مجتهد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از مجتهدان)
پرش به: ناوبری، جستجو

«مجتهد» برگرفته از «اجتهاد» است. اجتهاد در واژه به معنای تلاش و کوشش است،[۱] اما مقصود از آن در اصطلاح اسلامی، بذل جهد و کوشش برای دریافتن احکام شرعی فرعی از منابع فقه اسلامی است. منابع فقه اسلامی عبارتند از:قرآن، سنت، عقل و اجماع.
البته جمعی از فقهای شیعه اجماع را از این مجموعه استثناء کرده و منابع فقه شیعه را تنها شامل قرآن، سنت و عقل می‌دانند. عمده این افراد اخباری‌های شیعه هستند که بزرگانی مانند شیخ حر عاملی از این دسته‌اند. البته جمعی از فقهای اصولی مانند محمدابراهیم جناتی و علی ریاحی نبی نیز اجماع را به کل حجت نمی‌دانند.

شرایط اجتهاد[ویرایش]

مجتهد به کسی گفته می‌شود که در پرتو تحصیلات عالیه خود در علوم فقه، اصول فقه، قواعد فقهیه، علم رجال، درایه، منطق، ادبیات، حدیث‌شناسی و تفسیر قرآن، بتواند احکام شرعی فرعی را از منابع آن که بیان شد، استخراج و استنباط نماید. همچنین سید محمد جواد غروی معتقد است که مجتهد باید در احکام إلهی به علم یقینی برسد، زیرا احکامی را که خداوند مقرر فرموده همه تعلیلی است و بنا بر حکمتی آنها را معین کرده‌است که متضمن مصالح خلق می‌باشد.[۲] برای مجتهد شدن، شخص باید دوره‌های تحصیلی خاصی را در زمینه علوم یادشده طی کند. این دوره‌ها به سه بخش بدین شرح تقسیم می‌شوند: الف- دوره مقدمات، ب- دوره سطح عالی، ج- دوره درس خارج.

تاریخچه اجتهاد[ویرایش]

کلمه اجتهاد در طول تاریخ اسلام، دارای معانی مختلف و احیاناً متناقضی بوده‌است.

در زمان صدر اسلام و در عصر ائمه اطهار و اصحاب آنان، اجتهاد به معنای «عمل به رأی شخصی» تلقی می‌شده‌است. به همین دلیل، سخنانی از دانشمندان و فقیهان آن برهه از زمان در مذمت اجتهاد رسیده‌است. مثلاً شیخ مفید (متوفای سال ۴۱۳ هجری) کتابی تحت عنوان «النقض علی ابن الجنید فی اجتهاد الرای» به رشته تحریر در آورده‌است و اجتهاد به رأی را رد ننموده‌است. نمونه دیگر این که سید مرتضی (متوفای سال ۴۳۶ هجری) در کتاب خود به نام «الذریعه» می‌گوید: «اجتهاد باطل است و امامیه، عمل به ظن و رأی و اجتهاد را جایز می‌دانند».

اما از قرن هفتم هجری، کلمه اجتهاد و مجتهد، معنای دیگری به خود نگرفته و به معنای «بذل جهد و تلاش در جهت استنباط احکام شرعی از منابع و دلائل فقه اسلامی» به کار برده شد. بدین جهت، محقق حلی (متوفای سال ۶۷۶ هجری) در کتاب خود به نام «المعارج» تحت عنوان «حقیقة الاجتهاد» چنین می‌گوید: «و هو فی عرف الفقهاء بذل الجهد فی استخراج الأحکام الشرعیّة، و بهذا الاعتبار یکون استخراج الأحکام من أدلّة الشرع اجتهاداً. یعنی :» اجتهاد در عرف فقها، بذل جهد و کوشش در امر استخراج احکام شرعیه‌است، و به این اعتبار، استخراج احکام از دلائل شرعی آن، اجتهاد می‌باشد".

مجتهد متجزّی[ویرایش]

به کسی که توانایی استخراج پاره‌ای از احکام فقهی را پیدا نکند مجتهد متجزی می‌گویند. بعضی فقها مانند علامه حلی و شهید اول و شهید دوم به آن قائل هستند بعضی دیگر آن را منع کرده و می‌گویند مجتهد کسی است که توانایی بر استخراج جمیع احکام داشته باشد.[۳]

اقسام تجزی در اجتهاد[ویرایش]

  1. تجزی بر اساس از ابواب فقه: مانند کسی که تنها مجتهد در قضاوت است و در احکام عبادات و معاملات مجتهد نیست یا بر عکس.
  2. تجزی بر اساس مراتب: مانند کسی که احکام ساده و معمول در فقه را می تواند استنباط کند، اما در استنباط احکام پیچیده ناتوان است.[۴]

مجتهد جامع‌الشرایط[ویرایش]

این واژه در اصطلاح متشرعین، به معنای مجتهدی است که واجد شرایط خاص باشد. اکثر مراجع فعلی شرایط زیر را لازم می‌دانند:

  • اجتهاد مطلق
  • عاقل
  • بالغ
  • عادل
  • شیعه دوازده امامی
  • حلال‌زاده
  • زنده
  • مرد
  • اعلم
  • تقوا و پرهیزکاری
  • آگاهی از زمان و مسائل و مشکلات جامعه

البته این موارد محل اختلاف است و فقهای بسیاری هستند که بسیاری از این موارد را قبول ندارند.

مجتهد اعلم[ویرایش]

مجتهد اعلم به کسی گفته می‌شود که در زمینه علوم مورد نیاز برای کسب اجتهاد که به آن‌ها اشاره شد، از دیگر مجتهدان معاصر خود، دانشمند تر و آگاه تر باشد. معمولاً این اصطلاح، برای شناخت و تشخیص مرجع تقلید، مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این‌جا نیز بعضی از فقهای شیعه اعلمیت را قبول ندارند. محمد صادقی تهرانی، محمدابراهیم جناتی از جمله این افراد هستند.

اجتهاد در اهل سنت[ویرایش]

اکنون اجتهاد مطلق در اهل سنت وجود ندارد و فقط اجتهاد در مذهب وجود دارد البته تا سال 655 ه.ق اجتهاد مطلق در بین فقیهان اهل سنت رواج داشت ولب به علت سیاسی بعدها دیگر مذاهب نادیده گرفته شدند [۵]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. شب خیز، محمد رضا، اصول فقه دانشگاهی، نشر لقاء، قم - ایران، اول، 1392 ه‍ ش.
  2. شرح رساله علامه غروی بر رساله توضیح المسائل آیت‌الله بروجردی، نشر نگارش، ۱۳۸۲ و حجیت ظن فقیه و کاربرد آن در فقه، نشر اقبال، ۱۳۸۷
  3. مبادی فقه و اصول، علیرضا فیض، دانشگاه تهران (۱۳۷۳)، ص۱۸۹ و ۱۹۰.
  4. «اجتهاد و تقلید - جلسه ۲۱». سایت رسمی علامه شیخ علی ریاحی نبی، مؤسسه حکمت اسلامی احتجاج. 
  5. مقریزی، تقی الدین، خطط مقریزی (المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الآثار)، ج2، ص 333 و 334. 

منابع[ویرایش]

  • شب خیز، محمد رضا، اصول فقه دانشگاهی، نشر لقاء، قم - ایران، اول، ۱۳۹۲ ه‍ ش.
  • کتاب «دروس اصول الفقه»، نگارش سید رضا حسینی نسب

پیوند به بیرون[ویرایش]