پرش به محتوا

فلسفه موسیقی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

فلسفه موسیقی شاخه‌ای از فلسفه و زیبایی‌شناسی است که به پرس بنیادین دربارهٔ ماهیت، معنا و ارزش موسیقی می‌پردازد. این حوزه تلاش می‌کند تا به درک عمیق‌تری از چیستی موسیقی، چگونگی تأثیر آن بر احساسات و ذهن انسان، و جایگاه آن در فرهنگ و زندگی بشر دست یابد.[۱] پرسش‌های اساسی در این رشته شامل این موارد است: «موسیقی چیست؟»، «رابطه میان موسیقی و احساسات چگونه است؟»، «موسیقی چه معنایی را منتقل می‌کند؟» و «یک اثر موسیقایی دقیقاً چه نوع موجودی است؟».[۲]

تاریخچه

[ویرایش]

دوران باستان

[ویرایش]

ریشه‌های فلسفه موسیقی به یونان باستان بازمی‌گردد. فیثاغورس و پیروانش معتقد بودند که موسیقی بازتابی از هماهنگی بنیادین کیهان است و اعداد، اساس این هماهنگی را تشکیل می‌دهند. آن‌ها بر این باور بودند که فواصل موسیقایی از نسبت‌های عددی ساده‌ای پیروی می‌کنند و این نظم ریاضی، کلید درک ساختار عالم است.[۳] افلاطون در کتاب «جمهور»، موسیقی را ابزاری قدرتمند برای تربیت و شکل‌دهی به روح شهروندان می‌دانست. او معتقد بود که هر نوع موسیقی (هر گام و ریتم) تأثیر اخلاقی (ethos) متفاوتی بر روح انسان دارد و بنابراین، برخی از انواع موسیقی برای جامعه مفید و برخی دیگر زیان‌بار هستند. به همین دلیل، او بر ضرورت نظارت دولت بر موسیقی و استفاده از آن برای پرورش فضیلت در شهروندان تأکید می‌کرد.[۴] ارسطو نیز در کتاب «سیاست»، به تأثیر موسیقی بر روح پرداخت و مفهوم «کاتارسیس» یا پالایش روانی را مطرح کرد. از نظر او، موسیقی می‌تواند با برانگیختن هیجاناتی چون ترس و ترحم، به تزکیه روح و آرامش درونی شنونده کمک کند.[۵]

قرون وسطی تا عصر روشنگری

[ویرایش]

در قرون وسطی، فیلسوفانی مانند آوگوستین و بوئتیوس، موسیقی را در چارچوب الهیات مسیحی تفسیر می‌کردند. بوئتیوس موسیقی را به سه دسته تقسیم کرد: موسیقی کیهانی (musica mundana)، موسیقی انسانی (musica humana) و موسیقی ابزاری (musica instrumentalis). در این دیدگاه، موسیقی زمینی تنها انعکاس ناقصی از هماهنگی الهی و آسمانی بود.[۶] در عصر روشنگری و قرن هجدهم، با ظهور زیبایی‌شناسی به عنوان یک رشته فلسفی مستقل، تمرکز بر تجربه سوبژکتیو و لذت حاصل از هنر بیشتر شد. ژان-ژاک روسو موسیقی را زبان احساسات می‌دانست که به طور مستقیم با روح انسان سخن می‌گوید. در مقابل، ایمانوئل کانت در کتاب «نقد قوه حکم»، موسیقی را «لذت‌بخش‌ترین» هنرها اما در عین حال «پایین‌ترین» آن‌ها از نظر فرهنگی می‌دانست، زیرا معتقد بود موسیقی صرفاً با احساسات گذرا سروکار دارد و کمتر از هنرهایی مانند شعر، به مفاهیم عقلانی می‌پردازد.[۷]

قرن نوزدهم و فرمالیسم

[ویرایش]

قرن نوزدهم شاهد یک چرخش مهم در فلسفه موسیقی بود. در واکنش به دیدگاه‌های رمانتیک که موسیقی را زبان احساسات می‌دانستند، ادوارد هانسلیک، منتقد موسیقی اهل وین، نظریه فرمالیسم را مطرح کرد. او در کتاب تأثیرگذار خود «درباره زیبایی در موسیقی» (۱۸۵۴) استدلال کرد که زیبایی موسیقی در خودِ فرم آن—یعنی در ملودی، هارمونی و ریتم—نهفته است و نه در احساساتی که ممکن است برانگیزد یا بیان کند. از نظر هانسلیک، محتوای موسیقی، «فرم‌های صوتی در حرکت» است (tönend bewegte Formen).[۸] این دیدگاه تأثیر عمیقی بر فلسفه موسیقی در قرن بیستم گذاشت و بحث‌های فراوانی را برانگیخت. در همین دوره، فیلسوفانی چون آرتور شوپنهاوئر موسیقی را عالی‌ترین هنر می‌دانستند که نه بازتاب پدیده‌های جهان، بلکه تجلی مستقیم «اراده»—یعنی ذات بنیادین واقعیت—است.[۹]

قرن بیستم و رویکردهای معاصر

[ویرایش]

در قرن بیستم، فلسفه موسیقی با ظهور مکاتب فلسفی جدید مانند پدیدارشناسی، فلسفه تحلیلی و نظریه انتقادی، بسیار متنوع‌تر شد. تئودور آدورنو، از فیلسوفان مکتب فرانکفورت، موسیقی را از منظر اجتماعی و سیاسی تحلیل می‌کرد و معتقد بود که موسیقی مدرن (مانند آثار آرنولد شونبرگ) می‌تواند با به چالش کشیدن ساختارهای متعارف، پتانسیل انتقادی و رهایی‌بخش داشته باشد.[۱۰] از سوی دیگر، فیلسوفانی مانند سوزان لانگر معتقد بودند که موسیقی یک «فرم نمادین» است که ساختار زندگی عاطفی انسان را بدون نام بردن از احساسات خاص، بازنمایی می‌کند.[۱۱] فیلسوفان تحلیلی معاصر مانند پیتر کیوی، جرالد لوینسون و راجر اسکروتن نیز به تحلیل دقیق مفاهیمی چون بیانگری، معنا و هستی‌شناسی آثار موسیقایی پرداخته‌اند.[۱۲]

مسائل بنیادین در فلسفه موسیقی

[ویرایش]

تعریف موسیقی

[ویرایش]

یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌ها در این حوزه، تعریف خود موسیقی است. چه ویژگی‌هایی یک مجموعه از اصوات را به «موسیقی» تبدیل می‌کند؟ آیا سازمان‌دهی اصوات توسط انسان شرط لازم است؟ آیا آثاری مانند «چهار و سی‌وسه» اثر جان کیج که در آن هیچ نتی نواخته نمی‌شود، موسیقی محسوب می‌شوند؟ این پرسش‌ها مرزهای میان موسیقی، صدا و سکوت را به چالش می‌کشند و به بحث‌های عمیقی دربارهٔ ماهیت هنر و نیت هنرمند منجر شده‌اند.[۱۳]

موسیقی و احساسات

[ویرایش]

شاید بحث‌برانگیزترین موضوع در فلسفه موسیقی، رابطه آن با احساسات باشد. موسیقی چگونه می‌تواند احساساتی مانند غم، شادی یا خشم را بیان کند، در حالی که خود فاقد ذهن و عواطف است؟ فیلسوفان دو رویکرد اصلی را در این زمینه مطرح کرده‌اند:

* اِمُتیویسم (Emotivism): این دیدگاه معتقد است که موسیقی احساسات را در شنونده «برمی‌انگیزد» یا القا می‌کند. وقتی می‌گوییم یک قطعه موسیقی غمگین است، یعنی آن قطعه باعث ایجاد حس غم در ما می‌شود.[۱۴]
* کاگنیتویسم (Cognitivism): این رویکرد که توسط فیلسوفانی چون پیتر کیوی توسعه یافته، استدلال می‌کند که موسیقی احساسات را «بیان» می‌کند یا «بازنمایی» می‌کند، نه اینکه لزوماً آن‌ها را در شنونده ایجاد کند. بر اساس این دیدگاه، ما ویژگی‌های بیانی (مانند غم) را در ساختار موسیقی تشخیص می‌دهیم، همان‌طور که چهره غمگین یک سگ را تشخیص می‌دهیم، بدون آنکه خودمان لزوماً غمگین شویم.[۱۵]

معنا در موسیقی

[ویرایش]

آیا موسیقی، به‌ویژه موسیقی بی‌کلام (موسیقی مطلق)، معنایی دارد؟ اگر چنین است، این معنا از چه جنسی است؟ در این باره نیز دو دیدگاه اصلی وجود دارد:

* فرمالیسم: همان‌طور که پیش‌تر ذکر شد، این دیدگاه معتقد است که معنای موسیقی کاملاً درونی و به ساختار و فرم آن محدود است. موسیقی به چیزی خارج از خود ارجاع نمی‌دهد و معنای آن همان روابط میان نت‌ها، ریتم‌ها و هارمونی‌هاست.[۱۶]
* رفرنشیالیسم (Referentialism): این دیدگاه مخالف، معتقد است که موسیقی می‌تواند به مفاهیم، اشیاء، داستان‌ها یا احساساتی در جهان خارج از خود ارجاع دهد. موسیقی برنامه‌ای (Program Music) نمونه بارز این رویکرد است که در آن، آهنگساز سعی دارد یک داستان یا صحنه خاص را از طریق موسیقی روایت کند.[۱۷]

هستی‌شناسی اثر موسیقایی

[ویرایش]

یک «اثر موسیقایی» چیست؟ وقتی از «سمفونی پنجم بتهوون» صحبت می‌کنیم، منظورمان چیست؟ آیا منظور نت‌های نوشته‌شده توسط بتهوون است؟ یک اجرای خاص از آن سمفونی؟ یا همه اجراهای ممکن؟ این پرسش به حوزه هستی‌شناسی هنر مربوط می‌شود.[۱۸] بسیاری از فیلسوفان معتقدند که اثر موسیقایی یک «نوع» (Type) انتزاعی است که اجراهای مختلف، «نمودها» (Tokens) یا نسخه‌هایی از آن نوع هستند. این دیدگاه به ما اجازه می‌دهد که بگوییم اجراهای مختلف، همگی اجرای «یک» اثر واحد هستند، حتی اگر با یکدیگر تفاوت‌هایی داشته باشند.[۱۹]

جستارهای وابسته

[ویرایش]
* زیبایی‌شناسی
* تاریخ موسیقی
* روان‌شناسی موسیقی
* جامعه‌شناسی موسیقی
* موسیقی‌شناسی

منابع

[ویرایش]
  1. Gracyk, Theodore and Andrew Kania, "The Philosophy of Music", The Stanford Encyclopedia of Philosophy (Fall 2021 Edition), Edward N. Zalta (ed.).
  2. Biddle, Ian & Murray, Kirsten (eds.), "The Routledge Companion to Music and Philosophy", Routledge, 2017, Introduction.
  3. Guthrie, W. K. C., "A History of Greek Philosophy: Volume 1, The Earlier Presocratics and the Pythagoreans", Cambridge University Press, 1962, pp. 212-220.
  4. Plato, "The Republic", Book III, 398c-403c. Translated by Benjamin Jowett.
  5. Aristotle, "Politics", Book VIII, Part 7, 1341b35-1342a15. Translated by Benjamin Jowett.
  6. Boethius, "De institutione musica", (Fundamentals of Music), Book I. Translated with introduction and notes by Calvin M. Bower, Yale University Press, 1989.
  7. Kant, Immanuel, "Critique of Judgment", §53. Translated by J.H. Bernard, Macmillan, 1914.
  8. Hanslick, Eduard, "On the Musically Beautiful: A Contribution Towards the Revision of the Aesthetics of Music", Translated by Geoffrey Payzant, Hackett Publishing, 1986.
  9. Schopenhauer, Arthur, "The World as Will and Representation", Vol. 1, §52. Translated by E. F. J. Payne, Dover Publications, 1969.
  10. Adorno, Theodor W., "Philosophy of New Music", Translated by Robert Hullot-Kentor, University of Minnesota Press, 2006.
  11. Langer, Susanne K., "Philosophy in a New Key: A Study in the Symbolism of Reason, Rite, and Art", Harvard University Press, 1942, Chapter 8.
  12. Kivy, Peter, "Sound Sentiment: An Essay on the Musical Emotions", Temple University Press, 1989.
  13. Davies, Stephen, "Definitions of Music", in "The Stanford Encyclopedia of Philosophy", Edward N. Zalta (ed.), 2016.
  14. Matravers, Derek, "Art and Emotion", Oxford University Press, 1998, Chapter 3.
  15. Kivy, Peter, "Introduction to a Philosophy of Music", Clarendon Press, 2002, pp. 30-50.
  16. Hanslick, Eduard, "On the Musically Beautiful", Chapter 3.
  17. Scruton, Roger, "The Aesthetics of Music", Oxford University Press, 1997, Chapter 5.
  18. Goehr, Lydia, "The Imaginary Museum of Musical Works: An Essay in the Philosophy of Music", Oxford University Press, 1992.
  19. Levinson, Jerrold, "What a Musical Work Is", in "Music, Art, and Metaphysics: Essays in Philosophical Aesthetics", Cornell University Press, 1990.

برای مطالعه بیشتر

[ویرایش]

پیوند به بیرون

[ویرایش]