سلیم یکم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سلطان سلیم اوِل
سلطان امپراتوری عثمانی
Yavuz Sultan I. Selim Han.jpg
نگاره‌ای از چهرۀ سلیم اول
دوران ۱۵۱۲–۱۵۲۰
نام کامل سلطان سلیم اول
لقب(ها) یاوُز
زادگاه آماسیه
پیش از سلطان سلیمان یکم
پس از سلطان بایزید دوم
همسر عایشه حفصه سلطان
دودمان عثمانی
پدر سلطان بایزید دوم
مادر گلبهار سلطان
فرزندان سلیمان اول، شاهزاده اورهان، شاهزاده کرکوت، شاهزاده موسی
دین اسلام

سلطان سلیم یکم (زادۀ ۱۴۶۵ ـ درگذشتۀ ۱۵۲۰)؛ پس از کشتن ولیعهد و برادر دیگرش، پدر بیمار خود بایزید دوم را به‌دنبال کودتایی از سلطنت خلع کرد و خود در سال ۹۱۸ ه‍.ق. (۱۵۱۲ میلادی) به‌جای وی سلطان امپراتوری عثمانی شد. او در میان پنج برادر خود از همه جوان‌تر بود. سلطان سلیم تا سال ۱۵۲۰ میلادی فقط هشت سال سلطنت کرد. او مردی جسور، خونریز و مستبد بود. تاریخ‌نگاران ترک او را «یاووز (یاوُز)» یعنی بُرنده و قاطع و ثابت‌قدم لقب داده‌اند. اروپاییان او را "سهمناک" خوانده‌اند.

گسترۀ عثمانی در زمان سلیم اول

او در مدت سلطنت کوتاه خود، بدون اعلان جنگ و با یورش سازمان‌یافته، به ایران، که در آن زمان پادشاهش شاه اسماعیل صفوی بود، حمله کرد واو را در جنگ چالدران به‌سبب استفاده از کثرت نیرو و توپخانه شکست داد که نتیجهٔ آن، الحاق بخش بزرگی از عراق، کردستان و نیز دیاربکر به سرزمین امپراتوری عثمانی بود، و پس از آن، به‌دلیل علاقه و توجهی که به کشورگشایی در قلب اروپا داشت، از ادامۀ تصرف ایران صرف‌نظر کرد. شایان ذکر است که مطابق شواهد تاریخی، وی علاقه و ارادت خاصی به ایران داشته و آن سرزمین را مقدس می‌پنداشته و هنگام مخاطب قرار دادن سربازان خود، از آنان می‌خواهد که آهسته قدم بردارند، زیرا ایران سرزمین بزرگان است. در آغاز سلطنت سلیم، وسعت امپراتوری عثمانی ۲٫۳۷۵٫۰۰۰ کیلومتر مربع بود، اما بعد از هشت سال سلطنت وی، این وسعت به ۶٫۵۵۷٫۰۰۰ کیلومتر مربع رسید.

توجه به فرهنگ و ادب[ویرایش]

سلیم، با همۀ سنگدلی‌اش، از دانش و ادب بی‌بهره نبود و از تشویق شاعران فارسی‌گوی دریغ نمی‌کرد. خود به فارسی شعر می‌سرود و "سلیم" یا "سلیمی" تخلص می‌کرد. دیوانی مشتمل بر دوهراز بیت فارسی دارد، اما گویا تنها یک بیت شعر به ترکی از او بر جای مانده‌است.[۱] وی علمای دینی و اهل فضل و ادب را گرامی می‌داشت و در مذهب تسنن سخت‌گیر و زودکُش بود.

سلیم، به تاریخ نیز علاقه‌مند بود و به‌رغم سنگ‌دلی، به مصاحبت با عالمان علاقه داشت، به آنان احترام فراوان می‌گذاشت و بسیاری از آنان را به مسئولیت‌های مهم می‌گماشت. وی شاعران و نویسندگان را همراه خود به میدان‌های نبرد می‌برد تا شرح صحنه‌های جنگ را بنویسند یا به نظم درآورند و اشعاری بسرایند تا اخبار و رویدادها را در آن بگنجانند و برای نسل بعد به یادگار بگذارند.

جنگ با صفویان[ویرایش]

مسئلۀ انتقال خلافت از عباسیان به عثمانی‌ها[ویرایش]

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]