خمس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی English
شیعه
Hadith Ali.svg
عقاید
اصول توحید • نبوت • معاد یا قیامت
عدل • امامت
فروع نماز • روزه • خمس • زکات • حج • جهاد • امر به معروف و نهی از منکر • تولی • تبری
عقاید برجسته مهدویت: غیبت (غیبت صغری، غیبت کبراانتظار، ظهور و رجعت • بدا • شفاعت و توسل • تقیه • عصمت • مرجعیت، حوزه علمیه و تقلید • ولایت فقیه • متعه • شهادت ثالثه • جانشینی محمد • نظام حقوقی
شخصیت‌ها
چهارده معصوم محمد • علی • فاطمه • حسن • حسین • سجاد • باقر • صادق • کاظم • رضا • جواد (تقی) • هادی (نقی) • حسن (عسکری) • مهدی
صحابه سلمان فارسی • مقداد بن اسود • میثم تمار • ابوذر غفاری • عمار یاسر • بلال حبشی • جعفر بن ابی‌طالب • مالک اشتر • محمد بن ابوبکر • عقیل • عثمان بن حنیف • کمیل بن زیاد • اویس قرنی • ابوایوب انصاری • جابر بن عبدالله انصاری • ابن عباس • ابن مسعود • ابوطالب • حمزه • یاسر • عثمان بن مظعون • عبدالله بن جعفر • خباب بن ارت • اسامه بن زید • خزیمة بن ثابت • مصعب بن عمیر • مالک بن نویره • زید بن حارثه
زنان: فاطمه بنت اسد • حلیمه • زینب • ام کلثوم بنت علی • اسماء بنت عمیس • ام ایمن • صفیه بنت عبدالمطلب • سمیه
علما روحانیان شیعه
مکان‌های متبرک
مکه و مسجد الحرام • مدینه، مسجد النبی و بقیع • بیت‌المقدس و مسجدالاقصی • نجف، حرم علی بن ابی‌طالب و مسجد کوفه • کربلا و حرم حسین بن علی • کاظمین و حرم کاظمین • سامرا و حرم عسکریین • مشهد و حرم علی بن موسی الرضا
دمشق و زینبیه • قم و حرم فاطمه معصومه  • شیراز و شاه چراغ • آستانه اشرفیه و سید جلال‌الدین اشرف • ری و شاه عبدالعظیم
مسجد • امامزاده • حسینیه
روزهای مقدس
عید فطر • عید قربان (عید اضحی) • عید غدیر خم • محرّم (سوگواری محرمتاسوعا، عاشورا و اربعین)  • عید مبعث • میلاد پیامبر • تولد ائمه  • ایام فاطمیه
رویدادها
رویداد مباهله • غدیر خم • سقیفه بنی‌ساعده • فدک • رویداد خانه فاطمه • قتل عثمان • نبرد جمل • نبرد صفین • نبرد نهروان • واقعه کربلا • مؤتمر علماء بغداد • حدیث ثقلین • اصحاب کسا • آیه تطهیر • شیعه‌کُشی
کتاب‌ها
قرآن • نهج‌البلاغه • صحیفه سجادیه
کتب اربعه: الاستبصار • اصول کافی • تهذیب الاحکام • من لایحضره الفقیه
مصحف فاطمه • مصحف علی • اسرار آل محمد
وسائل‌الشیعه • بحارالانوار • الغدیر • مفاتیح‌الجنان
تفسیر مجمع‌البیان • تفسیر المیزان • کتب شیعه
شاخه‌ها
دوازده‌امامی (اثنی‌عشری) • اسماعیلیان • زیدیه • غلاه
منابع اجتهاد
کتاب (قرآن) • سنت (روایات پیامبر و ائمه) • عقل • اجماع

خمس - عربی و به معنای یک پنجم - یکی از انواع مالیات‌های اسلامی است که شیعیان بدان معتقدند و به منظور رفع مشکلات مالی امت اسلامی و توزیع عادلانه ثروت و تقویت بنیه مالی حکومت اسلامی وضع شده‌است.

خمس در قران[ویرایش]

کتاب مسلمانان قران تنها یک بار نام خمس را ذکر می‌کند. قرآن در سوره انفال آیه ۴۱ می‌گوید

و بدانید که هر چیزی را به غنیمت گرفتید یک پنجم آن برای خدا و پیامبر و برای خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و در راه‌ماندگان است...

خمس در کتاب مقدس[ویرایش]

بر اساس روایت «کتاب مقدس» بخش عهد عتیق، حکم و دستور «خمس» در زمان حکومت «یوسف» نبی به عنوان عزیز مصر و در دوره سلطنت فراعنه، از جانب خداوند به یوسف صادر گردید. در کتاب «پیدایش» - نخستین کتاب «تورات» و همچنین نخستین کتاب «عهد عتیق» - آمده‌است که در دوره هفت ساله برکت - پیش از دوره هفت ساله قحطی - خداوند فرمان داد تا مردم از محصول مزارعشان چهار پنجم را به مصرف خانواده‌هایشان رسانده و یکپنجم - خمس - آن را به خزانه فرعون تقدیم کنند. در هنگام قحطی، به واسطه همین یک پنجم‌ها، مردم مصر توانستند ۷ سال قحطی را پشت سر بگذارند. این حکم در ترجمه کتاب مقدس به فارسی نیز، «خمس» ترجمه شده‌است.

تفاوت خمس و زکات[ویرایش]

میان خمس و زکات این تفاوت مهم وجود دارد که زکات جزء اموال عمومی جامعه اسلامی محسوب می‌شود، لذا مصارف آن عموماً در همین قسمت می‌باشد، ولی خمس از مالیات‌هایی است که مربوط به حکومت اسلامی است، یعنی مخارج دستگاه حکومت اسلامی و گردانندگان این دستگاه از آن تأمین می‌شود. محروم بودن سادات از دست یابی به زکات در حقیقت برای دور نگه داشتن خویشاوندان پیامبر از این قسمت است تا بهانه‌ای به دست مخالفان نیفتدکه پیامبر خویشان خود را بر اموال عمومی مسلط ساخته‌است، ولی از سوی دیگر نیازمندان سادات نیز باید از طریقی تأمین شوند. در حقیقت خمس نه تنها یک امتیاز برای سادات نیست، بلکه یک نوع کنار زدن آنها، به خاطر مصلحت عموم و به خاطر این که هیچ گونه سوء ظنی تولید نشود می‌باشد.

اعتقاد شیعه[ویرایش]

به اعتقاد شیعیان هر مالی که یک سال بدون استفاده قرار گیرد، غنیمت جنگی و چند مورد دیگر خمس به آن تعلق می‌گیرد و دادن خمس واجب است.[نیازمند منبع]

برخی علمای شیعه نیز اعتقادی به خمس از اموال تجاری نداشته‌اند. از جمله مقدس اردبیلی دریافت خمس را حرام دانسته است.[۱][۲]

اعتقاد اهل سنت[ویرایش]

به اعتقاد اهل سنت خمس فقط به غنیمت جنگی تعلق می‌گیرد. علمای تسنن معتقدند که واژه غنیمت در قرآن، فقط به معنای دستاوردهای جنگی است و گرفتن خمس مکاسب نامشروع است. ولی علمای شیعه در جواب این شبهه، آنان را به مراجعه پیرامون معنای واژه غنیمت در عربی فصیح(عربی قرآنی یا کلاسیک) و متون قدیمی فراخوانده‌اند، جایی که غنیمت به مفهوم ماحصل کار و تلاش آمده‌است.[۳]

منابع خمس[ویرایش]

سید محمد جواد غروی در کتاب خود چنین می‌نویسد که خمس در هفت چیز است:

  • اول:آن چیزی است که در جنگ کفّار گرفته می‌شود، منقول باشد یا غیر منقول.[۴]
  • دوم:معادن است و مستند آن اخبار مستفیظه می‌باشد مثل صحیفهٔ حلبی.[۵]
  • سوم:گنج که به عنوان مال ذخیره و در زمین معروف است و اجماع کافّهٔ علما بر وجوب خمس است.[۶]
  • چهارم:هرچه با غواصی از دریا خارج شود، مثل جواهر و در اگر قیمتش یک دینار به بالا باشد.[۷]
  • پنجم:آن چه از هزینه سالانه شخص و نفقه خوارانش سرافتد.[۸]
  • ششم:هرگاه کافر ذمی، زمینی را از مسلمانی بخرد، خمس انرا باید بدهد [۹]
  • هفتم:هر گاه حلال با حرام مختلط شده باشد و قابل تمیز نباشد خمس بر آن واجب است.[۱۰]

مصارف خمس[ویرایش]

طبق اعتقاد بسیاری از فقهای شیعه، خمس به دو سهم تقسیم می‌شود که یکی سهم سادات فقیر، یتیم و در راه درمانده‌است و دیگری سهم امام زمان که هر دو سهم باید به مرجع تقلید یا نمایندهٔ وی داده شود، مگر آن که از ایشان اجازه گرفته و در راهی مصرف شود که آن‌ها اجازه می‌دهند.[۱۱] البته جمعی از فقهای شیعی اختصاص نیمی از خمس به سادات را قبول ندارند[۱۲]

انتقادات[ویرایش]

احمد کسروی، معتقد بود که: «زکات و مال امام، مالیات اسلام بوده. اسلام یک حکومتی داشته که سپاه می‌گرفته و حکم‌رانان می‌فرستاده و قاضی می‌گمارده و شحنه و شرطه برمی‌گزیده و یک کشور بسیار بزرگی را اداره می‌کرده و مسلمانان را نگهداری می‌نموده و در برابر آن از مردم مال امام و زکات می‌گرفته، اما اکنون که حکومت واحد اسلامی برافتاده و هر توده و نژادی از مسلمانان خود را جدا گردانیده و یک حکومت نژادی بنیاد گزارده‌اند و مالیات به دولت‌های خود می‌پردازند، دیگر نیازی به پرداخت زکات و مال امام به ملاها وجود ندارد».[۱۳]

البته بر خلاف تصور کسروی هیچ کدام از دو سهم خمس -چنانکه در قسمت مصارف همین مقاله اشاره شد- ( در نزد اهل تشیع دست کم)به مصرف هزینه‌های دولتی نمی‌رسد.[۱۴]

منابع[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. پرس و جو مسائل دینی
  2. اسلام پی
  3. مغنیه، مد، الفقه علی المذاهب الخمسة، ص ۱۸۶
  4. فقه استدلالی در مسائل خلافی، نشر اقبال و مولف، ۱۳۷۷، بخش سوم:احکامی چند در تعدیل ثروت
  5. فقه استدلالی در مسائل خلافی، نشر اقبال و مولف، ۱۳۷۷، بخش سوم:احکامی چند در تعدیل ثروت
  6. فقه استدلالی در مسائل خلافی، نشر اقبال و مولف، ۱۳۷۷، بخش سوم:احکامی چند در تعدیل ثروت
  7. فقه استدلالی در مسائل خلافی، نشر اقبال و مولف، ۱۳۷۷، بخش سوم:احکامی چند در تعدیل ثروت
  8. فقه استدلالی در مسائل خلافی، نشر اقبال و مولف، ۱۳۷۷، بخش سوم:احکامی چند در تعدیل ثروت
  9. فقه استدلالی در مسائل خلافی، نشر اقبال و مولف، ۱۳۷۷، بخش سوم:احکامی چند در تعدیل ثروت
  10. فقه استدلالی در مسائل خلافی، نشر اقبال و مولف، ۱۳۷۷، بخش سوم:احکامی چند در تعدیل ثروت
  11. تحریر الوسیله تالیف محمد باقر موسوی همدانی
  12. برای نمونه : رساله توضیح المسایل آیت‌الله صادقی تهرانی مساله 440 http://forghan.org/_fa/_resaleh/index.php?catid=122&title=خمس&catid2=228&title2=موارد%20پرداخت%20خمس
  13. شماره ویژه پرچم، سال یکم فروردین ۱۳۲۲
  14. رساله توضیح المسایل آیت‌الله زنجانی مساله ۲۱۱۸ قابل دسترسی در اینجا

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

For the town in Libya, see Khoms, Libya.

In Islamic tradition, Khums (Arabic: خمسArabic pronunciation: [xums], literally 'Fifth') refers to the historically required religious obligation of Muslim army to pay one-fifth of spoils of war, booty collected from non-believers after a military campaign; this tax was paid to the Caliph or Sultan, representing the state of Islam.[1]

Khums is a 20% tax that must be paid on all items regarded as ghanima (Arabic: الْغَنيمَة‎, booty seized with war). There are differing legal traditions within Islam about what constitutes ghanima, and thus how far-reaching khums should be. In some jurisdictions, Khums included a 20% tax paid on business profit and minerals. Khums is different and separate from other Islamic taxes such as zakat and jizya.[1][2]

In Sunni tradition, ghanim is defined as the spoils of war. In Shia tradition, the definition also includes taxes on profit and minerals.[3] There are differences of opinion about the scope of Khums in Sunni and Shia sects of Islam, as well as who owns it and how should the collected khums be spent.[4]

Etymology

The Arabic term Khums literally means one-fifth. It is referred to in the Quran in the sura Al-Anfal ("spoils of war, booty") especially verse no 41, and in various Hadiths.

Islamic scriptures

Khums and ghanima are revealed in Quran. For example,[3]

They ask thee concerning (things taken as) spoils of war. Say: "(such) spoils are at the disposal of Allah and the Messenger: So fear Allah, and keep straight the relations between yourselves: Obey Allah and His Messenger, if ye do believe."

Quran 8:1

"Say to the Unbelievers, if (now) they desist (from Unbelief), their past would be forgiven them; but if they persist, the punishment of those before them is already (a matter of warning for them). And fight them on until there is no more tumult or oppression, and there prevail Allah altogether and everywhere; but if they cease, verily Allah doth see all that they do. And know that out of all the booty that ye may acquire (in war), a fifth share is assigned to Allah,- and to the Messenger, and to near relatives, orphans, the needy, and the wayfarer,- if ye do believe in Allah and in the revelation We sent down to Our servant on the Day of Testing,- the Day of the meeting of the two forces. For Allah hath power over all things."

Quran 8:38–41

This teaching is repeated in Sahih Hadiths, books which are considered authentic records of examples set by Muhammad,

Narrated Ibn 'Abbas: The delegates of the tribe of 'Abdul-Qais came and said, "O Allah's Apostle! We are from the tribe of Rabi'a, and there is the infidels of the tribe of Mudar intervening between you and us, so we cannot come to you except in the Sacred Months. So please order us some instructions that we may apply it to ourselves and also invite our people whom we left behind us to observe as well." The Prophet said, "I order you (to do) four (things) and forbid you (to do) four: I order you to believe in Allah, that is, to testify that None has the right to be worshipped but Allah (the Prophet pointed with his hand); to offer prayers perfectly; to pay Zakat; to fast the month of Ramadan, and to pay the Khums (i.e. one-fifth) of the war booty to Allah.

Sahih al-Bukhari, 4:53:327

When the Messenger of Allah appointed anyone as leader of an army or detachment he would especially exhort him to fear Allah and to be good to the Muslims who were with him. He would say: Fight in the name of Allah and in the way of Allah. Fight against those who disbelieve in Allah. Make a holy war, do not embezzle the spoils [of war, booty]; do not break your pledge; and do not mutilate the dead bodies; do not kill the children. When you meet your enemies who are polytheists, invite them to three courses of action. If they respond to any one of these, you also accept it and withhold yourself from doing them any harm. Invite them to accept Islam; if they respond to you, accept it from them and desist from fighting against them. Then invite them to migrate from their lands to the land of Muhairs and inform them that, if they do so, they shall have all the privileges and obligations of the Muhajirs. If they refuse to migrate, tell them that they will have the status of Bedouin Muslims and will be subjected to the Commands of Allah like other Muslims, but they will not get any share from the spoils of war or Fai' except when they actually fight with the Muslims against other disbelievers. If they refuse to accept Islam, demand from them the Jizya. If they agree to pay, accept it from them and hold off your hands. If they refuse to pay the tax, seek Allah's help and fight them.

Sahih Muslim, 19:4294

Sunnah in Volume 4, Book 52 of Sahih Bukhari is dedicated to Khums.[5]

Khums

Khums means "one-fifth or 20%".[3] In Islamic legal terminology, it means one-fifth of certain items which a person acquires as wealth, and which must be paid to the state of Islam. This is one[6] of many forms of tax in Islamic jurisprudence that applies on Ghanima and Fai (or Fay). In early and middle history of Islam, Ghanima was that property and wealth that was looted by the Muslim army after attacking the nonbelievers and a battle. Fai was that property and wealth that was gained from confiscation without strife, that is if the nonbelievers refused to fight or violently oppose the raid.[7] Over time, the concept and scope of Ghanima was expanded by Islamic scholars, and variations emerged between Sunni and Shia scholars on interpreting the definition of Ghanima. Similarly, the percentage of Fai was expanded to 100% using verse 59.7 of Quran,[8] thus placing it beyond khums. The 80% amount left after paying the 20% khums, was distributed among the army commander and soldiers who attacked the unbelievers.[9][10]

Ghanima

The Items eligible for khums are referred to as Ghanima →"الْغَنيمَة" in the Quran. The Arabic word ghanima (also referred to as ghanimah, ghana'im, ightindm in Africa and Asia)[11][12] has been interpreted to have several meanings:[1]

  1. spoils of war, or war booty looted or confiscated from enemy / nonbelievers (of Islam)
  2. profit
  3. minerals or any other form of buried treasure[13]

However one hadith (Imams of Ahlu’l-bayt) lists seven items regarded as ghanima:[citation needed]

  1. the profit or the surplus of the income.
  2. the legitimate wealth which is mixed with some illegitimate wealth.
  3. mines and minerals.[14]
  4. the precious stones obtained from sea by diving.
  5. treasures.
  6. the land which an unbeliever buys from a Muslim.
  7. the spoils of war.

Sunnis confine the term to cover only[citation needed]

  1. “whatever of a thing you acquire as spoils of war”.

Shia view

Khums, in the Shia tradition, is applied to the business profit, or surplus, of a business income. It is payable at the beginning of the financial year, though this is regarded as being the time at which the amount becomes clear. Ghanima and one-fifth tax of Khums applies wherever gain or profit is involved. "Ghanima" has two meanings as mentioned above; the second meaning is illustrated by the common use of the Islamic banking term "al-ghunm bil-ghurm" meaning "gains accompany liability for loss or risk"[15][16]

In 13th century Shia region, the khums was divided into two portions. One portion went to the descendants of Muhammad, the other portion was divided equally and one part given to Imam and clergy, while the other part went to the orphaned and poor Muslims.[17] Khums became a major source of income and financial independence of the clergy in Shia regions.

The Sunni View

Sunnis that follow one of the four Sunni Schools of fiqh do not consider khums as an innovation. Followers of a contemporary Islamic movement -- Salafism, the adherents of which claim to adhere to the path of the 'as-Salaf aṣ-Ṣāliḥ' (righteous predecessors) consider the payment of Khums to be an innovation—a bid'ah.[citation needed]

The adherents of this movement (sometimes referred to as Salafis) consider it as such, because they find no evidence for its establishment in any of the four major Sunni sources of jurisprudence (Qur'an (the central religious text of Islam) • Sunnah (the observed ways of living and sayings of Muhammad) • Ijma' (consensus of the community of Muslims) • Qiyas (process of analogical reasoning from a known injunction (nass) to a new injunction)).

Khums is applicable on Ghanayam (property, movable and immovable) booty seized from the enemy in any battle or as a result of actual warfare, according to some Sunni scholars. Others, such as Abu Ubayd and Qardawi, the khums applies to any windfall for Muslims, but not to income as is the case according to Shia scholars.[18]

Khums in history

Africa

Khums was practiced by Muslim commanders who raided African communities from 8th century through early 20th century. However, khums was treated as a concept and the share of booty transferred to the Islamic state was 50%. For example, the West African Muslim ruler Hamman Yaji in 1919,[19] recorded in his diary,

"I raided the pagans of Rowa and captured 50 cattle and 33 slaves. We calculated my fifth share [khums] as 17 slaves and 25 cattle."

— Hamman Yaji, Translated by Humphrey Fisher[20]

Similarly, from 8th to 10th century, the Berber people in North Africa were treated as pagans, raided and the booty of seized wealth and slaves were subject to khums.[21]

Europe

From 8th century onwards, Southern Europe became a target of raids and military campaigns from Morocco and by the Ottoman Sultanate. After the conquest of Cordoba by Muslim armies, khums (20%) of all moveable booty seized from Christians and Jews after war was transferred to Caliphal treasury, the rest distributed among the commanders and Muslim soldiers of invading army.[22] According to Musa Nusayr, the army commanders also set aside 20% of land vacated by non-Muslims to the Caliph.[22] The land that was surrendered by Christians and Jews, but not vacated, became subject to jizya payable by the dhimmis. However, Ibn Hazm states that Muslim soldiers did not set aside or pay khums from the looted property or riches from the annexed land, each kept the spoils for himself.[22] This became one source of distrust and dispute between the Muslim rulers and clergy based in Africa and the new Caliphate of Cordoba in Southwestern Europe.[23] Outside Spain, Ghanima and Fay were sought from Muslim conquests in Sicily, Greece and Caucasian region of Europe. Khums was paid from all seized movable property to the Caliphal treasury.[24]

India

From 10th century through the 18th century, Muslim armies raided non-Muslim kingdoms of India. Some of these Muslim armies came from northwest, consisting of Turko-Mongols, Persians and Afghans. In other times, these were commanders of Delhi Sultanate. War spoils and looted movable property from infidels (Hindus, Jains, Buddhists) was subject to khums.[25] The 20% tax was transferred to the treasury of the Sultanate, and the 80% was distributed among the commanders, mounted soldiers and foot soldiers.[26] The mounted soldiers were given 2 to 3 times as much of the war booty as the foot soldiers. The collected war booty from the treasuries and temples of Hindus were an incentive for war, and the Khums (Ghanima tax) a source of wealth for the Sultans in India.[27][28] One such loot was from Warangal, and it included the Koh-i-noor, one of the largest known diamonds in human history.[29]

See also

References

  1. ^ a b c Zafar Iqbal and Mervyn Lewis, An Islamic Perspective on Governance, ISBN 978-1847201386, pp. 99-115
  2. ^ Seri-Hersch (2010), " Transborder" Exchanges of People, Things, and Representations: Revisiting the Conflict Between Mahdist Sudan and Christian Ethiopia, 1885–1889, The International Journal of African Historical Studies, Vol. 43, No. 1, pp. 1-26
  3. ^ a b c Abdulaziz Sachedina (1980), Al-Khums: The Fifth in the Imāmī Shīʿī Legal System, Journal of Near Eastern Studies, Vol. 39, No. 4, 275-289
  4. ^ ALAMI ARDABILI ALI and SAJJADI ZADEH SAYYID ALI, A SURVEY OF KHUMS HADITHS IN SAHIH BUKHARI, ULUM-I-HADITH, WINTER 2011, Volume 15, Number 4 (58); pp. 140-162
  5. ^ One-fifth of Booty to the Cause of Allah (Khumus) University of Southern California
  6. ^ Other religiously required taxes in Islam include zakat, jizya, kharaj, ushur, etc.
  7. ^ Vikør, K. S. (2000), Jihād,'ilm and taṣawwuf: Two Justifications of Action from the Idrīsī Tradition, Studia Islamica, No. 90 (2000), 153-176
  8. ^ Quran 59:7
  9. ^ R Swarup (2002), Understanding the Hadith: The Sacred Traditions of Islam, ISBN 978-1591020172, pp. 109-112
  10. ^ MA Shomali, Message of Thaqalayn, Imamah and Wilayah VI, Spring 2013, Vol. 15, No. 1, pp 129
  11. ^ Fisher, H. J. (1990), Review - A Chronicle of Bornu A Sudanic Chronicle: the Bornu Expeditions of Idrīs Alauma (1564–1576) according to the account of Amad b. Furū by Dierk Lange, The Journal of African History, 31(01), 141-143.
  12. ^ Ghanimah Oxford Islamic Studies, Oxford University Press
  13. ^ Some scholars disagree that minerals are subject to khums, see Zafar Iqbal and Mervyn Lewis, An Islamic Perspective on Governance, ISBN 978-1847201386, pp. 99-115
  14. ^ Some scholars disagree that minerals are subject to khums, see Zafar Iqbal and Mervyn Lewis, An Islamic Perspective on Governance, ISBN 978-1847201386, pp. 99-115
  15. ^ Glossary of Islamic Banking Terms
  16. ^ ...Challenges Facing Islamic Banking by Ibrahim F I Shihata
  17. ^ John L. Esposito (2004), The Oxford Dictionary of Islam, Oxford University Press, ISBN 978-0195125597, pp. 174
  18. ^ Robert W. McGee (2011), The Ethics of Tax Evasion: Perspectives in Theory and Practice, Springer, ISBN 978-1461412861, pp 181
  19. ^ James H. Vaughan and Anthony H. M. Kirk-Greene (1995), The Diary of Hamman Yaji - Chronicle of a West African Muslim Ruler, Indiana University Press, ISBN 978-0253362063
  20. ^ H Fisher (2001), Slavery in the History of Muslim Black Africa, New York University Press, ISBN 978-0814727164, pp. 49-51
  21. ^ Nabia Abbott, Arabic and Islamic Studies in Honor of Hamilton A. R. Gibb, Editor: George Makdisi, Brill and Harvard University Press, pp. 33-34
  22. ^ a b c Peter Scales (1994), The Fall of the Caliphate of Córdoba: Berbers and Andalusis in Conflict, Brill Academic, ISBN 978-9004098688, pp. 59-60 and 119-147
  23. ^ Nicola Clarke (2012), The Muslim Conquest of Iberia: Medieval Arabic Narratives, Routledge, ISBN 978-0415673204, pp. 42-49, 131-137
  24. ^ Jeremy Johns (2007), Arabic Administration in Norman Sicily: The Royal Diwan, Cambridge University Press, ISBN 978-0521037020, pp. 22-29
  25. ^ S. Kumar, The emergence of the Delhi Sultanate, 1192-1286, ISBN 978-8178241470, pp. 176-179
  26. ^ S. Agarwal, Daan and Other Giving Traditions in India, ISBN 978-8191085402, Chapter 3
  27. ^ Frank Fanselow (1989), Muslim society in Tamil Nadu (India): an historical perspective, Journal Institute of Muslim Minority Affairs, 10(1), pp 264-289
  28. ^ S. Chandra, Medieval India: From Sultanat to the Mughals, ISBN 978-8124112670, pp. 62-63
  29. ^ Hermann Kulke and Dietmar Rothermund, A History of India, 3rd Edition, Routledge, 1998, ISBN 0-415-15482-0

External links