تسو بویو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از تسو)
هائه تسو
부여 해대소
3rd King of Dongbuyeo
سلطنت7 BCE – 22 AD
ح. 7 BCE
پیشینگوموا
جانشینسقوط امپراتوری
زادهKingdom of Dongbuyeo
درگذشتهح. 7–8 BCE
Kingdom of Dongbuyeo
همسر(ان)سولان
خانداندودمان هائه
پدرگوموا
مادروون هو
تسو بویو
هانگول
هانجا
لاتین‌نویسی اصلاح‌شدهDaeso Wang
مک‌کیون–ریشاورTaeso Wang

پادشاه دائه‌سو یا تسو (۶۰ قبل از میلاد تا ۲۲ بعد از میلاد) پسر اول امپراتور گوموا و برادر شاهزاده یونگ پو و برادر ناتنی شاهزاده جومونگ و همچنین سومین و آخرین امپراتور بویو بود.

زندگینامه

تسو طبق کتاب های تاریخی سامگوک ساگی و سامگوک یوسا فردی سختگیر حیله گر مغز متفکر نظامی و استاد هنرهای رزمی بود گرچه او فرزند بزرگ امپراتور بود و این مقام را مستقیما از پدر دریافت می‌کرد اما گوموا شرط ولیعهد شدن را برای کسی که بزرگترین خدمت به کشور کند را گذاشت. در رقابت برای جانشینی امپراتور با یونگ پو و جومونگ رقابت کرد تسو بارها یونگ پو و جومونگ را تهدید کرد که از رقابت کنار بکشند. امپراتور گوموا به جومونگ علاقه بیشتری داشت و همین باعث حسادت تسو و یونگ پو شد و بارها سعی در از بین بردن او کردند جومونگ که از حیله برادران خود آگاه شده بود با پناهندگان چوسان به جولبون فرار کرد. تسو با دختر فرماندار یانگجو که فرماندار منطقه هیون تو گون بود ازدواج کرد و نفوذ و قدرت بیشتری به دست آورد. او نه از سولان و نه از هیچ‌کدام از همسرانش صاحب فرزند نشد. دربار بویو که اکثرا حامی دائه‌سو بودند او را به عنوان جانشین به امپراتور معرفی کردند که باعث خشم شاهزاده یونگ پو شد. چند ماه بعد به دستور گوموا ارتش بویو به فرماندهی تسو و یونگپو به شهرها و روستاهای مرزی جولبون حمله کردند و بسیاری از نیروهای جومونگ و مردم عادی را کشتند. او بارها با جومونگ جنگید ولی اکثرا شکست خورد در ۲۰ قبل از میلاد گوموا امپراتوری را به تسو واگذار کرد. او با این که نسبت به جومونگ کینه داشت لیکن در اوایل سلطنت با او متحد شد و با کمک هم فرمانداری لیوندانگ را تصرف کردند و بویو قدرت پیشینش را باز یافت، بعد از جومونگ یوری پادشاه گوگوریو شد.مقارن این ایام تسو موفق شد بویو را به اوج قدرت خود برساند،او با افزایش نیروی نظامی اقدام به تجاوز کشور های همجوار نمود، با این که یوری جنگجویی قوی بود اما نتوانست گوگوریو را قوی کند و شورش های مختلفی رخ داد وباعث بی نظمی واشفتگی شد و بویو از این شرایط برای حمله به گوگوریو استفاده کرد که باعث شد مدتی کوتاه تسو بر گوگوریو تسلط پیدا کند که یک ماه بعد توسط بیگوک مورد حمله قرار گرفت و به بویو برگشت.

حرفه

معلوم نیست که او به عنوان پسر ارشد گئوموا (金) به دنیا آمد. در مجموع 7 پسر گئوموا وجود داشت.چون جومونگ ، پسر نامشروع ، بسیار شجاع بود ، دائسو و 6 برادر همگی به جومونگ حسادت می کردند. دائسو از گئوموا خواست که جومونگ را بکشد زیرا جومونگ تبدیل به یک فکر بعدی شد ، اما گئوموا قبول نکرد. با این حال ، دائوسو نقشه کشتن جومونگ را ادامه داد و جومونگ در نهایت از بویئو فرار کرد و گوگوریو را در 37 قبل از میلاد تأسیس کرد. پس از مرگ گئوموا پس از 24 قبل از میلاد ، دائسو بر تخت نشست.

دائسو با گوگوریو دشمنی داشت و با تبادل گروگان در 6 قبل از میلاد آنها را وادار به صلح کرد. پادشاه یوری میونگ ، از ترس قدرت بویئو ، سعی کرد ولیعهد دوجئول را به عنوان گروگان بفرستد ، اما شاهزاده نپذیرفت و مبادله گروگان ها به هم خورد. دائسو با نیروی 50 هزار نفری به گوگوریو حمله کرد ، اما به دلیل تعداد زیاد تلفات بدون موفقیت عقب نشینی کرد. در سال نهم سال میلادی ، از کوگوریو خواسته شد که به گوگوریو بازگردد ، و ولیعهد گوگوریو ، موهیول مذاکره دیپلماتیک کرد و نماینده را مجبور به عقب نشینی کرد. در سال سیزدهم ، گوگوریو دوباره مورد حمله قرار گرفت ، اما مهیول با کمین به هکربانریونگ (鶴 盤 嶺) حمله کرد و بسیار شکست خورد.

در سال بیستم ، دائسو یک کلاغ قرمز با دو بدن اما تنها یک سر به گوگوریو فرستاد و گفت: "کلاغ یک شرکت سیاه است ، اما اکنون نور تغییر کرده و قرمز شده است. این یک نشانه است." با این حال ، پادشاه دیموسین گفت: "سیاه رنگ شمال است ، اما اکنون تغییر کرده و به رنگ جنوب تبدیل شده است. همچنین ، کلاغ قرمز خوش یمن است. اما از آنجا که شما این را دریافت کردید ، اما آن را نداشتید ، آن را برای من ارسال کردید ، بنابراین راهی برای دانستن سرنوشت دو کشور وجود ندارد. " گفته می شود که تسو از پاسخ پادشاه دیموسین شگفت زده و پشیمان شد.

در 21 دسامبر ، پادشاه دیموسین به بویو حمله کرد. در 22 فوریه ، هنگامی که پادشاه دیموسین به قسمت جنوبی بوئیو حمله کرد و در نزدیکی باتلاق گل آلود اردو زد ، پادشاه دائسو بدون اینکه به ارتش گوگوریو فرصتی برای آمادگی بدهد ، حمله ای ناگهانی انجام داد. با این حال ، اسب شاه دائسو در باتلاقی گل آلود افتاد و نمی توانست حرکت کند ، بنابراین توسط گوگوریو گوگوریو سر بریده و کشته شد. حتی پس از کشته شدن دائسو ، ارتش بویو شجاعانه جنگید و ارتش گوگوریو را محاصره کرد و یک پیروزی بزرگ به دست آورد.

پادشاه گالسا ، که کوچکترین برادر شاه دائسو بود ، پیش بینی کرده بود که کشور در آینده سقوط می کند و با حدود 100 نفر فرار می کند. هنگامی که آنها به آمنوکگوک رسیدند ، پادشاه هائوکگوک را در شکار یافتند ، او را کشتند و مردم را بردند و در 22 ماه تقویم قمری پایتخت را در خانواده گالاساسو ایجاد کردند. این کشور گالسا گوک یا گالسا بویو نام دارد.

پسر پادشاه دائسو (從 第 ، پسر عمو) در ژوئیه پنجمین سال پادشاه دائموسین گوگوریو (22 م.) با ده هزار نفر از بویئو تسلیم گوگوریو شد. او گفت: "وقتی پادشاه دائسو مرد و بویو سقوط کرد ، مردم جایی برای مراجعه نداشتند ، و برادر کوچکتر پادشاه دائسو (پادشاه گالسا) فرار کرد و پایتخت را در گالسا مستقر کرد. و دلیل تسلیم را توضیح داد. بنابراین ، پادشاه داگوسین گوگوریو نوارهایی در پشت داشت ، بنابراین نام خانوادگی ناک (絡 氏) را گذاشت و او را به عنوان پادشاه بویو مهر کرد و او را در یئونابو ، گوگوریو ساکن کرد.

جنگ با گوگوریو

دائه‌سو همواره با گوگوریو می جنگید او نیروی نظامی کافی برای حمله به گوگوریو فراهم کرد. قبل از حمله نماینده‌ای نزد یوری امپراطور گوگوریو فرستاد و به او دستور داد تا گروگان‌هایی از خاندان سلطنتی به دانگ بویو بفرستد اما گوگوریو از انجام این کار سرباززد و همین امر باعث جنگ بین گوگوریو و دانگ بویو شد. این رویارویی در سال ۶ بعد از میلاد رخ داد. دائه‌سو یک ارتش ۵۰۰۰۰ نفری را مستقیماً به سوی گوگوریو رهبری کرد اما به دلیل بارش سنگین برف مجبور به عقب‌نشینی شد در نتیجه او می‌بایست برای جبران این شکست مدت ۷ سال انتظار بکشد تا آنچه را که در قبال گوگوریو از دست داده بود دوباره بدست آورد. سپس، در سال ۱۳ بعد از میلاد، دائه‌سو ارتش خود را باردیگر به سوی گوگوریو فرستاد. این بار، موهیول، یکی از شاهزادگان گوگوریو، ارتش گوگوریو را رهبری کرد و با یک کمین طراحی شده نیروهای دائه‌سو را به خاک و خون کشید بطوریکه شخص دائه‌سو و تعداد اندکی از افرادش توانستند جان سالم بدر برده و به سرزمین خود بازگردند. با این دو شکست، اقتصاد دانگ بویو از هم پاشید و هرج و مرج داخلی اجتناب ناپذیر بود.

مرگ

پس از مرگ پادشاه یوری دومین پادشاه گوگوریو، موهیول به تخت سلطنت نشست و خود را دائموسین شاه خواند. دائموسین در سال ۲۲ بعد از میلاد، به بهانه قتل پدرش توسط تسو با بهره گیری از مشکلات بویو درست هفت سال پس از آخرین حمله دائه‌سو به گوگوریو، ارتش را رهبری و به دانگ بویو حمله کرد که و آخرین پادشاه بویو (تسو) را کشت.

دائه سو از هیچ‌کدام از همسران خود صاحب فرزند نشد و به همین دلیل دوجین پسر برادر خود یونگ پو را جانشین خود کرد و او هم پس از مرگ دائه سو خود کشی کرد.اما کمی پس از آن شاهزاده گالسا کوچکترین فرزند امپراتور گوموا موفق شد با جلب حمایت مردم بویو به سلطنت برسد

جستارهای وابسته

پانویس‌ها و منابع