زبان سغدی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
سُغدی از زبانهای ایرانی شاخه شمال شرقی است.
زبان سغدی در آغاز در دره رودخانه زرافشان و نواحی پیرامون رایج بود و بعداً به عنوان زبان میانجی در بخش بزرگی از جاده ابریشم رواج یافت.[۱]
زبان سغدی به عنوان زبان گفتاری و نوشتاری تا سده نهم میلادی فعال بوده و زوال آن پس ازسدهٔ ۱۱ آغاز گردیده است.[۲]
امروزه تنها زبان بازمانده از گویشهای سغدی، زبان یغنابی است که در کوهستانی در تاجیکستان صحبت میشود.[۳]
[ویرایش] سغدی در بخارا
زبان اصلی شهر بخارا پیش از رواج فارسی در این شهر، زبان سغدی بود.
مقدسی در احسنالتقاسيم (ص. ۴۹۱) در مورد زبان سغدی چنین آورده است: "سغدیان را نیز زبانی جدا است که نزدیک به روستائیان بخارا میباشد و چند گونه است که همگی آنها را می فهمند. من پیشوای بزرگوار ابوبکر محمد بن فضل را دیدم که بدان بسیار سخن می راند. کمتر شهری از آنها که یاد کردم، یافت می شود که روستایش زبان جداگانه نداشته باشد."
در زمان فتح بخارا از سوی سعید بن عثمان به سال ۵۶ هجری (۶۷۵ میلادی) و سدهٔ پس از آن نیز زبان بخارا و پیرامون آن سغدی بوده است.[۴]
[ویرایش] تأثیر در فارسی
از وامواژههای سغدی در فارسی میتوان به واژههای آغاز،[۵] ملخ، فغ (در فغفور)، خاتون[۶] [۷]، جغد، لائیدن، آسیمه (در سرآسیمه)، بساک، سنگسار، راغ[۸] اشاره کرد.[۹] پسوند -کَند که در بسیاری از جاینامهای ایرانی دیده میشود نیز واژهای سغدی به معنی دهکده و شهر است.[۱۰] این پسوند را در نام شهرهای مانند تاشکند، سمرقند، یارکند و تازهکند میبینیم. پسوند -کند به همین معنی به زبانهای ترکی نیز وارد شده است.
[ویرایش] منابع
- ↑ اُرانسکی، یوسیف م.، زبانهای ایرانی، ترجمه دکتر علی اشرف صادقی، تهران، انتشارات سخن ۱۳۷۸.
- ↑ سیمالدیناف، دادخدا، (رئیس پژوهشگاه زبان و ادبیات فرهنگستان علوم تاجیکستان)، خوانش تازهای از سرود اهل بخارا، بیبیسی فارسی، پنجشنبه ۲۶ اوت ۲۰۰۴.
- ↑ اُرانسکی، یوسیف م.، زبانهای ایرانی، ترجمه دکتر علی اشرف صادقی، تهران، انتشارات سخن ۱۳۷۸.
- ↑ سیمالدیناف، دادخدا، (رئیس پژوهشگاه زبان و ادبیات فرهنگستان علوم تاجیکستان)، خوانش تازهای از سرود اهل بخارا، بیبیسی فارسی، پنجشنبه ۲۶ اوت ۲۰۰۴.
- ↑ نسیم جنوب
- ↑ Boyle, J.A. "Ḵh̲ātūn." Encyclopaedia of Islam. Edited by: P. Bearman , Th. Bianquis , C.E. Bosworth , E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2008. Brill Online. UNIVERSITEITSBIBLIOTHEEK LEIDEN. 11 March 2008
- ↑ بیبیسی
- ↑ فرهنگ سغدی، سغدی ـ فارسی ـ انگلیسی پدیدآورنده: شهرزاد فتوحی، بدرالزمان قریب ناشر: فرهنگان - ۱۳۸۳.
- ↑ Sogdian Loan-Words in New Persian W. B. Henning Bulletin of the School of Oriental Studies, University of London, Vol. 10, No. 1 (1939), pp. 93-106
- ↑ Barthold, W. "al- Ṣug̲h̲d or al- Sug̲h̲d." Encyclopaedia of Islam. Edited by: P. Bearman , Th. Bianquis , C.E. Bosworth , E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2008. Brill Online. UNIVERSITEITSBIBLIOTHEEK LEIDEN. 11 March 2008
| شاخه | زبانهای ایرانی غربی |
| شمال غربی |
باستان: مادی میانه: پارتی (پهلوی اشکانی) نو: آذری | گیلکی | مازندرانی | تالشی | کردی کرمانجی | کردی سورانی | زازا-گورانی | سمنانی | زبانهای ایران مرکزی | بلوچی[1] | سیوندی |
| جنوب غربی[2] |
باستان: پارسی باستان میانه: پارسی میانه (پهلوی) نو: فارسی | لری | بختیاری | لارستانی | بشاگردی | کمزاری | تاتی اران |
| شاخه | زبانهای ایرانی شرقی |
| شمال شرقی |
باستان: اوستایی[3] میانه: سغدی | خوارزمی | بلخی | سکایی غربی | آلانی | سرمتی نو: آسی | یغنابی (سغدی نو) |
| جنوب شرقی |
میانه: سکایی-تخاری نو: پشتو | زبانهای پامیری | پراچی | ارموری | منجی | یدغه |
| ۱-بلوچی به خاطر مهاجرت گویشورانش، از نظر جغرافیایی به جنوب شرق فلات ایران منتقل شده. ۲-شاخه جنوب غربی را شاخه فارسیتبار نیز میگویند. ۳-بیشتر زبانشناسان، اوستایی را در مرز شاخههای غربی و شرقی دستهبندی میکنند. |

