ژاندارمری ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نشان ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران (۱۳۵۷-۱۳۷۰)
نشان ژاندارمری شاهنشاهی ایران

ژاندارمری یکی از نهادهای انتظامی و نظامی ایران بود که از دوره قاجار تا جمهوری اسلامی فعالیت داشت. ژاندارمری سوئدی و نیز ژاندارمری دولتی ایران و به اختصار ژاندارمری نام یک نیروی نظامی از نوع ژاندارمری بود که در سال ۱۲۹۰ در ایران تشکیل شد. این نیرو به درخواست دولت ایران از دولت سوئد به دست سوئدی‌ها به وجود آمد. ژاندارمری مسؤل امنیت راه‌ها و اماکن بیرون شهری بود. این نیرو به تصویب مجلس شورای اسلامی و تایید آیت الله سیدعلی خامنه‌ای در ابتدای دهه هفتاد با شهربانی و کمیته‌های انقلاب ادغام و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی جایگزین آن شد.

ژاندارمری خزانه و ژاندارمری دولتی ایران[ویرایش]

مورگان شوستر آمریکایی که پس از استبداد صغیر جهت سر و سامان دادن به خزانه و امور مالی به استخدام دولت ایران درآمده بود، برای وصول مطالبات دولت از ملاکین و اعیان مبادرت به تشکیل یک سازمان نظامی اجرائی به نام ژاندارمری خزانه نمود. پس از قضیه اولتیماتوم روسیه و اخراج شوستر، ژاندارمری خزانه هم منحل شد. همزمان وزیر داخله وقت ایران، قوام السلطنه با هدف برقراری امنیت در جاده های ایران متوجه کشور سوئد گردید و هیأتی از افسران سوئدی را به استخدام درآورد تا یک ژاندارمری دولتی تشکیل دهد[۱]. در سال ۱۲۹۰ شمسی [۲] سه افسر سوئدی به ریاست کلنل یالمارسن[۳] به ایران آمدند و به تأسیس ژاندارمری همت گماشتند. زیربنای ژاندارمری دولتی همان ژاندارمری خزانه بود بانضمام عده ای از افسران قزاقخانه که به ژاندارمری انتقال یافتند [۱].

سازمان ژاندارمری پیش از جنگ جهانی اول[ویرایش]

مقارن با زمستان سال ۱۲۹۱ ژاندارمری دولتی ایران ۲۱ افسر سوئدی و ۳۰۰۰ افسر، درجه‌دار و نیروی ایرانی در اختیار داشت[۲]. ظرف مدت یکسال تعداد افسرانی سوئدی به ۳۶ عدد رسید و نیروهای ایرانی نیز دو برابر شدند[۲]. حمایت مالی و سیاسی دولت انگلستان نقش زیادی در توسعه و پیشرفت ژاندارمری به خصوص در مناطق جنوبی کشور داشت[۲]. مع‌الوصف ژاندارمری تا قبل از انقلاب اکتبر نتوانست در مناطق تحت نفوذ روسیه (رشت، مشهد و تبریز) حضور چندانی داشته باشد[۲]. افسران ایرانی ژاندارمری دولتی غیر از افسران ژاندارمری خزانه از بعضی افسران قزاقخانه، افسران ایرانی تحصیلکرده در مدارس نظامی اروپا و عثمانی و فارغ‌التحصیلان مدرسه افسری ژاندارمری تأمین می‌شدند[۲]. افسران ژاندارمری معمولاً منتسب به طبقات بالای جامعه بودند، اغلب به زبانهای خارجی (علی‌الخصوص فرانسه) تسلط داشتند و از مقبولیت خوبی در جامعه برخوردار بودند[۲].

جنگ جهانی اول[ویرایش]

با شروع جنگ بین‌الملل اول دولت ایران بی‌طرفی خود را اعلام کرد. تعداد زیادی از افسران سوئدی به ارتش سوئد فراخوانده شدند، مناصب خالی شده توسط افسران جایگزین ایرانی پر شد و این باعث تقویت جایگاه ایرانیان در ژاندارمری گردید. از سوی دیگر با قطع کمکهای دولت انگلستان، ژاندارمری برای جلب حمایت مالی به دیگر قدرت‌ها همچون آلمان متوسل شد. دیری بود که ملی‌گرایان ایرانی به دنبال قدرت ثالثی بودند که بتوانند آنرا برای حفظ توازن قوا در برابر روسیه و انگلستان علم کنند. با شروع جنگ جهانی، این امید قوت گرفت که آلمان شاید بتواند این نقش را بازی کند. ژاندارمری به عنوان تجلی نظامی ملی‌گرایی ایرانی نیز در این راستا با میلیون و دمکرات ها همراه بود[۲]. مقارن سال ۱۲۹۴ پس از نزدیک شدن قوای روس به تهران (برای تحت فشار قرار دادن دولت ایران) عده‌ای از مقامات دمکرات و ملی (مهاجرین) به قم رفته و دولت موقت را آنجا تشکیل دادند. افسران ژاندارمری هسته اصلی کمیته دفاع ملی در قم را تشکیل می‌دادند. پس از تشکیل دولت موقت ملی در کرمانشاه، ژاندارمری ستون فقرات قوای نظامی آن شد[۲]. قوای روسیه بالاخره تا سال ۱۲۹۵ توانست کرمانشاه را گرفته و حکومت دفاع ملی را از بین ببرند. شیراز، تنها منطقه ای که هنوز در تصرف قوای ژاندارم ملی بود، نیز در ۱۲۹۵ به دست ابراهیم‌خان قوام الملک شیرازی رئیس ایلات خمسه سقوط کرد[۲]. به این ترتیب برخی از اعضای ژاندارمری به عثمانی و برخی دیگر همچون محمدتقی خان پسیان و حبیب الله خان شیبانی به آلمان و اتریش پناهنده شدند[۲]. ژاندارمری اما کاملاً از بین نرفت، حتی در اوج درگیری‌ها عده از قوای ژاندارم، عمدتاً در تهران، به شاه وفادار ماندند. در سال ۱۲۹۷ که میرزا حسن‌خان وثوق‌الدوله به صدارت رسید، سعی کرد قوای ژاندارمری را از نو احیاء کند[۲].

سازمان ژاندارمری مقارن با سال ۱۲۹۹ خورشیدی[ویرایش]

در پایان سال ۱۲۹۹ مجموع نفرات و افسران ژاندارمری در حدود یازده هزار نفر بود: افسر سوئدی سه نفر، افسر ایرانی ۳۱۹ نفر، پزشک ۳۱ نفر، مباشر ۲۴ نفر، افسریار (آسپیران) ۳۳۹ نفر، درجه دار ۱۱۲۴ نفر، سرجوخه ۴۶۱ نفر، ژاندارم، شیپورچی، پرستار، مهتر و نعلبند ۸۷۶۲ نفر، غیرنظامی (برای خدمات ستادی و مالی) ۳۸۰ نفر [۱]. در ضمن ۳۰۹۳ رأس دواب اعم از اسب، قاطر و الاغ در تملک ژاندارمری بودند. حقوق پرداختی به افسران و درجه داران به شرح زیر بود: فرمانده سوئدی (ژنرال گلروپ) ۳۰۰۰ قران، سایر صاحب منصبان سوئدی ۱۵۰۰ قران، نایب سرهنگ ۱۵۰۰ قران، یاور ۱۲۰۰ قران، سلطان اول ۹۰۰ قران، سلطان دوم ۶۵۰ قران، نایب اول ۵۰۰ قران، نایب دوم ۴۰۰ قران، آسپیران اول ۳۲۰ قران، آسپیران دوم ۲۵۰ قران، آسپیران سوم ۲۲۰ قران، وکیل اول ۱۲۰ قران، وکیل دوم ۱۰۰ قران، وکیل سوم ۸۰ قران، سرجوخه ۶۰ قران، تابین اول ۶۰ قران، تابین دوم ۵۰ قران، تابین سوم ۱۵ قران. افسران سوئدی علاوه بر حقوق معینه، کرایه منزل، مستخدم، سوخت و روشنائی و اسب دریافت می داشتند. کلیه نفرات روزانه ۱۶ سیر گندم و یک قران بابت جیره دریافت می داشتند[۴]. واحدهای نظامی ژاندارمری به طریق زیر در تهران و شهرها مستقر بودند: ۱- فوج شماره یک تهران مستقر در یوسف آباد به فرماندهی سرهنگ عزیرالله ضرغامی ۲- فوج شماره دو تهران مستقر در باغشاه به فرماندهی یاور عبدالعلی اعتمادمقدم ۳- فوج خراسان مستقر در مشهد به فرماندهی نایب سرهنگ محمدتقی پسیان ۴- فوج اصفهان مستقر در شهر اصفهان به فرماندهی سرهنگ فضل الله میرسپاسی ۵- فوج آذربایجان مستقر در تبریز به فرماندهی یاور حسن خان ملک زاده هیربد ۶- گردان مستقل قم به فرماندهی یاور درگاهی ۷- گردان مستقل اراک و ملایر به فرماندهی یاور مهدیقلی تاجبخش ۸- گردان مستقل سمنان به فرماندهی یاور فتحعلی توپچی (ثقفی) ۹- گردان مستقل مازندارن به فرماندهی یاور فرج‌الله آق‌اولی ۱۰- گردان مستقل استرآباد به فرماندهی یاور حبیب الله خان ۱۱- گردان مستقل کردستان به فرماندهی یاور اکبرمیرزا قهرمانی ۱۲- گردان مستقل کرمانشاه به فرماندهی یاور عبدالله خان شرابی ۱۳- گردان مستقل گیلان به فرماندهی نایب سرهنگ فضلعلی خان [۵] قسمت عمده قوای ژاندارمری تفنگهای انگلیسی داشتند، تعدادی نیز تفنگ و موزر آلمانی وجود داشت. در مجموع ۹ توپ و ۱۵ مسلسل در اختیار ژاندارمری بود [۶].

ژاندارمری پس از تشکیل قشون متحدالشکل[ویرایش]

یکی از ۱۲ فروند سسنا ۱۷۵ تحویل شده به ژاندارمری پادشاهی ایران در حال بلندشدن از باند فرودگاه قلعه‌مرغی

پس از کودتای ۱۲۹۹، سردار سپه (وزیر جنگ) که فرماندهی دیویزیون قزاق را نیز عهده دار بود در صدد تشکیل قشون متحدالشکل برآمد و بالاخره قوام السلطنه، صدراعظم، را راضی کرد. در نهایت در روز ۱۴ جدی ۱۳۰۰ فرمان تشکیل قشون متحدالشکل صادر شد که از ادغام دو نیروی قزاق و ژاندارمری دولتی بوجود آمد. متعاقباً به موجب حکم قشونی ۲۲ بهمن ۱۳۰۰ اداره امنیه کل مملکتی در تحت اوامر وزارت جنگ و به ریاست علی آقاخان سردار رفعت تشکیل شد[۷]. این اداره جدیدالتأسیس در ساختمان شمس‌العماره که محل سابق ژاندارمری بود مستقر شد و افراد آن در سربازخانه محمدیه استقرار یافتند. اداره مرکزی شامل سه اداره بود: اداره کابینه، اداره محاسبات، اداره مباشرت و از نظر انتظامی نیز پنج ناحیه در نظر گرفته شد: ۱- امنیه مرکز ۲- امینه شرق ۳- امنیه غرب ۴- امنیه جنوب ۵- امنیه شمال غرب
در اواخر سال ۱۳۰۳ وزیر جنگ، امیرلشکر امیراحمدی را به ریاست اداره امنیه برگزید[۸]. تحت نظر امراحمدی، سازمان جدید امنیه به شش ناحیه تقسیم گردید:
۱- ناحیه مرکز تحت ریاست نایب سرهنگ علی اکبر احمدی
۲- ناحیه شمال غرب به مرکزیت تبریز تحت ریاست آقای سرهنگ رضاخان نوری
۳- ناحیه غرب به مرکزیت همدان تحت ریاست نایب سرهنگ اکبرمیرزا قهرمانی
۴- نایحه جنوب به مرکزیت شیراز تحت ریاست نایب سرهنگ سیدابوتراب شفیعی
۵- ناحیه جنوب شرقی به مرکزیت کرمان تحت ریاست نایب سرهنگ ملک زاده
۶- ناحیه شرق تحت ریاست سرهنگ عبدالعلی اعتمادمقدم [۹]
امنیه علاوه بر محافظت خطوط ارتباطی کشور با وزارتخانه های عدلیه و مالیه، جهت وصول مالیتهای جاریه و معوقه، نیز همکاری نزدیک داشت. اداره امنیه در روستاها به عنوان ضابط عدلیه پرونده های مقدماتی شاکیان یا جرایم جنحه را با جمع آوری ادله برای رسیدگی نهائی به محاکم ذی‌ربط ارجاع می نمود. در این دوره برای اداره امنیه، دولت پارک امین الملک واقع در خیابان مولوی روبروی مدرسه و مسجد مشیرالسلطنه را خریداری و پس از انجام تعمیرات و ایجاد بناهای جدید مورد استفاده قرار داد [۱۰]. در سال ۱۳۰۸ سرتیپ فضل‌الله زاهدی رئیس اداره امنیه مملکتی شد. چون زاهدی در دفع شورش عشایر فارس ناکام ماند، خلع درجه شد و سرتیپ مرتضی خان یزدان‌پناه با حفظ سمت ریاست تفتیش قشون اداره امنیه را سرپرستی می نمود. در ۱۳۰۹ سرتیپ عزیزالله ضرغامی به ریاست کل امنیه منصوب شد. پس از وی به ترتیب سرهنگ غلامعلی زند و سرتیپ عبدالمجید فیروز رئیس امنیه شدند. در ۱۳۱۶ کفالت اداره امنیه به سرهنگ محمود خسروپناه محول شد. در ۱۳۱۸ اداره امنیه منحل و واحدهای آن در لشکرها ادغام شدند [۱۱].

فرماندهان[ویرایش]

دوران قاجار

دوران رضاشاه

دوران محمدرضاشاه

پس از انقلاب

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ عاقلی، ص ۹۸
  2. ۲٫۰۰ ۲٫۰۱ ۲٫۰۲ ۲٫۰۳ ۲٫۰۴ ۲٫۰۵ ۲٫۰۶ ۲٫۰۷ ۲٫۰۸ ۲٫۰۹ ۲٫۱۰ ۲٫۱۱ ایرانیکا، مدخل ژاندارمری
  3. Hjalmar O. Hjalmarson
  4. همانجا، ص ۹۹
  5. همانجا، ص ۱۰۰
  6. همانجا، ص ۱۰۱
  7. همانجا، ص ۱۳۵
  8. همانجا، ص ۱۳۶
  9. همانجا، ص ۱۳۶، ۱۳۷
  10. همانجا، ص ۱۳۸
  11. همانجا، ص ۱۴۰

منابع[ویرایش]

  • غنی، سیروس، رضا شاه، انتشارات نیلوفر، چاپ یکم
  • دکتر باقر عاقلی. رضاشاه و قشون متحدالشکل. تهران: نشر نامک، ۱۳۸۶. ISBN 964-6895-05-0. 
  • دائرةالمعارف ایرانیکا (Encyclopaedia Iranica)، مدخل ژاندارمری، بازبینی ۹ بهمن ۱۳۸۹
  • امین‌آبادی، سید روح‌الله. «۳۳ سال پیش در چنین روزی (۲۶ اسفند)». خبرگزاری فارس، ۲۶ اسفند ۱۳۹۱. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۲۰ مارس ۲۰۱۳. بازبینی‌شده در ۱۴ فروردین ۱۳۹۳. 
  • «ژاندارمری». پایگاه اطلاع‌رسانی انقلاب اسلامی، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۱۴ فروردین ۱۳۹۳. بازبینی‌شده در ۱۴ فروردین ۱۳۹۳.