نیک و بد (خیر و شر)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
در بسیاری از ادیان، فرشتگان بعنوان موجوداتِ نیک توصیف و شناخته شده‌اند.

نیک و بد در دین، اخلاق و فلسفه یک دوگانگیِ شایع است. در فرهنگ‌های با نفوذِ مذهبی مانندِ آیین مانوی و دین ابراهیمی، بد معمولاً به عنوان مخالف و متضاد خوبی است و همیشه نیکی باید پیروز شود و بدی را باید شکست داد.[۱]

نیکی[ویرایش]

امر نیک در فلسفه، چیزی است که مهم و ارزشمند باشد یا چیزی که در طبیعت، مثبت یا مطلوب باشد.[۲] موضوعات (چیزها)، افراد، ایده‌ها و کردارها می‌توانند نیک باشند. بسیاری از فیلسوفان و پژوهندگانِ فلسفه، در موردِ معانیِ نیکی اندیشیده و ایده‌هایی دارند. نیکی یک ارزش است.

ارزشِ نیکی در فلسفه[ویرایش]

نیکیِ فلسفی همیشه نیک است. حتی اگر هیچ‌یک از مردم به وجودِ آن آگاه نباشند. محصولاتِ فلسفی همیشه خوب هستند چون خوبی را در درونِ خود دارند.

جنگِ نیک و بد در مزدیسنا[ویرایش]

در مزدیسنا باور بر این است که در طبیعت دو نیروی متضاد خیر (سپنتا مینو - اثر روشنی) و شر (انگره مینو - اثر تاریکی) وجود دارد که همواره در حال نبرد با یکدیگرند.

اهریمن[ویرایش]

نوشتار اصلی: اهریمن

اهریمن موجودی بدنهاد است. اهریمن پلیدی است و برای از بین بردن نیکی تلاش می‌کند ولی چون دون و پست مایه‌است و اهورامزدا آگاه بر هر چیز است پس سرانجام در پایان کار اهریمن نابود شده و اورمزد بر او چیره می‌شود و کار جهان یکسره به نیکی خواهد گرایید. در این میان، انسان و امشاسپندان و دیگر ایزدان (فرشته‌ها) و موجودات نیک (مزداآفریده) که همگی آفریدهٔ اهورامزدا هستند در مبارزه با دئوه‌ها (دیوها) که موجودات و پدیده‌هایی اهریمنی هستند در تلاشی کیهانی برای پیروزی نیکی بر بدی هستند. اهریمن را در پارسی اهرِمن هم می‌گویند. می‌توان او را همتای شیطان در باورهای سامی دانست.

نیروهای همزادی که در اندیشه انسان پدیدار می‌شوند مخالف نیستند، همگی در هستی انسان نیک اند و قابل ستایش. این انسان است که با اندیشه خود موجب دگرگونی در این هستی می‌شود. همان گونه که آذرگشسب این دو گوهر یعنی نیکی و بدی را مینوی می‌داند و با اندیشه انسان پیوسته می‌خواند زیرا سنجش نیک و بد با اندیشه انسان است و وجود خارجی ندارد.[۳] یعنی نیکی جز سنجش فکری چیز دیگری نیست.

سپنتامینیو[ویرایش]

نوشتار اصلی: سپنتا مینو

سپنتا مینو به معنی خرد مقدس است. انگره مینو یا خرد خبیث در برابر آن قرار دارد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Paul O. Ingram, Frederick John Streng. Buddhist-Christian Dialogue: Mutual Renewal and Transformation. University of Hawaii Press, 1986. P. 148-149.
  2. «What Defines Good? (Philosophy)». Webster’s dictionary. 
  3. فیروز آذرگشسب - گاتا سرودهای زرتشت - انتشارات فروهر ۱۳۵۱ - صفحه ۱۳۷، ۱۳۸ و ۱۳۹.

منابع[ویرایش]

  • Atkinson, Philip. Recognising Good And Evil from ourcivilisation.com
  • Aristotle. Nicomachean Ethics. 1998. USA: انتشارات دانشگاه آکسفورد. (1177a15)
  • Bentham, Jeremy. The Principles of Morals and Legislation. 1988. Prometheus Books.
  • Dewey, John. Theory of Valuation. 1948. University of Chicago Press.
  • Durant, Ariel and W. Durant. The Lessons of History. 1997. MJF Books. (p72)
  • Garcia, John David. The Moral Society — A Rational Alternative to Death. 2005. Whitmore Publishing.
  • Griffin, James. Well-Being: Its Meaning, Measurement and Moral Importance. 1986. Oxford: Oxford University Press.
  • Hume, David. A Treastise of Human Nature. 2000. Oxford: Oxford University Press.
  • Hurka, Thomas. Perfectionism. 1993. Oxford: Oxford University Press.
  • Kant, Immanuel. Groundwork of the Metaphysic of Morals. 1996. Cambridge University Press. Third section, [446]-[447].
  • Kierkegaard, Søren. Either/Or. 1992. Penguin Classics.
  • Rawls, John. A Theory of Justice. 1999. Belknap Press.
  • Romero, Rhys. "Just Being a Student". 2009. Austin Student Press.