumois 1987, p. 98.
- ↑ Brillet, Frédéric (2015). "Amérique latine : un continent en réduction". In Collectif (ed.). Tintin : Les arts et les civilisations vus par le héros d'Hergé. Paris; Bruxelles: Geo ; Éditions Moulinsart. pp. 112–113. ISBN 978-2-8104-1564-9. OCLC 941803774.
- 1 2 Delesse, Catherine (2011). "Le vrai-faux réel dans la bande dessinée - la presse et autres médias dans Tintin". Palimpsestes [Online] (24): 103–118. eISSN 2109-943X.
- 1 2 Kubiak, Valérie; Durand, Jean-Yves (2017). "Sauvages mais égaux à l'homme blanc". Geo (Geo hors-série): 74–76.
- ↑ De Gheyndt, Jean-Jacques. "Eï ben ek - Eï blaaiv ek ! Le bruxellois chez Tintin". Pour la Science et pour la Zwanze. Retrieved 2023-02-05.
L'arumbaya : Pikuri toht narobo wa Walker
- ↑ Baetens, Jan (2011). "Tintin et les langues étrangères". Hergé écrivain. Paris: Flammarion. pp. 19–22. ISBN 978-2-0812-4615-7.
- ↑ Couvreur, Daniel (2014). "Parlez-vous l'arumbaya ou le syldave (à la mode bruxelloise) ?". Le rire de Tintin. pp. 100–101.
- 1 2 3 Grutman, Rainier (2010). "« Eih bennek, eih blavek » - l'inscription du bruxellois dans Le sceptre d'Ottokar" (PDF). Études françaises. Montréal: Presses de l'Université de Montréal. 46 (2): 83–99. doi:10.7202/044536ar. eISSN 1492-1405. ISSN 0014-2085. Retrieved 2023-02-07.
- ↑ Sterckx, Pierre (2015). "Georges Remi, dit « Hergé » : une biographie". L'art d'Hergé - Hergé et l'art (PDF). Paris; Bruxelles: Gallimard, Éditions Moulinsart. p. 3. ISBN 978-2-0701-4954-4. Retrieved 2023-02-08.
- ↑ Alain Rey, À chaque personnage son propre langage, in (2014, p. 98-102).
- ↑ Hergé 1943, p. 52.
- ↑ Mérand, Patrick (2015). Les arts et les sciences dans l'œuvre d'Hergé. Sépia. pp. 68–108.
- ↑ "Tintin et les Picaros". www.tintin.com. Retrieved 2025-11-23.
- ↑ Sadoul 1983, p. 121.
- ↑ "Le Carnaval". www.tintin.com. 2012-02-17. Retrieved 2021-03-21.
- ↑ Geoffroy-Schneiter, Bérénice; Testard-Vaillant, Philippe; Rolland, Alice; Pioda, Stéphanie (2010). Tintin à la découverte des grandes civilisations. Figaro. ISBN 978-2-8105-0199-1.
- ↑ Historia, Hors-série : Les personnages de Tintin dans l'histoire : Les événements de 1930 à 1944 qui ont inspiré l'œuvre d'Hergé. Paris. 2011.
- ↑ "Planche 95 de la version originale". Retrieved 2025-11-23.
کتابشناسی
[ویرایش]کتابهای تنتن
[ویرایش]- Hergé (1943). L'Oreille cassée. Tournai: Casterman. ISBN 978-2-203-00105-3.
- Hergé (1976). Tintin et les Picaros. Tournai: Casterman. ISBN 978-2-203-00123-7.
آثار دیگر
[ویرایش]- Angenot, Marc (2010). "Basil Zaharoff et la guerre du Chaco : la tintinisation de la géopolitique des années 1930". Études françaises. 46 (2): 47–63.
- Apostolidès, Jean-Marie (2006) [1984]. Les métamorphoses de Tintin. Champs. Paris: Flammarion. ISBN 978-2-08-124907-3.
- Brillet, Frédéric (2015). "Un continent en réduction". Tintin : Les arts et les civilisations vus par le héros d'Hergé. Geo ; Éditions Moulinsart. pp. 108–115. ISBN 978-2-8104-1564-9.
- Collectif (2008). Tintin à la découverte des grandes civilisations. Paris: Le Figaro ; Beaux Arts Magazine. ISBN 978-2-8105-0029-1.
- Collectif (2011). Les personnages de Tintin dans l'histoire. Paris: Le Point ; Historia. ISBN 978-2-7466-3509-8. ISSN 0242-6005.
- Collectif (2014). Le rire de Tintin. Paris ; Issy-les-Moulineaux: L'Express ; Beaux Arts Magazine. ISBN 978-2-212-55934-7.
- De Gheyndt, Jean-Jacques (2018). Eï ben ek - Eï blaaiv ek !. Bruxelles: Bernardiennes (Cercle d'histoire de Bruxelles). ISBN 978-2-930738-58-1. OCLC 1281817345.
- Mozgovine, Cyrille (1992). De Abdallah à Zorrino: Dictionnaire des noms propres de Tintin. Bibliothèque de Moulinsart. Paris: Casterman. ISBN 2-203-01711-2.
- Peeters, Benoît (2006). Hergé, fils de Tintin. Champs biographie. Paris: Flammarion. ISBN 978-2-08-126789-3.
- Schuurman, Ludwig (2001). L'ultime album d'Hergé. Le Coudray-Macouard: Editions Cheminements. ISBN 2-914474-26-1.
- Soumois, Frédéric (1987). Dossier Tintin. Bruxelles: Jacques Antoine. ISBN 2-87191-009-X.