اسیوند

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

اسیوند یا اوسیوند، طایفه‌ای از ایل بختیاری در جنوب غربی ایران است، که بر پایه نمودار سازمانی طوایف بختیاری، از شاخه هفت‌لنگ و از باب دورکی می‌باشد.

طایفه اسیوند پیش از یکجانشین شدن عشایر در ایران، مانند تمامی طایفه‌های ایل بختیاری، هر ساله به ییلاق و قشلاق، می‌پرداختند. قشلاق (گرمسیر) این طایفه، در استان خوزستان، در شهرستان لالی و روستاهای ططر آباد، خواجه آباد، بنه میر، حرنوک و اوسیلا، همچنین ییلاق (سردسیر) طایفه اسیوند، در استان چهارمحال و بختیاری در جونقان، چلیچه، کاج و روستاهای آلیکوه(زادگاه زنده یاد مهندس هسته اینعمت اله کریمی )، زرمیتان، قلعه رشید، قلعه درویش، رستم آباد،بهشت آباد،اوگرمه، حی به کیف و چال گورو قرار داشت.

طایفه اسیوند از ۶ تیره (شعبه یا انشعاب) اصلی تشکیل شده‌است، که عبارتند از: خواجه، (از ۲ تش (شاخه) فولادی و تاجپور) پِل، (از ۲ تش پل گپ یا عالیپور و پل کوچک) گاودوش (از ۳ تش جهانبین، هزاریان و حسین‌وند)، شهماروند، بردین (از ۳ تش زردوند، حاجی‌پور و شاهرخ‌وند) و مرغایی. (این تیره با نام خراسانی نیز شناخته می‌شود. واژه مرغاو یا همان مرو، نام پیشین خراسان بوده‌است. این گروه در زمان نادرشاه به منطقه بختیاری کوچیده‌اند.)

  • توضیحات تکمیلی :
  • موضوع؛ "معنی کلانتر و، وظایف آن در ایل بختیاری"؛

کلانتریعنی؛ ریس شهر_صاحب اختیارشهر وناظم. لغت؛؛؛((کلانتر)) مانند ((مارشال))، یک لغت لاتین هست که از کشورهای غربی مانند آمریکا، و مکزیک که در آن مناطق به (حاکمان دهکده ها، روستاها، و شهرها، گفته میشد، و العان هم در برخی کشورها مانند آمریکا هر ایالت یک کلانتر دارد که رییس پلیس ایالتی آنجا محسوب می‌شود) این لقب و منصب، در دوران قاجاریه وارد ایران شد؛ که شخص کلانتر از سوی ایلخان منصوب میشد و دارای حکم حکومتی بوده(حکم‌های رسمی کلانتری سر در آن‌ها نشان شیر خوشید داره و ذکر شده در عنوان بالای آن؛ ٭٭٭وزارت کشور فرمانداری نظامی شهر کرد و بختیاری ،داخلش ایلخان ذکر میکنه؛؛ به موجب این حکم آقای فلانی...،را به عنوان کلانتر طایفهٔ فلان منصوب میکنم٭٭٭_اما حکم غیررسمی هم وجود دارد که قدیمی ترند؛ بدون نشان شیر و خورشید...،و با دستخط خود ایلخان نوشته میشده و با مُهر مخصوص ایلخان در زیر حکم) در بختیاری کلانتر نماینده ایلخان بوده که هر کدام در طایفهٔ خودش وظیفهٔ حل مشکلات و اختلافات مردم را بر عهده داشته.  دوران صفوی بزرگان طوایف را کیخا(کدخدا)مینامیدند!!! ‌ درايل‌ بزرگ بختياري‌، طايفه‌ نقش‌ سياسى‌ دارد و به‌ هنگام‌ جنگ‌ و ستيز به‌ منزلة يك‌ گروه‌ِ واحد بر مى‌خيزند. از اين‌ رو، اعضاي‌ طايفه‌ يكديگر را اساساً بر پاية منافع‌ مشترك‌ كه‌ مهم‌ترين‌ آن‌ قلمرو و سرزمين‌ است‌ مى‌شناسند، طايفه‌ را كلانتر، تيره‌ را كِخا(كدخدا) و تش‌ و اولاد را ريش‌ سفيد اداره‌ مى‌كردند، كلانتر طايفه‌ كه‌ او را خان‌ مى‌ناميدند، مسئول‌ اداره امور طايفه‌، جمع‌آوري‌ ماليات‌، تأمين‌ سپاه‌ به‌ هنگام‌ جنگ‌، كدخدا منشى‌ در رفع‌ اختلافها ميان‌ اعضاي‌ طايفه‌ با يكديگر و يا با اعضاي‌ طايفه‌هاي‌ ديگر، سازماندهى‌كوچ‌ و استقرار در اردوگاهها بوده‌ است‌. او از سوي‌ ايلخان‌ بختياري‌ به‌ كلانتري‌ طايفه‌ منصوب‌ مى‌شد. كدخدايان‌ طايفه‌ از سوي‌ كلانتر و به‌ تأييد ايلخان‌ يا مستقيماً از سوي‌ ايلخان‌ انتخاب‌ و به‌ اين‌ كار گمارده‌ مى‌شدند. در سلسله‌مراتب‌ رهبري‌،مقام‌ ريش‌سفيدي‌،افتخاري‌ بود و ريش‌ سفيدان‌ از سوي‌ اعضاي‌ تش‌ و اولاد برگزيده‌ مى‌شدند( كدخدايى‌ و كلانتري‌ معمولاً جنبة موروثى‌ داشت‌ و پس‌ از مرگ‌ هر كدخدا و كلانتر، پسر او، يا در صورت‌ نداشتن‌ پسر، برادر او به‌ اين‌ مقامها گمارده‌ مى‌شد،  دالمانى‌ در سفرنامه‌اش‌ كدخدا - رئيس‌طايفه‌هاي‌ كوچك‌ (تيره‌) - را مسئول‌ كوچهاي‌ ساليانه‌، رسيدگى‌ به‌ امور حقوقى‌ جزئى‌ و منازعات‌ و برقرار كردن‌ صلح‌ و سازش‌ در ميان‌ دو طرف‌ منازعه‌ دانسته‌ است‌. او مى‌نويسد: كدخدا مطيع‌ امر خان‌ است‌ و با ياري‌ او نظم‌ و امنيت‌ را در تيرة خود برقرار مى‌كند. قبلاً كدخدايان‌ را خانها انتخاب‌ مى‌كردند؛ اما اكنون‌ (در زمان‌ هنري‌ دالمانى‌) كدخدايى‌ در خانواده‌ها موروثى‌ است‌. هانری رنه دالمانی کتابدار، تاریخ‌نگار، هنرشناس آذینی فرانسوی بود. از برای دلبستگی بسیارش به وسیله‌های عقیقه، سفرهایی به کشورهای مشرق زمین انجام داد، مناطق بختیاری نشین انجام داد.

منابع[ویرایش]

  • عکاشه، اسکندر. تاریخ ایل بختیاری به کوشش فرید مرادی. تهران، ۱۳۶۵
  • نیکزاد امیرحسینی، کریم. شناخت سرزمین بختیاری. اصفهان، ۱۳۵۴

▪ سردار ظفر بختیاری . یاداشتها و خاطرات سردار ظفر