سلیم یکم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سلیم یکم
سلطان امپراتوری عثمانی
خادم الحرمین الشریفین
خلیفهٔ مسلمین
امیرالمومنین
پادشاه
فاتح
Yavuz Sultan I. Selim Han.jpg
نهمین سلطان عثمانی
سلطنت۲۴ آوریل ۱۵۱۲ – ۲۲ سپتامبر ۱۵۲۰
پیشینبایزید دوم
جانشینسلیمان یکم
فرماندار ترابوزان
سلطنت۱۴۹۴ – ۱۵۱۱
همسرانحفصه سلطان
عایشه سلطان
فرزند(ها)سلیمان قانونی
شاهزاده اورهان
شاهزاده موسی
شاهزاده کورکود
بیخان سلطان
خاتون سلطان
فاطمه سلطان
شاه سلطان
حفصه سلطان
گوهرخان سلطان
خاندانخاندان عثمانی
پدربایزید دوم
مادرگلبهار سلطان
زادروز۱۰ اکتبر ۱۴۷۰
آماسیه امپراتوری عثمانی
مرگ۲۲ سپتامبر ۱۵۲۰ (۴۹ سال)
چرلو، امپراتوری عثمانی
خاک‌سپاریمسجد یاوز سلیم، فاتح، استانبول
طغرا

سلیم یکم، (زادهٔ ۱۰ اکتبر ۱۴۷۰ _ فوت ۲۲ سپتامبر ۱۵۲۰؛ به ترکی عثمانی؛ سلطان یاوُز سلیم اول) سومین پسر، بایزید دوم از همسرش گلبهار سلطان بود. او پس از کشتن ولیعهد و برادر دیگرش، پدرش را به دنبال کودتایی از سلطنت خلع کرد و در سال ۱۵۱۲ به‌جای پدرش سلطان امپراتوری عثمانی شد و تا پایان سلطنت هشت ساله خود، سرزمین عثمانی را که وسعتش ۲٫۳۷۵٫۰۰۰ کیلومتر مربع بود. بعد از هشت سال به وسع ۶٫۵۵۷٫۰۰۰ کیلومتر مربع رساند. وی بسیار مستبد و خون‌ریز بود و تاریخ نگاران ترک او را «یاووز (یاوُز)» یعنی بُرنده و قاطع و ثابت‌قدم لقب داده‌اند. اروپاییان او را «سهمناک» خوانده‌اند.

دوران شاهزادگی[ویرایش]

شاهزاده سلیم درسن ۱۱ سالگی به فرمان پدرش به ترابزون رفت و تاسال ۱۵۱۰ فرماندار ترابزون بود. او در سال ۱۴۹۳ با عایشه حفصه خانم، دختر منیلی گیرای خان کریمه ازدواج کرد و در سال ۱۴۹۴ پسرشان شاهزاده سلیمان به دنیا آمد. سلیم در سال ۱۵۱۰ مادرش را از دست داد. سلیم بر خلاف برادر بزرگترش که خویی نرم داشت و از جنگ دوری می‌جست، جنگ جو و شجاع بود به همین دلیل سپاه ینی‌چری به طرفداری از وی پرداختند و خواستار سلطنت سلیم شدند و او در سال ۱۵۱۱ علیه پدر و برادرش شورش کرد، او سرانجام در سال ۱۵۱۲ برادرش شاهزاده احمد را شکست داد سپس وارد استانبول شد و پدرش را از سلطنت خلع کرد و خود جانشین او شد، سلیم بعد از به حکومت رسیدن به جنگ با شاهزاده کورکود، برادر دیگر خود پرداخت و در سال ۱۵۱۳ او را شکست داد و پسر خود، شاهزاده سلیمان را به حکمرانی مانیسا منسوب کرد.

سلطنت[ویرایش]

سلیم در آغاز حکومت خود قصد گسترش حکومت داشت، اما در ابتدا باید تشکیلات داخلی‌اش را سازماندهی می‌کرد به‌همین دلیل به تقویت ینی‌چری‌ها پرداخت سپس برای اینکه تهدیدی از جانب اروپا او را تهدید نکند با دولت ونیز و مجارستان پیمان تجاری بست سپس به سمت ایران لشکر کشی کرد و با شکست حکومت صفوی در جنگ چالدران توانست سرزمین‌های عراق و بخش بزرگی از کردستان را به قلمرو خود اضافه کند سپس به سمت شام لشکر کشید و با تصرف شام در سال ۱۵۱۴ به‌سمت مصر روانه شد و در سال ۱۵۱۷ طی جنگ‌هایی مصر را نیز تصرف کرد و به حکومت سلطنت مملوک (مصر) پایان داد. سلطان سلیم با پایان دادن به تصرفاتش، خود را حاکم مطلق جهان اسلام می‌دانست و اولین سلطان امپراتوری عثمانی بود که خود را خلیفه مسلمین خواند.

توجه به فرهنگ و ادب[ویرایش]

سلیم، با همهٔ سنگدلی‌اش، از دانش و ادب بی‌بهره نبود و از تشویق شاعران فارسی‌گوی دریغ نمی‌کرد. خود به فارسی شعر می‌سرود و «سلیم» یا «سلیمی» تخلص می‌کرد. دیوانی مشتمل بر دو هراز بیت فارسی دارد، اما گویا تنها یک بیت شعر به ترکی از او بر جای مانده‌است.[۱] وی علمای دینی و اهل فضل و ادب را گرامی می‌داشت و در مذهب تسنن سخت‌گیر و زودکُش بود.

سلیم، به تاریخ نیز علاقه‌مند بود و به‌رغم سنگ‌دلی، به مصاحبت با عالمان علاقه داشت، به آنان احترام فراوان می‌گذاشت و بسیاری از آنان را به مسئولیت‌های مهم می‌گماشت. وی شاعران و نویسندگان را همراه خود به میدان‌های نبرد می‌برد تا شرح صحنه‌های جنگ را بنویسند یا به نظم درآورند و اشعاری بسرایند تا اخبار و رویدادها را در آن بگنجانند و برای نسل بعد به یادگار بگذارند.

جنگ با صفویان[ویرایش]

سلطان سلیم یکم که شیعیان را کافر می‌دانست و خود را نیز خلیفه تمامی مسلمانان جهان می‌خواند به قصد اشغال کامل ایران با لشکری عظیم به این کشور لشکرکشی کرد. شاه اسماعیل به قصد دفع حمله عثمانیان که پس از فتح دیاربکر مستقیم راه تبریز را در پیش گرفته بودند با جمع‌آوری حدود ۵۰ هزار سرباز در مقابل ۲۰۰ هزار سپاه عثمانی به غرب لشکر کشید و به رغم کمبود نیرو و استفاده سپاه مهاجم از توپخانه در نبرد چالدران (۸۹۳ ه‍. ق) آن چنان دلیرانه فرماندهی کرد و خود در میدان نبرد جنگید که به‌رغم شکست خوردن، نبرد او در زمره نبردهای بزرگ تاریخ و از افتخارات ایرانیان محسوب می‌شود. شایان ذکر است که مطابق شواهد تاریخی، سلیم علاقه و ارادت خاصی به ایران داشته و آن سرزمین را مقدس می‌پنداشته و هنگام مخاطب قرار دادن سربازان خود، از آنان می‌خواهد که آهسته قدم بردارند، زیرا ایران سرزمین بزرگان است.

در این جنگ ۴۹۰۰۰ سرباز ایرانی که تنها از سلاح‌های سرد مانند شمشیر و نیزه استفاده می‌کردند در برابر سپاه دویست هزار نفری عثمانی که مجهز به توپ و تفنگ بود به سختی ایستادگی کرد . کشته شدگان سپاه ایران که 27000 تن تخمین زده شده‌اند در شهر اردبیل در کنار بقعه شیخ صفی الدین به خاک سپرده شدند .ترکان عثمانی در این جنگ قسمت بزرگی از آذربایجان را به اشغال خود درآورند. اشغال بخش‌هایی از آذربایجان توسط عثمانی تا زمان شاه عباس اول ادامه داشت.[۲]

خانواده[ویرایش]

همسران[ویرایش]

  • حفصه سلطان، وی اولین همسر سلطان سلیم و اولین زن در تاریخ عثمانی بود که والده سلطان لقب گرفت و مادر سلیمان قانونی بود.
  • عایشه خاتون، وی دومین همسر سلطان سلیم و پیش از آن همسر برادر متوفی وی شاهزاده محمد بود.

فرزندان[ویرایش]

  • سلطان سلیمان قانونی (تولد ۶ نوامبر ۱۵۹۴ ترابزون – درگذشت مرگ ۶ سپتامبر ۱۵۶۶ سیگتوار، در مقبره سلیمان یکم در مسجد سلیمانیه دفن شد) پسر حفصه سلطان
  • گوهرخان سلطان، (درگذشت استانبول در مقبره سلیم یکم مسجد یاوز سلیم دفن شد) در سال ۱۵۰۹ با اسفندیار اوغلو محمد پاشا ازدواج کرد.
  • حفصه سلطان، (درگذشت ۱۰ ژوئیه ۱۵۳۸ استانبول در مقبره سلیم یکم در مسجد یاوز سلیم دفن شد) در سال ۱۵۱۲ با داماد دوغانیگ احمد پاشا و در سال ۱۵۲۲ با داماد مصطفی پاشا ازدواج کرد.
  • بیخان سلطان، (درگذشت ۱۵۵۹ استانبول، در مقبره سلیم یکم در مسجد یاوز سلیم دفن شد) در سال ۱۵۱۳ با داماد فرهاد پاشا و در سال ۱۵۲۶ با داماد محمد پاشا ازدواج کرد.
  • خاتون سلطان، (درگذشت ۱۵۴۴ استانبول، در مقبره سلیم یکم در مسجد یاوز سلیم دفن شد) در سال ۱۵۱۶ با داماد اسکندر پاشا و در سال ۱۵۲۴ با داماد ابراهیم پاشا ازدواج کرد.
  • فاطمه سلطان (درگذشت ۱۵۶۲ استانبول، در مقبره‌ کارا احمد پاشا دفن شد) در سال ۱۵۱۶ با داماد مصطفی پاشا، در سال ۱۵۲۳ با کارا احمد پاشا و در سال ۱۵۵۶ با خادم ابراهیم پاشا ازدواج کرد.
  • شاه سلطان (درگذشت ۱۵۷۱/۷۲ استانبول، در مقبره سلیم یکم در مسجد یاوز سلیم دفن شد) در سال ۱۵۲۳ با داماد چلبی لطفی پاشا ازدواج کرد.

نگارخانه[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • ریاحی، محمدامین (۱۳۶۹). زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی. تهران: پاژنگ.
  • «جنگ‌های ایران و عثمانی». روزنامهٔ شرق. دریافت‌شده در ۴ شهریور ۱۳۸۶.
  • سیوری، راجر (۱۳۹۱). ایران عصر صفویه. ترجمهٔ کامبیز عزیزی. تهران: نشر مرکز.
  • کتاب تاریخ عثمانی، نوشتهٔ سبحان پاکپور