معبد خورشید
| معبد خورشید (Le Temple du Soleil) | |
|---|---|
| تاریخ | ۱۹۴۹ |
| سری | ماجراهای تنتن و میلو |
| ناشر | کسترمن |
| گروه سازنده | |
| خالق | هرژه |
| نسخهٔ اصلی | |
| منتشرشده در | مجلهٔ تنتن |
| تاریخ انتشار | ۲۶ سپتامبر ۱۹۴۶ – ۲۲ آوریل ۱۹۴۸ |
| زبان | فرانسوی و اسپانیایی |
| ترجمه | |
| ناشر ترجمه | مثوئن |
| تاریخ ترجمه | ۱۹۶۲ |
| مترجم |
|
| گاهنگاری | |
| بعد از | هفت گوی بلورین (۱۹۴۸) |
| قبل از | تنتن در سرزمین طلای سیاه (۱۹۵۰) |
معبد خورشید (به فرانسوی: Le Temple du Soleil) چهاردهمین جلد از مجموعهٔ ماجراهای تنتن و میلو، مجموعه کمیک ساختهٔ کارتونیست بلژیکی هرژه است. این داستان از سپتامبر ۱۹۴۶ تا آوریل ۱۹۴۸ بهصورت هفتگی در مجلهٔ تازهتأسیسِ تنتن منتشر میشد. این روایت که ادامهٔ ماجرایی آغازشده در هفت گوی بلورین است، دربارهٔ خبرنگار جوان، تنتن، سگش میلو و دوستش کاپیتان هادوک است که تلاش خود را برای نجات پروفسور تورنسل ربودهشده ادامه میدهند؛ آنها در این مسیر از روستاها، کوهها و جنگلهای بارانی آند میگذرند تا در نهایت تمدنی پنهان از امپراتوری اینکا را پیدا کنند.
معبد خورشید از نظر تجاری موفق بود و سال بعد از پایان انتشارش، بهصورت کتاب توسط انتشارات کسترمن منتشر شد. هرژه ماجراهای تنتن را با تنتن در سرزمین طلای سیاه ادامه داد، و این مجموعه به بخشی تعیینکننده در سنت سرزمین طلای سیاه تبدیل شد. این داستان برای فیلم تنتن و معبد خورشید (۱۹۶۹) ساختهٔ شرکت بلویزیون، مجموعهٔ انیمیشنی ماجراهای تنتن (۱۹۹۱) ساختهٔ ایلیپسنیم/نِلوانا، نسخهٔ رادیویی بیبیسی ۵ در سالهای ۱۹۹۲–۱۹۹۳، بازی ویدیویی سال ۱۹۹۷ با عنوان زندانیان معبد خورشید و یک موزیکال در سال ۲۰۰۱ در نسخههای فرانسوی و هلندی اقتباس شد.
خلاصه داستان
[ویرایش]- این خلاصه داستان، ادامهٔ وقایعی است که در هفت گوی بلورین آغاز شده است.
گزارشگر جوان تنتن، سگش میلو و دوستش کاپیتان هادوک به کایائو در پرو میرسند. آنها قصد دارند ورود کشتی پاشاکاماک را رصد کنند که حامل دوستشان پروفسور تورنسل است و توسط آدمربایان در آن اسیر شده است. اما کشتی باید بهمدت سه هفته در قرنطینه بماند، زیرا گزارشهایی دربارهٔ یک بیماری واگیر در آن وجود دارد. با مشکوک شدن به ساختگی بودن قرنطینه، تنتن همان شب مخفیانه وارد کشتی میشود و از چیکیتو، دستیار سابق ژنرال آلکازار و یکی از ربایندگان، میفهمد که قرار است تورنسل به دلیل پوشیدن دستبندی که متعلق به شاه اینکای مومیاییشده، راسکار کاپاک بوده اعدام شود.
تنتن با سختی از کشتی جان سالم به در میبرد و همراه هادوک مقامات را مطلع میکند؛ اما ربایندگان از پلیس میگریزند و تورنسل را به کوههای آند میبرند. تنتن و هادوک آنها را تا شهر کوهستانی خاوخا دنبال میکنند. در آنجا سوار قطاری میشوند که به قصد کشتن آنها خرابکاری شده است. آنها وقتی میکوشند از محل نگهداری تورنسل سر درآورند، متوجه میشوند که مردمام محلی بهطور عجیب و غیرعادی کمحرف شدهاند و از دادن اطلاعات طفره میروند — تا زمانی که تنتن از یک پسر کچوا به نام زورینو در مقابل آزارهای دو مرد اسپانیایی دفاع میکند. مردی مرموز شاهد این عمل خیرخواهانه است و مدالی به تنتن میدهد و میگوید که این مدال او را از خطر نجات خواهد داد. زورینو به تنتن اطلاع میدهد که تورنسل را به معبد خورشید بردهاند، معبدی در اعماق کوههای آند، و پیشنهاد میکند که آنها را بدانجا هدایت کند.[۱]
پس از دشواریهای بسیار — از جمله تعقیب شدن توسط چهار بومی که تمام تلاششان را میکنند تا آنها را در برفها رها کنند یا بکشند، و نیز عبور از کوهستانهای برفی و جنگلهای آن سوی آن — تنتن، هادوک و زورینو به معبد خورشید، یکی از پایگاههای باقیماندهٔ تمدن اینکا، میرسند. آنها به حضور پسر مقدس خورشید برده میشوند، در حالی که هوآسکار، همان مرد مرموزی که تنتن در خاوخا دیده بود، در کنار او ایستادهاند. زورینو هنگامی از خطر نجات مییابد که تنتن مدال هوآسکار را به او میدهد، اما تنتن و هادوک به دلیل ورود توهینآمیزشان به معبد به مرگ محکوم میشوند. شاهزاده اعلام میکند که آنها میتوانند ساعتی را که پاشاکاماک، خدای خورشید، هیزم زیر پایشان را شعلهور خواهد کرد، خود انتخاب کنند.[۲]
تنتن و هادوک همراه تورنسل بر روی همان هیزم قرار میگیرند. اما تنتن زمانی را برای مرگشان انتخاب کرده که با یک خورشیدگرفتگی همزمان است و با بازی و تظاهر، بومیان وحشتزدهٔ اینکا را قانع میکند که خورشید تحت فرمان اوست. پسر مقدس خورشید از تنتن میخواهد نور خورشید را بازگرداند. با «فرمان» تنتن، خورشید دوباره میتابد و آن سه نفر بلافاصله آزاد میشوند. پس از آن پسر مقدس خورشید برای آنها توضیح میدهد که هفت گوی بلورینی که بر اعضای گروه اکتشافی ساندرز هارموت — که آرامگاه راسکار کاپاک را کاویده بودند — بهکار رفته بود، حاوی «مایعی مقدس» تهیهشده از کوکا بوده که آنها را به خوابی عمیق فرو میبرد. هر بار که کاهن اعظم اینکا طلسم خود را بر هفت عروسک مومی جادوگران اعمال میکرد، میتوانست از آنها بهعنوان مجازات حرمتشکنی استفاده کند. تنتن پسر مقدس خورشید را قانع میکند که کاوشگران با نیت خوب عمل کردهاند و فقط میخواستند شکوه تمدن اینکا را به جهان معرفی کنند. پسر مقدس خورشید به چیکیتو فرمان میدهد که عروسکهای مومی را نابود کند و همان لحظه در بلژیک، هفت کاوشگر با شگفتی از خواب بیدار میشوند. پس از آنکه تنتن، هادوک و تورنسل سوگند میخورند که وجود معبد را پنهان نگهدارند، راهی خانه میشوند، در حالی که زورینو پیشنهادی را برای زندگی در میان اینکاها میپذیرد و نزد آنها میماند. در همینحال، دوپونت و دوپونط با استفاده از پاندول پروفسور تورنسل در جستجویی بیسرانجام برای یافتن تنتن و دوستانش در گوشه و کنار جهان سرگردان هستند.[۳]
تاریخچه
[ویرایش]پسزمینه
[ویرایش]
در خلال اشغال بلژیک بهدست آلمان در جنگ جهانی دوم، هرژه پیشنهاد کاری در روزنامهٔ لو سوآر، بزرگترین روزنامهٔ فرانسویزبان کشور، پذیرفت. لو سوآر که از مالکان اصلیاش مصادره شده بود، با اجازهٔ مقامات آلمانی و تحت مدیریت سردبیر بلژیکی ریمون دو بکر دوباره منتشر شد، هرچند همچنان کاملاً زیر کنترل نازیها بود و از تلاش جنگی آلمان حمایت میکرد و یهودستیزی را ترویج میداد.[۴] هرژه در ۱۵ اکتبر ۱۹۴۰ به لو سوآر پیوست و دوست قدیمیاش پل ژامن و کارتونیست ژاک فان ملکبکه به او کمک میکردند.[۵] برخی بلژیکیها ناراضی بودند که هرژه حاضر شده بود برای روزنامهای کار کند که تحت کنترل دولت اشغالگر نازی بود،[۶] هرچند او بهشدت تحت تأثیر شمار بالای خوانندگان لو سوآر قرار گرفته بود که به ۶۰۰٬۰۰۰ نفر میرسید.[۷] با در نظر گرفتن این حقیقت که نظارت نازیها جدی است، هرژه مضامین سیاسی آشکاری را که بخش بزرگی از آثار اولیهاش را تشکیل میداد رها کرد و رویکردی خنثی در پیش گرفت.[۸] از آنجا که دیگر نیاز به هجو تیپهای سیاسی نداشت، تهیهکننده و نویسنده، هری تامسون، مشاهده کرد که «هرژه اکنون بیشتر روی طرح داستان و توسعهٔ نوعی تازه از کمدیِ شخصیتی تمرکز کرده بود. واکنش مردم نیز مثبت بود».[۹]
همچون دو داستان پیشین، اسب شاخدار و گنجهای راکام، هرژه ایدهٔ طرحی دوبخشی را توسعه داد که نتیجهاش دو قسمت هفت گوی بلورین و معبد خورشید بود.[۱۰] هرژه برنامه داشت که بخش نخست معما را مطرح کند و بخش دوم به ماجراجویی شخصیتها برای حل آن بپردازد.[۱۰] استفادهٔ او از نفرین یک مومیایی باستانی که محور روایت بود، الهامگرفته از روایتهای مربوط به نفرین فراعنه بود که پس از کشف آرامگاه توتعنخآمون توسط باستانشناس هاوارد کارتر در ۱۹۲۲ بر سر زبانها افتاد. این نخستینبار نبود که هرژه از این داستانهای جنجالی الهام میگرفت؛ او پیشتر در سیگارهای فرعون نیز از آنها بهره برده بود.[۱۱]
داستان از ۱۶ دسامبر ۱۹۴۳ در لو سوآر با عنوان هفت گوی بلورین آغاز شد.[۱۲] اما در ۲ سپتامبر ۱۹۴۴ متوقف شد،[۱۳] زیرا بروکسل در ۳ سپتامبر بهدست نیروهای متفقین از اشغال آلمان آزاد شد و لو سوآر بلافاصله انتشار خود را متوقف کرد.[۱۴] هرژه مجبور شد پس از ۱۵۲ داستان مصور، معادل پنجاه صفحه از نسخهٔ کتابی که بعدها منتشر شد، داستان را رها کند.[۱۵] داستان در صحنهای ناتمام ماند که تنتن بیمارستان را ترک میکند، جایی که شاهد تشنج همزمان هفت عضو گروه اکتشافی است.[۱۵] سه روز بعد، تمام کارکنان اخراج شدند و تیم تحریریهٔ جدیدی جایگزین آنها شد.[۱۴] در اکتبر ۱۹۴۵، ریمون لوبلان، عضو پیشین یک گروه مقاومت محافظهکار به نام جنبش ملی سلطنتطلبان، همراه با آندره سیناو و آلبر دباتی با هرژه تماس گرفتند. این سه نفر قصد داشتند یک مجلهٔ هفتگی برای کودکان راهاندازی کنند. لوبلان که خاطرات خوشی از خواندن تنتن در شوروی در کودکی داشت، گمان کرد هرژه گزینهٔ ایدهآلی برای پروژه است.[۱۶] هرژه پذیرفت و لوبلان برای او مجوزهای لازم را گرفت تا بتواند کار کند.[۱۷]
تأثیرات
[ویرایش]
هرژه ایدهٔ ربوده شدن یک فرد و برده شدن او به شهری گمشده از تمدن اینکا را از رمان عروس خورشید (۱۹۱۲) اثرِ گاستون لورو گرفته بود؛[۱۸] در این رمان، مضمون خورشیدگرفتگی نیز وجود داشت.[۱۹] از سوی دیگر، ایدهٔ کشف یک شهر گمشده توسط جستوجوگران اروپایی پیشتر در او: تاریخ یک ماجراجویی اثر ادگار رایس باروز در سال ۱۸۸۷ و نیز در تارزان و جواهرات اوپار از همین نویسنده در سال ۱۹۱۶ دیده شده بود.[۲۰] استفادهٔ هرژه از خورشیدگرفتگی همچنین ممکن است از گزارشهایی تأثیر پذیرفته باشد که ادعا میکردند کریستف کلمب در سال ۱۵۰۳ شورش بومیهای جامائیکا را با استفاده از آگاهی از یک ماهگرفتگی که در تقویم ۱۴۷۴ جووانی مولر پیشبینی شده بود، فرونشانده است.[۱۴]
منبع اصلی اطلاعات هرژه دربارهٔ منطقهٔ آند، کتاب پرو و بولیوی نوشتهٔ شارل وینر، منتشرشده در ۱۸۸۰، بود؛ کتابی که شامل ۱۱۰۰ کتیبه بود و هرژه میتوانست از آنها برای طراحیهای خود الگوبرداری کند.[۲۱] به این ترتیب، جزئیات کوچک مربوط به پوشش و فرهنگ مادی مردم آند بهطور دقیق بازآفرینی شد.[۲۲] بخشی از لباس آیینی کاهن اینکا برگرفته از یک نقاشی رنگی از آزتکهای مکزیکی بود که السه بوستلمن برای انجمن نشنال جئوگرافیک کشیده بود و هرژه نسخهای از آن را در آرشیوش داشت.[۲۳] او برای طراحی دقیق قطارهای پرویی نیز از نمونههایی استفاده کرد که در دائرةالمعارف مصور دو جلدی راهآهنها، منتشرشده توسط انتشارات اشت در ۱۹۲۷، آمده بود.[۲۳]
هرژه دستیارش ادگار پ. یاکوبس را به موزهٔ سنکانتنر فرستاد تا مجموعههای آن مربوط به فرهنگ اینکا را مطالعه کند،[۲۲] و همچنین از یاکوبس بهعنوان مدل برای چند حالت بدنی شخصیتها در داستان بهره گرفت.[۲۲] او یک پانچوی راهراه بهطور ویژه سفارش داد و سپس از یاکوبس خواست آن را بپوشد تا از روی آن طراحی کند.[۲۲] هرژه بعدها نتیجهگیری کرد که صحنهای که در آن تنتن با استفاده از دانشش دربارهٔ خورشید، اینکاها را فریب میدهد، چندان باورپذیر نیست؛ زیرا پرستندگان خورشید با دانش غنی اخترشناسی مانند اینکاها، قطعاً از علوم مربوط به خورشید و همچنین خورشیدگرفتگیها آگاه بودهاند.[۲۴]
انتشار
[ویرایش]
معبد خورشید نخستین ماجراجویی تنتن بود که بهطور کامل در مجلهٔ جدید تنتن منتشر شد.[۲۵] در روز انتشار این مجله، ۲۶ سپتامبر ۱۹۴۶، خوانندگانی که دو سال بدون تنتن مانده بودند، اکنون هر هفته دو صفحه تمامرنگی با عنوان معبد خورشید دریافت میکردند.[۲۶] داستان از آنچه اکنون صفحه ۵۰ کتاب پیشین، هفت گوی بلورین محسوب میشود آغاز میشد و دو صفحه نیز شامل شرحی از راز گویهای بلورین بود که بهشکل بریدهٔ روزنامه ارائه شده بود.[۲۷] هرژه همراه با ادگار پ. یاکوبس، طراحی جلد نخستین شماره را تکمیل کرد و پیش از آغاز معبد خورشید، کتاب هفت گوی بلورین را به پایان رساند،[۲۸] هرچند هرژه هر دو را با عنوان معبد خورشید معرفی میکرد.[۲۹] برای کاهش حجم کار، بخشی از دو صفحهٔ کمیک هرژه، یک متن توضیحی دربارهٔ جامعهٔ اینکا با عنوان «اینکاها چه کسانی بودند؟» بود. این متن که به موضوعاتی چون جغرافیا، تاریخ و دین میپرداخت، با نام تنتن امضا میشد.[۳۰]
در مه ۱۹۴۷، هرژه و ادگار پ. یاکوبس پس از نزدیک به چهار سال همکاری، پس از یک مشاجره از یکدیگر جدا شدند. زمانی که هرژه از یاکوبس خواست تماموقت روی معبد خورشید با او کار کند، یاکوبس پذیرفت، اما به شرطی که نامش بهعنوان همآفرینندهٔ ماجراجوییهای جدید تنتن ذکر شود. اما هرژه که نسبت به موفقیت فوری اثر دیگر یاکوبس در مجلهٔ تنتن، یعنی «راز ماهیمرغی» (نخستین بخش از مجموعهٔ بلیک و مورتیمر) حسادت کرده بود و نگران بود شهرت همکارش بر او سایه بیندازد، این درخواست را رد کرد و ادعا نمود ناشرش، کسترمن، هرگز با اعتبار مشترک موافقت نخواهد کرد. با اینکه زندگینامهنویس، پیر آسولین، این جدایی را «دوستانه» توصیف کرده، اما «نوعی تلخی فروخورده» میان آن دو باقی ماند.[۳۱]
در ۱۷ ژوئن ۱۹۴۷، انتشار هفتگی داستان پس از ناپدید شدن هرژه متوقف شد. پزشکان تشخیص دادند که او بهدلیل کار بیشازحد دچار فروپاشی روانی شده است و برای بهبود، مدتی را در صومعهٔ «نوتردام دو سورمون» گذراند.[۳۲] هرژه در نامهای به همسرش، ژرمن، نوشت: «زندگی مرا خراب کرده… مثل گذشته که نفس میکشیدم، نقاشی نمیکنم. تنتن دیگر خودِ من نیست… روح پیشاهنگیام بدجور آسیب دیده است».[۳۳] او سپس همراه ژرمن به گلان در کنار دریاچه ژنو در سوئیس رفت.[۳۴] دبیران مجلهٔ تنتن در مجله اعلامیهای طعنهآمیز چاپ کردند که: «دوستمان هرژه به استراحت نیاز دارد. اوه، نگران نباشید، حالش خوب است. اما از آنجا که حاضر نیست نیروهایش را برای ارائهٔ قسمت جدید معبد خورشید هر هفته بسیج کند، کمی بیشازحد کار کرده است».[۳۵] او دوباره در اوایل ۱۹۴۸ برای شش هفته ناپدید شد، اینبار باز هم در گلان، اما بهگفتهٔ آسولین، همراه با یک زن جوانِ متأهل که با او رابطهٔ خارج از ازدواج، رابطه داشت.[۳۶] هیئت تحریریه که از غیبت او خشمگین شده بود، تهدید کرد که ادامهٔ داستان را به هنرمندان و نویسندگان دیگر خواهد سپرد، تهدیدی که باعث شد هرژه به کار بازگردد.[۳۷]
هنگام نگارش معبد خورشید، هرژه تصمیم گرفته بود به آرژانتین نقل مکان کند و تلاش میکرد تمام کارهای ناتمامش را به پایان برساند تا بتواند بر مهاجرتش تمرکز کند.[۳۸] او از ژاک فان ملکبکه، گی دسیسی و فرانس ژاژنو برای کمک به پایاندادن معبد خورشید کمک گرفت؛ آنها در خانهٔ او در خیابان دِلُر گرد آمدند و بسیاری از پسزمینههای داستان را تولید کردند.[۳۹] او همچنین دوستش برنار اوولمانس را برای کمک به طراحی پایانبندی داستان به کار گرفت و ۴۳٬۰۰۰ فرانک بلژیک به او پرداخت.[۴۰] در نهایت، هرژه به دلایلی نامعلوم از مهاجرت به آرژانتین منصرف شد.[۴۱] انتشار دنبالهدار معبد خورشید در ۲۲ آوریل ۱۹۴۸ به پایان رسید.[۴۲] مانند ماجراجوییهای پیشین، این عنوان در روزنامهٔ کاتولیک فرانسوی کر وایان نیز از ۳۰ نوامبر ۱۹۴۷ بهطور دنبالهدار چاپ میشد.[۱۳]
انتشار دوباره
[ویرایش]پس از آنکه خط داستانی بهصورت دنبالهدار به پایان رسید، کسترمن آن را به دو جلد تقسیم کرد: هفت گوی بلورین و معبد خورشید، که بهترتیب در سالهای ۱۹۴۸ و ۱۹۴۹ منتشر شدند.[۱۳] برای گنجاندن داستان در قالب ۶۲ صفحهای، چند صحنه از نسخهٔ کتاب حذف شد. این صحنهها شامل: صحنهای که در آن تنتن گربهای را در کشتی پاشاکاماک دور میکند، صحنههای کمدی دوپونت و دوپونط، صحنهای که در آن کاپیتان هادوک تصویری از تنتن روی دیوار میکشد، هادوک که برگ کوکایی را که زورینو به او داده میجود، تنتن که یک جگوار را هدف قرار میدهد، و همچنین کشف قطعههای طلای خام توسط هادوک در زیر معبد خورشید که نمیتواند با خود بردارد.[۴۳] مایکل فار، کارشناس بریتانیایی تنتن، اشاره کرده که هیچیک از این صحنهها «برای روایت ضروری نبودند» و حذف آنها ساختار داستان را بهبود بخشید.[۴۴] بازچینی داستان همچنین باعث یک خطا در نمایش خورشیدگرفتگی شد. در نسخهٔ دنبالهدارِ مجله، هرژه ماه را در حال عبور از خورشید در جهت درستِ نیمکره جنوبی ترسیم کرده بود؛[۴۵] اما در نسخهٔ کتاب، نقاشیها تغییر یافته بودند و ماه اکنون در جهت نادرست حرکت میکرد.[۴۶]
فروش کتاب توسط مقامهای پرو ممنوع شد، زیرا در نقشهٔ آمریکای جنوبی که در آن آمده بود، منطقهای که مالکیت آن میان پرو و اکوادور مورد مناقشه بود، بهعنوان بخشی از اکوادور نشان داده شده بود.[۲۰]
تحلیل انتقادی
[ویرایش]
مایکل فار هم هفت گوی بلورین و هم معبد خورشید را «نمونهٔ کلاسیکِ دوران میانیِ تنتن» توصیف کرده و دربارهٔ «روایت شگفتانگیزِ متعادل» آنها و اینکه شواهد اندکی از زندگی آشفتهٔ هرژه در آنها دیده میشود، اظهار نظر کرده است.[۴۷] او معتقد بود که افزودن عناصر فراطبیعی به داستان، از باورپذیری آن نمیکاهد و به نمایش رؤیاهای آزاردهندهٔ شخصیتهای هرژه که بارها تکرار میشود، اشاره میکند.[۴۸] فار بر این باور بود که لباسهای اینکاها با «دقت و شکوهی ترسیم شدهاند که در خورِ یک اجرای بزرگ اپرایی است»، و مناظر کوههای آند نیز «در حد یک فیلم عظیمِ سیسیل بی. دمیل» است.[۲۲] بنوآ پیترس، زندگینامهنویس هرژه، یادآور شد که «معبد خورشید» یکی از ماجراهایی بود که «بیش از همه تخیل را تسخیر کرده»، و این را به «فضای استثنایی یا قدرت طرح داستان» نسبت داد.[۴۹]
هری تامسون اشاره کرد که معبد خورشید، همچون گنجهای راکام، «یک سفر حماسی است که تعلیق ناشی از ناآگاهی از سرنوشت نهایی در آن نقش دارد»؛ هرچند بهنظر او، برخلاف گنجهای راکام، این داستان «بهخوبی ترس ناشناختگی دشمنان بخش نخست ماجرا را به بخش دوم منتقل میکند».[۵۰] او همچنین معتقد بود با وجود همهٔ سختیهایی که هرژه در خلق داستان تجربه کرد، «ریتم، حفظ تعلیق تا پایان، و توازن مناسب میان طنز و درام»، هیچکدام نشانی از روند دشوار شکلگیری داستان ندارند.[۵۰]
ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه بر این باور بودند که این دوگانهٔ داستانی «یک جهش دیگر در مهارتهای تصویری و روایی هرژه» بود؛ جهشی که نتیجهٔ انتشار اولیهٔ صفحات دوبلِ تمامرنگی است. بهنظر آنها این پیشرفت بهویژه در صحنههای سفر در کوههای آند در معبد خورشید آشکار است.[۴۶] آنها گفتند که با معبد خورشید، داستان وارد «حالت دلهرهآورِ هیچکاکی» شده است، تکنیکی که هرژه پیشتر نیز در چند ماجرای دیگرش از آن بهره برده بود.[۴۶] آنها شخصیت زورینو را «نسخهٔ پروییِ» چانگ چون-چن، شخصیتی که در گل آبی معرفی شده بود، توصیف کردند.[۲۰] آنان این داستان را «یک تمثیل فلسفی، شاید بازتابی پنهان از تمنای روحانیِ هرژه» معرفی کردند؛ و به این ترتیب، زمینهٔ تمهایی را میبینند که بعدها هرژه در تنتن در تبت به آنها پرداخت.[۵۱] در نهایت، آنها به هر دو بخش این دوگانهٔ داستانی نمرهٔ کامل پنج از پنج دادند.[۵۱]

تام مککارتی، منتقد ادبی، عناصری را در داستان شناسایی کرده که به باور او بازتابدهندهٔ درونمایههای تکرارشونده در «ماجراهای تنتن» است. او بر این باور بود که ظهور جواهرات راسکار کاپاک بازتابی از کاربرد مکرر «جواهر» در سراسر مجموعه است[۵۲] و صحنهای که در آن تنتن از خدای خورشید فرمان میگیرد، بازتابی است از درونمایهٔ گستردهتری در مجموعه، که در آن «قدرت مقدس» از طریق صدا آشکار میشود.[۵۳] صحنهای که در آن هادوک با عطسهٔ خود باعث بهمن میشود، بهنظر مککارتی، بازتاب درونمایهٔ وسیعترِ «خطر صدا» است،[۵۴] و تصمیم زورینو برای ماندن در کنار اینکاها، بازتابی از درونمایهٔ گستردهترِ «پذیرفتهشدن» است.[۵۵] مککارتی دربارهٔ صحنهٔ اجرای حکم اعدام معتقد بود که این صحنه هادوک را نشان میدهد که «بر محراب نامشروعبودن خودش قربانی میشود»، مفهومی که به باور او بارها در مجموعه پژواک یافته است.[۵۶]
در مطالعهٔ روانکاوانهٔ خود دربارهٔ «ماجراهای تنتن»، منتقد ادبی ژان-ماری آپوستولیدس معتقد بود دوگانهٔ «هفت گوی بلورین – معبد خورشید» بازتابی از مواجههٔ میان تمدنها و همچنین میان امر مقدس و امر سکولار است.[۵۷] او جامعهٔ کِچوانیِ تصویرشده توسط هرژه را «یک دینسالاری تمامیتخواه» توصیف کرد و یادآور شد که تنتنِ تنتن در شوروی و تنتن در کنگو قطعاً چنین نظامی را تأیید میکرد.[۵۸] او سپس میان پسر مقدس خورشید و شاه موسکار دوازدهم در عصای اسرارآمیز مقایسه کرد و اشاره کرد که در هر دو مورد، پادشاه در معرض خطر از دستدادن یک میراث فرهنگی ارزشمند به دست بیگانگان قرار دارد.[۵۸] آپوستولیدس همچنین باور داشت که صحنهٔ خورشیدگرفتگی نشاندهندهٔ دگرگونی در رابطهٔ قدرت میان قربانی (تنتن) و قربانیکننده (پسر مقدس خورشید) است.[۵۹] او دربارهٔ صحنهٔ رؤیای تنتن که در آن تورنسل و هادوک را میبیند، چنین برداشت کرد که این صحنه بازتابی از «میل همجنسخواهانهٔ پنهان» است و آن را با صحنهٔ خواب در خرچنگ پنجهطلایی مقایسه کرد.[۶۰]
اقتباسها
[ویرایش]در سال ۱۹۶۹، شرکت پویانمایی بلویزیون، که پیشتر در سالهای ۵۷–۱۹۵۶ مجموعهٔ تلویزیونی ماجراهای تنتن اثر هرژه را ساخته بود، نخستین فیلم بلند انیمیشنی خود را با عنوان تنتن و معبد خورشید، برگرفته از دوگانهٔ «هفت گوی بلورین – معبد خورشید» منتشر کرد.[۶۱] این فیلم را ریمون لوبلان تهیه و اِدی لاتِست کارگردانی کرد، و نویسندگان آن شامل لاتست، کارتونیست گرگ، یوس ماریسن و لازلو مولنار بودند.[۶۱] موسیقی اثر توسط فرانسوا رُبِر ساخته شد و ترانهٔ زورینو را ژاک برل ساخت.[۶۱]
در سال ۱۹۹۱، دومین مجموعهٔ انیمیشنی بر پایهٔ ماجراهای تنتن این بار با همکاری استودیوی فرانسوی ایلیپسنیم و شرکت کانادایی نلوانا تولید شد. معبد خورشید دوازدهمین داستانی بود که اقتباس شد و در قالب دو قسمت سیدقیقهای ارائه گردید. این مجموعه به کارگردانی استفان برناسکونی ساخته شد و بابت «وفاداری کلی» به کمیکهای اصلی ستوده شد، تا آنجا که پویانمایی آن مستقیماً از پنلهای اصلی هرژه برداشت شده بود.[۶۲]
در سال ۱۹۹۷، شرکت فرانسوی اینفوگرامز یک بازی ویدئویی بر اساس دوگانهٔ «هفت گوی بلورین – معبد خورشید» با عنوان زندانیان معبد خورشید منتشر کرد.[۶۳]
در سال ۲۰۰۱، هفت گوی بلورین و معبد خورشید به یک موزیکال صحنهای با عنوان «تنتن – معبد خورشید» اقتباس شد که نخستین اجرای آن به زبان هلندی در سالن نمایش استاتسخاوبرخ شهر آنتورپ بلژیک، در ۱۵ سپتامبر برگزار شد. این نمایش را ست خایکما و فرانک فان لاکه برای صحنه اقتباس کردند، و به کارگردانی دیرک د کالووه و با موسیقی دیرک بروسه اجرا شد. تام فان لاندویت نقش تنتن را بازی میکرد. دیدیه ون کولارت نسخهٔ فرانسوی این موزیکال را تهیه کرد و یک سال بعد در شارلروآ با عنوان «تنتن – معبد خورشید» روی صحنه رفت. قرار بود این اجرا در سال ۲۰۰۳ در پاریس نیز اجرا شود اما لغو شد.[۶۴][۶۵] این نمایش در ۱۸ اکتبر ۲۰۰۷ برای مدت کوتاهی دوباره در آنتورپ اجرا شد.[۶۶]
در سال ۲۰۱۸ گزارش شد که معبد خورشید مبنای دنبالهٔ فیلم ماجراهای تنتن: راز کشتی تکشاخ (۲۰۱۱) خواهد بود؛ فیلمی که استیون اسپیلبرگ کارگردانی و پیتر جکسون تهیهکنندگی اجرایی آن را بر عهده داشت. برای فیلم دوم قرار بود جکسون کارگردان باشد و اسپیلبرگ نقش تهیهکننده را بر عهده گیرد. اما از آن زمان تاکنون، جز تأییدهای کلی از سوی اسپیلبرگ و جکسون مبنی بر اینکه پروژه همچنان در برنامه است، هیچ خبر تازهای دربارهٔ تولید آن منتشر نشده است.
منابع
[ویرایش]یادداشتها
[ویرایش]پانویس
[ویرایش]- ↑ Hergé 1962, p. 1–20.
- ↑ Hergé 1962, p. 21–50.
- ↑ Hergé 1962, p. 51–62.
- ↑ Assouline 2009، pp. 70–71; Peeters 2012، pp. 116–118.
- ↑ Assouline 2009، p. 72; Peeters 2012، pp. 120–121.
- ↑ Goddin 2009، p. 73; Assouline 2009، p. 72.
- ↑ Assouline 2009، p. 73; Peeters 2012، p. 121.
- ↑ Thompson 1991، p. 99; Farr 2001، p. 95.
- ↑ Thompson 1991, p. 99.
- 1 2 Thompson 1991, p. 124.
- ↑ Farr 2001، p. 115; Lofficier و Lofficier 2002، p. 57.
- ↑ Thompson 1991، p. 124; Farr 2001، p. 118; Lofficier و Lofficier 2002، p. 55; Assouline 2009، pp. 98–99.
- 1 2 3 Lofficier & Lofficier 2002, p. 55.
- 1 2 3 Farr 2001, p. 116.
- 1 2 Farr 2001, p. 118.
- ↑ Assouline 2009، p. 109; Peeters 2012، pp. 164–165.
- ↑ Assouline 2009, p. 110.
- ↑ Farr 2001، p. 121; Lofficier و Lofficier 2002، p. 57; Assouline 2009، p. 125.
- ↑ Goddin 2009, p. 133.
- 1 2 3 Lofficier & Lofficier 2002, p. 57.
- ↑ Thompson 1991، p. 136; Farr 2001، p. 121; Assouline 2009، p. 125.
- 1 2 3 4 5 Farr 2001, p. 121.
- 1 2 3 Farr 2001, p. 124.
- ↑ Thompson 1991، p. 136; Farr 2001، p. 116.
- ↑ Peeters 1989، p. 82; Assouline 2009، p. 124; Goddin 2009، p. 161; Peeters 2012، p. 174.
- ↑ Lofficier و Lofficier 2002، p. 55; Goddin 2009، p. 158.
- ↑ Peeters 1989، p. 82; Assouline 2009، p. 124; Peeters 2012، p. 174; Goddin 2009، p. 158, 161.
- ↑ Goddin 2009, p. 158, 161.
- ↑ Thompson 1991, p. 131.
- ↑ Peeters 1989، p. 82; Farr 2001، p. 123; Assouline 2009، p. 130; Peeters 2012، p. 186.
- ↑ Assouline 2009, pp. 126–127.
- ↑ Assouline 2009, pp. 127–129.
- ↑ Goddin 2009, p. 168, 170.
- ↑ Peeters 2012, p. 184.
- ↑ Thompson 1991، pp. 132–133; Peeters 2012، p. 180.
- ↑ Thompson 1991، p. 133; Assouline 2009، pp. 129, 134.
- ↑ Thompson 1991, p. 133.
- ↑ Assouline 2009، p. 131; Goddin 2009، p. 178, 183.
- ↑ Assouline 2009, p. 133.
- ↑ Assouline 2009، pp. 133–134; Peeters 2012، pp. 186–187.
- ↑ Assouline 2009, p. 134.
- ↑ Thompson 1991، p. 134; Farr 2001، p. 123; Goddin 2009، p. 181.
- ↑ Thompson 1991، p. 135; Farr 2001، p. 123; Lofficier و Lofficier 2002، pp. 57–58.
- ↑ Farr 2001, p. 123.
- ↑ Goddin 2009, p. 179.
- 1 2 3 Lofficier & Lofficier 2002, p. 58.
- ↑ Farr 2001, p. 115.
- ↑ Farr 2001, p. 116, 124.
- ↑ Peeters 1989, p. 83.
- 1 2 Thompson 1991, p. 134.
- 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 59.
- ↑ McCarthy 2006, p. 97.
- ↑ McCarthy 2006, p. 52.
- ↑ McCarthy 2006, p. 101.
- ↑ McCarthy 2006, p. 69.
- ↑ McCarthy 2006, p. 132.
- ↑ Apostolidès 2010, p. 154.
- 1 2 Apostolidès 2010, p. 156.
- ↑ Apostolidès 2010, p. 175.
- ↑ Apostolidès 2010, p. 169.
- 1 2 3 Lofficier & Lofficier 2002, p. 89.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, p. 90.
- ↑ GameFAQs 1997.
- ↑ Tintinologist.org 2005.
- ↑ Antwerp Gazette 30 August 2001.
- ↑ Antwerp Gazette 19 August 2007.
کتابشناسی
[ویرایش]- Apostolidès, Jean-Marie (2010) [2006]. The Metamorphoses of Tintin, or Tintin for Adults. Jocelyn Hoy (translator). Stanford: Stanford University Press. ISBN 978-0-8047-6031-7.
- Assouline, Pierre (2009) [1996]. Hergé, the Man Who Created Tintin. Charles Ruas (translator). Oxford and New York: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-539759-8.
- Farr, Michael (2001). Tintin: The Complete Companion. London: John Murray. ISBN 978-0-7195-5522-0.
- Goddin, Philippe (2009). The Art of Hergé, Inventor of Tintin: Volume 2: 1937-1949. Michael Farr (translator). San Francisco: Last Gasp. ISBN 978-0-86719-724-2.
- Hergé (1962) [1949]. Prisoners of the Sun. Leslie Lonsdale-Cooper and Michael Turner (translators). London: Egmont. ISBN 978-1-4352-6039-9.
- Lofficier, Jean-Marc; Lofficier, Randy (2002). The Pocket Essential Tintin. Harpenden, Hertfordshire: Pocket Essentials. ISBN 978-1-904048-17-6.
- McCarthy, Tom (2006). Tintin and the Secret of Literature. London: Granta. ISBN 978-1-86207-831-4.
- Peeters, Benoît (1989). Tintin and the World of Hergé. London: Methuen Children's Books. ISBN 978-0-416-14882-4.
- Peeters, Benoît (2012) [2002]. Hergé: Son of Tintin. Tina A. Kover (translator). Baltimore, Maryland: Johns Hopkins University Press. ISBN 978-1-4214-0454-7.
- Thompson, Harry (1991). Tintin: Hergé and his Creation. London: Hodder and Stoughton. ISBN 978-0-340-52393-3.
- "Tintin: Prisoners of the Sun". GameFAQs.com. Archived from the original on 26 December 2010. Retrieved 8 February 2015.
- "Kuifje – De Zonnetempel (De Musical) / Tintin – Le Temple du Soleil – Le Spectacle Musical". Tintinologist.org. 2005. Archived from the original on 11 June 2007. Retrieved 8 February 2015.
- "Musical Kuifje binnen 2 weken in Antwerpen" [Musical Tintin Within 2 weeks in Antwerp]. Gazet Van Antwerpen (به هلندی). 30 August 2001. Archived from the original on 8 February 2015. Retrieved 8 February 2015.
- "'Kuifje — De Zonnetempel' dit najaar ook in Antwerpen" ['Tintin — The Temple of the Sun' This Autumn in Antwerp]. Gazet Van Antwerpen (به هلندی). 19 August 2007. Archived from the original on 8 February 2015. Retrieved 8 February 2015.