هبوط

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

هُبوط یا هُبوطِ انسان، مفهومی در دستگاه نظری و آموزه‌های اسلامی، یهودی و مسیحی است. هُبوط به نافرمانیِ انسان در برابرِ خدا و فرستادنِ او به زمین اشاره دارد.[۱][۲]

واژه‌شناسی[ویرایش]

ابن فارس می‌گوید: «هبوط کلمه‌ای است که دلالت بر فرود آمدن می‌کند.»[۳]

ماجرای هبوط[ویرایش]

سرآغاز[ویرایش]

حوّا و آدم به‌عنوانِ نخستین انسان‌ها در باغِ بهشت خوش بودند و می‌زیستند:

«و یَهُوَه‌خدا آدم را امر فرموده گفت: از همهٔ درختانِ باغ بی‌ممانعت بخور. اما از درختِ معرفتِ نیک و بد زنهار نخوری! زیرا روزی که از آن بخوری هر آینه خواهی مُرد.»[۴]

روایتِ قرآنی:

«گفتیم به آدم (ع) و همسرش در بهشت مسکن اختیار بنمایید و از نعمت‌های آن فراوان بخورید؛ ولی نزدیکِ این درخت برای خوردن نشوید؛ زیرا از ستمکاران خواهید بود.»[۵][۶]

درخت[ویرایش]

تورات، درخت را درختِ شناختِ نیک‌وبد و دانائی می‌داند. برخی روایاتِ اسلامی نیز آنرا درخت گندم یا انگور یا انجیر دانسته‌اند.[۷]

وسوسه‌گر[ویرایش]

در اندیشهٔ یهودی، مارِ بهشتی موجودی‌ست که آدم و حوّا را وسوسه می‌کند:

«.. و مار از همه حیواناتِ صحرا که یَهُوَه‌خدا ساخته بود هوشیارتر بود و به زن گفت: آیا خدا حقیقتاً گفته است که از همهٔ درختانِ باغ نخورید؟! زن به مار گفت: از میوه و درختان باغ می‌خوریم، لکن از میوهٔ درختی که در وسطِ باغ است، خدا گفت از آن مخورید! آن را لمس مکنید! مبادا بمیرید!.. مار به زن گفت: هر آینه نخواهید مُرد، بلکه خدا می‌داند در روزی که از آن بخورید چشمانِ شما باز شود و مانندِ خدا دانای نیک و بد خواهید بود.»[۸]

اما در اندیشه‌های اسلامی، این موجود ابلیس است.

نافرمانی و پی‌آمدِ آن[ویرایش]

حوّاوآدم از آنچه خداوند گفته بود سر پیچیدند و پی‌آمدِ این نافرمانی، آشکار شدنِ برهنگیِ آنان یا آگاهی یافتنِ آنان به برهنگیِ خود بود. پس از آن؛ آدم توبه می‌کند و یَهُوَه‌خدا هم وی را می‌بخشد اما آثارِ برهنگی و گناهِ نخستین بر آنان باقی می‌ماند و از بهشت نیز فرو می‌افتند.

«... پس از میوه‌اش گرفته بخورید و به شوهر خود نیز داد و او خورد. آنگاه چشمانِ هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند که عریان‌اند. پس برگ‌های انجیر به هم دوخته سترها برای خویشتن ساختند.»[۹]

پس از نافرمانی، مار و حوّا و آدم به روشی مجازات می‌شوند:

مجازاتِ مار[ویرایش]

«پس یَهُوَه‌خدا به مار گفت: چونکه این کار کردی، از همهٔ جانوران و از همهٔ حیواناتِ صحرا ملعون‌تر هستی! [پس] بر شکمت راه خواهی رفت و تمام روزهای عمرت خاک خواهی خورد.»[۱۰]

مجازاتِ حوّا و آدم[ویرایش]

«و به زن گفت: درد و حمل تو را بسیار افزون گردانم. با درد فرزندان خواهی زایید و اشتیاقِ تو به شوهرت خواهد بود و او بر تو حکمرانی خواهد کرد.»[۱۱]

تورات گفتارِ خداوند با آدم را نیز چنین به تصویر می‌کشد:

«و به آدم گفت: “چونکه سخنِ زوجه‌ات را شنیدی و از آن درخت خوردی –که امر فرموده گفتم از آن نخوری– پس به سببِ تو زمین ملعون شد و تمامِ روزهای عمرت از آن با رنج خواهی خورد. خار و خس نیز برایت خواهد رویانید و سبزه‌های صحرا را خواهی خورد؛ و به عرقِ پیشانی‌ات نان خواهی خورد تا هنگامیکه به خاک بازگردی که از آن گرفته شدی؛ زیرا که تو خاک هستی و به خاک خواهی برگشت. و آدم زنِ خود را حوّا نام نهاد زیرا که او مادرِ همهٔ زندگان است. و یهُوَه‌خدا لباس‌ها برای آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید. و یهُوَه‌خدا گفت: همانا انسان از آن جهت که خوب و بد را می‌فهمد مثلِ ما شده است»[۱۲]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. هبوط
  2. هبوط، علی شریعتی، مجموعه آثار شماره ۱۳، تهران: چاپخش، ۱۳۶۰
  3. ابن فارس، معجم مقائیس اللغة، ج۶، ص۳۰.
  4. تورات، سفرِ پیدایش، ۱۴:۳–۱۹
  5. سوره بقره، آیه 35
  6. http://tadabbor.org/?page=tadabbor&SOID=2&AYID=35
  7. http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4227/8005/104951/قصّه-حضرت-آدم(ع)
  8. تورات، سفرِ پیدایش، ۳: ۱–۹
  9. سفر پیدایش۳: ۶–۷
  10. سفر پیدایش، ۴: ۱۴ و ۱۵
  11. سفر پیدایش، ۴: ۱۶.
  12. سفر پیدایش، ۴: ۱۷ تا ۲۲.