پرش به محتوا

ژاندارمری ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ژاندارمری کشور شاهنشاهی ایران یا ژاندارمری کل کشور یکی از نهادهای انتظامی و نظامی ایران بود و بخشی از نیروهای مسلح شاهنشاهی ایران بود که از دوره قاجار تا انقلاب ۱۳۵۷ فعالیت داشت. ژاندارمری سوئدی و نیز ژاندارمری دولتی ایران و به اختصار ژاندارمری نام یک نیروی نظامی از نوع ژاندارمری بود که در سال ۱۲۸۸ (۱۹۱۰ میلادی) در ایران تشکیل شد. این سازمان نظامی به درخواست دولت ایران از دولت سوئد به دست سوئدی‌ها به وجود آمد. ژاندارمری در دروان پهلوی دوم توسعه یافت. ژاندارمری مسئول امنیت راه‌ها و اماکن بیرون شهری بود. پس از انقلاب ۱۳۵۷ ژاندارمری جمهوری اسلامی جایگزین شد و تا سال ۱۳۷۰ به فعالیت خود ادامه داد.

ژاندارمری کشور شاهنشاهی ایران
نشان ژاندارمری شاهنشاهی ایران
بنیان‌گذاری۱۲۸۸
برچیدگی۲۲ بهمن ۱۳۵۷
کشورایران ایران
وفاداریکشور شاهنشاهی ایران
گونهپلیس
نقشمرزبانی
اندازه۷۰٬۰۰۰ (۱۹۷۸-۱۹۷۹)[۱]
بخشی ازنیروهای مسلح شاهنشاهی ایران
مرکز فرماندهیایران تهران ، ایران
پشتیبانوزارت جنگ
وزارت کشور
شعار(ها)خدا، شاه، میهن[۲]
رنگ لباس
سالگردها۲۷ بهمن
فرماندهان
فرمانده کل قوامحمدرضا پهلوی
فرماندهسپهبد احمدعلی محققی
رئیس ستاد ژاندارمریسپهبد بیوک امینی افشار
سازمان ناظروزارت کشور
وزیر کشورارتشبد عباس قره باغی
پایگاه های ژاندارمری در ۱۳۳۰

عبارت ژاندارمری دولتی ایران نام این نهاد در دوران قاجاریه بوده است. در زمان رضاشاه نام آن به ادارهٔ کل امنیهٔ مملکتی تغییر یافت. در نخستین سال های سلطنت محمدرضاشاه نام به نگهبانی کل کشور و سپس به ژاندارمری کل کشور یا ژاندارمری کشور شاهنشاهی ایران( ژ.ک.ش) تغییر نام داد.

ژاندارمری خزانه و ژاندارمری دولتی ایران

[ویرایش]

مورگان شوستر آمریکایی که پس از استبداد صغیر جهت سر و سامان دادن به خزانه و امور مالی به استخدام دولت ایران درآمده بود، برای وصول مطالبات دولت از ملاکین و اعیان مبادرت به تشکیل یک سازمان نظامی اجرائی به نام ژاندارمری خزانه نمود.

پس از قضیه اولتیماتوم روسیه و اخراج شوستر، ژاندارمری خزانه هم منحل شد. همزمان وزیر داخله وقت ایران، قوام السلطنه با هدف برقراری امنیت در جاده‌های ایران متوجه کشور سوئد گردید و هیأتی از افسران سوئدی را به استخدام درآورد تا یک ژاندارمری دولتی تشکیل دهد.[۳] در سال ۱۲۹۰ شمسی[۴] سه افسر سوئدی به ریاست کاپیتان هارالد یالمارسن[۵][۶]به ایران آمدند و به تأسیس ژاندارمری همت گماشتند.

زیربنای ژاندارمری دولتی همان ژاندارمری خزانه بود بانضمام عده ای از افسران قزاقخانه که به ژاندارمری انتقال یافتند.[۳]

سازمان ژاندارمری پیش از جنگ جهانی اول

[ویرایش]

مقارن با زمستان سال ۱۲۹۱ ژاندارمری دولتی ایران ۲۱ افسر سوئدی و ۳۰۰۰ افسر، درجه‌دار و نیروی ایرانی در اختیار داشت.[۴] ظرف مدت یکسال تعداد افسرانی سوئدی به ۳۶ نفر رسید و نیروهای ایرانی نیز دو برابر شدند.[۴]

حمایت مالی و سیاسی دولت انگلستان نقش زیادی در توسعه و پیشرفت ژاندارمری به خصوص در مناطق جنوبی کشور داشت.[۴] مع‌الوصف ژاندارمری تا قبل از انقلاب اکتبر نتوانست در مناطق تحت نفوذ روسیه (رشت، مشهد و تبریز) حضور چندانی داشته باشد.[۴]

افسران ایرانی ژاندارمری دولتی غیر از افسران ژاندارمری خزانه از بعضی افسران قزاقخانه، افسران ایرانی تحصیلکرده در مدارس نظامی اروپا و عثمانی و فارغ‌التحصیلان مدرسه افسری ژاندارمری تأمین می‌شدند.[۴] افسران ژاندارمری معمولاً منتسب به طبقات بالای جامعه بودند، اغلب به زبان‌های خارجی (علی‌الخصوص فرانسه) تسلط داشتند و از مقبولیت خوبی در جامعه برخوردار بودند.[۴]

جنگ جهانی اول

[ویرایش]

با شروع جنگ جهانی اول دولت ایران بی‌طرفی خود را اعلام کرد. تعداد زیادی از افسران سوئدی به ارتش سوئد فراخوانده شدند، مناصب خالی شده توسط افسران جایگزین ایرانی پر شد و این باعث تقویت جایگاه ایرانیان در ژاندارمری گردید.

از سوی دیگر با قطع کمک‌های دولت انگلستان، ژاندارمری برای جلب حمایت مالی به دیگر قدرت‌ها همچون آلمان متوسل شد. دیری بود که ملی‌گرایان ایرانی به دنبال قدرت ثالثی بودند که بتوانند آن را برای حفظ توازن قوا در برابر روسیه و انگلستان علم کنند. با شروع جنگ جهانی، این امید قوت گرفت که آلمان شاید بتواند این نقش را بازی کند.

ژاندارمری به عنوان تجلی نظامی ملی‌گرایی ایرانی نیز در این راستا با ملییون و دمکرات‌ها همراه بود.[۴] مقارن سال ۱۲۹۴ پس از نزدیک شدن قوای روس به تهران (برای تحت فشار قرار دادن دولت ایران) عده‌ای از مقامات دمکرات و ملی (مهاجرین) به قم رفته و دولت موقت را آنجا تشکیل دادند. افسران ژاندارمری هسته اصلی کمیته دفاع ملی در قم را تشکیل می‌دادند.

پس از تشکیل دولت موقت ملی در کرمانشاه، ژاندارمری ستون فقرات قوای نظامی آن شد.[۴] قوای روسیه بالاخره تا سال ۱۲۹۵ توانست کرمانشاه را گرفته و حکومت دفاع ملی را از بین ببرند.

شیراز، تنها منطقه ای که هنوز در تصرف قوای ژاندارم ملی بود، نیز در ۱۲۹۵ به دست ابراهیم‌خان قوام الملک شیرازی رئیس ایلات خمسه سقوط کرد.[۴] به این ترتیب برخی از اعضای ژاندارمری به عثمانی و برخی دیگر همچون محمدتقی پسیان و حبیب‌الله شیبانی به آلمان و اتریش پناهنده شدند.[۴]

ژاندارمری اما کاملاً از بین نرفت، حتی در اوج درگیری‌ها عده از قوای ژاندارم، عمدتاً در تهران، به شاه وفادار ماندند. در سال ۱۲۹۷ که میرزا حسن‌خان وثوق‌الدوله به صدارت رسید، سعی کرد قوای ژاندارمری را از نو احیاء کند.[۴]

سازمان ژاندارمری مقارن با سال ۱۲۹۹ خورشیدی

[ویرایش]

در پایان سال ۱۲۹۹ مجموع نفرات و افسران ژاندارمری در حدود یازده هزار نفر بود: افسر سوئدی سه نفر، افسر ایرانی ۳۱۹ نفر، پزشک ۳۱ نفر، مباشر ۲۴ نفر، افسریار (آسپیران) ۳۳۹ نفر، درجه‌دار ۱۱۲۴ نفر، سرجوخه ۴۶۱ نفر، ژاندارم، شیپورچی، پرستار، مهتر و نعلبند ۸۷۶۲ نفر، غیرنظامی (برای خدمات ستادی و مالی) ۳۸۰ نفر.[۳] در ضمن ۳۰۹۳ رأس دواب اعم از اسب، قاطر و الاغ در تملک ژاندارمری بودند. حقوق پرداختی به افسران و درجه داران به شرح زیر بود: فرمانده سوئدی (ژنرال گلروپ) ۳۰۰۰ قران، سایر صاحب منصبان سوئدی ۱۵۰۰ قران، نایب سرهنگ ۱۵۰۰ قران، یاور ۱۲۰۰ قران، سلطان اول ۹۰۰ قران، سلطان دوم ۶۵۰ قران، نایب اول ۵۰۰ قران، نایب دوم ۴۰۰ قران، آسپیران اول ۳۲۰ قران، آسپیران دوم ۲۵۰ قران، آسپیران سوم ۲۲۰ قران، وکیل اول ۱۲۰ قران، وکیل دوم ۱۰۰ قران، وکیل سوم ۸۰ قران، سرجوخه ۶۰ قران، تابین اول ۶۰ قران، تابین دوم ۵۰ قران، تابین سوم ۱۵ قران. افسران سوئدی علاوه بر حقوق معینه، کرایه منزل، مستخدم، سوخت و روشنائی و اسب دریافت می‌داشتند. کلیه نفرات روزانه ۱۶ سیر گندم و یک قران بابت جیره دریافت می‌داشتند.[۷] واحدهای نظامی ژاندارمری به طریق زیر در تهران و شهرها مستقر بودند:

  1. فوج شماره یک تهران مستقر در یوسف آباد به فرماندهی سرهنگ عزیرالله ضرغامی
  2. فوج شماره دو تهران مستقر در باغشاه به فرماندهی یاور عبدالعلی اعتمادمقدم
  3. فوج خراسان مستقر در مشهد به فرماندهی سرهنگ محمدتقی پسیان
  4. فوج اصفهان مستقر در شهر اصفهان به فرماندهی سرهنگ فضل‌الله میرسپاسی
  5. فوج آذربایجان مستقر در تبریز به فرماندهی یاور حسن خان ملک‌زاده هیربد
  6. گردان مستقل قم به فرماندهی یاور درگاهی
  7. گردان مستقل اراک و ملایر به فرماندهی یاور مهدیقلی تاجبخش
  8. گردان مستقل سمنان به فرماندهی یاور فتحعلی توپچی (ثقفی)
  9. گردان مستقل مازندران به فرماندهی یاور فرج‌الله آق‌اولی
  10. گردان مستقل استرآباد به فرماندهی یاور حبیب‌الله خان
  11. گردان مستقل کردستان به فرماندهی یاور اکبرمیرزا قهرمانی
  12. گردان مستقل کرمانشاه به فرماندهی یاور عبدالله خان شرابی

۱۳- گردان مستقل گیلان به فرماندهی نایب سرهنگ فضلعلی خان[۸] قسمت عمده قوای ژاندارمری تفنگ‌های انگلیسی داشتند، تعدادی نیز تفنگ و موزر آلمانی وجود داشت. در مجموع ۹ توپ و ۱۵ مسلسل در اختیار ژاندارمری بود.[۹]

ژاندارمری پس از تشکیل قشون متحدالشکل

[ویرایش]

پس از کودتای ۱۲۹۹، سردار سپه (وزیر جنگ) که فرماندهی بریگاد قزاق را نیز عهده‌دار بود در صدد تشکیل قشون متحدالشکل برآمد و بالاخره قوام السلطنه، صدراعظم، را راضی کرد. در نهایت در روز ۱۴ جدی ۱۳۰۰ فرمان تشکیل قشون متحدالشکل صادر شد که از ادغام دو نیروی قزاق و ژاندارمری دولتی به وجود آمد. متعاقباً به موجب حکم قشونی ۲۲ بهمن ۱۳۰۰ اداره امنیه کل مملکتی در تحت اوامر وزارت جنگ و به ریاست علی آقاخان سردار رفعت تشکیل شد.[۱۰] این اداره جدیدالتأسیس در ساختمان شمس‌العماره که محل سابق ژاندارمری بود مستقر شد و افراد آن در سربازخانه محمدیه استقرار یافتند. اداره مرکزی شامل سه اداره بود: اداره کابینه، اداره محاسبات، اداره مباشرت و از نظر انتظامی نیز پنج ناحیه در نظر گرفته شد: ۱- امنیه مرکز ۲- آمینه شرق ۳- امنیه غرب ۴- امنیه جنوب ۵- امنیه شمال غرب
در اواخر سال ۱۳۰۳ وزیر جنگ، امیرلشکر امیراحمدی را به ریاست اداره امنیه برگزید.[۱۱] تحت نظر امراحمدی، سازمان جدید امنیه به شش ناحیه تقسیم گردید:

  1. ناحیه مرکز تحت ریاست نایب سرهنگ علی اکبر احمدی
  2. ناحیه شمال غرب به مرکزیت تبریز تحت ریاست آقای سرهنگ رضاخان نوری
  3. ناحیه غرب به مرکزیت همدان تحت ریاست نایب سرهنگ اکبرمیرزا قهرمانی
  4. نایحه جنوب به مرکزیت شیراز تحت ریاست نایب سرهنگ سیدابوتراب شفیعی
  5. ناحیه جنوب شرقی به مرکزیت کرمان تحت ریاست نایب سرهنگ ملک‌زاده

۶- ناحیه شرق تحت ریاست سرهنگ عبدالعلی اعتمادمقدم[۱۲]
امنیه علاوه بر محافظت خطوط ارتباطی کشور با وزارتخانه‌های عدلیه و مالیه، جهت وصول مالیتهای جاریه و معوقه، نیز همکاری نزدیک داشت. اداره امنیه در روستاها به عنوان ضابط عدلیه پرونده‌های مقدماتی شاکیان یا جرایم جنحه را با جمع‌آوری ادله برای رسیدگی نهائی به محاکم ذی‌ربط ارجاع می‌نمود. در این دوره برای اداره امنیه، دولت پارک امین الملک واقع در خیابان مولوی روبروی مدرسه و مسجد مشیرالسلطنه را خریداری و پس از انجام تعمیرات و ایجاد بناهای جدید مورد استفاده قرار داد.[۱۳] در سال ۱۳۰۸ سرتیپ فضل‌الله زاهدی رئیس اداره امنیه مملکتی شد. چون زاهدی در دفع شورش عشایر فارس ناکام ماند، خلع درجه شد و سرتیپ مرتضی خان یزدان‌پناه با حفظ سمت ریاست تفتیش قشون اداره امنیه را سرپرستی می‌نمود. در ۱۳۰۹ سرتیپ عزیزالله ضرغامی به ریاست کل امنیه منصوب شد. پس از وی به ترتیب سرهنگ غلامعلی زند و سرتیپ عبدالمجید فیروز رئیس امنیه شدند. در ۱۳۱۶ کفالت اداره امنیه به سرهنگ محمود خسروپناه محول شد. در ۱۳۱۸ اداره امنیه منحل و واحدهای آن در لشکرها ادغام شدند.[۱۴]

تحولات دوره پهلوی

[ویرایش]

در سال ۱۳۱۵ به دستور رضاشاه اداره تشکیلات گمرکات مرزی به اداره امنیه پیوست و امنیه با ساختاری نوین سازمان یافت که در ساختار سازمانی بخش ژاندارمری امور مرزی را به عهده گرفت. در دی ماه ۱۳۱۵ خورشیدی سرتیپ عبدالمجید فیروز سرپرست اداره امنیه گردید و تا پایان سال ۱۳۱۶ خورشیدی به ریاست دادرسی ارتش برگزیده شد، هیچگونه تغییری در ساختار سازمانی اداره امنیه داده نشد. پس از انتصاب سرتیپ فیروز به ریاست دادرسی ارتش، سرهنگ محمد خسرو پناه معاون اداره امنیه سرپرستی این سازمان را به عهده گرفتند.

در روز یکم فروردین ماه ۱۳۱۸ به فرمان رضاشاه اداره مرکزی امنیه برچیده شد و یکان‌های آن بخشی از سازمان لشکرها و تیپ‌های ارتش گردید. سپس فرماندهان لشکرها و تیپ‌ها در سازمان یکان‌های امنیه بازبینی کردند و ساختار سازمان نوینی را پیشنهاد نمودند که پس از تصویب، راه اندازی شد و تا شهریور ماه ۱۳۲۰ حمله ارتش‌های بریتانیا و شوروی به ایران، به همان گونه ماند.[۱۵]

در مهر ماه ۱۳۲۰ خورشیدی، در ساختار اداره مرکزی امنیه بازنگری شد و سازمان نوینی بر پایه نیازمندی‌های کشور ساماندهی شد و پس از پیشنهاد به وزارت کشور، به تصویب مجلس شورای ملی رسید و زیر سرپرستی وزارت کشور قرارگرفت و سرتیپ زاهدی به ریاست آن برگزیده شد. در پایان آذر ماه ۱۳۲۰ زاهدی به ستاد ارتش جا به جا شد و سرتیپ فرج الله آق اولی به ریاست اداره امنیه برگزیده شد. با پیشنهاد ایشان نام امنیه به ژاندارمری دگرگون شد. در سال ۱۳۲۱ خورشیدی، دگرگونی‌های پایه‌ای در سازمان ژاندارمری کل کشور برای به روز در آوردن ژاندارمری ایران با وضعیت نوین جهانی به هنگام جنگ جهانی دوم داده شد. بدین روی، دولت بر آن شد با گرفتن موافقت مجلس شورای ملی از اندیشه و نوآوری افسران زبده ایالات متحده امریکا بهره مند گردد. [۱۶][۱۷] بنابراین با پایوران آمریکا به گفتگو نشستند و قرار بر این شد که شماری از افسران امریکایی به فرماندهی سرهنگ شوارتسکف که در آن زمان فرمانداری نظامی شهر نیویورک را داشت وارد ایران شوند. سرهنگ شوارتسکف شهریور ماه ۱۳۲۱ وارد ایران شد و پس از بررسی‌های ژرف درباره سازمان یکان‌های ژاندارمری و ارزیابی نیازهای آن، پیشنهادهای خود را به دولت ایران داد. آنگاه شوارتسکف به ریاست سازماندهی ژاندارمری برگزیده و کار خود را آغاز کرد و سازمان نوین ژاندارمری شاهنشاهی ایران را همگون با جغرافیای ایران به وزارت کشور پیشنهاد نمود. در این سازمان خودروهای ترابری موتوری و مکانیکی و هم چنین ابراز مخابراتی پیش بینی شده بود که بخشی از ایالات متحده امریکا خریداری شد. [۱۸]

آذر ماه ۱۳۲۲ خورشیدی فرج الله آق اولی به ریاست دادرسی ارتش برگزیده شد و حسینقلی سطوتی فرمانده ژاندارمری کل کشور شد. فروردین ماه ۱۳۲۳ خورشیدی سرلشکر خسروپناه به فرماندهی ژاندارمری کل کشور برگزیده شد. [۱۹]

نیروی پایداری ژاندارمری

[ویرایش]

نیروی پایداری کشور - به فرمان محمدرضا شاه پهلوی در سال ۱۳۳۶ خورشیدی سازمان نیروی مقاومت ملی بنیاد شد و زیر سرپرستی ستاد بزرگ ارتشتاران در برخی از استان‌ها و شهرستان‌ها کشور به آموزش داوخواهان (داوطلب) پرداخت. محمدرضا پهلوی هنگام بنیاد نیروی پایداری کشور گفته بود:

... ما با تمام ممالک دنیا دوست هستیم و هم چنین معاهداتی داریم که بر اساس آن دوستان ما متعهد هستند که در موقع خطر به کمک ما بیایند، ولی سیاست مستقل ملی این است که این دوستی‌ها را مغتنم بشماریم ولی نمی‌توانیم سرنوشت خود را بر اساس این دوستی‌ها معین بکنیم و یا صرفا بدان بسپاریم، بلکه سرنوشت ما در درجه اول بستگی به خود ما دارد و آنهم وابسته به آمادگی ملی ماست، نه تنها قوای مسلح مملکت، بلکه آمادگی فرد فرد این مملکت برای دفاع از این مرز و بوم و خانه خود ضروریست....

آرمان نیروی پایداری

[ویرایش]

آرمان نیروی پایداری کشور بدین قرارند:

۱- آشنایی و ترغیب فکری و عاطفی مردم به شرکت در نیروی پایداری و آگاهی آنان به فریضه‌ای که در پرتو استقلال کشور در این زمینه به عهده دارند به وسیله نیروی پایداری حزب رستاخیز ایران - وزارت تعاون و امور روستاها - وزارت کار - وزارت آموزش و پرورش - وزارت علوم و آموزش عالی و وزارت اطلاعات و جهانگردی

۲- آماده نمودن دربرگیرنده آموزش - هموندی - سازمان دادن و تجهیز افراد برگزیده داوخواه (داوطلب) نیروی پایداری

۳- آماده نمودن افراد برگزیده کارخانه‌ها و تاسیسات طبقه بندی شده دولتی و ملی برای پدافند از تاسیسات آن کارخانه‌ها چه دولتی و چه ملی نیروی پایداری از دو راه نقش خود را آشکار می‌سازد:

الف - برای جلوگیری از هرگونه غافلگیریی نیروی پایداری از یورش برق آسای یک تجاوز و نفوذ استراتژیکی جلوگیری می‌کند

ب- به هنگام نیاز، یک عملیات جنگی را به یک جنگ دراز مدت ملی دگرگون می‌کند. برای فرسایش و رویارویی با برتری‌های تکنیکی یکان‌های نیروی پایداری می‌توانند این نقش را با عملیات گوناگون انجام دهند. در گام‌های نخستین جنگ، یکان‌های ارتش، نیروی اصلی پدافندی را تشکیل می‌دهند ولی برای اجرای بسیاری از عملیات، نیروهای پایداری به کار می‌روند:

- مبارزه علیه یکان‌های پراکنده دشمن. - بریدن خط‌های مواصلاتی و ارتباطی دشمن - کنترل منطقه‌های میان خط جبهه که یکان‌های ارتش وجود ندارند. - نگهداری و حفاظت پشت جبهه و به کار بستن کارهای دفاع غیرنظامی در مقیاس گسترده به ویژه تخلیه و نگاهبانی از مردم و اموال آنان - ایجاد موانع به مقیاس گسترده - مبارزه علیه گشتی‌ها و ستون پنجم دشمن به ویژه کوشش‌هایی که از سوی دشمن برای برهم زدن یگانگی مردم به کار می‌گیرد. - مبارزه علیه یورش‌های هوابرد دشمن


تاریخچه نیروی پایداری

[ویرایش]

در سال ۱۳۴۲ خورشیدی سازمان نیروی مقاومت ملی به نیروی دفاع ملی دگرگون شد و با تمام دبیرخانه‌های نیروی دفاع ملی در شماری از استان‌ها و شهرستان‌های کشور به داوخواهان آموزش داده می‌شد.

در سال ۱۳۴۵ خورشیدی نام نیروی پایداری برای این سازمان برگزیده شد و با بازنگری در سازمان و هدف آن، شعبه‌های آن با نام نیروهای پایداری در استان‌ها و شماری از شهرستان‌ها به آماده نمودن و آموزش افراد برای پدافند (دفاع) از خانه و کاشانه و سرزمین کشور پرداخت.

در سال ۱۳۴۷ قانون تشکیل نیروی پایداری با ۱۴ ماده و ۱۷ تبصره از در روز ۸ دی ماه از مجلس شورای ملی و در روز ۳۰ دی ماه از مجلس سنا گذشت. این قانون در تاریخ ۵ بهمن ماه ۱۳۴۷ به توشیح محمدرضا شاه پهلوی رسید.

از سال ۱۳۵۱ نیروی پایداری به ژاندارمری کشور جا به جا شد و بر پایه ماده نخست آن: از تاریخ تصویب این قانون نیروی پایداری با کلیه پرسنل و اعتبارات از وزارت جنگ به ژاندارمری کل کشور منتقل می‌شود. کلیه اموال منقول و غیرمنقول و ابنیه و اراضی که از طرف مردم به نیروی پایداری اهداء شده است و یا از طرف دولت به نیروی مذکور واگذار گردیده‌است کماکان در اختیار نیروی پایداری باقی خواهد ماند.

از زمان تصویب این قانون در سازمان و برنامه‌های آموزشی آن به تناسب نیازمندی‌ها افزایش یافت و در سال ۱۳۵۶ در ۱۵ استان بر پایه منطقه‌های ژاندارمری کشور شاهنشاهی و ۶۲ شهرستان نیروهای پایداری استقرار یافتند. برابر برنامه زمان بندی تا چند سال دیگر شمار نیروهای پایداری به ۱۳۷ خواهد رسید و در برنامه زمان بندی گام دوم در همه شهرستان‌های سراسر کشور نیروی پایداری استوار می‌شود. بدین سان سال به سال شمار ایرانیان آموزش یافته فزونی می‌یابد چنانچه در سنجش آموزش یافتگان سال ۱۳۴۵ با ۱۳۵۵ ده برابر افزایش دیده می‌شود.از سال ۱۳۵۰ افزون بر وظایف و ماموریت‌های نیروی پایداری، آموزش پرسنل تاسیسات و سازمان‌های دولتی و ملی طبقه بندی شده (پروژه سپنتا ) و هم چنین آموزش و استخدام افراد گارد انتظامی مورد نیاز سازمان‌های دولتی و وابسته به دولت و آموزش افراد دلاور (چریک) نیز به این نیرو واگذار گردید.

نیروی پایداری و جنگ‌ها

[ویرایش]

شرکت مستقیم تمام افراد ملت در مقاومت‌های مسلحانه و یا هر گونه مبارزه دیگر برای پدافند از سرزمین هر کشور، علیه هر گونه فشار و تجاوز و خرابکاری، نیروی پایداری آن کشور را تشکیل می‌دهد و پایه اجتماعی و سیاسی جنگ‌های میهنی مردم، یک پارچگی و یگانگی ملت است که به تلاش‌های پدافندی و توانایی ملی بسیار والا می‌انجامد، زیرا جنگ‌های میهنی در حقیقت جنگی است که همه افراد یک ملت از پیر و جوان و خرد و کلان علیه دشمن متجاوز به پا می‌خیزند و به پیکار برای بیرون راندن بیگانه می‌پردازند. هر چند که با گذشت زمان به شمار سلاح‌های ویران کننده افزوده می‌شود و هر جند که در این زمان ابر قدرت‌ها، یکه تاز میدان شده‌اند، و کشورهای نیرومند و ضعیف هم مرز گشته‌اند، و به ناچار ملت‌ها برای نگاهبانی خود پیمان‌هایی را دستینه کرده‌اند، ولی تاریخ، آنچه به ویژه در قرن اخیر نشان داده است، این است که پیوستن به پیمان‌ها و افزایش نیروی ارتش، ورزیدگی آن و فراهم ساختن اسلحه‌های گوناگون و ابزار جنگی پیشرفته تنها راه نگاهبانی از کشور نمی‌باشد و هر چند آن کشور ارتش خود را نیرومند سازد، باز در برابر دست درازی کشوری قدرتمندتر شکست خواهد خورد، ولی رویدادهای تاریخ ثابت نموده است، زمانی که ملتی اراده کند که از آزادی و استقلال خود پدافند نماید، هر اندازه که ارتش تجاوز کننده نیرومند باشد اگر همه ملت یکپارچه شوند خواهند توانست هر نیرویی را در هم بکوبند.

رسته های ژاندارمری

[ویرایش]
  1. پلیس مناطق روستایی و غیر شهری
  2. رسته مرزبانی
  3. رسته هوابرد
  4. رسته اطلاعاتی
  5. رسته انتظامی در مناطق دور افتاده
  6. رسته مبارزه با قاچاق
  7. رسته راهنمایی و رانندگی (روستایی و بین شهری)

درجات

[ویرایش]
درجه‌های تیمسارها و افسران ژاندارمری کشور شاهنشاهی ایران
ارتشبد سپهبد سرلشکر سرتیپ سرهنگ سرهنگ دوم سرگرد سروان ستوان یکم ستوان دوم ستوان سوم
درجه‌های درجه‌داران و سربازان ژاندارمری کشور شاهنشاهی ایران
افسریار یکم افسریار دوم استوار یکم استوار دوم گروهبان یکم گروهبان دوم گروهبان سوم سرجوخه سرباز یکم

فرماندهان

[ویرایش]

دوران سلطنت قاجار

[ویرایش]

ژاندارمری «ادارهٔ امنیهٔ کل مملکتی» نامیده شد.

دوران سلطنت رضا شاه پهلوی

[ویرایش]

از ۱ فروردین ۱۳۱۸ امنیه در ارتش ادغام شد.

دوران سلطنت محمدرضا شاه پهلوی

[ویرایش]

نگارخانه

[ویرایش]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

یادداشت

[ویرایش]
  1. دیگر سوئدی‌هایی که در این دوره در ژاندارمری ایران خدمت می‌کردند از این قرار بودند:

پانویس

[ویرایش]
  1. "IRAN: Keshvaré Shahanshahiyé Irân", The Statesman's Year-Book 1978–79, Springer, 2016, pp. 674–682, ISBN 9780230271074
  2. Ward, Steven R. (2014), Immortal, Updated Edition: A Military History of Iran and Its Armed Forces, Georgetown University Press, p. 209, ISBN 978-1-62616-065-1
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ عاقلی، ص ۹۸
  4. ۴٫۰۰ ۴٫۰۱ ۴٫۰۲ ۴٫۰۳ ۴٫۰۴ ۴٫۰۵ ۴٫۰۶ ۴٫۰۷ ۴٫۰۸ ۴٫۰۹ ۴٫۱۰ ۴٫۱۱ ایرانیکا، مدخل ژاندارمری
  5. آرشیو ملی سوئد
  6. ویکی سوئدی هارالد یالمارسون
  7. همان‌جا، ص ۹۹
  8. همان‌جا، ص ۱۰۰
  9. همان‌جا، ص ۱۰۱
  10. همان‌جا، ص ۱۳۵
  11. همان‌جا، ص ۱۳۶
  12. همان‌جا، ص ۱۳۶، ۱۳۷
  13. همان‌جا، ص ۱۳۸
  14. همان‌جا، ص ۱۴۰
  15. «اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی». mashruteh.org.
  16. «قانون تدارک ارتش و ژاندارمری». masheuteh.org.
  17. «هزینه افسران ژاندارمری». mashruteh.org.
  18. «مستشار ژاندارمری». mashruteh.org.
  19. «ژاندارمری شاهنشاهی». mashruteh.org.
  20. http://www.rahetudeh.com/rahetude/2018/april/641/tarikh.html

منابع

[ویرایش]

پیوند به بیرون

[ویرایش]