اجازه روایت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
اجازه نقل حدیث از طرف محمدباقر سبزواری به سید محمد بن محمدباقر اصفهانی در سال ۱۰۵۱ ه‍.ش (۱۰۸۴ ه‍.ق) در اصفهان

اجازه روایت یا اجازه‌ نقل روایت به معنای آن است که در حوزه استاد به شاگردان خود اجازه نقل روایت و حدیث بدهد.[۱] اجازه نقل روایت برای حفظ و انتقال حدیث و اطمینان از عدم تحریف احادیث به نسل‌های بعدی بوده است. اجازه ممکن است شفاهی یا کتبی باشد. با بیشرفت دستگاه های چاپ اجازه روایت جنبه تشریفاتی پیدا کرده است.[۲][۳]

در لغت[ویرایش]

اجازه مصدر افعال از ریشه «جواز الماء» (عبور آب) به معنای عبور دادن آب است و از آنجا که بر علم از باب استعاره آب اطلاق می شود، اجازه به معنای عبور دادن دانش بکار رفته است. گویا شیخ با اجازه دادن، زمینه عبور و جریان یافتن دانش را فراهم ساخته است.[۴] اجازه در اصصلاح امروزی به معنای اذن و رخصت و روا دانستن است.[۵] اجازه از گذشته در بین علما و دانشمندان علوم اسلامی مرسوم بوده و اساتید به منظور بزرگداشت از مقام علمی شاگردانشان و به نشانه کفایت‌ها و شایستگی‌هایی که در آنان وجود داشته برایشان اجازه صادر می‌کردند. در حوزه‌های مختلف علوم اسلامی هم چون تفسیر، حدیث، فقه، طب، ادبیات و عرفان تبادل اجازه بین اساتید و شاگردان مرسوم بوده است، مثلاً اطبا برای شاگردان خود اجازه طبابت می‌نگاشتند، قاریان برجسته قرآن برای شاگردان خود اجازه قرائت قرآن می‌نوشتند و روایت کتاب‌های حدیثی را به حدیث‌پژوهان اعطا نموده و فقها اجازه اجتهاد و یا تصدی امور حسبیه را صادر می‌کردند.[۶][۷]

علت[ویرایش]

علمای حدیث اجازه را یکی از مهم‌ترین راه های انتقال حدیث دانسته‌اند و به عنوان پشتوانه صحّت و درستی نقل احادیث، به نقل و انتقال آن پرداخته‌اند. بدین صورت که اساتید علم حدیث به طور کتبی یا شفاهی اذن روایت احادیث از خود را به شاگردانشان اعطا می‌نمودند و معمولاً در این اجازات نام اساتید و مشایخ و تألیفات خود را می‌آوردند.[۸]

اجازات هم چون اسناد و مدارک علمی و فرهنگی ارزشمند در اختیار افراد قرار می‌گرفته است. از جمله فواید آن اعتماد و اطمینان به گفته‌ها و نوشته‌های شخص مُجاز (دارای اجازه) می‌شود و مشتمل بر اظهارنظرهای مشایخ نسبت به شاگردان و اساتید خود است.[۹]

فواید[ویرایش]

نخست جلوگیری از هرج و مرج در نقل احادیث که بر اساس اجازات نقل حدیث از هر کسی و از هر جا پذیرفته نمی‌شد. دوم آنکه معرفی شیخ و اجازه وی، موجب اطمینان شنونده به ناقل حدیث می‌گردید.[۱۰] سوم آنکه بر طبق صلاحیتی که شیخ در شاگرد می‌دید، دایره اجازه تحدیث، سعه و ضیق می‌یافت، زیرا چه بسا شاگردی فقط در نقل کتاب خاصی مجاز و محدود بود، ولی شاگرد دیگری در نقل تمام کتب حدیث مجاز می‌شد. و به اصطلاح، صلاحیت ناقلین از ناحیه استاد، کنترل می‌گردید و حدود ناقلین روایات معین می‌شد.[۱۱][۱۲]

درحال حاضر[ویرایش]

با تکثیر نسخه‌های کتاب‌های حدیثی و مخصوصا پس از چاپ و انتشار مجموعه‌های حدیثی و با از رسمیت افتادن درس حدیث، جهات اصلی که منظور از اجازه بود از بین رفت و فقط جنبه تشریفاتی باقی ماند.[۱۳][۱۴]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. حریری، محمد یوسف، فرهنگ اصطلاحات حدیث، ص 2، هجرت، قم، 1381ش.
  2. مدیرشانه‌چی، درایه الحدیث، نسخه الکترونیک، ص۱۲۵
  3. فرهنگ اصطلاحات حدیث، ص 3.
  4. مقباس الهدایه، ج۳، ص۱۰۵
  5. الوجازة في الإثبات والإجازة، ص ۲۱
  6. فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل، ج ۲، ص ۶۷، امیر قلم‌، قم.
  7. حافظیان، اجازات حسبیه امام خمینی، ۱۳۷۸ش، شماره ۱۲، مجله حکومت اسلامی.
  8. حافظیان، اجازات حسبیه امام خمینی، ۱۳۷۸ش، شماره ۱۲، مجله حکومت اسلامی. ص ۱۸۶
  9. حافظیان، اجازات حسبیه امام خمینی، ۱۳۷۸ش، شماره ۱۲، مجله حکومت اسلامی.
  10. مدیرشانه‌چی، درایه الحدیث، نسخه الکترونیک، ص۱۲۴
  11. مدیرشانه‌چی، درایه الحدیث، نسخه الکترونیک، ص۱۲۵
  12. الوجازة في الإثبات والإجازة، ص ۳۲-۳۵
  13. مدیرشانه‌چی، درایه الحدیث، نسخه الکترونیک، ص۱۲۵
  14. فرهنگ اصطلاحات حدیث، ص 3.