جنگ هفت‌ساله

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جنگ هفت ساله
Seven Years' War Collage.jpg
بر خلاف عقربه ساعت از بالا چپ: نبرد پلاسی (۲۳ ژوئن ۱۷۵۷); نبرد کاریون (۶–۸ ژوئیه ۱۷۵۸); نبرد زورندورف (۲۵ اوت ۱۷۵۸); نبرد کونسدورف (۱۲ اوت ۱۷۵۹).
تاریخ ۱۷۵۴/۱۷۵۶–۱۷۶۳
مکان اروپا، آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی، آفریقا، آسیا
نتیجه
تغییرات
قلمرو
پیروزی بریتانیا-پروس. وضع موجود قبل از جنگ در اروپا. انتقال مستعمرات مابین بریتانیا، فرانسه، و اسپانیا.
طرفین درگیر
فرماندهان و رهبران
پادشاهی بریتانیای کبیر جرج دوم (تا ۱۷۶۰)

پادشاهی بریتانیای کبیر جرج سوم (from ۱۷۶۰)

پرتغال فریدریش دوم

استان هانوفر Duke Ferdinand King Joseph I

پادشاهی فرانسه لوئی پانزدهم

امپراتوری هابزبورگ ماریا ترزا، اتریش

امپراتوری روسیه الیزابت روسیه (تا ۱۷۶۲)
امپراتوری روسیه پتر سوم روسیه (از ۱۷۶۲)

سوئد King Adolph Frederick

اسپانیا کارلوس سوم اسپانیا

زاکسنی آگوستوس سوم لهستان

Alam of the Mughal Empire.svg Alamgir II (to ۱۷۵۹)
Alam of the Mughal Empire.svg Shah Alam II (from ۱۷۵۹)

همه شرکت کنندگان در جنگ هفت ساله. آبی: بریتانیا، پروس، پرتغال با متحدان. سبز: فرانسه، اسپانیا، اتریش، روسیه، سوئد با متحدان.

جنگ هفت ساله یک درگیری نظامی بزرگ بود که بین سال‌های ۱۷۵۶ تا ۱۷۶۳ میلادی بین قدرت‌های بزرگ آن زمان رخ داد و آمریکای شمالی و مرکزی، اروپا، ساحل غربی آفریقا، هند و فیلیپین را تحت تأثیر قرار داد.

زمینه[ویرایش]

جنگ جانشینی اتریش[ویرایش]

اتریش و پروس که هر دو جزئی از امپراتوری مقدس روم بودند برای تبدیل شدن به مهمترین قدرت این امپراتوری با هم رقابت داشتند. جنگ‌های جانشینی اتریش از ۱۷۴۰ تا ۱۷۴۸ به مدت هشت سال ادامه داشت و فرانسه و پروس از یک سو و بریتانیا و اتریش (خاندان هابسبورگ) از سوی دیگر صف‌آرایی کردند. در انتهای جنگ هم طرف‌های اروپایی (پروس و اتریش) به موازنه قدرت رسیدند و هم طرف‌های استعماری (بریتانیا و فرانسه). بر اساس صلح اکس لاشاپل فرانسه مجبور به تخلیه هلند شد که این امر موجب خشم مردم فرانسه گردید.

رقابت استعماری[ویرایش]

پس از افول امپراتوری‌های اسپانیا و پرتغال، فرانسه و انگلستان برای تبدیل شدن به قدرت مسلط استعماری با هم رقابت و دشمنی پیدا کردند. بریتانیا بیشتر در پی منافع ملی و فرانسه بیشتر در پی منافع دربار بود. تا نیمه قرن هجدهم، فرانسه ار نظر سلطه سیاسی و حضور در مناطق مختلف جهان از بریتانیا جلوتر بود.

وارونگی اتحادها[ویرایش]

در ابتدای جنگ هفت ساله فرانسه و اتریش از یک سو و بریتانیا و پروس از سوی دیگر با هم متحد شدند که از آن به وارونگی اتحادها یاد می‌شود چرا که فرانسه دشمن دیرینه خاندان هابسبورگ اتریش بود، اما در ۱۷۵۶ با آن متحد شد و با هم پیمان دوستی ورسای را امضا کردند.

روند جنگ[ویرایش]

جبهه قاره‌ای[ویرایش]

نبرد رسباخ

پروس در واکنش به پیمان دوستی ورسای بین فرانسه و اتریش به اتریش حمله کرد[۱] و ناحیه ساکس را در ۱۵۷۵ اشغال نمود. فرانسه و روسیه نیز در حمایت از اتریش به پروس حمله کردند و فرانسه هانوور را به اشغال خود درآورد. سوئد نیز که وضعیت را مساعد دید به پروس اعلان جنگ کرد و با ۱۷۰۰۰ سرباز به پومرانی حمله کرد.[۲] سوئدی‌ها بر این باور بودند که پروس، که در چند جبهه مشغول بود، نمی‌تواند در برابر این حمله دفاعی از خود بکند.

در اواسط سال ۱۷۵۷ وضعیت پروس بحرانی می‌نمود و جنگ در چهار جبهه کار را برای فردریک دشوار کرده بود.[۳] با این حال در نوامبر و دسامبر آن سال همه چیز تغییر کرد. فردریک ابتدا در پنجم نوامبر فرانسه را در نبرد روسباخ شکست داد،[۴] و در پنجم دسامبر در نبرد لوتن شکست سختی بر اتریش وارد نمود.[۵] سپس توجهش را متوجه سوئد کرد و در مدت کوتاهی آنان را از خاک پروس بیرون کرد و بخش زیادی از پومرانی سوئد از جمله شهر اشترالزوند را تصرف کرد.[۶]

بریتانیا در اروپای قاره‌ای وارد جنگ نشد، ولی به پروس کمک‌های مالی قابل توجهی کرد.[۷]

جبهه استعماری[ویرایش]

جبهه اصلی جنگ مربوط به فرانسه و بریتانیا بود که در آن فرانسه به سرعت متصرفات خود را در هند و کانادا از دست داد و انگلیسی‌ها جزایر مارتینیک و کوبا را به تصرف خود درآوردند.

پایان جنگ[ویرایش]

با مرگ الیزابت، دختر پترکبیر و امپراتریس روسیه و روی کار آمدن پتر سوم، روسیه از جنگ با پروس خارج شد و اعلام بی‌طرفی کرد. جرج سوم که در سال ۱۷۶۰ به تخت پادشاهی نشست خواهان صلح بود. همچنین ضعف مالی و نظامی فرانسه، ادامه جنگ را برای این کشور ناممکن کرده بود.

به این ترتیب، مذاکرات صلح آغاز شد و در فوریه ۱۷۶۳ پیمان پاریس به جنگ فرانسه و بریتانیا و پیمان هوبرتسبورگ به جنگ پروس و اتریش پایان داد.

نتیجه جنگ[ویرایش]

بازنده اصلی جنگ هفت ساله فرانسه بود که بسیاری از مستعمرات خود را از دست داد. همچنین با خروج فرانسه از آمریکای شمالی، سرخپوستان این قاره متحد اصلی خود را از دست داده و مورد پاکسازی‌های قومی قرار گرفتند.[۸]

نظریه موازنه قوا در این جنگ شکل گرفت و امریخ دو واتل با استمداد از نظریات توسیدید در کتاب تاریخ جنگ‌های پلوپنزی این نظریه را احیا کرد چرا که هیچ‌یک از قدرت‌های اروپایی نتوانسته بود دیگری را کاملاً از صحنه خارج کند.

نتیجه دیگر این جنگ‌ها انقلاب آمریکا و انقلاب فرانسه بود که بیشتر به دلیل تهی شدن خزانه بریتانیا و فرانسه اتفاق افتاد. بریتانیا هزینه آن را به گردن مردم آمریکا انداخت و موجب شورش آنها شد ولی فرانسه که دیگر مستعمره ثروتمندی نداشت این هزینه را به مردم خود تحمیل کرد و موجب عصیان ایشان گشت.

بریتانیا موفق شد هند و آمریکای شمالی را از حضور رقیب اصلی خود، یعنی فرانسه پاک کند و زمینه را برای حضور در سرزمین‌های دیگر مثل ایران، افغانستان، تبت و چین فراهم کند. همچنین بریتانیا بر بیش از نود درصد سرزمین‌های آمریکای شمالی تسلط یافت، اما این خود منجر به مشکلات مالی سختی شد و در نهایت استقلال آمریکا را در پی داشت.

پیروزی‌های نظامی پروس این کشور را به یکی از قدرت‌های بزرگ اروپا تبدیل کرد،[۹] ولی اثرات مخرب جنگ جمعیت پروس را به شدت کاهش داد.[۹] با این حال پس از جنگ هفت ساله بسیاری از کشورها افسران خود را به پروس فرستادند تا راز قدرت نظامی آن را بیاموزند، که باعث شد ابتکارات نظامی پروس در بسیاری از ارتش‌های مدرن تقلید بشود.[۹]

منابع[ویرایش]

  1. Marston, Daniel The Seven Years' War, London; Osprey, 2001 page 37.
  2. Asprey, p. 427.
  3. Daniel page 41"
  4. Asprey, pp. 469–472.
  5. Asprey, pp. 476–481.
  6. Asprey, p. 473.
  7. Dull, Jonathan R. The French Navy and the Seven Years' War. University of Nebraska Press, 2005. p.123
  8. Calloway, Colin G.. The American Revolution in Indian Country: Crisis and Diversity in Native American Communities. Cambridge University Press, 1995-04-28. ISBN ‎9780521475693. 
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ Marston, Daniel page 90