خ
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شكل حرف | ||||
|---|---|---|---|---|
| جدا | آغازی | میانی | پایانی | |
| خ | خ | خ | خ | |
خ حرف نهم در الفبای فارسی و حرف هفتم در الفبای عربی است.
[ویرایش] زبانشناسی
واج «خ» از دیدگاه آواشناسی، همخوانی است سایشی، ملازی، بیواک و سخت. اندامهای تولیدکنندهٔ آن انتهاییترین بخش عقب زبان و بخش پایانی نرمکاماند. برای تولید این واج، عقب زبان که روبهروی زبان کوچک قرار دارد بالا میرود و بدین ترتیب، گذرگاه تنگی برای گذر هوا پدید میآیدو جریان هوا با فشار از این گذرگاه میگذرد و سایش ایجاد میکند.[۱]
واج «خ» فارسی بازماندهٔ آواهای q و gh هندواروپایی و g آریایی باستان است.[۲]
جایگاه تولید «خ» در فارسی و عربی متفاوت است. در الفبای ترکی امروزی حرف h را برابر واجهای «خ، ح و ه» بهکار میبرند.[۳]
| این یک نوشتار خُرد پیرامون زبان و زبانشناسی است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
[ویرایش] منابع
| الفبای عربی | |||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| الألِف | الباء | التاء | الثاء | الجيم | الحاء | الخاء | الدال | الذال | الراء | الزاي | السين | الشين | الصاد | الضاد | الطاء | الظاء | العين | الغين | الفاء | القاف | الكاف | اللام | الميم | النُّون | الهاء | الواو | الياء |
| سایر شکلهای حروف جيم، حاء و خاء در عربی | |||||||||||||||||||||||||||
| ځ | ڃ | ڄ | څ | چ | ڇ | ڿ | ݘ | ||||||||||||||||||||