لوح زمرد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نگاره‌ای از لوح زمرد مربوط به قرن هفدهم، اثر هنریش خانراث، ۱۶۰۶

لوح زُمُرُّد نام لوحی است افسانه‌ای که در تورات و بسیاری از افسانه‌های ملل از آن سخن به میان آمده‌است. طبق افسانه‌ها ثث (Thoth) خدای آتلانتیس باستان دانش و علوم برتر را بر روی این الواح کنده‌کاری کرده‌است و هرگاه مللی آنرا در اختیار داشته به تمدنی عظیم و پیشرفته دست یافته‌است. پس از ویرانی آتلانتیس، مصریان باستان اولین مردمی بودند که این الواح را بدست آوردند. این لوح در حقیقت شامل دوازده لوح سبز است، ترکیب آن از موادی است که توسط یک کیمیاگر خلق شده‌است. آنها فاسدنشدنی و در برابر تمامی عناصر و مواد مقاوم هستند. در واقع از نظر ساختار سلولی و اتمی غیرقابل تغییر است وبا جابجایی مکانی هم تغییر نمی‌کند. در این زمینه آنها قوانین یونش مواد را می‌شکنند.

روی آنها بطور مشخص زبان آتلانتیس باستانی کنده‌کاری شده‌است. شخصیتهایی که به موجهای فکری هم کوک پاسخ می‌دهند. با آزاد کردن یک ارتعاش فکری هماهنگ با ذهن خواننده.

جزئیات[ویرایش]

ثث سه بار متولد شده. در این تجسد او دانش خود را بصورت سامانه رمزی جدیدی در الواح زمرد نوشت. ده لوح برای این کار استفاده وترجمه شده‌اند که در هرم بزرگ توسط کاهنان هرم محافظت می‌شدند. این ده لوح برای سهولت کار به سیزده قسمت تقسیم شده‌اند. دو تای آخر مطالبشان به اندازه‌ای غیر قابل باور و اهمیت آنها به اندازه‌ای بوده که برای انتشار در سطح وسیع در دنیا ممنوع شد. به هر حال آنها شامل رازهایی هستند که ارزش فوق العاده‌ای دارند و بعدها توسط جویندگان جدی اثبات خواهد شد. آنها باید مطالعه شوند، نه برای یک دوره، اما برای صدها دوره ممکن است معنی واقعی آن آشکار شود. مطالعه تصادفی آن هم به ما نظرهای اجمالی زیبایی خواهد داد. اما اگر مطالعه بیشتر و متمرکزتری داشته باشیم یقیناً جوینده، خردش شکوفاتر می‌شود. اما اکنون جملات مربوط به این رازهای قدرتمند چگونگی شان بر مردمان امروزی پس از مدتهای طولانی پنهان بودن آشکار شده‌اند. کمی قبل از سیزده قرن قبل از میلاد، در مصر، خِم باستانی، آشوبی بوجود آمده بود و نمایندگان بسیاری از طرف کاهنان به دیگر قسمتهای جهان فرستاده شدند. در بین آنها کاهنانی از هرم بودند که الواح زمرد را با خود حمل می‌کردند بعنوان طلسم برای تمرین اقتدار بصورت محدود در مستعمرات گوناگون آتلانتیس و نژادهای مختلفشان.

این الواح اینگونه فهمیده می‌شدند که این افسانه‌ای است حامل قدرتی از تت. گروه‌های خاصی از کاهنان که الواح را حمل می‌کردند به آمریکای جنوبی مهاجرت کردند تا در آنجا نژاد جدیدی را بنیانگذاری کنند. مایاها کسانی هستند که بیشترین خرد باستانی را به یاد می‌آورند. در بین آنها کاهنانی مستقر شدند. در دهمین قرن مایاها به طورکامل در یوکاتان ساکن شدند. الواح را در زیر قربانگاه بزرگ معبد خدای خورشید قرار دادند. بعد از پیروزی اسپانیائیها بر مایاها، شهرها و گنجهای آنها متروک و فراموش شدند. بایددرک کرد که هرم بزرگ در مصر که اینچنین ساکت است در واقع آغازی بسوی رازهاست. مسیح و سلیمان و آپولونیوس، رودیوس او کتابداری در کتابخانه اسکندریه بود که داستان حماسی آرگانوتیکا را در آنجا پیدا ومنتشر کرد، این داستان مربوط می‌شود به حماسه اسطوره‌ای جیسون و جستجوی آرگوناتوس برای پیدا کردن پشم زرین ودیگران شروعشان در آنجاست.

متن لوح[ویرایش]

  • این حقیقت است بی هیچگونه کاستی و دروغ.
  • هرچه در پایین است مانند هرچه در بالا است میباشد. از این طریق شگفتی کار یک چیز ایجاد میشود و تبلور میابد.
  • همچنین از آنجا که همه چیز از یک چیز تولید شده، همه چیزها از این یک چیز بدست آمده به وسیله اکتساب.
  • خورشید پدر آن است و ماه مادر آن است، باد آن را در شکم خود دارد و خاک پرستار آن است.
  • قدرت آن تکمیل میشود اگر به خاک تبدیل شود.
  • خاک را از آتش جدا کنید، جزییات را از کلیات جدا کنید، با ملایمت و حکمت.
  • این از خاک به آسمان میرود و دوباره به خاک باز میگردد و قدرت خود را از همه چیزهای بالا و پایین میگیرد.
  • به این وسیله به قدرت تمامی دنیا دست خواهید یافت.
  • و تمامی سایه ها و کوریها را از بین خواهید برد.
  • قدرت آن بیش از هر قدرتی است. آن هر چیزی را مطیع میکند و به هر چیزی نفوذ میکند.
  • به این وسیله دنیا ایجاد شده است.
  • از این و با اکتساب به این همه چیزها همه تبلورها ایجاد میشوند.
  • و به خاطر این من هرمس الهرامسه (تریسمجیستوس) هستم زیرا من سه قسمت حکمت و فلسفه تمامی دنیا را دارم.
  • سخن من تمام شده است که درباره پروسه خورشید گفتم.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • ویکی‌پدیای انگلیسی