تنتن در آمریکا
| تنتن در آمریکا (Tintin en Amérique) | |
|---|---|
| تاریخ |
|
| سری | ماجراهای تنتن و میلو |
| ناشر | لو پتی ونتیم |
| گروه سازنده | |
| خالق | هرژه |
| نسخهٔ اصلی | |
| منتشرشده در | لو پتی ونتیم |
| تاریخ انتشار | ۳ سپتامبر ۱۹۳۱ – ۲۰ اکتبر ۱۹۳۲ |
| زبان | فرانسوی |
| ترجمه | |
| ناشر ترجمه | مثوئن |
| تاریخ ترجمه | ۱۹۷۳ |
| مترجم |
|
| گاهنگاری | |
| بعد از | تنتن در کنگو (۱۹۳۱) |
| قبل از | سیگارهای فرعون (۱۹۳۴) |
تنتن در آمریکا (فرانسوی: Tintin en Amérique) سومین جلد از مجموعهٔ ماجراهای تنتن، کمیکاستریپی از کارتونیست بلژیکی هرژه است. این اثر به سفارش روزنامهٔ محافظهکار بلژیکی لو ونتیم سیکل برای ضمیمهٔ کودکانهٔ آن، لو پتی ونتیم، از سپتامبر ۱۹۳۱ تا اکتبر ۱۹۳۲ بهصورت هفتگی منتشر شد و سپس در سال ۱۹۳۲ توسط اِدیسیون دو پُتی ونتیم در یک جلد گردآوریشده انتشار یافت. داستان از خبرنگار جوان بلژیکی، تنتن، و سگش میلو میگوید که به ایالات متحده آمریکا سفر میکنند؛ جایی که تنتن دربارهٔ جنایت سازمانیافته در شیکاگو گزارش تهیه میکند. او در جریان تعقیب یک گانگستر در سراسر کشور، با قبیلهای از سرخپوستان بلکفوت روبهرو میشود و در نهایت سندیکای جنایتکاری شیکاگو را شکست میدهد.
پس از انتشار تنتن در کنگو، هرژه برای داستانی که در ایالات متحده آمریکا میگذرد تحقیق کرد و میخواست نگرانیهای خود دربارهٔ رفتار دولت آمریکا با اجتماعات سرخپوستان را بازتاب دهد. تنتن در آمریکا با کمک یک حرکت تبلیغاتی به موفقیتی تجاری در بلژیک تبدیل شد و اندکی بعد در فرانسه نیز دوباره منتشر گردید. هرژه ماجراهای تنتن را با سیگارهای فرعون ادامه داد و این مجموعه به بخش مهمی از سنت کامیکس فرانسوی-بلژیکی بدل شد. در سال ۱۹۴۵، تنتن در آمریکا برای انتشار دوباره توسط کسترمن در سبک لینیه کلر هرژه بازطراحی و رنگی شد و در سال ۱۹۷۳ نیز با درخواست ناشر آمریکایی او دستخوش تغییرات بیشتری شد. پذیرش انتقادی این اثر متفاوت بوده است؛ منتقدان ماجراهای تنتن معتقدند که گرچه این جلد نسبت به دو بخش قبلی پیشرفتی بهحساب میآید، اما همچنان بسیاری از مشکلات آن آثار را در خود دارد. این داستان برای نمایش تئاتری ماجراجویی بزرگ آمریکایی تنتن (۱۹۷۷–۱۹۷۶) در تئاتر وست اند و همچنین برای مجموعهٔ انیمیشن ماجراهای تنتن (۱۹۹۱) محصول ایلیپسنیم/نلوانا — که بهعنوان قسمت پایانی سری پخش شد — اقتباس شده است.
خلاصهٔ داستان
[ویرایش]در سال ۱۹۳۲، تنتن، خبرنگار لو ونتیم سیکل، همراه با سگش میلو برای مأموریتی به شیکاگو، ایلینوی میرود تا با سندیکای جنایت سازمانیافتهٔ شهر مبارزه کند. هنگام سفر با تاکسی، رانندهٔ تاکسی آنها بهدست پلیس با اسلحه تهدید میشود و پلیس همان تاکسی را همراه با تنتن و میلو تصاحب میکند. اندکی پس از رسیدن، تاکسی آنها با خودروی دیگری برخورد میکند و تنتن زخمی میشود. تنتن و میلو بهدست گانگسترها ربوده شده و نزد پیترو و رئیس تبهکارش آل کاپون برده میشوند؛ همان کسی که فعالیتهای مجرمانهاش در کنگو پیشتر توسط تنتن ناکام مانده بود. با کمک میلو، تنتن آدمربایانش را از پا درمیآورد، اما وقتی برای اطلاعرسانی نزد پلیس میرود، پلیس ادعاهایش را رد میکند و در غیاب او گانگسترها میگریزند. پس از جان سالم بردن از چند سوءقصد، تنتن با رقیب کاپون، بابی سمایلز، رئیس سندیکای گانگسترهای شیکاگو، روبهرو میشود. پس از آنکه سمایلز با اسلحه تهدید میشود، تنتن به زیرزمین سقوط میکند و دود همهجا را فرامیگیرد و او بیهوش روی زمین میافتد. نیک او را نجات میدهد و تنتنِ بیهوش را به دریاچهٔ میشیگان میاندازد اما او دوباره به هوش میآید. تنتن فریب تلاش سمایلز برای استخدامش را نمیخورد و پس از آنکه دستگیری دار و دستهٔ او را ترتیب میدهد، سمایلز میگریزد و به غرب میرود.[۱]
تنتن سمایلز را تا شهر ردسکین سیتی در غرب میانه تعقیب میکند. آنجا سمایلز، اعضای قبیلهٔ بزرگ بلکفوت را قانع میکند که تنتن دشمن آنهاست، و هنگامی که تنتن با لباس گاوچران از راه میرسد، او را دستگیر کرده و به اعدام تهدید میکنند. پس از فرار، تنتن یک منبع نفت زیرزمینی کشف میکند. شرکتهای نفتی برای تصاحب آن زمین مبالغ هنگفتی به او پیشنهاد میدهند، اما وقتی تنتن اعلام میکند که زمین درواقع متعلق به بلکفوتهاست، نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا آنها را مجبور به ترک محل میکند و شرکتهای نفتی ظرف ۲۴ ساعت شهری بر آن زمین بنا میکنند. تنتن از چنگ یک جمعیت خشمگین و یک آتشسوزی گسترده میگریزد و سپس به ریلهای قطار میرسد که تصمیم میگیرد برای بازگشت به تمدن و ادامهٔ تعقیب سمایلز آن را دنبال کند. اما گانگستر و یکی از همدستانش به او کمین میکنند و او را به ریل میبندند تا قطاری که قرار است عبور کند او را بکشد. بااینحال قطار درست پیش از برخورد متوقف میشود و تنتن نجات مییابد و میتواند جستجوی خود را ادامه دهد و به کلبهٔ دورافتادهٔ سمایلز برسد. پس از درگیری کوتاهی، سرانجام گانگستر را دستگیر میکند.[۲]
تنتن با زندانیِ خود به شیکاگو بازمیگردد و بهعنوان قهرمان تحسین میشود، اما گانگسترها میلو را میربایند و یک یادداشت باجخواهی برای او میفرستند. تنتن پس از عوضکردن لباس و شروع شیفتش بهعنوان پسرک روزنامهفروش، در آپارتمان صدای زوزهٔ بلندی میشنود و بهسرعت بالا میرود تا میلو را نجات دهد، اما درمییابد که آن صدا گریهٔ نوزادی همراه مادرش بوده است. در ادارهٔ پلیس، دربارهٔ ربودهشدن میلو از او بازجویی میشود. با ردیابی آدمربایان تا یک عمارت محلی، تنتن در زره یک شوالیه پنهان میشود و میلو را از سیاهچال آزاد میکند. روز بعد، تنتن به یک کارخانهٔ کنسروسازی دعوت میشود، اما این دعوت تلهای از سوی گانگسترهاست که او را فریب میدهند تا داخل دستگاه چرخگوشت بیفتد. تنتن زمانی نجات مییابد که کارگران دستگاه اعتصاب میکنند و سپس تبهکاران را دستگیر میکند. در تشکر از او، دعوتنامهای برای حضور در ضیافتی به افتخارش دریافت میکند، اما در آنجا ربوده میشود. آدمربایان او را به یک دمبل میبندند و برای غرقکردنش به دریاچهٔ میشیگان میاندازند، اما تنتن با این شانس که دمبل بهاشتباه با یک نمونهٔ تقلبی عوض شده بود بهسطح آب میرسد و زنده میماند. گانگسترهایی که خود را پلیس جا زدهاند او را به دام میاندازند، اما او بار دیگر بر آنها غلبه کرده و آنها را تحویل مقامات میدهد. در نهایت، موفقیت تنتن در برابر گانگسترها با یک رژهٔ بارش کاغذپاره جشن گرفته میشود و پس از آن به اروپا بازمیگردد.[۳]
تاریخچه
[ویرایش]پیشزمینه
[ویرایش]ژرژ رِمی — که بیشتر با نام مستعار هرژه شناخته میشود — سردبیر و تصویرگر لو پتی ونتیم،[۴] ضمیمهٔ کودکانهٔ روزنامهٔ محافظهکار لو ونتیم سیکل بود؛ روزنامهای بلژیکی مستقر در بروکسل، زادگاه هرژه. این روزنامه که توسط اَبه نوربر والز اداره میشد، خود را «روزنامهٔ کاتولیک برای آموزه و اطلاعرسانی» مینامید و دیدگاهی فاشیستی و راستافراطی را منتشر میکرد.[۵] بهگفتهٔ هری تامسون، چنین دیدگاههایی در دههٔ ۱۹۳۰ بلژیک رایج بود و محیط اجتماعی هرژه آکنده از ایدههای محافظهکارانهای بود که پیرامون «میهنپرستی، کاتولیسیسم، اخلاق سختگیرانه، انضباط و سادهباوری» میچرخیدند.[۶]

در سال ۱۹۲۹، هرژه کمیکاستریپ ماجراهای تنتن را برای لو پتی ونتیم آغاز کرد؛ دربارهٔ ماجراجوییهای خبرنگار جوان و خیالی بلژیکی، تنتن. هرژه که از دوران کودکی شیفتهٔ دنیای فضای باز پیشاهنگی و شیوهٔ زندگی آنچه او «سرخپوستان» مینامید شده بود، میخواست نخستین ماجرای تنتن را میان بومیان آمریکا در ایالات متحده آمریکا رقم بزند.[۷] اما والِز به او دستور داد که نخستین ماجرا را در روسیهٔ شوروی و بهعنوان قطعهای از پروپاگاندای ضد سوسیالیستی برای کودکان بسازد (تنتن در شوروی)[۸] و دومی را نیز در کنگوی بلژیک قرار داد تا احساسات استعمارگرایانه را تقویت کند (تنتن در کنگو).[۹]
تنتن در آمریکا سومین داستان این مجموعه بود. در آن زمان، راستِ افراطیِ بلژیک بهشدت منتقد ایالات متحده آمریکا بود؛ همانگونه که منتقد اتحاد جماهیر شوروی نیز بود.[۱۰] نوربر والز — و تا حد کمتری هرژه — این دیدگاهها را میپذیرفتند و سرمایهداری، مصرفگرایی و ماشینی کردن آن کشور را خطری برای جامعهٔ سنتی بلژیک میدیدند.[۱۱] والِز میخواست هرژه از این داستان برای محکومکردن سرمایهداری آمریکایی استفاده کند و علاقهٔ چندانی به تصویر کردن بومیان نداشت؛ در حالی که این موضوع خواست اصلی هرژه بود.[۱۲] در نتیجه، برخورد تنتن با بومیان تنها یکششم روایت را تشکیل داد.[۱۳] هرژه در پی آن بود که تصویر «وحشیِ بیرحم» را که در فیلمهای وسترن رواج یافته بود، از بین ببرد.[۱۰] تصویر او از بومیان بهطور کلی همدلانه بود، اما آنها را سادهلوح و زودباور نیز نشان داد؛ درست همانگونه که در ماجرای قبلیاش، کنگوییها را ترسیم کرده بود.[۱۳]
تحقیق
[ویرایش]هرژه تلاش کرد تا دربارهٔ ایالات متحده آمریکا پژوهش بیشتری انجام دهد نسبت به آنچه برای کنگوی بلژیک یا اتحاد جماهیر شوروی انجام داده بود.[۱۴] برای آشنایی بیشتر با سرخپوستان آمریکا، هرژه کتاب آداب و تاریخ سرخپوستان نوشتهٔ پل کوز و رنه تهونین ۱۹۲۸ را مطالعه کرد[۱۵] و از موزهٔ مردمشناسی بروکسل بازدید نمود.[۱۶] در نتیجه، تصویر او از بومیان بلکفوت «بهطور اساسی دقیق» بود و آثار فرهنگی مانند چادر سرخپوستان و لباسهای سنتی از روی عکسها بازتولید شده بودند.[۱۶] هرچند نمایش بومیان با کلاههای جنگی ممکن است کلیشهای به نظر برسد، اما بلکفوتها یکی از معدود قبایلی بودند که واقعاً چنین لباسهایی میپوشیدند.[۱۷]
برای آشنایی با شیکاگو و گانگسترهای آن، او کتاب صحنههایی از زندگی آینده نوشتهٔ ژرژ دوامل ۱۹۳۰ را خواند. این اثر در زمینهٔ بحران والاستریت ۱۹۲۹ نوشته شده بود و دارای دیدگاههای قوی ضد مصرفگرایی و ضد مدرنیسم بود و مکانیزه شدن و استانداردسازی روزافزون آمریکا را از منظر محافظهکاری اروپایی نقد میکرد؛ دیدگاهی که هم والِز و هم هرژه با آن همدل بودند. بسیاری از عناصر تنتن در آمریکا، مانند صحنهٔ کشتارگاه، از توصیفات دوامل اقتباس شدهاند.[۱۸]

هرژه همچنین تحت تأثیر شمارهٔ ویژهای از مجلهٔ رادیکال و ضدانطباقگرای کراپویو که در اکتبر ۱۹۳۰ منتشر شد، قرار گرفت. این شماره که به ایالات متحده اختصاص داشت، شامل مجموعهای از عکسها بود که در تصویرسازی او از کشور تأثیر گذاشت.[۱۹] هرژه از تصاویر آسمانخراشهای این مجله برای تصویرسازی شیکاگو استفاده کرد و روایت آن دربارهٔ اخراج بومیان از زمینهایشان پس از کشف نفت را پذیرفت.[۲۰] او به ویژه به مقالات این مجله که توسط خبرنگار کلود بلانشار نوشته شده بود علاقهمند شد؛ بلانشار به تازگی از آمریکا بازگشته بود و دربارهٔ وضعیت شیکاگو و نیویورک گزارش داده و با بومیان نیومکزیکو ملاقات کرده بود.[۲۱] مقالهٔ بلانشار به گانگستر جورج مورن اشاره میکرد که منتقد ادبی ژان-ماری آپوستولیدس معتقد بود شخصیت بابی سمایلز بر اساس او ساخته شده است.[۲۲]
تصویرسازی هرژه از آمریکا همچنین تحت تأثیر سینمای آمریکا بود[۲۳] و بسیاری از نقاشیهای او بر پایهٔ تصاویر سینمایی شکل گرفته بودند.[۲۴] ژان مارک لوفیسیه و بوفالو بیل معتقد بودند دستگیری بابی سمایلز توسط تنتن از داستانهای بوفالو بیل تأثیر گرفته و ایدهٔ ربوده شدن تنتن توسط گانگسترها در خودرو از فیلم سزار کوچک الهام گرفته شده است.[۲۵] با وجود تحقیقات گسترده دربارهٔ زندگی آمریکایی، هرژه بهطور اشتباهی در برخی تصاویر کتاب، فرمان خودروها را در سمت راست کشیده است.[۲۶] گمان میرود که آرتور زاکسون - که ده سال پیش از انتشار تنتن در آمریکا فوت کرده بود - ممکن است بر شخصیت هیپولیت بولیوار تأثیر گذاشته باشد.[۲۷]
یکی از افرادی که هرژه ممکن است از طریق مقالهٔ بلانشار دربارهٔ او آموخته باشد، گانگستر آمریکایی مستقر در شیکاگو، آل کاپون بود.[۲۳] در داستان قبلی، تنتن در کنگو، کاپون بهعنوان شخصیت معرفی شده بود. در آنجا او مسئول ادارهٔ یک شبکهٔ قاچاق الماس بود که تنتن آن را افشا کرد و زمینه را برای رویارویی بعدی در تنتن در آمریکا فراهم نمود.[۱۳] کاپون یکی از تنها دو فرد واقعی بود که نامشان در ماجراهای تنتن آورده شد[۲۳] و تنها فرد واقعیای بود که بهعنوان شخصیت در سری ظاهر شد.[۲۵] در نسخهٔ اصلی، هرژه از تصویر مستقیم او اجتناب کرد یا پشت سرش را نشان داد یا چهرهاش را با شال مخفی کرد؛ این موضوع در نسخهٔ دوم تغییر کرد و چهرهٔ کاپون به تصویر کشیده شد.[۲۸] مشخص نیست که آیا کاپون از حضور خود در داستان مطلع شد یا نه،[۲۹] اگرچه در زمان انتشار اولیه او مشغول محاکمه و زندانش بود.[۳۰]
انتشار اولیه، ۱۹۳۱–۳۲
[ویرایش]تنتن در آمریکا انتشار هفتگی خود را در لو پُتی ونتیم از ۳ سپتامبر ۱۹۳۱ آغاز کرد، با عنوان ماجراهای تنتن، خبرنگار، در شیکاگو. استفاده از «شیکاگو» به جای «آمریکا» بازتابدهندهٔ تمایل والِز برای تمرکز داستان بر نقد سرمایهداری و جنایت آمریکایی بود، که شهر شیکاگو در سطح بینالمللی به آن شهرت داشت.[۳۱] در میانهٔ انتشار، هنگامی که تنتن شیکاگو را ترک کرد و به غرب رفت، هرژه عنوان سریال را به ماجراهای تنتن، خبرنگار، در آمریکا تغییر داد.[۳۲] نقش میلو در تنتن در آمریکا کاهش یافت و این آخرین مورد در مجموعهٔ ماجراها بود که تنتن و میلو گفتگویی داشتند که یکدیگر را درک میکردند.[۳۳] در صحنهٔ ضیافت، اشارهای به بازیگر مشهوری به نام «مری پایکفورت» شد، که کنایهای به بازیگر واقعی مری پیکفورد بود.[۳۴] همان صحنه همچنین نمونهای اولیه از شخصیت راستاپوپولوس را نشان داد، که در داستان بعدی سیگارهای فرعون بهطور رسمی معرفی شد.[۳۵]

انتشار هفتگی این کمیک همزمان بود با انتشار یکی دیگر از کمیکهای هرژه که در ایالات متحده میگذشت: ماجراهای «تیم» سنجابه در غرب وحشی، که در شانزده قسمت توسط فروشگاه بزرگ «لینوواسیون» در بروکسل منتشر شد. این مجموعه که هر پنجشنبه تولید میشد، یادآور سری قبلی هرژه، ماجراهای توتور بود.[۳۶] همزمان با این داستانها، هرژه به تولید کمیک هفتگی کوئیک و فلوپکه مشغول بود، جلدهای لو پتی ونتیم را طراحی میکرد و برای ضمیمهٔ دیگری از لو ونتیم سیکل به نام ضمیمهٔ ویژهٔ بانوان ونتیم تصویرگری میکرد و همچنین کارهای آزاد تبلیغاتی انجام میداد.[۳۰] در سپتامبر ۱۹۳۱، در میانهٔ انتشار داستان، هرژه با دو دوست به اسپانیا سفر کوتاهی داشت و در مه ۱۹۳۲ برای دو هفته به خدمت نظام فراخوانده شد.[۳۷] در ۲۰ ژوئیهٔ ۱۹۳۲، هرژه با «ژرمن کیکنس» که منشی والِز بود ازدواج کرد. هرچند هیچیک کاملاً از ازدواج راضی نبودند، اما والِز آنها را تشویق کرده بود و شخصاً مراسم ازدواج را اجرا نمود.[۳۸] پس از ماه عسل در ویاندن، لوکزامبورگ، زوج به آپارتمانی در خیابان کناپن، شئربئک نقل مکان کردند.[۳۹]
همانند دو ماجرای قبلی، والِز یک حرکت تبلیغاتی برای پایان تنتن در آمریکا ترتیب داد، که در آن بازیگری در نقش تنتن به بروکسل آمد؛ این حرکت محبوبترین مورد تا آن زمان بود.[۲۹] در سال ۱۹۳۲، مجموعه در یک جلد گردآوری و توسط انتشارات اِدیسیون دو پُتی ونتیم منتشر شد،[۴۰] که همزمان با انتشار نخستین جلد گردآوریشدهٔ کوئیک و فلوپکه بود.[۴۱] چاپ دوم در فرانسه توسط انتشارات اوژئو-کُر-وایان در سال ۱۹۳۴ انجام شد، و همان سال، کسترمن نسخهای منتشر کرد که نخستین انتشار آنها از مجموعهٔ ماجراهای تنتن بود.[۴۲] در ۱۹۳۶، کسترمن از هرژه خواست چند صفحهٔ رنگی جدید به بازنشر تنتن در آمریکا اضافه کند که او پذیرفت، اما وقتی خواستند جلد کتاب با تصویری از تعقیب خودرو جایگزین شود، او نپذیرفت.[۳۲]
نسخهٔ دوم، ۱۹۴۵
[ویرایش]در دههٔ ۱۹۴۰، زمانی که محبوبیت هرژه افزایش یافته بود، او بسیاری از ماجراهای اصلی سیاهوسفید تنتن را با سبک نقاشی لینیه کلر که خود توسعه داده بود، دوباره رنگآمیزی و بازطراحی کرد تا از نظر بصری با داستانهای جدیدتر تنتن هماهنگ شوند. تنتن در آمریکا نیز در سال ۱۹۴۵ بازآرایی و رنگآمیزی شد[۴۲] و در سال ۱۹۴۶ منتشر گردید.[۱۳]
تغییرات مختلفی در چاپ دوم ایجاد شد. برخی از انتقادهای اجتماعی دربارهٔ برخورد نادرست دولت با سرخپوستان تعدیل شد.[۱۳] نام قبیلهٔ بومی از «انگشتان بسته» به «پای سیاه» تغییر یافت.[۲۵] شاید به دلیل کاهش قدرت آل کاپون در سالهای بین انتشار اولیه و بازچاپ، هرژه چهرهٔ زخمی کاپون را در نسخهٔ ۱۹۴۵ نشان داد.[۲۵] او ارجاع به مری پیکفورد در صحنهٔ ضیافت رسمی را حذف کرد و دو خلافکار چینی که قصد خوردن میلو را داشتند نیز از داستان پاک شدند.[۴۳] ارجاع به بلژیک نیز حذف شد تا داستان جذابیت بینالمللی بیشتری پیدا کند.[۲۰]
تغییرات و انتشارهای بعدی
[ویرایش]هنگامی که نسخهٔ دوم داستان توسط مایکل ترنر و لزلی لانزدیل-کوپر به انگلیسی ترجمه شد، آنها چندین تغییر در متن ایجاد کردند. برای نمونه، موسیو تام هاوک — که نامش بازی زبانی با واژهٔ تاماهاوک بود — به آقای موریس اُویل تغییر یافت، و کارخانهٔ سوئیفت نیز به گرایند کورپ تغییر نام داد.[۴۴] تغییرات دیگری نیز اعمال شد تا داستان برای خوانندگان انگلیسیزبان قابلفهمتر شود؛ در نسخهٔ اصلی، کارخانه ترکیبی از سگ، گربه و موش را بهعنوان پاتهٔ گوشت خرگوش عرضه میکرد — غذایی که در بریتانیا چندان رایج نیست — اما در ترجمهٔ انگلیسی این ترکیب به سالامی تبدیل شد.[۴۴] در نمونهای دیگر، در نسخهٔ فرانسوی به این ترکیب سیر، فلفل و نمک افزوده شده بود، اما در نسخهٔ انگلیسی، با توجه به ذائقهٔ غذایی بریتانیایی، به خردل، فلفل و نمک تغییر یافت.[۴۴]
در سال ۱۹۵۷ هرژه به این موضوع فکر کرد که تنتن را برای ماجرایی دیگر و با محوریت مردم بومی دوباره به آمریکای شمالی بفرستد. اما از این کار منصرف شد و بهجای آن تنتن در تبت را خلق کرد.[۴۵] هرچند تنتن در آمریکا و بسیاری از آثار اولیهٔ هرژه حاوی احساسات ضد آمریکایی بود، او بعدها نسبت به فرهنگ آمریکا نظر مثبتتری پیدا کرد و با یکی از چهرههای برجستهٔ هنری آن کشور، اندی وارهول دوستی برقرار نمود.[۴۶] خود هرژه نخستین بار در سال ۱۹۷۱ همراه با همسر دومش فِنی رادول به ایالات متحده سفر کرد و با ادگار رد کلاود، نبیرهٔ رئیس جنگجوی معروف رد کلاود، دیدار کرد. با نامهٔ معرفیای که از دوستش پدر گال داشت، او دعوت شد تا آرزوی کودکی خود برای ملاقات با «سرخپوستان واقعی» — اعضای قبیلهٔ اوگلالا لاکوٹا در منطقهٔ محافظتشدهٔ پاین ریج، داکوتای جنوبی — را تحقق بخشد و در یک مراسم پاوواو شرکت کند.[۱۶]
ناشران آمریکایی تنتن در آمریکا نسبت به صحنهای که در آن بومیان بلکفوت به زور از زمینهایشان رانده میشوند احساس نگرانی داشتند. هرژه بااینحال از حذف آن صحنه خودداری کرد.[۴۷] برای نسخهٔ ۱۹۷۳ که در آمریکا منتشر شد، ناشران از هرژه خواستند شخصیتهای آفریقایی-آمریکایی را از کتاب حذف کند و آنها را سفیدپوست یا اسپانیاییتبار بازطراحی کند، زیرا نمیخواستند کودکان را به «ادغام نژادی» تشویق کنند.[۴۸] همان سال نسخهٔ سیاهوسفید اصلی در یک جلد فرانسویزبان همراه با تنتن در سرزمین شوراها و تنتن در کنگو منتشر شد، که نخستین جلد از مجموعهٔ آرشیوهای هرژه بود.[۴۲] در سال ۱۹۸۳، یک نسخهٔ فکسیمیله از نسخهٔ اصل توسط کسترمن منتشر شد.[۴۲]
در سال ۲۰۲۰، انتشارات مولینسار نسخهای تازهرنگآمیزیشده از نسخهٔ سیاهوسفید ۱۹۳۲ تنتن در آمریکا منتشر کرد، با ترجمهٔ انگلیسی کاملاً جدیدی از مایکل فار.[۴۹]
تحلیل انتقادی
[ویرایش]
ژان مارک لوفیسیه و رندی لوفیسیه عقیده داشتند که هرژه با تنتن در آمریکا «یک جهش دیگر به جلو» انجام داده است و اشاره کردند که هرچند هنوز «پراکنده پیش میرود»، اما «طرحریزی محکمتری» نسبت به آثار قبلیاش دارد.[۲۵] آنها معتقد بودند که تصویرگریها «پیشرفتی چشمگیر» نشان میدهد و اینکه برای نخستین بار، چند قاب را میتوان بهعنوان «قطعات مستقل هنری» در نظر گرفت.[۵۰] آنان که باور داشتند این نخستین اثری است که «کیفیت حماسیِ ناملموس» دارد — کیفیتی که بهزعم آنان مشخصهٔ ماجراهای تنتن است — به آن دو ستاره از پنج ستاره دادند.[۵۰] آنها بابی سمایلز را «نخستین شرور بزرگ» مجموعه دانستند،[۲۵] و همچنین فکر میکردند که مایک مکآدام، کارآگاه ناکارآمد هتل در کمیک، پیشدرآمدی برای دوپونت و دوپونط بوده است، در حالی که شخصیت دیگری، کلانترِ مست، پیشنمونهای از کاپیتان هادوک بوده است.[۲۵] این دو معتقد بودند که هرژه «تمام اسطورههای کلاسیک آمریکایی» را با موفقیت در یک روایت واحد تلفیق کرده است—روایتی که «در مقایسه با تصویری که گوستاو لو روژ و گوستاو گیتون در توطئهٔ میلیاردرها ارائه کردهاند، قابل مقایسه است». آنان تصویر هرژه از بهرهکشی از بومیان آمریکا را «بخش شگفتانگیزی از روایت» توصیف کردند.[۵۱]
هَری تامسون این داستان را «چیزی بیش از یک گشتوگذار گردشگری» در ایالات متحده ندانست و آن را تنها «اندکی پیچیدهتر» از دو اثر پیشین ارزیابی کرد.[۱۲] با این حال، او معتقد بود که داستان شامل نشانههای بسیاری از «پیشرفتهای بزرگتر» است،[۳۳] و یادآور شد که همدلی هرژه با بومیان «در سال ۱۹۳۱ نگرشی انقلابی» بود.[۵۲] تامسون همچنین بر این نظر بود که «برجستهترین بخش» کتاب در صفحهٔ ۲۹ نسخهٔ ۱۹۴۵ است، جایی که نفت در زمین بومیان کشف میشود، سپس ارتش آمریکا آنان را بیرون میراند و یک شهر کامل ظرف ۲۴ ساعت در آن محل ساخته میشود.[۵۲] زندگینامهنویس هرژه، بنوآ پیترس، از تصویرگریهای این داستان تمجید کرد و معتقد بود در آنها حسِ سبکی و سرزندگیِ خاصی دیده میشود و بر این باور بود که این امر نشان میدهد هرژه، با وجود فضای ضد آمریکاییِ محیط خود، شیفتهٔ ایالات متحده بوده است.[۵۳] او با این حال، اثر را «در همان حالوهوا» ی ماجراهای پیشین دانست و آن را «مجموعهای از کلیشهها و عکسنماهایی از مکانهای شناختهشده» توصیف کرد.[۵۴] پِتِرس در جای دیگری اشاره کرد که در سراسر داستان، تنتن در کشور میدود تا هرچه بیشتر را ببیند و او را به گردشگر آمریکاییِ کلیشهای تشبیه کرد.[۵۵]
«هرژه تصویری از آمریکا در دههٔ ۱۹۳۰ ترسیم میکند که هیجانانگیز، پرآشوب، فاسد، کاملاً مکانیزه و خطرناک است؛ جایی که دلار همهچیز را کنترل میکند. این تصویر بهاندازهٔ کافی واقعی بهنظر میرسد—حداقل به اندازهٔ همان تصویری که هالیوود در آن زمان ارائه میداد.»
مایکل فار، ۲۰۰۱.[۵۶]
زندگینامهنویس هرژه، پییر آسولین، تنتن در آمریکا را اثری «پیشرفتهتر و مفصلتر» از ماجراهای پیشین دانست[۲۳] و آن را «بزرگترین موفقیت» هرژه «پس از مدتی طولانی» توصیف کرد.[۱۰] او که معتقد بود تصویرگریها به دلیل تجربهٔ انباشتهٔ هرژه «برتر» شدهاند، در عین حال برخی مشکلات جهتیابی در روایت را نقد کرد؛ برای مثال، در صحنهای که تنتن وارد تونل میشود، آسولین یادآوری میکند که در حالی که قاعدتاً باید به سمت پایین برود، در تصویر در حال بالا رفتن از پلهها دیده میشود.[۱۰] این مشکلات جهتیابی همچنین از سوی مایکل فار نیز نقد شدند،[۲۰] با این حال او داستان را «پر از اکشن» دانست و معتقد بود که طنز آن رشد یافته و در نتیجه عمق بیشتری نسبت به شوروی یا کنگو یافته است.[۳۴] او تصویر تنتن را در حالیکه از لبهٔ آسمانخراش در صفحهٔ ۱۰ بالا میرود، «یکی از شگفتانگیزترین» تصویرگریهای کل مجموعه دانست که در خواننده احساس سرگیجه ایجاد میکند.[۴۶] او همچنین صحنهٔ بیرونراندن بومیان بلکفوت از زمینشان را «قویترین بیانیهٔ سیاسی» مجموعه دانست که نشان میدهد هرژه «وجدان سیاسی تیزی» داشت و آن مدافع برتری نژادی که به او نسبت دادهاند، نبود.[۱۳] در مقایسهٔ نسخهٔ ۱۹۳۲ و ۱۹۴۵، فار معتقد بود که نسخهٔ دوم از نظر فنی برتر است، اما «طراوت» نسخهٔ اصلی را از دست داده است.[۲۰]
منتقد ادبی، ژان-ماری آپوستولیدس از دانشگاه استنفورد، معتقد بود که هرژه در تنتن در آمریکا عمداً تصویر سرمایهداران ثروتمند را بسیار شبیه گانگسترها ترسیم کرده است. او اشاره کرد که این تصویر منفی از سرمایهداران در ماجراهای بعدی تنتن نیز ادامه یافته است، مانند شخصیت باسیل بازاروف در گوش شکسته.[۵۷] او این امر را نشانهای از «موضعی مبهمتر» نسبت به دستورکار راستگرایانهای دانست که هرژه پیشتر به آن پایبند بود.[۲۲] منتقد ادبی دیگری، تام مککارتی، نیز موافق بود و معتقد بود که تنتن در آمریکا «تمایل چپگرایانهٔ مقابل» هرژه را از طریق حمله به نژادگرایی و تولید انبوه سرمایهدارانهٔ آمریکا نشان میدهد.[۵۸] مککارتی معتقد بود که این اثر فرایندهای اجتماعی و سیاسی را «نمایشی ساختگی» جلوه میدهد، همانطور که هرژه پیشتر در تنتن در شوروی انجام داده بود.[۵۹] سالها بعد، هنگام ایدهپردازی برای چیزی که در نهایت تنتن در تبت شد، هرژه به بازگرداندن تنتن به ایالات متحده برای کمک به گروهی از بومیان در دفاع از خود در برابر یک شرکت بزرگ که قصد داشت برای نفت زمین آنها را حفاری کند، فکر کرد؛ اما سپس احساس کرد که بازگشت به زمینهای قبلی پسرفت است و از این ایده صرفنظر کرد.[۶۰]
اقتباسها
[ویرایش]تنتن در آمریکا در سال ۱۹۹۱ در قالب یک قسمت از مجموعهٔ تلویزیونی ماجراهای تنتن توسط استودیوی فرانسوی ایلیپسنیم و شرکت انیمیشنسازی کانادایی نِلوانا اقتباس شد.[۶۱] این قسمت به کارگردانی استفان برناسکونی ساخته شد و شخصیت تنتن در نسخهٔ فرانسوی با صدای تیِری ورموت و در نسخهٔ انگلیسی با صدای کالین اومیرا اجرا شد.[۶۱] این قسمت علاوه بر آنکه بهعنوان آخرین قسمت مجموعه پخش شد (با وجود اینکه نخستین کتابی بود که اقتباس شده بود)، بیشترین میزان تغییر را نیز داشت و تقریباً به یک داستان کاملاً جدید تبدیل شد. برای مثال، حضور بومیان آمریکا کاملاً حذف شده بود و عنصر گانگستری به محور اصلی داستان بدل شد. بابی سمایلز، که در کتاب رئیس باندی رقیبِ آل کاپون بود، در نسخهٔ تلویزیونی به یکی از دستنشاندگان او (که در مجموعه از او نام برده نمیشود) تبدیل شد. پایانبندی داستان نیز بازنویسی شد؛ در کتاب، تنتن سالم به اروپا بازمیگردد، اما در نسخهٔ تلویزیونی، او تماسی تلفنی دربارهٔ وضعیتی نامشخص دریافت میکند و اتاق هتل خود را ترک میکند تا آن را حلوفصل کند.
در سال ۲۰۰۲، هنرمند فرانسوی یوخِن خِرنِر یک هجونامهٔ اجتماعی–سیاسی بر اساس تنتن در آمریکا با عنوان تیانتی در آمریکا منتشر کرد. این اثر شامل نسخهای بازتولیدشده از کتاب هرژه بود که در آن بیشتر تصاویر با جوهر سیاه پوشانده شده بود؛ تنها تصویرهایی قابل مشاهده باقی مانده بود که خشونت، بازرگانی یا جنبهای الهی را نشان میدادند.[۶۲] این هنرمند در یک مصاحبه دربارهٔ این پروژه گفت که استفادهٔ فراگیرش از رنگ سیاه اشارهای است به «سانسور، شب، تیرگی (شر)، و راز چیزهایی که هرگز کاملاً آشکار نمیشوند».[۶۳]
منابع
[ویرایش]پانویس
[ویرایش]- ↑ Hergé 1973, pp. 1–16.
- ↑ Hergé 1973, pp. 17–43.
- ↑ Hergé 1973, pp. 44–62.
- ↑ Peeters 1989، pp. 31–32; Thompson 1991، pp. 24–25.
- ↑ Peeters 1989، pp. 20–32; Thompson 1991، pp. 24–25; Assouline 2009، p. 38.
- ↑ Thompson 1991, p. 24.
- ↑ Thompson 1991، p. 40,46; Farr 2001، p. 29; Peeters 2012، p. 55.
- ↑ Assouline 2009، pp. 22–23; Peeters 2012، pp. 34–37.
- ↑ Assouline 2009، pp. 26–29; Peeters 2012، pp. 45–47.
- 1 2 3 4 Assouline 2009, p. 32.
- ↑ Farr 2001، p. 35; Peeters 2012، p. 56.
- 1 2 Thompson 1991, p. 46.
- 1 2 3 4 5 6 7 Farr 2001, p. 29.
- ↑ Peeters 2012, p. 55.
- ↑ Farr 2001، p. 30; Lofficier و Lofficier 2002، p. 28; Assouline 2009، p. 31.
- 1 2 3 Farr 2001, p. 30.
- ↑ Tett 2011, p. 13.
- ↑ Thompson 1991، pp. 49–50; Farr 2001، pp. 33–35; Assouline 2009، p. 31; Peeters 2012، p. 55.
- ↑ Farr 2001، pp. 30, 35; Apostolidès 2010، pp. 21–22.
- 1 2 3 4 Farr 2001, p. 36.
- ↑ Assouline 2009، p. 31; Peeters 2012، p. 55.
- 1 2 Apostolidès 2010, p. 22.
- 1 2 3 4 Assouline 2009, p. 31.
- ↑ Farr 2001، pp. 30, 33; Peeters 2012، p. 57.
- 1 2 3 4 5 6 7 Lofficier & Lofficier 2002, p. 28.
- ↑ Tett 2011, p. 23.
- ↑ Tett 2011, p. 21.
- ↑ Farr 2001، p. 36; Lofficier و Lofficier 2002، p. 28.
- 1 2 Thompson 1991, p. 49.
- 1 2 Goddin 2008, p. 92.
- ↑ Peeters 1989، p. 36; Thompson 1991، p. 46; Assouline 2009، p. 31.
- 1 2 Goddin 2008, p. 96.
- 1 2 Thompson 1991, p. 50.
- 1 2 Farr 2001, p. 38.
- ↑ Thompson 1991، p. 50; Farr 2001، p. 38.
- ↑ Goddin 2008, p. 89.
- ↑ Goddin 2008، pp. 90, 104; Peeters 2012، pp. 53–54.
- ↑ Thompson 1991، p. 49; Assouline 2009، pp. 33–34; Peeters 2012، pp. 47–48.
- ↑ Peeters 2012, p. 58.
- ↑ Farr 2001، p. 29; Lofficier و Lofficier 2002، p. 27.
- ↑ Goddin 2008, p. 109.
- 1 2 3 4 Lofficier & Lofficier 2002, p. 27.
- ↑ Farr 2001، pp. 36, 38; Lofficier و Lofficier 2002، p. 28.
- 1 2 3 Farr 2001, p. 35.
- ↑ Thompson 1991، p. 46; Farr 2001، p. 30.
- 1 2 Farr 2001, p. 33.
- ↑ Peeters 1989، p. 36; Farr 2001، p. 29.
- ↑ Thompson 1991، p. 48; Farr 2001، p. 38.
- ↑ Michael Farr, translator of the new version of "Tintin in America" in English
- 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 29.
- ↑ Lofficier & Lofficier 2002, pp. 28–29.
- 1 2 Thompson 1991, p. 47.
- ↑ Peeters 2012, p. 56.
- ↑ Peeters 2012, pp. 56–57.
- ↑ Peeters 1989, p. 36.
- ↑ Farr 2001, p. 39.
- ↑ Apostolidès 2010, pp. 19–20.
- ↑ McCarthy 2006, p. 38.
- ↑ McCarthy 2006, pp. 54–55.
- ↑ Thompson 1991، p. 171; Farr 2001، p. 162; Assouline 2009، p. 187; Goddin 2011، p. 96.
- 1 2 Lofficier & Lofficier 2002, p. 90.
- ↑ McCarthy 2006, p. 186.
- ↑ Magma Books 2005.
کتابشناسی
[ویرایش]- Apostolidès, Jean-Marie (2010) [2006]. The Metamorphoses of Tintin, or Tintin for Adults. Jocelyn Hoy (translator). Stanford: Stanford University Press. ISBN 978-0-8047-6031-7.
- Assouline, Pierre (2009) [1996]. Hergé, the Man Who Created Tintin. Charles Ruas (translator). Oxford and New York: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-539759-8.
- Farr, Michael (2001). Tintin: The Complete Companion. London: John Murray. ISBN 978-0-7195-5522-0.
- Goddin, Philippe (2008). The Art of Hergé, Inventor of Tintin: Volume I, 1907–1937. Michael Farr (translator). San Francisco: Last Gasp. ISBN 978-0-86719-706-8.
- Goddin, Philippe (2011). The Art of Hergé, Inventor of Tintin: Volume 3: 1950-1983. Translated by Michael Farr. San Francisco, CA: Last Gasp. ISBN 978-0-86719-763-1.
- Hergé (1973) [1945]. Tintin in America. Leslie Lonsdale-Cooper and Michael Turner (translators). London: Egmont. ISBN 978-1-4052-0614-3.
- Lofficier, Jean-Marc; Lofficier, Randy (2002). The Pocket Essential Tintin. Harpenden, Hertfordshire: Pocket Essentials. ISBN 978-1-904048-17-6.
- Magma Books (25 October 2005). "Jochen Gerner Interview". Magma Books. Archived from the original on 29 June 2013.
- McCarthy, Tom (2006). Tintin and the Secret of Literature. London: Granta. ISBN 978-1-86207-831-4.
- Peeters, Benoît (1989). Tintin and the World of Hergé. London: Methuen Children's Books. ISBN 978-0-416-14882-4.
- Peeters, Benoît (2012) [2002]. Hergé: Son of Tintin. Tina A. Kover (translator). Baltimore: Johns Hopkins University Press. ISBN 978-1-4214-0454-7.
- Tett, Stuart (24 October 2011). Tintin in America – The Real-life Inspiration Behind Tintin's Adventures. New York City: Little, Brown and Company. ISBN 978-0-316-13380-7.
- Thompson, Harry (1991). Tintin: Hergé and his Creation. London: Hodder and Stoughton. ISBN 978-0-340-52393-3.
- آثار درباره آل کاپون
- آل کاپون
- ادبیات داستانی در ۱۹۳۱ (میلادی)
- ادبیات داستانی در دهه ۱۹۳۰ (میلادی)
- بومیان آمریکا در فرهنگ عامه
- تجسمهای فرهنگی از آل کاپون
- تگزاس در ادبیات داستانی
- داستانها
- رمانهای گرافیکی ۱۹۳۲ (میلادی)
- رمانهای گرافیکی ۱۹۴۵ (میلادی)
- کتابهای ۱۹۳۲ (میلادی)
- کتابهای تنتن
- کتابهای مثوئن
- ماجراهای تنتن و میلو
- نوشتارهای نخستین بار منتشرشده به صورت سریالی