بختیاروند

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

بختیاروَند در ساختار اجتماعی ایل بختیاری به یکی از چهار باب تشکیل‌دهنده شاخه هفت‌لنگ اطلاق می‌گردد. سرهنری راویلسون سفرنامه نویس و مترجم کتیبه‌های کرمانشاه در کتاب خود می‌نویسد که در منطقه مرکزی قوم لر نه باب و مجموعه زندگی می‌کنند که نام آنها بختیاریست اما این نام را همگی از یک باب به ارث برده‌اند و در گذشته تنها به آنها لر بزرگ گفته می‌شد. نفوذ و قدرت باب بختیاروند منجر شد تا به مجموعه نه باب لر مرکزی بختیاری گفته شود.

ایل بختیاری به دو شاخه اصلی هفت‌لنگ و چهارلنگ تقسیم می‌شود.[۱] شاخه هفت‌لنگ از ۴ باب (رده) تشکیل شده‌است که بختیاروند یکی از آن‌ها بشمار می‌آید.[۲] باب بختیاروند از چندین طایفه تشکیل شده‌است. بختیاروند نباید با طایفه بهداروند اشتباه گرفته شود؛ زیرا طایفه بهداروند، تنها یکی از طوایف تشکیل‌دهنده باب بختیاروند محسوب می‌شود.

خاستگاه قومی[ویرایش]

حمدالله مستوفی، در کتاب تاریخ گزیده به مهاجرت گروهی از طوایف، از جمله بختیاری‌ها از جبل‌السماق، در حلب، واقع در غرب شام به لرستان، اشاره می‌کند.[۳][۴][۵]

سازمان طایفه[ویرایش]

بختیاروند به یک باب از ایل بختیاری اطلاق می‌شود. در تقسیم‌بندی این باب، چندین طایفه مشاهده می‌گردد.

بختیاروند به طایفه‌های زیر تقسیم می‌شود:[۶]

پراکندگی جغرافیایی[ویرایش]

بختیاروندها و طوایف آن، در مناطق ییلاقی؛ چهارمحال و بختیاری و قسمتی از منطقه بازفت و مناطق قشلاقی؛ دهستان‌های سوسن سرخاب، اندیکا، شیمبار، لالی، منطقه گتوند و سواحل رود کارون در استان خوزستان پراکنده‌اند.[۷] نواحی ییلاقی و قشلاقی بهداروندها، بین شهرستان‌های ایذه، شوشتر، مسجدسلیمان، فریدون‌شهر، لنجان، شهرکرد و فارسان قرار دارند. بسیاری از طوایف بهداروند هم‌اکنون یکجانشین شده‌اند؛ مثلاً در شهر فارسان فامیل مالکی که از بنیانگذاران این شهر می‌باشند، از طایفه علاالدین وند ایل بهداروند می‌باشند که حدود دو قرن پیش در این شهر نخستین بار سکنی گزیده‌اند.


جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «Bakhtyārī». دانشنامه بریتانیکا. دریافت‌شده در 3-25-2014. تاریخ وارد شده در |تاریخ بازبینی= را بررسی کنید (کمک)
  2. http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=660. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  3. راولینسن، هنری. سفرنامه، ترجمهٔ اسکندر امان اللهی بهاروند، تهران:۱۳۶۲. (ص.۱۴۵-۱۴۶)
  4. حمدالله مستوفی. تاریخ گزیده، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران:۱۳۳۹ (ص.۵۴۰-۵۴۱)
  5. شاهسوار، فرهاد (۱۳۹۲). «مقایسه آنالیز ژنوتیپی KIR/HLA در جمعیت‌های لر و ایرانی» (PDF). یافته.
  6. «Iran Almanac and the Book of Facts». Echo of Iran. ۱۹۷۰.
  7. لایارد، هنری. سیری در قلمرو بختیاری و عشایر بومی خوزستان، ترجمهٔ مهراب امیری، تهران، ۱۳۷۱. (ص.۴۹، ۵۴، ۵۵)

منابع[ویرایش]

  • امیراحمدیان، بهرام. ایل بختیاری، تهران:۱۳۷۸
  • دیگار، ژان پیر. فنون کوچ‌نشینان بختیاری، ترجمهٔ اصغر کریمی، مشهد:۱۳۶۶
  • راولینسن، هنری. سفرنامه، ترجمهٔ اسکندر امان‌اللهی بهاروند، تهران:۱۳۶۲
  • رئیسی، داراب. اسدخان بهداروند بختیاری معروف به شیرکش، ذخایر انقلاب، تهران:۱۳۶۹
  • عکاشه، اسکندر. تاریخ ایل بختیاری، به کوشش فرید مرادی، تهران:۱۳۶۵
  • جین راف گارثویت، تاریخ سیاسی، اجتماعی بختیاری، ترجمهٔ مهراب امیری، تهران:۱۳۷۳
  • لایارد، هنری. سیری در قلمرو بختیاری و عشایر بومی خوزستان، ترجمهٔ مهراب امیری، تهران:۱۳۷۱