پرش به محتوا

معاهده پاریس (۱۷۶۳)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
معاهده پاریس (۱۷۶۳)
جنگهای جنگ هفت‌ساله در میانهٔ دهه ۱۷۵۰ میلادی
  بریتانیا، پروس، پرتغال، با متحدان
  فرانسه، اسپانیا، اتریش، روسیه، با متحدان
مفادپایان جنگ هفت‌ساله (در آمریکای شمالی با عنوان جنگ فرانسویان و سرخپوستان شناخته می‌شود)
تاریخ امضا۱۰ فوریه ۱۷۶۳ (۱۷۶۳-02-۱۰)
مکان امضاپادشاهی فرانسه پاریس، فرانسه در آغاز دوره مدرن
مذاکره‌کنندگان
امضاکنندگان
گروه‌ها
[[wikisource:Treaty of Paris (1763)}|Treaty of Paris (1763)}]] در ویکی‌نبشته
See also: Treaty of Hubertusburg (1763), معاهده پاریس.

پیمان پاریس که با نام پیمان ۱۷۶۳ نیز شناخته می‌شود، در ۱۰ فوریه ۱۷۶۳ توسط پادشاهی‌های بریتانیای کبیر، فرانسه و اسپانیا، با توافق پرتغال، پس از پیروزی بریتانیای کبیر و پروس بر فرانسه و اسپانیا در طول جنگ هفت ساله امضا شد. به موجب آن، فرانسه تقریباً تمامی مستعمرات خود در آمریکای شمالی و هند را از دست داد. پس از این معاهده انگلستان مبدل به قوی‌ترین کشور دنیا و اسپانیا نیز ضعیف‌تر از گذشته شد.

امضای این پیمان رسماً به درگیری میان فرانسه و بریتانیا بر سر کنترل آمریکای شمالی (جنگی که در ایالات متحده با نام جنگ فرانسه و سرخپوستان شناخته می‌شود) پایان داد و آغازگر دوران برتری جهانی بریتانیا در خارج از اروپا بود.

بر اساس مفاد پیمان، بریتانیا و فرانسه بخش زیادی از سرزمین‌هایی را که در طول جنگ تصرف کرده بودند به یکدیگر بازگرداندند، اما بریتانیا بخش عمده‌ای از مستعمرات فرانسه در آمریکای شمالی را تصاحب کرد. علاوه بر این، بریتانیا تعهد کرد که از آیین کاتولیک رومی در دنیای جدید (قاره آمریکا) حمایت و حفاظت کند.

پروس و اتریش در این پیمان شرکت نداشتند، زیرا آن‌ها پنج روز بعد پیمان جداگانه‌ای به نام «معاهده هابرتوسبورگ» (Treaty of Hubertusburg) را امضا کردند.

تبادل سرزمین‌ها

[ویرایش]

در طول جنگ، بریتانیا موفق شد مستعمرات فرانسوی زیر را تصرف کند:

در طول جنگ، بریتانیای کبیر مستعمرات فرانسه شامل کانادا، گوادلوپ، سنت لوسیا، مارتینیک، دومینیکا، گرنادا، سنت وینسنت و گرنادین‌ها و توباگو، کارخانه‌های فرانسوی (پست‌های تجاری) در هند از جمله چاندرناگور و پوندیچری، ایستگاه تجارت برده در گوره، رودخانه سنگال و شهرک‌های آن و مستعمرات اسپانیایی مانیل (در فیلیپین) و هاوانا (در کوبا) را فتح کرده بود. فرانسه مینورکا و پست‌های تجاری بریتانیا در سوماترا را تصرف کرده بود، در حالی که اسپانیا قلعه مرزی آلمیدا در پرتغال و کولونیا دل ساکرامنتو در آمریکای جنوبی را تصرف کرده بود. [ نیازمند منبع ]

این پیمان بیشتر سرزمین‌ها را به صاحبان اصلی آنها بازگرداند، اما به بریتانیا اجازه داده شد تا دستاوردهای قابل توجهی را برای خود حفظ کند.[۱] فرانسه و اسپانیا تمام فتوحات خود را به بریتانیا و پرتغال بازگرداندند.[۲] بریتانیا مانیل و هاوانا را به اسپانیا و گوادلوپ، مارتینیک، سنت لوسیا، گوره و کارخانه‌های هند را به فرانسه بازگرداند.[۳] در عوض، فرانسه حاکمیت بریتانیا بر کانادا، دومینیکا، گرنادا، سنت وینسنت و گرنادین‌ها و توباگو را به رسمیت شناخت.[۴]

"نقشه ای جدید از آمریکای شمالی" - که پس از معاهده پاریس تهیه شد

فرانسه همچنین نیمه شرقی لوئیزیانا فرانسه را به بریتانیا واگذار کرد؛ یعنی منطقه‌ای از رودخانه می‌سی‌سی‌پی تا کوه‌های آپالاچی.[۵] فرانسه سه ماه قبل، لوئیزیانا را مخفیانه در پیمان فونتن‌بلو به اسپانیا داده بود، اما اسپانیا تا سال ۱۷۶۹ مالکیت آن را به دست نگرفت. اسپانیا فلوریدا را به بریتانیا واگذار کرد.[۶] علاوه بر این، فرانسه کارخانه‌های خود را در هند پس گرفت، اما تحت‌الحمایگان بریتانیا را به عنوان حاکمان ایالت‌های بومی کلیدی هند به رسمیت شناخت و متعهد شد که به بنگال نیرو نفرستد. بریتانیا موافقت کرد که استحکامات خود را در هندوراس بریتانیا (بلیز فعلی) تخریب کند، اما یک مستعمره چوب‌بری را در آنجا حفظ کرد. بریتانیا حق اتباع جدید خود را برای پیروی از مذهب کاتولیک تأیید کرد.[۷]

فرانسه تمام قلمروی خود در سرزمین اصلی آمریکای شمالی به جز قلمرو لوئیزیانا در غرب رودخانه می‌سی‌سی‌پی را از دست داد. فرانسه حقوق ماهیگیری در نیوفاندلند و دو جزیره کوچک سنت پیر و میکلون را حفظ کرد، جایی که ماهیگیران می‌توانستند صید خود را خشک کنند. در عوض، فرانسه مستعمره شکر خود، گوادلوپ، را که از کانادا ارزشمندتر می‌دانست، پس گرفت.[۸] ولتر به طرز بدنامی آکادیا را به عنوان quelques arpents de neige رد کرده بود. (چند هکتار برف).

سؤال کانادا

[ویرایش]
نقشه‌ای که دستاوردهای ارضی بریتانیا پس از پیمان پاریس را با رنگ صورتی و دستاوردهای ارضی اسپانیا پس از انعقاد پیمان فونتن‌بلو را با رنگ زرد نشان می‌دهد

دیدگاه بریتانیایی

[ویرایش]

جنگ در سراسر جهان در جریان بود، اما بریتانیایی‌ها جنگ را بر سر متصرفات فرانسه در آمریکای شمالی آغاز کردند. [۹] پس از بحث طولانی در مورد مزایای نسبی گوادلوپ، که سالانه ۶ میلیون پوند شکر تولید می‌کرد، و کانادا، که نگهداری آن پرهزینه بود، بریتانیای کبیر تصمیم گرفت کانادا را به دلایل استراتژیک نگه دارد و گوادلوپ را به فرانسه بازگرداند.[۱۰] جنگ فرانسه را تضعیف کرده بود، اما هنوز یک قدرت اروپایی بود. لرد بوت، نخست‌وزیر بریتانیا، خواهان صلحی بود که فرانسه را به سمت جنگ دوم سوق ندهد.

اگرچه بریتانیایی‌های پروتستان نگران داشتن این همه رعیت کاتولیک رومی بودند، اما بریتانیای کبیر نمی‌خواست با اخراج یا تغییر اجباری مذهب، فرانسه را عصبانی کند یا اینکه مهاجران فرانسوی کانادا را ترک کنند تا دیگر مستعمرات فرانسوی در آمریکای شمالی را تقویت کنند. [۱۱][۱۲]

دیدگاه فرانسوی

[ویرایش]

برخلاف لرد بوت، وزیر امور خارجه فرانسه، دوک چویزول ، انتظار بازگشت به جنگ را داشت. با این حال، فرانسه برای بازسازی به صلح نیاز داشت.[۱۳] فرانسه ترجیح می‌داد متصرفات کارائیب خود را با تجارت سودآور شکر حفظ کند، نه سرزمین‌های وسیع کانادا که بار مالی سنگینی بر دوش فرانسه بود.[۱۴] دیپلمات‌های فرانسوی معتقد بودند که بدون فرانسه برای کنترل آمریکایی‌ها، استعمارگران ممکن است دست به شورش بزنند. [۱۵] در کانادا، فرانسه خواهان مهاجرت آزاد برای کسانی مانند اشراف بود که حاضر به وفاداری به تاج و تخت بریتانیا نبودند.[۱۶] در نهایت، فرانسه خواستار حمایت از کاتولیک‌های رومی در آمریکای شمالی شد. [ نیازمند منبع ]

پیش‌زمینه

[ویرایش]

جنگ در اروپا

[ویرایش]

سلطه مجدد اتریش بر ایالت ثروتمند سیلزی، که آن را در سال ۱۷۴۸ به پروس واگذار کرده بود، ماشه شروع جنگ‌های ۷ ساله را چکاند. ملکه ماری ترزا با تکیه بر متحدینش (فرانسه، روسیه و…) به سیلزی حمله کرد اما نهایتاً فردریک کبیر، پادشاه پروس، ابتکار عمل را در دست گرفت و در سال ۱۷۵۶ ساکسونی را نیز اشغال کرد.

در نیمه اول جنگ پیروزی با پروس بود. آنها سپاه متحد فرانسه و اتریش را در نبرد رزباخ درهم کوبیدند، اتریش را در نبرد لوئه‌تان (۱۷۵۷) شکست دادند و سال بعد روس‌ها را در زرندورف شکست دادند. در این زمان سوئد وارد جنگ شد و تقریباً تمام اروپا علیه فردریک قیام کرد. در سال ۱۷۵۹ پروس غربی زیر چکمه سربازان روسی بود و آنها وارد برلین شدند. وضعیت پروسی‌ها نابسامان شده بود اما دو عامل به کمکشان آمد. عامل اول حمایت بریتانیا و هانور بود که تا آن نقطه عملاً وارد جنگ نشده بودند و فقط هزینه مالی پروس را تأمین می‌کردند ولی بعد از آن عملاً وارد جنگ با فرانسه شدند. عامل بعدی، عقب‌نشینی روسیه و سوئد در سال ۱۷۶۲ بود. ملکه روسیه، الیزابت، مرد و پسرش پیتر سوم عملاً مرید فردریک از کار درآمد و تصمیم گرفت تا هر چه زودتر با مرادش به صلح برسد.

جنگ در آمریکا

[ویرایش]

جنگ در مهاجرنشین‌های آمریکای شمالی در سال ۱۷۵۴ آغازشد. رقابت‌های بین مهاجرنشین‌های فرانسوی و انگلیسی بر سر ماهیگیری و تجارت بود. فرانسوی‌ها تصمیم گرفتند تا با ساخت چند قلعه به دور مهاجرنشین‌های انگلیسی آنها را محاصره کرده و از پیشروی بیشتر به سمت غرب بازبدارند.

در دو سال آغازین جنگ فرانسوی‌ها و متحدین سرخپوست شان پیروز میدان بودند. در سال ۱۷۵۷ ویلیام پیت جوان‌تر در بریتانیا سکان سیاست خارجی را در دست گرفت و ژنرال جیمز ولف را به فرماندهی سربازان انگلیس در قاره آمریکا برگزید. استراتژی پیت در نهایت با شکست فرانسه به انتها رسید و در دهه ۱۷۶۰ تمام کانادای تحت کنترل فرانسه در دستان بریتانیا بود.

جنگ در هندوستان

[ویرایش]

در تمام قرن هجدهم بریتانیا و فرانسه بر سر سلطه بر هندوستان کشمکش داشتند. در سال ۱۷۵۶ آخرین جنگ این دو قدرت اروپایی در منطقه شبه قاره به سومین جنگ کارناتی معروف شد. جنگهای اول و دوم کارناتی بر سر استان کارناتی در جنوب شرق شبه قاره بود اما جنگ سوم از این حد گذشته و به ایالت بنگال کشیده شد. در سال ۱۷۵۷ رابرت کلیف انگلیسی توانست تأسیسات فرانسه در چانرناگور را فتح کند. او در نبرد پلاسی توانست حکومت بومی بنگال را نیز شکست دهد و منطقه را تحت سلطه بریتانیا درآورد. مهم‌ترین نبرد البته در جنوب اتفاق افتاد. در آنجا با فتح پوندیچری، پایتخت فرانسوی‌ها در هند، در سال ۱۷۶۱ کفه به سمت بریتانیایی‌ها سنگین شد.

صلح

[ویرایش]

جنگ‌های هفت ساله رسماً در سال ۱۷۶۳ تمام شدند. در دهم فوریه عهدنامه پاریس و کمی بعد عهدنامه هابرتوسبورگ بین طرفین درگیری امضاشد. جنگ‌های ۷ ساله در نهایت با افول قدرت فرانسه (در خاک اروپا و آمریکا) و قدرت‌گیری بریتانیا و پروس پایان یافت. بریتانیا فرانسوی‌ها را از آمریکا و هندوستان بیرون راند، قدرت خود را در هندوستان تحکیم بخشید و آن سرزمین به «جواهری در تاج امپراطوری» تبدیل شد. علاوه بر مستعمرات کانادایی فرانسه اسپانیا نیز ناچار شد تا فلوریدا را به بریتانیا واگذار کند. پروس نیز توانست خاک خود را وسعت بخشیده و ایالت سیلزی را از اتریش منفک کرده و به خاک خود ضمیمه کند.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

پیوند به بیرون

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. "The Treaty of Paris ends the French and Indian War". Then again.
  2. Leon, Daniel De (1886). "The Conference at Berlin on the West-African Question". Political Science Quarterly. 1 (1): 103–139. doi:10.2307/2139304. JSTOR 2139304.
  3. Kitchin, Thomas (1778). "The Present State of the West-Indies: Containing an Accurate Description of What Parts Are Possessed by the Several Powers in Europe". World Digital Library. Retrieved 30 August 2013.
  4. "His Most Christian Majesty cedes and guaranties to his said Britannick Majesty, in full right, Canada, with all its dependencies, as well as the island of Cape Breton, and all the other islands and coasts in the gulph and river of St. Lawrence, and in general, every thing that depends on the said countries, lands, islands, and coasts, with the sovereignty, property, possession, and all rights acquired by treaty, or otherwise, which the Most Christian King and the Crown of France have had till now over the said countries, lands, islands, places, coasts, and their inhabitants" – Article IV of the Treaty of Paris (1763) at Wikisource
  5. "...  it is agreed, that … the confines between the dominions of his Britannick Majesty and those of his Most Christian Majesty, in that part of the world, shall be fixed irrevocably by a line drawn along the middle of the River Mississippi, from its source to the river Iberville, and from hence, by a line drawn along the middle of this river, and the lakes Maurepas and Pontchartrain to the sea; and for this purpose, the Most Christian King cedes in full right, and guaranties to his Britannick Majesty the river and port of Mobile, and every thing which he possesses, or ought to possess, on the left side of the river Mississippi, except the town of New Orleans and the island in which it is situated, which shall remain to France, ..." – Article VII of the Treaty of Paris (1763) at Wikisource
  6. Kitchin, Thomas (1778). "The Present State of the West-Indies: Containing an Accurate Description of What Parts Are Possessed by the Several Powers in Europe". World Digital Library. Retrieved 30 August 2013.
  7. {{cite book}}: Empty citation (help)
  8. Dewar, Helen (December 2010). "Canada or Guadeloupe?: French and British Perceptions of Empire, 1760–1783". Canadian Historical Review. 91 (4): 637–660. doi:10.3138/chr.91.4.637.
  9. Monod 2009, pp. 197–98.
  10. {{cite book}}: Empty citation (help)
  11. Calloway 2006, pp. 113–14.
  12. Gough 1992, p. 95.
  13. {{cite book}}: Empty citation (help)
  14. "Treaty of Paris, 1763". Office of the Historian, United States Department of State. Retrieved 26 Aug 2019.
  15. Calloway 2006, p. 114.
  16. (Calloway 2006)

پیوند به بیرون

[ویرایش]