هالو زال

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

زال علاءالدین‌وند بختیاری شُهره به هالو زال از شخصیت‌های معنویِ مردم بختیاری محسوب می‌شود. هالو زال گذشته از جایگاهِ خانوادگیِ خود نمادی از فرزانگی و دوراندیشی در ایل بختیاری است و میانِ بختیاری‌ها نقشی همچون زالِ اسطوره‌ای در شاهنامه را به‌عهده دارد.

خانواده[ویرایش]

هالو زال فرزندِ آرستم علاءالدین‌وند، شخصیتی تاریخی و هم‌زمان با دورهٔ محمدشاه قاجار است.[نیازمند منبع]

شهرت[ویرایش]

شهرتِ وی به‌دلیلِ تحذیر و پیش‌بینیِ قتل‌عامِ نامدارخان و سرانِ بهداروند، پیش از رویاروییِ خونبار با جعفرقلی خان است که منجر به سال‌ها جنگ و نا آرامیِ داخلی در بختیاری گردید. ایشان اگرچه نتوانست مانعِ قتل‌عامِ نامدارخان و همراهانش شود، اما با گریختنِ خود و دو کودکِ همراهِ نامدارخان به ادامهٔ حیاتِ سیاسیِ خانوادهٔ کشته‌شدگان کمک می‌کند.

قتل‌ِ نامدارخان بختیاروند و همراهان[ویرایش]

درسالهای ۲۱–۱۲۲۰ خورشیدی و پس از اوجگیریِ جنگ میانِ دورکی و بختیاروند، نامدارخان منجزی بختیاروند اقتدار و شجاعتی از خود در بختیاری بروز داد که باعث محبوبیت وی شد. اما این شجاعت و محبوبیت باعث آن نگردید تا طایفه راکی از کینه و قصاص آنادعلی راکی فرزند طهماسب خان بگذرند. بعد از اختلافی که میان جعفرقلی خان بختیاروند و نامدارخان منجزی روی داد (هر دو خان بختیاروند بودند)، جعفرقلی خان به تحریک دایی‌های خود (فرزندان طهماسب خان راکی) و به قصد شکست رقیب تصمیم به دفع نامدارخان گرفت. باید یادآور شد که همچنان سرانجام خونین این برادرکُشی در پرده‌ای از ابهام است. اما از آنجا که در خاطرات گذشتگان از نامدارخان به نیکی یاد می‌شود، بعید بوده که وی قصد کُشتن جعفرقلی خان را داشته است.

از طرفی دیگر با تمام خاطرات بجای مانده از جنگ‌ها و درگیری‌های ایلیِ جعفرقلی خان نیز نمی‌توان به قطعیت گفت که وی نیز چنین قصدی داشته، اما با سوء تفاهمی که به آن دچار شده بود، مرتکب چنین عملی گردید.

نامدارخان به نصایحِ هالو زال مبنی بر عدمِ اعتماد و دوستی با جعفرقلی خان گوش می‌دهد و چادری را در نزدیکی دو چادر دیگر برپا می‌کند و اسلحه‌ها را برای حملهٔ احتمالی در آنجا پنهان می‌نماید اما به رسمِ قولی که داده بود، اسلحه‌ای حمل نمی‌کند. از طرفی دیگر، خبرچینان و دشمنان هر دو به جعفرقلی خان خبر می‌دهند که نامدارخان چادری پر از اسلحه را در کنار دو چادر مهمانی برپا کرده و قصدِ کشتار آنان را دارد. هنگامی که جعفرقلی خان و همراهانش به نزدیکی چادرهای بر پاداشتهٔ نامدارخان در گردنهٔ کوه چال بلوطک می‌رسند (در سرآستان پیرمحمود در اندیکا)، با دیدنِ چادری که در کنار چادرهای مهمانی برپاست شکش به یقین تبدیل می‌شود و تصمیم به قتلِ نامدارخان می‌گیرد.

سرنوشتِ عالیورانِ بابادی[ویرایش]

در این واقعه 7نفر ازطایفه عالیور"احمد سمالی"" نیز مهمان نامدارخان بودند. گفته شده نامدارخان در حالیکه رو به جان دادن بود از جعفرقلی خان می‌خواهد عالیوران را که مهمانند نکشند، اما آنان نیز به قتل می‌رسند.

هالو زال در فولکلور بختیاری[ویرایش]

اشعار و داستان‌هایی در فرهنگ فولکلور مردم بختیاری در موردِ وی ساخته شده و چندی ترانه با صدای خوانندگان بزرگ بختیاری همچون بهمن علاءالدین برای وی خوانده شده است.

هالو زال خُـو اِگُوهه، مَگُوین و مَخَندیناسبونتونِ زین کُنین، یَراق بِوَندین
هالو زال خُـو اِگُوهه، بِس بِگرین گوشاسبونتونِ زین کُنین، خُوتون یَراق‌پوش
سُواری ز دیر اِیاه، اُردیس به دیندادَروازِنِه بگُشین، بگُوینِس بفرما
سُواری ز دیر اِیاه، اُردیس به دینِسلامِردُونِ فَرش کُنین، سی بنشینِس
سُوارون به رَه اِیان، مَیلِ خُراسُوننُمدارخُون شُل‌شُل کُنه، رِ وانیاسُون
نُمدارخُون شُل‌شُل کُنه، به سَرِ کَوشاکَدباریک بالابُلَند، داره تَماشا
نُمدارخُون شُل‌شُل کُنه، به سَرِ گیوَهکَدباریک بالابُلَند، داره گِریوَه
یَه دَستُم به چُو چادر، سلام به زُونُمشُراوی کُر اَسَد، تَش وَند به جونُم
یَه دَستُم به جلوت، خان خُوش اُوَیدیکی دیده وا دَست نَیان، نُمدار و عیدی
سَرآستون و زیرآستون، هَمِس گَشتُمعَمدُم کِرد جعفرقلی، قَطار نَبَستُم
سَرآستون و زیرآستون، چُل چُلِ بَرد بَردنُمدارخون قَطار نَبَست، یَه پَر ز کار وَند
هالو زال به پُشت مال، بُـور کرده تیمارهَشار کرد به نُمدارخُون، نَـوید خَـوَردار
کاشکی که سه روز پیش، بیدُم خَـوَر دارچپ و راست جنگ بکردُم، چی پار و پیرار
کاشکی که پیشتر ز یُـو، خَـوَر بویدُم دستم به تفنگ برَهد، نَـر وَر بُـریدُم
خان قلی، جعفرقلی، کُرِ اَسَدخُونمُو گُدُم، جنگ نیکُنی اَمسال زِمستُون
لامِردُونِ فَرش کُنین، ز گُلِ خاش‌خاشمَگُوهین نُمدار لُـره، بِگُوین قزلباش
لامِردُونِ فَرش کُنین، ز گُلِ قالیکُجه رَهد نُمدار دَلـُّو، جاس مَنده خالی
سَرآستون و زیرآستون، ایل به گُدارهنُمدارخُون مُنجزی، شَرّاک سُواره
سَرآستون و زیرآستون، ایل به شُلُوهنُمدارخُون مُنجزی، سی جنگ کَلُوه
لامِردون فَرش کُنین، قالیچه هانهکی دیده مهمُـون کُشه، حُـونه خُـدانه
آفَـرَج مَکُشین، که لُـرزِنیهبکُشین نُمدارخُـونه، که مُنجزیه
کُشتنه نُمدار کَـلُو، نَـر شیرِ هَیلاندشمنون شادی کُنن، به ایلِ بی خان
وَیدی بی به مهمونی، کَج کُن به حُونهخُومه کُشتی، نکُشی عالیوَرُونه
مَحمُسَین گُلاله سُهر، بَوو نَدیدهدیدُمس به پُشت پیر، سَرس بُریده
ماه پسند مَینانه کَند، وَندس به گَردنمَحمُسَین مَکُشین، زینس به پَرده
ماه پسند مَینانه کَند، وَندس به مُل شُونمَحمُسَین مَکُشین، زینس به دُرغوُن
بارِالله بِم برَسوُن، تُفنگ قَطارهبَساکُم به دَر کُنُم، تیپِ سُـواره
اَلهی کُـرِ غَـریب، ریش تِـردنیدَهسُـوارون بهداروند، سَـرها بُـریدَه
سَـرآستونَـه بِگِـرین، دینِـه کُـلُـونَـهبِگِـرین و مَکُشین، نُمدار دَلـُّـونَـه
سَرآستون و زیرآستون، چُل چُلِ بَرد بَردداد ز دست علی صالح، مُون کُمیت زَرد
سَرآستون و زیرآستون، آستون به آستوُنتیپ سوار بهداروند، زال مَند به جاسوُن
سَرآستون و زیرآستون، چُل چُلِ زَورُونتیپ سُوار بهداروند، رَهدن به دَورُون

آرامگاه[ویرایش]

آرامگاهِ هالو زال دارای کوشکی فرو ریخته و معماری معمولی است. با بالا آمدن آب رودخانه کارون و گسترش دریاچه سد گتوند علیا، آرامگاه تاریخی زال علادین وند بختیاری منیز در محل زیر کوه هارنیِ کلاً در منطقه آبماهیک که برای عشایر منطقه از اهمیت فراوانی برخوردار است، در معرض نابودی و غرق شدن قرار گرفته است.[۱]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ایبنانیوز. «آرامگاه حالوزال و راههای «آبماهیک» غرق می‌شود». ایبنانیوز، سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۴۳. 

پیوند به بیرون[ویرایش]