تشخیص پزشکی
تشخیص پزشکی (مخفف Dx, Dx یا Ds) فرایند تعیین این است که کدام بیماری یا وضعیت پزشکی، علائم و نشانههای یک شخص را توضیح میدهد. اغلب به آن صرفاً تشخیص گفته میشود و زمینه پزشکی در آن مستتر است. اطلاعات لازم برای تشخیص معمولاً از تاریخچه و معاینه بالینی فردی که به دنبال مراقبتهای پزشکی است، جمعآوری میشود. اغلب، یک یا چند رویه تشخیصی، مانند آزمایشهای پزشکی نیز در طول این فرایند انجام میشود. گاهی تشخیص گذشتهنگر نیز نوعی تشخیص پزشکی در نظر گرفته میشود.
تشخیص اغلب چالشبرانگیز است زیرا بسیاری از علائم و نشانهها غیراختصاصی هستند. به عنوان مثال، قرمزی پوست (اریتم)، به خودی خود، نشانهای از بسیاری از اختلالات است و در نتیجه به متخصص مراقبتهای بهداشتی نمیگوید که مشکل چیست؛ بنابراین تشخیص افتراقی، که در آن چندین توضیح احتمالی مقایسه و مقابله میشوند، باید انجام شود. این شامل همبستگی بخشهای مختلف اطلاعات و به دنبال آن تشخیص و تمایز الگوها است. گاهی این فرایند با یک علامت یا نشانه (یا گروهی از آنها) که پاتوگنومونیک است، آسان میشود.
تشخیص یکی از اجزای اصلی رویه ویزیت پزشک است. از دیدگاه آمار، رویه تشخیصی شامل آزمونهای طبقهبندی است. مطالعه پیامدهای بیمار پس از تشخیص، حوزه اپیدمیولوژی بقا است.
کاربردهای پزشکی
[ویرایش | اشتراکگذاری]تشخیص، به معنای رویه تشخیصی، میتواند به عنوان تلاشی برای طبقهبندی وضعیت یک فرد به دستههای مجزا و مشخص در نظر گرفته شود که امکان تصمیمگیری پزشکی در مورد درمان و پیشآگهی را فراهم میکند. متعاقباً، نظر تشخیصی اغلب بر حسب یک بیماری یا وضعیت دیگر توصیف میشود. (با این حال، در صورت تشخیص اشتباه، بیماری یا وضعیت واقعی فرد با تشخیص فرد یکسان نیست) ارزیابی کلی یک وضعیت اغلب ارزیابی تشخیصی (diagnostic workup) نامیده میشود.
یک رویه تشخیصی ممکن است توسط متخصصان مراقبتهای بهداشتی مختلفی مانند پزشک، فیزیوتراپ، دندانپزشک، پودیاتریست، اپتومتریست، پرستار متخصص، دانشمند مراقبتهای بهداشتی یا دستیار پزشک انجام شود. این مقاله از تشخیصدهنده برای هر یک از این دستههای افراد استفاده میکند.
یک رویه تشخیصی (و همچنین نظر به دست آمده از آن) لزوماً شامل روشن شدن سببشناسی بیماریها یا شرایط مورد نظر نمیشود، یعنی اینکه چه چیزی باعث بیماری یا وضعیت شده است. چنین شفافسازی میتواند برای بهینهسازی درمان، مشخص کردن بیشتر پیشآگهی یا جلوگیری از عود بیماری یا وضعیت در آینده مفید باشد.
کار اولیه تشخیص یک اندیکاسیون برای انجام یک رویه تشخیصی است. اندیکاسیونها عبارتند از:
- تشخیص هرگونه انحراف از آنچه طبیعی شناخته میشود، مانند آنچه میتواند بر حسب، به عنوان مثال، کالبدشناسی (ساختار بدن انسان)، فیزیولوژی (چگونگی کارکرد بدن)، آسیبشناسی (آنچه میتواند در کالبدشناسی و فیزیولوژی اشتباه شود)، روانشناسی (فکر و رفتار) و هومئوستازی انسان (در مورد مکانیسمهایی برای حفظ تعادل سیستمهای بدن) توصیف شود. آگاهی از آنچه طبیعی است و اندازهگیری وضعیت فعلی بیمار در برابر آن هنجارها میتواند در تعیین خروج خاص بیمار از هومئوستازی و درجه خروج کمک کند، که به نوبه خود میتواند در کمیسازی اندیکاسیون برای پردازش تشخیصی بیشتر کمک کند.
- شکایتی که توسط بیمار بیان میشود.
- این واقعیت که بیمار به دنبال یک تشخیصدهنده بوده است، خود میتواند نشانهای برای انجام یک روش تشخیصی باشد. به عنوان مثال، در یک ویزیت پزشک، پزشک ممکن است حتی قبل از اینکه بیمار شروع به ارائه هرگونه شکایتی کند، با تماشای راه رفتن بیمار از اتاق انتظار تا مطب پزشک، شروع به انجام یک رویه تشخیصی کند.
حتی در طول یک رویه تشخیصی در حال انجام، ممکن است نشانهای برای انجام یک رویه تشخیصی جداگانه و دیگر برای یک بیماری یا وضعیت احتمالی همراه وجود داشته باشد. این ممکن است در نتیجه یک یافته تصادفی از یک علامت نامرتبط با پارامتر مورد نظر رخ دهد، مانند آنچه در آزمایشهای جامع مانند مطالعات رادیولوژی مانند تصویربرداری تشدید مغناطیسی یا پانلهای آزمایش خون که شامل آزمایشهای خونی هستند که برای تشخیص در حال انجام مرتبط نیستند، رخ میدهد.
رویه
[ویرایش | اشتراکگذاری]اجزای کلی که در یک رویه تشخیصی در اکثر روشهای مختلف موجود وجود دارند عبارتند از:
- تکمیل اطلاعات داده شده با جمعآوری دادههای بیشتر، که ممکن است شامل سؤالاتی در مورد تاریخچه پزشکی (بهطور بالقوه از سایر افراد نزدیک به بیمار نیز)، معاینه بالینی و تستهای تشخیصی مختلف باشد.
تست تشخیصی هر نوع آزمایش پزشکی است که برای کمک به تشخیص یا کشف بیماری انجام میشود. از تستهای تشخیصی میتوان برای ارائه اطلاعات پیشآگهی در مورد افراد مبتلا به بیماری تثبیتشده نیز استفاده کرد. - پردازش پاسخها، یافتهها یا سایر نتایج. ممکن است مشورت با سایر ارائهدهندگان و متخصصان در این زمینه خواسته شود.
تعدادی از روشها یا تکنیکها وجود دارد که میتواند در یک رویه تشخیصی مورد استفاده قرار گیرد، از جمله انجام یک تشخیص افتراقی یا پیروی از الگوریتمهای پزشکی. در واقعیت، یک رویه تشخیصی ممکن است شامل اجزایی از چندین روش باشد.
تشخیص افتراقی
[ویرایش | اشتراکگذاری]روش تشخیص افتراقی بر اساس یافتن تا حد امکان بیماریها یا شرایط کاندید است که میتوانند احتمالاً باعث علائم یا نشانهها شوند، و به دنبال آن یک فرایند حذف یا حداقل کم و بیش محتمل کردن موارد توسط آزمایشهای پزشکی بیشتر و سایر پردازشها، با هدف رسیدن به نقطهای که تنها یک بیماری یا وضعیت کاندید به عنوان محتمل باقی بماند. نتیجه همچنین ممکن است فهرستی از شرایط احتمالی باقی بماند که به ترتیب احتمال یا شدت رتبهبندی شدهاند. چنین فهرستی اغلب توسط سیستمهای تشخیص به کمک رایانه تولید میشود.[۱]
نظر تشخیصی حاصل از این روش میتواند کم و بیش به عنوان یک تشخیص حذفی (diagnosis of exclusion) در نظر گرفته شود. حتی اگر به یک بیماری یا وضعیت محتمل منفرد منجر نشود، حداقل میتواند هرگونه وضعیت تهدیدکننده زندگی را رد کند.[نیازمند منبع]
مگر اینکه ارائهدهنده از وضعیت موجود مطمئن باشد، آزمایشهای پزشکی بیشتری، مانند تصویربرداری پزشکی، تا حدی برای تأیید یا رد تشخیص انجام یا برنامهریزی میشود، اما همچنین برای مستند کردن وضعیت بیمار و بهروز نگه داشتن تاریخچه پزشکی بیمار.[نیازمند منبع]
اگر در طول این فرایند یافتههای غیرمنتظرهای به دست آید، فرضیه اولیه ممکن است رد شود و ارائهدهنده باید سپس فرضیههای دیگری را در نظر بگیرد.[نیازمند منبع]
تشخیص الگو
[ویرایش | اشتراکگذاری]در یک روش تشخیص الگو، ارائهدهنده از تجربه برای تشخیص الگویی از ویژگیهای بالینی استفاده میکند.: 198, [۲] این عمدتاً بر اساس علائم یا نشانههای خاصی است که با بیماریها یا شرایط خاصی مرتبط هستند، و لزوماً شامل پردازشهای شناختی بیشتری که در یک تشخیص افتراقی درگیر هستند، نمیشود.
این ممکن است روش اولیهای باشد که در مواردی که بیماریها «آشکار» هستند استفاده میشود، یا تجربه ارائهدهنده ممکن است او را قادر سازد تا وضعیت را به سرعت تشخیص دهد. از نظر تئوری، یک الگوی خاص از علائم یا نشانهها میتواند مستقیماً با یک درمان خاص مرتبط باشد، حتی بدون تصمیم قطعی در مورد اینکه بیماری واقعی چیست، اما چنین مصالحهای خطر قابلتوجهی برای از دست دادن تشخیصی که در واقع درمان متفاوتی دارد، به همراه دارد، بنابراین ممکن است به مواردی محدود شود که هیچ تشخیصی نمیتوان داد.[نیازمند منبع]
معیارهای تشخیصی
[ویرایش | اشتراکگذاری]اصطلاح معیارهای تشخیصی نشاندهنده ترکیب خاصی از علائم و نشانهها، و نتایج آزمایش است که بالینگر برای تلاش در تعیین تشخیص صحیح از آن استفاده میکند.
برخی از نمونههای معیارهای تشخیصی، که با عنوان تعاریف مورد بالینی نیز شناخته میشوند، عبارتند از:
سیستم پشتیبان تصمیمگیری بالینی
[ویرایش | اشتراکگذاری]سیستمهای پشتیبان تصمیمگیری بالینی برنامههای رایانهای تعاملی هستند که برای کمک به متخصصان سلامت در وظایف تصمیمگیری طراحی شدهاند. بالینگر با استفاده از دانش خود و نرمافزار با آن تعامل میکند تا تحلیل بهتری از دادههای بیماران نسبت به آنچه انسان یا نرمافزار میتوانند به تنهایی انجام دهند، داشته باشد. معمولاً این سیستم پیشنهادهایی را برای بررسی به بالینگر ارائه میدهد و بالینگر اطلاعات مفید را انتخاب کرده و پیشنهادهای اشتباه را حذف میکند.[۳] برخی از برنامهها سعی میکنند با جایگزین شدن به جای بالینگر، مانند خواندن خروجی یک مانیتور قلب، این کار را انجام دهند. چنین فرایندهای خودکاری معمولاً توسط سازمان غذا و دارو (FDA) یک «دستگاه» در نظر گرفته میشوند و نیاز به تأییدیه نظارتی دارند. در مقابل، سیستمهای پشتیبان تصمیمگیری بالینی که از بالینگر «پشتیبانی» میکنند اما جایگزین او نمیشوند، در صورتی که معیارهای FDA را برآورده کنند، «هوش افزوده» تلقی میشوند: (۱) دادههای اساسی را آشکار کند، (۲) منطق اساسی را آشکار کند، و (۳) بالینگر را برای شکلدهی و اتخاذ تصمیم در رأس کار قرار دهد.[نیازمند منبع]
سایر روشهای رویه تشخیصی
[ویرایش | اشتراکگذاری]سایر روشهایی که میتوانند در انجام یک رویه تشخیصی مورد استفاده قرار گیرند عبارتند از:

- استفاده از الگوریتمهای پزشکی
- یک «روش جامع»، که در آن هر سؤال ممکنی پرسیده میشود و تمام دادههای ممکن جمعآوری میشود.
اثرات نامطلوب
[ویرایش | اشتراکگذاری]مشکلات تشخیصی علت اصلی پرداختهای قصور پزشکی هستند که در مطالعهای روی ۲۵ سال داده و ۳۵۰٬۰۰۰ ادعا، ۳۵ درصد از کل پرداختها را تشکیل میدهند.[۴]
بیشتشخیصی
[ویرایش | اشتراکگذاری]بیشتشخیصی تشخیص «بیماری» است که هرگز در طول زندگی بیمار باعث علائم یا مرگ نخواهد شد.[۵] این یک مشکل است زیرا افراد را بیدلیل به بیمار تبدیل میکند و میتواند منجر به اتلاف اقتصادی[۶] (بیشمصرفی) و درمانهایی شود که ممکن است باعث آسیب شوند. بیشتشخیصی زمانی رخ میدهد که یک بیماری به درستی تشخیص داده شود، اما تشخیص نامربوط باشد. یک تشخیص صحیح ممکن است نامربوط باشد زیرا درمان بیماری در دسترس نیست، نیازی به آن نیست، یا مطلوب نیست.[۷]
خطاها
[ویرایش | اشتراکگذاری]طبق گزارش سال ۲۰۱۵ توسط آکادمیهای ملی علوم، مهندسی و پزشکی، بیشتر افراد در طول زندگی خود حداقل یک خطای تشخیصی را تجربه خواهند کرد.[۸]
علل و عوامل خطا در تشخیص عبارتند از:[۹]
- تظاهر بیماری به اندازه کافی قابلتوجه نیست
- یک بیماری از بررسی حذف میشود
- اهمیت بیش از حد به برخی از جنبههای تشخیص داده میشود
- وضعیت یک بیماری نادر با علائمی است که نشاندهنده بسیاری از شرایط دیگر است
- وضعیت دارای یک تظاهر نادر است
زمان تأخیر
[ویرایش | اشتراکگذاری]هنگام تشخیص پزشکی، زمان تأخیر به تأخیر زمانی تا برداشتن گامی به سوی تشخیص یک بیماری یا وضعیت گفته میشود. انواع زمانهای تأخیر عمدتاً عبارتند از:
- زمان تأخیر از شروع تا مواجهه پزشکی، زمان از شروع علائم تا مراجعه به یک ارائهدهنده مراقبتهای بهداشتی[۱۰]
- زمان تأخیر از مواجهه تا تشخیص، زمان از اولین برخورد پزشکی تا تشخیص[۱۰]
زمانهای تأخیر طولانی اغلب «ادیسه تشخیصی» (diagnostic odyssey) نامیده میشوند.
تاریخچه
[ویرایش | اشتراکگذاری]اولین نمونههای ثبتشده تشخیص پزشکی در نوشتههای ایمهوتپ (۲۶۳۰–۲۶۱۱ ق. م) در مصر باستان (پاپیروس ادوین اسمیت) یافت میشود.[۱۱] یک کتاب درسی پزشکی بابلی، کتابچه راهنمای تشخیصی نوشته اساگیلکینآپلی (حدود ۱۰۶۹–۱۰۴۶ ق. م)، استفاده از تجربهگرایی، منطق و عقلانیت را در تشخیص یک بیماری یا مرض معرفی کرد.[۱۲] پزشکی سنتی چین، همانطور که در کتاب کلاسیک درونی امپراتور زرد یا هوانگدی نیجینگ توضیح داده شده است، چهار روش تشخیصی را مشخص کرد: مشاهده، سمع-بویایی، پرسش و لمس.[۱۳] بقراط به دلیل انجام تشخیصها از طریق چشیدن ادرار بیماران و بوییدن عرق آنها شناخته شده بود.[۱۴]
واژه
[ویرایش | اشتراکگذاری]تشخیص پزشکی یا فرایند واقعی انجام تشخیص یک فرایند شناختی است. یک بالینگر از چندین منبع داده استفاده میکند و قطعات پازل را کنار هم قرار میدهد تا به یک برداشت تشخیصی دست یابد. برداشت تشخیصی اولیه میتواند یک اصطلاح گسترده باشد که دستهای از بیماریها را توصیف میکند، نه یک بیماری یا وضعیت خاص. پس از برداشت تشخیصی اولیه، بالینگر آزمایشها و رویههای پیگیری را برای به دست آوردن دادههای بیشتر به منظور تأیید یا رد تشخیص اصلی انجام میدهد و تلاش میکند تا آن را به سطح خاصتری محدود کند. رویههای تشخیصی ابزارهای خاصی هستند که بالینگرها برای محدود کردن احتمالات تشخیصی از آنها استفاده میکنند.
جمع کلمه diagnosis در انگلیسی diagnoses است. فعل آن to diagnose (تشخیص دادن) است و به شخصی که تشخیص را انجام میدهد، diagnostician (تشخیصدهنده) میگویند.
ریشهشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]واژه تشخیص (diagnosis) /daɪ.əɡˈnoʊsɪs/ از طریق لاتین از واژه یونانی διάγνωσις (diágnōsis) مشتق شده است که از διαγιγνώσκειν (diagignṓskein) به معنای «تشخیص دادن، تمایز دادن» میآید.[۱۵]
جامعه و فرهنگ
[ویرایش | اشتراکگذاری]بافت اجتماعی
[ویرایش | اشتراکگذاری]تشخیص میتواند اشکال متعددی به خود بگیرد.[۱۶] ممکن است موضوع نامگذاری بیماری، ضایعه، اختلال عملکرد یا ناتوانی باشد. ممکن است یک تمرین نامگذاری مدیریتی یا نامگذاری پیشآگهی باشد. ممکن است نشاندهنده درجه ناهنجاری در یک پیوستار یا نوع ناهنجاری در یک طبقهبندی باشد. این امر تحت تأثیر عوامل غیرپزشکی مانند قدرت، اخلاق و انگیزههای مالی برای بیمار یا پزشک است. میتواند یک خلاصهسازی کوتاه یا یک فرمولبندی گسترده باشد و حتی به شکل داستان یا استعاره درآید. ممکن است وسیلهای برای ارتباط باشد، مانند یک کد رایانهای که از طریق آن پرداخت، تجویز، اطلاعرسانی، اطلاعات یا مشاوره آغاز میشود. ممکن است رویکرد آن پاتوژنیک یا سالوتوژنیک باشد. تشخیص عموماً نامشخص و موقتی است.
هنگامی که به یک نظر تشخیصی رسیدیم، ارائهدهنده مراقبت قادر است یک برنامه مدیریتی پیشنهاد دهد که شامل درمان و همچنین برنامههای پیگیری خواهد بود. از این نقطه به بعد، علاوه بر درمان وضعیت بیمار، ارائهدهنده میتواند به بیمار در مورد سببشناسی، پیشرفت، پیشآگهی، سایر پیامدها و درمانهای احتمالی بیماریهای وی آموزش دهد و همچنین توصیههایی برای حفظ سلامت ارائه کند.[نیازمند منبع]
یک برنامه درمانی پیشنهاد میشود که در صورت نیاز ممکن است شامل درمان و مشاورههای پیگیری و آزمایشهایی برای پایش وضعیت و پیشرفت درمان باشد که معمولاً بر اساس دستورالعملهای پزشکی ارائهشده توسط حوزه پزشکی در مورد درمان بیماری خاص صورت میگیرد.[نیازمند منبع]
اطلاعات مربوط باید به پرونده پزشکی بیمار اضافه شود.
عدم پاسخگویی به درمانهایی که معمولاً مؤثر هستند ممکن است نشاندهنده نیاز به بررسی مجدد تشخیص باشد.
نانسی مکویلیامز پنج دلیل را که ضرورت تشخیص را تعیین میکند، مشخص مینماید:
- تشخیص برای برنامهریزی درمان؛
- اطلاعات موجود در آن مرتبط با پیشآگهی است؛
- محافظت از منافع بیماران؛
- تشخیص ممکن است به درمانگر کمک کند تا با بیمار خود همدلی کند؛
- ممکن است احتمال فرار بیماران ترسیده از درمان را کاهش دهد.[۱۷]
انواع
[ویرایش | اشتراکگذاری]انواع فرعی تشخیصها عبارتند از:
- تشخیص بالینی
- تشخیصی که بر اساس نشانههای پزشکی و علائم گزارششده، به جای آزمایشهای تشخیصی انجام میشود[۱۸]
- تشخیص آزمایشگاهی
- تشخیصی که بهطور قابلتوجهی بر اساس گزارشهای آزمایشگاهی یا نتایج آزمایش است تا معاینه بالینی بیمار. به عنوان مثال، یک تشخیص مناسب برای بیماریهای عفونی معمولاً هم به بررسی علائم و نشانهها و هم نتایج آزمایشهای آزمایشگاهی و ویژگیهای پاتوژن درگیر نیاز دارد.[نیازمند منبع]
- تشخیص رادیولوژی
- تشخیصی که اساساً بر پایه نتایج حاصل از مطالعات تصویربرداری پزشکی استوار است. شکستگیهای ترکه تری (Greenstick) تشخیصهای شایع رادیولوژیک هستند.[نیازمند منبع]
- تشخیص الکتروگرافی
- تشخیصی که بر اساس اندازهگیری و ثبت فعالیت الکتروفیزیولوژیک است.[نیازمند منبع]
- تشخیص آندوسکوپی
- تشخیصی که بر اساس بررسی و مشاهده آندوسکوپی داخل یک اندام توخالی یا حفرهای در بدن است.[نیازمند منبع]
- تشخیص بافتی
- تشخیصی که بر اساس بررسی ماکروسکوپی، میکروسکوپی و مولکولی بافتهایی مانند بیوپسی یا اندامهای کامل استوار است. برای مثال، تشخیص قطعی سرطان از طریق بررسی بافتی توسط یک پاتولوژیست انجام میشود.[نیازمند منبع]
- تشخیص اصلی
- یک تشخیص پزشکی منفرد که بیشترین ارتباط را با شکایت اصلی بیمار یا نیاز به درمان دارد. بسیاری از بیماران دارای تشخیصهای اضافی هستند.[نیازمند منبع]
- تشخیص پذیرش
- تشخیصی که به عنوان دلیل بستری شدن بیمار در بیمارستان ارائه میشود؛ این تشخیص ممکن است با مشکل واقعی یا با تشخیصهای ترخیص که در زمان ترخیص بیمار از بیمارستان ثبت میشوند متفاوت باشد.[۱۹]
- تشخیص افتراقی
- فرایند شناسایی تمام تشخیصهای ممکنی که میتوانند با علائم، نشانهها و یافتههای آزمایشگاهی مرتبط باشند، و سپس رد تشخیصها تا زمانی که یک تعیین نهایی انجام شود.
- معیارهای تشخیصی
- ترکیبی از نشانهها، علائم و نتایج آزمایش است که بالینگر با استفاده از آنها سعی در تعیین تشخیص صحیح دارد. اینها استانداردهایی هستند که معمولاً توسط کمیتههای بینالمللی منتشر میشوند و برای ارائه بهترین حساسیت و ویژگی ممکن در رابطه با وجود یک وضعیت، با استفاده از پیشرفتهترین فناوریها طراحی شدهاند.
- تشخیص پیش از تولد
- تشخیصی که قبل از تولد انجام میشود
- تشخیص طردی
- یک وضعیت پزشکی که وجود آن را نمیتوان با اطمینان کامل از تاریخچه، معاینه یا آزمایش ثابت کرد؛ بنابراین، تشخیص با حذف تمام احتمالات معقول دیگر انجام میشود.
- تشخیص دوگانه
- تشخیص دو وضعیت پزشکی مرتبط اما مجزا یا بیماریهای همراه. این اصطلاح تقریباً همیشه به تشخیص یک بیماری روانی جدی و یک اختلال مصرف مواد اشاره دارد، با این حال، افزایش شیوع آزمایشهای ژنتیکی بسیاری از موارد بیماران مبتلا به چندین اختلال ژنتیکی همزمان را نشان داده است.[۱]
- خودتشخیصی
- تشخیص یا شناسایی شرایط پزشکی در خود شخص. خودتشخیصی بسیار شایع است.
- تشخیص از راه دور
- نوعی از پزشکی از راه دور که بیمار را بدون حضور فیزیکی در یک اتاق با وی، تشخیص میدهد.
- تشخیص پرستاری
- یک تشخیص پرستاری به جای تمرکز بر فرایندهای بیولوژیکی، واکنشهای افراد را به موقعیتهای زندگیشان شناسایی میکند، مانند آمادگی برای تغییر یا تمایل به پذیرش کمک.
- تشخیص به کمک رایانه
- ارائه علائم به رایانه اجازه میدهد تا مشکل را شناسایی کرده و در حد توان خود کاربر را تشخیص دهد.[۲۰][۱] غربالگری سلامت با شناسایی بخشی از بدن که علائم در آن قرار دارند آغاز میشود؛ رایانه یک پایگاه داده را برای بیماری مربوط جستجو کرده و تشخیص را ارائه میدهد.[۲۱]
- بیشتشخیصی
- تشخیص «بیماری» که هرگز در طول عمر بیمار باعث علائم، پریشانی یا مرگ نخواهد شد
- تشخیص سطل زبالهای
- یک برچسب پزشکی یا روانپزشکی مبهم، یا حتی کاملاً جعلی، که اساساً به دلایل غیرپزشکی به بیمار یا بخش پرونده پزشکی داده میشود، مانند اطمینان دادن به بیمار با ارائه یک برچسب رسمیمانند، مؤثر جلوه دادن ارائهدهنده مراقبت، یا کسب تأییدیه برای درمان. این اصطلاح همچنین به عنوان یک برچسب تحقیرآمیز برای تشخیصهای مورد مناقشه، با توصیف ضعیف، بیش از حد استفادهشده، یا با طبقهبندی سؤالبرانگیز، مانند پوچیت و سالخوردگی، استفاده میشود،[نیازمند منبع] یا برای رد کردن تشخیصهایی که معادل پزشکیسازی بیش از حد هستند، مانند برچسبگذاری پاسخهای طبیعی به گرسنگی فیزیکی به عنوان هیپوگلیسمی واکنشی.
- تشخیص گذشتهنگر
- برچسبگذاری یک بیماری در یک شخصیت تاریخی یا رویداد تاریخی خاص با استفاده از دانش، روشها و طبقهبندیهای مدرن بیماریها.
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]- کدهای تشخیص
- گروههای مرتبط با تشخیص
- راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی
- رابطه پزشک و بیمار
- سببشناسی (پزشکی)
- طبقهبندی آماری بینالمللی بیماریها و مشکلات بهداشتی مرتبط (ICD)
- طبقهبندی پزشکی
- راهنمای تشخیص و درمان مرک
- خطای پزشکی
- بیماریشناسی
- تشخیص پرستاری
- بیماریزایی
- آسیبشناسی
- پیشبینی
- تشخیص ژنتیکی پیش از لانهگزینی
- پیشآگهی
- نشانه (پزشکی)
- علامت (پزشکی)
فهرستها
[ویرایش | اشتراکگذاری]منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 3 Wadhwa, R. R.; Park, D. Y.; Natowicz, M. R. (2018). "The accuracy of computer-based diagnostic tools for the identification of concurrent genetic disorders". American Journal of Medical Genetics Part A. 176 (12): 2704–09. doi:10.1002/ajmg.a.40651. PMID 30475443. S2CID 53758271.
- ↑ Sushkova, Olga; Morozov, Alexei; Gabova, Alexandra; Karabanov, Alexei; Illarioshkin, Sergey (2021). "A Statistical Method for Exploratory Data Analysis Based on 2D and 3D Area under Curve Diagrams: Parkinson's Disease Investigation". Sensors. 21 (14): 4700. Bibcode:2021Senso..21.4700S. doi:10.3390/s21144700. PMC 8309570. PMID 34300440.
- ↑ Decision support systems. 26 July 2005. 17 Feb. 2009 <http://www.openclinical.org/dss.html بایگانیشده در ۲۰۲۰-۰۲-۰۲ توسط Wayback Machine>
- ↑ "Diagnostic errors are leading cause of successful malpractice claims". The Washington Post. 2012-04-30. Archived from the original on 2018-12-05. Retrieved 2016-10-31.
- ↑ What is overdiagnosis?. Institute for Quality and Efficiency in Health Care (IQWiG). 20 April 2017.
- ↑ Coon, Eric; Moyer, Virginia; Schroeder, Alan; Quinonez, Ricardo (2014). "Overdiagnosis: How Our Compulsion for Diagnosis May Be Harming Children". Pediatrics. 134 (5): 1013–23. doi:10.1542/peds.2014-1778. PMID 25287462. S2CID 10441386.
- ↑ Gawande, Atul (4 May 2015). "America's Epidemic of Unnecessary Care". The New Yorker.
- ↑ National Academies of Sciences, Engineering, and Medicine (2015). Balogh, Erin P; Miller, Bryan T; Ball, John R (eds.). Improving Diagnosis in Health Care. Washington, DC: The National Academies Press. p. S-1. doi:10.17226/21794. ISBN 978-0-309-37769-0. PMID 26803862.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:نامهای متعدد:فهرست نویسندگان (رده)
- ↑ Johnson, P. E.; Duran, A. S.; Hassebrock, F.; Moller, J.; Prietula, M.; Feltovich, P. J.; Swanson, D. B. (1981). "Expertise and Error in Diagnostic Reasoning". Cognitive Science. 5 (3): 235–83. doi:10.1207/s15516709cog0503_3.
- 1 2 Chan, K. W.; Felson, D. T.; Yood, R. A.; Walker, A. M. (1994). "The lag time between onset of symptoms and diagnosis of rheumatoid arthritis". Arthritis and Rheumatism. 37 (6): 814–20. doi:10.1002/art.1780370606. PMID 8003053.
- ↑ "Edwin Smith Papyrus". Retrieved 2015-02-28.
- ↑ H. F. J. Horstmanshoff, Marten Stol, Cornelis Tilburg (2004), Magic and Rationality in Ancient Near Eastern and Graeco-Roman Medicine, pp. 97–98, Brill Publishers, شابک ۹۰−۰۴−۱۳۶۶۶−۵.
- ↑ Jingfeng, C. (2008). "Medicine in China". Encyclopaedia of the History of Science, Technology, and Medicine in Non-Western Cultures. pp. 1529–34. doi:10.1007/978-1-4020-4425-0_8500. ISBN 978-1-4020-4559-2.
- ↑ "What Would Hipocrates Do?". 23 September 2008. Retrieved February 28, 2015.
- ↑ "Online Etymology Dictionary".
- ↑ Treasure, Wilfrid (2011). "Chapter 1: Diagnosis". Diagnosis and Risk Management in Primary Care: words that count, numbers that speak. Oxford: Radcliffe. ISBN 978-1-84619-477-1.
- ↑ McWilliams, Nancy (2011). Psychoanalytic Diagnosis (2nd ed.). Guilford Press. p. 8. ISBN 978-1-60918-494-0.
- ↑ Graber, Mark L.; Franklin, Nancy; Gordon, Ruthanna (2005-07-11). "Diagnostic Error in Internal Medicine". Archives of Internal Medicine (in English). 165 (13): 1493. doi:10.1001/archinte.165.13.1493. ISSN 0003-9926.
- ↑ "admitting diagnosis". The Free Dictionary.
- ↑ Berner, E. S.; Webster, G. D.; Shugerman, A. A.; et al. (1994). "Performance of four computer-based diagnostic systems". New England Journal of Medicine. 330 (25): 1792–96. doi:10.1056/NEJM199406233302506. PMID 8190157.
- ↑ WebMed Solutions. "Connection between onset of symptoms and diagnosis". Archived from the original on 13 February 2019. Retrieved 15 January 2012.
برای مطالعهٔ بیشتر
[ویرایش | اشتراکگذاری]- پل تیلور، «راهی برای یک شخص بودن» (نقد کتاب سوزان اوسالیوان، عصر تشخیص: آیا برچسبهای پزشکی بیشتر از اینکه مفید باشند به ما آسیب میرسانند؟، انتشارات هچت، مارس ۲۰۲۶، ۳۰۸ صفحه، شابک ۹۷۸ ۱ ۳۹۹۷ ۲۷۶۶ ۲)، لاندن ریویو آو بوکز، جلد ۴۸، شماره ۴ (۵ مارس ۲۰۲۶)، صفحات ۲۳–۲۶.
الگو:Medical terms to describe disease conditions
الگو:پرونده پزشکی
الگو:مراقبتهای بهداشتی
الگو:کنترل مستندات