روان‌شناسی صنعتی و سازمانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

روان‌شناسی صنعتی و سازمانی نوعاً برای شرکت‌ها کار می‌کنند و مسائل مورد توجه آن‌ها، گزینش مناسب‌ترین افراد برای هر شغل یا طراحی ساختارهایی است که همکاری و کار گروهی را آسان می‌کند.[۱]


یکی از شاخه‌های جدید علم و معرفت که مسئله نیروی انسانی و دیگر جنبه‌های مربوط دنیای کار را در کانون توجه خود دارد، روان‌شناسی صنعتی و سازمانی است.

به این شاخه از روان‌شناسی گاه روان‌شناسی کار و روان‌شناسی شغلی هم گفته می‌شود. این رشته در ایالات متحده آمریکا تحت عنوان (به انگلیسی: industrial and organizational psychology) و در اروپا تحت عنوان (به انگلیسی: work psychology) شناخته می‌شود.


موضوع این شاخه از دانش مطالعهٔ علمی، رابطهٔ میان انسان و دنیای کار است. در واقع، کاربرد و بسط و گسترش اصول روانشناسی است به مسایلی که انسان در تجارت و صناعت با آن‌ها دست به گریبان است. از آنجا که شاخه روانشناسی صنعتی و سازمانی یکی از شاخه‌های کاربردی و فعال رشته مهم روانشناسی است و همچنین کشور نیز در آستانه توسعه اقتصادی و صنعتی است لذا استفاده از خدمات مشاوره روانشناسی صنعتی و سازمانی یکی از ضروریات دنیای تولید و کار است و بدون این گونه خدمات تولید با کیفیت در دنیای پر رقابت فعلی با مشکل روبروست. خدمات مشاوره‌ای با حل و فصل مشکلات کارکنان در ابعاد مختلف می‌تواند تخصص، انرژی و توان کارکنان را در اختیار اهداف و مأموریت سازمان قرار دهد.

آثار عملی خدمات مذکور در سازمان‌ها بسیار زیاد است که از آن جمله می‌توان:

بهبود رضایت کارکنان، پیشگیری از فرسودگی منابع انسانی، کمک به توسعه منابع انسانی، معنادار کردن سازمان غیررسمی، فراهم کردن بستر لازم برای اتخاذ تصمیمات استراتژیک برای روان سازمان، بالابردن انگیزه کارکنان، تقویت فرهنگ استفاده از خدمات مشاوره‌ای، جلوگیری از پیری زودرس سازمان و هماهنگی بین خانه و کارخانه را نام برد که همگی این آثار صرف نظر از صرفه جویی در سرمایه‌گذاری جدید برای نیروی انسانی موجب تحقق رسالت توجه به کرامت انسانی در سازمان‌ها می‌شود و بهره‌وری و سلامت و شادابی را در کارکنان و سازمان تا حدود زیادی تضمین می‌کند.

روانشناسان صنعتی و سازمانی می‌توانند در زمینه‌هایی از قبیل: کارمندیابی، گزینش، کارگماری و طبقه‌بندی کارکنان، برنامه‌ریزی و آموزش نیروی انسانی، ارزشیابی شغل و عملکرد شغلی، کاهش سوانح و افزایش ایمنی، بهبود شرایط محیط کار، افزایش انگیزه و روحیه کار، افزایش دلبستگی، خشنودی شغلی و تعهد سازمانی، کاهش فشار روانی شغلی، بهبود ارتباطات، ایجاد تغییرات مناسب، مشاوره شغلی و حرفه‌ای، افزایش بهداشت روانی، روابط فرهنگی و هماهنگی میان انسان و ماشین نقش مؤثر و کارساز داشته باشند.

تاریخچه[ویرایش]

روان­شناسی صنعتی و سازمانی به طور رسمی از حدود اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ با فعالیت اولیه گروهی از روان­شناسان تجربی که به دنبال کاربرد اصول روان­شناسی بودند و اصطلاحاً به آن­ها روان­شناسان کاربردی گفته می­ شد، شروع شد. به دلیل رویدادهای گوناگونی که در طول یک دوره مشخص در حوزه روانشناسی صنعتی و سازمانی رخ داد و چون هر کدام از آن ها بر شکل گیری این رشته اثرگذار بوده اند، نمی­ توان سال مشخصی را به‌عنوان زمان شروع روان­شناسی صنعتی و سازمانی در نظر گرفت.

خواستگاه این شاخه از روان­شناسی را می­ توان کشور آمریکا دانست به این دلیل که اولین انجمن علمی روان­شناسی صنعتی و سازمانی (SIOP)[۲] در سال ۱۹۴۴ به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از انجمن روان­شناسی آمریکا (APA) شروع به فعالیت نمود و همین‌طور اولین کتاب مرجع و اولین درجه دکتری این رشته نیز در آمریکا منتشر و اعطاشده است. در ایران نیز این رشته از حوالی سال ۱۳۵۳ در دانشگاه شهید چمران اهواز شروع به فعالیت کرد ولی بعد از انقلاب مدتی فعالیت آن  به حالت تعلیق درآمد و دوباره بعد از ابتدای دهه ی ۸۰ شروع به فعالیت نمود.

نیاز به روان­شناسی صنعتی و سازمانی از سال­ها قبل و با تغییر شکل صنایع و سازمان­ ها، انباشت سرمایه­ های مادی و انسانی، رشد فنّاوری، افزایش ساعات کاری و شاید مهم‌تر از همه این موارد مصرف‌گرایی و تمایل به تولید بیشتر در کشورهای اروپایی و آمریکا، احساس می­شد تا بتوان به نهایت بهره ­وری و رفاه شغلی رسید؛ اما دو اتفاق مهم باعث گستردگی این علم و افزایش پژوهش‌ها و تحقیقات و همین­طور کاربرد این رشته شد:

-افزایش تمایل صنایع و سازمان  برای پیشرفت بیشتر و بالا بردن بهره­ وری

-عمل‌گرا و کاربردی بودن.

رویداد های مهم در روان‌شناسی صنعتی[ویرایش]

پدیده ها معمولاً به‌صورت یک‌باره خلق نمی شوند و زنجیره‌ای از اتفاقات و مسائل باعث می­شود که آن‌ها به وجود بیایند و رشد کنند. رشته‌ی روان‌شناسی صنعتی و سازمانی نیز از این مسئله مستثنا نبوده و اتفاقات زیادی در طول تاریخ، بر رشد و شکل‌گیری آن مؤثر بوده‌اند :

  • به راه افتادن جنبش رفاه اجتماعی در اوایل قرن بیستم
  • جنگ جهانی اول و استفاده­ی گسترده از آزمون­های روان­شناسی برای استخدام افراد
  • جنگ جهانی دوم و به‌کارگیری بیش‌ازپیش روان­شناسی صنعتی و سازمانی باهدف افزایش بهره‌وری
  • مطالعات هاو­تورن و آغاز توجه بیشتر به جنبه­های اجتماعی شغل و همین‌طور اهمیت یافتن بخش سازمانی در روان­شناسی صنعتی و سازمانی
  • تصویب قانون حقوق مدنی و توجه بیشتر به رفاه کارکنان و حقوق آن­ها
  • رشد سریع فنّاوری و گسترش استفاده از اینترنت در صنعت و سازمان­ها

چهره های شاخص[ویرایش]

علم روانشناسی صنعتی و سازمانی تاریخ طولانی و پیچیده ای ندارد ولی در طول همین تاریخ کوچک انسان های بزرگی با تلاش و همت خود توانسته اند مسیر را برای رشد و گسترش آن هموار کنند.

یکی از پیشگامان و مهم‌ترین دانشمندان روان­شناسی صنعتی و سازمانی که می­توان او را به‌عنوان پدر این علم شناخت روان­شناس آلمانی-آمریکایی به نام دکتر هوگو مانستربرگ است(۱۸۶۳-۱۹۱۶). او اولین کتاب مرجع این علم را به نام “روان­شناسی و اثربخشی” در سال ۱۹۱۳ به چاپ رساند و سه سال بعدازآن در میانه سخنرانی خود از دنیا رفت. او از شاگردان ویلهم وونت بوده و در سال ۱۹۸۷ ریاست انجمن روان­شناسی آمریکا را بر عهده داشته است.

از دیگر چهره‌های اولیه و مهم این رشته می­توان به دکتر والتر دیل اسکات اشاره کرد. والتر دیل اسکات روانشناس آمریکایی که کتاب روانشناسی تبلیغات را در سال ۱۹۰۸ نوشت و در جریان استفاده از آزمون‌های روان‌شناختی در جنگ جهانی اول تأثیر زیادی داشت. والتر دیل اسکات هم از شاگردان ویلهم وونت در دانشگاه لایپزیک آلمان بوده است.

فردریک تیلور از چهره‌های دیگر مهم در تاریخ روان­شناسی صنعتی و سازمانی است. ایشان در اصل یک مهندس و مدیر بود و در سال ۱۹۱۱ نظریه مدیریت علمی خود را مطرح کرد که همچنان از این نظریه در سطوح مختلف سازمانی و مدیریتی استفاده می شود.

همچنین رابرت یرکز که پیشگام کاربرد آزمون‌های روان‌شناختی در ارتش بود، التون مایو که توانست توجه سازمان و صنایع را به بعد انسانی نیروی کار و نیازهای اجتماعی آن جلب کند، کرت لوین و مطالعاتش روی انگیزش کارکنان و فرانک گیلبرت و همسر او لیلین گیلبرت که در منابعی آن ها را اولین نفرات دریافت‌کننده درجه دکتری در این رشته می­دانند، همه از بزرگان و پیشگامان این رشته بودند.

از چهره های برجسته این علم در کشور خودمان باید به نام دکتر حسین شکرکن اشاره کرد که به حق به عنوان پدر این رشته در ایران شناخته می شوند. ایشان درجه دکتری در روانشناسی صنعتی و سازمانی را از دانشگاه برکلی انگلستان دریافت کردند و بعد از آن به کشور برگشته و در سال ۱۳۵۲ این رشته را برای اولین بار در دانشگاه شهید چمران اهواز (محل تولد خود) تاسیس نمودند. ایشان همچنین در سال ۱۳۹۵ انجمن روانشناسی صنعتی و سازمانی کشور را تاسیس و تا امروز سمت دبیری آن را بر عهده دارند.

ارگونومی[ویرایش]

هنگامی که درباره‌ی روانشناسی صنعتی صحبت می‌کنیم یکی از موضوعاتی که به ذهن خطور می‌کند، حوزه‌ای است با نام ارگونومی یا فرآیند طراحی ابزار و رویه‌های کاری به طوری که هر چه بهتر با توانایی‌ها و محدویدت‌های انسان هماهنگ باشد. از متخصصان این حوزه انتظار می‌رود محیط و ابزار مورد نیاز برای کار را طوری طراحی کنند که ایمن و دارای بیشترین بهره‌وری باشند. برای مثال یک روانشناس صنعتی ممکن است در طراحی یک وسیله‌ی کامپیوتری یا یک خط مونتاژ کمک کند و آن را متناسب با توانایی‌های فیزیکی کارگران بسازد.

پانویس[ویرایش]

  1. ادوارد دی اسمیت. سوزان نولن. باربارا ل فردریکسون. جفری ل لافتوس. داریل ج بم. استیفن مارن، زمینهٔ روان‌شناسی اتکینسون و هیلگارد، ارجمند، ص. ۳۱
  2. «SIOP». SIOP (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۱۰-۲۱.