پلیس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
یک افسر پلیس آلمانی در هامبورگ.

پلیس[۱] یا پولیس کسی است که مأمور اجرای قانون است. ریشه این کلمه از کلمه یونانی πόλις به معنی شهر گرفته شده‌است.[۲]

هر نیروی داوطلب پلیس علاوه بر تمرینات فیزیکی و آمادگی جسمانی دشوار در زمینه‌هایی مانند رانندگی، علم کامپیوتر، مهارت‌های تکنیکی و تاکتیکی، اسلحه‌شناسی، مردم‌شناسی، حقوق مدنی، جرم‌شناسی و مبارزه باتبعیض نژادی آموزش دریافت خواهدکرد.

تاریخچهٔ پلیس در ایران[ویرایش]

پلیس ایران

ایران در بیش از دو هزار سال قبل و در دوران سلسله هخامنشیان اولین بنیانگذار سیستم حکومتی گسترده امپراتوری می‌باشد. از آنجا که هر حکومتی نیازمند به نظم و امنیت می‌باشد در نتیجه کشور ایران انواع سیستمهای ایجاد نظم و امنیت را در طی تاریخ مورد آزمایش قرار داده‌است.[۳]

اما پلیس نوین در ایران حدود ۱۴۰ سال پیش توسط ناصرالدین شاه که در سفر خود به اروپا کرده بود آموخت و با استخدام کردن یک مستشار بلژیکی این سیستم نوین پاسبانی را پایه‌گذاری کرد.[۳]

پلیس ایران به دو قسمت ژاندارمری و شهربانی تقسیم می‌شد.[۳]

در افغانستان پلیس‌ها (پولیس‌ها) به چند دسته پلیس یونیفرم‌دار، پلیس بزرگراه، یگان ویژه، پلیس نظامی و پلیس مخفی تقسیم می‌شوند.

نام پلیس در زمان‌های مختلف تاریخ[ویرایش]

  • دوره اسلامی: محتسب، شرطه، شحنه، معاون، متوالیالشرطه، صاحب‌الجسر، امرالجسر (امرالجسرین)، درابون، عامله الشرطه، والی الحرب، عسس، عسش‌باشی، حاکم، حافظ، صاحب‌المدینه، صاحب‌اللیل، طواف‌اللیل، احداث
  • دوره صفوی: دیوان بیگی داروغه، میرشب گزمه، شبگرد، پاکار، کشیکچیان دربندها، محتسب‌الممالک، کلانتر، اداره‌احداث
  • دوره افشاریه: داروغه، کدخدا، سرهنگ، خلیفه، نواب، پاسبان
  • دوره زندیه: داروغه، کلانتر، محتسب، نقیب، میرشب، گزمه
  • دوره قاجار: نسقچی، فراشباشی، ده‌باشی، پنجاه‌باشی، یوزباشی، میرغضب (ماموراعدام)، گزمه، میرشب شبگرد، داروغه، کلانتر
  • دوره پهلوی: پاسبان، ژاندارم، پلیس، آژان
  • دوره جمهوری اسلامی ایران:کمیته انقلاب اسلامی، نیروی‌انتظامی (ناجا)، پلیس

واژه پاس‌وَر[ویرایش]

پس از آنکه در ابتدای انقلاب ایران واژه‌ای برای جایگزینی «پلیس» پیدا نشد، در سال ۱۳۸۸ واژه پارسی «پاس‌ور» از سوی نیروی انتظامی ایران جایگزین واژه «پلیس» شد.[۴] واژه «پاس ور» در لغت‌نامه دهخدا به معنای پلیس است. بر همین اساس این واژه مرکب از «پاس» به معنای نگهبانی و «ور» از ریشه ورزیدن است.[۴]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. فرهنگ معین تک جلدی مدخل پلیس صفحه ۲۵۹ انتشارات سرایش964-92035-6-7
  2. “police”. Etymology Dictionary. Retrieved 2018-08-21. 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ «Iran Police»(فارسی)‎. پرتال پلیس ایران. بازبینی‌شده در ۲۶ آوریل ۲۰۰۹. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ «پلیس ایران، "پاس ور" شد». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۱ اسفند ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در ۱۸ اسفند ۱۳۹۳. 

پیوند به بیرون[ویرایش]