لهجه کابلی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
لهجه کابلی یکی از لهجههای زبان فارسی است که کابلیها بدان سخن میرانند.این لهجه با تفاوتهای ناچیزی در ولایتهای اطراف کابل نیز مرسوم است.
فهرست مندرجات |
[ویرایش] تبدیل پیش نهادهٔ در به دِ
یکی از مهمترین ویژگیهای لهجه کابلی استفاده از واژهٔ دِ () بجای در است بطور مثال:
فارسی معیار: آن مرد در نانوایی کار میکند.
لهجه کابلی: آن مرد دِ نانوایی کار میکند.
[ویرایش] تلفظ آوای ق
در لهجه کابلی و بسیاری لهجههای دیگر شرق افغانستان بر خلاف سایر لهجههای غربی زبان فارسی (لهجه هراتی و لهجههای فارسی در ایران) که ق را نیز همانند غ تلفظ میکنند، ق به همان صورت عربی اش تلفظ میشود.
[ویرایش] آمیزش تلفظ الف و ه
اغلب گویشوران کابلی و بیشتر گویشوران شرقی زبان فارسی در اغلب اوقات الف و ه اول کلمات را جابجا تلفظ میکنند. بطور مثال بسیاری از گویندگان تلویزیونی گزارش آب و هوا را بصورت (hâb va avâ) تلفظ میکنند.
اگر چه این را نمیتوان کاملا بخشی از لهجه کابلی دانست. اما از آنجا که در اغلب افراد مرسوم است باید ذکر کرد.
[ویرایش] ساختار فعلی متفاوت
در برخی موارد لهجه کابلی دارای ساختار فعلی متفاوتی با فارسی معیار است.بطور مثال:
فارسی معیار:نمی توانم بروم
لهجه کابلی:رفته نمیتوانم
در برخی موارد هم ساختارهایی استفاده میشود که اگرچه درست است اما در فارسی معیار از آن استفاده نمیشود.
فارسی معیار:به او نگاه میکردم.
فارسی معیار:به او میدیدم.
[ویرایش] واژهها
کلمههای زیادی در لهجه کابلی وجود دارد که معمولاً در فارسی معیار مرسوم نیست:مثال
بوره= شکر
- نسبتهای خانوادگی
[ویرایش] راهنمای آوا نویسی
در این نوشتار از نمادهای زیر برای آوانویسی استفاده شدهاست
â = تلفظ حرف آ در واژهٔ آبادان
a = تلفظ حرف ا در واژه احمد
ٍe = تلفظ حرف ا در واژه ابراهیم
C = چ
i = تلفظ حروف ای در واژه ایران
š = ش
Q = غ یا ق
O = تلفظ حرف ا در واژهٔ امید
U = تلفظ حرف و در واژهٔ کوچه
X = خ
Ž = ژ
[ویرایش] منابع
[ویرایش] جستارهای وابسته
| گویش ایرانی |
|---|
| تهرانی · اصفهانی · شیرازی · فارسی کرمانشاهی · قمی · قزوینی · زابلی (سیستانی) · لارستانی · یزدی · کرمانی · خوزستانی · خراسانی · بوشهری · بروجردی · جهودی |
| گویش دری |
| کابلی · هراتی · پنجشیری · هزارگی · فارسی بلخی · آیماق · دهواری |
| گویش تاجیکی |
| خجندی · کولابی · دروازی · بخارایی |

